This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅 قرار با خورشید
روی شانههای بابا رمضان بودم…
صدای هقهقش با تکانهای منظم شانههایش یکی شده بود.
چشمها، خیره و اشکبار به ضریح…
انگار امام درست روبهرو ایستاده بود و با او حرف میزد.
🎙 اینجا، خودِ نویسنده آقای «احسان ناظم بکایی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ ۲۰ داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #بوی_عود_رنگ_چوب_پر
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
روی شانههای بابا رمضان بودم…
صدای هقهقش با تکانهای منظم شانههایش یکی شده بود.
چشمها، خیره و اشکبار به ضریح…
انگار امام درست روبهرو ایستاده بود و با او حرف میزد.
🎙 اینجا، خودِ نویسنده آقای «احسان ناظم بکایی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ ۲۰ داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #بوی_عود_رنگ_چوب_پر
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅 قرار با خورشید
در را که باز کردم، یک اتاق بیست متری روبهرویمان بود. با دو تخت و یک سرویس بهداشتی و یک پنجره با پرده سفید قدیمی اما تمیز.
پرده را که کنار زدم، از پنجره فقط گنبد طلای حرم دیده میشد.
خجالت کشیدم که گفته بودم:
«یک اتاق هم نداری توی این شهر به ما بدهی؟»
اینجا، خودِ نویسنده خانم «زهرا افخمی نیا» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #هیچکس_منتظر_ما_نیست
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
در را که باز کردم، یک اتاق بیست متری روبهرویمان بود. با دو تخت و یک سرویس بهداشتی و یک پنجره با پرده سفید قدیمی اما تمیز.
پرده را که کنار زدم، از پنجره فقط گنبد طلای حرم دیده میشد.
خجالت کشیدم که گفته بودم:
«یک اتاق هم نداری توی این شهر به ما بدهی؟»
اینجا، خودِ نویسنده خانم «زهرا افخمی نیا» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #هیچکس_منتظر_ما_نیست
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅 قرار با خورشید
راننده دکمه را میزند و دوباره از نو آن را پخش میکند. چاتری تقریبا این کار را چهار بار انجام میدهد. میپرسم: «این آهنگ را خیلی دوست داری؟»
میپرسد: «چطور؟» میگویم: «چون آن را ۴ بار پلی کردی!»
جواب میدهد:«این را روزی ۴۰۰ بار میشنوم، چهاربارش پیش شما بود!»
میپرسم:«برای آهنگش؟ یا معنیاش را هم میفهمی؟»
میگوید: «برای امام رضا!»
و من در گرمای تایلند تنم یخ میکند...
اینجا، خودِ نویسنده آقای «محسن رضوانی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #مرغک_زار
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
راننده دکمه را میزند و دوباره از نو آن را پخش میکند. چاتری تقریبا این کار را چهار بار انجام میدهد. میپرسم: «این آهنگ را خیلی دوست داری؟»
میپرسد: «چطور؟» میگویم: «چون آن را ۴ بار پلی کردی!»
جواب میدهد:«این را روزی ۴۰۰ بار میشنوم، چهاربارش پیش شما بود!»
میپرسم:«برای آهنگش؟ یا معنیاش را هم میفهمی؟»
میگوید: «برای امام رضا!»
و من در گرمای تایلند تنم یخ میکند...
اینجا، خودِ نویسنده آقای «محسن رضوانی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #مرغک_زار
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅 قرار با خورشید
دخترها که میرفتند زیارت و میآمدند، یکی یکی سرهایشان را میبوسید و میگفت:«بلاخره مشهدی شدی، مبارکه!»
توی آن یک هفتهای که مشهد بودند فقط مثل پیرزنها و زیردست ابوقاسم میرفتم حرم و راستش این شکلی بیشتر میچسبید.
میگفت به جای قربانی کردن حاضر است توی هر صحن برای بچهها یک شهربازی کوچک بسازد؛ یک شهربازی حسابی...
اینجا، خودِ نویسنده آقای «قاسم فتحی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #برای_برف_و_زیارت
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
دخترها که میرفتند زیارت و میآمدند، یکی یکی سرهایشان را میبوسید و میگفت:«بلاخره مشهدی شدی، مبارکه!»
توی آن یک هفتهای که مشهد بودند فقط مثل پیرزنها و زیردست ابوقاسم میرفتم حرم و راستش این شکلی بیشتر میچسبید.
میگفت به جای قربانی کردن حاضر است توی هر صحن برای بچهها یک شهربازی کوچک بسازد؛ یک شهربازی حسابی...
اینجا، خودِ نویسنده آقای «قاسم فتحی» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #برای_برف_و_زیارت
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅 قرار با خورشید
گاهی توی خوابهام یُل داش را میبینم. یک گوشه از جاده خاکی ایستاده، کوچک شده، در چرخیدنهای مکرر و غلتیدنها حجم تنش شده سنگ ریزه و مانده توی جاده.
صورت ندارد، اما روش سمت گنبد و بارگاه امام غریب است.
اینجا، خودِ نویسنده خانم «مکرمه شوشتری» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #یل_داش
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
گاهی توی خوابهام یُل داش را میبینم. یک گوشه از جاده خاکی ایستاده، کوچک شده، در چرخیدنهای مکرر و غلتیدنها حجم تنش شده سنگ ریزه و مانده توی جاده.
صورت ندارد، اما روش سمت گنبد و بارگاه امام غریب است.
اینجا، خودِ نویسنده خانم «مکرمه شوشتری» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #یل_داش
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨این حدیث رو ذخیره کن👆🏻👆🏻
واسه روزای سخت زندگی
آقاجان...
ای واسطه اجابت حاجتها
غیر از در تو به هر دری رو نزنم
✍🏻اگه توی سختیا یاد این امام رئوف میفتی
#چهارشنبه_امام_رضایی
#انتشارات_به_نشر
#حرم_رضوی
@behnashr
واسه روزای سخت زندگی
آقاجان...
ای واسطه اجابت حاجتها
غیر از در تو به هر دری رو نزنم
✍🏻اگه توی سختیا یاد این امام رئوف میفتی
#چهارشنبه_امام_رضایی
#انتشارات_به_نشر
#حرم_رضوی
@behnashr