🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#اساطیر_یونان
#هستیا
هِستیا (به یونانی: Ἑστία) در اساطیر یونانی، ایزدبانوی باکرهٔ خانه و کانون خانواده، آتشدان و معماری بود. او نخستین فرزند کرونوس و رئا بهشمار میرفت و هم چنین او بزرگترین خواهر زئوس بود. در تمام مراسم خانوادگی قربانیای برای او انجام میشد. هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول المپ نشینان (هرا، دمتر و هستیا) بود که در کنار برادرانش زئوس، پوزئیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او به عنوان الههٔ اجاق خانواده مسئول پختوپز نان و آمادهسازی غذا برای خانواده را بر عهده داشت. او در اصل یکی از دوازده ایزد المپنشین بود و هیچ تاج و تختی نداشت، اما جای خود را به هفائستوس (در روایاتی دیونیسوس) داد تا به مراقبت از آتش مقدس اجاق المپ بپردازد. هِستیا مهربانترین ایزدبانو در میان المپ نشینان است. او قابل قیاس با وستا در اساطیر روم باستان است.
در روایتی آمده که او چنان برای برقراری رابطه از سوی پوزئیدون و آپولون تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس قسم یاد کرد بکارتش را تا ابد حفظ کند. در یکی از روزها، نزدیک بود توسط ایزد صغیر حاصلخیزی پریاپوس مورد تجاوز قرار گیرد، اما توسط خری نجات پیدا کرد. او زمانی که میخواست با هستیا در حال خواب بیامیزد، صدای خر باعث از بین رفتن نعوظ آلتش و همچنین بیدار شدن هستیا و فرار او شد. هستیا از سوی عموم مردم پرستش نمیشد و این به سبب فقدان معابد و زیارتگاههای مرتبط با او بود. او بر روی تصاویر گلدانهای آتنی به شکل زنی فروتن و محجبه که برخی مواقع شاخه گلی نیز بر دست داشت به تصویر کشیده میشد.
#تولد_و_خانواده
اولین دختر کرنوس که قبل از زئوس جهان را اداره میکرد پس او جزو اولین خدایان اولمپیا بود و مادرش رئا هم چنین خواهر دمتر، هرا، هادس، پوسیدون و زئوس بود که هنگام تولد توسط پدر بلعیده شدند زیرا کرنوس از نفرین اورانوس و گی به شدت وحشت داشت و طبق گفتهٔ هاتف غیبی توسط یکی از فرزندانش خلع و از آسمان بیرون میشود و بعدها رئا به کمک زئوس تنها فرزندی که با حیلهٔ مادر توسط کرنوس بلع نشد معجونی به کرنوس میدهند که فرزندان خود را قی کرد و هستیا اولین فرزندی بود که توسط پدر قی شد.
#اسطوره_شناسی
در زمانی که تهیهٔ آتش مشکل بود اهمیت زیادی در خانه مییافت و به همین دلیل او را با وستا در روم باستان یکی میانگارند، ایزد بانوی آتش و پاکی و حامی نانواها که کانون هر خانه شناخته میشد زیرا رومیان برخی از ایزدان خود را با خدایان یونانی منطبق کردند و به هر یک نام رومی مناسبی دادند. ریشهٔ آیین هستیا روشن نیست ولی به نظر میرسد آخاییهای مهاجم این کیش را به یونان آورده باشند اما ریشه باید در موکنای باشد زیرا او یک ایزدبانوی بدوی است که بسیاری از ویژگیهای بعد از ان را ندارد. «پرستیدن این الهه جنبهٔ فردی و اسطوره اش خانوادگی بود» و در سدهٔ ۵ ق م دیونوسوس جایگاه اولومپیایی او را گرفت که نشان میدهد جامعهٔ ان روزگار کماکان رو به مرد سالاری میرفت.
مقر وی کاخ المپ بودولی گفته میشود که معبد واقعی او در جایی بود که آتش خانوادگی روشن نگاه داشته میشداودر میان شعلههای آتش از خانوادهها و خانهها پاسبانی میکرد او در میان اقوام ایرانی یونانی رومی جایگاه والایی داشت به این صورت که با ازدواج فرزند بخشی از این آتش خانوادگی به او داده میشد و در کانونی جدید روشن میشدپس این آتش هم نماد هستیاو هم مظهربقای خانوادهها بود و او الهه ای مورد احترام در میان تمام یونانیان بود و بنابراین در همه جا ستایش میشد او در معبد اپولون در شهر دلف اهمیت ویژه ای داشت زیرا اهالی یونان بر این باور بودند که دلف کانون عالم هستی است بنابراتشی که در این شهر برافروخته میشد کانون آتش همهٔ شهرهای یونان بودو علاوه بر این تمام معابدش دایره ای ساخته میشدند که آتش به صورت یکسان به همه جا برسد.
📚🤔
🔴#اساطیر_یونان
#هستیا
هِستیا (به یونانی: Ἑστία) در اساطیر یونانی، ایزدبانوی باکرهٔ خانه و کانون خانواده، آتشدان و معماری بود. او نخستین فرزند کرونوس و رئا بهشمار میرفت و هم چنین او بزرگترین خواهر زئوس بود. در تمام مراسم خانوادگی قربانیای برای او انجام میشد. هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول المپ نشینان (هرا، دمتر و هستیا) بود که در کنار برادرانش زئوس، پوزئیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او به عنوان الههٔ اجاق خانواده مسئول پختوپز نان و آمادهسازی غذا برای خانواده را بر عهده داشت. او در اصل یکی از دوازده ایزد المپنشین بود و هیچ تاج و تختی نداشت، اما جای خود را به هفائستوس (در روایاتی دیونیسوس) داد تا به مراقبت از آتش مقدس اجاق المپ بپردازد. هِستیا مهربانترین ایزدبانو در میان المپ نشینان است. او قابل قیاس با وستا در اساطیر روم باستان است.
در روایتی آمده که او چنان برای برقراری رابطه از سوی پوزئیدون و آپولون تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس قسم یاد کرد بکارتش را تا ابد حفظ کند. در یکی از روزها، نزدیک بود توسط ایزد صغیر حاصلخیزی پریاپوس مورد تجاوز قرار گیرد، اما توسط خری نجات پیدا کرد. او زمانی که میخواست با هستیا در حال خواب بیامیزد، صدای خر باعث از بین رفتن نعوظ آلتش و همچنین بیدار شدن هستیا و فرار او شد. هستیا از سوی عموم مردم پرستش نمیشد و این به سبب فقدان معابد و زیارتگاههای مرتبط با او بود. او بر روی تصاویر گلدانهای آتنی به شکل زنی فروتن و محجبه که برخی مواقع شاخه گلی نیز بر دست داشت به تصویر کشیده میشد.
#تولد_و_خانواده
اولین دختر کرنوس که قبل از زئوس جهان را اداره میکرد پس او جزو اولین خدایان اولمپیا بود و مادرش رئا هم چنین خواهر دمتر، هرا، هادس، پوسیدون و زئوس بود که هنگام تولد توسط پدر بلعیده شدند زیرا کرنوس از نفرین اورانوس و گی به شدت وحشت داشت و طبق گفتهٔ هاتف غیبی توسط یکی از فرزندانش خلع و از آسمان بیرون میشود و بعدها رئا به کمک زئوس تنها فرزندی که با حیلهٔ مادر توسط کرنوس بلع نشد معجونی به کرنوس میدهند که فرزندان خود را قی کرد و هستیا اولین فرزندی بود که توسط پدر قی شد.
#اسطوره_شناسی
در زمانی که تهیهٔ آتش مشکل بود اهمیت زیادی در خانه مییافت و به همین دلیل او را با وستا در روم باستان یکی میانگارند، ایزد بانوی آتش و پاکی و حامی نانواها که کانون هر خانه شناخته میشد زیرا رومیان برخی از ایزدان خود را با خدایان یونانی منطبق کردند و به هر یک نام رومی مناسبی دادند. ریشهٔ آیین هستیا روشن نیست ولی به نظر میرسد آخاییهای مهاجم این کیش را به یونان آورده باشند اما ریشه باید در موکنای باشد زیرا او یک ایزدبانوی بدوی است که بسیاری از ویژگیهای بعد از ان را ندارد. «پرستیدن این الهه جنبهٔ فردی و اسطوره اش خانوادگی بود» و در سدهٔ ۵ ق م دیونوسوس جایگاه اولومپیایی او را گرفت که نشان میدهد جامعهٔ ان روزگار کماکان رو به مرد سالاری میرفت.
مقر وی کاخ المپ بودولی گفته میشود که معبد واقعی او در جایی بود که آتش خانوادگی روشن نگاه داشته میشداودر میان شعلههای آتش از خانوادهها و خانهها پاسبانی میکرد او در میان اقوام ایرانی یونانی رومی جایگاه والایی داشت به این صورت که با ازدواج فرزند بخشی از این آتش خانوادگی به او داده میشد و در کانونی جدید روشن میشدپس این آتش هم نماد هستیاو هم مظهربقای خانوادهها بود و او الهه ای مورد احترام در میان تمام یونانیان بود و بنابراین در همه جا ستایش میشد او در معبد اپولون در شهر دلف اهمیت ویژه ای داشت زیرا اهالی یونان بر این باور بودند که دلف کانون عالم هستی است بنابراتشی که در این شهر برافروخته میشد کانون آتش همهٔ شهرهای یونان بودو علاوه بر این تمام معابدش دایره ای ساخته میشدند که آتش به صورت یکسان به همه جا برسد.
آتنا یکی از ۱۲ خدای بزرگ اولمپیایی و یکی از محبوبترین آنها بود او خدابانوی جنگ، صنعت، هنرها و پیشهها است. آتنا را با مینروا رومی یکی میدانند.[۷] روی سینهاش «ایجس» میپوشید که سینهبندی از جنس پوست بز با منگولههایی آویزان به آن است. سپر او گرد بود و طبق گفتهٔ بعضی منابع تصویر سر گورگون بر روی آن نقش بسته بود. وی منطقی، باهوش، مدافعی قدرتمند، برنامهریز درجه اول در جنگها، صلح جویی قدرتمند و همتای زئوس از نظر عقل و هوش بود. او به عنوان الههای خردمند، ایزدبانوی شعر، موسیقی و ادبیات نیز محسوب میگردد اما ارتباط او با حکمت و فلسفه بیش از شعر و موسیقی میباشد زیرا او ایزد بانوی عقل و خرد است. آتنا ایزدبانوی صلح نیز بهشمار میآید. این الهه المپی فرمانروای جنگ و طوفان نیز بود.آتنا قوی ، خونسرد و خویشتن دار و با نظم است. گرچه او خدابانوی دفاع و جنگ سلحشورانه است اما با ” ارس” خدای جنگ متفاوت است زیرا که در جنگ بیش از خشونت ، از استراتژی و دیسیپلین نظامی استفاده میکند و کارش حمایت شهروندان آتن است. جنگ برای آتنا ، برای حفظ شئونات اخلاقی است تا خونریزی و کشتن و قتل و غارت. میتوان گفت از نظر مرام اخلاقی، آتنا بیشتر به برادرش آپولو نزدیک است تا به آرس خدای جنگ چون که در کارهایش عقل و حسابگری و لوگوس را بکار میگیرد که برای یونانیان داشتن لوگوس ، مقدس شمرده میشد.آتنا زنانگی خودرا در زیر کلاهخود طلائی و پیش بند ی از پوست بز که از پدرش زئوس هدیه گرفته و سپر طلائی که نقش سر مدوسا بر آن حک شده است، پنهان ساخته است( تصویر مدوسا همان تصویری است که مردان با نگریستن به آن تبدیل به سنگ میشده اند.) آتنا، بعنوان یک ایزد بانوی باهوش ، مدبر است و همیشه با هدف و برنامه پیش میرود. (توجه شوداو از سر زئوس دنيا امده است) او خدا بانوی مدافع قوانین و سلسله مراتب طبقاتی است قدرت خدائی او در ایجاد فرهنگ ، تمدن و فرم دادن مجلس سنا و قانونگزاری در آتن آشکار است.آتنا خدابانوی هنرهای خلاق نیز هست و باید گفت او همه استعدادهایش در جهت رضایت پدر و همچنین حمایت اوست . او مغرورانه و جسورانه ” میگوید که ” هیچ مادری مرا نزاده است. من مردانگی را حرمت میگذارم الا در ازدواج . بله من با تمام وجودم دختر پدرم هستم”. چنین است که او مورد احترام ترین و قوی ترین خدابانو در تفکر مردسالاری یونانی و همچنین کوه المپ است و لقب اش ” دختر پدر” ست.آتنا صدای زنانه نظم و سامان شهروندی و تمدن است و شهر آتن به نام او است. در حالیکه او را از حیث قدرت بعد از زئوس به شمار می آورند، از جهاتی باید گفت که او با زئوس برابر است. در ایلیاد ، هومر دائماً آنها را با هم صدا میکند: ” ای پدر زئوس و ای آتنا” . “هسیود” تاریخ نگار هم او را مساوی با پدرش زئوس در قدرت و در درک و هوشمندی میداند.آتنا خدابانوی سنجش و داوری نیز هست اما داوری ها ی او بر حسب احساسات شخصی خودش نیست بلکه بر اساس اصول اخلاقی و موازین راستی است. شاید بکارت او بطور سمبولیک رمز این باشد که این خدابانو در قضاوت و دادگری ، خرد پاک را بدون وسوسه ها و تمنا ی خواسته های شخص خودش بکار میگیرد
#نام_آتنا
نام آتنا به دورهٔ پیش – هلنی بازمیگردد در سلسله متون «ب» موکنایی آتنا را آتاناپوتینا مینامند. زمانی که آخاییها در یونان پیش هلنی وارد شدند ایزد بانو جنگجوی جوانی با خود آوردند که لقبهای (کوره) به معنای دختر، (پاتنوس) به معنای باکره و (پالاس) به معنی دوشیزه را داشته و لقب پالاس رواج بیشتری داشت است.
#اسطوره_شناسی
آتنا و پوزئیدون و شهر آتن
آتنا در عین حال که الههٔ عقل و جنگجوی بود، الههٔ صلح نیز نامیده میشد و آوردن درخت زیتون به آتن را به آتنا نسبت دادند. براساس افسانهها آتنا با پوزئیدون رقابت داشتند. پوزئیدون بعد از آتنا دومین خدای پراهمیت مردم آتن بود. در نتیجه هر دو برای خطیه آتن هدایای در نظر گرفتند. در مسابقهای که بین آتنا و پوزئیدون بر سر آتن برقرار شد، پوزئیدون دریاچهٔ شوری را در کنار آکروپل آتن به وجود آورد، و بنا بر برخی روایتها دیگر از زیر نیزه سه شاخهٔ پوزئیدن اسبی برای آتنیان پیدا شد[۱۰]؛ و آتنا درخت زیتون را هدیه کرد. درختی که به رغم آتشسوزی از جانب پارسیان و حمله خشایار شاه تا روزگار پریکلس پا بر جا مانده بود و چون آتنیان به حکمیت دعوت شدن درخت زیتون را مفیدتر و مناسبتر دانسته و اینگونه بزرگی آتنا بر آتنیان مسلم شد. بعد از مسابقه پوزئیدون به خشم آمد و سیلی به راه انداخت اما چون آتنیان بعد از آتنا بیشترین احترام را برای پوزئیدون قائل میشدند، او نرم شد و بر سر لطف آمد. سرانجام، آتنا و پوزئیدون با آمیختن نیروهای یکدیگر با هم متحد شدند. با وجود اینکه پوزئیدون خدای اسبها بود، آتنا اولین ارابه را درست کرد. همچنین آتنا اولین کشتی را ساخت تا بر روی دریایی که پوزئیدون فرمانروای آن بود حرکت کند.
#نام_آتنا
نام آتنا به دورهٔ پیش – هلنی بازمیگردد در سلسله متون «ب» موکنایی آتنا را آتاناپوتینا مینامند. زمانی که آخاییها در یونان پیش هلنی وارد شدند ایزد بانو جنگجوی جوانی با خود آوردند که لقبهای (کوره) به معنای دختر، (پاتنوس) به معنای باکره و (پالاس) به معنی دوشیزه را داشته و لقب پالاس رواج بیشتری داشت است.
#اسطوره_شناسی
آتنا و پوزئیدون و شهر آتن
آتنا در عین حال که الههٔ عقل و جنگجوی بود، الههٔ صلح نیز نامیده میشد و آوردن درخت زیتون به آتن را به آتنا نسبت دادند. براساس افسانهها آتنا با پوزئیدون رقابت داشتند. پوزئیدون بعد از آتنا دومین خدای پراهمیت مردم آتن بود. در نتیجه هر دو برای خطیه آتن هدایای در نظر گرفتند. در مسابقهای که بین آتنا و پوزئیدون بر سر آتن برقرار شد، پوزئیدون دریاچهٔ شوری را در کنار آکروپل آتن به وجود آورد، و بنا بر برخی روایتها دیگر از زیر نیزه سه شاخهٔ پوزئیدن اسبی برای آتنیان پیدا شد[۱۰]؛ و آتنا درخت زیتون را هدیه کرد. درختی که به رغم آتشسوزی از جانب پارسیان و حمله خشایار شاه تا روزگار پریکلس پا بر جا مانده بود و چون آتنیان به حکمیت دعوت شدن درخت زیتون را مفیدتر و مناسبتر دانسته و اینگونه بزرگی آتنا بر آتنیان مسلم شد. بعد از مسابقه پوزئیدون به خشم آمد و سیلی به راه انداخت اما چون آتنیان بعد از آتنا بیشترین احترام را برای پوزئیدون قائل میشدند، او نرم شد و بر سر لطف آمد. سرانجام، آتنا و پوزئیدون با آمیختن نیروهای یکدیگر با هم متحد شدند. با وجود اینکه پوزئیدون خدای اسبها بود، آتنا اولین ارابه را درست کرد. همچنین آتنا اولین کشتی را ساخت تا بر روی دریایی که پوزئیدون فرمانروای آن بود حرکت کند.