🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
.
خاطرهای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی
سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز
برایم شادی است و اندوه.
#آنا_آخماتووا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
.
خاطرهای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی
سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز
برایم شادی است و اندوه.
#آنا_آخماتووا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#مشاهیر
#آنا_آخماتووا
درونمایهی اصلی شعر آخماتووا عشق بیامید و سوگانگیزی است که با لحن و نواختی بسیار زنانه و کاملا شخصی ابراز میشود.
در زمان جنگ جهانی اول و پس از انقلاب ۱۹۱۷، درونمایههای مدنی، میهنپرستانه به اشعارش افزود اما در عین حال شور شخصی و وجدان هنریاش را فدای این مضامین نکرد.
گسترش طیف مضامین در اشعارش باعث شد که ماموران فرهنگی نظام کمونیستی او را بورژوا و اشرافی بخوانند..
در ۱۹۲۱ همسر سابقش گومیلیف به اتهام توطئه علیه شوروی اعدام شد.
در ۱۹۳۴ دوستش ماندلشتام بازداشت شد و در ۱۹۳۸ در اردوگاه کار اجباری مرد.
در ۱۹۳۸ پسرش بازداشت و برای پنج سال به گولاگ تبعید شد.
در ۱۹۴۶ کمیتهی مرکزی حزب کمونیست به شدت او را به شهوتگرایی، عرفان و بیتفاوتی سیاسی محکوم کرد.
آندرهی ژدانف عضو دفتر سیاسی و مدیر پروژهی مهار فرهنگی استالین او را "بدکارهی تارک دنیا" نامید. از اتحادیهی نویسندگان اخراج شد.
در ۱۹۵۰ تعدادی از اشعارش در ستایش استالین چاپ شد، این تسلیم نامتعارف ناشی از ناچاری او به استعانت از استالین برای رهایی پسرش بود که در ۱۹۴۹ به سیبری تبعید شده بود.
"هر کجا که استالین هست، آزادی، صلح و عظمت جهانی هست."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#مشاهیر
#آنا_آخماتووا
درونمایهی اصلی شعر آخماتووا عشق بیامید و سوگانگیزی است که با لحن و نواختی بسیار زنانه و کاملا شخصی ابراز میشود.
در زمان جنگ جهانی اول و پس از انقلاب ۱۹۱۷، درونمایههای مدنی، میهنپرستانه به اشعارش افزود اما در عین حال شور شخصی و وجدان هنریاش را فدای این مضامین نکرد.
گسترش طیف مضامین در اشعارش باعث شد که ماموران فرهنگی نظام کمونیستی او را بورژوا و اشرافی بخوانند..
در ۱۹۲۱ همسر سابقش گومیلیف به اتهام توطئه علیه شوروی اعدام شد.
در ۱۹۳۴ دوستش ماندلشتام بازداشت شد و در ۱۹۳۸ در اردوگاه کار اجباری مرد.
در ۱۹۳۸ پسرش بازداشت و برای پنج سال به گولاگ تبعید شد.
در ۱۹۴۶ کمیتهی مرکزی حزب کمونیست به شدت او را به شهوتگرایی، عرفان و بیتفاوتی سیاسی محکوم کرد.
آندرهی ژدانف عضو دفتر سیاسی و مدیر پروژهی مهار فرهنگی استالین او را "بدکارهی تارک دنیا" نامید. از اتحادیهی نویسندگان اخراج شد.
در ۱۹۵۰ تعدادی از اشعارش در ستایش استالین چاپ شد، این تسلیم نامتعارف ناشی از ناچاری او به استعانت از استالین برای رهایی پسرش بود که در ۱۹۴۹ به سیبری تبعید شده بود.
"هر کجا که استالین هست، آزادی، صلح و عظمت جهانی هست."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#مشاهیر
#آنا_آخماتووا
"وقتی پدرم دربارهی شعرهای من چیزهایی شنید به من گفت نام مرا ننگین نکن، گفتم پس بدون نام تو کار میکنم."
و آنا آخماتووا را انتخاب کرد.
آنا آخماتووا نامی مستعار بود که آنا آندره پونا گرنکو برگزید وقتی از او پرسیدند ایدهی این نام از کجاست، پاسخ داد:
"هیچکس به من علاقهای نداشت، من برهای بدون چوپان بودم. تنها یک دختر ۱۷ سالهی دیوانه میتواند نام یک شاهزادهی تاتار برای خود انتخاب کند."
و پدر چه میدانست که او شاعری جهانی خواهد شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#مشاهیر
#آنا_آخماتووا
"وقتی پدرم دربارهی شعرهای من چیزهایی شنید به من گفت نام مرا ننگین نکن، گفتم پس بدون نام تو کار میکنم."
و آنا آخماتووا را انتخاب کرد.
آنا آخماتووا نامی مستعار بود که آنا آندره پونا گرنکو برگزید وقتی از او پرسیدند ایدهی این نام از کجاست، پاسخ داد:
"هیچکس به من علاقهای نداشت، من برهای بدون چوپان بودم. تنها یک دختر ۱۷ سالهی دیوانه میتواند نام یک شاهزادهی تاتار برای خود انتخاب کند."
و پدر چه میدانست که او شاعری جهانی خواهد شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#آنا_آخماتووا
"من این کفن بزرگ را برای شما بافتهام
از کلماتی فروتن که از دهان شما شنیدهام
هر کجا، همواره و همیشه
هرگز هیچچیز را فراموش نخواهم کرد."
سوگواره، آنا آخماتووا
صفی طولانی از زنان در سرمای لنینگراد پشت درهای زندان تشکیل شده، زنان هر روز منتظر میمانند و درها اغلب به رویشان باز نمیشود.
این زنان میدانند که نباید به کسی اعتماد کرد، پس در سکوت و رخوتی منجمد انتظار میکشند.
ولی آن روز زنی در گوش دیگری میگوید: "میتوانی این را توصیف کنی؟" و پاسخ میشنود: "بله، میتوانم."
چیزی شبیه ردّ لبخند بر صورت زن اول نشست، او را نمیشناسیم امّا زن دوّم آنا آخماتووا بود که برای دیدن پسرش لف گومیلیف پشت درهای زندان در صف ایستاده بود. بیوهی فقیر چهل و نه سالهای که چاپ آثارش ممنوع بود و در اتاقی محقر از یک آپارتمان اشتراکی زندگی میکرد.
"سوگواره" یادبود آنا آخماتووا برای تمام زنانی بود که در دههی ۱۹۳۰ پشت دیوارهای زندانها انتظار کشیدند و میگفت اگر خواستند روزی برای او یادبود بسازند آن را پشت درهای زندان کرستی قرار دهند.
سوگواره در ۱۹۴۰ سروده شد و دست به دست میچرخید تا در ۱۹۶۰ چاپ شد.
زنی که لبخند زد آرزو داشت تجربهاش از آن روزهای سیاه از فراموشی نجات پیدا کند، لبخند او و نبوغ زن دوم شعری را ساخت که هر کس بشنود دیگر فراموشش نخواهد کرد.
آخماتووا در دیداری که با آیزایا برلین داشت شعر سوگواره را برای او خواند، در حین خواندن فریاد زد: "نه، نمیتوانم. هیچ فایدهای ندارد، جامعهای که تو از آن میآیی جامعهی انسانهاست. در حالی که ما اینجا تقسیم میشویم به انسان و ...."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#آنا_آخماتووا
"من این کفن بزرگ را برای شما بافتهام
از کلماتی فروتن که از دهان شما شنیدهام
هر کجا، همواره و همیشه
هرگز هیچچیز را فراموش نخواهم کرد."
سوگواره، آنا آخماتووا
صفی طولانی از زنان در سرمای لنینگراد پشت درهای زندان تشکیل شده، زنان هر روز منتظر میمانند و درها اغلب به رویشان باز نمیشود.
این زنان میدانند که نباید به کسی اعتماد کرد، پس در سکوت و رخوتی منجمد انتظار میکشند.
ولی آن روز زنی در گوش دیگری میگوید: "میتوانی این را توصیف کنی؟" و پاسخ میشنود: "بله، میتوانم."
چیزی شبیه ردّ لبخند بر صورت زن اول نشست، او را نمیشناسیم امّا زن دوّم آنا آخماتووا بود که برای دیدن پسرش لف گومیلیف پشت درهای زندان در صف ایستاده بود. بیوهی فقیر چهل و نه سالهای که چاپ آثارش ممنوع بود و در اتاقی محقر از یک آپارتمان اشتراکی زندگی میکرد.
"سوگواره" یادبود آنا آخماتووا برای تمام زنانی بود که در دههی ۱۹۳۰ پشت دیوارهای زندانها انتظار کشیدند و میگفت اگر خواستند روزی برای او یادبود بسازند آن را پشت درهای زندان کرستی قرار دهند.
سوگواره در ۱۹۴۰ سروده شد و دست به دست میچرخید تا در ۱۹۶۰ چاپ شد.
زنی که لبخند زد آرزو داشت تجربهاش از آن روزهای سیاه از فراموشی نجات پیدا کند، لبخند او و نبوغ زن دوم شعری را ساخت که هر کس بشنود دیگر فراموشش نخواهد کرد.
آخماتووا در دیداری که با آیزایا برلین داشت شعر سوگواره را برای او خواند، در حین خواندن فریاد زد: "نه، نمیتوانم. هیچ فایدهای ندارد، جامعهای که تو از آن میآیی جامعهی انسانهاست. در حالی که ما اینجا تقسیم میشویم به انسان و ...."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
همیشه، صبر کردن، بخشیدن،
ماندن و تحمّل کردن،
به این معنا نیست که
همه چیز درست می شود.
لازم است گاهی وقت ها
دست از این تظاهر کردن برداری،
دست بکشی از بخشیدنِ کسی که
هیچ وقت، بخشیدنت را نفهمیده،
ﺗﺎ یک ﺑﺎﺭ هم او،
ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ.
وقتی می مانی و می بخشی،
فکر می کنند رفتن را بلد نیستی.
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ،
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐّﺮ ﺷﺪ.
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ.
ﯾﮑﺠﺎ، ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...
✍️ #آنا_گاوالدا
📙 #گریز_دلپذیر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
همیشه، صبر کردن، بخشیدن،
ماندن و تحمّل کردن،
به این معنا نیست که
همه چیز درست می شود.
لازم است گاهی وقت ها
دست از این تظاهر کردن برداری،
دست بکشی از بخشیدنِ کسی که
هیچ وقت، بخشیدنت را نفهمیده،
ﺗﺎ یک ﺑﺎﺭ هم او،
ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ.
وقتی می مانی و می بخشی،
فکر می کنند رفتن را بلد نیستی.
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ،
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐّﺮ ﺷﺪ.
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ.
ﯾﮑﺠﺎ، ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...
✍️ #آنا_گاوالدا
📙 #گریز_دلپذیر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
همه عاشق شدن را بلدند
اما فقط تعدادِ کمی هستند
که بلدند چگونه در عشق با یک نفر
برای مدت طولانی بمانند...
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
همه عاشق شدن را بلدند
اما فقط تعدادِ کمی هستند
که بلدند چگونه در عشق با یک نفر
برای مدت طولانی بمانند...
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
او حسود بود، نگران و آسیبپذیر،
دوستم داشت
چون بتی مقدس،
اما پرندهٔ سفیدم را کشت
تا دیگر نتواند از گذشتهها نغمهسرایی کند.
شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت:
"عاشقم باش، بخند، شعر بگو!"
من پرندهٔ شاد را
در کنار درخت صنوبر چال کردم
و قول دادم دیگر گریه نکنم،
اما دل من بدل به سنگ شد،
و پرنده ترانهٔ شیرین خود را
همیشه و همه جا تنها در گوش من خواند.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
او حسود بود، نگران و آسیبپذیر،
دوستم داشت
چون بتی مقدس،
اما پرندهٔ سفیدم را کشت
تا دیگر نتواند از گذشتهها نغمهسرایی کند.
شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت:
"عاشقم باش، بخند، شعر بگو!"
من پرندهٔ شاد را
در کنار درخت صنوبر چال کردم
و قول دادم دیگر گریه نکنم،
اما دل من بدل به سنگ شد،
و پرنده ترانهٔ شیرین خود را
همیشه و همه جا تنها در گوش من خواند.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند، به پیشبینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است.
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است.
📒من او را دوست داشتم
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند، به پیشبینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است.
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است.
📒من او را دوست داشتم
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شــــعــــر_جــــهــــان
#اگر تو موسیقی بودی
بی وقفه به تو گوش می سپردم
و اندوهم
به شادی بدل می شد...
#آنا_آخماتووا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شــــعــــر_جــــهــــان
#اگر تو موسیقی بودی
بی وقفه به تو گوش می سپردم
و اندوهم
به شادی بدل می شد...
#آنا_آخماتووا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه
ابتدا فکر میکردم
شاید یک اتفاق ساده باشد
تا اینکه بعد از او
هیچ اتفاق دیگری در من رخ نداد.
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه
ابتدا فکر میکردم
شاید یک اتفاق ساده باشد
تا اینکه بعد از او
هیچ اتفاق دیگری در من رخ نداد.
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
زندگی حتی وقتی انکارش میکنی ، حتی وقتی نادیدهاش میگیری ،
حتی وقتی نمیخواهیاش از تو قویتر است .
از هر چیز دیگری قویتر است .
آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتهاند دوباره زاد و ولد کردند .
مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانههاشان را دیده بودند ، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند ، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند.
باور کردنی نیست اما همین گونه است .
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است .
#آنا_گاوالدا
من او را دوست داشتم🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
زندگی حتی وقتی انکارش میکنی ، حتی وقتی نادیدهاش میگیری ،
حتی وقتی نمیخواهیاش از تو قویتر است .
از هر چیز دیگری قویتر است .
آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتهاند دوباره زاد و ولد کردند .
مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانههاشان را دیده بودند ، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند ، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند.
باور کردنی نیست اما همین گونه است .
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است .
#آنا_گاوالدا
من او را دوست داشتم🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🎨 #Vakhtang_Kakulia
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🎨 #Vakhtang_Kakulia
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
همه عاشق شدن را بلدند
اما فقط تعدادِ کمی هستند
که بلدند چگونه در عشق با یک نفر
برای مدت طولانی بمانند...
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
همه عاشق شدن را بلدند
اما فقط تعدادِ کمی هستند
که بلدند چگونه در عشق با یک نفر
برای مدت طولانی بمانند...
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
وقتی با خودم خلوت میکنم مثل اینه که بیرون رفته باشم. تو خودم گم میشم... گردش میکنم. درون آدم خیلی بزرگه!
📒با هم بودن
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
وقتی با خودم خلوت میکنم مثل اینه که بیرون رفته باشم. تو خودم گم میشم... گردش میکنم. درون آدم خیلی بزرگه!
📒با هم بودن
#آنا_گاوالدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
میدانم خدایان انسان را
بدل به شیئی میکنند
بی آنکه روح را از او برگیرند
تو نیز بدل به سنگی شدهای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
میدانم خدایان انسان را
بدل به شیئی میکنند
بی آنکه روح را از او برگیرند
تو نیز بدل به سنگی شدهای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
امروز کارهای بسیار دارم
باید خاطراتم را قربانی کنم،
روح زندهام را سنگ کنم،
سپس به خودم بیاموزم
که دوباره زندگی کنم.
#آنا_آخماتووا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
امروز کارهای بسیار دارم
باید خاطراتم را قربانی کنم،
روح زندهام را سنگ کنم،
سپس به خودم بیاموزم
که دوباره زندگی کنم.
#آنا_آخماتووا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند، به پیشبینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است.
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است.
📘من او را دوست داشتم
#آنا_گاوالدا
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند، به پیشبینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است.
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است.
📘من او را دوست داشتم
#آنا_گاوالدا
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity