🔹 شعرهای تکراری، در کتابهای یکسان
🔸 محمدکاظم کاظمی
موازی بودن و تداخل داشتن کتابهای شعر همیشه کلافهام میکرده است، به خصوص آنگاه که تعدادی از کتابهای شاعری را برای نقد و ارزیابی تهیه کردهام و دیدهام که در واقع بخشی از هر کتاب، در کتاب دیگری تکرار شده است. این رسم بدی است. شاعر چند مجموعه شعر منتشر میکند، با ساختارهای گوناگون. مثلاً یکی مجموعه غزل است، یکی شعرهای آیینی است، یکی مثلاً گزیدۀ شعرهاست. بعد یک شعر به اعتبار غزل بودن در یکی از این کتابها میآید؛ به اعتبار آیینی بودن در دیگری تکرار میشود و به اعتبار برجسته بودن در گزیده هم میآید. گاهی نیز شاعر از تعدادی از شعرهایش یک کتاب جدید میسازد و به ناشری دیگری میسپارد، یا ناشر چنین درخواستی دارد، که این هم خوب نیست. بالاخره حق ناشری دیگر ضایع شده است و نیز حق خریدار کتابها و خوانندۀ شعرها.
ولی همه اینها باری قابل توجیه است. چیزی که برایم قابل توجیه و هضمناپذیر بود، مجموعه شعرهای تکراری در دو کتاب بود از یک ناشر، در یک قالب و بدون این که تفکیک محتوایی هم حتی در کار باشد.
«روسری باد را تکان میداد» مجموعهای از غزلهای شاعر گرانقدر مهدی فرجی است. و «میخانۀ بیخواب» مجموعهای دیگر از غزلهای همین ناشر. و چنان که در فهرست کتابها در این تصویر میبینید، این همه شعر در هر دو کتاب تکرار شده است. البته در بقیه صفحات فهرست تعداد شعرهای تکراری اینقدر نیست. ولی حدود یک سوم هر دو کتاب تقریباً یکسان است.
قسمت بامزۀ ماجرا این است که هر دو کتاب مجموعه غزل است؛ هر دو کتاب از یک ناشر است و هر دو کتاب به صورت پیهم چاپ میشود. اگر ساختار کتابها متفاوت بود، راهی داشت؛ اگر ناشر متفاوت بود؛ اگر بعد از یک چاپ از کتابها حداقل شعرهای تکراری از یکی از دو کتاب کنار نهاده میشد، باز قابل توجیه بود. یک کتاب به چاپ ششم رسیده است و یک کتاب به چاپ دهم، و این تکرار شعرها همچنان ادامه دارد.
نمیتوانم، واقعاً نمیتوانم این را بر خودم هموار کنم، به خصوص من که در این اواخر بعضی ناشران به اصرار و پافشاری از من خواستهاند بعضی از شعرهایم را که قالب یا حالوهوای ویژهای دارد در یک کتاب جدید منتشر کنم. در سالهای اخیر همیشه مقاومت کردهام و حتی از انتشار گزیده شعرهایم در سلسلۀ کتاب نیستان و تکا در سالهای دور، تا هنوز احساس ندامت میکنم.
#کتاب_شعر
#مهدی_فرجی
@asarkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
موازی بودن و تداخل داشتن کتابهای شعر همیشه کلافهام میکرده است، به خصوص آنگاه که تعدادی از کتابهای شاعری را برای نقد و ارزیابی تهیه کردهام و دیدهام که در واقع بخشی از هر کتاب، در کتاب دیگری تکرار شده است. این رسم بدی است. شاعر چند مجموعه شعر منتشر میکند، با ساختارهای گوناگون. مثلاً یکی مجموعه غزل است، یکی شعرهای آیینی است، یکی مثلاً گزیدۀ شعرهاست. بعد یک شعر به اعتبار غزل بودن در یکی از این کتابها میآید؛ به اعتبار آیینی بودن در دیگری تکرار میشود و به اعتبار برجسته بودن در گزیده هم میآید. گاهی نیز شاعر از تعدادی از شعرهایش یک کتاب جدید میسازد و به ناشری دیگری میسپارد، یا ناشر چنین درخواستی دارد، که این هم خوب نیست. بالاخره حق ناشری دیگر ضایع شده است و نیز حق خریدار کتابها و خوانندۀ شعرها.
ولی همه اینها باری قابل توجیه است. چیزی که برایم قابل توجیه و هضمناپذیر بود، مجموعه شعرهای تکراری در دو کتاب بود از یک ناشر، در یک قالب و بدون این که تفکیک محتوایی هم حتی در کار باشد.
«روسری باد را تکان میداد» مجموعهای از غزلهای شاعر گرانقدر مهدی فرجی است. و «میخانۀ بیخواب» مجموعهای دیگر از غزلهای همین ناشر. و چنان که در فهرست کتابها در این تصویر میبینید، این همه شعر در هر دو کتاب تکرار شده است. البته در بقیه صفحات فهرست تعداد شعرهای تکراری اینقدر نیست. ولی حدود یک سوم هر دو کتاب تقریباً یکسان است.
قسمت بامزۀ ماجرا این است که هر دو کتاب مجموعه غزل است؛ هر دو کتاب از یک ناشر است و هر دو کتاب به صورت پیهم چاپ میشود. اگر ساختار کتابها متفاوت بود، راهی داشت؛ اگر ناشر متفاوت بود؛ اگر بعد از یک چاپ از کتابها حداقل شعرهای تکراری از یکی از دو کتاب کنار نهاده میشد، باز قابل توجیه بود. یک کتاب به چاپ ششم رسیده است و یک کتاب به چاپ دهم، و این تکرار شعرها همچنان ادامه دارد.
نمیتوانم، واقعاً نمیتوانم این را بر خودم هموار کنم، به خصوص من که در این اواخر بعضی ناشران به اصرار و پافشاری از من خواستهاند بعضی از شعرهایم را که قالب یا حالوهوای ویژهای دارد در یک کتاب جدید منتشر کنم. در سالهای اخیر همیشه مقاومت کردهام و حتی از انتشار گزیده شعرهایم در سلسلۀ کتاب نیستان و تکا در سالهای دور، تا هنوز احساس ندامت میکنم.
#کتاب_شعر
#مهدی_فرجی
@asarkazemi