🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # .IKB 191/1962/ ایو کلین در سبک مینی مالیسم
.
.
.
.

کلین در سال 1958(تاریخ دقیق را اطمینان ندارم) در پاریس نمایشگاه جنجالی با عنوان خلاء بر پا کرد که فضای آبی رنگ پیش از ورودی گالری از محیط اسرارآمیز داخل خبر می‌داد. ذهنیت‌های کلین در مورد فضا و آسمان باعث بکارگیری مفرط رنگ آبی شد، در نتیجه بوم‌هایی را که سراسر آبی بودند به وجود آورد. او هنگامی که مشغول تماشای فیلم موندوکان در فستیوال فیلم کن در ۱۱ مه ۱۹۶۲ بود، دچار حمله قلبی شد و پس از آن نیز دچار دو حمله قلبی دیگر شد که دومین آن، او را در ۶ ژوئن ۱۹۶۲ از پای درآورد.ناگفته نماند که ایو رهبر جنبش نئورئالیسم و همچنین پیشگام در توسعهٔ هنر اجرا و هنر مینیمال و هنر پاپ هم بود.
.
.
.
.

مینی مالیسم یا کمینه گرایی، مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشته‌است.
مینی مالیستها معتقدند با حذف حضور فریبنده ترکیب بندی و استفاده از موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند،می توان به کیفیت نـاب رنگ، فرم،فضا و ماده دست یافت. از هنرمندان این سبک می‌توان به دیوید اسمیت،دونالد جاد،ارنست تروا، سول لویت، کارل آندره، دن فلاوین، رابرت رایمن، رونالد بلادن و ریچارد سِرا اشاره کرد. آثار هنر مندان مینی مالیست گاه کاملاً تصادفی پدید می‌آمد و گاه زادهٔ شکل‌های هندسی ساده و مکرر بود. مینی مالیسم نمونه‌ای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است: (Less is more) «کمتر غنی تر است
. .
#مینیمالیسم
#ایو_کلین



🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴 #ایو تانگی

.
..

ایو تانگی,پسر یک کاپیتان بازنشسته ی کشتیرانی,در پاریس به دنیا آمد.
پدر و مادر او اصالتا بریتانیایی بودند.
بعد از مرگ پدرش در سال 1908،مادرش به شهر بومی خودشان Locronan,Finistère بازگشت.

در سال 1918,ایو تانگی قبل از اینکه در خدمت ارتش درآید, به تجارت دریایی پرداخت که با ژاک پرورت دوست شد.
در پایان خدمت سربازی اش در سال 1922,او به پاریس بازگشت.
شغل های عجیب و غریب زیادی را امتحان کرد.
بطور اتفاقی با یک نقاشی از جورجیو دکریکو روبه رو شد و او را عمیقا متاثر کرد و تصمیم گرفت که یک نقاش شود علیرغم کاستی هایش در آموزش رسمی.

تانگی عادت داشت مجذوب و مغروق نقاشی ای که میکشید,شود.
این شیوه ی خلق اثر هنری احتمالا مرهون استودیو کوچک اوست که تنها یک اتاق برای نقاشی های خیس او داشت.
بوسیله ی دوستش,ژاک پرورت در حدود سال 1924,ایو تانگی به جمع هنرمندان سوررآلیستی که دور آندره برتون بودند معرفی شد.
ایو تانگی به سرعت شیوه ی نقاشی خاص خودش را گسترش داد و اولین نمایشگاه انفرادی اش را در سال 1927 در پاریس برگزار کرد و با همسر اولش در همین سال ازدواج کرد.
در این دوره ی شلوغ از زندگی اش,آندره برتون با او قرار داد بست که در طول یک سال 12 نقاشی بکشد.
با درآمد ثابت او,تانگی کمتر نقاشی کرد و تنها 8 اثر برای برتون آماده کرد.
در دسامبر 1930,اوایل اکران فیلم L'Age d'Or از دالی و بونوئل,فعالیت های جناح راست باعث لابی در سینما و اکران فیلم شد و باعث تباه شدن آثار هنری دالی,خوان میرو,من ری,ایو تانگی و دیگران شد.

در سال های 1930،ایو تانگی شیوه ی زندگی بوهمیان را در کشاکش ذوق و شوق هنرمند در پیش گرفت که عاقبت منجر به شکست ازدواج اولش انجامید.
او با Peggy Guggenheim در سال 1938,زمانی که با همسرش Jeannette Ducroq برای نمایشگاهی در بریتانیا در گالری Guggenheim رفتند,رابطه ی قوی ای داشت.

این نمایشگاه موفقیت بزرگی بود و Guggenheim در زندگی نامه اش می نویسد:
ایو تانگی برای اولین بار در زندگی اش خود را توانگر و ثروتمند دید.این رابطه چه در لندن و چه در پاریس ادامه یافت و زمانی به پایان رسید که تانگی با یک هنرمند سوررآلیست ملاقات کرد و همسر دوم او شد.
در سال 1938،بعد از اینکه کارهای Kay Sage را دید با او وارد رابطه شد که این رابطه منجر به ازدواج دوم تانگی شد.

با وقوع جنگ جهانی دوم,Sage به شهر بومی خود نیویورک بازگشت و ایو تانگی هم از خدمت به ارتش معاف شد و به دنبال او رفت.
او باقی عمرش را در آمریکا سپری کرد.
در سال 1940 ازدواج کردند.
مقارن با پایان جنگ,این زوج به Woodbury رفتند و یک خانه ی رعیتی را به استودیوی هنری تبدیل کردند.
آنها باقی عمرشان را آنجا سپری کردند.
در سال 1948،ایو تانگی تابعیت ایالات متحده را دریافت کرد.

در ژانویه ی 1955,تانگی از ضربه ی مهلکی که در Woodbury بر سرش آمده بود رنج میکشید.بعد از ایو تانگی
بدن او سوزانده شد و خاکسترش را نگه داشتند تا زمان مرگ Sage در سال 1963.
بعد از آن خاکستر ایو تانگی توسط دوستش, پیر ماتیس در ساحل Douarnenez در Brittany(بخشی از شمال غربی فرانسه)به همراه خاکستر همسرش,پراکنده شد.




https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند

#ایو_کلن_هنرمند_نقاش

ایو کلَن (متولد ۲۸ آوریل ۱۹۲۸ در نیس - درگذشت ۶ ژوئن ۱۹۶۲ در سن ۳۴ سالگی در پاریس) نقاش معروف فرانسوی است.

کلَن در شهر نیس فرانسه، در ادارهٴ نیروی دریایی، آپس متولد شد. والدین او فرد کلَن و ماری ریموند هر دو نقاش بودند. او رهبر جنبش نئورئالیسم و همچنین پیشگام در توسعهٔ هنر اجرا و هنر مینیمال و هنر پاپ بود. او در سال ۱۹۵۸ در پاریس نمایشگاه جنجالی با عنوان خلاء بر پا کرد که فضای آبی رنگ پیش از ورودی گالری از محیط اسرارآمیز داخل خبر می‌داد. ذهنیت‌های کلَن در مورد فضا و آسمان باعث بکارگیری مفرط رنگ آبی شد، در نتیجه بوم‌هایی را که سراسر آبی بودند به وجود آورد. او هنگامی که مشغول تماشای فیلم موندوکان در فستیوال فیلم کن در ۱۱ مه ۱۹۶۲ بود، دچار حمله قلبی شد و پس از آن نیز دچار دو حمله قلبی دیگر شد که دومین آن، او را در ۶ ژوئن ۱۹۶۲ از پای درآورد.
کلَن دوست داشت تصور کند قادر است پرواز کند. در این اشتیاق، شیفتگی کلَن به «فضا» و «رنگ آبی» کاملٱ عیان است: او هر دو را برگرفته از روح آسمان می‌دانست. این تصویر یکی از ماندگارترین تصاویر نئو-آوانگارد با عنوان "پرش به سمت خلاء" می‌باشد. در این تصویر کلَن خودش را مثل پرنده‌ای سبکبال برای به آغوش گرفتن فضا پرتاب می‌کند. در واقع عکس مونتاژ شدهٔ یک پرش مطمئن کلَن است. جذابیت این تصویر تا حدی به خاطر ساختگی بودن آن است: کلَن چیزهای تصنعی و غیرواقعی را دوست داشت. او مثل مارسل دوشان و نسل هنرمندان پیشرو نیویورکی در دههٔ ۶۰، به صحت و صداقت هنر مدرن در بیان احساسات اعتقادی نداشت.
معروف‌ترین و جنجالی‌ترین کارهای #ایو_کلن، نقاشی‌های بدنی یا به تعبیری "انسان نگاری‌های دوران آبی" است؛ که از جسورانه‌ترین کارهای تاریخ هنر مدرن است. او از بدن برهنهٔ زنان به مثابهٔ برس‌هاس زنده استفاده می‌کرد و خودش تنها یک هدایت‌کننده بود و هیچ گونه تماسی با زن‌ها و بوم نداشت. در برخی از اجراها بدن زنان رنگ می‌شد و با غلت زدن روی بوم رنگ آبی ثبت می‌شد و در برخی دیگر زنان به تابلوها می‌چسبیدند و با اسپری دور آن‌ها رنگ می‌شد. این تجربیات، همیشه در برابر تماشاگران و با همراهی یک ارکستر موسیقی که یک سمفونی با یک نت واحد را می‌نواخت، صورت می‌پذیرفت. رویداد انسان‌نگاری دوران آبی که در سال ۱۹۶۰ همراه با یک قطعهٔ موسیقی مونوتون به‌طور زنده اجرا شد، یکی از معروف‌ترین نمونه‌های این ژّانر است.

تابلوهای خلق شده در این اجراها، با عنوان کلی Ant، برگرفته از ابتدای کلمه ی Anthropometry به معنی انسان نگاری، به نمایش درآمد. تکه‌های پراکنده‌ای که از تماس‌های متناوب بدن با سطح تابلو پدید آمده‌اند، مشابه سطوح کوبیستی و یادآور تابلوی "برهنه در حال پایین آمدن از پله‌ها" اثر #مارسل_دوشان هستند که پیکره زن را در تجزیه سطوح مختلف به تصویر کشیده‌است. پیکره زن‌ها در تصاویر انسان‌نگاری، فاقد هویت و غیرقابل شناسایی است؛ گویی که تابلوی نقاشی در زمانی با بدن همگن شده، لیکن اکنون جسم گریخته و تنها روح باقی‌مانده‌است.

این کار او در امتداد کار #جکسون_پولاک بود، چون هر دو بوم را بر روی زمین قرار می‌دادند و از قلمو استفاده نمی‌کردند. اما کار پولاک انتزاعی بود و خود رنگ روی بوم می‌پاشید. اما در کار کلَن معلوم بودن پیکره زن‌ها نشان دهندهٔ فیگوراتیو بودن تابلوهاست، و او تنها هدایت‌کننده و ناظر بوده‌است؛ که از منظر حساسیت‌های فمنیستی معاصر، حضور یک مرد ژیگول با لباس رسمی در برابر جمعیتی از تماشاگران عمدتا بورژوایی از زنان برهنه به مثابهٔ ابزار کار استفاده می‌کند، چقدر می‌تواند صحنه بحث‌برانگیزی باشد. تفاوت دوم کار این دو هنرمند به روش و فرایند نقاشی مربوط می‌شود. برای پولاک رها و آزاد ریخته شدن رنگ‌ها مهم بود، اما برای کلَن، وسیله انتقال رنگ بر روی بوم مهم بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی

آثار#ایو_کلن

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی

معروف‌ترین و جنجالی‌ترین کارهای #ایو_کلن، نقاشی‌های بدنی یا به تعبیری "انسان نگاری‌های دوران آبی" است؛ که از جسورانه‌ترین کارهای تاریخ هنر مدرن است. او از بدن برهنهٔ زنان به مثابهٔ برس‌هاس زنده استفاده می‌کرد و خودش تنها یک هدایت‌کننده بود و هیچ گونه تماسی با زن‌ها و بوم نداشت. در برخی از اجراها بدن زنان رنگ می‌شد و با غلت زدن روی بوم رنگ آبی ثبت می‌شد و در برخی دیگر زنان به تابلوها می‌چسبیدند و با اسپری دور آن‌ها رنگ می‌شد. این تجربیات، همیشه در برابر تماشاگران و با همراهی یک ارکستر موسیقی که یک سمفونی با یک نت واحد را می‌نواخت، صورت می‌پذیرفت. رویداد انسان‌نگاری دوران آبی که در سال ۱۹۶۰ همراه با یک قطعهٔ موسیقی مونوتون به‌طور زنده اجرا شد، یکی از معروف‌ترین نمونه‌های این ژّانر است.
تابلوهای خلق شده در این اجراها، با عنوان کلی Ant، برگرفته از ابتدای کلمه ی Anthropometry به معنی انسان نگاری، به نمایش درآمد. تکه‌های پراکنده‌ای که از تماس‌های متناوب بدن با سطح تابلو پدید آمده‌اند، مشابه سطوح کوبیستی و یادآور تابلوی "برهنه در حال پایین آمدن از پله‌ها" اثر #مارسل_دوشان هستند که پیکره زن را در تجزیه سطوح مختلف به تصویر کشیده‌است. پیکره زن‌ها در تصاویر انسان‌نگاری، فاقد هویت و غیرقابل شناسایی است؛ گویی که تابلوی نقاشی در زمانی با بدن همگن شده، لیکن اکنون جسم گریخته و تنها روح باقی‌مانده‌است.
این کار او در امتداد کار #جکسون_پولاک بود، چون هر دو بوم را بر روی زمین قرار می‌دادند و از قلمو استفاده نمی‌کردند. اما کار پولاک انتزاعی بود و خود رنگ روی بوم می‌پاشید. اما در کار کلَن معلوم بودن پیکره زن‌ها نشان دهندهٔ فیگوراتیو بودن تابلوهاست، و او تنها هدایت‌کننده و ناظر بوده‌است؛ که از منظر حساسیت‌های فمنیستی معاصر، حضور یک مرد ژیگول با لباس رسمی در برابر جمعیتی از تماشاگران عمدتا بورژوایی از زنان برهنه به مثابهٔ ابزار کار استفاده می‌کند، چقدر می‌تواند صحنه بحث‌برانگیزی باشد. تفاوت دوم کار این دو هنرمند به روش و فرایند نقاشی مربوط می‌شود. برای پولاک رها و آزاد ریخته شدن رنگ‌ها مهم بود، اما برای کلَن، وسیله انتقال رنگ بر روی بوم مهم بود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#عکاسی

📷 #عکس: "پرشی در پوچی" #ایو_کلین / فرانسه /۱۹۶۰ میلادی

وقتی بر می خيزم
بگذار با اشتياق باشد
مثل پرنده ای

وقتی می افتم
بگذار بدون پشيمانی باشد
مثل برگی

#وندل_بری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity