This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌅 قرار با خورشید
در را که باز کردم، یک اتاق بیست متری روبهرویمان بود. با دو تخت و یک سرویس بهداشتی و یک پنجره با پرده سفید قدیمی اما تمیز.
پرده را که کنار زدم، از پنجره فقط گنبد طلای حرم دیده میشد.
خجالت کشیدم که گفته بودم:
«یک اتاق هم نداری توی این شهر به ما بدهی؟»
اینجا، خودِ نویسنده خانم «زهرا افخمی نیا» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #هیچکس_منتظر_ما_نیست
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr
در را که باز کردم، یک اتاق بیست متری روبهرویمان بود. با دو تخت و یک سرویس بهداشتی و یک پنجره با پرده سفید قدیمی اما تمیز.
پرده را که کنار زدم، از پنجره فقط گنبد طلای حرم دیده میشد.
خجالت کشیدم که گفته بودم:
«یک اتاق هم نداری توی این شهر به ما بدهی؟»
اینجا، خودِ نویسنده خانم «زهرا افخمی نیا» این لحظه را برایمان میخواند؛ در همان جایی که داستانش جان گرفته…
📖 از کتاب «قرار با خورشید»؛ بیست داستان از دلهایی که به خورشید رسیدند.
🌐 www.behnashr.ir
#قرار_با_خورشید #هیچکس_منتظر_ما_نیست
#امام_رضا #زیارت
#مشهد #حرم_رضوی
@behnashr