🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#گرامی_باد

#جشن_شب_چله🍉🍷



#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍂🌸@Bookirancity

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


#_مادر

تو هرگز نخواهی مرد
پروانه میشوی
گل میشوی
نسیم میشوی
باران میشوی
بامن زندگی خواهی کرد
وبه زندگی ادامه خواهی داد
ومن خواهم مردباحضورت
درجهان
مادردوستت دارم

#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

ناامیدی؛ چهره‌ی تلخ گسست و افسردگی در هنر ادوارد مونک
✍🏻تابلوی «ناامیدی» اثر ادوارد مونک، یکی از آثاری است که عمیق‌ترین احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد. در این نقاشی، شخصیت‌های اصلی در کنار یک منظره طبیعی قرار دارند، اما رنگ‌های تیره، خطوط متلاطم، و فضای سنگین اثر، حالتی از گسست عاطفی و افسردگی را القا می‌کند.
✍🏻اگر از زاویه روانشناسی به این اثر نگاه کنیم، می‌توانیم آن را مرتبط با حالات روانی مانند اختلال شخصیت مرزی تصور کنیم؛ جایی که احساس بیگانگی از خود یا دیگران و عمق افسردگی، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی فرد است.
✍🏻مونک در این اثر همانند بسیاری از دیگر کارهایش، به جای نمایش واقعیت ظاهری، عمق عاطفی و درونی خود را به تصویر کشیده است؛ احساسی که در چهره‌ی شخصیت‌ها و حتی در طبیعت پس‌زمینه موج می‌زند. این نقاشی نه تنها یک اثر هنری، بلکه سفری به دنیای تاریک ذهن انسانی است.

🖼 Despair, Edvard Munch,1894, Munch Museum

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

#_متن_واقعی_است

📸 عکس‌های مرگبار کودکان ویکتوریایی
✍🏻توی دوران ویکتوریایی، عکس گرفتن از بچه‌های مرده یه رسم عجیب بود. چرا؟ چون مرگ تو اون زمان چیز عجیبی نبود و بیماری‌هایی مثل سُرخَک یا سِل بچه‌ها رو می‌کشتن. خانواده‌ها یاد عزیزشون رو با عکس گرفتن زنده نگه می‌کردن؛ حتی وقتی دیگه زنده نبودن.
🖤 چطوری عکس می‌گرفتن؟
▪️۱-وضعیت طبیعی: بچه رو مثل زمانی که زنده بود قرار می‌دادن.
▪️۲-چشم‌ها: گاهی چشم‌ها رو باز می‌کردن یا چشم مصنوعی می‌ذاشتن تا طبیعی‌تر به نظر برسه.
▪️۳-با خانواده: اعضای خانواده هم در عکس‌ها حضور داشتن تا بیشتر یادبودی باشه تا وحشت.

🕊 چرا این کار رو می‌کردن؟ برای اون‌ها این کار بیشتر نشونه‌ی احترام و یادبود بود تا ترس. تنها یادگاری که از بچه‌های مرده برای اون‌ها می‌موند، همون عکس‌ها بودن.خیلی غم‌انگیزه، نه؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


هنر نزد راهبان است و بس..😂😂😂😂

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨



🖼 Study after Velázquez's Portrait of Pope Innocent X, Francis Bacon, 1953, Des Moines Art Center, Des Moines


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

زندگی بی‌ معنیه، مگر اینکه خودت بهش معنا بدی!
✍🏻اگزیستانسیالیسم (یا همون هستی‌گرایی) یه جور نگرشه که می‌گه زندگی ذاتاً معنایی نداره، ولی ما آدما می‌تونیم خودمون بهش معنی بدیم. یعنی چی؟ یعنی تو توی این دنیا پرت شدی، و حالا باید انتخاب کنی که چجوری زندگی کنی و مسئولیت انتخاب‌هاتم قبول کنی. مثل حرف معروف سارتر که می‌گه: ما محکومیم به آزادی. یعنی نمی‌تونیم فرار کنیم از انتخاب کردن.
✍🏻حالا این فلسفه چطور توی هنر وارد شد؟ نقاشا و هنرمندا، مثل فرانسیس بیکن، از این ایده استفاده کردن تا احساسات عمیق و بحران‌های انسانی رو نشون بدن. مثلاً بیکن توی کاراش چهره‌های داغون و پر از ترس و اضطرابو می‌کشه، انگار می‌خواد بگه: "این همون چیزیه که هر روز حسش می‌کنی، ولی نمی‌خوای باهاش روبه‌رو بشی."
✍🏻توی هنرِ اگزیستانسیالیسم، زیبایی و قشنگی بی‌ معنیه. مهم اینه که هنر یه تلنگر بزنه و بگه: "زندگی سخته، پوچه، ولی انتخابش با خودته که چطور بهش معنا بدی." این فلسفه کمک کرد هنرمندا از دنیای ظاهری بیان بیرون و برسن به احساسات خام و واقعی آدما.
✍🏻هنر اگزیستانسیالیستی یعنی روبه‌ رو شدن با خودت، بدون فیلتر!

🖼 Study after Velázquez's Portrait of Pope Innocent X, Francis Bacon, 1953, Des Moines Art Center, Des Moines


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

😱 ترس از دفن زنده تو دوران ویکتوریا
✍🏻توی قرن ۱۹ میلادی، مردم یه ترس عجیب داشتن که زنده دفن نشن! اون زمان، تکنولوژی تشخیص مرگ دقیق نبود و گاهی اشتباهی کسی رو مرده اعلام می‌کردن. همین باعث شد این وحشت تو نقاشی‌ها و حتی اختراعای عجیب‌ غریب مثل "تابوت‌های زنگ‌دار" وارد بشه.
✍🏻تو هنر اون دوره، صحنه‌هایی می‌بینی که آدم‌ ها تو تابوت گیر افتادن یا خانواده‌ها با نگرانی به جسد نگاه می‌کنن. این آثار یه جورایی دغدغه‌های اجتماعی و ترس‌های اون دوران رو نشون می‌ده. خلاصه، مرگ براشون یه ماجرای جدی‌تر از اونی بود که فکرشو کنی!
🖼 The Premature Burial, Antoine Wiertz, 1854, Wiertz Museum, Ixelles, Belgium

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_بادام

#_وُن پیونگ سون

#ترجمه ملیحه فخاری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_بادام

#_وُن پیونگ سون

#ترجمه ملیحه فخاری

درباره کتاب:
وون پیونگ سون در کتاب بادام داستان نوجوانی به نام «یون‌جه» را روایت می‌کند که از نوعی ناتوانی ذهنی رنج می‌برد، اما عشق، دوستی و تلاش، مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر می‌دهند. یون‌جه مبتلا به بیماری آلکسی تایمیا است. او درکی از احساسات معمول انسانی همچون خشم، ناراحتی و خوشحالی ندارد و درنتیجه نمی‌تواند واکنش مناسبی نسبت به اتفاقات اطرافش نشان دهد. اوضاع زمانی پیچیده‌تر می‌شود که حادثه‌ای تلخ رخ می‌دهد و نوجوان بیمار داستان باید با این فاجعه کنار بیاید. خواندن این رمانِ جذاب، الهام‌بخش و امیدوارکننده است.
درباره نویسنده:
وون پیونگ سون، رمان‌نویس و فیلم‌ساز اهل کره‌ی جنوبی است. او متولد سال ۱۹۷۹ در سئول است. سون در دو رشته‌ی جامعه‌شناسی و فلسفه تحصیل کرده و تحصیل در این رشته‌ها در آثار او نقشی پررنگ داشته است. سون در دو عرصه‌ی ادبیات و سینما فعالیت کرده است. او معتقد است هرکدام از این دو عرصه زبان ویژه‌ای دارد که برای بیان ایده‌ی خود به هر دو زبان نیازمند است. سون کار خود را با سینما و نقد فیلم آغاز کرد. او با حضور در «آکادمی KAFA» دوره‌هایی را در رشته‌ی کارگردانی گذراند. کار در سینما را با ساختن فیلم‌های کوتاه آغاز کرد و جوایزی نیز در این زمینه دریافت کرد.
اولین رمان سون با نام «بادام» در سال ۲۰۱۶ منتشر شد؛ حق ترجمه‌ی آن به سیزده زبان فروخته شد و جایزه‌ی ادبی «چانگبی» را نیز برایش به ارمغان آورد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
@Bookirancity بادام.pdf
52.7 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_بادام

#_وُن_پیونگ_سون

#ترجمه ملیحه فخاری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity