🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
هیچچیز واضحتر٬ محسوستر و ملموستر از لحظهٔ حال نیست. با اینهمه٬ لحظهٔ حال کاملا فرار است. تمامی حزن و اندوه زندگی در همین است. تنها در ظرف یک ثانیه٬ حس بینایی ما٬ حس شنوایی ما و حس بویایی ما دانسته یا ندانسته انبوهی از رویدادها را ضبط میکنند و رشتهای از احساسها و افکار از مغز ما میگذرد. هر لحظهای نماینگر جهانی کوچک است٬ که ناگزیر در لحظهٔ بعدی فراموش میشود..
📙هنر رمان
#میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
هیچچیز واضحتر٬ محسوستر و ملموستر از لحظهٔ حال نیست. با اینهمه٬ لحظهٔ حال کاملا فرار است. تمامی حزن و اندوه زندگی در همین است. تنها در ظرف یک ثانیه٬ حس بینایی ما٬ حس شنوایی ما و حس بویایی ما دانسته یا ندانسته انبوهی از رویدادها را ضبط میکنند و رشتهای از احساسها و افکار از مغز ما میگذرد. هر لحظهای نماینگر جهانی کوچک است٬ که ناگزیر در لحظهٔ بعدی فراموش میشود..
📙هنر رمان
#میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
حالا دیگر هیچکس بخاطر معشوق غرقشده کنار رودخانه نمیایستد تا پیدا شود. میروند و فراموش میکنند، معالجه میشوند.
📒 آینههای دردار
#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
حالا دیگر هیچکس بخاطر معشوق غرقشده کنار رودخانه نمیایستد تا پیدا شود. میروند و فراموش میکنند، معالجه میشوند.
📒 آینههای دردار
#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ما همه چیز را با خیالمان میسازیم؛
تا هست نمیبینیمش، وقتی از دست رفت،
خاطرهاش را ستارهباران میکنیم.
📒خانه ادریسیها
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ما همه چیز را با خیالمان میسازیم؛
تا هست نمیبینیمش، وقتی از دست رفت،
خاطرهاش را ستارهباران میکنیم.
📒خانه ادریسیها
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
لازم نیست که زیاد به حافظهام فشار بیاورم تا آن روز بارانی را با تمام جزئیاتش به یاد آورم، آن روزی که با پدرم در میان گرد و خاک، در یکی از خیابانها شلوغ مسکو ایستاده بودیم و من احساس میکردم که بیماری عجیبی به سراغم آمده است. هیچ دردی احساس نمیکردم اما پاهایم توان سرپا نگهداشتنم نداشت. کلمات در گلویم گیر میکرد و قادر نبودم سرم را راست نگهدارم و سرم از یک طرف کج میشد. آنچنان بود که گفتی هر لحظه امکان داشت از پا بیفتم و از حال بروم. اگر مرا به بیمارستان میبردند،پزشکان مجبور بودند روی کارت تشخیص بیماری که در بالای تخت نصب شده بود بنویسند: گرسنگی مزمن، بیماریِ که در کتابهای معمول پزشکی از آن نامی برده نشده است.
📙صدفها
#آنتوان_چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
لازم نیست که زیاد به حافظهام فشار بیاورم تا آن روز بارانی را با تمام جزئیاتش به یاد آورم، آن روزی که با پدرم در میان گرد و خاک، در یکی از خیابانها شلوغ مسکو ایستاده بودیم و من احساس میکردم که بیماری عجیبی به سراغم آمده است. هیچ دردی احساس نمیکردم اما پاهایم توان سرپا نگهداشتنم نداشت. کلمات در گلویم گیر میکرد و قادر نبودم سرم را راست نگهدارم و سرم از یک طرف کج میشد. آنچنان بود که گفتی هر لحظه امکان داشت از پا بیفتم و از حال بروم. اگر مرا به بیمارستان میبردند،پزشکان مجبور بودند روی کارت تشخیص بیماری که در بالای تخت نصب شده بود بنویسند: گرسنگی مزمن، بیماریِ که در کتابهای معمول پزشکی از آن نامی برده نشده است.
📙صدفها
#آنتوان_چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
خندهداره که باید برای دکتر و وکیل شدن آموزش ببینی ولی برای پدر و مادر شدن نه. هر هالویی میتونه پدر مادر بشه، حتی لازم نیست تو یه سمینار یک روزِ شرکت کنه.
تو سایمون، تو هم اگه بخوای میتونی فردا بابا بشی!
📒جز از کل
#استیو_تولتز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
خندهداره که باید برای دکتر و وکیل شدن آموزش ببینی ولی برای پدر و مادر شدن نه. هر هالویی میتونه پدر مادر بشه، حتی لازم نیست تو یه سمینار یک روزِ شرکت کنه.
تو سایمون، تو هم اگه بخوای میتونی فردا بابا بشی!
📒جز از کل
#استیو_تولتز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity