♻️ سهگانههای نگارش
🔹متن اصلی
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه نسبت به حادثهٔ کربلا مشتی نمونه از خروار هم نیست.
✳️ نظر ویراستار
اینجا به چند دلیل به نظرم عبارت خوبی انتخاب نشده است. یکی این که «مشت نمونهٔ خروار» کاربرد دیگری دارد و در مواقعی به کار میآید که بخواهیم بگوییم با همین یک نمونه، میشود وضعیت کل را تشخیص داد. اگر نوشته میشد که «مشتی در برابر خروار هم نیست» منطق کلام درست میشد. ولی باز هم به نظرم جالب نبود، چون خود «خروار» با توجه به ریشهٔ این کلمه «خر + وار» (باری معادل توان یک الاغ) بهتر است در مورد کربلا به کار نرود. درست است که ما امروز این کلمه را فقط به عنوان واحد وزن میشناسیم و ریشهٔ آن الزاماً مورد نظر نیست، ولی بالاخره وجود کلمهٔ «خر» در آن، یک مقدار آن را سخیف میسازد و بهتر است در کنار کربلا نیاید. میشد تعبیر دیگری انتخاب کرد که با آن مقام معنوی و ارزشمند هماهنگ باشد، مثلاً «قطره و دریا».
✅ حاصل ویرایش
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریا هم نیست.
یا
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریاست.
و من این دومی را ترجیح میدهم چون جمله حالت اثبات دارد نه نفی. خود «نیست» در اینجا اثر تحقیر نسبت به این حادثه هم دارد. میشود طوری نوشت که هیچسمت قضیه تحقیر نشود.
#نگارش
#سهگانه_های نگارش
@asarkazemi
🔹متن اصلی
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه نسبت به حادثهٔ کربلا مشتی نمونه از خروار هم نیست.
✳️ نظر ویراستار
اینجا به چند دلیل به نظرم عبارت خوبی انتخاب نشده است. یکی این که «مشت نمونهٔ خروار» کاربرد دیگری دارد و در مواقعی به کار میآید که بخواهیم بگوییم با همین یک نمونه، میشود وضعیت کل را تشخیص داد. اگر نوشته میشد که «مشتی در برابر خروار هم نیست» منطق کلام درست میشد. ولی باز هم به نظرم جالب نبود، چون خود «خروار» با توجه به ریشهٔ این کلمه «خر + وار» (باری معادل توان یک الاغ) بهتر است در مورد کربلا به کار نرود. درست است که ما امروز این کلمه را فقط به عنوان واحد وزن میشناسیم و ریشهٔ آن الزاماً مورد نظر نیست، ولی بالاخره وجود کلمهٔ «خر» در آن، یک مقدار آن را سخیف میسازد و بهتر است در کنار کربلا نیاید. میشد تعبیر دیگری انتخاب کرد که با آن مقام معنوی و ارزشمند هماهنگ باشد، مثلاً «قطره و دریا».
✅ حاصل ویرایش
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریا هم نیست.
یا
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریاست.
و من این دومی را ترجیح میدهم چون جمله حالت اثبات دارد نه نفی. خود «نیست» در اینجا اثر تحقیر نسبت به این حادثه هم دارد. میشود طوری نوشت که هیچسمت قضیه تحقیر نشود.
#نگارش
#سهگانه_های نگارش
@asarkazemi
❤10
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
به محض اینکه جنازه و گروه همراه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، ناگهان خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
🔹 نظر ویراستار
چون ادامهٔ عبارت دربارهٔ آن زمان نیست، بلکه دربارهٔ آن گروه همراه با جنازه است، بهتر است جمله با آن گروه شروع شود.
مسئلهٔ دیگر این است که الان عبارت به نوعی است که گویا خود جنازه هم خود را در محاصره دیده است. اینجا هم باید «گروه همراه جنازه» بیاید نه «جنازه و گروه همراه».
کلمهٔ «ناگهان» هم اضافی است چون «به محض اینکه» کار آن را میکند.
✅ حاصل ویرایش
گروه همراه جنازه به محض اینکه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
🔻 متن اصلی
به محض اینکه جنازه و گروه همراه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، ناگهان خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
🔹 نظر ویراستار
چون ادامهٔ عبارت دربارهٔ آن زمان نیست، بلکه دربارهٔ آن گروه همراه با جنازه است، بهتر است جمله با آن گروه شروع شود.
مسئلهٔ دیگر این است که الان عبارت به نوعی است که گویا خود جنازه هم خود را در محاصره دیده است. اینجا هم باید «گروه همراه جنازه» بیاید نه «جنازه و گروه همراه».
کلمهٔ «ناگهان» هم اضافی است چون «به محض اینکه» کار آن را میکند.
✅ حاصل ویرایش
گروه همراه جنازه به محض اینکه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
❤7👍3