🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ســـیـــنـــمـــا
فیلم «سرگیجه»ی هیچکاک مرا به یاد «ققنوس» و «اوندین» کریستین پتزولد میاندازد. احتمالاً نسبت نامربوطی که فیلمها را به هم ربط داده به خاطر این است که هر سه را عاشقانههایی برای شهر نیز میبینم؛ عاشقانههایی که هر کدام به نحوی مرثیهخوان فضاهای از دسترفته و بهعبارتی، تاریخ گمشدۀ شهر هستند و در هر سه، تقلا برای تجربۀ دوبارۀ حالوهوای دلخواه به تکاپو برای قرار گرفتن در فضایی با کیفیاتی یگانه گره میخورد.
«سرگیجه» و «ققنوس» در اصل راه را برای بهتر خواندن «اوندین» هموار میکنند. «اوندین» اوج صورتبندی هوشمندانه و پیچیدۀ معماریست در قامت یک بدن؛ بدنی که شبح درد رهایش نمیکند؛ با وجودی که به ظاهر تمام حفرهها، زخمها و بریدگیهای تاریخی بافت شهر برلین با تولید فضاهای تازه شفا یافته است.
کاخ برلین پانصد سال در قلب شهر زیست تا بمباران هوایی به حیات او و تداوم جنگ جهانی دوم پایان دهد. جای خالیش را کاخ جمهور نتوانست پر کند و زمانی که به دوباره ساختن سنگبهسنگ و موبهموی آن پرداختند، باز هم جایش خالی ماند. اینکه پتزولد در «اوندین» از قاب گرفتن کاخ برلین تازهساز امتناع میورزد و تنها به سخن گفتن از آن و نمایش ماکتش بسنده میکند شاید به این خاطر است که رد سقوط بمبها همچنان در آسمان و بر فراز کاخ باقی مانده و پاک نمیشود. در حقیقت، آنچه که پتزولد در «اوندین» قاب گرفته دردی است که متروفیلها یا عاشقان شهر را هرگز رها نمیکند. دردی که به سختی قابل ترجمه به کلمات است. متروفیل در اصل بر تاریخ گمشدۀ شهر عاشق است، بر فضاهای از دست رفتهای که از چاه نسیان بافتهای جدید شهر میگریزند و حضور ناپیدایشان در چشمانداز و به چشم متروفیلها دوام مییابد.
لحظهای که «اوندین» به «سرگیجه» و «ققنوس» میرسد، آن ثانیهایست که به هنگام پرسهزنی آرام دو عاشق در منتهیالیه برلین شرقی، اوندین درست زمانی که رو به جلو در حرکت است سر برمیگرداند. سر برگرداندن او شبیه به سر برگرداندن سرگیجهآور اسکاتی است در سرگیجه: رو کردن وسواسگونه و تعمدی به سمت مغاکی تا شاید تجربۀ اصیلِ پیش از ویرانی دوباره ممکن گردد؛ همچنان که سال ۲۰۰۲ در ساخت دوبارۀ کاخ برلین، پارلمان آلمان سر برگرداند و به نسخۀ از دست رفتۀ کاخ چشم دوخت.
ماهیت این روگرداندن در «ققنوس» پتزولد و مشخصاً در صورت جراحی شدۀ نلی ترجمان بصری مییابد: بدنی که ردی از گذشته دارد بیآنکه به زمان حال تعلق داشته باشد؛ بدنی که آینده را پس میزند. و صورت بازسازی شدۀ نلی سرتاسر فاشگوی ویرانی اوست بیآنکه ردی از این ویرانی بر خود داشته باشد؛ همچنانکه بازآفرینی عینبهعین کاخ برلین در پس تلاش برای تجربۀ فضای از دست رفته، تأکیدی است ابدی به لحظۀ بمباران شدن و تخریب شدنش. نلی/کاخ برلین نیز همچون اوندین به سمت عقب رو برگردانده و متوقف شدهاند و این رو برگرداندن ستون نمک میآفریند: پرهیبی نامفهوم و پیچخورده رو به گذشته که تمام قد در بهچنگآوردن تاریخی گمشده و فرّار خلاصه میگردد.
شرح تصاویر:
• Undine~2020
Christian Petzold
• Vertigo~1958
Alfred Hitchcock
• Phoenix~2014
Christian Petzold
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ســـیـــنـــمـــا
فیلم «سرگیجه»ی هیچکاک مرا به یاد «ققنوس» و «اوندین» کریستین پتزولد میاندازد. احتمالاً نسبت نامربوطی که فیلمها را به هم ربط داده به خاطر این است که هر سه را عاشقانههایی برای شهر نیز میبینم؛ عاشقانههایی که هر کدام به نحوی مرثیهخوان فضاهای از دسترفته و بهعبارتی، تاریخ گمشدۀ شهر هستند و در هر سه، تقلا برای تجربۀ دوبارۀ حالوهوای دلخواه به تکاپو برای قرار گرفتن در فضایی با کیفیاتی یگانه گره میخورد.
«سرگیجه» و «ققنوس» در اصل راه را برای بهتر خواندن «اوندین» هموار میکنند. «اوندین» اوج صورتبندی هوشمندانه و پیچیدۀ معماریست در قامت یک بدن؛ بدنی که شبح درد رهایش نمیکند؛ با وجودی که به ظاهر تمام حفرهها، زخمها و بریدگیهای تاریخی بافت شهر برلین با تولید فضاهای تازه شفا یافته است.
کاخ برلین پانصد سال در قلب شهر زیست تا بمباران هوایی به حیات او و تداوم جنگ جهانی دوم پایان دهد. جای خالیش را کاخ جمهور نتوانست پر کند و زمانی که به دوباره ساختن سنگبهسنگ و موبهموی آن پرداختند، باز هم جایش خالی ماند. اینکه پتزولد در «اوندین» از قاب گرفتن کاخ برلین تازهساز امتناع میورزد و تنها به سخن گفتن از آن و نمایش ماکتش بسنده میکند شاید به این خاطر است که رد سقوط بمبها همچنان در آسمان و بر فراز کاخ باقی مانده و پاک نمیشود. در حقیقت، آنچه که پتزولد در «اوندین» قاب گرفته دردی است که متروفیلها یا عاشقان شهر را هرگز رها نمیکند. دردی که به سختی قابل ترجمه به کلمات است. متروفیل در اصل بر تاریخ گمشدۀ شهر عاشق است، بر فضاهای از دست رفتهای که از چاه نسیان بافتهای جدید شهر میگریزند و حضور ناپیدایشان در چشمانداز و به چشم متروفیلها دوام مییابد.
لحظهای که «اوندین» به «سرگیجه» و «ققنوس» میرسد، آن ثانیهایست که به هنگام پرسهزنی آرام دو عاشق در منتهیالیه برلین شرقی، اوندین درست زمانی که رو به جلو در حرکت است سر برمیگرداند. سر برگرداندن او شبیه به سر برگرداندن سرگیجهآور اسکاتی است در سرگیجه: رو کردن وسواسگونه و تعمدی به سمت مغاکی تا شاید تجربۀ اصیلِ پیش از ویرانی دوباره ممکن گردد؛ همچنان که سال ۲۰۰۲ در ساخت دوبارۀ کاخ برلین، پارلمان آلمان سر برگرداند و به نسخۀ از دست رفتۀ کاخ چشم دوخت.
ماهیت این روگرداندن در «ققنوس» پتزولد و مشخصاً در صورت جراحی شدۀ نلی ترجمان بصری مییابد: بدنی که ردی از گذشته دارد بیآنکه به زمان حال تعلق داشته باشد؛ بدنی که آینده را پس میزند. و صورت بازسازی شدۀ نلی سرتاسر فاشگوی ویرانی اوست بیآنکه ردی از این ویرانی بر خود داشته باشد؛ همچنانکه بازآفرینی عینبهعین کاخ برلین در پس تلاش برای تجربۀ فضای از دست رفته، تأکیدی است ابدی به لحظۀ بمباران شدن و تخریب شدنش. نلی/کاخ برلین نیز همچون اوندین به سمت عقب رو برگردانده و متوقف شدهاند و این رو برگرداندن ستون نمک میآفریند: پرهیبی نامفهوم و پیچخورده رو به گذشته که تمام قد در بهچنگآوردن تاریخی گمشده و فرّار خلاصه میگردد.
شرح تصاویر:
• Undine~2020
Christian Petzold
• Vertigo~1958
Alfred Hitchcock
• Phoenix~2014
Christian Petzold
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
دانستم خیلی چیزها در اختیار انسان نیست؛
زندگی خوابهای گذشته است که تعبیر میشود.
زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی است که هرگز عمرمان به آن نمیرسد.
زندگی آغاز ماجراست...
• #_پیکر_فرهاد
#_عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
دانستم خیلی چیزها در اختیار انسان نیست؛
زندگی خوابهای گذشته است که تعبیر میشود.
زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی است که هرگز عمرمان به آن نمیرسد.
زندگی آغاز ماجراست...
• #_پیکر_فرهاد
#_عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
«کلماتی که از دل بر میآیند هرگز بیان نمیشوند،
در گلو گیر میکنند و تنها در چشمها
خوانده میشوند...»
#ژوزه_ساراماگو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
«کلماتی که از دل بر میآیند هرگز بیان نمیشوند،
در گلو گیر میکنند و تنها در چشمها
خوانده میشوند...»
#ژوزه_ساراماگو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
فاصله ها هرگز ...
مانعی برای دوست داشتن ...
برای عشق نیستند. درست! اما ...
اگر من اینجا گریه کنم آیا در دور دست ها ...
گونه های تو خیس خواهند شد؟
#_جمال_ثریا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
فاصله ها هرگز ...
مانعی برای دوست داشتن ...
برای عشق نیستند. درست! اما ...
اگر من اینجا گریه کنم آیا در دور دست ها ...
گونه های تو خیس خواهند شد؟
#_جمال_ثریا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
۱۶ فروردین، سالروز قتل حکومتی کارگردان نامدار کیومرث پوراحمد به دست جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی وقتی که پی برد آقای پوراحمد به یک وطنپرستِ پهلوی دوست تبدیل شده است، او را شکنجه کرد و در یک صحنه سازیِ خودکشی با طناب دار، او را به قتل رساند.
تک تک جنایات جمهوری اسلامی، مقامات و حاکمانش را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
۱۶ فروردین، سالروز قتل حکومتی کارگردان نامدار کیومرث پوراحمد به دست جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی وقتی که پی برد آقای پوراحمد به یک وطنپرستِ پهلوی دوست تبدیل شده است، او را شکنجه کرد و در یک صحنه سازیِ خودکشی با طناب دار، او را به قتل رساند.
تک تک جنایات جمهوری اسلامی، مقامات و حاکمانش را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
یادآوری امروز:
مهم نیست که یه نفر چقدر احساس بدی در تو ایجاد می کنه،
هرگز تا سطح اون خودت رو پایین نیار...
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
یادآوری امروز:
مهم نیست که یه نفر چقدر احساس بدی در تو ایجاد می کنه،
هرگز تا سطح اون خودت رو پایین نیار...
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
یوسا در سالهای نخستین جوانی مجذوب شخصیت فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا شده است، اما او مدتی بعد جدایی کامل خود از جنبشهای تندرو چپ را اعلام کرد و به حمله شدید علیه کاسترو پرداخت. در سال ۱۹۸۸ در کنار تعدادی از احزاب راستگرا در تشکیل «جنبش آزادیها» شرکت کرد. در سال ۱۹۹۰ نامزد ریاست جمهوری پرو شد اما از رقیبش آلبرتو فوجیموری شکست خورد و بعد از آن، همه فعالیتها و برنامههای سیاسی خود را کنار گذاشت.
به گفتهٔ خود از فعالیتهای سیاسی خویش «فساد حکومت و تحریک مردم به فدا کردن همه چیز در راهش» را به خوبی درک کرده بود. به علت حمایت از ایالات متحده و انتشار مقالاتی در تأیید سیاستهای آمریکا مورد انتقاد قرار گرفت. این مقالات در دوران جنگ عراق نوشته شده بود، آنگاه که یوسا با دختر عکاسش مورگانا به صحنهٔ جنگ رفت و کار مشترکی با عنوان «روزنگار عراق» تهیه کردند.
ماریو بارگاس یوسا، رمان نویس پرویی که رئالیسم سنگدل را با اروتیک بازیگوش و به تصویر کشیدن مبارزه برای آزادی فردی در آمریکای لاتین ترکیب کرد و در عین حال مقالاتی نوشت که او را به یکی از تأثیرگذارترین مفسران سیاسی در دنیای اسپانیایی زبان تبدیل کرد.
بارگاس یوسا، به عنوان نویسنده ای جوان با دیدگاه های عامیانه و تاول زا از فساد، سازش های اخلاقی و ظلم در پرو شهرت یافت.
بیزاری او از هنجارهای جامعه مودب در پرو الهامات فراوانی به او داد.
با این حال، آقای بارگاس یوسا هرگز به طور کامل شیفته رئالیسم جادویی معاصرانش نشد. و او از آزار و شکنجه مخالفان در کوبا توسط فیدل کاسترو سرخورده بود و از ایدئولوژی چپ که برای چندین دهه بر بسیاری از نویسندگان در آمریکای لاتین تسلط داشت، جدا شد.
او مسیر خود را بهعنوان یک متفکر سیاسی محافظهکار، اغلب تفرقهانگیز و بهعنوان رماننویسی ترسیم کرد که قسمتهایی از زندگی شخصیاش را به کتابهایی تبدیل کرد که بسیار فراتر از مرزهای کشور مادریاش طنینانداز میکرد.
ستون دو هفتهای او، «Piedra de toque» یا «Touchstone» در روزنامههای اسپانیایی زبان سراسر آمریکای لاتین و ایالات متحده منتشر میشد. این به او بستری برای موضوعاتی مانند ظهور مجدد پوپولیسم در آند، هنر کلود مونه و پل گوگن یا حمایت پر سر و صدا از دولت اسرائیل، که موضوعی مکرر در نوشته های سیاسی او بود، داد.
ستونها میتوانند زندگینامهای باشند یا از رویدادهای خبری الهام گرفتهاند، و اغلب فاقد صفت بوده و به شیوهای زیبا نوشته شدهاند که به آقای بارگاس یوسا اجازه میدهد تا به سراغ خوانندگانی برود که ممکن است حوصله پایان برخی از رمانهای پیچیدهتر و طولانیتر او را نداشته باشند.
▪️گزیدهگوهایی از بارگاس یوسا
- «شعر ضمیر جهان است. با آن به لایههایی از زندگی دست مییابیم که با شناخت عقلانی و هوش منطقی به آنها دسترسی نداریم؛ یعنی درههای عمیقی که لازمه راه یافتن به آنها پذیرش خطرهای جدی است. فقط از راه حدس و باطن است که میتوان به شعر رسید نه از راه عقل.»
- «رمان شیوه جالبی است برای خوشگذرانی.»
- «من وقتی مینویسم خودم را تکثیر میکنم. دو نفر میشوم. هم نویسنده، هم خواننده. چون همیشه خودم را جای خواننده میگذارم تا بفهمم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. سعی میکنم خودم را با دو چشم دیگر بخوانم، و با نگاهی دیگر، طوریکه انگار نمیدانم قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
▪️افتخارات و جوایز
وی جایزهٔ پلانترا را به خاطر رمان مرگ در کوههای آند دریافت نمود. در ۲۰۰۲، جایزه قلم نابوکوف را دریافت کرد.
یوسا هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. حدود ۲۰ سال نام او به عنوان یکی از کاندیداهای این جایزه بود. این نخستین بار از سال ۱۹۸۲ بود که یک نویسنده از آمریکای لاتین توانست برنده جایزه نوبل ادبی شود. در این سال، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی برنده جایزه یک و نیم میلیون دلاری ادبیات نوبل شد.
آکادمی نوبل که مقر آن در استکهلم سوئد است، از یوسا به عنوان خالق آثاری نام برده که در آن وی به «ترسیم پیکرههای قدرت» پرداخته و نگاه نافذی به «مقاومت، طغیان و شکست فردی» دارد.
یوسا در سال ۱۹۹۴ به عنوان عضو آکادمی سلطنتی اسپانیا برگزیده شد و در سالهای گذشته در بسیاری از دانشگاههای آمریکا، آمریکای جنوبی و اروپا تدریس کرده است.
این نویسنده ادبی توانست در سال ۱۹۹۵ جایزه سروانتس، مهمترین جایزه ادبی نویسندگان اسپانیایی زبان، را از آن خود کند و همچنین در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه صلح آلمان شد.
▪️گزیدهٔ آثار
به گفتهٔ خود از فعالیتهای سیاسی خویش «فساد حکومت و تحریک مردم به فدا کردن همه چیز در راهش» را به خوبی درک کرده بود. به علت حمایت از ایالات متحده و انتشار مقالاتی در تأیید سیاستهای آمریکا مورد انتقاد قرار گرفت. این مقالات در دوران جنگ عراق نوشته شده بود، آنگاه که یوسا با دختر عکاسش مورگانا به صحنهٔ جنگ رفت و کار مشترکی با عنوان «روزنگار عراق» تهیه کردند.
ماریو بارگاس یوسا، رمان نویس پرویی که رئالیسم سنگدل را با اروتیک بازیگوش و به تصویر کشیدن مبارزه برای آزادی فردی در آمریکای لاتین ترکیب کرد و در عین حال مقالاتی نوشت که او را به یکی از تأثیرگذارترین مفسران سیاسی در دنیای اسپانیایی زبان تبدیل کرد.
بارگاس یوسا، به عنوان نویسنده ای جوان با دیدگاه های عامیانه و تاول زا از فساد، سازش های اخلاقی و ظلم در پرو شهرت یافت.
بیزاری او از هنجارهای جامعه مودب در پرو الهامات فراوانی به او داد.
با این حال، آقای بارگاس یوسا هرگز به طور کامل شیفته رئالیسم جادویی معاصرانش نشد. و او از آزار و شکنجه مخالفان در کوبا توسط فیدل کاسترو سرخورده بود و از ایدئولوژی چپ که برای چندین دهه بر بسیاری از نویسندگان در آمریکای لاتین تسلط داشت، جدا شد.
او مسیر خود را بهعنوان یک متفکر سیاسی محافظهکار، اغلب تفرقهانگیز و بهعنوان رماننویسی ترسیم کرد که قسمتهایی از زندگی شخصیاش را به کتابهایی تبدیل کرد که بسیار فراتر از مرزهای کشور مادریاش طنینانداز میکرد.
ستون دو هفتهای او، «Piedra de toque» یا «Touchstone» در روزنامههای اسپانیایی زبان سراسر آمریکای لاتین و ایالات متحده منتشر میشد. این به او بستری برای موضوعاتی مانند ظهور مجدد پوپولیسم در آند، هنر کلود مونه و پل گوگن یا حمایت پر سر و صدا از دولت اسرائیل، که موضوعی مکرر در نوشته های سیاسی او بود، داد.
ستونها میتوانند زندگینامهای باشند یا از رویدادهای خبری الهام گرفتهاند، و اغلب فاقد صفت بوده و به شیوهای زیبا نوشته شدهاند که به آقای بارگاس یوسا اجازه میدهد تا به سراغ خوانندگانی برود که ممکن است حوصله پایان برخی از رمانهای پیچیدهتر و طولانیتر او را نداشته باشند.
▪️گزیدهگوهایی از بارگاس یوسا
- «شعر ضمیر جهان است. با آن به لایههایی از زندگی دست مییابیم که با شناخت عقلانی و هوش منطقی به آنها دسترسی نداریم؛ یعنی درههای عمیقی که لازمه راه یافتن به آنها پذیرش خطرهای جدی است. فقط از راه حدس و باطن است که میتوان به شعر رسید نه از راه عقل.»
- «رمان شیوه جالبی است برای خوشگذرانی.»
- «من وقتی مینویسم خودم را تکثیر میکنم. دو نفر میشوم. هم نویسنده، هم خواننده. چون همیشه خودم را جای خواننده میگذارم تا بفهمم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. سعی میکنم خودم را با دو چشم دیگر بخوانم، و با نگاهی دیگر، طوریکه انگار نمیدانم قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
▪️افتخارات و جوایز
وی جایزهٔ پلانترا را به خاطر رمان مرگ در کوههای آند دریافت نمود. در ۲۰۰۲، جایزه قلم نابوکوف را دریافت کرد.
یوسا هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. حدود ۲۰ سال نام او به عنوان یکی از کاندیداهای این جایزه بود. این نخستین بار از سال ۱۹۸۲ بود که یک نویسنده از آمریکای لاتین توانست برنده جایزه نوبل ادبی شود. در این سال، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی برنده جایزه یک و نیم میلیون دلاری ادبیات نوبل شد.
آکادمی نوبل که مقر آن در استکهلم سوئد است، از یوسا به عنوان خالق آثاری نام برده که در آن وی به «ترسیم پیکرههای قدرت» پرداخته و نگاه نافذی به «مقاومت، طغیان و شکست فردی» دارد.
یوسا در سال ۱۹۹۴ به عنوان عضو آکادمی سلطنتی اسپانیا برگزیده شد و در سالهای گذشته در بسیاری از دانشگاههای آمریکا، آمریکای جنوبی و اروپا تدریس کرده است.
این نویسنده ادبی توانست در سال ۱۹۹۵ جایزه سروانتس، مهمترین جایزه ادبی نویسندگان اسپانیایی زبان، را از آن خود کند و همچنین در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه صلح آلمان شد.
▪️گزیدهٔ آثار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
دل کندن یک شبه اتفاق نمیافتد. پشت آن هزار فریاد «دوستت دارم» بدون جواب مانده، هزار خواهش برای دیده شدن، هزار شب که با اندوه به صبح رسیده، هزار مهربانی که نادیده گرفته شده، هزار بخشش که فراموش شده، هزار تلاش برای ساختن، هزار بار تماشای سوختن خود، نه، هیچکس هرگز نمیتواند یک شبه دل بکند، اما میتواند در هزار و یکمین شب، آخرین رشته محبت را برای همیشه پاره کند. برای ابد …
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
دل کندن یک شبه اتفاق نمیافتد. پشت آن هزار فریاد «دوستت دارم» بدون جواب مانده، هزار خواهش برای دیده شدن، هزار شب که با اندوه به صبح رسیده، هزار مهربانی که نادیده گرفته شده، هزار بخشش که فراموش شده، هزار تلاش برای ساختن، هزار بار تماشای سوختن خود، نه، هیچکس هرگز نمیتواند یک شبه دل بکند، اما میتواند در هزار و یکمین شب، آخرین رشته محبت را برای همیشه پاره کند. برای ابد …
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
ممکن است فرهنگ و اعتقادات مردم عوض شود، ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد. در تمام اعصار میتوان به وسیله گفتهها و نوشتههای دروغ، مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس، عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعدههای پوچ را که هرگز عملی نخواهند شد دوست میدارند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
ممکن است فرهنگ و اعتقادات مردم عوض شود، ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد. در تمام اعصار میتوان به وسیله گفتهها و نوشتههای دروغ، مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس، عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعدههای پوچ را که هرگز عملی نخواهند شد دوست میدارند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دیـــالـــوگ_بـــرتـــر📣
هرگز نمیتوانی از این گودال [زندگی] فرار کنی، اما میتوانی زندگیای معنادار در آن گودالِ تاریک، طاقتفرسا و پوچ بسازی تا چند ده سالی به ناچار در آن زندگی کنی.
🎬 Woman in the Dunes – 1964
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دیـــالـــوگ_بـــرتـــر📣
هرگز نمیتوانی از این گودال [زندگی] فرار کنی، اما میتوانی زندگیای معنادار در آن گودالِ تاریک، طاقتفرسا و پوچ بسازی تا چند ده سالی به ناچار در آن زندگی کنی.
🎬 Woman in the Dunes – 1964
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💚
🤍
❤️
#من_ایران_را_دوست_دارم
💚
🤍
❤️
به هر جای گیتی خروش آورید
جهنده جهان را به جوش آورید
همه یک به یک مهربانی کنید
به کل جهان پاسبانی کنید
به صلح جهانی بکوشید سخت
به فر جهان داور نیکبخت
جهان را بسازید همچون بهشت
مگویید هرگز کلامی به زشت
بگویید این جمله در گوش باد
که یک تن به گیتی پریشان مباد
#ایرانزمین💚
#فرهنگ 🤍
#تمدن❤️
#تاریخ 💚
#آیین🤍
#هنر❤️
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💚
🤍
❤️
#من_ایران_را_دوست_دارم
💚
🤍
❤️
به هر جای گیتی خروش آورید
جهنده جهان را به جوش آورید
همه یک به یک مهربانی کنید
به کل جهان پاسبانی کنید
به صلح جهانی بکوشید سخت
به فر جهان داور نیکبخت
جهان را بسازید همچون بهشت
مگویید هرگز کلامی به زشت
بگویید این جمله در گوش باد
که یک تن به گیتی پریشان مباد
#ایرانزمین💚
#فرهنگ 🤍
#تمدن❤️
#تاریخ 💚
#آیین🤍
#هنر❤️
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_خیام_که_بود ...!؟
#_ایا_خیام_مسلمان_بود_؟
یکی از برجسته ترین فیلسوفان و دانشمندانی که تاریخ ایران تا به امروز به خود دیده است بدون شک خیام است
مقام علمی او تا به حدی بالاست که در هندسه اقلیدسی قضایای زیادی را اثبات کرد و در ستاره شناسی کارهای بسیاری کرد و تقویم جلالی را تهیه و تنظیم کرد و در جبر و مقابله و ریاضیات سرامد زمان خود بود تا جایی که امروز مثلث خیام - پاسکال و دو جمله ای خیام - نیوتن نام او را جهانی کرده است
ولی عقاید فلسفی خیام چه بود ؟
خیام یکی از اولین کسانی است که با نبوغ سرشار فلسفی خود ، مکتب فلسفی شکاکان را به اوج خود رساند
خیام در طول عمرش (یعنی در جوانی ، دوران مسنی ، دوران پیری) همیشه شکاک بود و هرگز به عقاید واپسگرای اسلام و قوانین مسخره و بیابانی ان اعتقاد نداشت و انرا مورد تمسخر قرار می داد
نکته جالب دیگر در مورد خیام این است که برخلاف بسیاری از بزرگان عقاید خود را در رباعیات خود به صراحت اورده است
ولی انجا نبوغ فلسفی خیام مشخص می شود که در 57 رباعی که قطعا برای اوست و در کمتر از 100 رباعی دیگر که به او نسبت داده میشود تمام عقاید فلسفی خود را اورده است و پای بنیادی ترین مسائل فلسفی را به میان کشیده و همه را به چالش کشیده است
خیام را میتوان یک مادی گرای تمام عیار و یک شکاک و ندانم گراو یک لذت گرای بالفطره که همیشه در شراب و مستی خویش غرق است و با نگاهی موشکافانه تر شاید اولین نیهیلیست تاریخ ایران نامید
خیام ماتریالیست میگوید :
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شدهام کوزه هر خماری
و یا میگوید :
در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایه چرخ دیدم استاد بپای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای
در موارد زیادی قران و اسلام و اندیشه های انرا به ریشخند میگیرد:
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
و یا خیام در موارد زیادی نشان میدهد اتئیست یا اگنوستیک میباشد و خدا را و دیگر مسائل بنیادی فلسفه را به چالش میکشد:
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
ز مهر که پیوست و به کین که شکست
ایدل تو به اسرار معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
و در تمسخر خدا میگوید :
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ورنیک نیامد این صور عیب کراست
جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزهگر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی بکارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
و اوج افکارش در نیهیلیسم خیام در سده 12 در اوج خفقان فکری اروپا و خاورمیانه پدیدار میشود:
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
آمد شدن تو اندرین عالم چیست
((آمد مگسی پدید و ناپیدا شد))
صادق هدایت این رباعی را اوج نیهیلیسم افکار خیام میداند
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
بر مفرش خاک خفتگان میبینم
در زیرزمین نهفتگان میبینم
چندانکه به صحرای "عدم" مینگرم
ناآمدگان و رفتگان میبینم
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_خیام_که_بود ...!؟
#_ایا_خیام_مسلمان_بود_؟
یکی از برجسته ترین فیلسوفان و دانشمندانی که تاریخ ایران تا به امروز به خود دیده است بدون شک خیام است
مقام علمی او تا به حدی بالاست که در هندسه اقلیدسی قضایای زیادی را اثبات کرد و در ستاره شناسی کارهای بسیاری کرد و تقویم جلالی را تهیه و تنظیم کرد و در جبر و مقابله و ریاضیات سرامد زمان خود بود تا جایی که امروز مثلث خیام - پاسکال و دو جمله ای خیام - نیوتن نام او را جهانی کرده است
ولی عقاید فلسفی خیام چه بود ؟
خیام یکی از اولین کسانی است که با نبوغ سرشار فلسفی خود ، مکتب فلسفی شکاکان را به اوج خود رساند
خیام در طول عمرش (یعنی در جوانی ، دوران مسنی ، دوران پیری) همیشه شکاک بود و هرگز به عقاید واپسگرای اسلام و قوانین مسخره و بیابانی ان اعتقاد نداشت و انرا مورد تمسخر قرار می داد
نکته جالب دیگر در مورد خیام این است که برخلاف بسیاری از بزرگان عقاید خود را در رباعیات خود به صراحت اورده است
ولی انجا نبوغ فلسفی خیام مشخص می شود که در 57 رباعی که قطعا برای اوست و در کمتر از 100 رباعی دیگر که به او نسبت داده میشود تمام عقاید فلسفی خود را اورده است و پای بنیادی ترین مسائل فلسفی را به میان کشیده و همه را به چالش کشیده است
خیام را میتوان یک مادی گرای تمام عیار و یک شکاک و ندانم گراو یک لذت گرای بالفطره که همیشه در شراب و مستی خویش غرق است و با نگاهی موشکافانه تر شاید اولین نیهیلیست تاریخ ایران نامید
خیام ماتریالیست میگوید :
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شدهام کوزه هر خماری
و یا میگوید :
در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایه چرخ دیدم استاد بپای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای
در موارد زیادی قران و اسلام و اندیشه های انرا به ریشخند میگیرد:
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
و یا خیام در موارد زیادی نشان میدهد اتئیست یا اگنوستیک میباشد و خدا را و دیگر مسائل بنیادی فلسفه را به چالش میکشد:
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
ز مهر که پیوست و به کین که شکست
ایدل تو به اسرار معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
و در تمسخر خدا میگوید :
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ورنیک نیامد این صور عیب کراست
جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزهگر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی بکارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
و اوج افکارش در نیهیلیسم خیام در سده 12 در اوج خفقان فکری اروپا و خاورمیانه پدیدار میشود:
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
آمد شدن تو اندرین عالم چیست
((آمد مگسی پدید و ناپیدا شد))
صادق هدایت این رباعی را اوج نیهیلیسم افکار خیام میداند
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
بر مفرش خاک خفتگان میبینم
در زیرزمین نهفتگان میبینم
چندانکه به صحرای "عدم" مینگرم
ناآمدگان و رفتگان میبینم
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هرگز اجازه نده کسی همه چیز را درباره تو بداند. یک روز این شخص از آن علیه شما استفاده خواهد کرد.
Never let anyone know everything about you. One day, this person will use it against you.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هرگز اجازه نده کسی همه چیز را درباره تو بداند. یک روز این شخص از آن علیه شما استفاده خواهد کرد.
Never let anyone know everything about you. One day, this person will use it against you.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️#_کتاب : بلندیهای بادگیر: عشق هرگز نمیمیرد
#_نویسنده : امیلی برونته
▪️ترجمه : علیاصغر بهرامبیگی
کتاب بلندیهای بادگیر: عشق هرگز نمیمیرد نوشتهی امیلی برونته یکی از به یادماندنیترین داستانهای رمانتیک ادبیات انگلیس محسوب میشود. برونته با قلم و زبانی قدرتمند به وصف عشق آتشین و نافرجام هیتکلیف و کاترین میپردازد. بلندیهای بادگیر بدون شک یکی از شاهکارهای بینظیر ادبیات کلاسیک جهان محسوب میشود. عشق شورانگیر میان شخصیتهای اصلی داستان، توصیفات زیبای بروتنه، شخصیتپردازیهای قدرتمند، روابط خانوادگی پیچیده و تو در تو به جذابیت این اثر کلاسیک میافزاید و شما را تا انتهای داستان با خود میبرد.
از طرف دیگر، اگر میخواهید دربارهی جامعهی بستهی عصر ویکتوریایی اطلاعاتی به دست بیاورید و آن را از نزدیک لمس کنید. به شما پیشنهاد میدهیم این کتاب را از دست ندهید.
#pdf
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️#_کتاب : بلندیهای بادگیر: عشق هرگز نمیمیرد
#_نویسنده : امیلی برونته
▪️ترجمه : علیاصغر بهرامبیگی
کتاب بلندیهای بادگیر: عشق هرگز نمیمیرد نوشتهی امیلی برونته یکی از به یادماندنیترین داستانهای رمانتیک ادبیات انگلیس محسوب میشود. برونته با قلم و زبانی قدرتمند به وصف عشق آتشین و نافرجام هیتکلیف و کاترین میپردازد. بلندیهای بادگیر بدون شک یکی از شاهکارهای بینظیر ادبیات کلاسیک جهان محسوب میشود. عشق شورانگیر میان شخصیتهای اصلی داستان، توصیفات زیبای بروتنه، شخصیتپردازیهای قدرتمند، روابط خانوادگی پیچیده و تو در تو به جذابیت این اثر کلاسیک میافزاید و شما را تا انتهای داستان با خود میبرد.
از طرف دیگر، اگر میخواهید دربارهی جامعهی بستهی عصر ویکتوریایی اطلاعاتی به دست بیاورید و آن را از نزدیک لمس کنید. به شما پیشنهاد میدهیم این کتاب را از دست ندهید.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
بلندی های بادگیر - امیلی برونته.pdf
5.5 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️#_کتاب : بلندیهای بادگیر: عشق هرگز نمیمیرد
#_نویسنده : امیلی برونته
▪️ترجمه : علیاصغر بهرامبیگی
#pdf
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️#_کتاب : بلندیهای بادگیر: عشق هرگز نمیمیرد
#_نویسنده : امیلی برونته
▪️ترجمه : علیاصغر بهرامبیگی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_معرفی_نویسنده
▪️The Brontë Sisters : Charlotte Brontë, Emily Brontë and Anne Brontë
▪️خواهران برونته : شارلوت برونته ، امیلی برونته و آن برونته
خواهران برونته، شارلوت برونته (۱۸۱۶ – ۱۸۵۵)، امیلی برونته (۱۸۱۸ – ۱۸۴۸) و آن برونته (۱۸۲۰ – ۱۸۴۹)، سه خواهر از مفاخر ادبی بریتانیا بودند که کتابهایشان در دهههای ۴۰ و ۵۰ قرن نوزدهم میلادی منتشر شد و آثارشان در فهرست ادبیات کلاسیک جهان قرار گرفت.
شارلوت، امیلی و آن برونته از نویسندگان مشهور جهان هستند. شاید کمتر شناخته شده این باشد که آنها با نام مستعار کرر، الیس و اکتون بل منتشر می کردند.
شارلوت برونته، امیلی برونته و آن برونته فرزندان پاتریک برونته کشیش منطقه هاورث در انگستان و ماریا برانول، بودند که هر سه در شهر تورنتون در غرب یورکشر به دنیا آمدند. آنها دارای دو خواهر دیگر نیز بودند که در کودکی از دنیا رفتند؛ و همچنین برادر آنها به نام برانول نیز شاعر و نقاش بود. هر سه خواهر به عنوان آموزگار و همچنین معلم سرخانه به فعالیت پرداختند. در سال ۱۸۴۳ شارلوت و امیلی برای یادگیری و تقویت زبان فرانسه به بروکسل رفتند و خیلی زود پس از شنیدن خبر مرگ عمهشان الیزابت که بعد از مرگ مادر، عهدهدار نگهداری آنها بود به هاورث بازگشتند. شارلوت در ۱۸۴۳– ۱۸۴۴ با عنوان معلم زبان انگلیسی به بروکسل بازگشت، ولی به علت تنهایی و مشقات زندگی، مجدد به خانوادهاش در هاورث یورکشر پیوست.
پس از کشف برخی از اشعار امیلی در سال ۱۸۴۵، شارلوت خواهران خود را متقاعد کرد که مجموعه ای مشترک از شعر خود را تولید کنند. در سال ۱۸۴۶ مجموعه آنها با نام مستعار مردانه منتشر شد و تنها سه نسخه از آن به فروش رفت.
این کتاب موفقیتی به دست نیاورد، و پس از آن خواهران برونته به نوشتن رمان پرداختند.
با وجود این، امیلی مشغول نوشتن «بلندیهای بادگیر » بود ، شارلوت مشغول کار بر روی «پروفسور» بود و آن تلاشهای خود را بهعنوان یک فرماندار به «اگنس گری» هدایت میکرد . پس از اینکه تنها رمان های امیلی و آن برای انتشار پذیرفته شد، شارلوت کار بر روی جین ایر را آغاز کرد و هر سه رمان در سال ۱۸۴۷ با نام مستعار خود منتشر شدند.
کتابهای اگنس گری توسط آن و جین ایر توسط شارلوت در سال ۱۸۴۷ به طبع رسیدند که در این سال جین ایر جزو پرفروشترین آثار بهشمار میرفت. سپس در سال ۱۸۴۸ امیلی رمان بلندیهای بادگیر (نیز با ترجمهی فارسی عشق هرگز نمیمیرد) و آن داستان مستأجر عمارت وایلدفل را منتشر کردند. بعدها شارلوت شرلی را در ۱۸۴۹ و ویلت را در ۱۸۵۳ منتشر ساخت. تمام این کتابها کمابیش به موفقیت دست یافتند.
عمر خواهران برونته بسی کوتاه بود. امیلی قبل از اتمام دومین رمانش، در سال ۱۸۴۸ در ۳۰ سالگی به علت بیماری سل و آن در سال بعد به سبب همان بیماری در ۲۹ سالگی درگذشتند. شارلوت در سال ۱۸۵۴ به همسری معاون پدرش، آرتور نیکولز درآمد و یک سال بعد به دنبال بیماری تیفوس در سن ۳۸ سالگی درگذشت.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_معرفی_نویسنده
▪️The Brontë Sisters : Charlotte Brontë, Emily Brontë and Anne Brontë
▪️خواهران برونته : شارلوت برونته ، امیلی برونته و آن برونته
خواهران برونته، شارلوت برونته (۱۸۱۶ – ۱۸۵۵)، امیلی برونته (۱۸۱۸ – ۱۸۴۸) و آن برونته (۱۸۲۰ – ۱۸۴۹)، سه خواهر از مفاخر ادبی بریتانیا بودند که کتابهایشان در دهههای ۴۰ و ۵۰ قرن نوزدهم میلادی منتشر شد و آثارشان در فهرست ادبیات کلاسیک جهان قرار گرفت.
شارلوت، امیلی و آن برونته از نویسندگان مشهور جهان هستند. شاید کمتر شناخته شده این باشد که آنها با نام مستعار کرر، الیس و اکتون بل منتشر می کردند.
شارلوت برونته، امیلی برونته و آن برونته فرزندان پاتریک برونته کشیش منطقه هاورث در انگستان و ماریا برانول، بودند که هر سه در شهر تورنتون در غرب یورکشر به دنیا آمدند. آنها دارای دو خواهر دیگر نیز بودند که در کودکی از دنیا رفتند؛ و همچنین برادر آنها به نام برانول نیز شاعر و نقاش بود. هر سه خواهر به عنوان آموزگار و همچنین معلم سرخانه به فعالیت پرداختند. در سال ۱۸۴۳ شارلوت و امیلی برای یادگیری و تقویت زبان فرانسه به بروکسل رفتند و خیلی زود پس از شنیدن خبر مرگ عمهشان الیزابت که بعد از مرگ مادر، عهدهدار نگهداری آنها بود به هاورث بازگشتند. شارلوت در ۱۸۴۳– ۱۸۴۴ با عنوان معلم زبان انگلیسی به بروکسل بازگشت، ولی به علت تنهایی و مشقات زندگی، مجدد به خانوادهاش در هاورث یورکشر پیوست.
پس از کشف برخی از اشعار امیلی در سال ۱۸۴۵، شارلوت خواهران خود را متقاعد کرد که مجموعه ای مشترک از شعر خود را تولید کنند. در سال ۱۸۴۶ مجموعه آنها با نام مستعار مردانه منتشر شد و تنها سه نسخه از آن به فروش رفت.
این کتاب موفقیتی به دست نیاورد، و پس از آن خواهران برونته به نوشتن رمان پرداختند.
با وجود این، امیلی مشغول نوشتن «بلندیهای بادگیر » بود ، شارلوت مشغول کار بر روی «پروفسور» بود و آن تلاشهای خود را بهعنوان یک فرماندار به «اگنس گری» هدایت میکرد . پس از اینکه تنها رمان های امیلی و آن برای انتشار پذیرفته شد، شارلوت کار بر روی جین ایر را آغاز کرد و هر سه رمان در سال ۱۸۴۷ با نام مستعار خود منتشر شدند.
کتابهای اگنس گری توسط آن و جین ایر توسط شارلوت در سال ۱۸۴۷ به طبع رسیدند که در این سال جین ایر جزو پرفروشترین آثار بهشمار میرفت. سپس در سال ۱۸۴۸ امیلی رمان بلندیهای بادگیر (نیز با ترجمهی فارسی عشق هرگز نمیمیرد) و آن داستان مستأجر عمارت وایلدفل را منتشر کردند. بعدها شارلوت شرلی را در ۱۸۴۹ و ویلت را در ۱۸۵۳ منتشر ساخت. تمام این کتابها کمابیش به موفقیت دست یافتند.
عمر خواهران برونته بسی کوتاه بود. امیلی قبل از اتمام دومین رمانش، در سال ۱۸۴۸ در ۳۰ سالگی به علت بیماری سل و آن در سال بعد به سبب همان بیماری در ۲۹ سالگی درگذشتند. شارلوت در سال ۱۸۵۴ به همسری معاون پدرش، آرتور نیکولز درآمد و یک سال بعد به دنبال بیماری تیفوس در سن ۳۸ سالگی درگذشت.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🎨 نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🎨 نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
🏴مارادونا مدتی به خاطر افسردگی پس از ترک اعتياد در آسایش روانی بستری بود، وقتی مرخص شد حرف قشنگی زد:
اونجا ديوانه های زيادی بودند، يكی ميگفت من چگوارا هستم همه باور ميكردن، يكی ميگفت من گاندی ام همه قبول ميكردن.
ولی وقتی من گفتم مارادونا هستم همه خنديدن و گفتن هيچ كس مارادونا نميشه.
اونجا بود كه من خجالت كشيدم كه چه بر سر خودم آوردم.
در اين دنيا غرور دَمار از روزگار آدم در مياره و دقيقا گرفتار چيزی ميشی كه فكر ميكنی هرگز در دامش نخواهی افتاد.
مراقب خودمان باشيم برگ ها هميشه زمانی ميريزند كه فكر ميكنند طلا شدند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
🏴مارادونا مدتی به خاطر افسردگی پس از ترک اعتياد در آسایش روانی بستری بود، وقتی مرخص شد حرف قشنگی زد:
اونجا ديوانه های زيادی بودند، يكی ميگفت من چگوارا هستم همه باور ميكردن، يكی ميگفت من گاندی ام همه قبول ميكردن.
ولی وقتی من گفتم مارادونا هستم همه خنديدن و گفتن هيچ كس مارادونا نميشه.
اونجا بود كه من خجالت كشيدم كه چه بر سر خودم آوردم.
در اين دنيا غرور دَمار از روزگار آدم در مياره و دقيقا گرفتار چيزی ميشی كه فكر ميكنی هرگز در دامش نخواهی افتاد.
مراقب خودمان باشيم برگ ها هميشه زمانی ميريزند كه فكر ميكنند طلا شدند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ســــیــــنـــمـــا 🎥
«مارچلو ماسترویانی» بسیار انساندوست است و به راحتی با مردم عادی همذاتپنداری میکند. او هرگز یک قهرمان نیست. در واقع او بیشتر یک ضدقهرمان است و درست به همین دلیل مردم او را دوست دارند. این بزرگترین ارزش و جذابیت اوست.
#_لوکینو_ویسکونتی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ســــیــــنـــمـــا 🎥
«مارچلو ماسترویانی» بسیار انساندوست است و به راحتی با مردم عادی همذاتپنداری میکند. او هرگز یک قهرمان نیست. در واقع او بیشتر یک ضدقهرمان است و درست به همین دلیل مردم او را دوست دارند. این بزرگترین ارزش و جذابیت اوست.
#_لوکینو_ویسکونتی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity