🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بشناسیم
#اکرم_پدرام_نیا
#مترجم
اکرم پدرامنیا، نویسنده و مترجم ایرانی ساکن کانادا، در سال ۲۰۱۴ کتاب بحث برانگیز لولیتا اثر ناباکف را ترجمه کرده و نشر زریاب در افغانستان آن را منتشر کرده است.
برخی بر این نظرند که ترجمۀ دوبارۀ یک اثر مهم دستکم به خاطر تحول در زبان مبداء پس از گذشت چندین سال ضروری است و برخی دیگر براین عقیدهاند که چنین کاری ضرورت ندارد.
ذبیحالله منصوری در سالهای دور "لولیتا" را ترجمه کرده بود. حالا پس از گذشت نزدیک به شصت سال از نخستین انتشار "لولیتا" این کتاب بار دیگر توسط اکرم پدرامنیا ترجمه شده است.
او می گوید: "من با ترجمه دوبارۀ هیچ اثری موافق نیستم. در سالهای گذشته چندین اثر ترجمه کردهام ولی فقط به این دلیل که همزمان یا چند ماه پیش از من ناشرانی ترجمۀ دیگری از آنها را منتشر کردند، از ادامه کار چشم پوشیدم. اما "لولیتا" به دو دلیل متفاوت است، یکی دلیل کیفی ترجمه پیشین است که خود آقای منصوری هم در "مقدمه مترجم"ی که بر این کتاب نوشته به این نکته اشاره میکند و مینویسد: 'برای درک خواننده اثر را منبسط ترجمه کرده و تحتاللفظی ترجمه نکرده'ام و سپس میگوید اگر اینگونه ترجمه نشود، 'به مناسبت سبک انشای نویسنده، خواننده فارسیزبان حتی یک صفحه از مضامین کتاب را نخواهد فهمید.' همین خود گویاست که ما ترجمه دقیقی در زبان فارسی از این اثر نداشتیم. دلیل دوم اینکه با درنظرگرفتن رشد و پویایی زبان، پس از نزدیک به شش دهه ضرورت یک ترجمه نو از اثری چون "لولیتا" احساس میشد."
خانم پدرامنیا انگیزهاش از ترجمه و انتشار آن در افغانستان را چنین شرح میدهد: "در سالهای اخیر از خوانندههای جدی ادبیات و دانشجویان پیامهایی میگرفتم که 'آیا میشود ترجمه بیسانسور و دقیقی از لولیتا خواند؟' میشد و باید چنین میشد اما کجا میشد چاپ و منتشرش کرد؟ بهیقین چاپ ترجمۀ بیسانسور این اثر در ایران ناممکن بود اما خوشبختانه دنیای مجازی را داشتیم و عزیزانی هم بودند که از انتشارش در وبسایتهای پرخوانندهشان استقبال کردند. پس از آنکه دو یا سه پاره از ترجمه را منتشر کردیم، پیامهایی از دو ناشر افغانستانی رسید که خواستند این اثر را بیسانسور و به صورت کتاب چاپ کنند. از میان این دو، نشر زریاب موافقت کرد که همزمان با انتشار آن در دنیای مجازی، به کارهای چاپ آن سروسامان بدهد."
او در پاسخ به این پرسش که وقتی کتاب در افغانستان منتشر میشود، خوانندۀ ایرانی چگونه میتواند به کتاب دسترسی پیدا کند، میگوید: "وقتی اثری چاپ شد، بیگمان راه رسیدن به دست خوانندههای علاقهمندش را مییابد. ضمن اینکه علاقهمندان مقیم کشورهای دیگر هم میتوانند از طریق وبسایت آمازون یا دیگر راههای خرید آنلاین آن را تهیه کنند."
با آنکه حتی یک جمله در این رمان نیست که بتوان آن را پورنوگرافیک خواند، در سالهای نخستین پس از انتشار کتاب بحث در این مورد که آیا "لولیتا" اثری ضداخلاقی یا پورنوگرافیک است، میان اهل ادب جریان داشت.
خانم پدرامنیا معتقد است: "بیشک "لولیتا" همچنان از آثار بحثبرانگیز ادبیات قرن بیستم است اما به گفته خود ناباکوف "لولیتا" نه اثری اخلاقی است و نه ضداخلاقی. به نظر بسیاری از اهل ادب جهان "لولیتا" شاهکاری است هنری و همچنان یکی از صدرنشینان فهرست آثار برتر این قرن. حالا اینکه چرا این اثر از آثار برجسته است، نخست میتوان به قلم هنرمندانه ناباکوف که مجموعهای از شعر، موسیقی، طنز و ایهام و تضاد را در خود دارد اشاره کرد. برای نمونه در سرآغاز کتاب میخوانیم: لولیتا، چراغ زندگی من، آتش اندام جنسی من. گناه من، روح من. لو، لی، تا: نوک زبان در سفری سهگامی از کام دهان به سمت پایین میآید و در گام سومش به پشت دندان ضربه میزند: لو. لی. تا.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بشناسیم
#اکرم_پدرام_نیا
#مترجم
اکرم پدرامنیا، نویسنده و مترجم ایرانی ساکن کانادا، در سال ۲۰۱۴ کتاب بحث برانگیز لولیتا اثر ناباکف را ترجمه کرده و نشر زریاب در افغانستان آن را منتشر کرده است.
برخی بر این نظرند که ترجمۀ دوبارۀ یک اثر مهم دستکم به خاطر تحول در زبان مبداء پس از گذشت چندین سال ضروری است و برخی دیگر براین عقیدهاند که چنین کاری ضرورت ندارد.
ذبیحالله منصوری در سالهای دور "لولیتا" را ترجمه کرده بود. حالا پس از گذشت نزدیک به شصت سال از نخستین انتشار "لولیتا" این کتاب بار دیگر توسط اکرم پدرامنیا ترجمه شده است.
او می گوید: "من با ترجمه دوبارۀ هیچ اثری موافق نیستم. در سالهای گذشته چندین اثر ترجمه کردهام ولی فقط به این دلیل که همزمان یا چند ماه پیش از من ناشرانی ترجمۀ دیگری از آنها را منتشر کردند، از ادامه کار چشم پوشیدم. اما "لولیتا" به دو دلیل متفاوت است، یکی دلیل کیفی ترجمه پیشین است که خود آقای منصوری هم در "مقدمه مترجم"ی که بر این کتاب نوشته به این نکته اشاره میکند و مینویسد: 'برای درک خواننده اثر را منبسط ترجمه کرده و تحتاللفظی ترجمه نکرده'ام و سپس میگوید اگر اینگونه ترجمه نشود، 'به مناسبت سبک انشای نویسنده، خواننده فارسیزبان حتی یک صفحه از مضامین کتاب را نخواهد فهمید.' همین خود گویاست که ما ترجمه دقیقی در زبان فارسی از این اثر نداشتیم. دلیل دوم اینکه با درنظرگرفتن رشد و پویایی زبان، پس از نزدیک به شش دهه ضرورت یک ترجمه نو از اثری چون "لولیتا" احساس میشد."
خانم پدرامنیا انگیزهاش از ترجمه و انتشار آن در افغانستان را چنین شرح میدهد: "در سالهای اخیر از خوانندههای جدی ادبیات و دانشجویان پیامهایی میگرفتم که 'آیا میشود ترجمه بیسانسور و دقیقی از لولیتا خواند؟' میشد و باید چنین میشد اما کجا میشد چاپ و منتشرش کرد؟ بهیقین چاپ ترجمۀ بیسانسور این اثر در ایران ناممکن بود اما خوشبختانه دنیای مجازی را داشتیم و عزیزانی هم بودند که از انتشارش در وبسایتهای پرخوانندهشان استقبال کردند. پس از آنکه دو یا سه پاره از ترجمه را منتشر کردیم، پیامهایی از دو ناشر افغانستانی رسید که خواستند این اثر را بیسانسور و به صورت کتاب چاپ کنند. از میان این دو، نشر زریاب موافقت کرد که همزمان با انتشار آن در دنیای مجازی، به کارهای چاپ آن سروسامان بدهد."
او در پاسخ به این پرسش که وقتی کتاب در افغانستان منتشر میشود، خوانندۀ ایرانی چگونه میتواند به کتاب دسترسی پیدا کند، میگوید: "وقتی اثری چاپ شد، بیگمان راه رسیدن به دست خوانندههای علاقهمندش را مییابد. ضمن اینکه علاقهمندان مقیم کشورهای دیگر هم میتوانند از طریق وبسایت آمازون یا دیگر راههای خرید آنلاین آن را تهیه کنند."
با آنکه حتی یک جمله در این رمان نیست که بتوان آن را پورنوگرافیک خواند، در سالهای نخستین پس از انتشار کتاب بحث در این مورد که آیا "لولیتا" اثری ضداخلاقی یا پورنوگرافیک است، میان اهل ادب جریان داشت.
خانم پدرامنیا معتقد است: "بیشک "لولیتا" همچنان از آثار بحثبرانگیز ادبیات قرن بیستم است اما به گفته خود ناباکوف "لولیتا" نه اثری اخلاقی است و نه ضداخلاقی. به نظر بسیاری از اهل ادب جهان "لولیتا" شاهکاری است هنری و همچنان یکی از صدرنشینان فهرست آثار برتر این قرن. حالا اینکه چرا این اثر از آثار برجسته است، نخست میتوان به قلم هنرمندانه ناباکوف که مجموعهای از شعر، موسیقی، طنز و ایهام و تضاد را در خود دارد اشاره کرد. برای نمونه در سرآغاز کتاب میخوانیم: لولیتا، چراغ زندگی من، آتش اندام جنسی من. گناه من، روح من. لو، لی، تا: نوک زبان در سفری سهگامی از کام دهان به سمت پایین میآید و در گام سومش به پشت دندان ضربه میزند: لو. لی. تا.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨