🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #هوشنگ_گلشیری
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ اصفهان -- درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ تهران) نویسنده
گلشیری نویسنده و سردبیر مجلهٔ کارنامه بود. مورّخان ادبی وی را از تأثیرگذارترین داستاننویسان معاصر زبان فارسی دانستهاند.
او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دههٔ چهل به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قویترین داستانهای ایرانی خواندهاند.
او کارش را با آموزگاری در روستاها و سپس در اصفهان آغاز کرد. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به دعوتِ بهرام بیضایی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران استادی کرد. پس از انقلاب با تشکیل جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمر خود نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دههٔ هفتاد به شهرت رسیدند. او همچنین عضو کانون نویسندگان ایران بود.
گلشیری در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکلگیری شخصیت خود بسیار مؤثر میدانست. در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. گلشیری کار ادبی را با جمعآوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. سپس مدتی شعر میسرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، بنابر آن را کنار گذاشت و به نگارش داستان پرداخت. پس از چندی همراهِ شماری از نویسندگان نواندیش مانند ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی جلسات یا حلقهٔ ادبی جُنگ اصفهان را پایه گذارد. او در سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری که مترجم است ازدواج کرد. احمد گلشیری برادر وی مترجم و سیامک گلشیری برادرزاده او نیز نویسنده و دیگر برادر زاده او سیاوش گلشیری نویسنده و منتقد است.
کارگاه داستانخوانی :
یکی از اقدامات تأثیرگذار و مهم گلشیری تشکیل کارگاههای داستان و پرورش نسل تازهای از نویسندگان ایرانی بود. وی جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان را از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمرش ادامه داد.
در اواسط سال ۱۳۶۲ جلسات هفتگی داستانخوانی را که به جلسات پنجشنبهها معروف شد، با شرکت نویسندگان جوان در خانه خود برپا میکرد. این جلسات تا اواخر سال ۱۳۶۷ با حضور نویسندگانی چون یارعلی پورمقدم، محمدرضا صفدری، محمد محمدعلی، آذر نفیسی، عباس معروفی، منصور کوشان، شهریار مندنیپور، منیرو روانیپور، قاضی ربیحاوی، ناصر زراعتی، حسین مرتضاییان آبکنار و ابوتراب خسروی ادامه داشت.
فعالیتها :
در سال ۱۳۶۸ در اولین سفر به خارج از کشور پس از انقلاب، برای سخنرانی و داستانخوانی به هلند، شهرهای مختلف انگلستان و سوئد رفت. در سال ۱۳۶۹ نیز برای شرکت در جلسات خانهٔ فرهنگهای جهان در برلین به آلمان سفر کرد. در این سفر در شهرهای مختلف آلمان، سوئد، دانمارک و فرانسه سخنرانی و داستانخوانی کرد. در بهار ۱۳۷۱ به آلمان، آمریکا، سوئد، بلژیک و در بهمن ۱۳۷۲ هم به آلمان، هلند، بلژیک سفر کرد.
دوران روزنامهنگاری :
گلشیری همکاری خود را با مطبوعات از جوانی آغاز کرد. وی برخی آثار خود را در نشریاتی مانند پیام نوین، کیهان هفته و فردوسی به چاپ رساند. پس از راهاندازی جنگ اصفهان نیز گلشیری شاخصترین چهره و به گفتهٔ منتقدی سخنگوی پرنفوذ این جریان بهشمار میرفت.
هوشنگ گلشیری در ۶۳ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #هوشنگ_گلشیری
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ اصفهان -- درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ تهران) نویسنده
گلشیری نویسنده و سردبیر مجلهٔ کارنامه بود. مورّخان ادبی وی را از تأثیرگذارترین داستاننویسان معاصر زبان فارسی دانستهاند.
او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دههٔ چهل به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قویترین داستانهای ایرانی خواندهاند.
او کارش را با آموزگاری در روستاها و سپس در اصفهان آغاز کرد. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به دعوتِ بهرام بیضایی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران استادی کرد. پس از انقلاب با تشکیل جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمر خود نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دههٔ هفتاد به شهرت رسیدند. او همچنین عضو کانون نویسندگان ایران بود.
گلشیری در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکلگیری شخصیت خود بسیار مؤثر میدانست. در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. گلشیری کار ادبی را با جمعآوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. سپس مدتی شعر میسرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، بنابر آن را کنار گذاشت و به نگارش داستان پرداخت. پس از چندی همراهِ شماری از نویسندگان نواندیش مانند ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی جلسات یا حلقهٔ ادبی جُنگ اصفهان را پایه گذارد. او در سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری که مترجم است ازدواج کرد. احمد گلشیری برادر وی مترجم و سیامک گلشیری برادرزاده او نیز نویسنده و دیگر برادر زاده او سیاوش گلشیری نویسنده و منتقد است.
کارگاه داستانخوانی :
یکی از اقدامات تأثیرگذار و مهم گلشیری تشکیل کارگاههای داستان و پرورش نسل تازهای از نویسندگان ایرانی بود. وی جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان را از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمرش ادامه داد.
در اواسط سال ۱۳۶۲ جلسات هفتگی داستانخوانی را که به جلسات پنجشنبهها معروف شد، با شرکت نویسندگان جوان در خانه خود برپا میکرد. این جلسات تا اواخر سال ۱۳۶۷ با حضور نویسندگانی چون یارعلی پورمقدم، محمدرضا صفدری، محمد محمدعلی، آذر نفیسی، عباس معروفی، منصور کوشان، شهریار مندنیپور، منیرو روانیپور، قاضی ربیحاوی، ناصر زراعتی، حسین مرتضاییان آبکنار و ابوتراب خسروی ادامه داشت.
فعالیتها :
در سال ۱۳۶۸ در اولین سفر به خارج از کشور پس از انقلاب، برای سخنرانی و داستانخوانی به هلند، شهرهای مختلف انگلستان و سوئد رفت. در سال ۱۳۶۹ نیز برای شرکت در جلسات خانهٔ فرهنگهای جهان در برلین به آلمان سفر کرد. در این سفر در شهرهای مختلف آلمان، سوئد، دانمارک و فرانسه سخنرانی و داستانخوانی کرد. در بهار ۱۳۷۱ به آلمان، آمریکا، سوئد، بلژیک و در بهمن ۱۳۷۲ هم به آلمان، هلند، بلژیک سفر کرد.
دوران روزنامهنگاری :
گلشیری همکاری خود را با مطبوعات از جوانی آغاز کرد. وی برخی آثار خود را در نشریاتی مانند پیام نوین، کیهان هفته و فردوسی به چاپ رساند. پس از راهاندازی جنگ اصفهان نیز گلشیری شاخصترین چهره و به گفتهٔ منتقدی سخنگوی پرنفوذ این جریان بهشمار میرفت.
هوشنگ گلشیری در ۶۳ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#ایزدا_خود_پاسدارش_باش
عباس معروفی، از ابتلای خود به سرطان و مبارزه با آن نوشته است. برای این نویسندهی تاثیرگذار، آرزوی بهبودی داریم. یادداشتی از ایشان:
"سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی!»
و من غصه خوردم.
اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشتهام، از دوشنبه وارد مرحله پرتو درمانی میشوم؛ در تونلی تاریک به نقطههای روشنی فکر میکنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمهکارهام را تمام کنم و باز چند تا درخت بکارم.
هفت جراح و متخصص زبده عمل جراحی را انجام دادند. جراح فک و دهان گفت: «بدن شما چهل ساله است، هیچ بیماری و خللی در تن شما نیست؛ سرطان لنفاوی هم یک بدبیاری بوده. پش گِهبت.»
گفتم: «در طب ایرانی به این بدبیاری میگویند غمباد.»
خندید. "
#عباس_معروفی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
عباس معروفی، از ابتلای خود به سرطان و مبارزه با آن نوشته است. برای این نویسندهی تاثیرگذار، آرزوی بهبودی داریم. یادداشتی از ایشان:
"سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی!»
و من غصه خوردم.
اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشتهام، از دوشنبه وارد مرحله پرتو درمانی میشوم؛ در تونلی تاریک به نقطههای روشنی فکر میکنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمهکارهام را تمام کنم و باز چند تا درخت بکارم.
هفت جراح و متخصص زبده عمل جراحی را انجام دادند. جراح فک و دهان گفت: «بدن شما چهل ساله است، هیچ بیماری و خللی در تن شما نیست؛ سرطان لنفاوی هم یک بدبیاری بوده. پش گِهبت.»
گفتم: «در طب ایرانی به این بدبیاری میگویند غمباد.»
خندید. "
#عباس_معروفی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #شادروان_هوشنگ_گلشیری
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ اصفهان -- درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ تهران) نویسنده
گلشیری نویسنده و سردبیر مجله کارنامه بود. مورخان ادبی وی را از تأثیرگذارترین داستاننویسان معاصر زبان فارسی دانستهاند.
او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دهه چهل به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قویترین داستانهای ایرانی خواندهاند.
او کارش را با آموزگاری در روستاها و سپس در اصفهان آغاز کرد. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ بهدعوتِ بهرام بیضایی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران استادی کرد. پس از انقلاب با تشکیل جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان زندگی، نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دهه هفتاد به شهرت رسیدند. او همچنین عضو کانون نویسندگان ایران بود.
گلشیری در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکلگیری شخصیتش بسیار مؤثر میدانست. در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشته ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. وی کار ادبی را با جمعآوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. سپس مدتی شعر میسرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، آن را کنار گذاشت و بهنگارش داستان پرداخت. پس از چندی همراهِ شماری از نویسندگان نواندیش مانند ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی جلسات یا حلقه ادبی جُنگ اصفهان را پایه گذارد. او در سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری که مترجم است ازدواج کرد. احمد گلشیری برادر وی مترجم و سیامک گلشیری برادرزاده او نیز نویسنده و دیگر برادر زاده او سیاوش گلشیری نویسنده و منتقد است.
کارگاه داستانخوانی:
یکی از اقدامات تأثیرگذار و مهم گلشیری تشکیل کارگاههای داستان و پرورش نسل تازهای از نویسندگان ایرانی بود. وی جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان را از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمرش ادامه داد.
در اواسط سال ۱۳۶۲ جلسات هفتگی داستانخوانی را که به جلسات پنجشنبهها معروف شد، با شرکت نویسندگان جوان در خانه خود برپا میکرد. این جلسات تا اواخر سال ۱۳۶۷ با حضور نویسندگانی چون یارعلی پورمقدم، محمدرضا صفدری، محمد محمدعلی، آذر نفیسی، عباس معروفی، منصور کوشان، شهریار مندنیپور، منیرو روانیپور، قاضی ربیحاوی، ناصر زراعتی، حسین مرتضاییان آبکنار و ابوتراب خسروی ادامه داشت.
فعالیتها:
در سال ۱۳۶۸ در اولین سفر به خارج از کشور پس از انقلاب، برای سخنرانی و داستانخوانی به هلند و شهرهای مختلف انگلستان و سوئد رفت. در سال ۱۳۶۹ نیز برای شرکت در جلسات خانه فرهنگهای جهان در برلین به آلمان سفر کرد. در این سفر در شهرهای مختلف آلمان، سوئد، دانمارک و فرانسه سخنرانی و داستانخوانی کرد. در بهار ۱۳۷۱ به آلمان، آمریکا، سوئد، بلژیک و در بهمن ۱۳۷۲ هم به آلمان، هلند، بلژیک سفر کرد.
دوران روزنامهنگاری:
گلشیری همکاری خود را با مطبوعات از جوانی آغاز کرد. وی برخی آثار خود را در نشریاتی مانند پیام نوین، کیهان هفته و فردوسی به چاپ رساند. پس از راهاندازی جنگ اصفهان نیز گلشیری شاخصترین چهره و به گفته منتقدی سخنگوی پرنفوذ این جریان بهشمار میرفت.
هوشنگ گلشیری در ۶۳ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #شادروان_هوشنگ_گلشیری
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ اصفهان -- درگذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ تهران) نویسنده
گلشیری نویسنده و سردبیر مجله کارنامه بود. مورخان ادبی وی را از تأثیرگذارترین داستاننویسان معاصر زبان فارسی دانستهاند.
او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دهه چهل به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قویترین داستانهای ایرانی خواندهاند.
او کارش را با آموزگاری در روستاها و سپس در اصفهان آغاز کرد. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ بهدعوتِ بهرام بیضایی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران استادی کرد. پس از انقلاب با تشکیل جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان زندگی، نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دهه هفتاد به شهرت رسیدند. او همچنین عضو کانون نویسندگان ایران بود.
گلشیری در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکلگیری شخصیتش بسیار مؤثر میدانست. در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشته ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. وی کار ادبی را با جمعآوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. سپس مدتی شعر میسرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، آن را کنار گذاشت و بهنگارش داستان پرداخت. پس از چندی همراهِ شماری از نویسندگان نواندیش مانند ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی جلسات یا حلقه ادبی جُنگ اصفهان را پایه گذارد. او در سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری که مترجم است ازدواج کرد. احمد گلشیری برادر وی مترجم و سیامک گلشیری برادرزاده او نیز نویسنده و دیگر برادر زاده او سیاوش گلشیری نویسنده و منتقد است.
کارگاه داستانخوانی:
یکی از اقدامات تأثیرگذار و مهم گلشیری تشکیل کارگاههای داستان و پرورش نسل تازهای از نویسندگان ایرانی بود. وی جلسات هفتگی داستانخوانی و نقد داستان را از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمرش ادامه داد.
در اواسط سال ۱۳۶۲ جلسات هفتگی داستانخوانی را که به جلسات پنجشنبهها معروف شد، با شرکت نویسندگان جوان در خانه خود برپا میکرد. این جلسات تا اواخر سال ۱۳۶۷ با حضور نویسندگانی چون یارعلی پورمقدم، محمدرضا صفدری، محمد محمدعلی، آذر نفیسی، عباس معروفی، منصور کوشان، شهریار مندنیپور، منیرو روانیپور، قاضی ربیحاوی، ناصر زراعتی، حسین مرتضاییان آبکنار و ابوتراب خسروی ادامه داشت.
فعالیتها:
در سال ۱۳۶۸ در اولین سفر به خارج از کشور پس از انقلاب، برای سخنرانی و داستانخوانی به هلند و شهرهای مختلف انگلستان و سوئد رفت. در سال ۱۳۶۹ نیز برای شرکت در جلسات خانه فرهنگهای جهان در برلین به آلمان سفر کرد. در این سفر در شهرهای مختلف آلمان، سوئد، دانمارک و فرانسه سخنرانی و داستانخوانی کرد. در بهار ۱۳۷۱ به آلمان، آمریکا، سوئد، بلژیک و در بهمن ۱۳۷۲ هم به آلمان، هلند، بلژیک سفر کرد.
دوران روزنامهنگاری:
گلشیری همکاری خود را با مطبوعات از جوانی آغاز کرد. وی برخی آثار خود را در نشریاتی مانند پیام نوین، کیهان هفته و فردوسی به چاپ رساند. پس از راهاندازی جنگ اصفهان نیز گلشیری شاخصترین چهره و به گفته منتقدی سخنگوی پرنفوذ این جریان بهشمار میرفت.
هوشنگ گلشیری در ۶۳ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
چنان دوستت خواهم داشت
که معنای دوست داشتن را
عوض کنند
عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
چنان دوستت خواهم داشت
که معنای دوست داشتن را
عوض کنند
عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
پدر پرسید: دنبال چی می گردی؟
آیدین گفت: دنبال خودم.
اوایل خیال می کردم حتما یک همزاد دارد که آزارش می دهد. گاه به ذهنم می امد که اجنه تصرفش کرده اند، اما هیچ کدام از این چیزها نبود. دانستم که خودش را آزار می دهد و هی فروتر می رود. همه چیزش وارونه بود. عاشق شدنش هم به آدمیزاد نرفته بود. در تب عشق یک دختر ارمنی موبور می سوخت که اسمش سورمه بود .سال ها در یک کارخانه چوب بری کار می کرد .هرچه پول درآورد کتاب خرید، و همه اش خیال می کرد شاعر است.
📕رمان : سمفونی مردگان
✍️نوبسنده : عباس معروفی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
پدر پرسید: دنبال چی می گردی؟
آیدین گفت: دنبال خودم.
اوایل خیال می کردم حتما یک همزاد دارد که آزارش می دهد. گاه به ذهنم می امد که اجنه تصرفش کرده اند، اما هیچ کدام از این چیزها نبود. دانستم که خودش را آزار می دهد و هی فروتر می رود. همه چیزش وارونه بود. عاشق شدنش هم به آدمیزاد نرفته بود. در تب عشق یک دختر ارمنی موبور می سوخت که اسمش سورمه بود .سال ها در یک کارخانه چوب بری کار می کرد .هرچه پول درآورد کتاب خرید، و همه اش خیال می کرد شاعر است.
📕رمان : سمفونی مردگان
✍️نوبسنده : عباس معروفی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#زادروزت_همایون_باد
۲۷ اردی بهشت، سالروز تولدِ عباس معروفی
ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ ﺑﻬﺶ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍیستاده ﺍﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﯿﭻ ﺯﻧﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺩﯼ نيست .
سال بلوا
عباس معروفی
۲۷ اردی بهشت، سالروز تولدِ عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#زادروزت_همایون_باد
۲۷ اردی بهشت، سالروز تولدِ عباس معروفی
ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ ﺑﻬﺶ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍیستاده ﺍﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﯿﭻ ﺯﻧﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺩﯼ نيست .
سال بلوا
عباس معروفی
۲۷ اردی بهشت، سالروز تولدِ عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
#عباس_معروفی امروز ۱۰ شهریور درگذشت
( زاده ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ تهران - درگذشته ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ آلمان) شاعر، رماننویس، نمایشنامهنویس، ناشر و روزنامهنگار
معروفی فعالیت ادبیاش را زیر نظر هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو آغاز کرد.
او فارغالتحصیل هنرهای زیبای تهران در رشته ادبیات دراماتیک بود و حدود ۱۱ سال معلم ادبیات در دبیرستانهای هدف و خوارزمی.
نخستین مجموعه داستان او با نام «روبروی آفتاب» در سال ۱۳۵۹ در تهران منتشر شد. پیش و پس از آن نیز داستانهای او در برخی مطبوعات بهچاپ میرسید اما با انتشار «سمفونی مردگان» بود که نامش بهعنوان نویسنده تثبیت شد.
در تابستان ۱۳۶۰ که ساختمان کانون نویسندگان ایران توسط دادستانی انقلاب پلمب شد، معروفی زیر نظر هیئت دبیران کانون "احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، باقر پرهام، محمد محمدعلی و محمد مختاری" با شکستن پلمب، اسناد کانون را بهجای امن رساند تا جان اعضای کانون محفوظ بماند.
او در سال ۱۳۶۶ بهعنوان مدیر اجراهای صحنهای، مدیر ارکستر سمفونیک تهران و مدیر روابط عمومی "سه سال و نیم" بیش از ۵۰۰ کنسرت موسیقی از هنرمندان مختلف کشور به اجرا درآورد، که از تلاشهای شبانهروزی او حکایت داشت. مجله موسیقی «آهنگ» نیز به سردبیری او در همین دوران انتشار یافت.
وی در سال ۱۳۶۹ مجله ادبی «گردون» را پایهگذاری کرد و بهطور جدی بهکار مطبوعات ادبی پرداخت. سبک و روال وی در این نشریه با انتظارات دولت ایران مغایر بود و موجب فشارهای پی در پی و سرانجام محاکمه و توقیف آن شد. یکی از مهمترین اقدامات مجله گردون طرح موضوع فعالیت دوباره کانون نویسندگان ایران بود. در سال ۱۳۶۹ جلسات سومین دوره کانون نویسندگان ایران آغاز شد و در سال ۱۳۷۳ به انتشار متن «ما نویسندهایم» انجامید.
وی در پی توقیف «گردون» ناگزیر بهترک میهن شد و به آلمان رفت و مدتی از بورس «خانه هاینریش بل» بهره گرفت و یک سال هم بهعنوان مدیر در آن خانه کار کرد. پس از آن برای گذران زندگی دست بهکارهای مختلف زد؛ مدتی بهعنوان مدیر شبانه یک هتل کار کرد و آنگاه «خانه هنر و ادبیات هدایت» بزرگترین کتابفروشی ایرانی در اروپا را در خیابان کانت برلین، بنیاد نهاد و بهکار کتابفروشی مشغول شد و کلاسهای داستاننویسی خود را نیز در همان محل تشکیل داد. چاپخانه و نشر گردون هم در همین مکان برقرار بود و بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب از نویسندگان تبعیدی و آثار ممنوع در ایران را منتشر کرد.
او همچنین بنیانگذار سه جایزه ادبی قلم زرین گردون، قلم زرین زمانه و جایزه ادبی تیرگان بود.
آثار
رمان:
سمفونی مردگان (۱۳۶۸)
سال بلوا (۱۳۷۱)
پیکر فرهاد (۱۳۸۱)
فریدون سه پسر داشت (۱۳۸۲)
ذوب شده (۱۳۸۸)
تماما مخصوص (۱۳۸۹)
نام تمام مردگان یحیاست (۱۳۹۷)
مجموعه داستان
روبروی آفتاب (۱۳۵۹)
آخرین نسل برتر (۱۳۶۵)
عطر یاس (۱۳۷۱)
دریاروندگان جزیره آبیتر (۱۳۸۲)
شاهزاده برهنه (۱۳۹۷)
چرخ گردون با گلریز عباس پور (۲۰۱۵)
کتاب دوم با گلریز عباس پور (۲۰۱۵)
نمایشنامه:
تاکجا بامنی (۶۲–۱۳۶۱)
ورگ (۱۳۶۵)
دلی بای و آهو (۱۳۶۶)
آونگ خاطرههای ما (سه نمایشنامه) (۱۳۸۲)
آن شصت نفر، آن شصت هزار (۱۳۶۱)
و خدا گاو را آفرید (۱۳۹۷)
شعر:
نامههای عاشقانه و منظومه عینالقضات و عشق (۲۰۱۱)
چهل سالهتر از پیامبر (۲۰۱۸)
مقالات:
اینسو و آن سوی متن (تجربهها و تکنیکهای ادبیات داستانی) (۲۰۱۲)
مجله
مجله موسیقی آهنگ
مجله ادبی گردون
مجله ادبی آیینه اندیشه در سال ۱۳۷۱ سه شماره چاپ شد و شماره چهارم توقیف شد.
جوایز:
جایزه هلمن هامت (مشترکاً با هوشنگ گلشیری) ۱۹۹۶
جایزه روزنامهنگار آزاده سال، اتحادیه روزنامهنگاران کانادا ۱۹۹۶
جایزه "بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ" برای رمان سمفونی مردگان ۲۰۰۱
برنده جایزه بنیاد ادبی آرتولد تسوایگ در سال ۲۰۰۲.
#درگذشت:
عباس معروفی، نویسنده و شاعر ایرانی که از سه سال پیش به سرطان مبتلا شده بود، در سن ۶۵ سالگی در برلین درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
#عباس_معروفی امروز ۱۰ شهریور درگذشت
( زاده ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ تهران - درگذشته ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ آلمان) شاعر، رماننویس، نمایشنامهنویس، ناشر و روزنامهنگار
معروفی فعالیت ادبیاش را زیر نظر هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو آغاز کرد.
او فارغالتحصیل هنرهای زیبای تهران در رشته ادبیات دراماتیک بود و حدود ۱۱ سال معلم ادبیات در دبیرستانهای هدف و خوارزمی.
نخستین مجموعه داستان او با نام «روبروی آفتاب» در سال ۱۳۵۹ در تهران منتشر شد. پیش و پس از آن نیز داستانهای او در برخی مطبوعات بهچاپ میرسید اما با انتشار «سمفونی مردگان» بود که نامش بهعنوان نویسنده تثبیت شد.
در تابستان ۱۳۶۰ که ساختمان کانون نویسندگان ایران توسط دادستانی انقلاب پلمب شد، معروفی زیر نظر هیئت دبیران کانون "احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، باقر پرهام، محمد محمدعلی و محمد مختاری" با شکستن پلمب، اسناد کانون را بهجای امن رساند تا جان اعضای کانون محفوظ بماند.
او در سال ۱۳۶۶ بهعنوان مدیر اجراهای صحنهای، مدیر ارکستر سمفونیک تهران و مدیر روابط عمومی "سه سال و نیم" بیش از ۵۰۰ کنسرت موسیقی از هنرمندان مختلف کشور به اجرا درآورد، که از تلاشهای شبانهروزی او حکایت داشت. مجله موسیقی «آهنگ» نیز به سردبیری او در همین دوران انتشار یافت.
وی در سال ۱۳۶۹ مجله ادبی «گردون» را پایهگذاری کرد و بهطور جدی بهکار مطبوعات ادبی پرداخت. سبک و روال وی در این نشریه با انتظارات دولت ایران مغایر بود و موجب فشارهای پی در پی و سرانجام محاکمه و توقیف آن شد. یکی از مهمترین اقدامات مجله گردون طرح موضوع فعالیت دوباره کانون نویسندگان ایران بود. در سال ۱۳۶۹ جلسات سومین دوره کانون نویسندگان ایران آغاز شد و در سال ۱۳۷۳ به انتشار متن «ما نویسندهایم» انجامید.
وی در پی توقیف «گردون» ناگزیر بهترک میهن شد و به آلمان رفت و مدتی از بورس «خانه هاینریش بل» بهره گرفت و یک سال هم بهعنوان مدیر در آن خانه کار کرد. پس از آن برای گذران زندگی دست بهکارهای مختلف زد؛ مدتی بهعنوان مدیر شبانه یک هتل کار کرد و آنگاه «خانه هنر و ادبیات هدایت» بزرگترین کتابفروشی ایرانی در اروپا را در خیابان کانت برلین، بنیاد نهاد و بهکار کتابفروشی مشغول شد و کلاسهای داستاننویسی خود را نیز در همان محل تشکیل داد. چاپخانه و نشر گردون هم در همین مکان برقرار بود و بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب از نویسندگان تبعیدی و آثار ممنوع در ایران را منتشر کرد.
او همچنین بنیانگذار سه جایزه ادبی قلم زرین گردون، قلم زرین زمانه و جایزه ادبی تیرگان بود.
آثار
رمان:
سمفونی مردگان (۱۳۶۸)
سال بلوا (۱۳۷۱)
پیکر فرهاد (۱۳۸۱)
فریدون سه پسر داشت (۱۳۸۲)
ذوب شده (۱۳۸۸)
تماما مخصوص (۱۳۸۹)
نام تمام مردگان یحیاست (۱۳۹۷)
مجموعه داستان
روبروی آفتاب (۱۳۵۹)
آخرین نسل برتر (۱۳۶۵)
عطر یاس (۱۳۷۱)
دریاروندگان جزیره آبیتر (۱۳۸۲)
شاهزاده برهنه (۱۳۹۷)
چرخ گردون با گلریز عباس پور (۲۰۱۵)
کتاب دوم با گلریز عباس پور (۲۰۱۵)
نمایشنامه:
تاکجا بامنی (۶۲–۱۳۶۱)
ورگ (۱۳۶۵)
دلی بای و آهو (۱۳۶۶)
آونگ خاطرههای ما (سه نمایشنامه) (۱۳۸۲)
آن شصت نفر، آن شصت هزار (۱۳۶۱)
و خدا گاو را آفرید (۱۳۹۷)
شعر:
نامههای عاشقانه و منظومه عینالقضات و عشق (۲۰۱۱)
چهل سالهتر از پیامبر (۲۰۱۸)
مقالات:
اینسو و آن سوی متن (تجربهها و تکنیکهای ادبیات داستانی) (۲۰۱۲)
مجله
مجله موسیقی آهنگ
مجله ادبی گردون
مجله ادبی آیینه اندیشه در سال ۱۳۷۱ سه شماره چاپ شد و شماره چهارم توقیف شد.
جوایز:
جایزه هلمن هامت (مشترکاً با هوشنگ گلشیری) ۱۹۹۶
جایزه روزنامهنگار آزاده سال، اتحادیه روزنامهنگاران کانادا ۱۹۹۶
جایزه "بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ" برای رمان سمفونی مردگان ۲۰۰۱
برنده جایزه بنیاد ادبی آرتولد تسوایگ در سال ۲۰۰۲.
#درگذشت:
عباس معروفی، نویسنده و شاعر ایرانی که از سه سال پیش به سرطان مبتلا شده بود، در سن ۶۵ سالگی در برلین درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود...
📚#سمفونی_مردگان
👤#عباس_معروفی
▪️عباس معروفی، نویسنده ای که دوستش داشتم، امروز رفت و ما را تنها گذاشت، بسیار خاطره دارم از قلمِ بی نظریت استاد جان، یاد و نامت تا ابد گرامی ❤️🖤
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود...
📚#سمفونی_مردگان
👤#عباس_معروفی
▪️عباس معروفی، نویسنده ای که دوستش داشتم، امروز رفت و ما را تنها گذاشت، بسیار خاطره دارم از قلمِ بی نظریت استاد جان، یاد و نامت تا ابد گرامی ❤️🖤
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#هر_روز_یک_نویسنده_ایرانشهر
این بخش هدیه کتاب های یک نویسنده
درشهرکتاب امیدواریم موردلطف قرارگیرد
#امروز_عباس_معروفی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#هر_روز_یک_نویسنده_ایرانشهر
این بخش هدیه کتاب های یک نویسنده
درشهرکتاب امیدواریم موردلطف قرارگیرد
#امروز_عباس_معروفی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
عزيز دلم، میدانی سيم آخر چيست؟
همه خيال میکنند كه سيم آخر ساز است. حتی يک نوازنده بی سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
اين هم سيم آخر!
اما سيم آخر يعنی وقتی میرفتند قمار، سكه زرشان را كه میباختند، جيبشان را میگشتند، آخرين سكه سيم را هم به قمار میزدند. میزدند به سيم آخر، به اميد بردن همهی هستی، يا به باد دادن آخرين سكهی نيستی.
📚 تماماً مخصوص
✍🏻 عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
عزيز دلم، میدانی سيم آخر چيست؟
همه خيال میکنند كه سيم آخر ساز است. حتی يک نوازنده بی سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
اين هم سيم آخر!
اما سيم آخر يعنی وقتی میرفتند قمار، سكه زرشان را كه میباختند، جيبشان را میگشتند، آخرين سكه سيم را هم به قمار میزدند. میزدند به سيم آخر، به اميد بردن همهی هستی، يا به باد دادن آخرين سكهی نيستی.
📚 تماماً مخصوص
✍🏻 عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
📚بهترین کتابهای ایرانی که باید خواند
۱- سمفونی مردگان
نویسنده: عباس معروفی
۲- چشمهایش
نویسنده: بزرگ علوی
۳- جای خالی سلوچ
نویسنده: محمود دولت آبادی
۴- قهوۀ سرد آقای نویسنده
نویسنده: روزبه معین
۵- طریق بسمل شدن
نویسنده: محمود دولت آبادی
۶- یک عاشقانۀ آرام
نویسنده: نادر ابراهیمی
۸- چراغها را من خاموش میکنم
نویسنده: زویا پیرزاد
۹- بوف کور
نویسنده: صادق هدایت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
📚بهترین کتابهای ایرانی که باید خواند
۱- سمفونی مردگان
نویسنده: عباس معروفی
۲- چشمهایش
نویسنده: بزرگ علوی
۳- جای خالی سلوچ
نویسنده: محمود دولت آبادی
۴- قهوۀ سرد آقای نویسنده
نویسنده: روزبه معین
۵- طریق بسمل شدن
نویسنده: محمود دولت آبادی
۶- یک عاشقانۀ آرام
نویسنده: نادر ابراهیمی
۸- چراغها را من خاموش میکنم
نویسنده: زویا پیرزاد
۹- بوف کور
نویسنده: صادق هدایت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
گفتم: «چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده.»
گفت: «کارم از تکیه گذشته. دلم میخواهد توی بغلت بمیرم.»
📚سال بلوا
✍️عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
گفتم: «چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده.»
گفت: «کارم از تکیه گذشته. دلم میخواهد توی بغلت بمیرم.»
📚سال بلوا
✍️عباس معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هیچ کس نمیتوانست مرا به کشتن دهد هیچکس به قشنگی تو مرا نکشت.
#_عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هیچ کس نمیتوانست مرا به کشتن دهد هیچکس به قشنگی تو مرا نکشت.
#_عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
دانستم خیلی چیزها در اختیار انسان نیست؛
زندگی خوابهای گذشته است که تعبیر میشود.
زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی است که هرگز عمرمان به آن نمیرسد.
زندگی آغاز ماجراست...
• #_پیکر_فرهاد
#_عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
دانستم خیلی چیزها در اختیار انسان نیست؛
زندگی خوابهای گذشته است که تعبیر میشود.
زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی است که هرگز عمرمان به آن نمیرسد.
زندگی آغاز ماجراست...
• #_پیکر_فرهاد
#_عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity