This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅 قرار با خورشید
روی شانههای بابا رمضان بودم…
صدای هقهقش با تکانهای منظم شانههایش یکی شده بود.
چشمها، خیره و اشکبار به ضریح…
انگار امام درست روبهرو ایستاده بود و با او حرف میزد.
🎙 اینجا، خودِ نویسنده آقای «احسان ناظم بکایی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ ۲۰ داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #بوی_عود_رنگ_چوب_پر
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
روی شانههای بابا رمضان بودم…
صدای هقهقش با تکانهای منظم شانههایش یکی شده بود.
چشمها، خیره و اشکبار به ضریح…
انگار امام درست روبهرو ایستاده بود و با او حرف میزد.
🎙 اینجا، خودِ نویسنده آقای «احسان ناظم بکایی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ ۲۰ داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #بوی_عود_رنگ_چوب_پر
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr