🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #جستار
#آپ
#آناهیتا
#آبان
آبان به چم « آبها، هنگام آب » است و این ایزد نگهبان آب است. ایزد آناهیتا یکی از برابرهای این ایزد است؛ واژه «آب» در اوستا و پهلوی « آپ » خوانده میشود. آخشیج آب به مانند آخشیجهای آتش و خاک و هوا نزد ایرانیان سپندینه است و آلوده کردن آن گناهی بسیار بزرگ است. ایرانیان آب را که پایه نخستین زندگی است، می ستایند.
گزیده ای از آبان یشت :
#آناهید یا #آناهیتا ایزد و نماد آب در ایران باستان بوده است.
ایرانیان باستان سراسر نماد زاستاری را می ستودند.
و برای پاس داشت آن می کوشیدند.
این یشت نیز برای ستایش آب ها است
《اوست آن برومندی كه در همه جا نامآور است ؛
اوست كه در بزرگی به اندازه ی همه ی آبهایی ست ،
كه بر روی این زمین روانند.》
《از این آب ، یک رود هم به هفت كشور روان است.
و این یك رود از این آب ، در زمستان و تابستان ، پیوسته روان است.》
《اَرِدْویسور آناهید از سوی مزدای آفریدگار برخاسـته است.
به درستی كه بازوان زیبا و سپیدش به ستبری شانه ی اسبی است.
بازوانی كه با زیورافزار باشكوه و تماشـایی آذین شده است.
اوست یكسره روان و بسیار نیرومند و نازنین.》
《او بر فراز گردونه نشسته ، لگام برگرفته و گردونه میراند.》
《اوست آن توانای درخشانِ بلند بالای خوشاندامی كه ،
شب و روز به نیرومندی روان است و به فراوانی ،
همه ی آب هایی ست كه بر روی این زمین روانند.》
《اهورامزدای نیك كردار به او فرمان داد :
ای اَرِدْویسور آناهید !
به سوی پایین روان شو و دگر باره به این فراز باز آی ؛
از آن گوی آسمانی جایگاه ستارگان ،
به سوی زمینِ آفریده اهورا فراز رو. فرماندهان دلاور و بزرگان سرزمین و پسرانِ ،
بزرگانِ سرزمین باید تو را نیایش كنند.》
《اهورامزدا ؛
برای او چهار اسب از باد و باران و ابر و تگرگ فراهم ساخت.
از این چهار اسب پیوسته باران و برف و ژاله و تگرگ ،
به مانند نهسد هزار تیر ، فرو میریزد و بخشیده می شود.》
《اَرِدْویسور آناهید همواره به پیكر یک دختر زیبا ،
بسا برومند ، خوشاندام ، كمربند بر میان بسته ، بلند بالا ،
آزاده تبار و بزرگ وار كه یک جامه ی زرینِ پرچین ،
و ارزشمند در بر كرده است ، نمایان میشود.》
《به درستـی كه اَرِدْویسـور آنـاهیـدِ بسـا بـزرگ وار ،
آن گونه كه شیوه اوسـت با گـوشـواره زریـنِ چهـار گـوشه ،
و با گردنبندی به گردن نازنین خود پدیدار میشود.
او كمربند به میان میبندد تا پستان هایش زیباتر ،
و خودش خوشایندتر شود.》
《بـر فـراز اَرِدْویسـور آناهید ، تاجی آراسته با ،
یكسد ستاره جای دارد تاجی زرین و هشتگوشه ،
كه به مانند چرخی ساخته شده و با نوارهایی آذین داده شده اسـت.
تاج زیبای خوب ساخته شدهای كه چنبرهای از آن پیش آمده است.》
《ای اَرِدْویسور آناهید ! ای نیک ، ای تواناترین!
اینک مرا این كامیابی فراز ده كه به ارجمندی ،
به یک خوش بختی بزرگ دست یابم.
خوش بختی كه در آن خوراک بسیار فراهم شود.
بهره و بخشش بسیار باشد ، اسبانِ شیهه زننده ،
و گردونه های برخروشنده و تازیانه های بانگ برانگیزاننده باشند.
كه در آن خوراکِ فراوان و توشه اندوخته شده باشد.
آن خوش بختی كه در آن پُر باشد از چیزهای خوش بو.
و در انبارش پُـر باشد از هر آن چه دل كسی بخاهد.
و هر آن چه زندگانی خوش و خرم را بكار میآید.》
بن مایه:
اوستا ؛ یشت ها، آبان یشت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #جستار
#آپ
#آناهیتا
#آبان
آبان به چم « آبها، هنگام آب » است و این ایزد نگهبان آب است. ایزد آناهیتا یکی از برابرهای این ایزد است؛ واژه «آب» در اوستا و پهلوی « آپ » خوانده میشود. آخشیج آب به مانند آخشیجهای آتش و خاک و هوا نزد ایرانیان سپندینه است و آلوده کردن آن گناهی بسیار بزرگ است. ایرانیان آب را که پایه نخستین زندگی است، می ستایند.
گزیده ای از آبان یشت :
#آناهید یا #آناهیتا ایزد و نماد آب در ایران باستان بوده است.
ایرانیان باستان سراسر نماد زاستاری را می ستودند.
و برای پاس داشت آن می کوشیدند.
این یشت نیز برای ستایش آب ها است
《اوست آن برومندی كه در همه جا نامآور است ؛
اوست كه در بزرگی به اندازه ی همه ی آبهایی ست ،
كه بر روی این زمین روانند.》
《از این آب ، یک رود هم به هفت كشور روان است.
و این یك رود از این آب ، در زمستان و تابستان ، پیوسته روان است.》
《اَرِدْویسور آناهید از سوی مزدای آفریدگار برخاسـته است.
به درستی كه بازوان زیبا و سپیدش به ستبری شانه ی اسبی است.
بازوانی كه با زیورافزار باشكوه و تماشـایی آذین شده است.
اوست یكسره روان و بسیار نیرومند و نازنین.》
《او بر فراز گردونه نشسته ، لگام برگرفته و گردونه میراند.》
《اوست آن توانای درخشانِ بلند بالای خوشاندامی كه ،
شب و روز به نیرومندی روان است و به فراوانی ،
همه ی آب هایی ست كه بر روی این زمین روانند.》
《اهورامزدای نیك كردار به او فرمان داد :
ای اَرِدْویسور آناهید !
به سوی پایین روان شو و دگر باره به این فراز باز آی ؛
از آن گوی آسمانی جایگاه ستارگان ،
به سوی زمینِ آفریده اهورا فراز رو. فرماندهان دلاور و بزرگان سرزمین و پسرانِ ،
بزرگانِ سرزمین باید تو را نیایش كنند.》
《اهورامزدا ؛
برای او چهار اسب از باد و باران و ابر و تگرگ فراهم ساخت.
از این چهار اسب پیوسته باران و برف و ژاله و تگرگ ،
به مانند نهسد هزار تیر ، فرو میریزد و بخشیده می شود.》
《اَرِدْویسور آناهید همواره به پیكر یک دختر زیبا ،
بسا برومند ، خوشاندام ، كمربند بر میان بسته ، بلند بالا ،
آزاده تبار و بزرگ وار كه یک جامه ی زرینِ پرچین ،
و ارزشمند در بر كرده است ، نمایان میشود.》
《به درستـی كه اَرِدْویسـور آنـاهیـدِ بسـا بـزرگ وار ،
آن گونه كه شیوه اوسـت با گـوشـواره زریـنِ چهـار گـوشه ،
و با گردنبندی به گردن نازنین خود پدیدار میشود.
او كمربند به میان میبندد تا پستان هایش زیباتر ،
و خودش خوشایندتر شود.》
《بـر فـراز اَرِدْویسـور آناهید ، تاجی آراسته با ،
یكسد ستاره جای دارد تاجی زرین و هشتگوشه ،
كه به مانند چرخی ساخته شده و با نوارهایی آذین داده شده اسـت.
تاج زیبای خوب ساخته شدهای كه چنبرهای از آن پیش آمده است.》
《ای اَرِدْویسور آناهید ! ای نیک ، ای تواناترین!
اینک مرا این كامیابی فراز ده كه به ارجمندی ،
به یک خوش بختی بزرگ دست یابم.
خوش بختی كه در آن خوراک بسیار فراهم شود.
بهره و بخشش بسیار باشد ، اسبانِ شیهه زننده ،
و گردونه های برخروشنده و تازیانه های بانگ برانگیزاننده باشند.
كه در آن خوراکِ فراوان و توشه اندوخته شده باشد.
آن خوش بختی كه در آن پُر باشد از چیزهای خوش بو.
و در انبارش پُـر باشد از هر آن چه دل كسی بخاهد.
و هر آن چه زندگانی خوش و خرم را بكار میآید.》
بن مایه:
اوستا ؛ یشت ها، آبان یشت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#عشق_راستین
در #ولنتاین_اروپاییها
یا
در #سپندارمزگان_ایرانیها؟
به✍️ بانو #آناهید_خزیر
چند سالی است كه برخی از جوانان ایرانی روز ۲۵بهمن را كه غربیها بهنام ولنتاین میشناسند و روز مهرورزی نامگزاری كردهاند، با هیاهو و جنجالی غیر متعارف جشن میگیرند و با خریدن كادو و هدیههای رنگارنگ، مهر و دلبستگی عاطفی خود را كوركورانه و به تقلید از اروپاییها، ابراز میكنند. غافل از اینكه نیاكان ایرانی ما بسیار بهتر و پیشتر از غربیها میدانستند كه در چه روزی و به چه مناسبتی مهر و دلبستگی به یكدیگر را پاس بدارند و جشن بگیرند.
از همهی اینها گزشته ولنتاین تاریخچه كامل و دقیقی ندارد و هركس دربارهی آن چیزی میگوید آنقدر كه افسانه و تاریخ درهم آمیخته میشود. گفتهاند كه در سدهی سوم میلادی، امپراتور روم، كلادیوس دوم برای آنكه سربازانش را مردانی جنگجو تربیت كند، آنها را از ازدواج و دلبستگیهای خانوادگی دور میداشت و اجازه نمیداد كه همسری برگزینند اما كشیشی بهنام والنتین(والنتیانوس) پنهانی سربازان امپراتور را به عقد دختران محبوبشان درمیآورد. پس چندی امپراتور پی بهكار والنتین بُرد و دستور دستگیری او را داد. والنتین كه گرفتار بند و زندان شده بود دلباختهی دختر نابینایی میشود كه به زندان سر میكشید. هنگامیكه میخواهند والنتین را به گناه نادیده گرفتن فرمان امپراتور اعدام كنند، كارتی برای دختر نابینا میفرستد و بر آن چنین عبارت كوتاهی مینویسد: «از سوی والنتین». به همین دلیل، اروپاییها روز 14فوریه را روز مهرورزی نامگزاری كردهاند و این روز را بر اساس آنچه كه در تاریخ آنها روی داده یا گمان میكنند كه روی داده باشد پاس میدارند. این تنها یكی از چند داستان و روایتی است كه دربارهی ولنتاین گفتهاند.
شگفتی اینجاست كه فاصلهی ولنتاین با جشن اسفندگان تنها چند روز است. اما ما اسفندگان را فراموش میكنیم و در عوض در روز ولنتاین شور و هیجانی كودكانه از خود بروز میدهیم و تنها به این دلیل كه اروپاییها این روز را برای مهر و دوستی انتخاب كردهاند، میكوشیم از آنها هم پیشی بگیریم و وانمود كنیم كه پایبند به دوستی و لابد آشنا با فرهنگ جهانی هستیم. درست است كه مهرورزی و دوستی یكی از هدایای آفریدگار به آدمی است و كاری پسندیده و شایسته بهشمار میرود اما آیا بهتر نیست كه روزی را برای این كار برگزینیم كه با فرهنگ و هویت ما سازگاری دارد و برخاسته از ذهن و اندیشهی پیشینیان ماست؟
ولنتاین روزی است كه برخاسته از تاریخ یا افسانههای اروپایی است و نسبتی با فرهنگ ما ندارد. اینكه ولنتاین روز مهرورزی است پس فرهنگ خاص و مكان مشخصی نمیشناسد، تنها چنانچه میتواند پذیرفتنی باشد كه ما نمونه و همانند آن را در فرهنگ و گزشتهی خود نداشته باشیم. در حالیكه اینگونه نیست و گذشتگان و نیاكان ما، بر پایه فلسفه و معنایی ژرف، روزی از سال را جشن میگرفتند و آن را نشانهای از مهر و دوستی میدانستند. این روز در فرهنگ ما #اسپندگان(سپندارمزگان) نامیده میشود. جشن اسفندگان كه امروزه زرتشتیان برگزار میكنند و آن را روز زن و زندگی و ستایش از مهر و فروتنی مینامند پیشینهای كهن و باستانی، تاریخچهای خواندنی، ژرفتر و بسیار پر معناتر از ولنتاین اروپاییها دارد.
در گزشتههای دور، در گوشههایی از سرزمین پهناور ایران، در این روز، بانوان لباس و كفش نو میپوشیدند و مردان نه تنها به ستایش زنان پاكدامن و پرهیزكار برمیخاستند، بلكه پیشكشهایی هم به آنها میدادند. زنان در این روز از كارهای همیشگی خود در خانه معاف بودند و مردان و پسران، كارهای آنها را انجام میدادند.
ابوریحان بیرونی مینویسد:
جشن اسفندگان ویژهی زنان است و آنها شادماناند از اینكه از همسران خود هدیه دریافت میكنند كه هنوز هم این آیین در اصفهان و ری و شهرهای پهله (مركز و باختر ایران) برجای است. سپس سخنی میآورد كه چهبسا شگفتی ما را برانگیزد. او مینویسد: «در این روز زنان بر تخت پادشاهی مینشینند و فرمان میرانند و همهی كارها بدست مردان و پسران انجام میشود».
اینک ولنتاین را مقایسه كنید با جشن اسفندگان و معنا و فلسفهی اندیشه برانگیزی كه دارد.
اسفندماه رویش جوانههای سبز و نوید زندگی و بهار و زایش زمین و پاسداشت مهر و دوستی است. پس آیا بهتر نیست كه بهجای تقلید از اروپاییان، پیام اندیشه برانگیز و فلسفهی اسفندگان را درک كنیم؟
💞 #سپندارمزگان چیزی کمتر از ولنتاین ندارد اما.
هر کس درباره ریشههای جشنهای سپندارمزگان و ولنتاین خوانده باشد، میداند که اگر #سپندارمزگان برتر از #ولنتاین نباشد، چیزی کمتر از آن ندارد.
ولی در دنیایی که حرف اول و آخر را پول و قدرت میزند، جشنهایی که حامی و پشتیبان داشته باشند، فراگیر میشوند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#عشق_راستین
در #ولنتاین_اروپاییها
یا
در #سپندارمزگان_ایرانیها؟
به✍️ بانو #آناهید_خزیر
چند سالی است كه برخی از جوانان ایرانی روز ۲۵بهمن را كه غربیها بهنام ولنتاین میشناسند و روز مهرورزی نامگزاری كردهاند، با هیاهو و جنجالی غیر متعارف جشن میگیرند و با خریدن كادو و هدیههای رنگارنگ، مهر و دلبستگی عاطفی خود را كوركورانه و به تقلید از اروپاییها، ابراز میكنند. غافل از اینكه نیاكان ایرانی ما بسیار بهتر و پیشتر از غربیها میدانستند كه در چه روزی و به چه مناسبتی مهر و دلبستگی به یكدیگر را پاس بدارند و جشن بگیرند.
از همهی اینها گزشته ولنتاین تاریخچه كامل و دقیقی ندارد و هركس دربارهی آن چیزی میگوید آنقدر كه افسانه و تاریخ درهم آمیخته میشود. گفتهاند كه در سدهی سوم میلادی، امپراتور روم، كلادیوس دوم برای آنكه سربازانش را مردانی جنگجو تربیت كند، آنها را از ازدواج و دلبستگیهای خانوادگی دور میداشت و اجازه نمیداد كه همسری برگزینند اما كشیشی بهنام والنتین(والنتیانوس) پنهانی سربازان امپراتور را به عقد دختران محبوبشان درمیآورد. پس چندی امپراتور پی بهكار والنتین بُرد و دستور دستگیری او را داد. والنتین كه گرفتار بند و زندان شده بود دلباختهی دختر نابینایی میشود كه به زندان سر میكشید. هنگامیكه میخواهند والنتین را به گناه نادیده گرفتن فرمان امپراتور اعدام كنند، كارتی برای دختر نابینا میفرستد و بر آن چنین عبارت كوتاهی مینویسد: «از سوی والنتین». به همین دلیل، اروپاییها روز 14فوریه را روز مهرورزی نامگزاری كردهاند و این روز را بر اساس آنچه كه در تاریخ آنها روی داده یا گمان میكنند كه روی داده باشد پاس میدارند. این تنها یكی از چند داستان و روایتی است كه دربارهی ولنتاین گفتهاند.
شگفتی اینجاست كه فاصلهی ولنتاین با جشن اسفندگان تنها چند روز است. اما ما اسفندگان را فراموش میكنیم و در عوض در روز ولنتاین شور و هیجانی كودكانه از خود بروز میدهیم و تنها به این دلیل كه اروپاییها این روز را برای مهر و دوستی انتخاب كردهاند، میكوشیم از آنها هم پیشی بگیریم و وانمود كنیم كه پایبند به دوستی و لابد آشنا با فرهنگ جهانی هستیم. درست است كه مهرورزی و دوستی یكی از هدایای آفریدگار به آدمی است و كاری پسندیده و شایسته بهشمار میرود اما آیا بهتر نیست كه روزی را برای این كار برگزینیم كه با فرهنگ و هویت ما سازگاری دارد و برخاسته از ذهن و اندیشهی پیشینیان ماست؟
ولنتاین روزی است كه برخاسته از تاریخ یا افسانههای اروپایی است و نسبتی با فرهنگ ما ندارد. اینكه ولنتاین روز مهرورزی است پس فرهنگ خاص و مكان مشخصی نمیشناسد، تنها چنانچه میتواند پذیرفتنی باشد كه ما نمونه و همانند آن را در فرهنگ و گزشتهی خود نداشته باشیم. در حالیكه اینگونه نیست و گذشتگان و نیاكان ما، بر پایه فلسفه و معنایی ژرف، روزی از سال را جشن میگرفتند و آن را نشانهای از مهر و دوستی میدانستند. این روز در فرهنگ ما #اسپندگان(سپندارمزگان) نامیده میشود. جشن اسفندگان كه امروزه زرتشتیان برگزار میكنند و آن را روز زن و زندگی و ستایش از مهر و فروتنی مینامند پیشینهای كهن و باستانی، تاریخچهای خواندنی، ژرفتر و بسیار پر معناتر از ولنتاین اروپاییها دارد.
در گزشتههای دور، در گوشههایی از سرزمین پهناور ایران، در این روز، بانوان لباس و كفش نو میپوشیدند و مردان نه تنها به ستایش زنان پاكدامن و پرهیزكار برمیخاستند، بلكه پیشكشهایی هم به آنها میدادند. زنان در این روز از كارهای همیشگی خود در خانه معاف بودند و مردان و پسران، كارهای آنها را انجام میدادند.
ابوریحان بیرونی مینویسد:
جشن اسفندگان ویژهی زنان است و آنها شادماناند از اینكه از همسران خود هدیه دریافت میكنند كه هنوز هم این آیین در اصفهان و ری و شهرهای پهله (مركز و باختر ایران) برجای است. سپس سخنی میآورد كه چهبسا شگفتی ما را برانگیزد. او مینویسد: «در این روز زنان بر تخت پادشاهی مینشینند و فرمان میرانند و همهی كارها بدست مردان و پسران انجام میشود».
اینک ولنتاین را مقایسه كنید با جشن اسفندگان و معنا و فلسفهی اندیشه برانگیزی كه دارد.
اسفندماه رویش جوانههای سبز و نوید زندگی و بهار و زایش زمین و پاسداشت مهر و دوستی است. پس آیا بهتر نیست كه بهجای تقلید از اروپاییان، پیام اندیشه برانگیز و فلسفهی اسفندگان را درک كنیم؟
💞 #سپندارمزگان چیزی کمتر از ولنتاین ندارد اما.
هر کس درباره ریشههای جشنهای سپندارمزگان و ولنتاین خوانده باشد، میداند که اگر #سپندارمزگان برتر از #ولنتاین نباشد، چیزی کمتر از آن ندارد.
ولی در دنیایی که حرف اول و آخر را پول و قدرت میزند، جشنهایی که حامی و پشتیبان داشته باشند، فراگیر میشوند.