🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
نکبت ۵۷، هر چی نداشت یک درس خوب بهمون داد که تا هفت جد و آبادمون فراموش نخواهند و نخواهیم کرد!! دفعه بعد که آب و علوفه مون زیاد شد باز دوباره یابو برمون نداره!
پادشاهی که تا شکم کارد خورده ملتش رو هم مراقب بود تا هیچ
رقمه بدنگذره بهشون....
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
نکبت ۵۷، هر چی نداشت یک درس خوب بهمون داد که تا هفت جد و آبادمون فراموش نخواهند و نخواهیم کرد!! دفعه بعد که آب و علوفه مون زیاد شد باز دوباره یابو برمون نداره!
پادشاهی که تا شکم کارد خورده ملتش رو هم مراقب بود تا هیچ
رقمه بدنگذره بهشون....
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کــــارتــــون
#گشتارشاد
#حــــجــــاباجـــبـــاری
#مانا_نیستانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کــــارتــــون
#گشتارشاد
#حــــجــــاباجـــبـــاری
#مانا_نیستانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#درودبیکران
به جمعی دوستانه خوش آمدیدضمن خیر مقدم به همه عزیزان مهربان های نازنین ومهربانوهای والا مقام چندموردخدمت شما عزیزان بخاطراول خودتون وبعدبخاطرانسجام بهتروبیشترگروه عرض می شودچنانچه به هردلیلی ازمواردمطرح شده خوشتون نیامد واحیاناٌمشکلی داشتین بهترگروه رو ترک کنین
#کانال_چت
@Book_city_chat
1-گذاشتن پست های جنسیتی که به مقام مهربان یا مهربانوی سرزمین ایرانشهریمان توهین نمایدممنوع
2-ابرازعقیده- توهین-گذاشتن پست غیراخلاقی درموردتمام مذاهب ممنوع
3-ابرازعقیده درموردحجاب توهین به حجاب پست گذاشتن مبنی بر ابراز یا انزجارازحجاب ممنوع
4-ایرانشهر یا ایران وطن همه اقوام میباشدوتوهین به هرقومی لهجه ای ویاگذاشتن پستی که به اقوام ایرانشهری توهین ویاموردتمسخرقراردهد ممنوع می باشد
بایدسعی کنیم جمعی دوستانه مستحکم ومهربان داشته باشیم
اولین کانال کتابخانه در تلگرام نیستم اما به جرات میتونیم بگیم بهترین کانال کتاب درتلگرام هستیم
کانالی مملواز
#موسیقی_ناب
📚 #معرفی_گزیده_کتاب_و_کتاب
📜 #اشعار_ناب
📰 #سخنان_بزرگان
#دیالوگ_سینما
#عکس_نوشته
#انتقال_مطالب_بدون_ذکر_منبع کاملاً کار خوبی است، #کتابها_ومطالب ملک پدری مان که نیستند، فقط مواظب باشیم چند سالی عمر کرده باشند تا بشود روح آنها را بصورت Pdf درآورد.
اگردوست داشتین خوشحال میشیم درخدمتتون باشیم وهمچنین خوشحالترخواهیم شداگرکانال روبه دوستان وهموندان عزیزمون معرفی کنید
#با_سپاس_کادر_کتاب_ایرانشهر
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#درودبیکران
به جمعی دوستانه خوش آمدیدضمن خیر مقدم به همه عزیزان مهربان های نازنین ومهربانوهای والا مقام چندموردخدمت شما عزیزان بخاطراول خودتون وبعدبخاطرانسجام بهتروبیشترگروه عرض می شودچنانچه به هردلیلی ازمواردمطرح شده خوشتون نیامد واحیاناٌمشکلی داشتین بهترگروه رو ترک کنین
#کانال_چت
@Book_city_chat
1-گذاشتن پست های جنسیتی که به مقام مهربان یا مهربانوی سرزمین ایرانشهریمان توهین نمایدممنوع
2-ابرازعقیده- توهین-گذاشتن پست غیراخلاقی درموردتمام مذاهب ممنوع
3-ابرازعقیده درموردحجاب توهین به حجاب پست گذاشتن مبنی بر ابراز یا انزجارازحجاب ممنوع
4-ایرانشهر یا ایران وطن همه اقوام میباشدوتوهین به هرقومی لهجه ای ویاگذاشتن پستی که به اقوام ایرانشهری توهین ویاموردتمسخرقراردهد ممنوع می باشد
بایدسعی کنیم جمعی دوستانه مستحکم ومهربان داشته باشیم
اولین کانال کتابخانه در تلگرام نیستم اما به جرات میتونیم بگیم بهترین کانال کتاب درتلگرام هستیم
کانالی مملواز
#موسیقی_ناب
📚 #معرفی_گزیده_کتاب_و_کتاب
📜 #اشعار_ناب
📰 #سخنان_بزرگان
#دیالوگ_سینما
#عکس_نوشته
#انتقال_مطالب_بدون_ذکر_منبع کاملاً کار خوبی است، #کتابها_ومطالب ملک پدری مان که نیستند، فقط مواظب باشیم چند سالی عمر کرده باشند تا بشود روح آنها را بصورت Pdf درآورد.
اگردوست داشتین خوشحال میشیم درخدمتتون باشیم وهمچنین خوشحالترخواهیم شداگرکانال روبه دوستان وهموندان عزیزمون معرفی کنید
#با_سپاس_کادر_کتاب_ایرانشهر
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نــــقـــاشـــــی
#گلدانی از گلهای رز، 1890
#اثر_ونگوگ
#سبک_هنری
#پست_امپرسیونیسم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نــــقـــاشـــــی
#گلدانی از گلهای رز، 1890
#اثر_ونگوگ
#سبک_هنری
#پست_امپرسیونیسم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ایران_زیبا
همهی دنیا رنگین کمون رو تو آسمون میبینن ولی اگه ایران باشی میتونی رنگین کمون رو تو دل زمین ببینی. وسط گنبدهای نمکی در جنوب و جنوب غرب زاگرس... بینظیر، خارقالعاده و چشم نواز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ایران_زیبا
همهی دنیا رنگین کمون رو تو آسمون میبینن ولی اگه ایران باشی میتونی رنگین کمون رو تو دل زمین ببینی. وسط گنبدهای نمکی در جنوب و جنوب غرب زاگرس... بینظیر، خارقالعاده و چشم نواز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
مرا که مست تو ام
این خمار خواهد کشت...!!!
#هوشنگ_ابتهاج
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
مرا که مست تو ام
این خمار خواهد کشت...!!!
#هوشنگ_ابتهاج
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#دکتر_ابراهیم_بنی_احمد یکی از آن ۱۲ نفری بود که در سال ۱۳۰۷ با شاه در یک دبستان بود.*
یکی از شاگردان استاد بنیاحمد چنین می گوید (نقلِ به مضمون):
استاد عصای پیری در دستش بود. بیشتر نگاه میکرد و کمتر سخن می گفت. حتا سر کلاس دانشسرای عالی می گفت
*"شما بگویید، من می شنوم."*
دانشجوها را به شوخی با نام حیوانات صدا می زد! به من می گفت
"مارمولک امروز تو از انسانیت بگو"
*روزی از استاد پرسیدم چرا دانشجوها را با نام حیوانات صدا می زنید ؟
گفت "انسان شدن سخت است!"*
*روزهای آخر سلطنت پهلوی، یک روز صبح به در خانهی استاد رفتم. اوایل دی ماه سال ۱۳۵۷ بود.*
استاد سرما خورده بود.
من را به خانه اش دعوت کرد.
*برایم چای ریخت. از پنجره داشت خروش و فریاد مردم معترض را نظاره می کرد و فقط اشک می ریخت.*
استاد سالها بود که تنها زندگی می کرد. همسر ایشان فوت کرده بودند و فرزندانشان در خارج زندگی می کردند.
ساعت ها پیش استاد ماندم.
هنگام خداحافطی، استاد تا در آپارتمان شان آمدند که بدرقه ام کنند.
از ایشان خواهش کردم نیایند. گفتم "من خودم می روم، شما حال تان خوب نیست، استراحت بفرمایید."
*هیچ وقت آخرین درسی را که استاد به من داد، فراموش نمی کنم.*
استاد به من گفت:
"اگر در مقابل محبت دیگران بی تفاوت باشی، دیگر از کسی محبت نخواهی دید. این وظیفه من نیست که تو را بدرقه کنم، این عادت زندگی من است.
گفتم: "آخر با این حالتان با این عصا؟
عصایش را به طرف من گرفت و گفت:
*"من سالها به این عصا تکیه کردم و شاه به ملتش تکیه داده بود.*
*او هرگز نمی خواست باور کند که تکیه گاهش بر ملتی قدرنشناس بود!*
*شاه از ایران می رود، اما ملتی که یاد نگرفته باشد محبت را پاسخ دهد، دیگر از کسی محبتی نخواهد دید. ما بر باد خواهیم رفت.*
بعد از این همه سال فهمیدم آن مرد فرزانه چقدر زیبا و بادرایت آینده این ملت را پیش بینی می کرد.
*آری ما ملت بر باد رفتیم .*."
استاد تعریف می کرد:
“روزی که قرار شد من برای ادامه تحصیل به فرانسه بروم، وزیر علوم گفت نخست باید همگی به کاخ سعد آباد بروید تا *رضا شاه* شما را ببیند و برای شما حرف بزند، بعد عازم می شوید.
*برای همه ما کت و شلوار خریدند. من گیوه پایم بود!*
*همه گیوه پایشان بود و کسی تا آن زمان کفش نپوشیده بود!*
*برای همه کفش خریدند.*
*کت و شلوارهامان را پوشیدیم، کفش هایمان را پا کردیم و رفتیم، کاخ سعد آباد دیدن رضاشاه؛ ۴۰ نفر بودیم.*
*رضاشاه سخنرانی کوتاهی کرد و گفت: «سعی کنید هرجا رفتید، ایرانی باشید و ایرانی بمانید. به ایران برگردید و فردای ایران را شماها باید بسازید . .».*
من به فرانسه رفتم.
با سختی و مشقت زیادی درس خواندم. دوره جنگ جهانی دوم بود و دولت با سختی برای ما پول می فرستاد. گاهی دو ماه می شد که پول نداشتیم.
بالاخره جنگ تمام شد و من هم درسم در دانشگاه تمام شد.
روزی که شاگرد اول دانشگاه شدم و قرار شد ژنرال “دوگُل” نشان “لژیون دونور” به شاگرد اولی ها بدهد، کفشی را که رضاشاه برایم خریده بود و هنوز به یادگار، نو نگاه داشته بودم پوشیدم و به کاخ الیزه رفتم.
وقتی نشان را ژنرال دُگل به سینه کت من زد، نمی خواستم فراموش کنم اگر رضاشاه نبود، *منِ ایرانی هنوز گیوه* پایم بود!”
از صفحه #منصوره پیرنیا
آرشیو تاریخ و باستان شناسی ایران
آنان که دستی را که نانشان می داد گاز گرفتند, محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می زند!
#جاوید_شاه
#جاوید_اعلیا_حضرت_رضا_پهلوی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#دکتر_ابراهیم_بنی_احمد یکی از آن ۱۲ نفری بود که در سال ۱۳۰۷ با شاه در یک دبستان بود.*
یکی از شاگردان استاد بنیاحمد چنین می گوید (نقلِ به مضمون):
استاد عصای پیری در دستش بود. بیشتر نگاه میکرد و کمتر سخن می گفت. حتا سر کلاس دانشسرای عالی می گفت
*"شما بگویید، من می شنوم."*
دانشجوها را به شوخی با نام حیوانات صدا می زد! به من می گفت
"مارمولک امروز تو از انسانیت بگو"
*روزی از استاد پرسیدم چرا دانشجوها را با نام حیوانات صدا می زنید ؟
گفت "انسان شدن سخت است!"*
*روزهای آخر سلطنت پهلوی، یک روز صبح به در خانهی استاد رفتم. اوایل دی ماه سال ۱۳۵۷ بود.*
استاد سرما خورده بود.
من را به خانه اش دعوت کرد.
*برایم چای ریخت. از پنجره داشت خروش و فریاد مردم معترض را نظاره می کرد و فقط اشک می ریخت.*
استاد سالها بود که تنها زندگی می کرد. همسر ایشان فوت کرده بودند و فرزندانشان در خارج زندگی می کردند.
ساعت ها پیش استاد ماندم.
هنگام خداحافطی، استاد تا در آپارتمان شان آمدند که بدرقه ام کنند.
از ایشان خواهش کردم نیایند. گفتم "من خودم می روم، شما حال تان خوب نیست، استراحت بفرمایید."
*هیچ وقت آخرین درسی را که استاد به من داد، فراموش نمی کنم.*
استاد به من گفت:
"اگر در مقابل محبت دیگران بی تفاوت باشی، دیگر از کسی محبت نخواهی دید. این وظیفه من نیست که تو را بدرقه کنم، این عادت زندگی من است.
گفتم: "آخر با این حالتان با این عصا؟
عصایش را به طرف من گرفت و گفت:
*"من سالها به این عصا تکیه کردم و شاه به ملتش تکیه داده بود.*
*او هرگز نمی خواست باور کند که تکیه گاهش بر ملتی قدرنشناس بود!*
*شاه از ایران می رود، اما ملتی که یاد نگرفته باشد محبت را پاسخ دهد، دیگر از کسی محبتی نخواهد دید. ما بر باد خواهیم رفت.*
بعد از این همه سال فهمیدم آن مرد فرزانه چقدر زیبا و بادرایت آینده این ملت را پیش بینی می کرد.
*آری ما ملت بر باد رفتیم .*."
استاد تعریف می کرد:
“روزی که قرار شد من برای ادامه تحصیل به فرانسه بروم، وزیر علوم گفت نخست باید همگی به کاخ سعد آباد بروید تا *رضا شاه* شما را ببیند و برای شما حرف بزند، بعد عازم می شوید.
*برای همه ما کت و شلوار خریدند. من گیوه پایم بود!*
*همه گیوه پایشان بود و کسی تا آن زمان کفش نپوشیده بود!*
*برای همه کفش خریدند.*
*کت و شلوارهامان را پوشیدیم، کفش هایمان را پا کردیم و رفتیم، کاخ سعد آباد دیدن رضاشاه؛ ۴۰ نفر بودیم.*
*رضاشاه سخنرانی کوتاهی کرد و گفت: «سعی کنید هرجا رفتید، ایرانی باشید و ایرانی بمانید. به ایران برگردید و فردای ایران را شماها باید بسازید . .».*
من به فرانسه رفتم.
با سختی و مشقت زیادی درس خواندم. دوره جنگ جهانی دوم بود و دولت با سختی برای ما پول می فرستاد. گاهی دو ماه می شد که پول نداشتیم.
بالاخره جنگ تمام شد و من هم درسم در دانشگاه تمام شد.
روزی که شاگرد اول دانشگاه شدم و قرار شد ژنرال “دوگُل” نشان “لژیون دونور” به شاگرد اولی ها بدهد، کفشی را که رضاشاه برایم خریده بود و هنوز به یادگار، نو نگاه داشته بودم پوشیدم و به کاخ الیزه رفتم.
وقتی نشان را ژنرال دُگل به سینه کت من زد، نمی خواستم فراموش کنم اگر رضاشاه نبود، *منِ ایرانی هنوز گیوه* پایم بود!”
از صفحه #منصوره پیرنیا
آرشیو تاریخ و باستان شناسی ایران
آنان که دستی را که نانشان می داد گاز گرفتند, محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می زند!
#جاوید_شاه
#جاوید_اعلیا_حضرت_رضا_پهلوی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تــــلــــنـــگــــر
#ویدئو
یک کودک 6 ساله در آلمان در مراحل end stage سرطان است.
از پدرش میخواهد:
۳ موتورسیکلت هارلی از جلوی خانهشان رد شوند، پدر این درخواست را در شبکههای اجتماعی اعلام میکند.
روز بعد پس از شنیدن این خبر، ۲۰۰۰۰ موتورسیکلت سوار از کنار خانه عبور کرده و به کودک سلام میکنند. انسانها میتوانند بمیرند، مهم این است که با انسانیت نمیرد .........
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تــــلــــنـــگــــر
#ویدئو
یک کودک 6 ساله در آلمان در مراحل end stage سرطان است.
از پدرش میخواهد:
۳ موتورسیکلت هارلی از جلوی خانهشان رد شوند، پدر این درخواست را در شبکههای اجتماعی اعلام میکند.
روز بعد پس از شنیدن این خبر، ۲۰۰۰۰ موتورسیکلت سوار از کنار خانه عبور کرده و به کودک سلام میکنند. انسانها میتوانند بمیرند، مهم این است که با انسانیت نمیرد .........
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_لحظه
در رابطه با نفهمی تصور میکنم هیچگونه ارتباطی بین نظر شخصی افراد و درجهٔ واقعی آن وجود ندارد ...
ممکن است بعضی از نفهمهای سرکش به نفهم بودن خود واقف باشند، اما بعضی دیگر ممکن است خود را کاملاً محشر و معرکه بدانند. ممکن است بعضی از انسانهای #فهیم کاملاً بر فهیم بودن خود واقف باشند، درحالیکه ممکن است بعضی دیگر از آنها خود را از لحاظ اخلاقی بهشدت دستکم بگیرند.
#اریک_شویتسگبل
کتاب: از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟
ترجمه: امیر قاجارگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_لحظه
در رابطه با نفهمی تصور میکنم هیچگونه ارتباطی بین نظر شخصی افراد و درجهٔ واقعی آن وجود ندارد ...
ممکن است بعضی از نفهمهای سرکش به نفهم بودن خود واقف باشند، اما بعضی دیگر ممکن است خود را کاملاً محشر و معرکه بدانند. ممکن است بعضی از انسانهای #فهیم کاملاً بر فهیم بودن خود واقف باشند، درحالیکه ممکن است بعضی دیگر از آنها خود را از لحاظ اخلاقی بهشدت دستکم بگیرند.
#اریک_شویتسگبل
کتاب: از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟
ترجمه: امیر قاجارگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
زنده بودن یعنی گاهی آسیب دیدن ، شکست خوردن ، دچار اضطراب شدن ، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن ...
#سوزان_دیوید
کتاب: انعطاف پذیری هیجانی
ترجمه: سوما فتحی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
زنده بودن یعنی گاهی آسیب دیدن ، شکست خوردن ، دچار اضطراب شدن ، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن ...
#سوزان_دیوید
کتاب: انعطاف پذیری هیجانی
ترجمه: سوما فتحی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity