🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
ما ایرانیان تنها مردمانی هستیم که تاریخ باستان و عهد قدیممان، مانند سایر اقوام با اسطورههای ادیان ابراهیمی گره نخورده است. هیچ شباهتی نه میان سیاست و آیین کشورداری و آدابمان، حتی میان دین باستانیمان یعنی زرتشتی، با سایر ادیان وجود ندارد. ما بنیان ایران را بر پیشرفت، وجدان، خرد، راستی و سلحشوری نهادهایم. گزنفون، فیلسوف و تاریخدان و سرباز یونانی که مدتی را با هخامنشیان زیست، درباره تاکید بر آرتا و اشا (راستی و درستی) نزد ایرانیان باستان نوشته است: «ایرانیان در بهبود سیرت و رفتار شهروندان خود بسیار اهتمام دارند. کودکان به مدرسه میروند تا عدالت و راستکرداری بیاموزند و این مرام در نزد ایشان همانقدر طبیعی است، که ما دربارهٔ الفبا آموختن اطفال خود حرف میزنیم».
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
ما ایرانیان تنها مردمانی هستیم که تاریخ باستان و عهد قدیممان، مانند سایر اقوام با اسطورههای ادیان ابراهیمی گره نخورده است. هیچ شباهتی نه میان سیاست و آیین کشورداری و آدابمان، حتی میان دین باستانیمان یعنی زرتشتی، با سایر ادیان وجود ندارد. ما بنیان ایران را بر پیشرفت، وجدان، خرد، راستی و سلحشوری نهادهایم. گزنفون، فیلسوف و تاریخدان و سرباز یونانی که مدتی را با هخامنشیان زیست، درباره تاکید بر آرتا و اشا (راستی و درستی) نزد ایرانیان باستان نوشته است: «ایرانیان در بهبود سیرت و رفتار شهروندان خود بسیار اهتمام دارند. کودکان به مدرسه میروند تا عدالت و راستکرداری بیاموزند و این مرام در نزد ایشان همانقدر طبیعی است، که ما دربارهٔ الفبا آموختن اطفال خود حرف میزنیم».
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
سواد تاریخی درک فهم شعور این دستفروش از تمام وزرای ابله و بی سواد میراث فرهنگی و فرهنگ و ارشاد اسلامی رژیم ملاها بیشتره.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
سواد تاریخی درک فهم شعور این دستفروش از تمام وزرای ابله و بی سواد میراث فرهنگی و فرهنگ و ارشاد اسلامی رژیم ملاها بیشتره.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
کشیش: آمده ام اعتراف کنی تا گناهانت آمرزیده شود!
موسیو وردو: اگه ما گناه نکنیم، شما از کجا نان بخورید؟!
فیلم “موسیو وردو” با بازی چارلی چاپلین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
کشیش: آمده ام اعتراف کنی تا گناهانت آمرزیده شود!
موسیو وردو: اگه ما گناه نکنیم، شما از کجا نان بخورید؟!
فیلم “موسیو وردو” با بازی چارلی چاپلین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ویدئو
حکایت چاه چهل دختر❤️❤️
اکه پست رو دوست داشتی به اشتراک بگذار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ویدئو
حکایت چاه چهل دختر❤️❤️
اکه پست رو دوست داشتی به اشتراک بگذار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر ...🍁🍂
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان 🌧🍁🍂
قراری طولانی به بلندای یک شب ..🌒
شب عشق بازی برگ و برف 🍁
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر ...🍁🍂
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان 🌧🍁🍂
قراری طولانی به بلندای یک شب ..🌒
شب عشق بازی برگ و برف 🍁
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فیلم🎥
▪️Underworld (1927)
▪️Release date: August 20, 1927 (USA)
▪️Director: Josef von Sternberg
▪️Screenplay: Charles Furthman, Ben Hecht, Robert N. Lee, Howard Hawks
▪️Awards: Academy Award for Best Story
▪️Distributed by: Paramount Pictures
«فیلم دنیای زیرزمین(دنیای تبهکاران)»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#فیلم🎥
▪️Underworld (1927)
▪️Release date: August 20, 1927 (USA)
▪️Director: Josef von Sternberg
▪️Screenplay: Charles Furthman, Ben Hecht, Robert N. Lee, Howard Hawks
▪️Awards: Academy Award for Best Story
▪️Distributed by: Paramount Pictures
«فیلم دنیای زیرزمین(دنیای تبهکاران)»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما
#معرفی_فیلم
▪️ دنیای زیرزمین (دنیای تبهکاران) _ Underworld (1927)
یک فیلم صامت جنایی به کارگردانی جوزف فون اشترنبرگ و هنری هاتاوی است که در سال (۱۹۲۷) منتشر شد. از بازیگران آن میتوان به «جرج بنکرافت، اولین برنت و لری سمون» اشاره کرد.
اشترنبرگ به عنوان «راهاندازی ژانر فیلم گانگستری» شناخته میشود. منتقد «اندرو ساریس» هشدار می دهد که دنیای زیرزمین که در آن دنیای جنایتکاران دوران ممنوعیت پس زمینه ای برای داستان غم انگیز یک « قهرمان بایرونیک » است که نابود شده است، نه توسط «نیروهای انتقام جوی قانون و نظم» بلکه با فراز و نشیب های ابدی «عشق، ایمان و دروغ».
شروع فیلم با جمله ای ست که به مرجع بودن آن برای فیلم های گنگستری بعد از خود اشاره دارد. بهرحال این فیلم قبل از «دشمن جامعه»ی ویلیام ولمن ساخته شده و اشاراتی به دنیای زیرزمینی قاچاقچیان اسلحه هم دارد اما به نظر میرسد این اثر را به عنوان آغازکنندهی اینگونه فیلمها مدنظر قرار داد. علت اصلی آن هم مربوط می شود به داستانی که به هیچ وجه امپراتوری بول وید و مخالف بزرگش، مولیگان را به ما نشان نمی دهد و بیش از همه چیز، تأکید بر روی نامزد زیبای بول وید است که باعث آغاز درگیری بین آنها می شود. روند اتفاقات در فیلم پر از حفره و خلأ است و گهگاه وارد حاشیه های بی ربطی می شود که نتیجه اش در جا زدن است نه پیش رفتن. شاید با در نظر داشتن زمان ساخت فیلم، بتوانیم چنین مشکلاتی را نادیده بگیریم هر چند که حتی قبل از این زمان هم شاهکارهایی ساخته شده اند که زبان سینمایی شان در بیان داستان بسیار کاملتر و مسلط تر بود. اما از جنبه ای دیگر، باید به استفادهی اشترنبرگ از دوربین و حرکات متنوع و چشم گیر او برای روایت داستان نیز اشاره کنیم. نمابندی ها، تنوع کات ها، زوایای مختلف دوربین، پن، تیلت، فید از جمله مواردی هستند که اشترنبرگ با چیره دستی به کار می گیرد تا داستان را به تصویر بکشد.
منتقد فیلم «دیو کر» که در سال (۲۰۱۴) برای شیکاگو ریدر می نویسد، دنیای زیرزمین را یکی از فیلم های گانگستری بزرگ دوران صامت می داند. «فیلم عناصر اساسی فیلم گانگستری را ایجاد کرد: یک قهرمان کلاهبردار؛ خیابان های شهر شوم و پوشیده از شب؛ آبریزش ها؛ و پایانی درخشان.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سینما
#معرفی_فیلم
▪️ دنیای زیرزمین (دنیای تبهکاران) _ Underworld (1927)
یک فیلم صامت جنایی به کارگردانی جوزف فون اشترنبرگ و هنری هاتاوی است که در سال (۱۹۲۷) منتشر شد. از بازیگران آن میتوان به «جرج بنکرافت، اولین برنت و لری سمون» اشاره کرد.
اشترنبرگ به عنوان «راهاندازی ژانر فیلم گانگستری» شناخته میشود. منتقد «اندرو ساریس» هشدار می دهد که دنیای زیرزمین که در آن دنیای جنایتکاران دوران ممنوعیت پس زمینه ای برای داستان غم انگیز یک « قهرمان بایرونیک » است که نابود شده است، نه توسط «نیروهای انتقام جوی قانون و نظم» بلکه با فراز و نشیب های ابدی «عشق، ایمان و دروغ».
شروع فیلم با جمله ای ست که به مرجع بودن آن برای فیلم های گنگستری بعد از خود اشاره دارد. بهرحال این فیلم قبل از «دشمن جامعه»ی ویلیام ولمن ساخته شده و اشاراتی به دنیای زیرزمینی قاچاقچیان اسلحه هم دارد اما به نظر میرسد این اثر را به عنوان آغازکنندهی اینگونه فیلمها مدنظر قرار داد. علت اصلی آن هم مربوط می شود به داستانی که به هیچ وجه امپراتوری بول وید و مخالف بزرگش، مولیگان را به ما نشان نمی دهد و بیش از همه چیز، تأکید بر روی نامزد زیبای بول وید است که باعث آغاز درگیری بین آنها می شود. روند اتفاقات در فیلم پر از حفره و خلأ است و گهگاه وارد حاشیه های بی ربطی می شود که نتیجه اش در جا زدن است نه پیش رفتن. شاید با در نظر داشتن زمان ساخت فیلم، بتوانیم چنین مشکلاتی را نادیده بگیریم هر چند که حتی قبل از این زمان هم شاهکارهایی ساخته شده اند که زبان سینمایی شان در بیان داستان بسیار کاملتر و مسلط تر بود. اما از جنبه ای دیگر، باید به استفادهی اشترنبرگ از دوربین و حرکات متنوع و چشم گیر او برای روایت داستان نیز اشاره کنیم. نمابندی ها، تنوع کات ها، زوایای مختلف دوربین، پن، تیلت، فید از جمله مواردی هستند که اشترنبرگ با چیره دستی به کار می گیرد تا داستان را به تصویر بکشد.
منتقد فیلم «دیو کر» که در سال (۲۰۱۴) برای شیکاگو ریدر می نویسد، دنیای زیرزمین را یکی از فیلم های گانگستری بزرگ دوران صامت می داند. «فیلم عناصر اساسی فیلم گانگستری را ایجاد کرد: یک قهرمان کلاهبردار؛ خیابان های شهر شوم و پوشیده از شب؛ آبریزش ها؛ و پایانی درخشان.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فیلم 🎥
▪️The Docks of New York (1928)
▪️Director: Josef von Sternberg
▪️Screenplay: Jules Furthman, Julian Johnson
▪️Adapted from: The Dock Walloper
▪️Distributed by: Paramount Pictures
« فیلم باراندازهای نیویورک »
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#فیلم 🎥
▪️The Docks of New York (1928)
▪️Director: Josef von Sternberg
▪️Screenplay: Jules Furthman, Julian Johnson
▪️Adapted from: The Dock Walloper
▪️Distributed by: Paramount Pictures
« فیلم باراندازهای نیویورک »
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما
#مغرفی_فیلم
▪️باراندازهای نیویورک _ The Docks of New York (1928)
«باراندازهای نیویورک، نقطهی پایان بسیاری از سفرها، آغاز بسیاری از ماجراها» و این یکی از اولینِ این ماجراها که به روی پردهی سینما راه مییابد. سال (۱۹۲۸) است و با یک حسابِ تقویمی آخرین سالِ رسمی سینمای صامت که اختتامیهای باشکوه نیز برای آن هست – مصائب ژاندارکِ (14816) درایر، فیلمبردار و کشتی بخار بیل جونیورِ (14455) باستر کیتن ، بادِ (14839) شوستروم، آرسنال داوژنکو (14374)، اکتبر آیزنشتاین (14279)، پول (14697) مارسل لربیه، سیرکِ چاپلین، ملکه کلی (14963) و مارش عروسی (14960) اریک فن اشتروهایم، … و همراه با دیگران اشترنبرگ نیز یکی از بهترینهایش را میسازد. ساده در داستانگویی اما غنی و اعجابانگیز در نظام تصویریاش، باراندازهای نیویورک یک شب و یک روز از توقف کشتی بخاری در اسکلهی نیویورک را روایت میکند، جایی که خدمهی کشتی خسته از سفر طولانی غریزه و شانس را امتحان میکنند. جرج بنکرافت، که یک سال پیشتر گنگستر دنیای تبهکاران اشترنبرگ نیز بود، اینجا کورهبان زمختی است که مواجهاش با زنی احتمالا روسپی (بتی کامپسون) و رسیده به بنبستِ زندگی داستان فیلم را رقم میزند. اما این نه فیلمِ داستان که فیلم فضاهاست، شبِ مه گرفته و پر از سایههای بارانداز، کافهی مملو از جمعیتی که حرکتهای طولانی و چرخشهای متعدد دوربین اشترنبرگ فضایش را بازمیسازد و اتاقی حقیر در بالای کافه که ذره ذره عشق دو قهرمان فیلم را شکل میدهد. تجربههای اشترنبرگ با فضای درون قاب، در چیدن جزئیاتی از صحنه در پیشزمینه و انتقال شخصیتها و کنشها به پسزمینه – کاری که بعدها ماکس افولس به کمال رساند – و یا خلق پسزمینههایی با جزئیاتِ شگفتانگیز وقتی که کنشها در پیشزمینه رخ میدهند، اینجا یکی از کاملترین فرمهای خود را مییابد. او بسیار به عنوان فیلمسازی سبکگرا ستایش شده که پلات بیشتر برایش بهانهای است برای چنگ زدن به لحظات حسی دستنایافتنی، تابلوهای آبستره و فضاهای تیره و تار، اما حالا با دیدن باراندازهای نیویورک است که آدمی وسوسه میشود که شیطنتبار فکر کند که آن هفت فیلم معروفِ دیتریشی دورهی ناطق (بین باراندازها … و فرشتهی آبی فقط یک آذرخش فاصله است) به دلیل شیفتگی او به شخصیت اصلی و مکثش بر او عملا بسیاری از تواناییهای بصری او را به درجهی دوم اهمیت بردند.
شاید این تصویرها به عنوان نمونهای از بیشمار بهتر بتوانند بلوغ بصری فیلمی را که هشتاد و چند سال از ما فاصله گرفته نشان دهند.
اشترنبرگ با «بارانداز های نیویورک» (۱۹۲۸) به مکتب کامرشپیل فیلم روی آورد.
این فیلم پیشگام ملودرامهای رمانتیک دهه ۳۰ بود و حتی مارسل کارنه و ژاک پره ور در «بندر مه آلود» (۱۹۳۸) از فضای این فیلم الگو گرفتند.
اشترنبرگ پس از ساخت «آخرین فرمان» (۱۹۲۸) که فیلمی درباره مفهوم «گهی پشت به زین و گهی زین به پشت» بود به سراغ ساخت مهمترین شاهکار عمرش یعنی «فرشته آبی» (۱۹۳۰) رفت. این فیلم که درباره اغوای یک معلم توسط یه رقصنده بود، بر مبنای رمان پرفسور اونرات نوشته هاینریش مان ساخته شد. فیلم را بازتاب تکان دهندهای از آلمان دهه بیست دانستهاند و حتی هیتلر چنان این فیلم را دوست داشت که دستور داده بود تمام نسخههای آن را نابود کنند تا تنها یکی را در مجموعه شخصیاش نگهداری کند. فرشته آبی به خاطر میزانسن های اکسپرسیونیستی و از آن مهمتر به دلیل توجیه واقعگرایانه صدای بیرون از تصویر بسیار مشهور شد. با این فیلم بود که «مارلین دیتریش» تا جایگاه یک ستاره بالا رفت و در هفت فیلم دیگر در آمریکا با جوزف فون اشترنبرگ همکاری کرد. آثاری مثل «مراکش» (۱۹۳۰)، «بیآبرو» (۱۹۳۱)، «یک تراژدی آمریکایی» (۱۹۳۱) که بر اساس رمان مشهور تئودور درایزر ساخته شد، «امپراتریس سرخ پوش» (۱۹۳۴) و «شیطان یک زن است» (۱۹۳۵) که بر اساس رمان زن و عروسک نوشته پی یر لوییس ساخته شد.
اشترنبرگ در بحث نورپردازی و فیلمبرداری استاد بود و حتی جان گریرسن، مستندساز انگلیسی، با اشاره به رهیافت خیرهکننده تصویری در آثار اشترنبرگ میگوید: «هنگامی که کارگردان میمیرد، فیلمبردار میشود.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سینما
#مغرفی_فیلم
▪️باراندازهای نیویورک _ The Docks of New York (1928)
«باراندازهای نیویورک، نقطهی پایان بسیاری از سفرها، آغاز بسیاری از ماجراها» و این یکی از اولینِ این ماجراها که به روی پردهی سینما راه مییابد. سال (۱۹۲۸) است و با یک حسابِ تقویمی آخرین سالِ رسمی سینمای صامت که اختتامیهای باشکوه نیز برای آن هست – مصائب ژاندارکِ (14816) درایر، فیلمبردار و کشتی بخار بیل جونیورِ (14455) باستر کیتن ، بادِ (14839) شوستروم، آرسنال داوژنکو (14374)، اکتبر آیزنشتاین (14279)، پول (14697) مارسل لربیه، سیرکِ چاپلین، ملکه کلی (14963) و مارش عروسی (14960) اریک فن اشتروهایم، … و همراه با دیگران اشترنبرگ نیز یکی از بهترینهایش را میسازد. ساده در داستانگویی اما غنی و اعجابانگیز در نظام تصویریاش، باراندازهای نیویورک یک شب و یک روز از توقف کشتی بخاری در اسکلهی نیویورک را روایت میکند، جایی که خدمهی کشتی خسته از سفر طولانی غریزه و شانس را امتحان میکنند. جرج بنکرافت، که یک سال پیشتر گنگستر دنیای تبهکاران اشترنبرگ نیز بود، اینجا کورهبان زمختی است که مواجهاش با زنی احتمالا روسپی (بتی کامپسون) و رسیده به بنبستِ زندگی داستان فیلم را رقم میزند. اما این نه فیلمِ داستان که فیلم فضاهاست، شبِ مه گرفته و پر از سایههای بارانداز، کافهی مملو از جمعیتی که حرکتهای طولانی و چرخشهای متعدد دوربین اشترنبرگ فضایش را بازمیسازد و اتاقی حقیر در بالای کافه که ذره ذره عشق دو قهرمان فیلم را شکل میدهد. تجربههای اشترنبرگ با فضای درون قاب، در چیدن جزئیاتی از صحنه در پیشزمینه و انتقال شخصیتها و کنشها به پسزمینه – کاری که بعدها ماکس افولس به کمال رساند – و یا خلق پسزمینههایی با جزئیاتِ شگفتانگیز وقتی که کنشها در پیشزمینه رخ میدهند، اینجا یکی از کاملترین فرمهای خود را مییابد. او بسیار به عنوان فیلمسازی سبکگرا ستایش شده که پلات بیشتر برایش بهانهای است برای چنگ زدن به لحظات حسی دستنایافتنی، تابلوهای آبستره و فضاهای تیره و تار، اما حالا با دیدن باراندازهای نیویورک است که آدمی وسوسه میشود که شیطنتبار فکر کند که آن هفت فیلم معروفِ دیتریشی دورهی ناطق (بین باراندازها … و فرشتهی آبی فقط یک آذرخش فاصله است) به دلیل شیفتگی او به شخصیت اصلی و مکثش بر او عملا بسیاری از تواناییهای بصری او را به درجهی دوم اهمیت بردند.
شاید این تصویرها به عنوان نمونهای از بیشمار بهتر بتوانند بلوغ بصری فیلمی را که هشتاد و چند سال از ما فاصله گرفته نشان دهند.
اشترنبرگ با «بارانداز های نیویورک» (۱۹۲۸) به مکتب کامرشپیل فیلم روی آورد.
این فیلم پیشگام ملودرامهای رمانتیک دهه ۳۰ بود و حتی مارسل کارنه و ژاک پره ور در «بندر مه آلود» (۱۹۳۸) از فضای این فیلم الگو گرفتند.
اشترنبرگ پس از ساخت «آخرین فرمان» (۱۹۲۸) که فیلمی درباره مفهوم «گهی پشت به زین و گهی زین به پشت» بود به سراغ ساخت مهمترین شاهکار عمرش یعنی «فرشته آبی» (۱۹۳۰) رفت. این فیلم که درباره اغوای یک معلم توسط یه رقصنده بود، بر مبنای رمان پرفسور اونرات نوشته هاینریش مان ساخته شد. فیلم را بازتاب تکان دهندهای از آلمان دهه بیست دانستهاند و حتی هیتلر چنان این فیلم را دوست داشت که دستور داده بود تمام نسخههای آن را نابود کنند تا تنها یکی را در مجموعه شخصیاش نگهداری کند. فرشته آبی به خاطر میزانسن های اکسپرسیونیستی و از آن مهمتر به دلیل توجیه واقعگرایانه صدای بیرون از تصویر بسیار مشهور شد. با این فیلم بود که «مارلین دیتریش» تا جایگاه یک ستاره بالا رفت و در هفت فیلم دیگر در آمریکا با جوزف فون اشترنبرگ همکاری کرد. آثاری مثل «مراکش» (۱۹۳۰)، «بیآبرو» (۱۹۳۱)، «یک تراژدی آمریکایی» (۱۹۳۱) که بر اساس رمان مشهور تئودور درایزر ساخته شد، «امپراتریس سرخ پوش» (۱۹۳۴) و «شیطان یک زن است» (۱۹۳۵) که بر اساس رمان زن و عروسک نوشته پی یر لوییس ساخته شد.
اشترنبرگ در بحث نورپردازی و فیلمبرداری استاد بود و حتی جان گریرسن، مستندساز انگلیسی، با اشاره به رهیافت خیرهکننده تصویری در آثار اشترنبرگ میگوید: «هنگامی که کارگردان میمیرد، فیلمبردار میشود.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity