💫👑 در شاهنامه‌ی فردوسی، چهارم شهریور و هم‌زمان با جشن شهریورگان زادروز "داراب"، یکی از پادشاهان داستانی ایران است. برخی از شاهنامه‌پژوهان "داراب" را همان "کوروش هخامنشی" و چهارم شهریور را زادروز کوروش می‌دانند.
به گمان آن‌ها، زمان زندگی "داراب" در داستان‌های ایرانی نزدیک به کوروش است و شاید یافته‌های تازه‌ای درباره‌ی زندگی کوروش به دست دهد.
💫👑 از سویی، در افسانه‌ها و بر پایه‌ی شاهنامه، نشانه‌های "کیخسرو" نزدیک به کوروش هخامنشی است. همچنین "فریدون" هم بی‌پیوند با کوروش نیست و همسانی بسیاری با او دارد.
ولی باور روشنی که پیروان بیشتری دارد این است که "داراب" بیشترین همسانی را با "داریوش هخامنشی" دارد.
💫👑 شاید از آنجایی زادروز کوروش هم‌زمان با جشن شهریورگان دانسته شده که شهریورگان روز شهریار آرمانی، پادشاه نیرومند و دادگر است.
💫👑 آنچه باید بدانیم این است که روز بزرگداشت کوروش در هفتم آبان، زادروز این پادشاه خوشنام نیست.
هفتم آبان روز گام نهادن کوروش به بابِـل است. بر پایه‌ی سنگ‌نبشته‌ی باستانی "رویدادنامه‌ی نبونئید"(ستون ۳، بند ۱۸)، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش به شهر بابِل رسید و مردم بابِل با شادی به پیشواز او رفتند. این روز برابر با ۲۹ اکتبر و هفتم آبان است.
💫👑 بر پایه‌ی آگاهی به دست آمده از دو تخته(لوح) گِلی در بابل، گمان می‌رود که درگذشت کوروش ۵۳۰سال پیش از زایش(میلاد) و در نهمین سال از فرمانروایی‌اش، روزی میان ۲۲ امرداد تا دهم شهریور باشد. در این تخته‌های گلی، روز بابلی برابر با ۲۲ امرداد آغاز نهمین سال فرمانروایی کوروش و دهم شهریور همان سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه است.
__________
📚 بن‌مایه‌ها:
۱- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۲- گاهشماری و جشن های ایران باستان #هاشم_رضی
۳- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
برگرفته از تارنمای "خردگان"

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#منصوره_اتحادیه 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۸ اسفند زادروز#منصوره_اتحادیه

(زاده ۸ اسفند ۱۳۱۲ تهران) نویسنده، تاریخنگار و استاد دانشگاه

وی در خانواده‌ای که از طرف پدر به تجار آذربایجان و از مادر به خاندان قاجار می‌رسید، به دنیا آمد.
کودکی‌اش در سال‌های سخت جنگ جهانی دوم و اشغال ایران سپری شد. وی در آن سال‌ها با معلم سرخانه، تحصیل را دنبال کرد. مدرسه‌های کیهان، ژاندارک و انوشیروان دادگر از مدارسی بود که او در آنجا درس خواند.
دوره متوسطه خود را به انگلستان رفت و تحصیلات عالی دانشگاهی را با انتخاب رشته تاریخ در اسکاتلند گذراند و در سال ۱۳۳۵ موفق به گرفتن فوق لیسانس از دانشگاه ادینبورگ شد و به دنبال آن در دانشگاه تهران با سمت مربی استخدام شد. در پیگیری تحصیلات در سال‌های ۵۹-۱۳۵۶ برای گذراندن دوره دکتری عازم اسکاتلند شد و موفق به دریافت دکترای تاریخ از دانشگاه ادینبورگ شد و رساله دکتری خود را درباره «احزاب سیاسی در دوره مشروطیت» به رشته تحریر درآورد.
اتحادیه پس از اخذ مدرک دکتری در سال ۱۳۵۸ و بازگشت به ایران در دانشگاه تهران واحدهای درسی مختلفی از جمله: تاریخ قاجاریه، جنبش‌های یکصد ساله اخیر و تاریخ خاورمیانه را تدریس می‌کرد. وی پس از سه دهه تحقیق و پژوهش در سال ۱۳۷۸ از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بازنشسته شد، اما همچنان به کار تدریس ادامه می‌دهد.
خانم دکتر اتحادیه در سال ۱۳۶۲ با تأسیس نشر تاریخ ایران فعالیت‌های علمی و تاریخی خود را گسترش داد که این مؤسسه تا به امروز به فعالیت خود ادامه داده است.
کتاب‌های سایه‌سار مهربانی، ستایش میلاد و کارنامه دکتر منصوره اتحادیه نظام مافی از مصطفی زمانی‌نیا درباره او منتشر شده‌است.
از جمله آثار او می‌توان به تدوین کتاب‌های تاریخ غفاری با همکاری سیروس سعدوندیان، خاطرات و اسناد حسینقلی‌خان نظام السلطنه مافی، گزیده‌ای از مجموعه اسناد عبدالحسین میرزا فرمانفرما با همکاری سیروس سعدوندیان، نامه‌های یوسف مغیث السلطنه، سیاق عشیرت در عصر قاجاریه، آمار دارالخلافة تهران: اسنادی از تاریخ اجتماعی تهران در عصر قاجار، خاطرات تاج‌السلطنه با همکاری سیروس سعدوندیان، پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت، دوره‌های یکم و دوم مجلس شورای اسلامی، شیوه تاریخ نگاری، اینجا طهران است...: مجموعه مقالاتی درباره تهران ۱۳۴۴-۱۲۶۹ه. ق.، سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر ِ پایان ِ جهان، با همکاری دکتر تورج دریایی، فرحناز امیرخانی، روزبه زرین‌کوب و تألیف پیدایش نشر تاریخ و تحول احزاب سیاسی در مجلس سوم و ترجمه آثاری چون سفرنامه آگوست بن‌تان، ژنرال سمینو در خدمت ایران عصر قاجار و جنگ هرات (۱۳۲۶-۶۶ ق.)، زندگی، زمانه و آثار بیهقی اشاره کرد.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۶ خرداد سالروز درگذشت #منصوره_حسینی

( زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران -- درگذشته ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ تهران ) نقاش، پیکرساز و منتقد هنری

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۶ خرداد سالروز درگذشت #منصوره_حسینی

( زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران -- درگذشته ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ تهران ) نقاش، پیکرساز و منتقد هنری

منصوره حسینی در سال ۱۳۲۸ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران لیسانس نقاشی گرفت. سپس در سال ۱۳۳۸ از آکادمی هنرهای زیبا - رم پایان‌نامه گرفت. استادان او، حیدریان، وزیری، صدیقی، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستین آیو (خانم امین‌فر) بودند. در اندک هنگام، او با پژوهش بسیار از بند آموخته‌های خشک دانشکده رهایی گرفت و شیفتهٔ آزادی سبک‌های امپرسیونیست‌ها (دریافتگری) و پست امپرسیونیست‌ها (پسا دریافتگری) شد.
«مادام آشوب مرا تشویق می‌کرد، ولی حیدریان متلک می‌پراند و می‌گفت سزانـَک شده‌ای، در حالی‌که من اصلاً سزان را نمی‌شناختم و سال‌های آخر دانشجویی بود که کم‌کم با کارهای او آشنا شدم.»

تحصیلات در ایتالیا :
وی بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه (۱۳۲۸) به‌عنوان نقاشی نوگرا فعالیت خود را ادامه داد و در چند نمایشگاه گروهی نیز شرکت کرد و سرانجام در اسفند سال ۱۳۳۳ برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت. «در آکادمی هنرهای زیبای رُم پذیرفته شد و اجازه یافت تا در سال دوم نام‌نویسی کند. استاد راهنمای او امریکو بارتولی بود که در نقاشی فیگوراتیو شیوه‌ای آزاد داشت.»
او در ایتالیا همانند بسیاری دیگر از نقاشان ایرانی آموزش دیده در آکادمی رم، از مکتب نقاشی رم (یا به ویژه شاخه‌ای از اکسپرسیونیسم آرام) حنایش گرفت. بی‌گمان هماهنگی احساس او با زیباشناسی مکتب رم نیز در این میانه بازیگر بود.» در سال ۱۳۲۵ منصوره از نخستین هنرمندان ایرانی است که در دوسالانه ونیز حضور پیدا کرد. در سال ۱۳۳۶ نگارخانه «وانتاجو» در شهر رم نمایشگاهی از ۱۹ پردهٔ نقاشی او را به تماشا گذاشت و «گزارشگر هنری روزنامه دومنیکا در این باره نوشت : به‌نظر می‌رسد که منصوره، نقاش آینده‌دار ایرانی و میهمان عاشق رم، هوشمندانه از «مکتب رم» بهره گرفته و حال و هوای نقاشی ما را با پیچیدگی تزیینی و خیالی نقاشی قدیم ایرانی درآمیخته‌ است.»

نمایشگاه‌ها :
او کارهایش را در نمایشگاه‌های تک-تنه و گروهی بسیار در ایران، ایتالیا، چکسلواکی، یوگسلاوی و از جمله دوسالانه‌های تهران (۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵) دوسالانه (بی‌ینال) ونیز (۱۳۳۵)، چهارسالانه رم (۱۳۳۷) نشان داد و چند جایزه از جمله: نمایشگاه «نقاشان آسیایی در رم» (۱۳۳۷)، مسابقه ثبت زیبایی‌های رُم (۱۳۳۸)، مسابقه نقاشی از مناظر شهرستان جووانی کامپانو (۱۳۳۸)، نمایشگاه ملی هنر معاصر «الهام از حیات نبات» (۱۳۳۸) را برنده شد.
کارهای او در نمایشگاه مروری بر آثار در فرهنگسرای نیاوران ۱۳۷۷ و پنجمین نمایشگاه «پیشگامان نوگرایی در ایران» در موزه هنرهای معاصر ایران (۱۳۸۳) نشان داده شده ست.
منصوره حسینی در ۸۶ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۸ تیر سالروز درگذشت #منصوره_حسینی

( زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ -- درگذشته ۸ تیر ۱۳۹۱ ) نقاش، پیکرساز و منتقد هنری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۸ تیر سالروز درگذشت #منصوره_حسینی

( زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ -- درگذشته ۸ تیر ۱۳۹۱ ) نقاش، پیکرساز و منتقد هنری

منصوره حسینی در سال ۱۳۲۸ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران لیسانس نقاشی گرفت و در سال ۱۳۳۸ از آکادمی هنرهای زیبا - رم، پایان‌نامه دریافت کرد. او هنگامی که آموزش را در دانشکده هنرهای زیبا آغاز کرد، این دانشکده چهار پنج سال بیشتر نداشت. استادان منصوره، حیدریان، وزیری، صدیقی، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستین آیو (خانم امین‌فر) بودند. وی در اندک زمانی با پژوهش بسیار از بند آموخته‌های خشک دانشکده رهایی گرفت و شیفتهٔ آزادی سبک‌های امپرسیونیست‌ها (دریافتگری) و پست امپرسیونیست‌ها (پسا دریافتگری) شد.
او در خاطراتش نوشته است :
«مادام آشوب مرا تشویق می‌کرد، ولی حیدریان متلک می‌پراند و می‌گفت سزانک شده‌ای، در حالی‌که من اصلاً سزان را نمی‌شناختم و سال‌های آخر دانشجویی بود که کم‌کم با کارهای او آشنا شدم.»

تحصیلات در ایتالیا :
منصوره حسینی بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه (۱۳۲۸) به‌عنوان نقاشی نوگرا فعالیت خود را ادامه داد و در چند نمایشگاه گروهی نیز شرکت کرد و سرانجام در اسفند سال ۱۳۳۳ برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت. او «در آکادمی هنرهای زیبای رُم پذیرفته شد و اجازه یافت تا در سال دوم نام‌نویسی کند. استاد راهنمای او امریکو بارتولی بود که در نقاشی فیگوراتیو شیوه‌ای آزاد داشت.»[
وی در ایتالیا همانند بسیاری دیگر از نقاشان ایرانی آموزش دیده در آکادمی رم، از مکتب نقاشی رم (یا به ویژه شاخه‌ای از اکسپرسیونیسم آرام) هنایش گرفت. بی‌گمان هماهنگی احساس او با زیباشناسی مکتب رم نیز در این میانه بازیگر بود.» وی در سال ۱۳۲۵ از نخستین هنرمندان ایرانی بود که در دوسالانه ونیز حضور پیدا کرد. در سال ۱۳۳۶ نگارخانه «وانتاجو» در شهر رم نمایشگاهی از ۱۹ پردهٔ نقاشی او را به تماشا گذاشت و «گزارشگر هنری روزنامه دومنیکا در این باره نوشت : به‌نظر می‌رسد که منصوره، نقاش آینده‌دار ایرانی و میهمان عاشق رم، هوشمندانه از «مکتب رم» بهره گرفته و حال و هوای نقاشی ما را با پیچیدگی تزیینی و خیالی نقاشی قدیم ایرانی درآمیخته‌است.»

نمایشگاه‌ها :
او کارهایش را در نمایشگاه‌های تک-تنه و گروهی بسیار در ایران، ایتالیا، چکسلواکی، یوگسلاوی و از جمله دوسالانه‌های تهران (۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵) دوسالانه (بی‌ینال) ونیز (۱۳۳۵)، چهارسالانه رم (۱۳۳۷) نشان داد و چند جایزه از جمله : نمایشگاه «نقاشان آسیایی در رم» (۱۳۳۷)، مسابقه ثبت زیبایی‌های رُم (۱۳۳۸)، مسابقه نقاشی از مناظر شهرستان جووانی کامپانو (۱۳۳۸)، نمایشگاه ملی هنر معاصر «الهام از حیات نبات» (۱۳۳۸) را برنده شد.
کارهای او در نمایشگاه مروری بر آثار در فرهنگسرای نیاوران ۱۳۷۷ و پنجمین نمایشگاه «پیشگامان نوگرایی در ایران» در موزه هنرهای معاصر ایران (۱۳۸۳) نشان داده شده ست.
منصوره حسینی در ۸۶ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز انبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی

🍃🍂 ایرانیان در جشن شهریورگان پس از نیایش اهورامزدا و دادن خوراک به تهیدستان، برای شادباش‌گویی نزد پادشاه می‌رفتند. همچنین توپال(فلز)های کهنه را از انبارها بیرون آورده و سپید و نو می‌کردند. سپس به شادی و پایکوبی می‌پرداختند. از آنجا که شهریورگان یکی از جشن‌های آتش در ایران بود، آتش‌افروختن نیز از آیین‌های همیشگی آن بود.

🍃🍂 در سده‌های دیرتر زنان ایرانی نیم‌تنه(جلیقه)هایی داشتند که روی آن دانگ(سکه) دوخته و آذین شده بود و در این روز آن را بر تن می‌کردند. گفته می‌شود دانگ(سکه) در هفت‌سین نوروزی برای «سین» داشتن سکه نیست. دانگ نماد امشاسپند شهریور در هفت‌سین است، چرا که این امشاسپند نگهبان توپال(فلز)های جهان بود.

🍃🍂 هم‌زمان با روز شهریورگان روز جشن بمو و گرامی‌داشت جان سپردن مانی پیامبر کیش مزدیسنا در میان مانویان برگزار می‌شد.

🍃🍂 امروز در شهرهای کویری و گرم چون یزد و کرمان جشن شهریورگان را گرامی می‌دارند.


📚 بن‌مایه‌ها:
۱- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۲- گاهشماری و جشن های ایران باستان #هاشم_رضی
۳- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته


#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۰ شهریور زادروز #منصوره_حسینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۰ شهریور زادروز #منصوره_حسینی

( زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ -- درگذشته ۸ تیر ۱۳۹۱ ) نقاش، پیکرساز و منتقد هنری

منصوره حسینی در سال ۱۳۲۸ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران لیسانس نقاشی گرفت و در سال ۱۳۳۸ از آکادمی هنرهای زیبا - رم، پایان‌نامه دریافت کرد. او هنگامی که آموزش را در دانشکده هنرهای زیبا آغاز کرد، این دانشکده چهار پنج سال بیشتر نداشت. استادان منصوره، حیدریان، وزیری، صدیقی، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستین آیو (خانم امین‌فر) بودند. وی در اندک زمانی با پژوهش بسیار از بند آموخته‌های خشک دانشکده رهایی گرفت و شیفتهٔ آزادی سبک‌های امپرسیونیست‌ها (دریافتگری) و پست امپرسیونیست‌ها (پسا دریافتگری) شد.
او در خاطراتش نوشته است :
«مادام آشوب مرا تشویق می‌کرد، ولی حیدریان متلک می‌پراند و می‌گفت سزانک شده‌ای، در حالی‌که من اصلاً سزان را نمی‌شناختم و سال‌های آخر دانشجویی بود که کم‌کم با کارهای او آشنا شدم.»

تحصیلات در ایتالیا :
منصوره حسینی بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه (۱۳۲۸) به‌عنوان نقاشی نوگرا فعالیت خود را ادامه داد و در چند نمایشگاه گروهی نیز شرکت کرد و سرانجام در اسفند سال ۱۳۳۳ برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت. او «در آکادمی هنرهای زیبای رُم پذیرفته شد و اجازه یافت تا در سال دوم نام‌نویسی کند. استاد راهنمای او امریکو بارتولی بود که در نقاشی فیگوراتیو شیوه‌ای آزاد داشت.»[
وی در ایتالیا همانند بسیاری دیگر از نقاشان ایرانی آموزش دیده در آکادمی رم، از مکتب نقاشی رم (یا به ویژه شاخه‌ای از اکسپرسیونیسم آرام) هنایش گرفت. بی‌گمان هماهنگی احساس او با زیباشناسی مکتب رم نیز در این میانه بازیگر بود.» وی در سال ۱۳۲۵ از نخستین هنرمندان ایرانی بود که در دوسالانه ونیز حضور پیدا کرد. در سال ۱۳۳۶ نگارخانه «وانتاجو» در شهر رم نمایشگاهی از ۱۹ پردهٔ نقاشی او را به تماشا گذاشت و «گزارشگر هنری روزنامه دومنیکا در این باره نوشت : به‌نظر می‌رسد که منصوره، نقاش آینده‌دار ایرانی و میهمان عاشق رم، هوشمندانه از «مکتب رم» بهره گرفته و حال و هوای نقاشی ما را با پیچیدگی تزیینی و خیالی نقاشی قدیم ایرانی درآمیخته‌است.»

نمایشگاه‌ها :
او کارهایش را در نمایشگاه‌های تک-تنه و گروهی بسیار در ایران، ایتالیا، چکسلواکی، یوگسلاوی و از جمله دوسالانه‌های تهران (۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵) دوسالانه (بی‌ینال) ونیز (۱۳۳۵)، چهارسالانه رم (۱۳۳۷) نشان داد و چند جایزه از جمله : نمایشگاه «نقاشان آسیایی در رم» (۱۳۳۷)، مسابقه ثبت زیبایی‌های رُم (۱۳۳۸)، مسابقه نقاشی از مناظر شهرستان جووانی کامپانو (۱۳۳۸)، نمایشگاه ملی هنر معاصر «الهام از حیات نبات» (۱۳۳۸) را برنده شد.
کارهای او در نمایشگاه مروری بر آثار در فرهنگسرای نیاوران ۱۳۷۷ و پنجمین نمایشگاه «پیشگامان نوگرایی در ایران» در موزه هنرهای معاصر ایران (۱۳۸۳) نشان داده شده ست.
منصوره حسینی در ۸۶ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۶ شهریور سالروز درگذشت #منصوره_قصری

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۶ شهریور سالروز درگذشت #منصوره_قصری

( زاده ؟ – درگذشته ۱۶ شهریور ۱۳۸۴ وین ) خواننده برجسته سوپرانوی اپرا

منصوره ( بهجت قصری) از شاگردان استاد بزرگ اپرای ایران فاخره صبا بود که تحصیلات عالیه موسیقی‌اش را در آکادمی موسیقی و هنرهای زیبای وین به پایان برد و به دلیل توانایی بالایش در آواز، خواننده تک‌خوان اپرای شهر کلاگنفورت در اتریش شد، تا زمانی که برای اجرای اپرای آتوسا به ایران دعوت شد و با این اپرا همکاری داشت.
او هنگام همکاری برای اجرای اپرای آتوسا با توماس‌ کریستین داوید آشنا شد و با هم ازدواج کردند. داوید در آن سالها به دعوت مهدی برکشلی، مدیر گروه موسیقی دانشگاه تهران شده بود. منصوره قصری پس از ازدواج با داوید بیشتر از خوانندگی به تدریس آواز می‌پرداخت. او در سفرهایی که سالهای بعد به ایران داشت نیز آواز تدریس می‌کرد.
وی در اپراهای موفق دیگری نیز نقش داشت، مانند دستبرد از حرمسرا، ساخته موزار، ولی هیچ‌یک از این آثار در دسترس عموم نیستند (اندکی از آثار اپرای تهران در آرشیوهای خصوصی هنرمندان اپرای آن زمان است و بعضی در آرشیوهای دولتی). تنها اثر از صدای ضبط شده بهجت قصری در بازار موسیقی ایران مجموعه رنگین کمون است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

#جشن_آبانگان
بخش نخست: افسانه‌ی آناهیتا
اینک آب‌ها را می‌ستاییم، آب‌های فروچکیده و گردآمده و روان شده و خوب کـُنش اهورایی را!
برگرفته از «یسنا»

«آناهیتا/اَناهیتا»، «آناهید/اَناهید» و «ناهید»

"آناهیتا/اَناهیتا" یکی از کهن‌ترین و زیباترین نام‌های دخترانه ایرانی است.
این نام ریشه‌ی اوستایی دارد و ایزدبانوی آب‌ها (آبان)، ایزدبانوی آب‌های آسمانی (باران) و ایزدبانوی مهربانی پنداشته و ستایش می‌شد. از این‌رو نام "آناهیتا" با نمادهایی چون باروری، خرد و تندرستی همراه است.

"آناهیتا" در اوستا به چم پاک و بی‌آلایش است. این نام در افسانه‌های ایرانی به چم مادر پاک و برجسته‌ترین مادینه‌ی آریایی است.
"آناهیتا" در افسانه‌ها دوشیزه‌ای بلندبالا و زیباست که ناپاکی‌ها و پلیدی‌ها را از میان می‌برد.

این نام در پارسی باستان "اَناهیتَه" و در پارسی میانه "اَناهید" خوانده می‌شد. "اَناهید" نیز در پارسی امروز به "ناهید" دگرگون شده است. بنابراین پیشینه و چم این نام‌ها یکی است.

پیشوند نایی(منفی) "اَن" به چم "نا" بر سر "آهیتا" به چم آلودگی و گناه است و برگردان واژه به واژه‌ی آناهیتا به پارسی امروز، "ناآلوده" و "بی‌گناه" است. "ناهید" امروز نام یکی از زیباترین ستارگان آسمان نیز هست.

اردشیر دوم هخامنشی ستایش "ناهید" یا همان "آناهیتا" را در سرزمین ایران و سرزمین‌های زیر پوشش ایران رواگ(رواج) داد و تندیس او را در پرستشگاه‌ها برپا کرد که باشکوه‌ترین این پرستشگاه‌ها، در هگمتانه بود. این سازه که امروز برخی از ستون‌ها و ویرانه‌های آن برجا مانده، در شهر کنگاور استان کرمانشاه است.

پی‌نوشت: فرتور (عکس) پیوست، تندیس نمادین "آناهیتا" و پیکره‌ای ایرانی-هندو است.


☔️ جشن آپانگان یا #آبانگان برای ستایش آناهیتا، ایزدبانوی آب‌های روان، ستایش ستاره‌ی ناهید یا زهره و ستایش آمودریا یارود جیهون و همه‌ی آب‌های روی زمین در آبان‌روز از آبان‌ماه برگزار می‌شد. آبان‌روز نام روز دهم هر ماه در ایران باستان بود. آبانگان، جشن باران‌خواهی و پاسداشت آب‌های روان و ایستای روی زمین همچون سرچشمه‌ها، رودها، دریاها، دریاچه‌ها، کاریزها، آبشارها و جوی‌ها بود.

🌧 در «آبان‌یشت» (بخشی از اوستا)، آناهیتا، ایزدبانو و نگهبان آب‌ها ستایش شده است. در آبان‌یشت، آناهیتا زنی جوان، خوش‌اندام، بلندبالا، زیباچهره و درخشان، با بازوان سپید، کمربند تنگ بر میان بسته، به گوهر آراسته، با گردن‌بند زرین، گوشواری چهارگوش در گوش، تاگ(تاج)ی با سد(صد) ستاره‌ی هشت‌گوش بر سر، کفش‌هایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی است. او گردونه‌ای با چهار اسب سپید دارد. این اسب‌ها ابر، باران، برف و تگرگ هستند. خانه‌اش در بالاترین جایگاه آسمان است و بر کرانه‌ی هر دریاچه‌ای، خانه‌ای آراسته، با سد پنجره‌ی درخشان و هزار ستون خوش‌تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو می‌باراند.

🌊 از آناهیتا با ویژگی‌های چنگ‌نواز، پاک و توانا نیز یاد شده است و این نام به مانک(معنی) پاک و بی‌آلایش است.
در آبان‌یشت آمده است: «اوست برومندی که در همه‌جا بلندآوازه است. من اهوره‌مزدا او را به نیروی خویش، هستی بخشیدم تا خانه و روستا و شهر و کشور را بپرورم و پشتیبان و پناه‌بخش و نگاهبان باشم.»
آناهیتَ، اناهید یا آناهیتا در باور ایرانیان باستان مادر ایزد میترَ یا مهر، دلدادگی، دوستی و خوش پیمانی بوده است و میثرَه(میترَ/میترا) نیز نماد خورشید، روشنایی و نیرومندی بود. ستایش آنان درایران به پیش از پیدایش کیش زرتشتی بازمی‌گردد.

☔️ در گذشته‌های دور پادشاهان و مردم برای آناهیتا کُرپان(قربانی) می‌کردند. هوشنگ، جمشید، فریدون، گرشاسپ و آژی‌دهاک برخی از این پادشاهان بودند.
نیایشگاه‌های آناهیتا در کنار رودها و آب‌ها ساخته می‌شد. گفته می‌شود نیایشگاه‌هایی که امروز با نام‌های دخترانه همچون بی‌بی شناخته می‌شوند، بازمانده نیایشگاه‌های آناهیتا هستند. برخی از پژوهشگران پَتیست(نذری)هایی چون بی‌بی سه‌شنبه را بازمانده‌ی آیین‌های بزرگداشت آناهیتا می‌دانند.

🎞 فرتور(عکس): ویرانه‌های یکی از پرستشگاه‌های آناهیتا در کنگاور استان کرمانشاه

____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- هفته‌نامه امرداد
۳- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۴- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی #رحیم_عفیفی
۵- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۷- #جشن_آبانگان روز ملی پاسداشت آب #شاهین_سپنتا

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

#جشن_آبانگان

بخش دوم پیدایش #جشن_آبانگان

☔️ ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشن‌هایی چون آبانگان، خوردادگان، تیرگان، آبریزگان، آبسالان و... که دست‌کم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانه‌ی پاسداشت آب برگزار می‌شد. تا جایی که گفته می‌شود تیرداد اشکانی برای جنگ با رومیان، به‌جای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.
جشن #آبانگان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آب‌های پاک زمین بود.

💧 در استوره‌های ایرانی، آب دومین پیشکش خداوند به زمین است و «آناهیتا» نگهبان آن. از این‌رو آب و آناهیتا نمادهای پاکی تن و روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایه‌ی نوشته‌های نسک پهلوی بندهش، گل نیلوفر آبی یا سوسن خورآیی(شرقی) نشان ماه آبان، جشن آبانگان و آناهیتا ایزدبانوی آب‌ها است.

🌧 یکی از پایه‌های پیدایش جشن آبانگان این است که در پی جنگ‌های دراز ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریز(قنات)ها و نهرهای ایران را ویران کنند. پسر تهماسب که «زَو» نام داشت بر افراسیاب پیروز شد و او را از ایران راند. سپس دستور داد تا کاریزها و نهرهای ویران شده در جنگ لایروبی شوند. بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آب‌ها را جشن گرفتند.
همچنین گفته می‌شود پس از هفت یا هشت سال خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.

🌂 ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نوشته است: «...آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید می‌دانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان می‌گویند. در این روز زو پسر تهماسپ از سلسله‌ی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن کاریزها و نهرها و بازسازی آن‌ها فرمان داد. در این روز به کشورهای هفت‌گانه خبر رسید که فریدون، بیوراسب [آژی‌دهاک یا همان ضحاک] را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»

🎞 فرتور(عکس): گل نیلوفر آبی یا خورایی(شرقی)

📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- هفته‌نامه امرداد
۳- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۴- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی #رحیم_عفیفی
۵- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۷- جشن آبانگان، روز ملی پاسداشت آب #شاهین_سپنتا

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میرذاث_سرزمینم

#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

#جشن_آبانگان

بخش سوم و پایانی: آیین‌های آبانگان

☔️ واژه‌ی «آبان» نماد آب‌های پاک و به چم (معنی) آب‌های پاک و هنگام آب و باران و برگرفته از آپَه یا اَپَه در پارسی باستان و آپ در پارسی پهلوی است. این آخشیج (عنصر) همراه آخشیج‌های آتش، خاک و هوا پایه‌های چهارگانه زندگی بوده و مردم آن‌ها را می‌ستودند. آلوده کردن‌شان هم گناه بزرگی بود. هریک از چهار آخشیج ایزدبانو یا ایزدی داشتند که با پیدایش کیش زرتشتی امشاسپند یا فرشته نامیده شدند.

🌧 هرودت نوشته است که ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمی‌کنند، آب دهان و بینی نمی‌اندازند و دست‌هایشان را در آن نمی‌شویند. آن‌ها شستن دست و تن را در آب روان نمی‌پذیرند و آن را آلوده نمی‌کنند. زیرا به رودخانه و آب ارج می‌نهند. استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن می‌شویند تا آب بیهوده از دست نرود. آن‌ها در آب روان مردار و هرچه ناپاک است، نمی‌اندازند!

💧 ایرانیان در جشن آبانگان جامه‌ی سپید می‌پوشیدند و در کنار رودها و دریاها نیایش می‌کردند و سپس به پایکوبی می‌پرداختند. پس از پیدایش کیش زرتشتی، خواندن سروده‌ی «آبان‌یشت» یا «آپ‌زور/آب‌زور» به آیین‌های این جشن افزوده شد. ساخت و نوسازی کاریز (قنات)، آب‌انبار، جوی، سرچشمه، چاه، آب‌بند و پل از آیین‌های دیگر نگهداشت و بهره‌برداری بهینه از آب بود. یک نمونه از این کوشش ساخت پالایشگر آب زیگورات چغازنبیل است.

☂️ گفته می‌شود اگر در روز جشن آبانگان باران می‌بارید، مردان آب‌تنی می‌کردند و اگر نمی‌بارید، زنان تن به آب می‌سپردند.
مردم ایران به بهانه‌های گوناگون بر پاسداشت زیست‌‌بوم گواهی می‌دادند؛ ارزش و جایگاه آب، این پیشکش بی‌مانند هستی را می‌دانستند؛ سرسبزی، زندگی، پاره‌های پرهام (عناصر طبیعت) و پیشکش‌های گیتی را می‌ستودند و برای بالندگی خاک ایران می‌کوشیدند و نام‌های فراوانی که برگرفته از سرسبزی و آبادنی زمین بود، برای فرزندان خود برمی‌گزیدند. چنانچه یکی از ویژگی‌های سه‌گانه‌ی رنگ، بو و مزه‌ی آب دگرگون می‌شد، از آن برای آشامیدن و شست‌وشو بهره نمی‌بردند.

🍂 «جشن انار» یا «انارچینی» که در روزهای آبان در بخش تارم و روستاهای انبوده‎ و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار می‌شود، ریشه در جشن آبانگان دارد. جشن انار همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا است. در گذشته چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده می‌شد. انار، نشانه‌ی آناهیتا ایزدبانوی آب و باروری است.

🌧 اکنون پیشنهاد چند تن از کنشگران زیست‌بوم(محیط زیست) این است که روز جشن #آبانگان روز میهنی پاسداشت آب نام‌گذاری شود تا در کشور ما که همواره با کمبود آب روبرو است، به بهره‌برداری درست و ارجمندانه از آب که ریشه در گذشته‌ی دور ما دارد، نگاه ویژه‌ای شود. شاید که بتوان دوباره بخش‌هایی از فرهنگ والای ایرانی را بازسازی کرد.
آبان ‌روز است و ماه آبان
خرّم گردان به آب رَز، جان
مسعود سعد سلمان

🎞 فرتور(عکس): نگاره‌ای نمادین از آناهیتا و جشن آبانگان

____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- هفته‌نامه امرداد
۳- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۴- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی #رحیم_عفیفی
۵- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۷- #جشن_آبانگان روز ملی پاسداشت آب #شاهین_سپنتا

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

ما را از مرگ میترسانند انگار ما زنده ایم، تا ابد یه روز جانم فدای وطن

#منصوره_سگوند

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#یادمان

آخرین استوری #منصوره_سگوند بانوی دلاوری که نخواست جلوی مردم باشه،بلکه ترجیح داد کنارمردم باشه وکنار #شاه منصوره با اسم وامضای واقعی در استوری هاش به #شاه ایران #رضاشاه_دوم وکالت داده بود ودرکمپین وکالت شرکت کرده بود. میهن پرستان مثل چپها نمیرن هتل اوین و چاق برگردن سربه دار میدن.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#بخوانیم

#دکتر_ابراهیم_بنی‌_احمد یکی از آن ۱۲ نفری بود که در سال ۱۳۰۷ با شاه در یک دبستان بود.*

یکی از شاگردان استاد بنی‌احمد چنین می گوید (نقلِ به مضمون):

استاد عصای پیری در دستش بود. بیشتر نگاه می‌کرد و کم‌تر سخن می‌ گفت. حتا سر کلاس دانشسرای عالی می گفت
*"شما بگویید، من می‌ شنوم."*
دانشجوها را به شوخی با نام حیوانات صدا می زد! به من می گفت
"مارمولک امروز تو از انسانیت بگو"
*روزی از استاد پرسیدم چرا دانشجوها را با نام حیوانات صدا می زنید ؟
گفت "انسان شدن سخت است!"*

*روزهای آخر سلطنت پهلوی، یک روز صبح به در خانه‌ی استاد رفتم. اوایل دی ماه سال ۱۳۵۷ بود.*
استاد سرما خورده بود.
من را به خانه اش دعوت کرد.
*برایم چای ریخت. از پنجره داشت خروش و فریاد مردم معترض را نظاره می کرد و فقط اشک می ریخت.*

استاد سالها بود که تنها زندگی می کرد. همسر ایشان فوت کرده بودند و فرزندانشان در خارج زندگی می کردند.
ساعت ها پیش استاد ماندم.
هنگام خداحافطی، استاد تا در آپارتمان شان آمدند که بدرقه ام کنند.

از ایشان خواهش کردم نیایند. گفتم "من خودم می روم، شما حال تان خوب نیست، استراحت بفرمایید."
*هیچ وقت آخرین درسی را که استاد به من داد، فراموش نمی کنم.*
استاد به من گفت:
"اگر در مقابل محبت دیگران بی تفاوت باشی، دیگر از کسی محبت نخواهی دید. این وظیفه من نیست که تو را بدرقه کنم، این عادت زندگی من است.

گفتم: "آخر با این حالتان با این عصا؟
عصایش را به طرف من گرفت و گفت:
*"من سالها به این عصا تکیه کردم و شاه به ملتش تکیه داده بود.*
*او هرگز نمی خواست باور کند که تکیه گاهش بر ملتی قدرنشناس بود!*

*شاه از ایران می رود، اما ملتی که یاد نگرفته باشد محبت را پاسخ دهد، دیگر از کسی محبتی نخواهد دید. ما بر باد خواهیم رفت.*

بعد از این همه سال فهمیدم آن مرد فرزانه چقدر زیبا و بادرایت آینده این ملت را پیش بینی می کرد.

*آری ما ملت بر باد رفتیم .*."

استاد تعریف می کرد:
“روزی که قرار شد من برای ادامه تحصیل به فرانسه بروم، وزیر علوم گفت نخست باید همگی به کاخ سعد آباد بروید تا *رضا شاه* شما را ببیند و برای شما حرف بزند، بعد عازم می شوید.
*برای همه ما کت و شلوار خریدند. من گیوه پایم بود!*
*همه گیوه پایشان بود و کسی تا آن زمان کفش نپوشیده بود!*
*برای همه کفش خریدند.*
*کت و شلوارهامان را پوشیدیم، کفش هایمان را پا کردیم و رفتیم، کاخ سعد آباد دیدن رضاشاه؛ ۴۰ نفر بودیم.*
*رضاشاه سخنرانی کوتاهی کرد و گفت: «سعی کنید هرجا رفتید، ایرانی باشید و ایرانی بمانید. به ایران برگردید و فردای ایران را شماها باید بسازید . .».*
من به فرانسه رفتم.
با سختی و مشقت زیادی درس خواندم. دوره جنگ جهانی دوم بود و دولت با سختی برای ما پول می فرستاد. گاهی دو ماه می شد که پول نداشتیم.
بالاخره جنگ تمام شد و من هم درسم در دانشگاه تمام شد.
روزی که شاگرد اول دانشگاه شدم و قرار شد ژنرال “دوگُل” نشان “لژیون دونور” به شاگرد اولی ها بدهد، کفشی را که رضاشاه برایم خریده بود و هنوز به یادگار، نو نگاه داشته بودم پوشیدم و به کاخ الیزه رفتم.
وقتی نشان را ژنرال دُگل به سینه کت من زد، نمی خواستم فراموش کنم اگر رضاشاه نبود، *منِ ایرانی هنوز گیوه* پایم بود!”

از صفحه #منصوره پیرنیا
آرشیو تاریخ و باستان شناسی ایران

آنان که دستی را که نان‌شان می داد گاز گرفتند, محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می زند!

#جاوید_شاه

#جاوید_اعلیا_حضرت_رضا_پهلوی

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#خانم_وزیر
#خاطرات_ودست_نوشته‌های_فرخ‌رو پارسای
#منصوره پیرنیا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Khanome Vazir.pdf
13.4 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#خانم_وزیر
#خاطرات_ودست_نوشته‌های فرخ‌رو پارسای
#منصوره_پیرنیا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity