🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آبان زادروز #یحیی_دولتی
( زاده ۸ آبان ۱۳۱۳ تهران ) پزشک و استاد دانشگاه
یحیی دولتی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی، استاد دانشگاه و بنیانگذار مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام است.
یحیی دولتی تا سن ۱۳ سالگی نتوانست شروع به تحصیل کند. او بعد از آن همزمان با کار در کارگاه جوراب بافی به کلاسهای شبانه وارد شد و دورههای دبیرستان را نیز در مدرسه شبانه گذراند. سپس وارد آموزشگاه فنی نیروی هوایی شد و در آنجا در دورههای تحصیلی شبانه شرکت کرد و توانست به رشته داروسازی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران وارد شود. در سال ۱۳۳۸ در رشته دارو سازی دکترا گرفت و به عنوان داروساز در ارتش مشغول به فعالیت شد. پس از پایان دوره تحصیل مجدداً در کنکور شرکت کرد و این بار در رشته پزشکی به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۵ دکترای پزشکیاش را به دست آورد، سپس در آزمونی که در ارتش برای اعزام به آمریکا برگزار میشد شرکت و برای تخصص در رشته پوست و آسیبشناسی پوست به دانشگاه Hahnemann رفت و تا سال ۱۳۵۱ به تحصیل و کار پرداخت.
مدارک :
۱- فارغالتحصیل دانشکده داروسازی دانشگاه تهران (۱۳۳۸)
۲- فارغالتحصیل دانشکده پزشکی دانشگاه تهران (۱۳۴۵)
۳- بورد تخصصی بیماریهای پوست (۱۳۵۱) و فلوشیپ آسیبشناسی پوست (۱۳۵۱)(هر دو از کالج پزشکی و بیمارستان Hahnemann (امروزه دانشگاه Hahnemann)، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا
سمتها :
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و استاد افتخاری دانشگاه Franche-Comté، آکادمی بزانسون، فرانسه
رئیس مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران
استاد مهمان گروه پوست دانشگاه Wayne State، دیترویت، میشیگان، ایالات متحده آمریکا، دانشگاه بریتیش کلمبیا، ونکوور، کانادا
۴- عضو بخش سیاست گذاری لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت/تحقیقات بیماریهای گرمسیری (WHO/TDR)(1371-1377)- عضو کمیته خبرگان برنامه کنترل لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت (WHO) (1388-اکنون)
۵-رئیس انجمن متخصصین پوست ایران (۱۳۷۴–۱۳۸۷ و ۱۳۹۱- تا کنون)
۶- نایب رئیس انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸)، عضو هیئت مدیره انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸- تا کنون)، نایب رئیس [Co-chair] کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸)، عضو کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸ - اکنون)
۷- رئیس بیمارستان شهید چمران (۱۳۵۹–۱۳۶۲)
۸- رئیس آزمایشگاه تحقیقاتی سازمان جذام ایران (۱۳۶۰–۱۳۷۰)
۹- عضو هیئت ممتحنه آزمون دانشنامه تخصصی پوست ایران(۱۳۶۸- تا کنون)
۱۰. نشان نقره انجمن متخصصان کودکان آمریکا (۱۳۵۱) و نشان طلا برای برگزیده شدن به عنوان پژوهشگر بالینی برتر در پنجمین جشنواره علمی ابن سینا، دانشگاه علوم پزشکی تهران(۱۳۸۳)- نشان فرهنگستان جهانی بهداشت
۱۱- مدیر مسئول و سردبیر فصلنامههای بیماریهای پوست ایران (۱۳۷۶–۱۳۸۸ و ۱۳۹۱- تا کنون) و پوست و زیبایی (۱۳۸۸-تا کنون)
جایزه استاد دکتر یحیی دولتی :
در سال ۱۳۹۳ بر اساس مصوبه شورای پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام جایزهای بنام " جایزه استاد دکتر یحیی دولتی " به بهترین فرد از نظر کسب امتیاز پژوهشی در رشته تخصصی پوست اعطا میشود.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آبان زادروز #یحیی_دولتی
( زاده ۸ آبان ۱۳۱۳ تهران ) پزشک و استاد دانشگاه
یحیی دولتی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی، استاد دانشگاه و بنیانگذار مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام است.
یحیی دولتی تا سن ۱۳ سالگی نتوانست شروع به تحصیل کند. او بعد از آن همزمان با کار در کارگاه جوراب بافی به کلاسهای شبانه وارد شد و دورههای دبیرستان را نیز در مدرسه شبانه گذراند. سپس وارد آموزشگاه فنی نیروی هوایی شد و در آنجا در دورههای تحصیلی شبانه شرکت کرد و توانست به رشته داروسازی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران وارد شود. در سال ۱۳۳۸ در رشته دارو سازی دکترا گرفت و به عنوان داروساز در ارتش مشغول به فعالیت شد. پس از پایان دوره تحصیل مجدداً در کنکور شرکت کرد و این بار در رشته پزشکی به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۵ دکترای پزشکیاش را به دست آورد، سپس در آزمونی که در ارتش برای اعزام به آمریکا برگزار میشد شرکت و برای تخصص در رشته پوست و آسیبشناسی پوست به دانشگاه Hahnemann رفت و تا سال ۱۳۵۱ به تحصیل و کار پرداخت.
مدارک :
۱- فارغالتحصیل دانشکده داروسازی دانشگاه تهران (۱۳۳۸)
۲- فارغالتحصیل دانشکده پزشکی دانشگاه تهران (۱۳۴۵)
۳- بورد تخصصی بیماریهای پوست (۱۳۵۱) و فلوشیپ آسیبشناسی پوست (۱۳۵۱)(هر دو از کالج پزشکی و بیمارستان Hahnemann (امروزه دانشگاه Hahnemann)، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا
سمتها :
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و استاد افتخاری دانشگاه Franche-Comté، آکادمی بزانسون، فرانسه
رئیس مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران
استاد مهمان گروه پوست دانشگاه Wayne State، دیترویت، میشیگان، ایالات متحده آمریکا، دانشگاه بریتیش کلمبیا، ونکوور، کانادا
۴- عضو بخش سیاست گذاری لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت/تحقیقات بیماریهای گرمسیری (WHO/TDR)(1371-1377)- عضو کمیته خبرگان برنامه کنترل لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت (WHO) (1388-اکنون)
۵-رئیس انجمن متخصصین پوست ایران (۱۳۷۴–۱۳۸۷ و ۱۳۹۱- تا کنون)
۶- نایب رئیس انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸)، عضو هیئت مدیره انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸- تا کنون)، نایب رئیس [Co-chair] کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸)، عضو کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸ - اکنون)
۷- رئیس بیمارستان شهید چمران (۱۳۵۹–۱۳۶۲)
۸- رئیس آزمایشگاه تحقیقاتی سازمان جذام ایران (۱۳۶۰–۱۳۷۰)
۹- عضو هیئت ممتحنه آزمون دانشنامه تخصصی پوست ایران(۱۳۶۸- تا کنون)
۱۰. نشان نقره انجمن متخصصان کودکان آمریکا (۱۳۵۱) و نشان طلا برای برگزیده شدن به عنوان پژوهشگر بالینی برتر در پنجمین جشنواره علمی ابن سینا، دانشگاه علوم پزشکی تهران(۱۳۸۳)- نشان فرهنگستان جهانی بهداشت
۱۱- مدیر مسئول و سردبیر فصلنامههای بیماریهای پوست ایران (۱۳۷۶–۱۳۸۸ و ۱۳۹۱- تا کنون) و پوست و زیبایی (۱۳۸۸-تا کنون)
جایزه استاد دکتر یحیی دولتی :
در سال ۱۳۹۳ بر اساس مصوبه شورای پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام جایزهای بنام " جایزه استاد دکتر یحیی دولتی " به بهترین فرد از نظر کسب امتیاز پژوهشی در رشته تخصصی پوست اعطا میشود.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ آذر زادروز #یحیی_کمالی_پور
( زاده ۸ آذر ۱۳۲۶ کرمان) نویسنده و دکترای ارتباطات
کمالی دارای مدرک لیسانس روابط عمومی از دانشگاه ایالتی مینه سوتا، فوق لیسانس رسانههای جمعی، رادیو، تلویزیون و فیلم از دانشگاه ویسکانسین و دکترا در رشته ارتباطات از دانشگاه میسوری آمریکا است.
او از سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) در دانشگاه پوردو در آمریکا دارای کرسی استادی و از سال ۱۹۷۹ رییس واحد ارتباطات و هنرهای خلاق این دانشگاه است. در حال حاضر رئیس بخش ارتباطات دانشگاه پوردو کلیومت در ایالت ایندیانای ایالات متحده آمریکا است. وی سردبیر چند مجله در رشته ارتباطات از جمله Global Media Journal
است. ایده راه اندازی مجله جهانی رسانه را از سال۱۹۹۹ میلادی و قبل از آنکه مدیر گروه ارتباطات شود در ذهن داشت. در آن سال ایده اش را با مدیر وقت گروه ارتباطات در میان گذاشت اما او چندان علاقهای به این پروژه نشان نداد. اما وقتی که خودش به مدیریت گروه ارتباطات منصوب شد توانست این ایده را عملی کند و در پاییز سال ۲۰۰۲ اولین نسخه مجله جهانی رسانه روی اینترنت قرارگرفت.
آثار :
پروفسور کمالیپور راوری با ۱۰ کتاب در رشته ارتباطات و بیش از ۲۵ سال تدریس در دانشگاههای آمریکا یکی از دانشمندان شناخته شده ایرانی این رشته در سطح جهان است. از جمله آثار وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
(مقاله) تکنولوژیهای جدید ارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر: نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)
مجلات: علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مقاله) تکنولوژیهای جدید ارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر : نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)مجله:خ علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(سخنرانی) در عصر اطلاعات، دانش قدرت و تکنولوژیهای اطلاعاتی حربههای قدرت است/ سخنرانی/ (۴ صفحه - از ۱۶ تا ۱۹)
مجلات: اطلاعرسانی و کتابداری» روابط عمومی» شهریور ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مصاحبه) مصاحبه و میزگرد: گفتگو با پروفسور کمالی پور راوری استاد ایرانی علوم ارتباطات در دانشگاه پوردو - آمریکا: روزنامهنگاری در زمانه دیجیتال (۸ صفحه - از ۲ تا ۹)
مجله: اطلاعرسانی و کتابداری» رسانه» تابستان ۱۳۸۰ - شماره ۴۶» مصاحبه کننده:شکرخواه، یونس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ آذر زادروز #یحیی_کمالی_پور
( زاده ۸ آذر ۱۳۲۶ کرمان) نویسنده و دکترای ارتباطات
کمالی دارای مدرک لیسانس روابط عمومی از دانشگاه ایالتی مینه سوتا، فوق لیسانس رسانههای جمعی، رادیو، تلویزیون و فیلم از دانشگاه ویسکانسین و دکترا در رشته ارتباطات از دانشگاه میسوری آمریکا است.
او از سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) در دانشگاه پوردو در آمریکا دارای کرسی استادی و از سال ۱۹۷۹ رییس واحد ارتباطات و هنرهای خلاق این دانشگاه است. در حال حاضر رئیس بخش ارتباطات دانشگاه پوردو کلیومت در ایالت ایندیانای ایالات متحده آمریکا است. وی سردبیر چند مجله در رشته ارتباطات از جمله Global Media Journal
است. ایده راه اندازی مجله جهانی رسانه را از سال۱۹۹۹ میلادی و قبل از آنکه مدیر گروه ارتباطات شود در ذهن داشت. در آن سال ایده اش را با مدیر وقت گروه ارتباطات در میان گذاشت اما او چندان علاقهای به این پروژه نشان نداد. اما وقتی که خودش به مدیریت گروه ارتباطات منصوب شد توانست این ایده را عملی کند و در پاییز سال ۲۰۰۲ اولین نسخه مجله جهانی رسانه روی اینترنت قرارگرفت.
آثار :
پروفسور کمالیپور راوری با ۱۰ کتاب در رشته ارتباطات و بیش از ۲۵ سال تدریس در دانشگاههای آمریکا یکی از دانشمندان شناخته شده ایرانی این رشته در سطح جهان است. از جمله آثار وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
(مقاله) تکنولوژیهای جدید ارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر: نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)
مجلات: علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مقاله) تکنولوژیهای جدید ارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر : نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)مجله:خ علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(سخنرانی) در عصر اطلاعات، دانش قدرت و تکنولوژیهای اطلاعاتی حربههای قدرت است/ سخنرانی/ (۴ صفحه - از ۱۶ تا ۱۹)
مجلات: اطلاعرسانی و کتابداری» روابط عمومی» شهریور ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مصاحبه) مصاحبه و میزگرد: گفتگو با پروفسور کمالی پور راوری استاد ایرانی علوم ارتباطات در دانشگاه پوردو - آمریکا: روزنامهنگاری در زمانه دیجیتال (۸ صفحه - از ۲ تا ۹)
مجله: اطلاعرسانی و کتابداری» رسانه» تابستان ۱۳۸۰ - شماره ۴۶» مصاحبه کننده:شکرخواه، یونس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ دی زادروز #یحیی_ماهیار_نوابی
( زاده ۱۰ دی ۱۲۹۱ شیراز -- درگذشته ۱۰ مهر ۱۳۷۹ سوئد ) ادیب و زبانشناس
ماهیار نوابی، اديب، زبانشناس و پژوهشگر معاصر در زمينه زبانشناسي، لهجه شناسي، فرهنگ و تمدن ايران باستان در خانوادهاي سرشناس به دنیا آمد. دوران ابتدايي را در زادگاه خويش و دوره دبيرستان را در دارالفنون و كالج آمريكايي تهران گذراند.
پس از گرفتن ليسانس از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و گذراندن خدمت نظام، جهت تحصيل در مقطع دكترا به دانشگاه تهران رفت و پس از پايان بردن آن در سال ۱۳۲۷ با سمت دانشياري در دانشگاه تبريز مشغول به كار شد.
وی پس از دو سال براي فراگرفتن زبانهاي كهن ايراني به مدرسه زبانهاي شرقي دانشگاه لندن (SOAS) رفت و در سالهاي ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ نزد پرفسور هنينگ به فراگيري زبانهاي قديمي ايران مانند پهلوي و اوستايي و پارسي باستان پرداخت و بعد در دانشگاه گوتينگن آلمان زبانهاي تركي كهن را فراگرفت و پس از بازگشت به میهن، رياست دانشكده ادبيات تبريز را برعهده گرفت و نيز به تدريس زبانهاي كهن ايران پرداخت.
در ۱۹۵۷ براي تحقيق در نحوه مديريت دانشگاههاي آمريكا به مدت يكسال به دانشگاههاي كلمبيا و مينياپليس اعزام شد و پس از بازگشت تا سال ۱۹۶۰ همچنان رياست دانشكده ادبيات تبريز را عهده دار بود. پس از آن دو سال و نيم به عنوان رايزن فرهنگي در پاكستان به فعاليت پرداخت.
پس از بازگشت با سمت استادي زبانهاي باستاني ايران در دانشگاه تهران به كار تدريس ادامه داد و پس از چندي به رياست گروه زبانشناسي در زبانهاي كهن ايران در دانشگاه تهران انتخاب شد. او سرانجام در سال ۱۳۵۲ با كوله باري از دانش و تجربه خود را بازنشسته كرد و سپس به عنوان مشاور رييس دانشگاه شيراز رهسپار زادگاه خود شد و رياست موسسه آسيايي را نيز تا سال ۱۳۵۸ عهده دار شد.
در اين مدت نيز علاوه بر فعاليتهاي مطالعاتي و پژوهشي، به امر آموزش اهتمام ويژه داشت و علاوه بر فراخواني استادان ايراني و خارجي، با تاسيس دو رشته كارشناسي ارشد تاريخ و فرهنگ ايران و فرهنگ زبانهاي باستاني ايران، به موسسه، جایگاهی درخشان بخشيد.
وی پس از انقلاب به تهران بازگشت و فعاليتهاي فرهنگي و ادبي خود را پي گرفت.
دکتر ماهیار نوابی سرانجام در ۸۸ سالگی درگذشت.
او افزون بر فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي همواره حضوري فعال و درخور در مجامع علمي گوناگون داخلي و خارجي داشت و در مراكز و انجمنهاي متعددي از قبيل انجمن فرهنگ ارتش، فرهنگستان زبان ايران (عضويت پيوسته تا انقلاب اسلامي) انجمن مجموعه سنگ نبشتههاي ايراني، انجمن پژوهشهاي مهري، كنگره تحقيقات ايراني، (عضو موسس) ، انجمن پژوهشهاي درسي، مشاركتي فعال و ثمربخش داشت.
از استاد علاوه بر دهها مقاله وزين و ارزشمند، كتابهاي متعددي نيز به صورت تاليف و ترجمه به يادگار مانده است. منظومه درخت آسوريك، كتابشناسي ايران، فهرستي ده جلدي از مقالات و كتابهايي كه به زبانهاي اروپايي درباره ايران چاپ شده است، ديوان وقار شيرازي (چاپ و تصحيح)، بندهش ايراني (چاپ عكسي از نسخه تهمورس دينشاه)، متنهاي پهلوي(چاپ عكسي)، گنجينه دستنويسهاي پهلوي( ۵۷ جلد)، مجموعه مقالات پرفسور بيلي و يادگار زريران (از آثار كهن فارسي ميانه) از جمله كتب منتشر شده اوست كه گواه شايستگي و دلبستگي ايشان به پژوهشهاي بنيادي در زمينه ادبيات و فرهنگ غني اين سرزمين است.
استاد نوابي همچنين در اواخر عمر پربارشان كتابخانه ارزشمند شخصي خود را به فرهنگستان زبان ايران اهدا كرد تا مورد استفاده عموم دانش پژوهان و فرهنگ دوستان قرار گيرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ دی زادروز #یحیی_ماهیار_نوابی
( زاده ۱۰ دی ۱۲۹۱ شیراز -- درگذشته ۱۰ مهر ۱۳۷۹ سوئد ) ادیب و زبانشناس
ماهیار نوابی، اديب، زبانشناس و پژوهشگر معاصر در زمينه زبانشناسي، لهجه شناسي، فرهنگ و تمدن ايران باستان در خانوادهاي سرشناس به دنیا آمد. دوران ابتدايي را در زادگاه خويش و دوره دبيرستان را در دارالفنون و كالج آمريكايي تهران گذراند.
پس از گرفتن ليسانس از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و گذراندن خدمت نظام، جهت تحصيل در مقطع دكترا به دانشگاه تهران رفت و پس از پايان بردن آن در سال ۱۳۲۷ با سمت دانشياري در دانشگاه تبريز مشغول به كار شد.
وی پس از دو سال براي فراگرفتن زبانهاي كهن ايراني به مدرسه زبانهاي شرقي دانشگاه لندن (SOAS) رفت و در سالهاي ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ نزد پرفسور هنينگ به فراگيري زبانهاي قديمي ايران مانند پهلوي و اوستايي و پارسي باستان پرداخت و بعد در دانشگاه گوتينگن آلمان زبانهاي تركي كهن را فراگرفت و پس از بازگشت به میهن، رياست دانشكده ادبيات تبريز را برعهده گرفت و نيز به تدريس زبانهاي كهن ايران پرداخت.
در ۱۹۵۷ براي تحقيق در نحوه مديريت دانشگاههاي آمريكا به مدت يكسال به دانشگاههاي كلمبيا و مينياپليس اعزام شد و پس از بازگشت تا سال ۱۹۶۰ همچنان رياست دانشكده ادبيات تبريز را عهده دار بود. پس از آن دو سال و نيم به عنوان رايزن فرهنگي در پاكستان به فعاليت پرداخت.
پس از بازگشت با سمت استادي زبانهاي باستاني ايران در دانشگاه تهران به كار تدريس ادامه داد و پس از چندي به رياست گروه زبانشناسي در زبانهاي كهن ايران در دانشگاه تهران انتخاب شد. او سرانجام در سال ۱۳۵۲ با كوله باري از دانش و تجربه خود را بازنشسته كرد و سپس به عنوان مشاور رييس دانشگاه شيراز رهسپار زادگاه خود شد و رياست موسسه آسيايي را نيز تا سال ۱۳۵۸ عهده دار شد.
در اين مدت نيز علاوه بر فعاليتهاي مطالعاتي و پژوهشي، به امر آموزش اهتمام ويژه داشت و علاوه بر فراخواني استادان ايراني و خارجي، با تاسيس دو رشته كارشناسي ارشد تاريخ و فرهنگ ايران و فرهنگ زبانهاي باستاني ايران، به موسسه، جایگاهی درخشان بخشيد.
وی پس از انقلاب به تهران بازگشت و فعاليتهاي فرهنگي و ادبي خود را پي گرفت.
دکتر ماهیار نوابی سرانجام در ۸۸ سالگی درگذشت.
او افزون بر فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي همواره حضوري فعال و درخور در مجامع علمي گوناگون داخلي و خارجي داشت و در مراكز و انجمنهاي متعددي از قبيل انجمن فرهنگ ارتش، فرهنگستان زبان ايران (عضويت پيوسته تا انقلاب اسلامي) انجمن مجموعه سنگ نبشتههاي ايراني، انجمن پژوهشهاي مهري، كنگره تحقيقات ايراني، (عضو موسس) ، انجمن پژوهشهاي درسي، مشاركتي فعال و ثمربخش داشت.
از استاد علاوه بر دهها مقاله وزين و ارزشمند، كتابهاي متعددي نيز به صورت تاليف و ترجمه به يادگار مانده است. منظومه درخت آسوريك، كتابشناسي ايران، فهرستي ده جلدي از مقالات و كتابهايي كه به زبانهاي اروپايي درباره ايران چاپ شده است، ديوان وقار شيرازي (چاپ و تصحيح)، بندهش ايراني (چاپ عكسي از نسخه تهمورس دينشاه)، متنهاي پهلوي(چاپ عكسي)، گنجينه دستنويسهاي پهلوي( ۵۷ جلد)، مجموعه مقالات پرفسور بيلي و يادگار زريران (از آثار كهن فارسي ميانه) از جمله كتب منتشر شده اوست كه گواه شايستگي و دلبستگي ايشان به پژوهشهاي بنيادي در زمينه ادبيات و فرهنگ غني اين سرزمين است.
استاد نوابي همچنين در اواخر عمر پربارشان كتابخانه ارزشمند شخصي خود را به فرهنگستان زبان ايران اهدا كرد تا مورد استفاده عموم دانش پژوهان و فرهنگ دوستان قرار گيرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن سالروز درگذشت #یحیی_تارساز
( زاده سال ۱۲۵۴ اصفهان -- درگذشته ۲۸ بهمن ۱۳۱۲ اصفهان ) سازنده تار
هوهانس آبکاریان (به انگلیسی Hovhannes Abkarian)، معروف به یحیی تارساز فرزند «خاچیک نجارباشی» در جلفای اصفهان به دنیا آمد. وی ابتدا وسایل موسیقی و طرز ساخت آنها را از پدرش آموخت و کمکم پا را فراتر از الگوی پدر گذاشت و برای شروع کار از الگو و اندازههای تار فرجاله تقلید کرد.
از ویژگیهای تار یحیی نکتهای است که استادان قبل و بعد از او کمتر به آن توجه داشتهاند. یحیی اولین سازندهای بود که از ابتدای کار روند کیفی ثابت و مستمری (و به اصطلاح امروز استانداردی) را برای کار خود در نظر گرفت. مقایسهٔ آثار متعدد بر جای مانده از او حکایت از آن دارد که انحراف معیار در آثار متعدد استاد یحیی بسیار ناچیز است. تمامی تارهای به جای مانده از او حتی از نظر کوچکترین معیارها و اندازههای فنی و الگو اختلاف چندانی با یکدیگر ندارند (البته، با در نظر گرفتن این نکته که یحیی در سه اندازهٔ بزرگ، متوسط و کوچک تار میساخته)؛ امری که بیشتر از یک کارخانه با فن آوری نوین مورد انتظار است تا از سازندهای در کارگاهی کوچک و ابتدایی.
خوشخوانی و خوش دستی تار یحیی به چند عامل مهم دیگر نیز بستگی دارد که عبارتاند از: طرز ساخت کاسه، شیوه نصب دسته به کاسه، عمل آوردن رو دسته، اندازههای نسبت کاسه به دسته، تناسب کاسه بزرگ با کاسه کوچک، نفیر داخل کاسه، تراش داخل کاسه، تناسب داخلی حجم کاسه بزرگ و کوچک و... مهمتر از همه اینکه یحیی خرکی را که اولین بار روی تار قرار میداد تا آن را امتحان کند اگر از نظر صدا دهی مقبول واقع میشد، دیگر آن را تغییر نمیداد و این خرک را همیشه بر روی تار نگاه میداشت.
هر ساله آقا حسینقلی و میرزا عبداله از ساختههای یحیی آزمون به عمل میآوردند.
تارهای یحیی به علت مرغوبیت خریداران فراوانی داشت. به همین دلیل کار او را تقلید میکردند و به نام او میفروختند. همین موضوع او را واداشت تا نخستین بار برای نشان دادن اصالت کارش مهری بسازد. وی مهر بیضی شکل کوچکی با اسم یحیی ساخت و آن را درون کاسه ساز چسباند اما پس از چندی طبق روال گذشته از نو تارهایی تقلبی به نام او ساختند؛ لذا تصمیم گرفت مهری دایره شکل با تاریخ بر روی دسته تار بچسباند. در نهایت، مهر سومی تهیه کرد که تاریخ و محل ساخت تار را نشان میداد و آن را به صورت مخفی در زیر سیمگیر بر روی کاغذی میزد و سپس، زیر استخوان سرپنجه میچسباند. اگر تاری این سه مهر را داشته باشد، خصوصاً مهر زیر استخوان سرپنجه را، بی گمان ساخته یحیی است. بعدها، این کار در بین سازندگان ساز رواج پیدا کرد.
امروزه تعداد سازهای یحیی را ۱۵۰ عدد تخمین زدهاند. تارهای ساخت یحیی امروزه زینت بخش موزههای ایران است و نمونهای از تار ساخت یحیی هم اکنون در موزه کلیسای وانک نگهداری میشود و در معرض دید عموم قرار دارد.
یحیی تارساز در ۵۸ سالگی درگذشت و در گورستان ارمنیان، در دامنه کوه صفه، به خاک سپرده شد. بعدها رامین جزایری گور او را یافت و سنگ مناسبی روی آن قرار داد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن سالروز درگذشت #یحیی_تارساز
( زاده سال ۱۲۵۴ اصفهان -- درگذشته ۲۸ بهمن ۱۳۱۲ اصفهان ) سازنده تار
هوهانس آبکاریان (به انگلیسی Hovhannes Abkarian)، معروف به یحیی تارساز فرزند «خاچیک نجارباشی» در جلفای اصفهان به دنیا آمد. وی ابتدا وسایل موسیقی و طرز ساخت آنها را از پدرش آموخت و کمکم پا را فراتر از الگوی پدر گذاشت و برای شروع کار از الگو و اندازههای تار فرجاله تقلید کرد.
از ویژگیهای تار یحیی نکتهای است که استادان قبل و بعد از او کمتر به آن توجه داشتهاند. یحیی اولین سازندهای بود که از ابتدای کار روند کیفی ثابت و مستمری (و به اصطلاح امروز استانداردی) را برای کار خود در نظر گرفت. مقایسهٔ آثار متعدد بر جای مانده از او حکایت از آن دارد که انحراف معیار در آثار متعدد استاد یحیی بسیار ناچیز است. تمامی تارهای به جای مانده از او حتی از نظر کوچکترین معیارها و اندازههای فنی و الگو اختلاف چندانی با یکدیگر ندارند (البته، با در نظر گرفتن این نکته که یحیی در سه اندازهٔ بزرگ، متوسط و کوچک تار میساخته)؛ امری که بیشتر از یک کارخانه با فن آوری نوین مورد انتظار است تا از سازندهای در کارگاهی کوچک و ابتدایی.
خوشخوانی و خوش دستی تار یحیی به چند عامل مهم دیگر نیز بستگی دارد که عبارتاند از: طرز ساخت کاسه، شیوه نصب دسته به کاسه، عمل آوردن رو دسته، اندازههای نسبت کاسه به دسته، تناسب کاسه بزرگ با کاسه کوچک، نفیر داخل کاسه، تراش داخل کاسه، تناسب داخلی حجم کاسه بزرگ و کوچک و... مهمتر از همه اینکه یحیی خرکی را که اولین بار روی تار قرار میداد تا آن را امتحان کند اگر از نظر صدا دهی مقبول واقع میشد، دیگر آن را تغییر نمیداد و این خرک را همیشه بر روی تار نگاه میداشت.
هر ساله آقا حسینقلی و میرزا عبداله از ساختههای یحیی آزمون به عمل میآوردند.
تارهای یحیی به علت مرغوبیت خریداران فراوانی داشت. به همین دلیل کار او را تقلید میکردند و به نام او میفروختند. همین موضوع او را واداشت تا نخستین بار برای نشان دادن اصالت کارش مهری بسازد. وی مهر بیضی شکل کوچکی با اسم یحیی ساخت و آن را درون کاسه ساز چسباند اما پس از چندی طبق روال گذشته از نو تارهایی تقلبی به نام او ساختند؛ لذا تصمیم گرفت مهری دایره شکل با تاریخ بر روی دسته تار بچسباند. در نهایت، مهر سومی تهیه کرد که تاریخ و محل ساخت تار را نشان میداد و آن را به صورت مخفی در زیر سیمگیر بر روی کاغذی میزد و سپس، زیر استخوان سرپنجه میچسباند. اگر تاری این سه مهر را داشته باشد، خصوصاً مهر زیر استخوان سرپنجه را، بی گمان ساخته یحیی است. بعدها، این کار در بین سازندگان ساز رواج پیدا کرد.
امروزه تعداد سازهای یحیی را ۱۵۰ عدد تخمین زدهاند. تارهای ساخت یحیی امروزه زینت بخش موزههای ایران است و نمونهای از تار ساخت یحیی هم اکنون در موزه کلیسای وانک نگهداری میشود و در معرض دید عموم قرار دارد.
یحیی تارساز در ۵۸ سالگی درگذشت و در گورستان ارمنیان، در دامنه کوه صفه، به خاک سپرده شد. بعدها رامین جزایری گور او را یافت و سنگ مناسبی روی آن قرار داد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهان
نه تو خورشیدی و
نه من،آفتابگردان؛
اما چرا قلبم روی نمیتابد
جز سوی تو...؟
#یحیی_السماوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
نه تو خورشیدی و
نه من،آفتابگردان؛
اما چرا قلبم روی نمیتابد
جز سوی تو...؟
#یحیی_السماوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ آبان سالروز درگذشت #یحیی_آرینپور
( زاده سال ۱۲۸۶ تبریز – درگذشته ۴ آبان ۱۳۶۴ تهران) شاعر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ ادبیات ایران
آرینپور، نیاى پدریاش عباسمیرزا بود و از طرف مادر، نسبش به خواجه نصیرالدینطوسى میرسید. او در شرححالش در «كتاب امروز» مینویسد: روز و ماه و حتى سال تولدم را به درستى نمیدانم، آنچه از این بابت در شناسنامهام آمده راه به جایى نمیبرد، زیرا مستند به یادداشت پشت جلد كتابى نیست.
وی تحصیلاتش را از مكتبخانه و سپس در دبستان تمدن تبریز آغاز کرد و دوره متوسطه را در دبیرستان محمدیه ادامه داد. آموزگاران وى در دبیرستان، ابوالقاسم فیوضات، تقى رفعت و احمد كسروى و از همدرسانش، دكتر رعدى آذرخشى، دكتر علیاصغر حریرى، محمدحسین شهریار و دیگران بودند.
او از همان زمان قصیدهگویى و غزلگویى را با تخلص «دانش» آغاز كرد. بعدها برخى از قطعهها و ترجمههاى شعرى او در مجلههاى «سخن» و «یغما» به شكل پراكنده به چاپ رسید. در اواسط سال ۱۲۹۸ كه در كلاس ششم دبیرستان تحصیل میکرد، شش شماره از مجله «ادب» را انتشار داد، شش شماره دیگر آن مجله تحت نظر اسماعیل امیرخیزى منتشر شد. در اواسط سال ۱۲۹۹ وارد خدمت وزارت دارایى در تبریز شد و تا مرداد ۱۳۳۲ یعنى مدت ۳۳ سال پیاپى را در آن وزارتخانه مشاغلى داشت. زبان روسى را در آموزشگاهى در تبریز فراگرفت و با زبانهاى انگلیسى و فرانسوى نیز آشنا بود. پس از بازنشستگى به عنوان مترجم در راهآهن دولتى ایران مشغول به كار شد و همزمان به تحقیقات علمى خود ادامه داد. در سال ۱۳۴۶ كتاب ناصرخسرو و اسماعیلیان، تألیف ایرانشناس روس (برتلس) را ترجمه كرد. كتاب دیگر او خاطرات سیمونیچ، وزیرمختار روس بود. اما اثر دیگر او از صبا تا نیما نام دارد ۱۳۵۰ كه تاریخ یك قرن و نیم (سده سیزدهم و نیمه اول سده چهاردهم هجرى) ادب ایران است.
یحیی آرینپور در ۷۸ سالگی درگذشت و در بهشتزهرا بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ آبان سالروز درگذشت #یحیی_آرینپور
( زاده سال ۱۲۸۶ تبریز – درگذشته ۴ آبان ۱۳۶۴ تهران) شاعر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ ادبیات ایران
آرینپور، نیاى پدریاش عباسمیرزا بود و از طرف مادر، نسبش به خواجه نصیرالدینطوسى میرسید. او در شرححالش در «كتاب امروز» مینویسد: روز و ماه و حتى سال تولدم را به درستى نمیدانم، آنچه از این بابت در شناسنامهام آمده راه به جایى نمیبرد، زیرا مستند به یادداشت پشت جلد كتابى نیست.
وی تحصیلاتش را از مكتبخانه و سپس در دبستان تمدن تبریز آغاز کرد و دوره متوسطه را در دبیرستان محمدیه ادامه داد. آموزگاران وى در دبیرستان، ابوالقاسم فیوضات، تقى رفعت و احمد كسروى و از همدرسانش، دكتر رعدى آذرخشى، دكتر علیاصغر حریرى، محمدحسین شهریار و دیگران بودند.
او از همان زمان قصیدهگویى و غزلگویى را با تخلص «دانش» آغاز كرد. بعدها برخى از قطعهها و ترجمههاى شعرى او در مجلههاى «سخن» و «یغما» به شكل پراكنده به چاپ رسید. در اواسط سال ۱۲۹۸ كه در كلاس ششم دبیرستان تحصیل میکرد، شش شماره از مجله «ادب» را انتشار داد، شش شماره دیگر آن مجله تحت نظر اسماعیل امیرخیزى منتشر شد. در اواسط سال ۱۲۹۹ وارد خدمت وزارت دارایى در تبریز شد و تا مرداد ۱۳۳۲ یعنى مدت ۳۳ سال پیاپى را در آن وزارتخانه مشاغلى داشت. زبان روسى را در آموزشگاهى در تبریز فراگرفت و با زبانهاى انگلیسى و فرانسوى نیز آشنا بود. پس از بازنشستگى به عنوان مترجم در راهآهن دولتى ایران مشغول به كار شد و همزمان به تحقیقات علمى خود ادامه داد. در سال ۱۳۴۶ كتاب ناصرخسرو و اسماعیلیان، تألیف ایرانشناس روس (برتلس) را ترجمه كرد. كتاب دیگر او خاطرات سیمونیچ، وزیرمختار روس بود. اما اثر دیگر او از صبا تا نیما نام دارد ۱۳۵۰ كه تاریخ یك قرن و نیم (سده سیزدهم و نیمه اول سده چهاردهم هجرى) ادب ایران است.
یحیی آرینپور در ۷۸ سالگی درگذشت و در بهشتزهرا بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آبان زادروز #یحیی_دولتی
( زاده ۸ آبان ۱۳۱۳ تهران ) پزشک و استاد دانشگاه
یحیی دولتی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی، استاد دانشگاه و بنیانگذار مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام است.
یحیی دولتی تا ۱۳ سالگی نتوانست شروع به تحصیل کند. او بعد از آن همزمان با کار در کارگاه جوراب بافی، به کلاسهای شبانه وارد شد و دورههای دبیرستان را نیز در مدرسه شبانه گذراند. سپس وارد آموزشگاه فنی نیروی هوایی شد و در آنجا در دورههای تحصیلی شبانه شرکت کرد و توانست به رشته داروسازی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران وارد شود. در سال ۱۳۳۸ در رشته داروسازی دکترا گرفت و به عنوان داروساز در ارتش مشغول به فعالیت شد. پس از پایان دوره تحصیل مجدداً در کنکور شرکت کرد و این بار در رشته پزشکی به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۵ دکترای پزشکیاش را به دست آورد، سپس در آزمونی که در ارتش برای اعزام به آمریکا برگزار میشد شرکت و برای تخصص در رشته پوست و آسیبشناسی پوست به دانشگاه Hahnemann رفت و تا سال ۱۳۵۱ به تحصیل و کار پرداخت.
مدارک:
۱- فارغالتحصیل دانشکده داروسازی دانشگاه تهران (۱۳۳۸)
۲- فارغالتحصیل دانشکده پزشکی دانشگاه تهران (۱۳۴۵)
۳- بورد تخصصی بیماریهای پوست (۱۳۵۱) و فلوشیپ آسیبشناسی پوست (۱۳۵۱)(هر دو از کالج پزشکی و بیمارستان Hahnemann (امروزه دانشگاه Hahnemann)، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا
سمتها:
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و استاد افتخاری دانشگاه Franche-Comté، آکادمی بزانسون، فرانسه
رئیس مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران
استاد مهمان گروه پوست دانشگاه Wayne State، دیترویت، میشیگان، ایالات متحده آمریکا، دانشگاه بریتیش کلمبیا، ونکوور، کانادا
۴- عضو بخش سیاستگذاری لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت/تحقیقات بیماریهای گرمسیری (WHO/TDR)(۱۳۷۱ - ۱۳۷۷)- عضو کمیته خبرگان برنامه کنترل لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت (WHO) (۱۳۳۸-اکنون)
۵- رئیس انجمن متخصصین پوست ایران (۱۳۷۴–۱۳۸۷ و ۱۳۹۱- تاکنون)
۶- نایب رییس انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸) عضو هیئت مدیره انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸- تا کنون) نایب رئیس [Co-chair] کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸) عضو کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸ - اکنون)
۷- رییس بیمارستان شهید چمران (۱۳۵۹–۱۳۶۲)
۸- رییس آزمایشگاه تحقیقاتی سازمان جذام ایران (۱۳۶۰–۱۳۷۰)
۹- عضو هیئت ممتحنه آزمون دانشنامه تخصصی پوست ایران (۱۳۶۸- تاکنون)
۱۰- نشان نقره انجمن متخصصان کودکان آمریکا (۱۳۵۱) و نشان طلا برای برگزیده شدن به عنوان پژوهشگر بالینی برتر در پنجمین جشنواره علمی ابن سینا، دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۳۸۳)- نشان فرهنگستان جهانی بهداشت
۱۱- مدیر مسئول و سردبیر فصلنامههای بیماریهای پوست ایران (۱۳۷۶–۱۳۸۸ و ۱۳۹۱- تا کنون) و پوست و زیبایی (۱۳۸۸- تاکنون)
جایزه استاد دکتر یحیی دولتی:
در سال ۱۳۹۳ بر اساس مصوبه شورای پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام جایزهای بنام "جایزه استاد دکتر یحیی دولتی" به بهترین فرد از نظر کسب امتیاز پژوهشی در رشته تخصصی پوست اعطا میشود.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آبان زادروز #یحیی_دولتی
( زاده ۸ آبان ۱۳۱۳ تهران ) پزشک و استاد دانشگاه
یحیی دولتی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی، استاد دانشگاه و بنیانگذار مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام است.
یحیی دولتی تا ۱۳ سالگی نتوانست شروع به تحصیل کند. او بعد از آن همزمان با کار در کارگاه جوراب بافی، به کلاسهای شبانه وارد شد و دورههای دبیرستان را نیز در مدرسه شبانه گذراند. سپس وارد آموزشگاه فنی نیروی هوایی شد و در آنجا در دورههای تحصیلی شبانه شرکت کرد و توانست به رشته داروسازی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران وارد شود. در سال ۱۳۳۸ در رشته داروسازی دکترا گرفت و به عنوان داروساز در ارتش مشغول به فعالیت شد. پس از پایان دوره تحصیل مجدداً در کنکور شرکت کرد و این بار در رشته پزشکی به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۵ دکترای پزشکیاش را به دست آورد، سپس در آزمونی که در ارتش برای اعزام به آمریکا برگزار میشد شرکت و برای تخصص در رشته پوست و آسیبشناسی پوست به دانشگاه Hahnemann رفت و تا سال ۱۳۵۱ به تحصیل و کار پرداخت.
مدارک:
۱- فارغالتحصیل دانشکده داروسازی دانشگاه تهران (۱۳۳۸)
۲- فارغالتحصیل دانشکده پزشکی دانشگاه تهران (۱۳۴۵)
۳- بورد تخصصی بیماریهای پوست (۱۳۵۱) و فلوشیپ آسیبشناسی پوست (۱۳۵۱)(هر دو از کالج پزشکی و بیمارستان Hahnemann (امروزه دانشگاه Hahnemann)، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا
سمتها:
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و استاد افتخاری دانشگاه Franche-Comté، آکادمی بزانسون، فرانسه
رئیس مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران
استاد مهمان گروه پوست دانشگاه Wayne State، دیترویت، میشیگان، ایالات متحده آمریکا، دانشگاه بریتیش کلمبیا، ونکوور، کانادا
۴- عضو بخش سیاستگذاری لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت/تحقیقات بیماریهای گرمسیری (WHO/TDR)(۱۳۷۱ - ۱۳۷۷)- عضو کمیته خبرگان برنامه کنترل لیشمانیوز سازمان جهانی بهداشت (WHO) (۱۳۳۸-اکنون)
۵- رئیس انجمن متخصصین پوست ایران (۱۳۷۴–۱۳۸۷ و ۱۳۹۱- تاکنون)
۶- نایب رییس انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸) عضو هیئت مدیره انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸- تا کنون) نایب رئیس [Co-chair] کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۶–۱۳۸۸) عضو کمیته برنامه آموزش بینالمللی انجمن بینالمللی پوست (۱۳۸۸ - اکنون)
۷- رییس بیمارستان شهید چمران (۱۳۵۹–۱۳۶۲)
۸- رییس آزمایشگاه تحقیقاتی سازمان جذام ایران (۱۳۶۰–۱۳۷۰)
۹- عضو هیئت ممتحنه آزمون دانشنامه تخصصی پوست ایران (۱۳۶۸- تاکنون)
۱۰- نشان نقره انجمن متخصصان کودکان آمریکا (۱۳۵۱) و نشان طلا برای برگزیده شدن به عنوان پژوهشگر بالینی برتر در پنجمین جشنواره علمی ابن سینا، دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۳۸۳)- نشان فرهنگستان جهانی بهداشت
۱۱- مدیر مسئول و سردبیر فصلنامههای بیماریهای پوست ایران (۱۳۷۶–۱۳۸۸ و ۱۳۹۱- تا کنون) و پوست و زیبایی (۱۳۸۸- تاکنون)
جایزه استاد دکتر یحیی دولتی:
در سال ۱۳۹۳ بر اساس مصوبه شورای پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش بیماریهای پوست و جذام جایزهای بنام "جایزه استاد دکتر یحیی دولتی" به بهترین فرد از نظر کسب امتیاز پژوهشی در رشته تخصصی پوست اعطا میشود.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ آذر زادروز #یحیی_کمالیپور
( زاده ۸ آذر ۱۳۲۶ کرمان) نویسنده و دکترای ارتباطات
کمالی دارای مدرک لیسانس روابط عمومی از دانشگاه ایالتی مینهسوتا، فوق لیسانس رسانههای جمعی، رادیوتلویزیون و فیلم از دانشگاه ویسکانسین و دکترا در رشته ارتباطات از دانشگاه میسوری آمریکا است.
او از سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) در دانشگاه پوردو در آمریکا دارای کرسی استادی و از سال ۱۹۷۹ رییس واحد ارتباطات و هنرهای خلاق این دانشگاه و رییس بخش ارتباطات دانشگاه پوردو کلیومت در ایالت ایندیانای ایالات متحده آمریکا شد. و سردبیر چند مجله در رشته ارتباطات از جمله Global Media Journal. او ایده راهاندازی مجله جهانی رسانه را از سال۱۹۹۹ میلادی و قبل از آنکه مدیر گروه ارتباطات شود در ذهن داشت. در آن سال ایدهاش را با مدیر وقت گروه ارتباطات در میان گذاشت، اما او علاقهای به این پروژه نشان نداد تا وقتی که خودش به مدیریت گروه ارتباطات منصوب شد، توانست این ایده را عملی کند و در پاییز سال ۲۰۰۲ اولین نسخه مجله جهانی رسانه روی اینترنت قرارگرفت.
آثار:
پروفسور کمالیپور راوری با ۱۰ کتاب در رشته ارتباطات و بیش از ۲۵ سال تدریس در دانشگاههای آمریکا، یکی از دانشمندان شناخته شده ایرانی این رشته در سطح جهان است. از جمله آثار وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
(مقاله) تکنولوژیهای جدیدارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر: نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)
مجلات: علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مقاله) تکنولوژیهای جدید ارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر: نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)مجله:خ علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(سخنرانی) در عصر اطلاعات، دانش قدرت و تکنولوژیهای اطلاعاتی حربههای قدرت است/ سخنرانی/ (۴ صفحه - از ۱۶ تا ۱۹)
مجلات: اطلاعرسانی و کتابداری» روابط عمومی» شهریور ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مصاحبه) مصاحبه و میزگرد: گفتگو با پروفسور کمالی پور راوری استاد ایرانی علوم ارتباطات در دانشگاه پوردو - آمریکا: روزنامهنگاری در زمانه دیجیتال (۸ صفحه - از ۲ تا ۹)
مجله: اطلاعرسانی و کتابداری» رسانه» تابستان ۱۳۸۰ - شماره ۴۶»
مصاحبه کننده:شکرخواه، یونس
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ آذر زادروز #یحیی_کمالیپور
( زاده ۸ آذر ۱۳۲۶ کرمان) نویسنده و دکترای ارتباطات
کمالی دارای مدرک لیسانس روابط عمومی از دانشگاه ایالتی مینهسوتا، فوق لیسانس رسانههای جمعی، رادیوتلویزیون و فیلم از دانشگاه ویسکانسین و دکترا در رشته ارتباطات از دانشگاه میسوری آمریکا است.
او از سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) در دانشگاه پوردو در آمریکا دارای کرسی استادی و از سال ۱۹۷۹ رییس واحد ارتباطات و هنرهای خلاق این دانشگاه و رییس بخش ارتباطات دانشگاه پوردو کلیومت در ایالت ایندیانای ایالات متحده آمریکا شد. و سردبیر چند مجله در رشته ارتباطات از جمله Global Media Journal. او ایده راهاندازی مجله جهانی رسانه را از سال۱۹۹۹ میلادی و قبل از آنکه مدیر گروه ارتباطات شود در ذهن داشت. در آن سال ایدهاش را با مدیر وقت گروه ارتباطات در میان گذاشت، اما او علاقهای به این پروژه نشان نداد تا وقتی که خودش به مدیریت گروه ارتباطات منصوب شد، توانست این ایده را عملی کند و در پاییز سال ۲۰۰۲ اولین نسخه مجله جهانی رسانه روی اینترنت قرارگرفت.
آثار:
پروفسور کمالیپور راوری با ۱۰ کتاب در رشته ارتباطات و بیش از ۲۵ سال تدریس در دانشگاههای آمریکا، یکی از دانشمندان شناخته شده ایرانی این رشته در سطح جهان است. از جمله آثار وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
(مقاله) تکنولوژیهای جدیدارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر: نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)
مجلات: علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مقاله) تکنولوژیهای جدید ارتباطی و تأثیر آنها بر جوامع معاصر: نگرانیها و دورنماها (۱۸ صفحه - از ۷۹ تا ۹۶)مجله:خ علوم انسانی» پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)» تابستان ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(سخنرانی) در عصر اطلاعات، دانش قدرت و تکنولوژیهای اطلاعاتی حربههای قدرت است/ سخنرانی/ (۴ صفحه - از ۱۶ تا ۱۹)
مجلات: اطلاعرسانی و کتابداری» روابط عمومی» شهریور ۱۳۷۶ - شماره ۴»
(مصاحبه) مصاحبه و میزگرد: گفتگو با پروفسور کمالی پور راوری استاد ایرانی علوم ارتباطات در دانشگاه پوردو - آمریکا: روزنامهنگاری در زمانه دیجیتال (۸ صفحه - از ۲ تا ۹)
مجله: اطلاعرسانی و کتابداری» رسانه» تابستان ۱۳۸۰ - شماره ۴۶»
مصاحبه کننده:شکرخواه، یونس
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ دی زادروز #یحیی_ماهیارنوابی
( زاده ۱۰ دی ۱۲۹۱ شیراز -- درگذشته ۱۰ مهر ۱۳۷۹ سوئد ) ادیب و زبانشناس
ماهیار نوابی، دوران ابتدايی را در زادگاه و دبيرستان را در دارالفنون و كالج آمريكایی تهران گذراند و پس از گرفتن ليسانس و دكترای ادبیات از دانشگاه تهران، با سمت دانشياری در دانشگاه تبريز مشغول به كار شد.
او پس از دوسال برای فراگرفتن زبانهای كهن ايرانی به مدرسه زبانهای شرقی دانشگاه لندن (SOAS) رفت و در سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ نزد پرفسور هنينگ به فراگيری زبانهای قديمی ايران مانند پهلوی و اوستايی و پارسی باستان پرداخت و بعد در دانشگاه گوتينگن آلمان زبانهای تركی كهن را فراگرفت و پس از بازگشت به میهن، رياست دانشكده ادبيات تبريز را عهدهدار شد و نيز به تدريس زبانهای كهن ايران پرداخت.
وی در ۱۹۵۷ برای تحقيق در نحوه مديريت دانشگاههای آمريكا به مدت يكسال به دانشگاههای كلمبيا و مينياپليس اعزام شد و پس از بازگشت تا سال ۱۹۶۰ همچنان رياست دانشكده ادبيات تبريز را عهده دار بود. پس از آن دوسال و نيم به عنوان رايزن فرهنگی در پاكستان به فعاليت پرداخت.
پس از بازگشت با سمت استادی زبانهای باستانی ايران در دانشگاه تهران به كار تدريس ادامه داد و پس از چندی به رياست گروه زبانشناسی در زبانهای كهن ايران در دانشگاه تهران انتخاب شد. او سرانجام در سال ۱۳۵۲ با كولهباری از دانش و تجربه خود را بازنشسته كرد و سپس به عنوان مشاور رييس دانشگاه شيراز رهسپار زادگاهش شد و رياست موسسه آسيايی را نيز تا سال ۱۳۵۸ عهده دار بود.
در اين مدت نيز علاوه بر فعاليتهای مطالعاتی و پژوهشی، به امر آموزش اهتمام ويژه داشت و علاوه بر فراخوانی استادان ايرانی و خارجی، با تاسيس دو رشته كارشناسی ارشد تاريخ و فرهنگ ايران و فرهنگ زبانهای باستانی ايران، به موسسه، جایگاهی درخشان بخشيد.
وی پس از انقلاب به تهران بازگشت و فعاليتهای فرهنگی و ادبیاش را پی گرفت.
او افزون بر فعاليتهای آموزشی و پژوهشی همواره حضوری فعال در مجامع علمی گوناگون داخلی و خارجی داشت و در مراكز و انجمنهای متعددی از قبيل انجمن فرهنگ ارتش، فرهنگستان زبان ايران (عضويت پيوسته تا انقلاب اسلامی) انجمن مجموعه سنگ نبشتههای ايرانی، انجمن پژوهشهای مهری، كنگره تحقيقات ايرانی (عضو موسس) انجمن پژوهشهای درسی، مشاركتی فعال و ثمربخش داشت.
از وی علاوه بر دهها مقاله وزين و ارزشمند، كتابهای متعددی نيز به صورت تاليف و ترجمه به يادگار مانده است. منظومه درخت آسوريك، كتابشناسی ايران، فهرستی ده جلدی از مقالات و كتابهايی كه به زبانهای اروپايی درباره ايران چاپ شده است، ديوان وقار شيرازی (چاپ و تصحيح) بندهش ايرانی (چاپ عكسی از نسخه تهمورس دينشاه)، متنهای پهلوی (چاپ عكسی) گنجينه دستنويسهای پهلوی ( ۵۷ جلد)، مجموعه مقالات پرفسور بيلی و يادگار زريران (از آثار كهن فارسی ميانه) از جمله كتب منتشر شده اوست كه گواه شايستگی و دلبستگیاش به پژوهشهای بنيادی در زمينه ادبيات و فرهنگ غنی اين سرزمين است.
وی همچنين در اواخر عمر پربار، كتابخانه ارزشمند شخصی خود را به فرهنگستان زبان ايران اهدا كرد تا مورد استفاده عموم دانش پژوهان و فرهنگ دوستان قرار گيرد.
دکتر ماهیار نوابی، اديب، زبانشناس و پژوهشگر زبانشناسی، لهجه شناسی، فرهنگ و تمدن ايران باستان در ۸۸ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ دی زادروز #یحیی_ماهیارنوابی
( زاده ۱۰ دی ۱۲۹۱ شیراز -- درگذشته ۱۰ مهر ۱۳۷۹ سوئد ) ادیب و زبانشناس
ماهیار نوابی، دوران ابتدايی را در زادگاه و دبيرستان را در دارالفنون و كالج آمريكایی تهران گذراند و پس از گرفتن ليسانس و دكترای ادبیات از دانشگاه تهران، با سمت دانشياری در دانشگاه تبريز مشغول به كار شد.
او پس از دوسال برای فراگرفتن زبانهای كهن ايرانی به مدرسه زبانهای شرقی دانشگاه لندن (SOAS) رفت و در سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ نزد پرفسور هنينگ به فراگيری زبانهای قديمی ايران مانند پهلوی و اوستايی و پارسی باستان پرداخت و بعد در دانشگاه گوتينگن آلمان زبانهای تركی كهن را فراگرفت و پس از بازگشت به میهن، رياست دانشكده ادبيات تبريز را عهدهدار شد و نيز به تدريس زبانهای كهن ايران پرداخت.
وی در ۱۹۵۷ برای تحقيق در نحوه مديريت دانشگاههای آمريكا به مدت يكسال به دانشگاههای كلمبيا و مينياپليس اعزام شد و پس از بازگشت تا سال ۱۹۶۰ همچنان رياست دانشكده ادبيات تبريز را عهده دار بود. پس از آن دوسال و نيم به عنوان رايزن فرهنگی در پاكستان به فعاليت پرداخت.
پس از بازگشت با سمت استادی زبانهای باستانی ايران در دانشگاه تهران به كار تدريس ادامه داد و پس از چندی به رياست گروه زبانشناسی در زبانهای كهن ايران در دانشگاه تهران انتخاب شد. او سرانجام در سال ۱۳۵۲ با كولهباری از دانش و تجربه خود را بازنشسته كرد و سپس به عنوان مشاور رييس دانشگاه شيراز رهسپار زادگاهش شد و رياست موسسه آسيايی را نيز تا سال ۱۳۵۸ عهده دار بود.
در اين مدت نيز علاوه بر فعاليتهای مطالعاتی و پژوهشی، به امر آموزش اهتمام ويژه داشت و علاوه بر فراخوانی استادان ايرانی و خارجی، با تاسيس دو رشته كارشناسی ارشد تاريخ و فرهنگ ايران و فرهنگ زبانهای باستانی ايران، به موسسه، جایگاهی درخشان بخشيد.
وی پس از انقلاب به تهران بازگشت و فعاليتهای فرهنگی و ادبیاش را پی گرفت.
او افزون بر فعاليتهای آموزشی و پژوهشی همواره حضوری فعال در مجامع علمی گوناگون داخلی و خارجی داشت و در مراكز و انجمنهای متعددی از قبيل انجمن فرهنگ ارتش، فرهنگستان زبان ايران (عضويت پيوسته تا انقلاب اسلامی) انجمن مجموعه سنگ نبشتههای ايرانی، انجمن پژوهشهای مهری، كنگره تحقيقات ايرانی (عضو موسس) انجمن پژوهشهای درسی، مشاركتی فعال و ثمربخش داشت.
از وی علاوه بر دهها مقاله وزين و ارزشمند، كتابهای متعددی نيز به صورت تاليف و ترجمه به يادگار مانده است. منظومه درخت آسوريك، كتابشناسی ايران، فهرستی ده جلدی از مقالات و كتابهايی كه به زبانهای اروپايی درباره ايران چاپ شده است، ديوان وقار شيرازی (چاپ و تصحيح) بندهش ايرانی (چاپ عكسی از نسخه تهمورس دينشاه)، متنهای پهلوی (چاپ عكسی) گنجينه دستنويسهای پهلوی ( ۵۷ جلد)، مجموعه مقالات پرفسور بيلی و يادگار زريران (از آثار كهن فارسی ميانه) از جمله كتب منتشر شده اوست كه گواه شايستگی و دلبستگیاش به پژوهشهای بنيادی در زمينه ادبيات و فرهنگ غنی اين سرزمين است.
وی همچنين در اواخر عمر پربار، كتابخانه ارزشمند شخصی خود را به فرهنگستان زبان ايران اهدا كرد تا مورد استفاده عموم دانش پژوهان و فرهنگ دوستان قرار گيرد.
دکتر ماهیار نوابی، اديب، زبانشناس و پژوهشگر زبانشناسی، لهجه شناسی، فرهنگ و تمدن ايران باستان در ۸۸ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#گرامی_باد_یاد_ونام_بابک_خرمدین_سردار_بزرگ_ایران_زمین
#بابک_خرمدین (مرگ #۱۷_دی ماه سال ۲۱۶ خورشیدی) #رهبر_اصلی #مبارزان_ایرانی خرمدین است که بعد از مرگ #ابومسلم بر #خلافت_عباسی شوریدند. #خرمدینان مرگ ابومسلم را انکار کردند و معتقد بودند که ابومسلم بازخواهد گشت تا عدالت را در جهان برقرار نماید. در دوران خلافت عباسیان #شمال_آذربایجان کانون شورش طولانی مدت و خطرناک علیه خلافت بود که توسط بابک خرمدین رهبری میشده است و بر #شمال_غرب_ایران تأثیر گذاشت و بیش از ۲۰ سال - از ۸۱۶–۸۱۷ م تا ۸۳۷ م - طول کشید. از نگاه #باسورث این شورش قطعاً پایههای #دینی داشته ولی ممکن است که پایههای #سیاسی-اجتماعی نیز داشته باشد. شورش او به روشنی از حس #ضد_عربی ایرانیان در آذربایجان بهره میبردهاست. تعداد نیروهای لشکر بابک را در #ابو_المعالی ۱۰۰ هزار نفر، در #تنبیه_الاشراف #مسعودی ۲۰۰ هزار نفر، در #تاریخ_بغدادی ۳۰۰ هزار نفر یا بیشمار و در #تبصره_العوام بیشمار ذکر کردهاند. او زندگی گمنامی در آذربایجان داشت تا اینکه مورد توجه #جاویدان_بن_سهل ، رهبر خرمیها که مدت کوتاهی بعد درگذشت، قرار گرفت. بابک ادعا کرد که روح جاویدان در کالبد او وارد شده و تحریک ساکنین #بذ را آغاز کرد. او قدرت جدیدی به جنبش دینی-اجتماعی که ریشه در #مذهب_مزدک داشت، بخشید. به نظر میرسد که قیام او از ۸۱۶ م آغاز و با نقشهٔ #حاتم پسر #هرمثه ، #حاکم_ارمنستان یاری شده بود و با مشکلات مختلفی در #استان_های_شرقی که به دنبال آن #مأمون به #بغداد بازگشت، آسان گشته بود. در ۸۱۹–۸۲۰ م مأمون، #یحیی_بن_معاذ را به سوی بابک فرستاد که با درگیری بینتیجه در موقعیتهای مختلف جنگی همراه بود؛ همانطور که تلاش دیگر فرماندهان خلافت، شانس بهتری نداشتند. در پایان خلافت مأمون شورش تا #جبال هم کشیده شد، که این باعث نخستین نگرانی #خلیفه_معتصم گردید و باعث شد تا او شورش این ناحیه را ریشه کن کند. در ۸۳۵ م معتصم #افشین را مأمور سرکوب بابک کرد. این فرمانده #قلعه_های_جادهٔ_بذ را که بابک ویران کرده بود را تعمیر کرد و علیرغم شکست #بغای_کبیر در #هشتاد_سر ، توانست #طرخان ، یکی از #فرماندهان_شورشی را غافلگیر کند. سپس با نیروهای تحت فرماندهی #جعفر_خیاط و داوطلبان #ابودلف تجدید قوا کرد و در ۸۳۷ م #اردوگاهی را #تحت_حفاظت دیدهبانها برپا کرد. (چرا که مکرراً از بذ مورد هجوم واقع شدهبود) بعد از حملهٔ ناموفق داوطلبان، بذ در ۱۵ اوت ۸۳۷ م توسط نیروهای #فرغانه_ای فتح و غارت شد. بابک فرار کرد ولی توسط #بزرگ_ارمنستانی - #سهل_بن_سنباط - که به او پناه دادهبود، دستگیر شد و به افشین تحویل دادهشد. او به #سامرا فرستاده شد و در ۴ ژانویه ۸۳۸ به سامرا رسید. معتصم او را سوار بر فیل به معرض نمایش گذاشت و با بیرحمی زیاد او را اعدام کرد. جنازهٔ او بر چوبهٔ دارش باقیماند و منجر شد تا نامش به این منطقهٔ شهر اطلاق گردد. دستگیری و اعدام بابک پایان جنبش خرمدینان نبود، آنها ادامه حیات دادند تا مدرکی گواه بر حیاتشان در قرن ۹ م باشند. داوطلبان شورش گذشته، که خود را #بابکیه نام نهادند، در بذ تا قرن ۱۱ م ادامه حیات دادند.
بابک_خرمدین کیست و چه کرد؟!
تلفظ نام بابک به زبان پارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید.
بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامونها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران اعراب گذاشت.
خلیفه #تازیان به مدت بیست و دو سال سپاهیان فراوانی را برای سرکوب بابک ایرانی گسیل داشت و سرانجام با همکاری یک ایرانی تبار بنام افشین، اعراب بر خرمدینان ایرانی چیرگی یافتند، و او را به سامَرّا نزد خلیفه بردند.
خلیفه معتصم دستور داد تا بابک را سوار بر فیل کردند و در شهر بگردانند و در روز پنجشنبه دوم صفر سال ۲۲۳ با بودن امان نامهای که به او داده بودند به دستور خلیفه او را تکه تکه کرده و کشتند. قرارگاه اصلی بابک خرمدین دژی استوار و سخت گذر بنام دژ بَذ بود که در نزدیکی شهر کَلِیبَر در شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد.
بابک خرمدین : انسان برای پیروزی خلق شده، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکستش داد!
🌸🌿
🔴#گرامی_باد_یاد_ونام_بابک_خرمدین_سردار_بزرگ_ایران_زمین
#بابک_خرمدین (مرگ #۱۷_دی ماه سال ۲۱۶ خورشیدی) #رهبر_اصلی #مبارزان_ایرانی خرمدین است که بعد از مرگ #ابومسلم بر #خلافت_عباسی شوریدند. #خرمدینان مرگ ابومسلم را انکار کردند و معتقد بودند که ابومسلم بازخواهد گشت تا عدالت را در جهان برقرار نماید. در دوران خلافت عباسیان #شمال_آذربایجان کانون شورش طولانی مدت و خطرناک علیه خلافت بود که توسط بابک خرمدین رهبری میشده است و بر #شمال_غرب_ایران تأثیر گذاشت و بیش از ۲۰ سال - از ۸۱۶–۸۱۷ م تا ۸۳۷ م - طول کشید. از نگاه #باسورث این شورش قطعاً پایههای #دینی داشته ولی ممکن است که پایههای #سیاسی-اجتماعی نیز داشته باشد. شورش او به روشنی از حس #ضد_عربی ایرانیان در آذربایجان بهره میبردهاست. تعداد نیروهای لشکر بابک را در #ابو_المعالی ۱۰۰ هزار نفر، در #تنبیه_الاشراف #مسعودی ۲۰۰ هزار نفر، در #تاریخ_بغدادی ۳۰۰ هزار نفر یا بیشمار و در #تبصره_العوام بیشمار ذکر کردهاند. او زندگی گمنامی در آذربایجان داشت تا اینکه مورد توجه #جاویدان_بن_سهل ، رهبر خرمیها که مدت کوتاهی بعد درگذشت، قرار گرفت. بابک ادعا کرد که روح جاویدان در کالبد او وارد شده و تحریک ساکنین #بذ را آغاز کرد. او قدرت جدیدی به جنبش دینی-اجتماعی که ریشه در #مذهب_مزدک داشت، بخشید. به نظر میرسد که قیام او از ۸۱۶ م آغاز و با نقشهٔ #حاتم پسر #هرمثه ، #حاکم_ارمنستان یاری شده بود و با مشکلات مختلفی در #استان_های_شرقی که به دنبال آن #مأمون به #بغداد بازگشت، آسان گشته بود. در ۸۱۹–۸۲۰ م مأمون، #یحیی_بن_معاذ را به سوی بابک فرستاد که با درگیری بینتیجه در موقعیتهای مختلف جنگی همراه بود؛ همانطور که تلاش دیگر فرماندهان خلافت، شانس بهتری نداشتند. در پایان خلافت مأمون شورش تا #جبال هم کشیده شد، که این باعث نخستین نگرانی #خلیفه_معتصم گردید و باعث شد تا او شورش این ناحیه را ریشه کن کند. در ۸۳۵ م معتصم #افشین را مأمور سرکوب بابک کرد. این فرمانده #قلعه_های_جادهٔ_بذ را که بابک ویران کرده بود را تعمیر کرد و علیرغم شکست #بغای_کبیر در #هشتاد_سر ، توانست #طرخان ، یکی از #فرماندهان_شورشی را غافلگیر کند. سپس با نیروهای تحت فرماندهی #جعفر_خیاط و داوطلبان #ابودلف تجدید قوا کرد و در ۸۳۷ م #اردوگاهی را #تحت_حفاظت دیدهبانها برپا کرد. (چرا که مکرراً از بذ مورد هجوم واقع شدهبود) بعد از حملهٔ ناموفق داوطلبان، بذ در ۱۵ اوت ۸۳۷ م توسط نیروهای #فرغانه_ای فتح و غارت شد. بابک فرار کرد ولی توسط #بزرگ_ارمنستانی - #سهل_بن_سنباط - که به او پناه دادهبود، دستگیر شد و به افشین تحویل دادهشد. او به #سامرا فرستاده شد و در ۴ ژانویه ۸۳۸ به سامرا رسید. معتصم او را سوار بر فیل به معرض نمایش گذاشت و با بیرحمی زیاد او را اعدام کرد. جنازهٔ او بر چوبهٔ دارش باقیماند و منجر شد تا نامش به این منطقهٔ شهر اطلاق گردد. دستگیری و اعدام بابک پایان جنبش خرمدینان نبود، آنها ادامه حیات دادند تا مدرکی گواه بر حیاتشان در قرن ۹ م باشند. داوطلبان شورش گذشته، که خود را #بابکیه نام نهادند، در بذ تا قرن ۱۱ م ادامه حیات دادند.
بابک_خرمدین کیست و چه کرد؟!
تلفظ نام بابک به زبان پارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید.
بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامونها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران اعراب گذاشت.
خلیفه #تازیان به مدت بیست و دو سال سپاهیان فراوانی را برای سرکوب بابک ایرانی گسیل داشت و سرانجام با همکاری یک ایرانی تبار بنام افشین، اعراب بر خرمدینان ایرانی چیرگی یافتند، و او را به سامَرّا نزد خلیفه بردند.
خلیفه معتصم دستور داد تا بابک را سوار بر فیل کردند و در شهر بگردانند و در روز پنجشنبه دوم صفر سال ۲۲۳ با بودن امان نامهای که به او داده بودند به دستور خلیفه او را تکه تکه کرده و کشتند. قرارگاه اصلی بابک خرمدین دژی استوار و سخت گذر بنام دژ بَذ بود که در نزدیکی شهر کَلِیبَر در شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد.
بابک خرمدین : انسان برای پیروزی خلق شده، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکستش داد!