🔻تشکر ویژه
سی سال پیش سردبیر یک مجله هفتگی بودم به اسم «گزارش هفته».بیباکانه علیه مفسدان اقتصادی و تندروها مینوشتم. یکی از روزها بستهای به دستم رسید. داخلش یک نوار ویدیویی بود. نوار را داخل ویدیو گذاشتم و دود از کلهام به هوا خاست. وزیر اقتصاد(آقای محمد خان) را دیدم که در نمازخانه یکی از سازمانها نشسته و برای مدیران و کارکنان آنجا سخنرانی میکند و خطاب به این جماعت ریشوی تسبیح بدست میگوید: «برای ما ثابت شده که همه شما از یک میلیون تا پنج میلیون پول گرفتهاید(دزدی کردهاید)...اما اجازه دهید این پروندهها را همینجا ببندیم به شرطی که دیگر این اعمال زشت را تکرار نکنید(صلوات محکم و بلند دزدها)»
هیچی! من نوار را پیاده کردم و متنش را در هفتهنامه چاپ کردم. انتظار داشتم که مقامات قضایی به فساد رسیدگی و از بنده تشکر کنند که پرده ازاین فساد برداشتهام اما زهی خیال باطل. به جای این کار،بنده احضار شدم به وزارت اطلاعات نهایتا وادار به استعفا از سردبیری شدم. سی سال گذشته است و خبرنگاران ما سیزیفوار همچنان مشغول کارند ودر بر همان پاشنه سابق میچرخد.
روز خبرنگار برخبرنگاران شجاع وباشرف کشورم مبارک باد
#بیژن_اشتری
⚡️@bardegi57
سی سال پیش سردبیر یک مجله هفتگی بودم به اسم «گزارش هفته».بیباکانه علیه مفسدان اقتصادی و تندروها مینوشتم. یکی از روزها بستهای به دستم رسید. داخلش یک نوار ویدیویی بود. نوار را داخل ویدیو گذاشتم و دود از کلهام به هوا خاست. وزیر اقتصاد(آقای محمد خان) را دیدم که در نمازخانه یکی از سازمانها نشسته و برای مدیران و کارکنان آنجا سخنرانی میکند و خطاب به این جماعت ریشوی تسبیح بدست میگوید: «برای ما ثابت شده که همه شما از یک میلیون تا پنج میلیون پول گرفتهاید(دزدی کردهاید)...اما اجازه دهید این پروندهها را همینجا ببندیم به شرطی که دیگر این اعمال زشت را تکرار نکنید(صلوات محکم و بلند دزدها)»
هیچی! من نوار را پیاده کردم و متنش را در هفتهنامه چاپ کردم. انتظار داشتم که مقامات قضایی به فساد رسیدگی و از بنده تشکر کنند که پرده ازاین فساد برداشتهام اما زهی خیال باطل. به جای این کار،بنده احضار شدم به وزارت اطلاعات نهایتا وادار به استعفا از سردبیری شدم. سی سال گذشته است و خبرنگاران ما سیزیفوار همچنان مشغول کارند ودر بر همان پاشنه سابق میچرخد.
روز خبرنگار برخبرنگاران شجاع وباشرف کشورم مبارک باد
#بیژن_اشتری
⚡️@bardegi57
📘روشنفکرانِ گمراه
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 خیلی بیمقدمه خدمتتان عرض میکنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانهام را مرتب میکردم و چشمم خورد به کتابهایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.
🍂 بیاغراق همهٔ کتابها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسمستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمهای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتیست که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی، دموکراسی یک ارزش منفی شمرده میشد و به نظرم یک دلیل عمدهاش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.
🍂 به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسمستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید میکردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم میکردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسمستیز نیست.
🍂 یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپیها روی دیوارها مینوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا مینوشتند همهٔ ساواکیها اعدام باید گردند.
🍂 خلاصه میخواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم میزدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطیتر میشد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.
🍂 خلاصه چپیهای ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران #غربستیزی #آمریکاستیزی #فردید #براهنی #دموکراسی #شاملو #ساعدی
⚡️@bardegi57
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 خیلی بیمقدمه خدمتتان عرض میکنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانهام را مرتب میکردم و چشمم خورد به کتابهایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.
🍂 بیاغراق همهٔ کتابها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسمستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمهای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتیست که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی، دموکراسی یک ارزش منفی شمرده میشد و به نظرم یک دلیل عمدهاش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.
🍂 به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسمستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید میکردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم میکردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسمستیز نیست.
🍂 یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپیها روی دیوارها مینوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا مینوشتند همهٔ ساواکیها اعدام باید گردند.
🍂 خلاصه میخواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم میزدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطیتر میشد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.
🍂 خلاصه چپیهای ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران #غربستیزی #آمریکاستیزی #فردید #براهنی #دموکراسی #شاملو #ساعدی
⚡️@bardegi57
هر چه بیشتر بتوان مردم کشوری را سرگرم نگهداشت، احتمال شورش کردنشان کمتر میشود و اساسا دیگر نیازی به سرکوبشان نخواهد بود!
در دوران امپراتوری روم ،حاکمان، این راهکار را با موفقیت بسیار اجرا میکردند. یوونال شاعر رومی قرن دوم میلادی، از مفهوم "نان و سیرک" برای توضیح این راهکار استفاده کرد. امپراتوران رومی به جای حل مسائل و مشکلات اساسی رعایای خود، غذای بخور و نمیر مجانی بین آنها پخش میکردند و با به راه انداختن نمایشهای خونین گلادیاتوری سرشان را گرم میکردند. مردم زمانی که شکمشان سیر باشد و سرشان گرم، حاکم را آسوده خواهند گذاشت تا هر کاری دلش خواست بکند.
در دوران امپراتوران روم خرسهای درنده و گرسنه را به جان قربانیان میانداختند تا مردم سرگرم شوند؛ اما حالا نیازی به اینها نیست. زیرا ما در عصر #اینترنت و تلویزیون زندگی میکنیم. فقط کافی است محتوای اینترنت و تلویزیون را کنترل کرد، اما به مردم اجازه داد تا دلشان میخواهد برنامههای تفریحی مبتذل، نمایش های مزخرف، مسابقات تلویزیونی بیمحتوا، مسابقات ورزشی و فیلمها و سریالهای دانلود شده ببینند.
اگر حاکمی این کارها را بکند و نان بخور و نمیری هم به مردمش بدهد ،بعد میتواند کناری بایستد و ببیند چگونه مردم کشورش به سرعت برق و باد آرام میشوند و دیگر درباره سیاست نق نمیزنند! فقط حاکم باید حواسش به سایتها و کانالهای سیاسی باشد تا مردم به آنها دسترسی پیدا نکنند.
خلاصه میتوان کاری کرد که مردم به جای ریختن در خیابانها، روی کاناپههای گرم و نرمشان لم دهند و فوتبال و فیلم و سریال خارجیشان را تماشا کنند...
از کتاب #خودآموز_دیکتاتورها (که پس از یک سال به چاپ هفتم رسیده است.)
#بیژن_اشتری
⚡️@bardegi57
در دوران امپراتوری روم ،حاکمان، این راهکار را با موفقیت بسیار اجرا میکردند. یوونال شاعر رومی قرن دوم میلادی، از مفهوم "نان و سیرک" برای توضیح این راهکار استفاده کرد. امپراتوران رومی به جای حل مسائل و مشکلات اساسی رعایای خود، غذای بخور و نمیر مجانی بین آنها پخش میکردند و با به راه انداختن نمایشهای خونین گلادیاتوری سرشان را گرم میکردند. مردم زمانی که شکمشان سیر باشد و سرشان گرم، حاکم را آسوده خواهند گذاشت تا هر کاری دلش خواست بکند.
در دوران امپراتوران روم خرسهای درنده و گرسنه را به جان قربانیان میانداختند تا مردم سرگرم شوند؛ اما حالا نیازی به اینها نیست. زیرا ما در عصر #اینترنت و تلویزیون زندگی میکنیم. فقط کافی است محتوای اینترنت و تلویزیون را کنترل کرد، اما به مردم اجازه داد تا دلشان میخواهد برنامههای تفریحی مبتذل، نمایش های مزخرف، مسابقات تلویزیونی بیمحتوا، مسابقات ورزشی و فیلمها و سریالهای دانلود شده ببینند.
اگر حاکمی این کارها را بکند و نان بخور و نمیری هم به مردمش بدهد ،بعد میتواند کناری بایستد و ببیند چگونه مردم کشورش به سرعت برق و باد آرام میشوند و دیگر درباره سیاست نق نمیزنند! فقط حاکم باید حواسش به سایتها و کانالهای سیاسی باشد تا مردم به آنها دسترسی پیدا نکنند.
خلاصه میتوان کاری کرد که مردم به جای ریختن در خیابانها، روی کاناپههای گرم و نرمشان لم دهند و فوتبال و فیلم و سریال خارجیشان را تماشا کنند...
از کتاب #خودآموز_دیکتاتورها (که پس از یک سال به چاپ هفتم رسیده است.)
#بیژن_اشتری
⚡️@bardegi57