آثار محمدکاظم کاظمی
1.78K subscribers
292 photos
81 videos
39 files
119 links
بایگانی شعرها و مطالب آموزشی محمدکاظم کاظمی

هشتگ #شعر_کاظمی برای شعرهاست
هشتگ #آموزشی_کاظمی برای مطالب آموزشی

کانال اصلی من که مطالب گوناگون را در آن منتشر می‌کنم، با این نشانی است
@mkazemkazemi

ارتباط با گرداننده
@mkkazemi
Download Telegram
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
لاک از پیشگامان «نظریهٔ رضایت » به شمار می‌رود، نگرشی فلسفی که از «تحول تدریجی مبنای مشروعیت از حق الهی و حقوق طبیعی در قرون وسطا به رضایت در دوران مدرن» حکایت می‌کند.

🔹 نظر ویراستار
من در چند یادداشت پیش دربارهٔ دو موضوع بیشتر نوشتم، یکی کاربرد «به شمار رفتن» در مواردی که امر قطعی است و دیگری اتصال غیرلازم دو جمله به هم، به صورت پایه و پیرو. در این جمله هر دو اتفاق با هم افتاده است. این مثال خوبی است برای چند یادداشت قبلی «سه‌گانه‌های نگارش»

✅ حاصل ویرایش
لاک از پیشگامان «نظریهٔ رضایت » است. این نگرش فلسفی از «تحول تدریجی مبنای مشروعیت از حق الهی و حقوق طبیعی در قرون وسطا به رضایت در دوران مدرن» حکایت می‌کند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
❤3👍1
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
لسینگ مدافع پرآوازهٔ رواداری و تساهل بود و در این راستا گام‌های بلندی برداشته و گرایش‌های خودمدارانگارانه را با پرسش مواجه کرده است.

🔹 نظر ویراستار
در اینجا دو جمله با «و» عطف به هم پیوند خورده‌اند و لازم نیست. به نظرم در مجموع بکوشیم که وقتی مقدور است، جملات طولانی را به دو جمله تفکیک کنیم. چرا باید خواننده تا آخر عبارت که حاوی دو جمله است، در تعلیق بماند؟ یک جمله را تمام کنیم، نقطه بگذاریم و جملهٔ بعدی را بیاوریم. آنگاه مخاطب ابتدا پیام جملهٔ‌ قبل را می‌گیرد، به ذهن می‌سپارد و جملهٔ بعد را می‌خواند.

✅ حاصل ویرایش
لسینگ مدافع پرآوازهٔ رواداری و تساهل بود. او در این راستا گام‌های بلندی برداشته و گرایش‌های خودمدارانگارانه را با پرسش مواجه کرده است.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
❤5
آثار محمدکاظم کاظمی
♻️ سه‌گانه‌های نگارش 🔻 متن اصلی لاک از پیشگامان «نظریهٔ رضایت » به شمار می‌رود، نگرشی فلسفی که از «تحول تدریجی مبنای مشروعیت از حق الهی و حقوق طبیعی در قرون وسطا به رضایت در دوران مدرن» حکایت می‌کند. 🔹 نظر ویراستار من در چند یادداشت پیش دربارهٔ دو موضوع…
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
به همین جهت از تجویزِ راه میانی «گفت‌وگو» سخن می‌گوید و از مواجههٔ اگزوتوپیک در روابطِ «خود _ دیگری» حمایت می‌کند، چیزی که ویلیام کانولی در کتاب این‌همانی/ تفاوت آن را در قالبِ مفهوم «اخلاق استدلالی تربیت » یا «اخلاق مراقبت جدلی » مطرح می‌کند، رویکردی که معطوفِ موازنه میان همانندی و ذره‌انگاری است، چیزی که فلسفهٔ پسامدرن نیز مسیرِ آن را دنبال می‌کند.

🔹 نظر ویراستار
مثالی دیگر از جمله‌هایی که می‌توانستند مستقل از هم باشند، ولی به صورت پایه و پیرو درآمده‌اند، آن هم نه یک بار و نه دو بار، بلکه سه بار. یک بار می‌گوید «چیزی که» باز در نوبت بعد «رویکردی که» و باز دوباره «چیزی که». حاصل هم شده است عملاً یک عبارت به‌هم‌پیوستهٔ ۱۱۰ کلمه‌ای. من این عبارت را به این صورت در سه جمله تفکیک می‌کنم و فقط جملهٔ‌ آخری یک جملهٔ پیرو کوتاه دارد.

✅ حاصل ویرایش
به همین جهت از تجویزِ راه میانی «گفت‌وگو» سخن می‌گوید و از مواجههٔ اگزوتوپیک در روابطِ «خود _ دیگری» حمایت می‌کند. این چیزی است که ویلیام کانولی در کتاب این‌همانی/ تفاوت آن را در قالبِ مفهوم «اخلاق استدلالی تربیت » یا «اخلاق مراقبت جدلی » مطرح می‌کند. این رویکرد معطوفِ موازنه میان همانندی و ذره‌انگاری است، چیزی که فلسفهٔ پسامدرن نیز مسیرِ آن را دنبال می‌کند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
❤5
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
واسازی آموزه‌های فلسفی این امکان را در اختیارِ دریدا قرار داده بود که به بررسی لایه‌های درونی و نامکشوفِ آن‌ها بپردازد.

🔹 نظر ویراستار
«این امکان را در اختیار او قرار داده بود» و «به بررسی بپردازد» را می‌شود ساده‌تر بیان کرد. عبارات را ساده بسازیم و نزدیک به نحو طبیعی گفتار.

✅ حاصل ویرایش
واسازی آموزه‌های فلسفی، دریدا را قادر ساخته بود که لایه‌های درونی و نامکشوفِ آن‌ها را بررسی کند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
❤5
در اعراب‌گذاری افراط نکنیم

🔻 اعراب‌گذاری ما باید متعادل و متوازن باشد. فقط جاهایی اعراب‌گذاری کنیم که بیم غلط‌خواندن هست.

🔻واقعاً کسی «است» را چگونه می‌خواهد بخواند اگر «اَست» نخواند؟ این فتحه دقیقاً چه کاری می‌کند؟ یعنی کسی ممکن است «ریحانَه» را چیزی دیگر بخواند؟

🔻حتی گاهی این اعراب‌گذاری اشتباه است. کلمهٔ «مهربان» در واقع «مهرَبان» نیست، همچنان که «پاسبان»، «پاسَبان» نیست و «نگاهبان»، «نگاهَبان» نیست. تلفظ «مهرَبان» با فتحه در حرف «ر» در واقع یک خطای رایج است. حالا می‌گوییم تو «مهرَبان» تلفظ کن، این خطا را نادیده می‌گیریم. ولی چرا فتحه می‌‌گذاری و مخاطب را ملزم به آن خطا می‌کنی؟

🔻و گفتم که اعراب‌گذاری متوازن باشد. به جای این همه فتحه و کسره، خوب بود که «رؤیا» و «مؤمنان» درست نوشته می‌شد. جایی که لازم نیست دقت اضافی می‌کنیم، جایی که لازم است غفلت می‌کنیم.

#نگارش
#اعراب_گذاری

@asarkazemi
👍23❤6
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
موج انفجارهای اصفهان باعث لرزیدن شیشه‌های ساختمان‌ها و باعث شکسته‌شدن آن‌ها شده است.

🔹 نظر ویراستار
نمی‌خواهم قانون تعیین کنم ولی می‌شود گفت که بهتر است ساختارهای ساده‌تری به کار ببریم. مثلاً نگوییم «زلزله باعث تخریب ساختمان شد» بلکه بگوییم «زلزله ساختمان را تخریب کرد.»

✅ حاصل ویرایش
موج انفجارهای اصفهان شیشه‌های ساختمان‌ها را لرزانده و بعضی را شکسته است.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍9❤4
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
تیمور، چنان‌که ذکر آن رفت، از میران‌شاه آزرده بود. علاوتاً گفته می‌شد که او دچار پریشانی حواس شده است.

🔹 نظر ویراستار
در متن‌های تاریخی به نظرم کمتر از ضمیر استفاده کنیم مگر جایی که مرجع ضمیر به صورت قطعی مشخص باشد. از تکرار اسم نپرهیزیم حتی در دو جملهٔ متوالی. چون متن تاریخی یک متن مرجع است و به عنوان سند به آن نگریسته می‌شود. در اینجا این «او» جملهٔ دوم به روشنی مشخص نیست که تیمور است یا میران‌شاه. هرچند به قرینهٔ معنوی و با توجه به عبارت‌های بعد معلوم می‌شود که میران‌شاه است.

✅ حاصل ویرایش
تیمور، چنان‌که ذکر آن رفت، از میران‌شاه آزرده بود. علاوتاً گفته می‌شد که میران‌شاه دچار پریشانی حواس شده است.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍4
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر خون آن بانو را از تیمور درخواست کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف اعلان کرد.

🔹 نظر ویراستار
در متن‌های تاریخی چیز دیگری که باید از آن پرهیز کرد عبارت‌های کنایی یا دوپهلو است. ممکن است ما برای زیبایی کلام از کنایه و استعاره هم استفاده کنیم چنان که در تاریخ بیهقی هم چنین است. ولی خیلی مراقب باشیم که عبارتی به کار بریم که دوپهلو نباشد. در اینجا واضح نیست که «خون آن بانو را درخواست کرد» به معنی ریختن خون اوست، یا بخشیدن خون او. که در اینجا البته دومی منظور است ولی در نگاه اول ممکن است تصور کنیم که درخواست کشتن آن بانو را داشته است.

✅ حاصل ویرایش
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر برای آن بانو درخواست بخشش کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف ساخت.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
@asarkazemi
👍6❤2
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔹متن اصلی
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه نسبت به حادثهٔ کربلا مشتی نمونه از خروار هم نیست.

✳️ نظر ویراستار
اینجا به چند دلیل به نظرم عبارت خوبی انتخاب نشده است. یکی این که «مشت نمونهٔ خروار» کاربرد دیگری دارد و در مواقعی به کار می‌آید که بخواهیم بگوییم با همین یک نمونه، می‌شود وضعیت کل را تشخیص داد. اگر نوشته می‌شد که «مشتی در برابر خروار هم نیست» منطق کلام درست می‌شد. ولی باز هم به نظرم جالب نبود، چون خود «خروار» با توجه به ریشهٔ این کلمه «خر + وار» (باری معادل توان یک الاغ) بهتر است در مورد کربلا به کار نرود. درست است که ما امروز این کلمه را فقط به عنوان واحد وزن می‌شناسیم و ریشهٔ آن الزاماً مورد نظر نیست، ولی بالاخره وجود کلمهٔ «خر» در آن، یک مقدار آن را سخیف می‌سازد و بهتر است در کنار کربلا نیاید. می‌شد تعبیر دیگری انتخاب کرد که با آن مقام معنوی و ارزشمند هماهنگ باشد، مثلاً‌ «قطره و دریا».

✅ حاصل ویرایش
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطره‌ای در برابر دریا هم نیست.
یا
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطره‌ای در برابر دریاست.

و من این دومی را ترجیح می‌دهم چون جمله حالت اثبات دارد نه نفی. خود «نیست» در اینجا اثر تحقیر نسبت به این حادثه هم دارد. می‌شود طوری نوشت که هیچ‌سمت قضیه تحقیر نشود.

#نگارش
#سه‌گانه‌_های نگارش
@asarkazemi
❤11
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
به محض این‌که جنازه و گروه همراه به برابر دروازهٔ قلعه می‌رسند، ناگهان خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح می‌بینند.

🔹 نظر ویراستار
چون ادامهٔ عبارت دربارهٔ آن زمان نیست، بلکه دربارهٔ آن گروه همراه با جنازه است، بهتر است جمله با آن گروه شروع شود.
مسئلهٔ دیگر این است که الان عبارت به نوعی است که گویا خود جنازه هم خود را در محاصره دیده است. اینجا هم باید «گروه همراه جنازه» بیاید نه «جنازه و گروه همراه».
کلمهٔ «ناگهان» هم اضافی است چون «به محض این‌که» کار آن را می‌کند.

✅ حاصل ویرایش
گروه همراه جنازه به محض این‌که به برابر دروازهٔ قلعه می‌رسند، خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح می‌بینند.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
❤7👍4
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
احتمال این دیدار را ممکن دانسته...

🔹 نظر ویراستار
«احتمال» یعنی این که ممکن است چنین امری رخ داده باشد. بنابراین ضرورتی به «احتمال» و «ممکن» با هم نیست. اگر «احتمال» را حذف کنیم هم خوب نیست چون در آن صورت کلمهٔ «ممکن» شاید به معنی «امکان‌پذیر» برداشت شود. ولی کلمهٔ «محتمَل» این مشکل را حل می‌کند. «محتمل» یعنی چیزی که احتمالش وجود دارد.

✅ حاصل ویرایش
این دیدار را محتمَل دانسته.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
👍3
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
او خصوصاً مخالفت خود را با فرمان‌های شمارۀ ۶ و۷ که دربارۀ مسائل مالی، تقسیم اراضی و ازدواج فرزندان دختر بود، اعلام کرد

🔹 نظر ویراستار
این جمله در جمله جالب نیست و دریافت پیام را دشوار می‌کند. اینجا در عمل دو پیام داریم. یکی این که او با این فرمان‌ها اعلام مخالفت کرد، دیگر این که این فرمان‌ها در مورد چه بود. می‌شود هر کدام را در یک جمله بگذاریم. خواننده ابتدا پیام اصلی را بگیرد، بعد آن پیام فرعی و تکمیلی را

✅ حاصل ویرایش
او خصوصاً مخالفت خود با فرمان‌های شمارۀ ۶ و۷ را اعلام کرد. این فرمان‌ها دربارۀ مسائل مالی، تقسیم اراضی و ازدواج فرزندان دختر بود.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
❤4
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
هستهٔ مرکزی اندیشۀ او، تقابل با مبانی فلسفۀ سینوی، به‌ویژه ردّ قطعی نظریهٔ «قِدَم عالَم» و نقد تبیین‌های عقلانی معاد و نبوت است.

🔹 نظر ویراستار
عبارت دو معنی دارد. این معنی هم از متن برداشت می‌شود که این «تقابل» به «رد نظریهٔ قدم عالم» هم برمی‌گردد. یعنی شخص با «رد نظریه» نیز تقابل دارد. در حالی که منظور این نیست. شخص با فلسفهٔ سینوی تقابل دارد و به‌ویژه نظریهٔ‌ قدم عالم را هم رد می‌کند.
البته به قرینهٔ معنوی ما می‌دانیم که این دومی منظور است ولی قضیه این است که این یک متن دانشنامه‌ای است و باید دقیق باشد و برداشت‌های دیگر از آن نشود. ما می‌توانیم عبارت را به دو جمله تفکیک کنیم تا واضح باشد.

✅ حاصل ویرایش
هستهٔ مرکزی اندیشۀ او، تقابل با مبانی فلسفۀ سینوی است. او به‌ویژه نظریهٔ «قِدَم عالَم» و تبیین‌های عقلانی معاد و نبوت را به صورت قطعی رد می‌کند.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
رازی که از او با عنوان «فرید غیلانی» یاد می‌کند، برای بحث و گفتگو پیرامون مسألۀ «حدوث عالم»، به دیدار ابن‌غیلان در منزلش که در آن زمان ساکن سمرقند بود، می‌رود

🔹 نظر ویراستار
عبارت در یک جملهٔ طولانی، قدری گنگ و پیچیده بیان شده است. می‌شود با تفکیک دو جمله و یک جابه‌جایی مختصر در اجزا، آن را به این صورت واضح ساخت.

✅ حاصل ویرایش
رازی از ابن‌غیلان با عنوان «فرید غیلانی» یاد می‌کند. او برای بحث و گفت‌وگو دربارهٔ مسئلۀ «حدوث عالم»، به دیدار ابن‌غیلان در منزلش می‌رود که در آن زمان در سمرقند بود.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
بقیهٔ مناطق شمالی، زیرمجموعه حکومت آل کرت بوده است.

🔹 نظر ویراستار
اخیراً کاربرد «زیرمجموعه» به معنی «تحت تسلط» بسیار به کار می‌رود. توجه داشته باشیم که زیرمجموعه در واقع از جنس خود مجموعه است، ولی بخشی از آن است. مثلاً می‌گوییم «عددهای اول، زیرمجموعهٔ عددهای فرد هستند» یعنی این‌ها هر دو، مجموعه‌هایی از عدد است و یکی در دیگری جای می‌گیرد. پس مجموعه و زیرمجموعه هر دو باید از یک جنس باشند.
ولی اینجا «مناطق» و «حکومت» از یک جنس نیستند که یکی زیرمجموعهٔ دیگری باشد.

✅ حاصل ویرایش
بقیهٔ مناطق شمالی، زیر تسلط حکومت آل کرت بوده است.
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
👍2
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
هرچند زادگاه اسحاق بلخ بود، اما او از آنجایی که بخش مهمی از زندگی خود را در بخارا گذراند، در منابع با لقب «بخاری» نیز آمده است

🔹 نظر ویراستار
من با این مسئله بسیار برخورد می‌کنم که عبارت با چیزی شروع می‌شود که در ادامهٔ جمله تمرکز بر آن نیست. در اینجا صحبت با «زادگاه اسحاق» شروع می‌شود و ما انتظار داریم که در ادامه هم این زادگاه مورد بحث باشد. ولی اینجا بحث از خود اسحاق است. پس چرا عبارت با زادگاه شروع شود؟ می‌شود با خود اسحاق شروع شود و به تولد او در بلخ هم که البته در اینجا مهم است، اشاره شود. یعنی عبارت کلاً دربارهٔ شخص باشد با اشاره به زادگاه او.

✅ حاصل ویرایش
اسحاق هرچند متولد بلخ بود، اما از آن‌روی که بخش مهمی از زندگی خود را در بخارا گذراند، در منابع با لقب «بخاری» نیز نام برده شده است
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
👍4❤1
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
در این مجموعه از ۴۲ شاعر در قالب‌های آزاد و سنتی، از قبیل سپید، چهار‌پاره، غزل، مثنوی‌غزل و مثنوی و از هر شاعر بین یک تا سه شعر گرد آمده است.

🔹 نظر ویراستار
در اینجا سه پیام داریم که در هم تنیده شده و در یک جمله بیان شده‌اند. وقتی به «از ۴۲ شاعر» می‌رسیم انتظار داریم که بدانیم قضیه چیست. از ۴۲ شاعر تجلیل شده است؟ از ۴۲ شاعر نام برده شده است؟ از ۴۲ شاعر زندگی‌نامه آمده است؟ آثار آمده است؟ هنوز تکلیف این قسمت روشن نشده، قالب‌های شعر می‌آید و بعد تعداد شعرهای هر شاعر. می‌شود یک پیام را تمام کرد و بعد دیگری را گفت.

✅ حاصل ویرایش
در این مجموعه آثاری از ۴۲ شاعر و از هر شاعر بین یک تا سه شعر گرد آمده است. شعرها در قالب‌های آزاد و سنتی‌اند، از قبیل سپید، چهار‌پاره، غزل، مثنوی‌غزل و مثنوی.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
❤2
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
یکی از غذاهای سنتی هزاره‌جات، بولانی یا پیرکی است.

🔹 نظر ویراستار
این متن ایراد ندارد، مشروط بر این که بحث ما معرفی غذاهای سنتی هزاره‌جات باشد یعنی تمرکز بر انواع غذا باشد. ولی در مطلبی که من در دست دارم، قصد معرفی بولانی است. در این مورد باید بولانی در ابتدا بیاید.

✅ حاصل ویرایش
بولانی یا پیرکی یکی از غذاهای سنتی هزاره‌جات، است.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
👍3❤1
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
بنیاد فرهنگی افغانستان تشکلی فرهنگی است که آن را مرتضی نیک‌زاد، فرماندهان جهادی ولایت لوگر به‌منظور فعالیت فرهنگی در سال ۱۳۸۰ در ایران بنیان نهاد.

🔹 نظر ویراستار
ذهن مخاطب را با ارائهٔ اطلاعات زیاد در یک جمله بمباران نکنیم. در همین یک جمله اینقدر اطلاعات ارائه شده است: این بنیاد یک تشکل فرهنگی است. آن را مرتضی نیک‌زاد بنیان‌گذاری کرده است. این شخص فرمانده جهادی در لوگر بوده است. هدف از این بنیاد فعالیت‌های فرهنگی است. این بنیاد در سال ۱۳۸۰ در ایران تأسیس شده است. لازم نیست همه این‌ها در یک جمله بیاید. بخشی از آن اطلاعات را در یک جمله بگوییم و بخشی را در جمله‌ای دیگر. بگذاریم مخاطب یک نفس تازه کند. یک جمله را بخواند، آن را درک کند و به ذهن بسپارد و به سراغ بقیهٔ اطلاعات برود. من عبارت را در دو جمله تفکیک می‌کنم و در هر کدام بخشی از اطلاعات را که مرتبط با هم هستند می‌آورم. حتی این تفکیک می‌تواند بیشتر هم صورت گیرد.

✅ حاصل ویرایش
بنیاد فرهنگی افغانستان یک تشکل فرهنگی است و در سال ۱۳۸۰ به‌منظور فعالیت‌های فرهنگی در ایران بنیان نهاده شد. بنیان‌گذار آن مرتضی نیک‌زاد از فرماندهان جهادی ولایت لوگر بوده است.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
❤8👍2
♻️ سه‌گانه‌های نگارش

🔻 متن اصلی
آنگاه که اسبان یوسف‌‏زی فربه و باقوّت شدند، به عزم جنگ به‌‏جانب تانه حرکت کردند.

🔹 نظر ویراستار
سعی کنیم فاعل اصلی جمله را در ابتدا بیاوریم. خیلی وقت‌ها ما جمله را با قید زمان شروع می‌کنیم. البته این هم در مواردی کاربرد دارد، مثلاً اگر گفته شود «آنگاه که اسبان یوسف‌زی فربه و باقوت شدند، فلان اتفاق روی داد». اما در اینجا فاعل اصلی «یوسف‌زی» است.

✅ حاصل ویرایش
یوسف‌زی آنگاه که اسبانشان فربه و باقوّت شدند، به عزم جنگ به‏‌جانب تانه حرکت کردند.

#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
❤1