🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#گلهای_تازه برنامه شماره ۵۰"
#بیات_اصفهان
آواز و عود: "عبدالوهاب شهیدی"
تار: "جلیل شهناز"
نی: "حسن ناهید"
تمبک: "جهانگیر ملک"
غزل ها: "سعدی شیرازی"
گوینده: "فخری نیکزاد"
چو تو آمدی مرا بس که حدیثِ خویش گفتم
چو تو ایستاده باشی، ادب آن که من بیفتم
تو اگر چنین لطیف از درِ بوستان درآیی
گُلِ سرخ شرم دارد که چرا همیشکفتم
چو به منتها رسد گُل برود قرارِ بلبل
همه خلق را خبر شد غمِ دل که مینهفتم
به امیدِ آن که جایی قدمی نهاده باشی
همه خاکهای شیراز به دیدگان بِرُفتم
دو سه بامدادِ دیگر که نسیمِ گل برآید
بَتَر از هزاردستان بکشد فراقِ جفتم
نشنیدهای که فرهاد چگونه سنگ سُفتی
نه چو سنگِ آستانت که به آب دیده سُفتم
نه عجب شبِ درازم که دو دیده باز باشد
به خیالت ای ستمگر عجب است اگر بخفتم
ز هزار خونِ سعدی بحلند بندگانت
تو بگوی تا بریزند و بگو که من نگفتم
************
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم
نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند
که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم
بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب
که نه در بادیه خار مغیلان بودم
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصال
ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
به تولای تو در آتش محنت چو خلیل
گوییا در چمن لاله و ریحان بودم
تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح
همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم
سعدی از جور فراقت همه روز این میگفت
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
#سعدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#گلهای_تازه برنامه شماره ۵۰"
#بیات_اصفهان
آواز و عود: "عبدالوهاب شهیدی"
تار: "جلیل شهناز"
نی: "حسن ناهید"
تمبک: "جهانگیر ملک"
غزل ها: "سعدی شیرازی"
گوینده: "فخری نیکزاد"
چو تو آمدی مرا بس که حدیثِ خویش گفتم
چو تو ایستاده باشی، ادب آن که من بیفتم
تو اگر چنین لطیف از درِ بوستان درآیی
گُلِ سرخ شرم دارد که چرا همیشکفتم
چو به منتها رسد گُل برود قرارِ بلبل
همه خلق را خبر شد غمِ دل که مینهفتم
به امیدِ آن که جایی قدمی نهاده باشی
همه خاکهای شیراز به دیدگان بِرُفتم
دو سه بامدادِ دیگر که نسیمِ گل برآید
بَتَر از هزاردستان بکشد فراقِ جفتم
نشنیدهای که فرهاد چگونه سنگ سُفتی
نه چو سنگِ آستانت که به آب دیده سُفتم
نه عجب شبِ درازم که دو دیده باز باشد
به خیالت ای ستمگر عجب است اگر بخفتم
ز هزار خونِ سعدی بحلند بندگانت
تو بگوی تا بریزند و بگو که من نگفتم
************
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم
نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند
که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم
بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب
که نه در بادیه خار مغیلان بودم
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصال
ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
به تولای تو در آتش محنت چو خلیل
گوییا در چمن لاله و ریحان بودم
تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح
همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم
سعدی از جور فراقت همه روز این میگفت
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
#سعدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ز خاکِ من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیتِ مستانه سراید
اگر بر گورِ من آیی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گورِ من برادر
که در بزمِ خدا غمگین نشاید
مرا حق از میِ عشق آفریدهست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
#مولانای_جان🌸🍂🌸
#حسین_اینانلو
#بیات_اصفهان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ز خاکِ من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیتِ مستانه سراید
اگر بر گورِ من آیی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گورِ من برادر
که در بزمِ خدا غمگین نشاید
مرا حق از میِ عشق آفریدهست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
#مولانای_جان🌸🍂🌸
#حسین_اینانلو
#بیات_اصفهان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity