This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آواز_دشتی همراه با تصاویر ناب از بزرگان موسیقی
#می_گریزم
با صدای بانو : #مرضیه
آهنگ از #حبیب_الله_بدیعی
شعر از #رحیم_معینی_کرمانشاهی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#می_گریزم
با صدای بانو : #مرضیه
آهنگ از #حبیب_الله_بدیعی
شعر از #رحیم_معینی_کرمانشاهی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# امروز، ۱۵ بهمن، ۴ فوریه:
⏳ زادروز
#مهدی_سحابی (۱۳۸۸-۱۳۲۳)
مترجم، نویسنده، نقاش، مجسمهساز و عکاس ایرانی، او به گواهي آثارش در رشتههاي گوناگونِ هنری، هنرمند غريبیست ، او ميان اهل ادبيات با ترجمهی رمان بالابلند #پروست، «درجستجوي زمان از دست رفته»، نقش پيامبری را بازی میكند كه با همين يك كتاب حجت را بر خوانندگانش تمام كرده است، كمي آن طرفتر از او به عنوان روزنامهنگاري زبده ياد ميكنند و گاهي حتی ما را ياد رفيقش، #محمد_قائد میاندازد . در ويژوال آرت به وسيلهي تعدد آثارش در عكاسي، نقاشي، گرافيك و حجم، اين تصور را به وجود ميآورد كه بايد دست در كشكولاش كند و كارهايي براي خالي نبودن عريضه بيرون بكشد! او از جمله کسانی است که رنج را بر جانش خريده و جامهي محنت به تن كرده و كار و كار و باز هم كار كرده است.
#علی_نصیریان (۱۳۱۳)
بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون. نمایشنامهنویس. وی در سال ۱۳۸۴ نشان عالی هنر را از دست رئیسجمهور وقت؛ #سیدمحمد_خاتمی، دریافت کرد. بازی در فیلم گاو اولین نقش سینماییاش بود، اما آقای هالو به کارگردانی داریوش مهرجویی و نوشته خود نصیریان نخستین نقش محوری و مهم او در سینما محسوب میشود. به زعم بسیاری کارنامه تئاتری نصیریان از زمان تاسیس کارگاه نمایش در اوایل دهه چهل پررنگتر و مهمتر از سایر فعالیتهای هنری این هنرمند دوستداشتنی است. خواندن نمایش تراژیک "سلطان و سیاه" را که همیشه تازه بهنظر میرسد، توصیه میکنیم ...
#رحیم_معینی_کرمانشاهی (۱۳۹۴-۱۳۰۱)
نقاش، روزنامهنگار، نویسنده، شاعر و ترانهسرای اهل ایران است. او از سال ۱۳۲۰ خورشیدی به کار نقاشی پرداخت و در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که از جمله تابلو «مسیح» با سیاه قلم و در ضمنِ کارهای نقاشی به نظم شعر میپردازد. او شاعری توانا، خوش ذوق و دوستداشتنی است و ضمن سرودن شعر چندی به ترانه سرایی پرداخت که ترانههایش که توسط خوانندگان رادیو خوانده شد بسیار محبوب بود. استاد معینی کرمانشاهی در ابتدای دهه سی خورشیدی و به پیشنهاد #علی_دشتی تخلّص «امید» را برگزید. از آثار او میتوان به ده جلد تاریخ منظوم ایران پس از حمله اعراب تا عصر حاضر تحت عنوان «شاهکار» تا کنون طبع و نشر شدهاست. «کودکی»، «نگرانم»، «رفتم که رفتم»، «نوای دل»، «تنهایی»، «شب زنده دار» و «طاووس»، «از تو گذشتم» از جمله ترانه های کم نظیر او هستند که توسط بهترین آهنگسازان آن ایام برای بهترین خوانندگان ساخته شدند.
#علیرضا_مشایخی (۱۳۱۸)
داستاننویس و موسیقیدان ایرانی، دانش آموخته مکتب اطریش و از جمله موسیقیدانان فراملی یا به تعبیری بین المللی ایران است...
#پوران_فرخزاد (۱۳۹۵-۱۳۱۲)
شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار و پژوهشگر ایرانی... اگرچه نویسندهای پرکار بوده است، ولی هرگز به شهرت خواهر و برادرش؛ فریدون و فروغ دست نیافت.
#علیرضا_قربانی (۱۳۵۱)
خواننده موسیقی سنتی، شاگرد استاد #علی_تجویدی و #فرهاد_فخرالدینی و در سالهای کودکی قاری قرآن...
#داریوش_اقبالی (۱۳۲۹)
معروف به داریوش، خوانندۀ پاپ محبوب ایرانی، جنس صدای وی باس است. از او و آثار درخشانش نسلهای در قید حیات ایران، خاطراتی فراموش نشدنی دارند...
#محمدعلی_فردین (۱۳۷۹-۱۳۰۹)
قهرمان کشتی ایران و نایب قهرمان کشتی جهان به سال ۱۹۵۴ میلادی در مسابقات توکیو. او به پیشنهاد #اسماعیل_کوشان وارد دنیای بازیگری شد. منتقدان، سینمای او را که سرشار از رقص و آوازهای شاد و رتتوخوانیهای جاهلانه بود دوست نداشتند، غضبناکترین ایشان؛ دکتر#هوشنگ_کاووسی بود که این سینما را فیلمفارسی، آبگوشتی(!) و غیرقابل نقد میدانست. ولی روحیه مردمدار و دستگیرانه فردین از ضعفا در پشت پرده سینما -که از ورزش پهلوانیاش و نشست و برخاست با افرادی چون #غلامرضا_تختی آمده بود- از او یک شخصیت بسیار محبوب و تاریخی در ایران ساخت. بعد از انقلاب، او نیز مانند بسیاری دیگر از بازیگران سینمای پیش از انقلاب، مورد تنگنظریهای متعصبانه قرار گرفت و از حضور دوبارهاش در سینما جلوگیری شد.
● وداع با
#حسن_جوهرچی (۱۳۹۵-۱۳۴۷)
بازیگر محبوب ایرانی، متولد اردبیل، اگرچه بازیگری را از سینما آغاز کرده بود ولی نقطه آغاز شهرت او بازی در سریال تلویزیونی "در پناه تو" به سال ۱۳۷۳ محسوب میشود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# امروز، ۱۵ بهمن، ۴ فوریه:
⏳ زادروز
#مهدی_سحابی (۱۳۸۸-۱۳۲۳)
مترجم، نویسنده، نقاش، مجسمهساز و عکاس ایرانی، او به گواهي آثارش در رشتههاي گوناگونِ هنری، هنرمند غريبیست ، او ميان اهل ادبيات با ترجمهی رمان بالابلند #پروست، «درجستجوي زمان از دست رفته»، نقش پيامبری را بازی میكند كه با همين يك كتاب حجت را بر خوانندگانش تمام كرده است، كمي آن طرفتر از او به عنوان روزنامهنگاري زبده ياد ميكنند و گاهي حتی ما را ياد رفيقش، #محمد_قائد میاندازد . در ويژوال آرت به وسيلهي تعدد آثارش در عكاسي، نقاشي، گرافيك و حجم، اين تصور را به وجود ميآورد كه بايد دست در كشكولاش كند و كارهايي براي خالي نبودن عريضه بيرون بكشد! او از جمله کسانی است که رنج را بر جانش خريده و جامهي محنت به تن كرده و كار و كار و باز هم كار كرده است.
#علی_نصیریان (۱۳۱۳)
بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون. نمایشنامهنویس. وی در سال ۱۳۸۴ نشان عالی هنر را از دست رئیسجمهور وقت؛ #سیدمحمد_خاتمی، دریافت کرد. بازی در فیلم گاو اولین نقش سینماییاش بود، اما آقای هالو به کارگردانی داریوش مهرجویی و نوشته خود نصیریان نخستین نقش محوری و مهم او در سینما محسوب میشود. به زعم بسیاری کارنامه تئاتری نصیریان از زمان تاسیس کارگاه نمایش در اوایل دهه چهل پررنگتر و مهمتر از سایر فعالیتهای هنری این هنرمند دوستداشتنی است. خواندن نمایش تراژیک "سلطان و سیاه" را که همیشه تازه بهنظر میرسد، توصیه میکنیم ...
#رحیم_معینی_کرمانشاهی (۱۳۹۴-۱۳۰۱)
نقاش، روزنامهنگار، نویسنده، شاعر و ترانهسرای اهل ایران است. او از سال ۱۳۲۰ خورشیدی به کار نقاشی پرداخت و در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که از جمله تابلو «مسیح» با سیاه قلم و در ضمنِ کارهای نقاشی به نظم شعر میپردازد. او شاعری توانا، خوش ذوق و دوستداشتنی است و ضمن سرودن شعر چندی به ترانه سرایی پرداخت که ترانههایش که توسط خوانندگان رادیو خوانده شد بسیار محبوب بود. استاد معینی کرمانشاهی در ابتدای دهه سی خورشیدی و به پیشنهاد #علی_دشتی تخلّص «امید» را برگزید. از آثار او میتوان به ده جلد تاریخ منظوم ایران پس از حمله اعراب تا عصر حاضر تحت عنوان «شاهکار» تا کنون طبع و نشر شدهاست. «کودکی»، «نگرانم»، «رفتم که رفتم»، «نوای دل»، «تنهایی»، «شب زنده دار» و «طاووس»، «از تو گذشتم» از جمله ترانه های کم نظیر او هستند که توسط بهترین آهنگسازان آن ایام برای بهترین خوانندگان ساخته شدند.
#علیرضا_مشایخی (۱۳۱۸)
داستاننویس و موسیقیدان ایرانی، دانش آموخته مکتب اطریش و از جمله موسیقیدانان فراملی یا به تعبیری بین المللی ایران است...
#پوران_فرخزاد (۱۳۹۵-۱۳۱۲)
شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار و پژوهشگر ایرانی... اگرچه نویسندهای پرکار بوده است، ولی هرگز به شهرت خواهر و برادرش؛ فریدون و فروغ دست نیافت.
#علیرضا_قربانی (۱۳۵۱)
خواننده موسیقی سنتی، شاگرد استاد #علی_تجویدی و #فرهاد_فخرالدینی و در سالهای کودکی قاری قرآن...
#داریوش_اقبالی (۱۳۲۹)
معروف به داریوش، خوانندۀ پاپ محبوب ایرانی، جنس صدای وی باس است. از او و آثار درخشانش نسلهای در قید حیات ایران، خاطراتی فراموش نشدنی دارند...
#محمدعلی_فردین (۱۳۷۹-۱۳۰۹)
قهرمان کشتی ایران و نایب قهرمان کشتی جهان به سال ۱۹۵۴ میلادی در مسابقات توکیو. او به پیشنهاد #اسماعیل_کوشان وارد دنیای بازیگری شد. منتقدان، سینمای او را که سرشار از رقص و آوازهای شاد و رتتوخوانیهای جاهلانه بود دوست نداشتند، غضبناکترین ایشان؛ دکتر#هوشنگ_کاووسی بود که این سینما را فیلمفارسی، آبگوشتی(!) و غیرقابل نقد میدانست. ولی روحیه مردمدار و دستگیرانه فردین از ضعفا در پشت پرده سینما -که از ورزش پهلوانیاش و نشست و برخاست با افرادی چون #غلامرضا_تختی آمده بود- از او یک شخصیت بسیار محبوب و تاریخی در ایران ساخت. بعد از انقلاب، او نیز مانند بسیاری دیگر از بازیگران سینمای پیش از انقلاب، مورد تنگنظریهای متعصبانه قرار گرفت و از حضور دوبارهاش در سینما جلوگیری شد.
● وداع با
#حسن_جوهرچی (۱۳۹۵-۱۳۴۷)
بازیگر محبوب ایرانی، متولد اردبیل، اگرچه بازیگری را از سینما آغاز کرده بود ولی نقطه آغاز شهرت او بازی در سریال تلویزیونی "در پناه تو" به سال ۱۳۷۳ محسوب میشود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#رحیم_معینی_کرمانشاهی
شعرِ نوی ایران در جریان پیدایشِ خود، شیوههای تازه ی "نیمایی" را تجربه می کرد که می توانست سرمشقی برای ترانه سرایانِ نوآور و پیشرو باشد. یکی از این شیوههای فراگیر استفاده از بیانِ تصویری، حتی در متنهای عاشقانه بود، که نه تنها ترانه سرایان، بلکه آهنگسازانِ ترانه را نیز، به سوی تخیلِ بیشتر سوق می داد. در آن سال ها یعنی سالهای دو دههی ۲۰ و ۳۰، از میان ترانه سرایان، "رحیم معینی کرمانشاهی" گرایشِ فراوانی به تصویر سازی داشت.
تصویرهایی که گاه خوب و مناسب از کار در می آمد و گاه نیز، ناسازگار جلوه می نمود. نیازِ جامعه به نوآوری، آهنگسازان و ترانهسرایانِ جوانی را پرورش داد، که ترانههای جاندار و ماندگاری، دستاوردِ همکاری آنان شد. آهنگسازان که غالباً پرورش یافتهی مکتب "ابوالحسن صبا" بودند، به ساخت و پرداخت آهنگهای نو رغبتِ بسیار نشان دادند و ترانهسرایان جوان را نیز به دنبال خود کشیدند.
" رحیم معینی کرمانشاهی" در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد، پدر معینی، "کریم معینی" ملقب به «سالار معظم» مدتی حاکمِ فارس بوده است. جَدِ او نیز "حسین معینالرعایا"، مردی لایق و با سواد و مردمدار بود، که در نهضتِ مشروطه به دستِ مردی ناشناس کشته شد. "رحیم" در دوره نوجوانی، گرایشِ ویژهای به نقاشی داشته و همزمان شعر نیز می سروده و در روزنامههای محلی منتشر می کرده است. شاید پیوند شعر و نقاشی در ذهنیت او دستِ کم به خلق ترانههای تصویری انجامیده باشد.
نخستین متنِ تصویری "معینی" با عنوان «آبشار» با موسیقی "بزرگ لشگری" و صدای بانو "یاسمین"، خواننده معروفِ آن سالها به اجرا درآمده است. این ترانه، حکایتِ آبشاری است که گاه نالان است و گاه غران. همه بانگ است و خروش و با گریه و خنده ی خود، سکوتِ کوهستان را به هم میریزد. در ادامه، شاعر خود را همان آبشاری می داند که در راه رسیدن به دلدار، گریان و غلتان است و هنگامی که به دلدار (دریا) میرسد، از پای در می آید.
پس از توفیقِ «آبشار»، "معینی" به سراغِ «طاووس» رفت که هنگامی که پَرهای زیبا و باشکوه خود را می گشاید، نمی داند که با این کار، پای زشت خود را هویدا می کند، موضوعی که در عرصه ی ترانه سازی تازگی داشت. این بار "معینی"، از همکاری دو هنرمندِ سرشناس، "مرضیه" و "پرویز یاحقی" که توفیقِ چشمگیرِ «طاووس» را تضمین می کردند، برخوردار می شد. متنِ ترانه از توصیفِ «طاووس» آغاز می شود: «تاج رنگینی به سر داشت/ خرمنی گل جای پر داشت/ در میان سبزه هر سو/ بیخبر از خود گذر داشت...
"رحیم معینی" در ترانه ی دیگری با عنوانِ «سرو و بید»، علاوه بر تصویر سازیهای طبیعی، گفتگو را نیز واردِ متن کرده است. سرو، مست و طربزا، بر سر ناز می آید، بیدِ کهن را مخاطب قرار می دهد و می گوید: «من پیکر خرم و آزادم/ غرق سرورم و دلشادم/ اگر برف زمستانها یک جا بر سرم ریزد/ برگ و برم نمیریزد/»...«سرو و بید» نیز، با آهنگ دلانگیزی از "پرویز یاحقی" پیوند خورده و با صدای جادویی و سازگارِ بانو "مرضیه" به اجرا درآمده است. پس از آن، مثنوی «فطرت» را به بازار فرستاد، تا نوبت به «خواب نوشین» رسید که مجموعهی متنهای ترانهای اوست.
"معینی" با کتابِ چند جلدی «شاهکار» به دنبال "فردوسی" نیز رفته و خود آن را ادامهی شاهنامه، یعنی تاریخِ منظومِ ایران از ساسانیان به بعد میداند. "معینی" در ترانه های تصویری خود، همیشه به یک نتیجه ی اخلاقی می رسد و تصویر را برای نفسِ زیبای تصویر نمی سازد، بلکه از زیبایی تصویر، برای رسیدن به نتایجِ اخلاقی سود می گیرد. اگر چه این روش ارزش زیبایی شناسانه ی ترانه را می کاهد، ولی به هر حال، تاثیر تصویر به جای خود باقی می ماند. او ترانه های دیگری دارد که در فضای آن ها راحتتر و صریحتر توانسته حرفهای انسانی- اخلاقی خود را مطرح کند..
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#رحیم_معینی_کرمانشاهی
شعرِ نوی ایران در جریان پیدایشِ خود، شیوههای تازه ی "نیمایی" را تجربه می کرد که می توانست سرمشقی برای ترانه سرایانِ نوآور و پیشرو باشد. یکی از این شیوههای فراگیر استفاده از بیانِ تصویری، حتی در متنهای عاشقانه بود، که نه تنها ترانه سرایان، بلکه آهنگسازانِ ترانه را نیز، به سوی تخیلِ بیشتر سوق می داد. در آن سال ها یعنی سالهای دو دههی ۲۰ و ۳۰، از میان ترانه سرایان، "رحیم معینی کرمانشاهی" گرایشِ فراوانی به تصویر سازی داشت.
تصویرهایی که گاه خوب و مناسب از کار در می آمد و گاه نیز، ناسازگار جلوه می نمود. نیازِ جامعه به نوآوری، آهنگسازان و ترانهسرایانِ جوانی را پرورش داد، که ترانههای جاندار و ماندگاری، دستاوردِ همکاری آنان شد. آهنگسازان که غالباً پرورش یافتهی مکتب "ابوالحسن صبا" بودند، به ساخت و پرداخت آهنگهای نو رغبتِ بسیار نشان دادند و ترانهسرایان جوان را نیز به دنبال خود کشیدند.
" رحیم معینی کرمانشاهی" در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد، پدر معینی، "کریم معینی" ملقب به «سالار معظم» مدتی حاکمِ فارس بوده است. جَدِ او نیز "حسین معینالرعایا"، مردی لایق و با سواد و مردمدار بود، که در نهضتِ مشروطه به دستِ مردی ناشناس کشته شد. "رحیم" در دوره نوجوانی، گرایشِ ویژهای به نقاشی داشته و همزمان شعر نیز می سروده و در روزنامههای محلی منتشر می کرده است. شاید پیوند شعر و نقاشی در ذهنیت او دستِ کم به خلق ترانههای تصویری انجامیده باشد.
نخستین متنِ تصویری "معینی" با عنوان «آبشار» با موسیقی "بزرگ لشگری" و صدای بانو "یاسمین"، خواننده معروفِ آن سالها به اجرا درآمده است. این ترانه، حکایتِ آبشاری است که گاه نالان است و گاه غران. همه بانگ است و خروش و با گریه و خنده ی خود، سکوتِ کوهستان را به هم میریزد. در ادامه، شاعر خود را همان آبشاری می داند که در راه رسیدن به دلدار، گریان و غلتان است و هنگامی که به دلدار (دریا) میرسد، از پای در می آید.
پس از توفیقِ «آبشار»، "معینی" به سراغِ «طاووس» رفت که هنگامی که پَرهای زیبا و باشکوه خود را می گشاید، نمی داند که با این کار، پای زشت خود را هویدا می کند، موضوعی که در عرصه ی ترانه سازی تازگی داشت. این بار "معینی"، از همکاری دو هنرمندِ سرشناس، "مرضیه" و "پرویز یاحقی" که توفیقِ چشمگیرِ «طاووس» را تضمین می کردند، برخوردار می شد. متنِ ترانه از توصیفِ «طاووس» آغاز می شود: «تاج رنگینی به سر داشت/ خرمنی گل جای پر داشت/ در میان سبزه هر سو/ بیخبر از خود گذر داشت...
"رحیم معینی" در ترانه ی دیگری با عنوانِ «سرو و بید»، علاوه بر تصویر سازیهای طبیعی، گفتگو را نیز واردِ متن کرده است. سرو، مست و طربزا، بر سر ناز می آید، بیدِ کهن را مخاطب قرار می دهد و می گوید: «من پیکر خرم و آزادم/ غرق سرورم و دلشادم/ اگر برف زمستانها یک جا بر سرم ریزد/ برگ و برم نمیریزد/»...«سرو و بید» نیز، با آهنگ دلانگیزی از "پرویز یاحقی" پیوند خورده و با صدای جادویی و سازگارِ بانو "مرضیه" به اجرا درآمده است. پس از آن، مثنوی «فطرت» را به بازار فرستاد، تا نوبت به «خواب نوشین» رسید که مجموعهی متنهای ترانهای اوست.
"معینی" با کتابِ چند جلدی «شاهکار» به دنبال "فردوسی" نیز رفته و خود آن را ادامهی شاهنامه، یعنی تاریخِ منظومِ ایران از ساسانیان به بعد میداند. "معینی" در ترانه های تصویری خود، همیشه به یک نتیجه ی اخلاقی می رسد و تصویر را برای نفسِ زیبای تصویر نمی سازد، بلکه از زیبایی تصویر، برای رسیدن به نتایجِ اخلاقی سود می گیرد. اگر چه این روش ارزش زیبایی شناسانه ی ترانه را می کاهد، ولی به هر حال، تاثیر تصویر به جای خود باقی می ماند. او ترانه های دیگری دارد که در فضای آن ها راحتتر و صریحتر توانسته حرفهای انسانی- اخلاقی خود را مطرح کند..
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ خورشیدی
مصادف ۰۴ فوریه ۲۰۲۰ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
مهربانی را بیاموزیم
موسم نیلوفران در پشت در مانده است
موسم نیلوفران، یعنی که باران هست
یعنی یک نفر آبی است
موسم نیلوفران یعنی
یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی
می شود برخاست در باران
دست در دست نجیب مهربانی
می شود در کوچه های شهر جاری شد
می شود با فرصت آیینه ها آمیخت
با نگاهی
با نفس های نگاهی
می شود سرشار از رازی بهاری شد
دست های خسته ای پیچیده با حسرت
چشم هایی مانده با دیوار رویاروی
چشم ها را می شود پرسید
#محمدرضا_عبدالملکیان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#جشن_میانه_زمستان☃️❄️
#روز_جهانی_سرطان
⏪۱۳۱۱خ-سنگ اول بنای دانشگاه تهران به دست رضا شاه در اراضی جلاليه نصب گرديد.
دويست هزار متر زمین دانشگاه به مبلغ يكصد هزار تومان از حاج رحيم اتحاديه تبريزی به متری ۵ ريال خريداری شد
⏪۱۳۱۳خ-طرح تاسیس دانشگاه تهران به صورت لايحه قانونی به مجلس ارائه و پس از تصويب به مرحله اجرا در آمد.
اين دانشگاه در بدو تأسيس شامل شش دانشکده: علوم طبی، انسانی، تربيتی، سياسی، اقتصادی و فنی بود
رياست آن را از سال تأسيس تا سال ۱۳۱۷دكتر عيسی صديق با همكاری دكتر علی اصغر حكمت به عهده داشتند.
استقلال دانشگاه تهران از نظر اداری و فنی در زمان وزارت دكتر علی اكبر سياسی در ۱۳۲۱خ عملی شد و نخستين بار بر طبق مقررات قانون استقلال دانشگاه، رئيسان دانشكده ها از ميان استادان و با موافقت نظر و رأی آنان برگزيده شدند.
⏪۱۳۲۷ خ- تیراندازی به محمدرضا پهلوی در دانشگاه تهران توسط ناصر فخرایی و زخمی شدن وی
⏪۱۳۵۷ خ- انتخاب دولت موقت انقلاب اسلامی
⏪۱۳۶۶ خ- تأسیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران
⏪۱۳۸۷ خ- پرتاب موفقیتآمیز ماهواره تحقیقاتی امید
⏪۱۳۹۱ خ- یکشنبه سیاه و افشاگری احمدینژاد علیه فاضل لاریجانی
⏪۱۳۲۲خ- درچهاردهمین انتخابات مجلس دكتر مصدق نماينده اول تهران شد.
در نخستين انتخابات پس از استقرار مشروطيت، وی از شهر اصفهان به نمايندگی مجلس انتخاب و پس از تبديل زادروز او از تقويم قمری به خورشيدی، كسر نصاب سنی!
آورده و انتخاب او هنگام بررسي اعتبارنامه ها در مجلس ردّ شده بود
⏪۱۳۹۱خ- غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین ، موسس همشهری، ناشر روزنامه توقیف شده هم میهن و دبیرکل حزب کارگزاران گفته است:
"برای من زندگی کردن ـ حتی در زندانهای ایران و هوای این آب و خاک را استنشاق کردن بسیار مطبوع تراست از زیستن در هر جای دیگر دنیا و به هرگونه. بدون آنکه بخواهم به عزیزانی که به هر دلیل یا اجبار رنج آوارگی را تحمل میکنند اشارهای داشته باشم، میدانم هر ایرانی وطنپرست چنین احساسی دارد."
کرباسچی که با مديريت تحسين برانگيز خود، شهر تهران را به صورت گلستان درآورده بود پس از ترک شهرداری تهران مدتی از عمر خودرا در زندان گذرانيد.
⏪۱۳۲۷خ- حزب توده غیرقانونی اعلام میشود
⏪۴۸۲قم-خشايارشا پس از فرونشاندن شورش بابل ، تصرف آتن و باز گشت از لشكركشي به اروپا، توسط بانويش استر از خاندان شائول و يهودی كه در شهر همدان مدفون است از توطئه هامان «بزرگ وزير» خود برای كشتار اتباع يهودی امپراتوری ايران آگاه شد ودستور لغو آن را صادر کرد.
اين دستور در سه روز به سراسر امپراتوری رسيد كه با وسائل آن زمان، ركوردی بی سابقه است. طبق كتاب «استر»هامان به دروغ از قول خشايارشا به شهربانان ايران ابلاغ كرده بود كه همه يهوديان ـ ازخرد و بزرگ ـ را بكشند.
در آن زمان همه يهوديان جهان از اتباع امپراتوری ايران بودند، در قلمرو اين امپراتوری زندگی می كردند و در وفاداری آنان به شاه ايران ترديد نبود.خشايارشا
پس از لغو بخشنامه «هامان»، وی را به دادگاه سپرد كه محاكمه و در شوش (پايتخت اداری ايران) اعدام شد
از آن زمان تاكنون، يهوديان هر سال (مطابق تقويم خودشان) به اين مناسبت جشن می گيرند كه به عيد «پوريم» معروف است.
⏪۱۳۸۲خ- تأسیس شبکهٔ اجتماعی فیسبوک توسط مارک زوکربرگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادزورها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۲۹۱ مهندس علیقلی بیانی درگذشته ۸ شهریور ۱۳۸۸
نویسنده، مترجم و مهندس سدسازی، ایدئولوگ و دبیرکل حزب ایران
🌿۱۲۹۹خ- لطفی زاده، بنیانگذار نظریهٔ منطق فازی
🌿۱۳۰۹خ- #محمدعلی_فردین، بازیگر و کارگردان
🌿۱۳۱۳خ- #علی_نصیریان، بازیگر
🌿۱۳۱۷خ- #فرهاد_ارژنگی آهنگساز، نوازنده تار و نقاش
🌿۱۳۲۹خ- #داریوش_اقبالی،معروفترین و محبوبترین خواننده ایرانی
🌿۱۳۵۰خ- عارف لرستانی، بازیگر
🌿۱۳۵۱خ- #علیرضا_قربانی، خواننده
🌿۱۳۱۲خ- #پوران خواننده و بازیگر
🌿۱۳۰۴خ- #رحیم_معینی_کرمانشاهی، نقاش، روزنامهنگار، نویسنده، شاعر و ترانهسرا
🌿۱۲۷۸خ- #ژاک_پرور، شاعر و فیلمنامه نویس فرانسوی
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ خورشیدی
مصادف ۰۴ فوریه ۲۰۲۰ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
مهربانی را بیاموزیم
موسم نیلوفران در پشت در مانده است
موسم نیلوفران، یعنی که باران هست
یعنی یک نفر آبی است
موسم نیلوفران یعنی
یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی
می شود برخاست در باران
دست در دست نجیب مهربانی
می شود در کوچه های شهر جاری شد
می شود با فرصت آیینه ها آمیخت
با نگاهی
با نفس های نگاهی
می شود سرشار از رازی بهاری شد
دست های خسته ای پیچیده با حسرت
چشم هایی مانده با دیوار رویاروی
چشم ها را می شود پرسید
#محمدرضا_عبدالملکیان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#جشن_میانه_زمستان☃️❄️
#روز_جهانی_سرطان
⏪۱۳۱۱خ-سنگ اول بنای دانشگاه تهران به دست رضا شاه در اراضی جلاليه نصب گرديد.
دويست هزار متر زمین دانشگاه به مبلغ يكصد هزار تومان از حاج رحيم اتحاديه تبريزی به متری ۵ ريال خريداری شد
⏪۱۳۱۳خ-طرح تاسیس دانشگاه تهران به صورت لايحه قانونی به مجلس ارائه و پس از تصويب به مرحله اجرا در آمد.
اين دانشگاه در بدو تأسيس شامل شش دانشکده: علوم طبی، انسانی، تربيتی، سياسی، اقتصادی و فنی بود
رياست آن را از سال تأسيس تا سال ۱۳۱۷دكتر عيسی صديق با همكاری دكتر علی اصغر حكمت به عهده داشتند.
استقلال دانشگاه تهران از نظر اداری و فنی در زمان وزارت دكتر علی اكبر سياسی در ۱۳۲۱خ عملی شد و نخستين بار بر طبق مقررات قانون استقلال دانشگاه، رئيسان دانشكده ها از ميان استادان و با موافقت نظر و رأی آنان برگزيده شدند.
⏪۱۳۲۷ خ- تیراندازی به محمدرضا پهلوی در دانشگاه تهران توسط ناصر فخرایی و زخمی شدن وی
⏪۱۳۵۷ خ- انتخاب دولت موقت انقلاب اسلامی
⏪۱۳۶۶ خ- تأسیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران
⏪۱۳۸۷ خ- پرتاب موفقیتآمیز ماهواره تحقیقاتی امید
⏪۱۳۹۱ خ- یکشنبه سیاه و افشاگری احمدینژاد علیه فاضل لاریجانی
⏪۱۳۲۲خ- درچهاردهمین انتخابات مجلس دكتر مصدق نماينده اول تهران شد.
در نخستين انتخابات پس از استقرار مشروطيت، وی از شهر اصفهان به نمايندگی مجلس انتخاب و پس از تبديل زادروز او از تقويم قمری به خورشيدی، كسر نصاب سنی!
آورده و انتخاب او هنگام بررسي اعتبارنامه ها در مجلس ردّ شده بود
⏪۱۳۹۱خ- غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین ، موسس همشهری، ناشر روزنامه توقیف شده هم میهن و دبیرکل حزب کارگزاران گفته است:
"برای من زندگی کردن ـ حتی در زندانهای ایران و هوای این آب و خاک را استنشاق کردن بسیار مطبوع تراست از زیستن در هر جای دیگر دنیا و به هرگونه. بدون آنکه بخواهم به عزیزانی که به هر دلیل یا اجبار رنج آوارگی را تحمل میکنند اشارهای داشته باشم، میدانم هر ایرانی وطنپرست چنین احساسی دارد."
کرباسچی که با مديريت تحسين برانگيز خود، شهر تهران را به صورت گلستان درآورده بود پس از ترک شهرداری تهران مدتی از عمر خودرا در زندان گذرانيد.
⏪۱۳۲۷خ- حزب توده غیرقانونی اعلام میشود
⏪۴۸۲قم-خشايارشا پس از فرونشاندن شورش بابل ، تصرف آتن و باز گشت از لشكركشي به اروپا، توسط بانويش استر از خاندان شائول و يهودی كه در شهر همدان مدفون است از توطئه هامان «بزرگ وزير» خود برای كشتار اتباع يهودی امپراتوری ايران آگاه شد ودستور لغو آن را صادر کرد.
اين دستور در سه روز به سراسر امپراتوری رسيد كه با وسائل آن زمان، ركوردی بی سابقه است. طبق كتاب «استر»هامان به دروغ از قول خشايارشا به شهربانان ايران ابلاغ كرده بود كه همه يهوديان ـ ازخرد و بزرگ ـ را بكشند.
در آن زمان همه يهوديان جهان از اتباع امپراتوری ايران بودند، در قلمرو اين امپراتوری زندگی می كردند و در وفاداری آنان به شاه ايران ترديد نبود.خشايارشا
پس از لغو بخشنامه «هامان»، وی را به دادگاه سپرد كه محاكمه و در شوش (پايتخت اداری ايران) اعدام شد
از آن زمان تاكنون، يهوديان هر سال (مطابق تقويم خودشان) به اين مناسبت جشن می گيرند كه به عيد «پوريم» معروف است.
⏪۱۳۸۲خ- تأسیس شبکهٔ اجتماعی فیسبوک توسط مارک زوکربرگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادزورها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۲۹۱ مهندس علیقلی بیانی درگذشته ۸ شهریور ۱۳۸۸
نویسنده، مترجم و مهندس سدسازی، ایدئولوگ و دبیرکل حزب ایران
🌿۱۲۹۹خ- لطفی زاده، بنیانگذار نظریهٔ منطق فازی
🌿۱۳۰۹خ- #محمدعلی_فردین، بازیگر و کارگردان
🌿۱۳۱۳خ- #علی_نصیریان، بازیگر
🌿۱۳۱۷خ- #فرهاد_ارژنگی آهنگساز، نوازنده تار و نقاش
🌿۱۳۲۹خ- #داریوش_اقبالی،معروفترین و محبوبترین خواننده ایرانی
🌿۱۳۵۰خ- عارف لرستانی، بازیگر
🌿۱۳۵۱خ- #علیرضا_قربانی، خواننده
🌿۱۳۱۲خ- #پوران خواننده و بازیگر
🌿۱۳۰۴خ- #رحیم_معینی_کرمانشاهی، نقاش، روزنامهنگار، نویسنده، شاعر و ترانهسرا
🌿۱۲۷۸خ- #ژاک_پرور، شاعر و فیلمنامه نویس فرانسوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۵ بهمن زادروزِ #رحیم_معینی_کرمانشاهی
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ کرمانشاه -- درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ تهران ) نقاش، نویسنده، شاعر و ترانهسُرا
رحیم معینی کرمانشاهی در خاندانی سرشناس به دنیا آمد. پدرش کریم خانِ معینی، سالار معظم کرمانشاهی، حاکم اصطهباناتِ فارس و مادرش از خاندانی کازرونیالاصل و داییاش صباح کازرونی معروف به "معتمدالتجار" از دانشمندان آن دوران بود که مدتها ریاست اداره معارفِ شهرهای اهواز، کاشان و قم را بر عهده داشت و روزنامه"صباح"را در کرمانشاه منتشر میکرد.
نیایِ معینی کرمانشاهی، حسین خانِ معینالرعایا از سران انقلاب مشروطیت در غرب کشور بود که در همین راه به قتل رسید.
معینیکرمانشاهی با چنین پیشینهای زندگی عادیِ خود را شروع کرد و در كرمانشاه مشغول تحصیل شد.
در دبستان و دبیرستان نامش به عنوان نقاشی چیرهددست بر سرِ زبانها افتاد. همواره از دروس ریاضی و فیزیك دوری میجست و به کتابهای ادبی و تاریخی علاقه داشت و به بررسی آثار بزرگان ادب پارسی رغبت نشان میداد. در شهریور ۱۳۲۰ و همزمان با اشغال نظامی ایران، فعالیّتهای سیاسیِ خود را آغاز کرد.
از آنجا که وی به هنر نقاشی علاقه داشت، در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که تابلو سیاه قلم حضرت مسیح، آخرین اثر وی در این زمینه است که در ۱۳۲۵ به پایان رسید.
وی با نوشتن مقالههای تند و صریح، مخالفتهای خود را آشکار ساخت؛ از جمله فعالیّتهای عمده او انتشار روزنامه انقلابی "سلحشوران غرب" بود که در پی آن دستگیر و زندانی و سپس به قلعه فلکالافلاک تبعید شد.
با کشته شدن رزم آرا و آزادی تردد تبعیدیان، به تهران بازگشت و شیوه تازهای در پیش گرفت و این بار غزلها و ترانههایش وسیله نشان دادن خشم و اعتراض نسبت به اوضاع اجتماعی بود.
وی از سالِ ۱۳۳۰ تا هنگام فوت، بدونِ احتسابِ ۴۰۰ ترانه و قطعاتی به سبکِ نو، با سُرودن و انتشارِ نود و چهار هزار بیت شعر نشان داد كه در این هنر از ذوق و قدرتی سرشار برخوردار است.
با انتشارِ مجموعههای "ای شمعها بسوزید" و "خورشیدِ شب" ثابت کرد كه غزلسُرایی چیره دست است؛ با عرضه كتابِ "فطرت" اندیشههایِ عرفانی خود را در قالبِ مثنوی به نمایش گُذاشت؛ با نگارشِ "حافظ برخیز" شناختی دیگر از لسانالغیب را مكتوب ساخت؛ با چاپِ گُزیدهای از ترانههایِ خود به همّتِ فرزندش حسین در كتابهایِ "رازِ خلقت" "خوابِ نوشین" و "حكایتِ نگُفته" نوآوریها و بیهمتاییِ خویش را در این شاخهی دشوار از شعرِ پارسی به قضاوتِ عموم واگذار ساخت؛ با تضمینِ غزلیّاتِ لسانالغیب، پا به پای حضرتِ حافظ، بینِ اوراقِ کتابِ "در خراباتِ مغان" قدم زد و با ارائه تاریخِ منظومِ ایران در چهارده جلد، تحتِ عنوانِ "شاهكار"، رسالتی شاعرانه از رویكردهایِ پُر فراز و نشیبِ تاریخیِ میهنش را به نمایش گُذاشت و خود را سُخنوری توانا و پُرقدرت مُعرّفی كرد.
او شاعری توانا و خوش ذوق بود و ضمن سرودن شعر، چندی به ترانه سُرایی و ایجاد تحوّل اساسی در این هنر پرداخت به صورتی که با ساختِ ترکیباتِ نو و تشبیهاتی بینظیر، آثار آهنگینِ خود را در قلمرو فلسفه، عرفان، پند و نصایح در زمینههای اجتماعی وارد کرد. ابداعِ ترانههای تمثیلی "تابلوسُرایی"و به کار بُردنِ این نوآوری در آثاری چون آبشار، طاووس، الماس، سرو و بید، برق و خرمن، تاک و هشتاد و هشت اثر برای اجرا در برنامه وزین گلها به تهیه کنندگی زنده یاد داوود پیرنیا پدید آورد که توسط خوانندگان رادیو اجرا شده است. رحیم معینی کرمانشاهی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۲ با شصت آهنگساز و موسیقیدان برجسته همکاری کرده است.
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۵ بهمن زادروزِ #رحیم_معینی_کرمانشاهی
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ کرمانشاه -- درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ تهران ) نقاش، نویسنده، شاعر و ترانهسُرا
رحیم معینی کرمانشاهی در خاندانی سرشناس به دنیا آمد. پدرش کریم خانِ معینی، سالار معظم کرمانشاهی، حاکم اصطهباناتِ فارس و مادرش از خاندانی کازرونیالاصل و داییاش صباح کازرونی معروف به "معتمدالتجار" از دانشمندان آن دوران بود که مدتها ریاست اداره معارفِ شهرهای اهواز، کاشان و قم را بر عهده داشت و روزنامه"صباح"را در کرمانشاه منتشر میکرد.
نیایِ معینی کرمانشاهی، حسین خانِ معینالرعایا از سران انقلاب مشروطیت در غرب کشور بود که در همین راه به قتل رسید.
معینیکرمانشاهی با چنین پیشینهای زندگی عادیِ خود را شروع کرد و در كرمانشاه مشغول تحصیل شد.
در دبستان و دبیرستان نامش به عنوان نقاشی چیرهددست بر سرِ زبانها افتاد. همواره از دروس ریاضی و فیزیك دوری میجست و به کتابهای ادبی و تاریخی علاقه داشت و به بررسی آثار بزرگان ادب پارسی رغبت نشان میداد. در شهریور ۱۳۲۰ و همزمان با اشغال نظامی ایران، فعالیّتهای سیاسیِ خود را آغاز کرد.
از آنجا که وی به هنر نقاشی علاقه داشت، در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که تابلو سیاه قلم حضرت مسیح، آخرین اثر وی در این زمینه است که در ۱۳۲۵ به پایان رسید.
وی با نوشتن مقالههای تند و صریح، مخالفتهای خود را آشکار ساخت؛ از جمله فعالیّتهای عمده او انتشار روزنامه انقلابی "سلحشوران غرب" بود که در پی آن دستگیر و زندانی و سپس به قلعه فلکالافلاک تبعید شد.
با کشته شدن رزم آرا و آزادی تردد تبعیدیان، به تهران بازگشت و شیوه تازهای در پیش گرفت و این بار غزلها و ترانههایش وسیله نشان دادن خشم و اعتراض نسبت به اوضاع اجتماعی بود.
وی از سالِ ۱۳۳۰ تا هنگام فوت، بدونِ احتسابِ ۴۰۰ ترانه و قطعاتی به سبکِ نو، با سُرودن و انتشارِ نود و چهار هزار بیت شعر نشان داد كه در این هنر از ذوق و قدرتی سرشار برخوردار است.
با انتشارِ مجموعههای "ای شمعها بسوزید" و "خورشیدِ شب" ثابت کرد كه غزلسُرایی چیره دست است؛ با عرضه كتابِ "فطرت" اندیشههایِ عرفانی خود را در قالبِ مثنوی به نمایش گُذاشت؛ با نگارشِ "حافظ برخیز" شناختی دیگر از لسانالغیب را مكتوب ساخت؛ با چاپِ گُزیدهای از ترانههایِ خود به همّتِ فرزندش حسین در كتابهایِ "رازِ خلقت" "خوابِ نوشین" و "حكایتِ نگُفته" نوآوریها و بیهمتاییِ خویش را در این شاخهی دشوار از شعرِ پارسی به قضاوتِ عموم واگذار ساخت؛ با تضمینِ غزلیّاتِ لسانالغیب، پا به پای حضرتِ حافظ، بینِ اوراقِ کتابِ "در خراباتِ مغان" قدم زد و با ارائه تاریخِ منظومِ ایران در چهارده جلد، تحتِ عنوانِ "شاهكار"، رسالتی شاعرانه از رویكردهایِ پُر فراز و نشیبِ تاریخیِ میهنش را به نمایش گُذاشت و خود را سُخنوری توانا و پُرقدرت مُعرّفی كرد.
او شاعری توانا و خوش ذوق بود و ضمن سرودن شعر، چندی به ترانه سُرایی و ایجاد تحوّل اساسی در این هنر پرداخت به صورتی که با ساختِ ترکیباتِ نو و تشبیهاتی بینظیر، آثار آهنگینِ خود را در قلمرو فلسفه، عرفان، پند و نصایح در زمینههای اجتماعی وارد کرد. ابداعِ ترانههای تمثیلی "تابلوسُرایی"و به کار بُردنِ این نوآوری در آثاری چون آبشار، طاووس، الماس، سرو و بید، برق و خرمن، تاک و هشتاد و هشت اثر برای اجرا در برنامه وزین گلها به تهیه کنندگی زنده یاد داوود پیرنیا پدید آورد که توسط خوانندگان رادیو اجرا شده است. رحیم معینی کرمانشاهی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۲ با شصت آهنگساز و موسیقیدان برجسته همکاری کرده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
شعرِ نوی ایران در جریان پیدایشِ خود، شیوههای تازه ی "نیمایی" را تجربه می کرد که می توانست سرمشقی برای ترانه سرایانِ نوآور و پیشرو باشد. یکی از این شیوههای فراگیر استفاده از بیانِ تصویری، حتی در متنهای عاشقانه بود، که نه تنها ترانه سرایان، بلکه آهنگسازانِ ترانه را نیز، به سوی تخیلِ بیشتر سوق می داد. در آن سال ها یعنی سالهای دو دههی ۲۰ و ۳۰، از میان ترانه سرایان، "رحیم معینی کرمانشاهی" گرایشِ فراوانی به تصویر سازی داشت.
تصویرهایی که گاه خوب و مناسب از کار در می آمد و گاه نیز، ناسازگار جلوه می نمود. نیازِ جامعه به نوآوری، آهنگسازان و ترانهسرایانِ جوانی را پرورش داد، که ترانههای جاندار و ماندگاری، دستاوردِ همکاری آنان شد. آهنگسازان که غالباً پرورش یافتهی مکتب "ابوالحسن صبا" بودند، به ساخت و پرداخت آهنگهای نو رغبتِ بسیار نشان دادند و ترانهسرایان جوان را نیز به دنبال خود کشیدند.
" رحیم معینی کرمانشاهی" در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد، پدر معینی، "کریم معینی" ملقب به «سالار معظم» مدتی حاکمِ فارس بوده است. جَدِ او نیز "حسین معینالرعایا"، مردی لایق و با سواد و مردمدار بود، که در نهضتِ مشروطه به دستِ مردی ناشناس کشته شد. "رحیم" در دوره نوجوانی، گرایشِ ویژهای به نقاشی داشته و همزمان شعر نیز می سروده و در روزنامههای محلی منتشر می کرده است. شاید پیوند شعر و نقاشی در ذهنیت او دستِ کم به خلق ترانههای تصویری انجامیده باشد.
نخستین متنِ تصویری "معینی" با عنوان «آبشار» با موسیقی "بزرگ لشگری" و صدای بانو "یاسمین"، خواننده معروفِ آن سالها به اجرا درآمده است. این ترانه، حکایتِ آبشاری است که گاه نالان است و گاه غران. همه بانگ است و خروش و با گریه و خنده ی خود، سکوتِ کوهستان را به هم میریزد. در ادامه، شاعر خود را همان آبشاری می داند که در راه رسیدن به دلدار، گریان و غلتان است و هنگامی که به دلدار (دریا) میرسد، از پای در می آید.
پس از توفیقِ «آبشار»، "معینی" به سراغِ «طاووس» رفت که هنگامی که پَرهای زیبا و باشکوه خود را می گشاید، نمی داند که با این کار، پای زشت خود را هویدا می کند، موضوعی که در عرصه ی ترانه سازی تازگی داشت. این بار "معینی"، از همکاری دو هنرمندِ سرشناس، "مرضیه" و "پرویز یاحقی" که توفیقِ چشمگیرِ «طاووس» را تضمین می کردند، برخوردار می شد. متنِ ترانه از توصیفِ «طاووس» آغاز می شود: «تاج رنگینی به سر داشت/ خرمنی گل جای پر داشت/ در میان سبزه هر سو/ بیخبر از خود گذر داشت...
"رحیم معینی" در ترانه ی دیگری با عنوانِ «سرو و بید»، علاوه بر تصویر سازیهای طبیعی، گفتگو را نیز واردِ متن کرده است. سرو، مست و طربزا، بر سر ناز می آید، بیدِ کهن را مخاطب قرار می دهد و می گوید: «من پیکر خرم و آزادم/ غرق سرورم و دلشادم/ اگر برف زمستانها یک جا بر سرم ریزد/ برگ و برم نمیریزد/»...«سرو و بید» نیز، با آهنگ دلانگیزی از "پرویز یاحقی" پیوند خورده و با صدای جادویی و سازگارِ بانو "مرضیه" به اجرا درآمده است. پس از آن، مثنوی «فطرت» را به بازار فرستاد، تا نوبت به «خواب نوشین» رسید که مجموعهی متنهای ترانهای اوست.
"معینی" با کتابِ چند جلدی «شاهکار» به دنبال "فردوسی" نیز رفته و خود آن را ادامهی شاهنامه، یعنی تاریخِ منظومِ ایران از ساسانیان به بعد میداند. "معینی" در ترانه های تصویری خود، همیشه به یک نتیجه ی اخلاقی می رسد و تصویر را برای نفسِ زیبای تصویر نمی سازد، بلکه از زیبایی تصویر، برای رسیدن به نتایجِ اخلاقی سود می گیرد. اگر چه این روش ارزش زیبایی شناسانه ی ترانه را می کاهد، ولی به هر حال، تاثیر تصویر به جای خود باقی می ماند. او ترانه های دیگری دارد که در فضای آن ها راحتتر و صریحتر توانسته حرفهای انسانی- اخلاقی خود را مطرح کند...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
شعرِ نوی ایران در جریان پیدایشِ خود، شیوههای تازه ی "نیمایی" را تجربه می کرد که می توانست سرمشقی برای ترانه سرایانِ نوآور و پیشرو باشد. یکی از این شیوههای فراگیر استفاده از بیانِ تصویری، حتی در متنهای عاشقانه بود، که نه تنها ترانه سرایان، بلکه آهنگسازانِ ترانه را نیز، به سوی تخیلِ بیشتر سوق می داد. در آن سال ها یعنی سالهای دو دههی ۲۰ و ۳۰، از میان ترانه سرایان، "رحیم معینی کرمانشاهی" گرایشِ فراوانی به تصویر سازی داشت.
تصویرهایی که گاه خوب و مناسب از کار در می آمد و گاه نیز، ناسازگار جلوه می نمود. نیازِ جامعه به نوآوری، آهنگسازان و ترانهسرایانِ جوانی را پرورش داد، که ترانههای جاندار و ماندگاری، دستاوردِ همکاری آنان شد. آهنگسازان که غالباً پرورش یافتهی مکتب "ابوالحسن صبا" بودند، به ساخت و پرداخت آهنگهای نو رغبتِ بسیار نشان دادند و ترانهسرایان جوان را نیز به دنبال خود کشیدند.
" رحیم معینی کرمانشاهی" در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد، پدر معینی، "کریم معینی" ملقب به «سالار معظم» مدتی حاکمِ فارس بوده است. جَدِ او نیز "حسین معینالرعایا"، مردی لایق و با سواد و مردمدار بود، که در نهضتِ مشروطه به دستِ مردی ناشناس کشته شد. "رحیم" در دوره نوجوانی، گرایشِ ویژهای به نقاشی داشته و همزمان شعر نیز می سروده و در روزنامههای محلی منتشر می کرده است. شاید پیوند شعر و نقاشی در ذهنیت او دستِ کم به خلق ترانههای تصویری انجامیده باشد.
نخستین متنِ تصویری "معینی" با عنوان «آبشار» با موسیقی "بزرگ لشگری" و صدای بانو "یاسمین"، خواننده معروفِ آن سالها به اجرا درآمده است. این ترانه، حکایتِ آبشاری است که گاه نالان است و گاه غران. همه بانگ است و خروش و با گریه و خنده ی خود، سکوتِ کوهستان را به هم میریزد. در ادامه، شاعر خود را همان آبشاری می داند که در راه رسیدن به دلدار، گریان و غلتان است و هنگامی که به دلدار (دریا) میرسد، از پای در می آید.
پس از توفیقِ «آبشار»، "معینی" به سراغِ «طاووس» رفت که هنگامی که پَرهای زیبا و باشکوه خود را می گشاید، نمی داند که با این کار، پای زشت خود را هویدا می کند، موضوعی که در عرصه ی ترانه سازی تازگی داشت. این بار "معینی"، از همکاری دو هنرمندِ سرشناس، "مرضیه" و "پرویز یاحقی" که توفیقِ چشمگیرِ «طاووس» را تضمین می کردند، برخوردار می شد. متنِ ترانه از توصیفِ «طاووس» آغاز می شود: «تاج رنگینی به سر داشت/ خرمنی گل جای پر داشت/ در میان سبزه هر سو/ بیخبر از خود گذر داشت...
"رحیم معینی" در ترانه ی دیگری با عنوانِ «سرو و بید»، علاوه بر تصویر سازیهای طبیعی، گفتگو را نیز واردِ متن کرده است. سرو، مست و طربزا، بر سر ناز می آید، بیدِ کهن را مخاطب قرار می دهد و می گوید: «من پیکر خرم و آزادم/ غرق سرورم و دلشادم/ اگر برف زمستانها یک جا بر سرم ریزد/ برگ و برم نمیریزد/»...«سرو و بید» نیز، با آهنگ دلانگیزی از "پرویز یاحقی" پیوند خورده و با صدای جادویی و سازگارِ بانو "مرضیه" به اجرا درآمده است. پس از آن، مثنوی «فطرت» را به بازار فرستاد، تا نوبت به «خواب نوشین» رسید که مجموعهی متنهای ترانهای اوست.
"معینی" با کتابِ چند جلدی «شاهکار» به دنبال "فردوسی" نیز رفته و خود آن را ادامهی شاهنامه، یعنی تاریخِ منظومِ ایران از ساسانیان به بعد میداند. "معینی" در ترانه های تصویری خود، همیشه به یک نتیجه ی اخلاقی می رسد و تصویر را برای نفسِ زیبای تصویر نمی سازد، بلکه از زیبایی تصویر، برای رسیدن به نتایجِ اخلاقی سود می گیرد. اگر چه این روش ارزش زیبایی شناسانه ی ترانه را می کاهد، ولی به هر حال، تاثیر تصویر به جای خود باقی می ماند. او ترانه های دیگری دارد که در فضای آن ها راحتتر و صریحتر توانسته حرفهای انسانی- اخلاقی خود را مطرح کند...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ آبان سالروزِ درگذشت #رحیم_معینی_کرمانشاهی
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ کرمانشاه -- درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ تهران ) نقاش، نویسنده، شاعر و ترانهسُرا
معینی کرمانشاهی در خاندانی سرشناس به دنیا آمد. پدرش کریم خانِ معینی، سالار معظم کرمانشاهی، حاکم اصطهباناتِ فارس و مادرش از خاندانی کازرونیالاصل و داییاش صباح کازرونی معروف به "معتمدالتجار" از دانشمندان آن دوران بود که مدتها ریاست اداره معارفِ شهرهای اهواز، کاشان و قم را برعهده داشت و روزنامه"صباح"را در کرمانشاه منتشر میکرد.
نیایِ معینی کرمانشاهی، حسین خانِ معینالرعایا، از سران انقلاب مشروطیت در غرب کشور بود که در همین راه به قتل رسید.
معینیکرمانشاهی با چنین پیشینهای زندگی عادیِ خود را شروع کرد و در كرمانشاه مشغول تحصیل شد.
در دبستان و دبیرستان نامش به عنوان نقاشی چیرهددست بر سرِ زبانها افتاد. همواره از دروس ریاضی و فیزیك دوری میجست و به کتابهای ادبی و تاریخی علاقه داشت و به بررسی آثار بزرگان ادب پارسی رغبت نشان میداد. او در شهریور ۱۳۲۰ و همزمان با اشغال نظامی ایران، فعالیّتهای سیاسیِ خود را آغاز کرد.
از آنجا که وی به هنر نقاشی علاقه داشت، در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که تابلو سیاه قلم حضرت مسیح، آخرین اثر وی در این زمینه است.
وی با نوشتن مقالههای تند و صریح، مخالفتهای خود را آشکار ساخت؛ از جمله فعالیّتهای عمده او انتشار روزنامه انقلابی"سلحشوران غرب"بود که در پی آن دستگیر و زندانی و سپس به قلعه فلکالافلاک تبعید شد.
با کشته شدن رزم آرا و آزادی تردد تبعیدیان، به تهران بازگشت و شیوه تازهای در پیش گرفت و این بار غزلها و ترانههایش وسیله نشان دادن خشم و اعتراض نسبت به اوضاع اجتماعی بود.
وی از سالِ ۱۳۳۰ تا هنگام فوت، بدونِ احتسابِ ۴۰۰ ترانه و قطعاتی به سبکِنو، با سُرودن و انتشارِ نود و چهار هزار بیت شعر نشان داد كه در این هنر از ذوق و قدرتی سرشار برخوردار است.
با انتشارِ مجموعههای"ای شمعها بسوزید" و "خورشیدِ شب" ثابت کرد كه غزلسُرایی چیره دست است؛ با عرضه كتابِ "فطرت" اندیشههایِ عرفانی خود را در قالبِ مثنوی به نمایش گُذاشت؛ با نگارشِ"حافظ برخیز" شناختی دیگر از لسانالغیب را مكتوب ساخت؛ با چاپِ گُزیدهای از ترانههایِ خود به همّتِ فرزندش حسین در كتابهایِ "رازِ خلقت" "خوابِ نوشین" و "حكایتِ نگُفته" نوآوریها و بیهمتاییِ خویش را در این شاخهی دشوار از شعرِ پارسی به قضاوتِ عموم واگذار ساخت؛ با تضمینِ غزلیّاتِ لسانالغیب، پا به پای حضرتِ حافظ، بینِ اوراقِ کتابِ "در خراباتِ مغان" قدم زد و با ارائه تاریخِ منظومِ ایران در چهارده جلد، تحتِ عنوانِ "شاهكار"، رسالتی شاعرانه از رویكردهایِ پُر فراز و نشیبِ تاریخیِ میهن را به نمایش گُذاشت.
او شاعری توانا و خوش ذوق بود و ضمن سرودن شعر، چندی به ترانه سُرایی و ایجاد تحوّل اساسی در این هنر پرداخت، به صورتی که با ساختِ ترکیباتِ نو و تشبیهاتی بینظیر، آثار آهنگینِ خود را در قلمرو فلسفه، عرفان، پند و اندرز در زمینههای اجتماعی وارد کرد. ابداعِ ترانههای تمثیلی "تابلوسُرایی"و به کار بُردنِ این نوآوری در آثاری چون آبشار، طاووس، الماس، سرو و بید، برق و خرمن، تاک و هشتاد و هشت اثر برای اجرا در برنامه وزین گلها به تهیه کنندگی زنده یاد داوود پیرنیا پدید آورد که توسط خوانندگان رادیو اجرا شده است. معینی کرمانشاهی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۲ با شصت آهنگساز و موسیقیدان برجسته همکاری کرده است.
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ آبان سالروزِ درگذشت #رحیم_معینی_کرمانشاهی
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ کرمانشاه -- درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ تهران ) نقاش، نویسنده، شاعر و ترانهسُرا
معینی کرمانشاهی در خاندانی سرشناس به دنیا آمد. پدرش کریم خانِ معینی، سالار معظم کرمانشاهی، حاکم اصطهباناتِ فارس و مادرش از خاندانی کازرونیالاصل و داییاش صباح کازرونی معروف به "معتمدالتجار" از دانشمندان آن دوران بود که مدتها ریاست اداره معارفِ شهرهای اهواز، کاشان و قم را برعهده داشت و روزنامه"صباح"را در کرمانشاه منتشر میکرد.
نیایِ معینی کرمانشاهی، حسین خانِ معینالرعایا، از سران انقلاب مشروطیت در غرب کشور بود که در همین راه به قتل رسید.
معینیکرمانشاهی با چنین پیشینهای زندگی عادیِ خود را شروع کرد و در كرمانشاه مشغول تحصیل شد.
در دبستان و دبیرستان نامش به عنوان نقاشی چیرهددست بر سرِ زبانها افتاد. همواره از دروس ریاضی و فیزیك دوری میجست و به کتابهای ادبی و تاریخی علاقه داشت و به بررسی آثار بزرگان ادب پارسی رغبت نشان میداد. او در شهریور ۱۳۲۰ و همزمان با اشغال نظامی ایران، فعالیّتهای سیاسیِ خود را آغاز کرد.
از آنجا که وی به هنر نقاشی علاقه داشت، در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که تابلو سیاه قلم حضرت مسیح، آخرین اثر وی در این زمینه است.
وی با نوشتن مقالههای تند و صریح، مخالفتهای خود را آشکار ساخت؛ از جمله فعالیّتهای عمده او انتشار روزنامه انقلابی"سلحشوران غرب"بود که در پی آن دستگیر و زندانی و سپس به قلعه فلکالافلاک تبعید شد.
با کشته شدن رزم آرا و آزادی تردد تبعیدیان، به تهران بازگشت و شیوه تازهای در پیش گرفت و این بار غزلها و ترانههایش وسیله نشان دادن خشم و اعتراض نسبت به اوضاع اجتماعی بود.
وی از سالِ ۱۳۳۰ تا هنگام فوت، بدونِ احتسابِ ۴۰۰ ترانه و قطعاتی به سبکِنو، با سُرودن و انتشارِ نود و چهار هزار بیت شعر نشان داد كه در این هنر از ذوق و قدرتی سرشار برخوردار است.
با انتشارِ مجموعههای"ای شمعها بسوزید" و "خورشیدِ شب" ثابت کرد كه غزلسُرایی چیره دست است؛ با عرضه كتابِ "فطرت" اندیشههایِ عرفانی خود را در قالبِ مثنوی به نمایش گُذاشت؛ با نگارشِ"حافظ برخیز" شناختی دیگر از لسانالغیب را مكتوب ساخت؛ با چاپِ گُزیدهای از ترانههایِ خود به همّتِ فرزندش حسین در كتابهایِ "رازِ خلقت" "خوابِ نوشین" و "حكایتِ نگُفته" نوآوریها و بیهمتاییِ خویش را در این شاخهی دشوار از شعرِ پارسی به قضاوتِ عموم واگذار ساخت؛ با تضمینِ غزلیّاتِ لسانالغیب، پا به پای حضرتِ حافظ، بینِ اوراقِ کتابِ "در خراباتِ مغان" قدم زد و با ارائه تاریخِ منظومِ ایران در چهارده جلد، تحتِ عنوانِ "شاهكار"، رسالتی شاعرانه از رویكردهایِ پُر فراز و نشیبِ تاریخیِ میهن را به نمایش گُذاشت.
او شاعری توانا و خوش ذوق بود و ضمن سرودن شعر، چندی به ترانه سُرایی و ایجاد تحوّل اساسی در این هنر پرداخت، به صورتی که با ساختِ ترکیباتِ نو و تشبیهاتی بینظیر، آثار آهنگینِ خود را در قلمرو فلسفه، عرفان، پند و اندرز در زمینههای اجتماعی وارد کرد. ابداعِ ترانههای تمثیلی "تابلوسُرایی"و به کار بُردنِ این نوآوری در آثاری چون آبشار، طاووس، الماس، سرو و بید، برق و خرمن، تاک و هشتاد و هشت اثر برای اجرا در برنامه وزین گلها به تهیه کنندگی زنده یاد داوود پیرنیا پدید آورد که توسط خوانندگان رادیو اجرا شده است. معینی کرمانشاهی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۲ با شصت آهنگساز و موسیقیدان برجسته همکاری کرده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
دین من
دنیای من
با عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من
سودای من
از نور بیپایان تو گرمی گرفته...
#رحیم_معینی_کرمانشاهی🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
دین من
دنیای من
با عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من
سودای من
از نور بیپایان تو گرمی گرفته...
#رحیم_معینی_کرمانشاهی🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
۲۶ آبان سالروز درگذشت #رحیم_معینی_کرمانشاهی
نفرين ابد بر تو، كه آن ساقی چشمت
دُردی كش خمخانه ی تزوير ريا بود
پرورده مريم هم اگر چشم تو می ديد
عيسای دگر می شد و غافل ز خدا بود
نفرين ابد بر تو، كه از پيكر عمرم
نيمی كه روان داشت جدا كردی و رفتي
نفرين ابد بر تو، كه اين شمع سحر را
در رهگذر باد رها كردی و رفتی
نفرين به ستايشگرت از روز ازل باد
كاينگونه ترا غره به زيبايی خود كرد
پوشيده ز خاك، آينه حسن تو گردد
كاينگونه ترا مست ز شيدايی خود كرد
اين بود وفا داری و، اين بود محبت؟
ای كاش نخستين سخنت رنگ هوس داشت
ای كاش، كه در آن محفل دلساده فريبت
بر سر در خود، مهر و نشانی ز قفس داشت
ديوانه برو، ورنه چنان سخت ببوسم
لبهای تو می ريخته را، كز سخن افتی
ديوانه برو، ورنه چنان سخت خروشم
تا گريه كنان آيی و، در پای من افتی
ديوانه برو، ورنه چنان سخت به بندم
صورتگر تو، زحمت بسيار كشيده
تا نقش ترا با همه نيرنگ، به صد رنگ
چون صورت بی روح، به ديوار كشيده
تنها بگذارم، كه در اين سينه دل من
يك چند، لب از شكوه ی بيهوده ببندد
بگذار، كه اين شاعر دلخسته هم از رنج
يك لحظه بياسايد و، يك بار بخندد
ساكت بنشين، تا بگشايم گره از روی
در چهره من، خستگی از دور هويداست
آسوده گذارم، كه در اين موج سرشكم
گيسوی بهم ريخته بر دوش تو، پيداست
من عاشق احساس پر از آتش خويشم
خاكستر سردی چو تو، با من ننشيند
بايد تو ز من دور شوی، تا كه جهانی
اين آتش پنهان شده را، باز ببيند
#رحیم_معینی_کرمانشاهی🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
۲۶ آبان سالروز درگذشت #رحیم_معینی_کرمانشاهی
نفرين ابد بر تو، كه آن ساقی چشمت
دُردی كش خمخانه ی تزوير ريا بود
پرورده مريم هم اگر چشم تو می ديد
عيسای دگر می شد و غافل ز خدا بود
نفرين ابد بر تو، كه از پيكر عمرم
نيمی كه روان داشت جدا كردی و رفتي
نفرين ابد بر تو، كه اين شمع سحر را
در رهگذر باد رها كردی و رفتی
نفرين به ستايشگرت از روز ازل باد
كاينگونه ترا غره به زيبايی خود كرد
پوشيده ز خاك، آينه حسن تو گردد
كاينگونه ترا مست ز شيدايی خود كرد
اين بود وفا داری و، اين بود محبت؟
ای كاش نخستين سخنت رنگ هوس داشت
ای كاش، كه در آن محفل دلساده فريبت
بر سر در خود، مهر و نشانی ز قفس داشت
ديوانه برو، ورنه چنان سخت ببوسم
لبهای تو می ريخته را، كز سخن افتی
ديوانه برو، ورنه چنان سخت خروشم
تا گريه كنان آيی و، در پای من افتی
ديوانه برو، ورنه چنان سخت به بندم
صورتگر تو، زحمت بسيار كشيده
تا نقش ترا با همه نيرنگ، به صد رنگ
چون صورت بی روح، به ديوار كشيده
تنها بگذارم، كه در اين سينه دل من
يك چند، لب از شكوه ی بيهوده ببندد
بگذار، كه اين شاعر دلخسته هم از رنج
يك لحظه بياسايد و، يك بار بخندد
ساكت بنشين، تا بگشايم گره از روی
در چهره من، خستگی از دور هويداست
آسوده گذارم، كه در اين موج سرشكم
گيسوی بهم ريخته بر دوش تو، پيداست
من عاشق احساس پر از آتش خويشم
خاكستر سردی چو تو، با من ننشيند
بايد تو ز من دور شوی، تا كه جهانی
اين آتش پنهان شده را، باز ببيند
#رحیم_معینی_کرمانشاهی🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#درود_یاران_جان
به پندار تو
جهانم زیباست
جامهام دیباسـت
دیدهام بیناســـــت
زبـانم گویاســـــــــت
قفسم طلاســـــــــــــت
به این ارزد که دلم تنهاست؟
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
#روزتان_زیبا🌈
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#درود_یاران_جان
به پندار تو
جهانم زیباست
جامهام دیباسـت
دیدهام بیناســـــت
زبـانم گویاســـــــــت
قفسم طلاســـــــــــــت
به این ارزد که دلم تنهاست؟
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
#روزتان_زیبا🌈
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#درود_یاران_جان
به پندار تو
جهانم زیباست
جامهام دیباسـت
دیدهام بیناســـــت
زبـانم گویاســـــــــت
قفسم طلاســـــــــــــت
به این ارزد که دلم تنهاست؟
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
#روزتان_زیبا🌈
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#درود_یاران_جان
به پندار تو
جهانم زیباست
جامهام دیباسـت
دیدهام بیناســـــت
زبـانم گویاســـــــــت
قفسم طلاســـــــــــــت
به این ارزد که دلم تنهاست؟
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
#روزتان_زیبا🌈
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
گر شاخهی امیدم بشکسته، ریشه دارم
باران رحمتی کو، کز نو جوانه خواهم
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
گر شاخهی امیدم بشکسته، ریشه دارم
باران رحمتی کو، کز نو جوانه خواهم
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity