🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقاشان_کلاسیک_ایرانی.
#رسام_ارژنگی
زاده ۱۲۷۱ خورشیدی در تبریز
درگذشته ۱۳۴۰
رسام ارژنگی، طراح، نقاش و.... اواخر دوره قاجار و ابتدای حكومت پهلوی است. عباس (رسام ارژنگی) در سال 1271 خورشیدی در شهر تبریز و در خانوادهای هنرمند چشم به جهان هستی گشود. نسب وی به «میرک» نقاش بزرگ عهد صفویه میرسد. دوران کودکی او همزمان با یورش های سربازان تزاری بود. ابتدا در مکتب خانه و سپس در مدارسی که در شهر تبریز تاسیس و تعطیل میشدند، به تحصیل پرداخت. از جمله، در مدرسه میرزاحسن خان رشدیه و مدرسه پرورش. در 18 سالگی یعنی در سال 1289 خورشیدی، بعد از مرگ پدر، به قصد ادامهٔ آموزش نقاشی عزم سفر کرد و به شهر تفلیس رفت. رسام ارژنگی برای اعتلای نام ایران و ایرانی تلاش های فراوانی انجام داده است. مدیر «هنرستان صنایع مستظرفه»، نویسندگی در زمینه هنر و زندگی هنرمندان در روزنامه «ایران» و مجله ادبی «توفان»، کشیدن کاریکاتور در نشریاتی همچون «ملا نصرالدین»، شعر سرودن و ساختن پیکره بزرگان هنر از جمله فعالیت هایی هستند که زندگی این هنرمند برجسته را در برمی گرفتند. رسام ارژنگی در «هنرستان صنایع مستظرفه» از پی آموزش و پشتیبانی ازنوجوانی به نام بیوك احمری، پس از خود را پرورش می دهد. در همین هنرستان است كه از پی آموزش های رسام ارژنگی و برادرش، میرمصور، نسل جدید طراحان فرش تبریز پدیدار می شوند. "احمد عماد" و "میرزا تقی خیابانی" از جمله این هنرمندان هستند. رسام ارژنگی عمری طولانی اما آسمانی كوتاهی داشت. وی سرانجام پس از سال ها تلاش و تحمل دردها و رنج های بسیار در سوم امرداد سال 1340خورشیدی، با به جا گذاشتن آثاری به یاد ماندنی دار فانی را وداع گفت.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقاشان_کلاسیک_ایرانی.
#رسام_ارژنگی
زاده ۱۲۷۱ خورشیدی در تبریز
درگذشته ۱۳۴۰
رسام ارژنگی، طراح، نقاش و.... اواخر دوره قاجار و ابتدای حكومت پهلوی است. عباس (رسام ارژنگی) در سال 1271 خورشیدی در شهر تبریز و در خانوادهای هنرمند چشم به جهان هستی گشود. نسب وی به «میرک» نقاش بزرگ عهد صفویه میرسد. دوران کودکی او همزمان با یورش های سربازان تزاری بود. ابتدا در مکتب خانه و سپس در مدارسی که در شهر تبریز تاسیس و تعطیل میشدند، به تحصیل پرداخت. از جمله، در مدرسه میرزاحسن خان رشدیه و مدرسه پرورش. در 18 سالگی یعنی در سال 1289 خورشیدی، بعد از مرگ پدر، به قصد ادامهٔ آموزش نقاشی عزم سفر کرد و به شهر تفلیس رفت. رسام ارژنگی برای اعتلای نام ایران و ایرانی تلاش های فراوانی انجام داده است. مدیر «هنرستان صنایع مستظرفه»، نویسندگی در زمینه هنر و زندگی هنرمندان در روزنامه «ایران» و مجله ادبی «توفان»، کشیدن کاریکاتور در نشریاتی همچون «ملا نصرالدین»، شعر سرودن و ساختن پیکره بزرگان هنر از جمله فعالیت هایی هستند که زندگی این هنرمند برجسته را در برمی گرفتند. رسام ارژنگی در «هنرستان صنایع مستظرفه» از پی آموزش و پشتیبانی ازنوجوانی به نام بیوك احمری، پس از خود را پرورش می دهد. در همین هنرستان است كه از پی آموزش های رسام ارژنگی و برادرش، میرمصور، نسل جدید طراحان فرش تبریز پدیدار می شوند. "احمد عماد" و "میرزا تقی خیابانی" از جمله این هنرمندان هستند. رسام ارژنگی عمری طولانی اما آسمانی كوتاهی داشت. وی سرانجام پس از سال ها تلاش و تحمل دردها و رنج های بسیار در سوم امرداد سال 1340خورشیدی، با به جا گذاشتن آثاری به یاد ماندنی دار فانی را وداع گفت.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ادبیات
#نیما_یوشیج
#سام_ارژنگی
__________
آنچه می بینید در عکس اول نوشته ام، پاره ای است از نامه ی #نیما یوشیج به #رسام_ارژنگی، به تاریخ ۸ آذر ۱۳۰۷.
نیما در بارفروش است، خود و عیال اش در مدرسه درس می دهند و حال و روز بدی نیز در أن یک سال ندارد.
اسناد آن سفر (سفرنامه) را سیروس طاهباز به سازمان اسناد ملی داده بود و بعدها على ميرانصاری چاپ و تدوین اش کرد، هر چند که ناخوانایی دست خط نیما جاهایی از سفرنامه را حیف کرده است.
جالب است نیما در نامهای به ارژنگی نوشته است که بارفروش شهر کوچک قشنگی ست، اما حیف که «ارژنگی» ندارد و «نیما» برای آن زود است.
نیما با ارژنگی رفاقت دیرینه داشت. چندین شعر خود را برای او گفت. اولین گالری مدرن پایتخت، از آن ارژنگی بود.
البته «گالری» نمی گفتندش آن زمان. «نگارخانه» می گفتند و گویا این واژه را نیز نیما به ارژنگی گفته بوده است. قبل از «نگارخانه»، قهوه خانه ها گویا جای دیدن و عرضه ی کارهای هنری بوده است. نیما خود نیز نقاشی می کرد، پروفسور ماخالسکی در نوشته اش من باب نیما می گوید در مدرسه نیز بیشترین نمره را نیما از نقاشی می گرفته.
بسیاری از شعرهای نیما نیز گویی توصیف تابلویی ست از طبیعت با ذکر جزئی ترین پدیده ها. خیلی از شعرهاش را نیز نقاش ها کشیدند.
بعد از اختناق پهلوی اول، پیرمرد نمی توانست فریاد بکشد، چاره را در سمبولیسم دید. در کوه و بیابان بزرگ شده بود و خود را در هیئت رود و پرنده و حیوان و درخت، گفت و سرود. از در گفت تا از دیوار گفته باشد. هنرمندی که در خاک گرفتار اختناق زیسته است، استعاری گفتن ساده ترین حرف هاش را خوب بلد است. دریغ از یک جو آزادی که بتوان حرف زد! فریاد هم نه، حرف! حرف بتوان زد!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#ادبیات
#نیما_یوشیج
#سام_ارژنگی
__________
آنچه می بینید در عکس اول نوشته ام، پاره ای است از نامه ی #نیما یوشیج به #رسام_ارژنگی، به تاریخ ۸ آذر ۱۳۰۷.
نیما در بارفروش است، خود و عیال اش در مدرسه درس می دهند و حال و روز بدی نیز در أن یک سال ندارد.
اسناد آن سفر (سفرنامه) را سیروس طاهباز به سازمان اسناد ملی داده بود و بعدها على ميرانصاری چاپ و تدوین اش کرد، هر چند که ناخوانایی دست خط نیما جاهایی از سفرنامه را حیف کرده است.
جالب است نیما در نامهای به ارژنگی نوشته است که بارفروش شهر کوچک قشنگی ست، اما حیف که «ارژنگی» ندارد و «نیما» برای آن زود است.
نیما با ارژنگی رفاقت دیرینه داشت. چندین شعر خود را برای او گفت. اولین گالری مدرن پایتخت، از آن ارژنگی بود.
البته «گالری» نمی گفتندش آن زمان. «نگارخانه» می گفتند و گویا این واژه را نیز نیما به ارژنگی گفته بوده است. قبل از «نگارخانه»، قهوه خانه ها گویا جای دیدن و عرضه ی کارهای هنری بوده است. نیما خود نیز نقاشی می کرد، پروفسور ماخالسکی در نوشته اش من باب نیما می گوید در مدرسه نیز بیشترین نمره را نیما از نقاشی می گرفته.
بسیاری از شعرهای نیما نیز گویی توصیف تابلویی ست از طبیعت با ذکر جزئی ترین پدیده ها. خیلی از شعرهاش را نیز نقاش ها کشیدند.
بعد از اختناق پهلوی اول، پیرمرد نمی توانست فریاد بکشد، چاره را در سمبولیسم دید. در کوه و بیابان بزرگ شده بود و خود را در هیئت رود و پرنده و حیوان و درخت، گفت و سرود. از در گفت تا از دیوار گفته باشد. هنرمندی که در خاک گرفتار اختناق زیسته است، استعاری گفتن ساده ترین حرف هاش را خوب بلد است. دریغ از یک جو آزادی که بتوان حرف زد! فریاد هم نه، حرف! حرف بتوان زد!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ امرداد سالروز درگذشت #رسام_ارژنگی
( زاده سال ۱۲۷۱ تبریز -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۵۴ تهران ) نقاش برجسته و شاعر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۳ امرداد سالروز درگذشت #رسام_ارژنگی
( زاده سال ۱۲۷۱ تبریز -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۵۴ تهران ) نقاش برجسته و شاعر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ امرداد سالروز درگذشت #رسام_ارژنگی
( زاده سال ۱۲۷۱ تبریز -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۵۴ تهران ) نقاش برجسته و شاعر
عباس رسام ارژنگی در خانوادهای كه نسب آن به ميرك (نقاش بزرگ عهد صفوی) میرسيد به دنيا آمد.
نياكان او همه نقاش و رسام فرش و همه تصویرگر بودند.
پدرش وی را به مدرسه ميرزاحسنخان رشديه فرستاد.
در سال ۱۲۹۸ هجده ساله بود که برای آموزش علمی نقاشی جديد و طراحی عازم تفليس شد و از اين شهر برای گرفتن مدرك ليسانس به دانشگاه مسكو رفت و پس از پایان تحصیل و با شروع جنگ جهانی اول به ايران بازگشت. ارژنگی با ورود به تهران، اولين نگارخانه پايتخت را در خيابان علاءالدوله ( فردوسی) تأسيس كرد. كاريكاتورسازی را كنار گذاشت و كلاس آموزش نقاشی و مينياتور برپا کرد. در اين دوره شعر گفت، داستان نوشت پيكرهسازی كرد و يك دهه بعد مهمترين مينياتوريست ايرانی لقب گرفت.
در دهه نخستين اين قرن «نگارستان ارژنگی» به شواهد نامه های به جا مانده از مهمترين مجامع روشنگری، هنری و ادبی تهران بوده است.
وی روشي جديد در مينياتورسازی (خارج شدن از خيالیسازی) را به شاگردان جوان آموزش میداد.
نيمايوشيج به عنوان تئوريسين شعر جديد فارسی بعدتر در بيانيه خود بين سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ در مجله موسيقی نوشت: كه به واسطه حضور كسانی چون ارژنگی در نقاشی بعد از مشروطه، جنبش نوگرايی پيش از اينكه در شعر اتفاق بيفتد در نقاشی به وجود آمده بوده است و اين نشان میدهد كه تا نيمه دهه دوم اين قرن، ارژنگی نوگراترين نقاش در ميان مينياتوريستهای كهن، الگو بوده است. نیما میگويد: «آب و رنگكاریهای رسام ارژنگی و پردههای روغنی او و ميرمصور ارژنگی، نمونههای نوين و استادانه ما در نقاشی محسوب میشوند.
اولين مشخصه مينياتورهای ارژنگی دوری از پندارگرايی است.
او پيرو پدر خود از يك نوع نظام ژرفانمایی استفاده ميکرد و ديگر بَدَويگری را كنار گذاشته بود. حين تصويرسازی از جنگها يا مبدل كردن شعر شاعران، از جغرافيای كاربردی استفاده میکرد يعنی در تابلو «يعقوب ليث» چهره يعقوب بسيار طبيعی و حالات صورت طبیعی است. دشت و زمينه اين اثر به دورنمای صحنه جنگ، عمق و شكوه بخشيده است.
از رسام ارژنگی بالغ بر دو هزار تابلو نقاشی، آب و رنگ، رنگ و روغنی، مينياتور، سياهقلم، كاريكاتور و تنديس بر جا مانده. تابلوهایی باشكوه چون نادرشاه، يعقوب لیث، كورش، بهرام گور، رستم و سهراب و...
او اولين نقاشی است كه از روشنفكران، ادبا و هنرمندان بعد از مشروطه نقش كشيده است. اولين بار چهره نيمايوشيج در كنار شعر « نقاشی قديم ايرانی در سال ۱۳۰۹ از كشور بلژيك ديپلم افتخار و مدال گرفت. اولين كس است از ميان نقاشان كه مقالاتی مبتنی بر بينش علمی درباره نقاشی ميرك، رضا تبريزی و بهزاد در روزنامههای دهه آغازين اين قرن نوشت. اولين كس است كه همچون نقاشان فرنگی در سال ۱۳۰۷ يك كتاب از آثار خود را به چاپ رساند. اولين كس است كه چاپی معقول از رباعيات خيام را با تابلوهايی جديد در سال ۱۳۱۵ در مؤسسه خاور در تهران منتشر کرد. او جدا از تأسيس نخستين نگارستان در سال ۱۳۱۷ اولين هنرستان صنايع مستظرفه را در شهر تبريز بنيان نهاد.
در همين مدرسه است كه از پی آموزشهای رسام ارژنگی و برادرش ميرمصّور، نسل جديد طراحان فرش تبريز پديدار شد.
وی در سال ۱۳۲۲ و برای نخستين بار در ايران اقدام به طراحی و چاپ الگوهای نقاشی براي آموزش نقاشی به دانشآموزان کرد.
در سال ۱۳۱۲ به خواست پروفسور اسميت، خاورشناس امريكايی رباعيات خيام را به تصوير كشيد و بعدتر اين پروفسور كتابی از اين آثار را با اشعار خيام در امريكا انتشار داد.
از ارژنگی چندين تابلو از تصاوير حماسه فردوسی در شاهنامه چاپ خاور و شاهنامه نوبخت نيز برجا مانده است که در سال ۱۳۳۳ ثمره سی سال شاعریاش رادر «ديوان ارژنگی» منتشر کرد.
این هنرمند برجسته در ۸۳ سالگی درگذشت و در قطعه هشت بهشت زهرا آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ امرداد سالروز درگذشت #رسام_ارژنگی
( زاده سال ۱۲۷۱ تبریز -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۵۴ تهران ) نقاش برجسته و شاعر
عباس رسام ارژنگی در خانوادهای كه نسب آن به ميرك (نقاش بزرگ عهد صفوی) میرسيد به دنيا آمد.
نياكان او همه نقاش و رسام فرش و همه تصویرگر بودند.
پدرش وی را به مدرسه ميرزاحسنخان رشديه فرستاد.
در سال ۱۲۹۸ هجده ساله بود که برای آموزش علمی نقاشی جديد و طراحی عازم تفليس شد و از اين شهر برای گرفتن مدرك ليسانس به دانشگاه مسكو رفت و پس از پایان تحصیل و با شروع جنگ جهانی اول به ايران بازگشت. ارژنگی با ورود به تهران، اولين نگارخانه پايتخت را در خيابان علاءالدوله ( فردوسی) تأسيس كرد. كاريكاتورسازی را كنار گذاشت و كلاس آموزش نقاشی و مينياتور برپا کرد. در اين دوره شعر گفت، داستان نوشت پيكرهسازی كرد و يك دهه بعد مهمترين مينياتوريست ايرانی لقب گرفت.
در دهه نخستين اين قرن «نگارستان ارژنگی» به شواهد نامه های به جا مانده از مهمترين مجامع روشنگری، هنری و ادبی تهران بوده است.
وی روشي جديد در مينياتورسازی (خارج شدن از خيالیسازی) را به شاگردان جوان آموزش میداد.
نيمايوشيج به عنوان تئوريسين شعر جديد فارسی بعدتر در بيانيه خود بين سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ در مجله موسيقی نوشت: كه به واسطه حضور كسانی چون ارژنگی در نقاشی بعد از مشروطه، جنبش نوگرايی پيش از اينكه در شعر اتفاق بيفتد در نقاشی به وجود آمده بوده است و اين نشان میدهد كه تا نيمه دهه دوم اين قرن، ارژنگی نوگراترين نقاش در ميان مينياتوريستهای كهن، الگو بوده است. نیما میگويد: «آب و رنگكاریهای رسام ارژنگی و پردههای روغنی او و ميرمصور ارژنگی، نمونههای نوين و استادانه ما در نقاشی محسوب میشوند.
اولين مشخصه مينياتورهای ارژنگی دوری از پندارگرايی است.
او پيرو پدر خود از يك نوع نظام ژرفانمایی استفاده ميکرد و ديگر بَدَويگری را كنار گذاشته بود. حين تصويرسازی از جنگها يا مبدل كردن شعر شاعران، از جغرافيای كاربردی استفاده میکرد يعنی در تابلو «يعقوب ليث» چهره يعقوب بسيار طبيعی و حالات صورت طبیعی است. دشت و زمينه اين اثر به دورنمای صحنه جنگ، عمق و شكوه بخشيده است.
از رسام ارژنگی بالغ بر دو هزار تابلو نقاشی، آب و رنگ، رنگ و روغنی، مينياتور، سياهقلم، كاريكاتور و تنديس بر جا مانده. تابلوهایی باشكوه چون نادرشاه، يعقوب لیث، كورش، بهرام گور، رستم و سهراب و...
او اولين نقاشی است كه از روشنفكران، ادبا و هنرمندان بعد از مشروطه نقش كشيده است. اولين بار چهره نيمايوشيج در كنار شعر « نقاشی قديم ايرانی در سال ۱۳۰۹ از كشور بلژيك ديپلم افتخار و مدال گرفت. اولين كس است از ميان نقاشان كه مقالاتی مبتنی بر بينش علمی درباره نقاشی ميرك، رضا تبريزی و بهزاد در روزنامههای دهه آغازين اين قرن نوشت. اولين كس است كه همچون نقاشان فرنگی در سال ۱۳۰۷ يك كتاب از آثار خود را به چاپ رساند. اولين كس است كه چاپی معقول از رباعيات خيام را با تابلوهايی جديد در سال ۱۳۱۵ در مؤسسه خاور در تهران منتشر کرد. او جدا از تأسيس نخستين نگارستان در سال ۱۳۱۷ اولين هنرستان صنايع مستظرفه را در شهر تبريز بنيان نهاد.
در همين مدرسه است كه از پی آموزشهای رسام ارژنگی و برادرش ميرمصّور، نسل جديد طراحان فرش تبريز پديدار شد.
وی در سال ۱۳۲۲ و برای نخستين بار در ايران اقدام به طراحی و چاپ الگوهای نقاشی براي آموزش نقاشی به دانشآموزان کرد.
در سال ۱۳۱۲ به خواست پروفسور اسميت، خاورشناس امريكايی رباعيات خيام را به تصوير كشيد و بعدتر اين پروفسور كتابی از اين آثار را با اشعار خيام در امريكا انتشار داد.
از ارژنگی چندين تابلو از تصاوير حماسه فردوسی در شاهنامه چاپ خاور و شاهنامه نوبخت نيز برجا مانده است که در سال ۱۳۳۳ ثمره سی سال شاعریاش رادر «ديوان ارژنگی» منتشر کرد.
این هنرمند برجسته در ۸۳ سالگی درگذشت و در قطعه هشت بهشت زهرا آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ای جوان برخیز تا جشن سده برپا کنیم
آتش شادی بیفروزیم و خوش غوغا کنیم
سنت و آیین ایران کهن را نو کنیم
اندرین روز خجسته یاد از آبا کنیم
#رسام_ارژنگی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ای جوان برخیز تا جشن سده برپا کنیم
آتش شادی بیفروزیم و خوش غوغا کنیم
سنت و آیین ایران کهن را نو کنیم
اندرین روز خجسته یاد از آبا کنیم
#رسام_ارژنگی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_سده 🔥
روانشاد #رسام_ارژنگی
تهران، اسپند ۱۳۲۷
ای جوان بر خیز تا جشن سده بر پا کنیم
آتش شادی بر افروزیم و خوش غوغا کنیم
سنت و آیین ایران کهن را نو کنیم
اندر این روز خجسته یاد از آبا کنیم
آن شکوه و فر دیرین را که از ما گم شده
در جهان پر ز نیرنگ و فسون پیدا کنیم
نیست دنیا جای سستی و خمودی هوشدار
دود آتش را بیا در دیدهی دنیا کنیم
کامرانی، بسته بر کار است و کردار درست
چند روزی دفتر گفتار بیجا تا کنیم
جای ما برتر ز هر کس بود در دانشسرا
از برای خویش آنجا بار دیگر جا کنیم
مستی و سستی تو را رنج و الم بار آورد
کار کن تا خویش را با دیگران همتا کنیم
دانش و فضل و هنر باید به بازار جهان
یک چنین کالا فراهم کن سپس سودا کنیم
کشورت دارای گنج و تو به رنج اندر چرا؟!
خیز جانا تا گره از کار بسته وا کنیم
تا به کی «رسام» رنج مردم نادان کشی؟
کو؟ کجا دانا که درد دل به آن دانا کنیم!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#جشن_سده 🔥
روانشاد #رسام_ارژنگی
تهران، اسپند ۱۳۲۷
ای جوان بر خیز تا جشن سده بر پا کنیم
آتش شادی بر افروزیم و خوش غوغا کنیم
سنت و آیین ایران کهن را نو کنیم
اندر این روز خجسته یاد از آبا کنیم
آن شکوه و فر دیرین را که از ما گم شده
در جهان پر ز نیرنگ و فسون پیدا کنیم
نیست دنیا جای سستی و خمودی هوشدار
دود آتش را بیا در دیدهی دنیا کنیم
کامرانی، بسته بر کار است و کردار درست
چند روزی دفتر گفتار بیجا تا کنیم
جای ما برتر ز هر کس بود در دانشسرا
از برای خویش آنجا بار دیگر جا کنیم
مستی و سستی تو را رنج و الم بار آورد
کار کن تا خویش را با دیگران همتا کنیم
دانش و فضل و هنر باید به بازار جهان
یک چنین کالا فراهم کن سپس سودا کنیم
کشورت دارای گنج و تو به رنج اندر چرا؟!
خیز جانا تا گره از کار بسته وا کنیم
تا به کی «رسام» رنج مردم نادان کشی؟
کو؟ کجا دانا که درد دل به آن دانا کنیم!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity