آثار محمدکاظم کاظمی
1.79K subscribers
283 photos
80 videos
39 files
116 links
بایگانی شعرها و مطالب آموزشی محمدکاظم کاظمی

هشتگ #شعر_کاظمی برای شعرهاست
هشتگ #آموزشی_کاظمی برای مطالب آموزشی

کانال اصلی من که مطالب گوناگون را در آن منتشر می‌کنم، با این نشانی است
@mkazemkazemi

ارتباط با گرداننده
@mkkazemi
Download Telegram
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
تصمیم اجازهٔ اقامت جمشیدی‌ها و فیروزکوهی‌ها در بالامرغاب، از سوی محمد خان و سایر رهبران هزاره‌های سنی به‌خوبی استقبال نشد زیرا آن‌ها نیز ارتباط طولانی تاریخی با منطقه داشتند.

🔹 نظر ویراستار
تا جایی که می‌توانیم، جملات را با فعل معلوم بنا کنیم. نگوییم که این چیز از سوی فلان شخص استقبال نشد، بلکه بگوییم که فلان شخص از این چیز استقبال نکرد. مگر جاهایی که عبارت به همان سیاق مجهول بلیغ‌تر باشد.

حاصل ویرایش
محمد خان و سایر رهبران هزاره‌های سنی از تصمیم اجازهٔ اقامت جمشیدی‌ها و فیروزکوهی‌ها در بالامرغاب به‌خوبی استقبال نکردند، زیرا آن‌ها نیز ارتباط طولانی تاریخی با منطقه داشتند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍64
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
در هفته‌های اول ۱۸۸۸ گزارش‌های استخبارات از منابع با اعتماد ادعا می‌کردند که مقامات روسی اسحاق خان را دیده‌اند.

🔹 نظر ویراستار
منظور نویسنده این است که مقامات روسی با اسحاق‌ خان دیدار کرده‌اند. این «دیده‌اند» به جای «دیدار کرده‌اند» در افغانستان به خصوص رایج است. مثلاً می‌گویند «باید فلانی را ببینیم» یعنی با او ملاقات کنیم. ولی این یک متن تاریخی است و نباید ابهام‌ داشته باشد. باید صریح و واضح باشد. من خودم که ویراستار متن بودم در ابتدا متوجه نشدم که منظور از «دیده‌اند» ملاقات است.

حاصل ویرایش
در هفته‌های اول ۱۸۸۸ گزارش‌های استخبارات از منابع با اعتماد ادعا می‌کردند که مقامات روسی با اسحاق خان دیدار کرده‌اند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍4
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
بدبختانه یکی از عواملی که در اوایل مانع اقدامات یا اقدامات مؤثر علیه امیر بود، این بود که برتانیه نمی‌خواست این واقعیت تلخ را بپذیرد که بهترین متحد و مدافع مرزهای هند آنها، زمامداری وحشت بی‌سابقه را در افغانستان آغاز نموده است.

🔹 نظر ویراستار
نوعی از درازنویسی که بسیار رخ می‌دهد، این است که شخص کلماتی مثل «عامل»، «توانستن» و... را به جمله می‌افزاید بدون این که لازم باشد. مثلاً می‌گوید «او بالاخره موفق شد که کار پیدا کند». خوب می‌شد گفت «او کار پیدا کرد». مگر این که سیاق عبارت طوری باشد که «موفقیت» در آن برجسته باشد و ضروری.
حالا در اینجا هم این «عوامل» لازم نیست. لازم بگوییم که این قضیه عامل ایجاد فلان مانع بود. می‌شود گفت که این قضیه مانع فلان چیز شد.

حاصل ویرایش
یکی از موانع اقدامات یا اقدامات مؤثر علیه امیر، این بود که بدبختانه برتانیه نمی‌خواست این واقعیت تلخ را بپذیرد که بهترین متحد و مدافع مرزهای هند آن‌ها، زمامداری وحشت بی‌سابقه‌ای را در افغانستان آغاز آغاز کرده است.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
اقدامات یک‌جانبهٔ این مأموران سبب خشم اهالی گردید و در نیمه‌شب مأموران امیر و محافظان آنها، از سوی میزبانانشان به قتل رسیدند.

🔹 نظر ویراستار
عبارت را می‌شود ساده ساخت و به زبان گفتار نزدیک کرد. فعل‌ها می‌تواند فعل معلوم باشد و عبارت‌هایی مثل «از سوی» در این صورت حذف می‌شوند.

حاصل ویرایش
اقدامات یک‌جانبهٔ این مأموران سبب خشم اهالی شد و آنان در نیمه‌شب، مأموران و محافظانشان را کشتند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍1
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
اگر عبدالرحمان خان تزریق تجهیزات و کمک‌های مالی منظم و فراوان برتانیه را نمی‌داشت، هرگز نمی‌توانست برای بیشتر از دو دهه به حیث زمامدار افغانستان باقی بماند.

🔹 نظر ویراستار
عبارت دوپهلو است و دو معنی را می‌رساند.
۱. بدون این کمک‌ها، او فقط می‌توانست دو دهه زمامدار باشد نه بیشتر. یعنی زمامداری دو دهه، قطعی بود.
۲. بدون این کمک‌ها او نمی‌توانست زمامداری باشد که بیش از دو دهه حکومت کرد. در این حالت این «بیش از دو دهه» توصیفی است برای مدت زمامداری.
منظور از نویسنده، همین شکل دوم است. یعنی او نمی‌توانست مدتی طولانی حکومت کند.

حاصل ویرایش
روشن است که اگر عبدالرحمان خان تزریق تجهیزات و کمک‌های مالی منظم و فراوان برتانیه را نمی‌داشت، هرگز نمی‌توانست دو دهه و بلکه بیشتر، زمامدار افغانستان باقی بماند.

🔻 از نتیجه خیلی راضی نیستم. شاید می‌شد به شکل بهتری هم بیان شود ولی همین مقدار به عقلم رسید.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
4👍1
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
برای امضای پیمان، نادر با ازدواج با دختر ابوالفیض موافقت کرد و خواهر او به برادرزاده‌اش داده شد.

🔹 نظر ویراستار
وقتی در جملهٔ اول چند نام داریم، بهتر است در جملهٔ دوم از ضمیر استفاده نکنیم، مگر این که واضح باشد که ضمیر به چه کسی برمی‌گردد. به خصوص در متن تاریخی که دقت و صراحت کامل می‌طلبد چون مورد مورد استناد واقع می‌شود.
در اینجا مشخص نیست که خواهر چه کسی به برادرزادهٔ چه کسی داده شده است. ظاهراً به نظر می‌رسد که منظور خواهر نادر باشد که به برادرزادهٔ ابوالفیض داده شده است، در حالی که چنین نیست، در واقع خواهرِ آن دختر منظور است، یعنی دختر دوم ابوالفیض به برادرزادهٔ نادر داده شد. چیزی که نمی‌‌شد حتی حدس زد و من این را با توضیحات نویسنده دریافتم.
یک نکتهٔ دیگر را هم بگویم. به نظر می‌رسد این تعبیر که یک دختر به فلان پسر یا مرد داده شد، جالب نیست، چون نوعی داد و ستد را می‌رساند. این نوع بیان از ازدواج در قدیم مرسوم بود ولی اکنون می‌شود عبارت دیگری گذاشت.


حاصل ویرایش
برای امضای پیمان، نادر با ازدواج با دختر ابوالفیض موافقت کرد و دختر دیگر ابوالفیض، به ازدواج برادرزادهٔ نادر درآمد

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍91
✳️ نکته‌های نگارش

من دو بار این عبارت را خواندم و برایم قضیه مبهم بود.
«در واقع به نظر می‏‌رسد امر عبدالرحمان خان در دسمبر ۱۸۸۶ برای ملی‌‏ساختن شماری از وقفیه‌‏های زیارت علی، اسحاق خان را متقاعد ساخت تا کاری برای متوقف‌‏ساختن زیاده‌‏روی‏‌های امیر صورت بگیرد.»

قضیه این بود که من آن «امر عبدالرحمان» را به اشتباه، «امیر عبدالرحمان» می‌‌خواندم و می‌دیدم عبارت معنی نمی‌دهد. «امیر عبدالرحمان اسحاق خان را متقاعد ساخت تا کاری برای متوقف‌ساختن زیاده‌روی‌های امری صورت بگیرد»؟ یعنی چه؟

چرا من این کلمه را اینجا «امیر» می‌خواندم؟ چون در این متن، معمولاً کلمهٔ «امیر» در مورد او بسیار به کار رفته است و چشم من بر حسب عادت، آن را «امیر عبدالرحمان» می‌خواند.

می‌خواهم به این نکتهٔ ظریف اشاره کنم که گاهی کلمات ممکن است در هم‌نشینی با همدیگر، خواننده را به خطا بیندازند و در چنین مواردی می‌شود کلمه را تغییر داد. مثلاً می‌شد نوشت «فرمان عبدالرحمان خان...»

من از این قبیل موارد در متن‌هایی که ویرایش کرده‌ام، بسیار دیده‌ام. باز شاید مثال‌هایی دیگر هم نقل کنم. به هر حال نکته‌ای است که شاید کمتر به آن توجه شده است.

#نگارش
@asarkazemi
👍116
✳️ شریک ساختن

🔻در این سال‌ها کاربرد «شریک ساختن» به معنی به اشتراک گذاشتن یا حتی بیان کردن، بسیار مرسوم شده است و این از غلط‌های رایج روزگار ماست.

🔻شریک یعنی کسی که در امری با ما همدست یا سهیم است. معنی آن در قدیم هم همین بوده است. با این معنی، «شریک شدن» یعنی این که دو نفر در کاری با هم مشارکت یا همدستی می‌کنند. مثلاً شریک شدن در یک معامله یا تجارت یا تولید.

🔻پس شریک ساختن در مورد شخصی که در کاری یا چیزی با ما سهیم می‌شود یا مشارکت می‌کند، درست است. مثل این که بگوییم «در آن لحظات، انگار شریک تنهایی‌اش می‌شدم.» یا
«مرا شریک غم‌هایت بدان.»

🔻اما در مورد چیزی که به مشارکت گذاشته می‌شود یاارائه می‌شود، نمی‌شود گفت آن چیز را شریک ساختیم، بلکه باید بگوییم تقسیم کردیم یا قسمت کردیم، یا بیان کردیم.

🔻پس به جای «دوست نداشتم غصه‌هایم را با کسی شریک کنم.» می‌شود گفت «دوست نداشتم کسی را با غصه‌هایم شریک کنم.»

🔻یا به جای «پیشنهادهایم را با آنان شریک کردم.» می‌توانیم بنویسیم «پیشنهادهایم را به آنان بیان کردم» یا «پیشنهادهایم را به آنان مطرح کردم.»

🔻در پایان یک قاعده را بگویم. هر جا که می‌خواهید کلمهٔ «شریک» به کار برید، ببینید که اگر به جای آن «همدست» یا «سهیم» بیاوریم، درست است یا نه. در همان نمونه‌های بالا، آیا می‌شود گفت «پیشنهادهایم را با آنان همدست کردم» یا «غصه‌هایم را با کسی سهیم کردم»؟

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍113
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
او به احتمال، یکی از نویسندگان رسائل آن جریان فکری به شمار می‌رود.

🔹 نظر ویراستار
در حال ویرایش متنی هستم که در آن به وفور از «به شمار می‌رود» استفاده شده است. باید در نظر داشته باشیم که «به شمار می‌رود» وقتی است که چیزی قطعیت و صراحت نداشته باشد و در اذهان دیگران مطرح باشد.
حالا در این عبارت، این عدم قطعیت را همان «به احتمال» به ما القا می‌کند. پس «به شمار می‌رود» لازم نیست. باید بگوییم «است»
به شمار می‌رود برای وقتی است که آن «به احتمال» را نداشته باشیم.

حاصل ویرایش
۱. او به احتمال، یکی از نویسندگان رسائل آن جریان فکری است.
۲. او یکی از نویسندگان رسائل آن جریان فکری به شمار می‌رود.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍101
✳️ چنانچه / چنان‌که

فرقی است بین این دو کلمه. اولی به معنی «درصورتی‌که» یا «اگر» است و دومی به معنی «آن‌گونه‌که». بسیار، بسیار دیده‌ام که «چنانچه» را به جای «چنان‌که به کار برده‌اند.
🔸 هر جا خواستید بدانید که «چنانچه» اینجا درست به کار رفته است یا نه، معادل آن یعنی «در‌صورتی‌که» را به جایش بگذارید و ببینید که درست معنی می‌دهد یا نه.

🔹 این چند مورد نادرست از کاربرد چنانچه. در همه این موارد باید «چنان‌که» آورد.

🔻 ابن خلدون وقتی از «عمران» می‌گوید، مرادش پویش فرهنگِ یکجانشینی و «حضاره» به معنای مدنیت است، چنانچه گفته است: «اجتماع برای نوع انسان اجتناب ناپذیر و ضروری است».

🔻 ویژگی عمدهٔ آن را به قول دیدرو «تغییردادنِ شیوهٔ اندیشیدن» تشکیل می‌داد، چنانچه کانت شرح داده است: روشنگری خروج انسان از صغارتی است که خود بر خویش تحمیل کرده‌ است.

🔸 در ضمن این نکته را هم عرض بکنم که از نظر نگارش، «چنانچه» به صورت پیوسته توصیه می‌شود و «چنان‌که» با نیم‌فاصله. یعنی همین‌طور که من نوشته‌ام.

#نگارش
@asarkazemi
👍82
آثار محمدکاظم کاظمی
✳️ چنانچه / چنان‌که فرقی است بین این دو کلمه. اولی به معنی «درصورتی‌که» یا «اگر» است و دومی به معنی «آن‌گونه‌که». بسیار، بسیار دیده‌ام که «چنانچه» را به جای «چنان‌که به کار برده‌اند. 🔸 هر جا خواستید بدانید که «چنانچه» اینجا درست به کار رفته است یا نه، معادل…
🔸مواردی از کاربرد درست «چنانچه» که به معنی «اگر» یا «درصورتی‌که» است و این‌ها درست است.

🔻کمتر کسی هست که همهٔ عواطف محبت آمیزش، چنانچه با هم در نظر گرفته شوند، تعادل عواطف خود خواهانه‌اش را برهم نزند.

🔹نکتهٔ مهم در هنگام ویرایش خیلی مراقب باشیم که یک بار به سرمان نزند همه «چنانچه»ها را با جستجو و جایگزینی به «چنان‌که» تبدیل کنیم. باید تک تک انجام شود. ممکن است درست به کار رفته باشد یا ممکن است نقل قول از جایی باشد که حق تصرف در آن نداشته باشیم. مثلاً در شعر یا داستان یا کتاب چاپ‌شدهٔ یک نفر به کاررفته باشد و نقل شده باشد. این را دیگر نمی‌توان اصلاح کرد حتی اگر غلط باشد.

#نگارش
@asarkazemi
2👍1
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
با توجه به همین مسئله است که عشق به «انسان»، سویه‌های اصلی فلسفهٔ مدنی اسپینوزا را تشکیل می‌دهد، مسئله‌ای که یادآورِ آرمان‌های انسان باورانهٔ ارسطوییانِ قرون میانهٔ اسلامی و نوافلاطونیان سال‌های آغازین رنسانس اروپاست.

🔹 نظر ویراستار
گاهی بدون دلیل، دو عبارت را که می‌توانند در دو جملهٔ مستقل بیایند، حالت پایه و پیرو می‌دهیم و در یک جمله با «که» وصل می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم «امسال سال خوبی بود، سالی که من در آن تحصیلم را به پایان بردم.» این جمله می‌تواند چنین تفکیک شود: «امسال سال خوبی بود. من در این سال تحصیلم را به پایان بردم.»
حالا این یک عبارت نسبتاً ساده و کوتاه بود. ولی موردی که در بالا آمده است، بخشی از یک متن فلسفی است و طولانی هم هست. در متن فلسفی درک تک تک جمله‌ها سخت است، چه برسد به این که حالت پایه و پیرو بیابند.

حاصل ویرایش
با توجه به همین مسئله است که عشق به «انسان»، سویه‌های اصلی فلسفهٔ مدنی اسپینوزا را تشکیل می‌دهد. این مسئله یادآورِ آرمان‌های انسان باورانهٔ ارسطوییانِ قرون میانهٔ اسلامی و نوافلاطونیان سال‌های آغازین رنسانس اروپاست.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
2
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
لاک از پیشگامان «نظریهٔ رضایت » به شمار می‌رود، نگرشی فلسفی که از «تحول تدریجی مبنای مشروعیت از حق الهی و حقوق طبیعی در قرون وسطا به رضایت در دوران مدرن» حکایت می‌کند.

🔹 نظر ویراستار
من در چند یادداشت پیش دربارهٔ دو موضوع بیشتر نوشتم، یکی کاربرد «به شمار رفتن» در مواردی که امر قطعی است و دیگری اتصال غیرلازم دو جمله به هم، به صورت پایه و پیرو. در این جمله هر دو اتفاق با هم افتاده است. این مثال خوبی است برای چند یادداشت قبلی «سه‌گانه‌های نگارش»

حاصل ویرایش
لاک از پیشگامان «نظریهٔ رضایت » است. این نگرش فلسفی از «تحول تدریجی مبنای مشروعیت از حق الهی و حقوق طبیعی در قرون وسطا به رضایت در دوران مدرن» حکایت می‌کند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
3👍1
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
لسینگ مدافع پرآوازهٔ رواداری و تساهل بود و در این راستا گام‌های بلندی برداشته و گرایش‌های خودمدارانگارانه را با پرسش مواجه کرده است.

🔹 نظر ویراستار
در اینجا دو جمله با «و» عطف به هم پیوند خورده‌اند و لازم نیست. به نظرم در مجموع بکوشیم که وقتی مقدور است، جملات طولانی را به دو جمله تفکیک کنیم. چرا باید خواننده تا آخر عبارت که حاوی دو جمله است، در تعلیق بماند؟ یک جمله را تمام کنیم، نقطه بگذاریم و جملهٔ بعدی را بیاوریم. آنگاه مخاطب ابتدا پیام جملهٔ‌ قبل را می‌گیرد، به ذهن می‌سپارد و جملهٔ بعد را می‌خواند.

حاصل ویرایش
لسینگ مدافع پرآوازهٔ رواداری و تساهل بود. او در این راستا گام‌های بلندی برداشته و گرایش‌های خودمدارانگارانه را با پرسش مواجه کرده است.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
5
آثار محمدکاظم کاظمی
♻️ سه‌گانه‌های نگارش 🔻 متن اصلی لاک از پیشگامان «نظریهٔ رضایت » به شمار می‌رود، نگرشی فلسفی که از «تحول تدریجی مبنای مشروعیت از حق الهی و حقوق طبیعی در قرون وسطا به رضایت در دوران مدرن» حکایت می‌کند. 🔹 نظر ویراستار من در چند یادداشت پیش دربارهٔ دو موضوع…
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
به همین جهت از تجویزِ راه میانی «گفت‌وگو» سخن می‌گوید و از مواجههٔ اگزوتوپیک در روابطِ «خود _ دیگری» حمایت می‌کند، چیزی که ویلیام کانولی در کتاب این‌همانی/ تفاوت آن را در قالبِ مفهوم «اخلاق استدلالی تربیت » یا «اخلاق مراقبت جدلی » مطرح می‌کند، رویکردی که معطوفِ موازنه میان همانندی و ذره‌انگاری است، چیزی که فلسفهٔ پسامدرن نیز مسیرِ آن را دنبال می‌کند.

🔹 نظر ویراستار
مثالی دیگر از جمله‌هایی که می‌توانستند مستقل از هم باشند، ولی به صورت پایه و پیرو درآمده‌اند، آن هم نه یک بار و نه دو بار، بلکه سه بار. یک بار می‌گوید «چیزی که» باز در نوبت بعد «رویکردی که» و باز دوباره «چیزی که». حاصل هم شده است عملاً یک عبارت به‌هم‌پیوستهٔ ۱۱۰ کلمه‌ای. من این عبارت را به این صورت در سه جمله تفکیک می‌کنم و فقط جملهٔ‌ آخری یک جملهٔ پیرو کوتاه دارد.

حاصل ویرایش
به همین جهت از تجویزِ راه میانی «گفت‌وگو» سخن می‌گوید و از مواجههٔ اگزوتوپیک در روابطِ «خود _ دیگری» حمایت می‌کند. این چیزی است که ویلیام کانولی در کتاب این‌همانی/ تفاوت آن را در قالبِ مفهوم «اخلاق استدلالی تربیت » یا «اخلاق مراقبت جدلی » مطرح می‌کند. این رویکرد معطوفِ موازنه میان همانندی و ذره‌انگاری است، چیزی که فلسفهٔ پسامدرن نیز مسیرِ آن را دنبال می‌کند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
5
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
واسازی آموزه‌های فلسفی این امکان را در اختیارِ دریدا قرار داده بود که به بررسی لایه‌های درونی و نامکشوفِ آن‌ها بپردازد.

🔹 نظر ویراستار
«این امکان را در اختیار او قرار داده بود» و «به بررسی بپردازد» را می‌شود ساده‌تر بیان کرد. عبارات را ساده بسازیم و نزدیک به نحو طبیعی گفتار.

حاصل ویرایش
واسازی آموزه‌های فلسفی، دریدا را قادر ساخته بود که لایه‌های درونی و نامکشوفِ آن‌ها را بررسی کند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
5
در اعراب‌گذاری افراط نکنیم

🔻 اعراب‌گذاری ما باید متعادل و متوازن باشد. فقط جاهایی اعراب‌گذاری کنیم که بیم غلط‌خواندن هست.

🔻واقعاً کسی «است» را چگونه می‌خواهد بخواند اگر «اَست» نخواند؟ این فتحه دقیقاً چه کاری می‌کند؟ یعنی کسی ممکن است «ریحانَه» را چیزی دیگر بخواند؟

🔻حتی گاهی این اعراب‌گذاری اشتباه است. کلمهٔ «مهربان» در واقع «مهرَبان» نیست، همچنان که «پاسبان»، «پاسَبان» نیست و «نگاهبان»، «نگاهَبان» نیست. تلفظ «مهرَبان» با فتحه در حرف «ر» در واقع یک خطای رایج است. حالا می‌گوییم تو «مهرَبان» تلفظ کن، این خطا را نادیده می‌گیریم. ولی چرا فتحه می‌‌گذاری و مخاطب را ملزم به آن خطا می‌کنی؟

🔻و گفتم که اعراب‌گذاری متوازن باشد. به جای این همه فتحه و کسره، خوب بود که «رؤیا» و «مؤمنان» درست نوشته می‌شد. جایی که لازم نیست دقت اضافی می‌کنیم، جایی که لازم است غفلت می‌کنیم.

#نگارش
#اعراب_گذاری

@asarkazemi
👍226
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
موج انفجارهای اصفهان باعث لرزیدن شیشه‌های ساختمان‌ها و باعث شکسته‌شدن آن‌ها شده است.

🔹 نظر ویراستار
نمی‌خواهم قانون تعیین کنم ولی می‌شود گفت که بهتر است ساختارهای ساده‌تری به کار ببریم. مثلاً نگوییم «زلزله باعث تخریب ساختمان شد» بلکه بگوییم «زلزله ساختمان را تخریب کرد.»

حاصل ویرایش
موج انفجارهای اصفهان شیشه‌های ساختمان‌ها را لرزانده و بعضی را شکسته است.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍84
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
تیمور، چنان‌که ذکر آن رفت، از میران‌شاه آزرده بود. علاوتاً گفته می‌شد که او دچار پریشانی حواس شده است.

🔹 نظر ویراستار
در متن‌های تاریخی به نظرم کمتر از ضمیر استفاده کنیم مگر جایی که مرجع ضمیر به صورت قطعی مشخص باشد. از تکرار اسم نپرهیزیم حتی در دو جملهٔ متوالی. چون متن تاریخی یک متن مرجع است و به عنوان سند به آن نگریسته می‌شود. در اینجا این «او» جملهٔ دوم به روشنی مشخص نیست که تیمور است یا میران‌شاه. هرچند به قرینهٔ معنوی و با توجه به عبارت‌های بعد معلوم می‌شود که میران‌شاه است.

حاصل ویرایش
تیمور، چنان‌که ذکر آن رفت، از میران‌شاه آزرده بود. علاوتاً گفته می‌شد که میران‌شاه دچار پریشانی حواس شده است.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍3
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر خون آن بانو را از تیمور درخواست کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف اعلان کرد.

🔹 نظر ویراستار
در متن‌های تاریخی چیز دیگری که باید از آن پرهیز کرد عبارت‌های کنایی یا دوپهلو است. ممکن است ما برای زیبایی کلام از کنایه و استعاره هم استفاده کنیم چنان که در تاریخ بیهقی هم چنین است. ولی خیلی مراقب باشیم که عبارتی به کار بریم که دوپهلو نباشد. در اینجا واضح نیست که «خون آن بانو را درخواست کرد» به معنی ریختن خون اوست، یا بخشیدن خون او. که در اینجا البته دومی منظور است ولی در نگاه اول ممکن است تصور کنیم که درخواست کشتن آن بانو را داشته است.

حاصل ویرایش
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر برای آن بانو درخواست بخشش کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف ساخت.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
@asarkazemi
👍32