🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران
#بخش_سوم
#اختصاصی
#قمرالملوک_وزیری
در سال ۱۳۱۳ ترانه جاويدان ديگری با صدای «قمرالملوك وزيری» با آهنگی از "مرتضی نی داود" و شعرِ "ملك الشعرای بهار" در دستگاه ماهور خوانده می شود به نام «مرغ سحر».
اين ترانه كه تا به امروز همچنان حس اعتراضی و شاعرانه خود را حفظ كرده است را بانو "قمر" اولين بار در سال ۱۳۱۳ با همراهی تار "نی داود" در «گراند هتل» اجرا مي كند كه استقبال پر شوری از آن به عمل می آيد. او نخستين زنِ خواننده ايرانی است كه صدايش ضبط شده و نخستين زنی است كه در ايران بدون حجاب، بروی صحنه رفته است. مهم ترين عامل موفقيتِ شتابنده او را می توان نيازِ جامعه به نو شدن و پوست اندازی و دگرگونی در پی ارتباطِ ايران با اروپا دانست.
وی كه از خواندن پامِنبری در مجالسِ حرمسرای شاهانِ قاجاری، به كارِ خواندنِ ترانه وارد شده، پيشرفتش در مدتی كوتاه، به آنجا مي رسد كه كمپانی «هيز مَسترز وُيس» به خاطرِ ضبطِ صدای او، دستگاهِ صفحه پُركنی، به تهران می آورد. چندی بعد، كمپانی «پوليفون» هم به ايران می آيد.
در جوانی، شهرتِ "قمر الملوك وزيری" به جايی رسيده بود كه در موردِ شركت در ميهمانی ها و جشن ها، خودش مستقلاً تصميم می گرفت و غالباً پذيرش دعوت خانواده های تهيدست را بر بزرگان، ترجيح می داد و بارها اتفاق افتاده بود كه جواهراتِ اهدايی بزرگان را پس می فرستاد، يا ميانِ نيازمندان تقسيم می كرد. او در نوع دوستی و بخشش، افراط داشت. بطوريكه اواخرِ عمر خود را، در تنگدستی گذراند. او هنگامی که نخستين كنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار كرد، روزِ بعد از کنسرت، نظميه از او تعهد گرفت كه بی حجاب، كنسرت ندهد. "قمر" اغلبِ عوايد كنسرتش را به امور خيريه اختصاص می داد. او در سفر به خراسان در مشهد، كنسرت داد و عوايد آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در سال ۱۳۰۸ به نفع موسسه شير و خورشيد (هلال احمر) اجرا داشت و عوايد آن را به بچه هاي يتيم اختصاص داد. همچنین در همدان، به سالِ ۱۳۱۰ خورشیدی كنسرت داد و ترانه هايي از "عارف قزوینی" را، اجرا كرد.
در يكی از كنسرت ها، "نيرالدوله" والی خراسان، چند گلدان نقره به "قمر" هديه كرد، اما او با اين كه "عارف"، مورد غضبِ والی محلی و دستگاه پهلوی بود، آن گلدان ها را به "عارف" پيشكش نمود. در همدان كه تبعيدگاهِ "عارف قزوينی" شاعر و تصنيف سرای مردمی بود، يكی از شورانگيزترين كنسرت های بانو "قمر"، برگزار گرديد. "عارف" كه بيمار و رنجور بود، با چهره ای تكيده، در كنسرت حضور يافت و تا پايانِ اجرا گريست. برنامه كه پايان يافت "قمر" تمام ِهدايا را با افتخار، به "عارف" پيشكش نمود، اما وی با عزت نفسی كه در خود داشت، نپذيرفت و "قمر" هدايا را از سوی "عارف" ميان فقرا قسمت نمود. تا مدتها، صدای "قمر الملوك" را فقط با صفحه های گرام، مي شد گوش داد، اما گشايشِ راديو در سال ۱۳۱۹ صدای وی را به عموم مردم ايران رساند. سرانجام "قمرالملوك وزيری"، اين قُمریِ خوش خوان، در شامگاه پنجشنبه چهاردهم مرداد ماه ۱۳۳۸ در شميران، بر اثر سكته مغزی، در خانه يكی از نزديكانش درگذشت و در قبرستان ظهيرالدوله در تهران، بين امامزاده قاسم و تجريش به خاك سپرده شد.
"امير جاهد" كه شعر و آهنگ بسياری از تصنيف های "قمر" را ساخته ا ست، در مورد او می گويد: «"قمر" زنی بسيار شجاع و بسيار خوش قريحه بود. قدرتِ حنجره او را در هيچكس نديده ام. او از آواز، سرشار بود … در فاصله شش ماه، من هر هفته دو تصنيف برای او ساختم و "قمر" در همان شب به درستی آهنگ تصنيف را می فهميد و بدون تفحّص، صبحِ فردا، آن را اجرا می كرد. يك چنين استواری را من در هيچ كس ديگر ندیده ام.»
استاد غلامحسين بنان خواننده نامدار ايرانی در و صف اين بانو گفته: «قمرالملوك، "ام كلثومِ" ايران، از محبوب ترين خوانندگان ِزنِ عرب است.» وی همچنين می گويد: «قمر ملكه آواز ايران و در واقع، پل ارتباطی ميان قُدَمای قبل از خود و آيندگان بعد از خود بود. او موسيقیِ دِلِی دِلِیِ گذشته را با تحريرهای بی نظيرش سر و سامانی بخشيد.»...
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران
#بخش_سوم
#اختصاصی
#قمرالملوک_وزیری
در سال ۱۳۱۳ ترانه جاويدان ديگری با صدای «قمرالملوك وزيری» با آهنگی از "مرتضی نی داود" و شعرِ "ملك الشعرای بهار" در دستگاه ماهور خوانده می شود به نام «مرغ سحر».
اين ترانه كه تا به امروز همچنان حس اعتراضی و شاعرانه خود را حفظ كرده است را بانو "قمر" اولين بار در سال ۱۳۱۳ با همراهی تار "نی داود" در «گراند هتل» اجرا مي كند كه استقبال پر شوری از آن به عمل می آيد. او نخستين زنِ خواننده ايرانی است كه صدايش ضبط شده و نخستين زنی است كه در ايران بدون حجاب، بروی صحنه رفته است. مهم ترين عامل موفقيتِ شتابنده او را می توان نيازِ جامعه به نو شدن و پوست اندازی و دگرگونی در پی ارتباطِ ايران با اروپا دانست.
وی كه از خواندن پامِنبری در مجالسِ حرمسرای شاهانِ قاجاری، به كارِ خواندنِ ترانه وارد شده، پيشرفتش در مدتی كوتاه، به آنجا مي رسد كه كمپانی «هيز مَسترز وُيس» به خاطرِ ضبطِ صدای او، دستگاهِ صفحه پُركنی، به تهران می آورد. چندی بعد، كمپانی «پوليفون» هم به ايران می آيد.
در جوانی، شهرتِ "قمر الملوك وزيری" به جايی رسيده بود كه در موردِ شركت در ميهمانی ها و جشن ها، خودش مستقلاً تصميم می گرفت و غالباً پذيرش دعوت خانواده های تهيدست را بر بزرگان، ترجيح می داد و بارها اتفاق افتاده بود كه جواهراتِ اهدايی بزرگان را پس می فرستاد، يا ميانِ نيازمندان تقسيم می كرد. او در نوع دوستی و بخشش، افراط داشت. بطوريكه اواخرِ عمر خود را، در تنگدستی گذراند. او هنگامی که نخستين كنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار كرد، روزِ بعد از کنسرت، نظميه از او تعهد گرفت كه بی حجاب، كنسرت ندهد. "قمر" اغلبِ عوايد كنسرتش را به امور خيريه اختصاص می داد. او در سفر به خراسان در مشهد، كنسرت داد و عوايد آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در سال ۱۳۰۸ به نفع موسسه شير و خورشيد (هلال احمر) اجرا داشت و عوايد آن را به بچه هاي يتيم اختصاص داد. همچنین در همدان، به سالِ ۱۳۱۰ خورشیدی كنسرت داد و ترانه هايي از "عارف قزوینی" را، اجرا كرد.
در يكی از كنسرت ها، "نيرالدوله" والی خراسان، چند گلدان نقره به "قمر" هديه كرد، اما او با اين كه "عارف"، مورد غضبِ والی محلی و دستگاه پهلوی بود، آن گلدان ها را به "عارف" پيشكش نمود. در همدان كه تبعيدگاهِ "عارف قزوينی" شاعر و تصنيف سرای مردمی بود، يكی از شورانگيزترين كنسرت های بانو "قمر"، برگزار گرديد. "عارف" كه بيمار و رنجور بود، با چهره ای تكيده، در كنسرت حضور يافت و تا پايانِ اجرا گريست. برنامه كه پايان يافت "قمر" تمام ِهدايا را با افتخار، به "عارف" پيشكش نمود، اما وی با عزت نفسی كه در خود داشت، نپذيرفت و "قمر" هدايا را از سوی "عارف" ميان فقرا قسمت نمود. تا مدتها، صدای "قمر الملوك" را فقط با صفحه های گرام، مي شد گوش داد، اما گشايشِ راديو در سال ۱۳۱۹ صدای وی را به عموم مردم ايران رساند. سرانجام "قمرالملوك وزيری"، اين قُمریِ خوش خوان، در شامگاه پنجشنبه چهاردهم مرداد ماه ۱۳۳۸ در شميران، بر اثر سكته مغزی، در خانه يكی از نزديكانش درگذشت و در قبرستان ظهيرالدوله در تهران، بين امامزاده قاسم و تجريش به خاك سپرده شد.
"امير جاهد" كه شعر و آهنگ بسياری از تصنيف های "قمر" را ساخته ا ست، در مورد او می گويد: «"قمر" زنی بسيار شجاع و بسيار خوش قريحه بود. قدرتِ حنجره او را در هيچكس نديده ام. او از آواز، سرشار بود … در فاصله شش ماه، من هر هفته دو تصنيف برای او ساختم و "قمر" در همان شب به درستی آهنگ تصنيف را می فهميد و بدون تفحّص، صبحِ فردا، آن را اجرا می كرد. يك چنين استواری را من در هيچ كس ديگر ندیده ام.»
استاد غلامحسين بنان خواننده نامدار ايرانی در و صف اين بانو گفته: «قمرالملوك، "ام كلثومِ" ايران، از محبوب ترين خوانندگان ِزنِ عرب است.» وی همچنين می گويد: «قمر ملكه آواز ايران و در واقع، پل ارتباطی ميان قُدَمای قبل از خود و آيندگان بعد از خود بود. او موسيقیِ دِلِی دِلِیِ گذشته را با تحريرهای بی نظيرش سر و سامانی بخشيد.»...
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#میراث_سرزمینم
کشف یک پایگاه نظامی 2500 ساله ایران درشمال #اسراییل؛
#اختصاصی سایت #سرزمین_جاوید،دوزبانه
باستانشناسان یک پایگاه نظامی 2500 ساله ایران را درشمال اسراییل یافته اند.
ظاهرا این پادگان ایرانی در دشت آکر اردوگاه آمایشی کمبوجیه برای حمله همه جانبه به مصر در 520 پیش از میلاد بوده است. حدود 2500 سال پیش، پادشاه ایران کمبوجیه دوم که در تدارک یورش همه جانبه به مصر بوده، کارزار خودرا در فلسطین پایه گذاری میکند. اکنون باستانشناسان براین باورند که احتمالا اردوگاه واقع در شمال اسراییل جایی که امپراتوری هخامنشی تازش به پادشاهی نیل را ازآن آغاز کرد را یافته اند.
امپراتوری هخامنشی در 580 پیش از میلاد توسط #کوروش_بزرگ و با غلبه بر مادها، لیدی ها و امپراتوری جدید ودرحال گسترش بابل بنیان نهاده شده بود. کمبوجیه دوم پسر کوروش بود و رویای حاکمیت اقلیمی پدرش را دنبال میکرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
کشف یک پایگاه نظامی 2500 ساله ایران درشمال #اسراییل؛
#اختصاصی سایت #سرزمین_جاوید،دوزبانه
باستانشناسان یک پایگاه نظامی 2500 ساله ایران را درشمال اسراییل یافته اند.
ظاهرا این پادگان ایرانی در دشت آکر اردوگاه آمایشی کمبوجیه برای حمله همه جانبه به مصر در 520 پیش از میلاد بوده است. حدود 2500 سال پیش، پادشاه ایران کمبوجیه دوم که در تدارک یورش همه جانبه به مصر بوده، کارزار خودرا در فلسطین پایه گذاری میکند. اکنون باستانشناسان براین باورند که احتمالا اردوگاه واقع در شمال اسراییل جایی که امپراتوری هخامنشی تازش به پادشاهی نیل را ازآن آغاز کرد را یافته اند.
امپراتوری هخامنشی در 580 پیش از میلاد توسط #کوروش_بزرگ و با غلبه بر مادها، لیدی ها و امپراتوری جدید ودرحال گسترش بابل بنیان نهاده شده بود. کمبوجیه دوم پسر کوروش بود و رویای حاکمیت اقلیمی پدرش را دنبال میکرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#اختصاصی
#کریس_اوفیلی / #ChrisOfili
در 1999 موزه هنر بروکلین نقاشی بحث انگیزی را به نمایش گذارد که اثری از هنرمند بریتانیایی و نیجریه ای تبار "کریس اوفیلی" بود. عنوانی که برای این اثر انتخاب شده بود حکایت از آن داشت که می بایست تصویری از مریم باکره باشد. در واقع بدون کمک این عنوان به دشواری ممکن بود که بیننده به چنین برداشتی برسد. تابلوی « مریم باکره مقدس » برگردانی کاریکاتوریستی از زنی آفریقایی است، با بینی بزرگ، لب های پهن، نگاهی تهی، با چشمانی تقریباً خمار و در حالی که سینه ی چپش که با مدفوع فیل ساخته و برجسته شده بود، از لباس بیرون افتاده است. چنانچه تبار آقای اوفیلی نیجریایی نبود این امکان وجود داشت که بعضی منتقدین این کاریکاتور زشت و زمخت او را به نژادپرستی متهم کنند.
این تصویر از مواد گوناگونی ساخته شده بود، از جمله ی آنها رنگ نقاشی، مدفوع فیل و بخش های قیچی شده از عکس های مجله های سکسی که بیشتر از قسمت باسن و بیضه ها تشکیل می شدند. تکه پاره های قیچی شده و بسیار زننده که شبیه به صلیب بودند، چیزی میان گلبرگ های یک گل و پروانه و این باعث می گردید که نقاشی حالت عجیب تری به خود گیرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#اختصاصی
#کریس_اوفیلی / #ChrisOfili
در 1999 موزه هنر بروکلین نقاشی بحث انگیزی را به نمایش گذارد که اثری از هنرمند بریتانیایی و نیجریه ای تبار "کریس اوفیلی" بود. عنوانی که برای این اثر انتخاب شده بود حکایت از آن داشت که می بایست تصویری از مریم باکره باشد. در واقع بدون کمک این عنوان به دشواری ممکن بود که بیننده به چنین برداشتی برسد. تابلوی « مریم باکره مقدس » برگردانی کاریکاتوریستی از زنی آفریقایی است، با بینی بزرگ، لب های پهن، نگاهی تهی، با چشمانی تقریباً خمار و در حالی که سینه ی چپش که با مدفوع فیل ساخته و برجسته شده بود، از لباس بیرون افتاده است. چنانچه تبار آقای اوفیلی نیجریایی نبود این امکان وجود داشت که بعضی منتقدین این کاریکاتور زشت و زمخت او را به نژادپرستی متهم کنند.
این تصویر از مواد گوناگونی ساخته شده بود، از جمله ی آنها رنگ نقاشی، مدفوع فیل و بخش های قیچی شده از عکس های مجله های سکسی که بیشتر از قسمت باسن و بیضه ها تشکیل می شدند. تکه پاره های قیچی شده و بسیار زننده که شبیه به صلیب بودند، چیزی میان گلبرگ های یک گل و پروانه و این باعث می گردید که نقاشی حالت عجیب تری به خود گیرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity