🔴#ولی من عاشق توام...

در خیابانی که تو هستی،
نُه زن زیباتر از تواند...
پنج زن بلندتر
و هفت زن کوتاه‌تر
یکی هم هست که مرا بیشتر از تو دوست می‌دارد
ولی من عاشق توام...

در اداره،
زنی هست
که هر وقت پرندۀ نقش‌بسته بر جلد دفترچه‌اش پرواز می‌کند
به من لبخند می‌زند...
خانمِ پیشخدمت در کافه
به جای شکر،
عسل در چایم می‌ریزد
و خانم فروشنده می‌گوید:
«سیب را فقط از ما بخر!»
ولی من عاشق توام...

نمی‌دانم که عشق چگونه زاده می‌شود
و چگونه دو آدمِ متفاوت را
روی خورشید واحدی می‌نهد
یا شب را،
ستاره‌ ستاره،
بین‌شان تقسيم می‌کند
و نمی‌دانم چرا قلب من همۀ همسایه‌های تو و آن فروشنده و آن پیشخدمت را گذاشت
و فقط تو را انتخاب کرد

ولی می‌دانم
که فقط تو را دوست می‌دارم...

از مادرت ممنونم که پدرت را انتخاب کرد
از پدرت ممنونم که عاشق مادرت شد
و تو این شدی که هستی...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#حالم شبیه حال آدمیه که بارش لاستیکه ، #ولی
زاپاس نداره

اینم حکایت ماست ک #دوست زیاد داریم ،
#ولی رفیق کو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#ولی_اله_ترابی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#ولی_اله_ترابی

( زاده سال ۱۳۱۵ تفرش -- درگذشته ۱۲ امرداد ۱۳۹۲ تهران ) نقال، داستان نویس

وله اله ترالی سفیدآبی در ده اسبی‌آب یا همان سفیدآب از توابع شهرستان تفرش در استان‌ مرکزی به دنیا آمد.
او کودک بود که همراه خانواده به تهران آمد و در محله دروازه غار ساکن شدند. در تهران به مکتب رفت و خواندن و نوشتن را آموخت. پدرش تعزیه‌خوان بود و ولی‌اله از همان دوران کودکی، نقش طفلان مسلم را در نمایش‌ها بازی می‌کرد. با گذشت زمان، پس از نقش دو طفلان، به ترتیب نقش‌های حضرت قاسم(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت یوسف(ع) را خواند ولی پس از مدتی در حدود ۲۰ سالگی، تعزیه خوانی را رها کرد و به سراغ آموختن فنون ورزش‌های رزمی قدیم مثل چوب‌بازی، شمشیرزنی پرتاب نیزه و کارد و... رفت. مدتی هم گود مقدس زورخانه، فنون کشتی قدیم و خصلت‌های جوانمردی و پهلوانی را تجربه کرد.
مرشد ولی‌اله ترابی با اجازه پدر، در حدود سال ۱۳۳۵، به خدمت مرشد روح‌اله شوقی نقال رفت و روایت‌های سینه به سینه نقالی را از او آموخت و پس از مدتی نقالی را آرام آرام به صورت خودجوش با تمرین و ممارست در زمینه نحوه ورود شخصیت‌ها، رها کردن تیر از کمان، زدن گرز، جیغ و شیون و فریاد و دیگر حرکات نمادین آغاز کرد.
وی در حدود سال ۱۳۴۰ از محله دروازه غار به محله شهرری نقل مکان کرد و در حوالی منطقه محل سکونت خود، در یک قهوه‌خانه بزرگ رسماً اجرای نقالی را شروع کرد.
نامبرده در سال ۱۳۵۳ توسط عطااله بهمنش (از مفسران معتبر ورزشی) به عنوان نقال افتتاحیه جشن طوس انتخاب شد و بعد از آن نیز در جشنواره‌های شیراز و اصفهان و بسیاری دیگر، مقام اول نقالی را کسب کرد.
این استاد هنر نقالی و نمایش، علاوه بر تهیه و تنظیم چندین طومار نقالی، روایت‌های گوناگون شاهنامه را نیز در چندین جلد گردآوری کرد که یک جلد آن با عنوان مشکین‌نامه توسط انتشارات نمایش به چاپ رسیده است.
او در دهه ۷۰ با هنرنمایی در فرهنگسراهای تهران و اجرا در جشنواره نمایش های آیینی و سنتی توانست خود را به عنوان یکی از شاخص ترین نقالان ایران معرفی کند.
مرشد ترابی، راوی، طومارنویس و نقال و پرده خوان پرآوازه پنج دهه اخیر هنرهای نمایشی ایران، مدت‌ها از بیماری رنج می برد و سرانجام در ۷۷ سالگی درگذشت.

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#ولی زمان تو ای زیبائی

ای زیبائی ثابت و لایتغیر

در پیکر سنگ خاموشی گزیده و جاودانه به‌سکوت گرائیده است


«– تو ای جوان

با ما بگو که چشمانت لبریز از دیوانگی چراست؟


– راستی را نمی‌دانم

نمی‌دانم کدامین بادهٔ خشخاش‌های وحشی را نوشیده‌ام که چشمانم

لبریز از دیوانگی است.

– آه و افسوس –


– چنین است!

بعضی عاقلند و گروهی دیوانه،

برخی محتاطند و برخی دیگر سرکش و بی‌احتیاط

چشمانی هست که می‌خندد و چشمانی هست که اشک می‌ریزد،

و چشمان من لبریز از دیوانگی است...

– ای جوان

در سایه درخت، این چنین آرام چرا ایستاده‌ای؟


– بار سنگین اندوه دل

پاهای مرا خسته کرده است و اینک در سایهٔ درخت ایستاده‌ام.

– آه و افسوس –


– چنین است!

بعضی حرکت می‌کنند و گروهی می‌ایستند،

برخی آزادند و برخی در زنجیر،

و بار سنگین اندوه دل،

پاهای مرا خسته کرده است

و چشمان من لبریز از دیوانگی است!...


#رابیندرانات_تاگور
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#تلنگر

#میراث_سرزمینم

نه ژاپنی ها نابغه اند
و نه ما کُند ذهنیم..

تنها تفاوت ما و آنها در این است که
آنها فرد شکست خورده را
تشویق می کنند تا موفق شود
#ولی
ما با فرد موفق می جنگیم
تا شکست بخورد!

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#ولی به نظرم جذاب ترین تعریف از عشق رو حسین منزوی کرده اونجا که میگه :
همه یک سو و تو یک سو
چه بگویم دیگر؟!

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر

#هفت_هزار_میلیارد_بودجه_ی_اربعین
▫️
حکومت #ولی_فقیه ابایی نداره از این که هر‌چیزی رو به ابرار تبلیغات خودش تبدیل کنه، حتی آدم‌ها! و در این راه هیچ خط قرمزی نداره و حتی اخلاق رو هم زیر پا می‌گذاره.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#التماس_تفکر

💥#سیاه_نمایی_یا_قهوه_ای_نمایی ؟
▫️
🔴انتظار دارید بپذیریم #رئیس_جمهور_شش_کلاسی کار بلده و گرانی تقصیر حکومت #ولی_فقیه نیست؟ مگه عقل‌مون رو از دست دادیم؟


💥#اخلالگران_واقعی_محاکمه_می_شوند
▫️
🔴هر سلطان اقتصادی‌ای که اعدام کردند وضع اقتصاد و معیشت مردم بدتر شد! اخلال‌گرای واقعی کیا هستند؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity