🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #مقاله
#زیستن_در_فضای_تک_جنسیتی
بعد از اتمام یکی از سمینارها، زمانی که در حال جمع کردن کیف و کتاب و خروج
از سالن بودم، خانمی موقر و محجبه، حدودا چهل و خردهای ساله آمد و گفت با من کاری دارد.ایستادم.
شروع کرد به شرح دادن این که دختر جوانش(کسی که آفتاب و مهتاب ندیده، حتی دانشگاه هم نرفته و زانو به زانوی مادرش، در خانه بزرگ شده)،
یک سال است ازدواج کرده اما زندگیاش سخت درگیر مشکل است.
از این گفت که دامادش دخترش را درک نمیکند.
رفیقباز است. تعهدی به زندگی مشترک ندارد.
در هنگامهی عصبانیت کنترل خودش را از دست میدهد و...
خلاصه اینکه با هم تفاهم ندارند.
گفتم در جلسهی بعدی همین نشستها، به دخترتان بگویید تشریف بیاورند تا خودشان در اینباره صحبت کنند.
جوابی که آن مادر داد مرا به بهت و حیرت فرو برد.
گفت: دخترم خیلی کمرو است. "نمیتواند" با آقایان صحبت کند.
چند جملهای درباره یکی از دردناکترین معضلات بغرنج اجتماعی بنویسم.
"فروید" میگوید: تمامی مشکلات بشر بهدلیل ممنوعیتها، محدودیتها و ترسها و وحشتهای ناشی از این محدودیتها است.
ما اما در تمام زندگیمان مواجهیم با محدودیت، ممنوعیت، تحریم و ترسهای ناشی از آنها.
بدون استثنا، تمامی روابط و برساختهای اجتماعی ما، اول از همه، توسط فاکتور جنسیت تعیین میشود.
یعنی خطی نامرئی، محکم و ناگسستنی میان مردان و زنان میکشیم و به فرزندانمان میآموزیم در این چارچوب تعیینشده زندگی کنند.
کودک اگر دختر باشد در فضای زنانه و میان زنها نفس میکشد.
پسرها بالعکس
حتی ترجیح والدین بر این است که همجنسها با هم بازی کنند و وقت بگذرانند.
به سنوسال مهدکودک که میرسند وارد فضایی میشوند که هیچ همسنی از جنس مخالف در آنجا نیست.
در دوران مدرسه، دوازده سال در محیطی زندگی میکند که همان نظام حاکم است.
و در طول تمام این سالها، سوال بیپاسخی که ذهن دانشآموز را درگیر کرده این است که دلیل این جدایی چیست؟
چرا پسر و دختر نباید کنار هم درس بخوانند؟
چرا خط قرمز وجود دارد؟
چرا معاشرت و گفتوگو با شخصی از جنس مخالف، ممنوع است و محکوم میشود؟
صفهای خانمها و آقایان را جدا از هم میبینیم.
در اتوبوس و مترو محل استقرار جداست.
در کلاسهای دانشگاه، دختران و پسران در ردیفهای مجزایی مینشینند.
سالن مطالعه جدا. سلف جدا.
خوابگاه جدا. سالنهای ورزشی جدا. پادگان جدا.
مراسم شادی و عزا، جدا.
چند سالی هم هست که آژانس بانوان داریم یا حتی پارک بانوان (پارکی محصور به دیوارهایی بلند و مملو از نگهبان و دوربین که مبادا هیچ
زنی در تیررس هیچ مردی قرار گیرد.)
اصل اولی که والدین به فرزندان میآموزند این است که جامعه ناامن است و پر از گرگهای دریده.
(خصوصا گرگهایی که از جنس مخالف هستند.) پس در این فضا باید ضعف و در معرض آسیب بودن و در نتیجه نیاز به حامی داشتن را پذیرفت.
چند سوال پیش میآید:
- دقت کردید که این مرزبندیها به عمق ذهن و ضمیر ناخودآگاهمان رخنه کرده؟
در مهمانیهای خانوادگی یا سفرهای دستهجمعی، خانمها بیشتر باهم وقت میگذرانند و آقایان باهم.
این تقسیمبندی سر سفره یا هنگام گفتوگوهای چند نفره هم شکل میگیرد.
- دقت کردید که زوجها، بهجای اینکه مسائل و مشکلاتشان را برای هم مطرح کنند
و با گفتوگو درصدد حل آن باشند، ترجیح میدهند با دوستان همجنس خودشان حرف بزنند؟
- حواستان هست که چند هزار گروه در فضای مجازی هست که مختص یک جنس است؟
که سردرشان نوشته :
(ورود خانمها/آقایان ممنوع)
- فکر کردهاید که اصلیترین دغدغهی حاکم بر ذهن نوجوان و جوان ما چیست؟
رشد؟ خودشناسی؟ پیشرفت؟ مسائل جنسی و عاطفی؟ از خودشان بپرسید.
- این حجم از مزاحمتهای خیابانی، متلکپرانیها، دور دور، تکچرخ زدنهای
جلوی دبیرستان دخترانه و...
از کجا نشات میگیرد؟
- از آمار تجاوزها خبر دارید؟ از میزان رابطههای مسموم و برمبنای منفعتطلبیِ
صرف چطور؟
- دلیل چند درصد طلاقها عدم تفاهم و درک متقابل است؟
- این زندگیهای پر از مشکل و نارضایتی نتیجهی چیست؟
و اصلیترین سوال این که برای شناخت جنس مخالف و درک صحیح از خلقوخو،
نیازها، خصوصیات رفتاری و اخلاقی و شخصیتی او، چه فرصتی در اختیار ماست؟
کجا و چگونه باید به این شناخت رسید؟
بیایید یا تمامی زنان را بفرستیم به مریخ و مردان را هم به سیارهای دیگر، یا زوج و فرد کنیم روزهای تردد هر جنس را در سطح شهر، یا دیواری بتنی در همهی نقاط این سرزمین بین دختر و پسر بکشیم و یا این که دست از دگماتیسم حاکم بر ذهنهای سنتی عقبماندهی عهد قجریمان برداریم و متفاوت بیاندیشیم.
اگر خواستید دنبال مقصر باشید
به آینه نگاهی بیاندازید.
👤 #رضا_مقصودی
🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴 #مقاله
#زیستن_در_فضای_تک_جنسیتی
بعد از اتمام یکی از سمینارها، زمانی که در حال جمع کردن کیف و کتاب و خروج
از سالن بودم، خانمی موقر و محجبه، حدودا چهل و خردهای ساله آمد و گفت با من کاری دارد.ایستادم.
شروع کرد به شرح دادن این که دختر جوانش(کسی که آفتاب و مهتاب ندیده، حتی دانشگاه هم نرفته و زانو به زانوی مادرش، در خانه بزرگ شده)،
یک سال است ازدواج کرده اما زندگیاش سخت درگیر مشکل است.
از این گفت که دامادش دخترش را درک نمیکند.
رفیقباز است. تعهدی به زندگی مشترک ندارد.
در هنگامهی عصبانیت کنترل خودش را از دست میدهد و...
خلاصه اینکه با هم تفاهم ندارند.
گفتم در جلسهی بعدی همین نشستها، به دخترتان بگویید تشریف بیاورند تا خودشان در اینباره صحبت کنند.
جوابی که آن مادر داد مرا به بهت و حیرت فرو برد.
گفت: دخترم خیلی کمرو است. "نمیتواند" با آقایان صحبت کند.
چند جملهای درباره یکی از دردناکترین معضلات بغرنج اجتماعی بنویسم.
"فروید" میگوید: تمامی مشکلات بشر بهدلیل ممنوعیتها، محدودیتها و ترسها و وحشتهای ناشی از این محدودیتها است.
ما اما در تمام زندگیمان مواجهیم با محدودیت، ممنوعیت، تحریم و ترسهای ناشی از آنها.
بدون استثنا، تمامی روابط و برساختهای اجتماعی ما، اول از همه، توسط فاکتور جنسیت تعیین میشود.
یعنی خطی نامرئی، محکم و ناگسستنی میان مردان و زنان میکشیم و به فرزندانمان میآموزیم در این چارچوب تعیینشده زندگی کنند.
کودک اگر دختر باشد در فضای زنانه و میان زنها نفس میکشد.
پسرها بالعکس
حتی ترجیح والدین بر این است که همجنسها با هم بازی کنند و وقت بگذرانند.
به سنوسال مهدکودک که میرسند وارد فضایی میشوند که هیچ همسنی از جنس مخالف در آنجا نیست.
در دوران مدرسه، دوازده سال در محیطی زندگی میکند که همان نظام حاکم است.
و در طول تمام این سالها، سوال بیپاسخی که ذهن دانشآموز را درگیر کرده این است که دلیل این جدایی چیست؟
چرا پسر و دختر نباید کنار هم درس بخوانند؟
چرا خط قرمز وجود دارد؟
چرا معاشرت و گفتوگو با شخصی از جنس مخالف، ممنوع است و محکوم میشود؟
صفهای خانمها و آقایان را جدا از هم میبینیم.
در اتوبوس و مترو محل استقرار جداست.
در کلاسهای دانشگاه، دختران و پسران در ردیفهای مجزایی مینشینند.
سالن مطالعه جدا. سلف جدا.
خوابگاه جدا. سالنهای ورزشی جدا. پادگان جدا.
مراسم شادی و عزا، جدا.
چند سالی هم هست که آژانس بانوان داریم یا حتی پارک بانوان (پارکی محصور به دیوارهایی بلند و مملو از نگهبان و دوربین که مبادا هیچ
زنی در تیررس هیچ مردی قرار گیرد.)
اصل اولی که والدین به فرزندان میآموزند این است که جامعه ناامن است و پر از گرگهای دریده.
(خصوصا گرگهایی که از جنس مخالف هستند.) پس در این فضا باید ضعف و در معرض آسیب بودن و در نتیجه نیاز به حامی داشتن را پذیرفت.
چند سوال پیش میآید:
- دقت کردید که این مرزبندیها به عمق ذهن و ضمیر ناخودآگاهمان رخنه کرده؟
در مهمانیهای خانوادگی یا سفرهای دستهجمعی، خانمها بیشتر باهم وقت میگذرانند و آقایان باهم.
این تقسیمبندی سر سفره یا هنگام گفتوگوهای چند نفره هم شکل میگیرد.
- دقت کردید که زوجها، بهجای اینکه مسائل و مشکلاتشان را برای هم مطرح کنند
و با گفتوگو درصدد حل آن باشند، ترجیح میدهند با دوستان همجنس خودشان حرف بزنند؟
- حواستان هست که چند هزار گروه در فضای مجازی هست که مختص یک جنس است؟
که سردرشان نوشته :
(ورود خانمها/آقایان ممنوع)
- فکر کردهاید که اصلیترین دغدغهی حاکم بر ذهن نوجوان و جوان ما چیست؟
رشد؟ خودشناسی؟ پیشرفت؟ مسائل جنسی و عاطفی؟ از خودشان بپرسید.
- این حجم از مزاحمتهای خیابانی، متلکپرانیها، دور دور، تکچرخ زدنهای
جلوی دبیرستان دخترانه و...
از کجا نشات میگیرد؟
- از آمار تجاوزها خبر دارید؟ از میزان رابطههای مسموم و برمبنای منفعتطلبیِ
صرف چطور؟
- دلیل چند درصد طلاقها عدم تفاهم و درک متقابل است؟
- این زندگیهای پر از مشکل و نارضایتی نتیجهی چیست؟
و اصلیترین سوال این که برای شناخت جنس مخالف و درک صحیح از خلقوخو،
نیازها، خصوصیات رفتاری و اخلاقی و شخصیتی او، چه فرصتی در اختیار ماست؟
کجا و چگونه باید به این شناخت رسید؟
بیایید یا تمامی زنان را بفرستیم به مریخ و مردان را هم به سیارهای دیگر، یا زوج و فرد کنیم روزهای تردد هر جنس را در سطح شهر، یا دیواری بتنی در همهی نقاط این سرزمین بین دختر و پسر بکشیم و یا این که دست از دگماتیسم حاکم بر ذهنهای سنتی عقبماندهی عهد قجریمان برداریم و متفاوت بیاندیشیم.
اگر خواستید دنبال مقصر باشید
به آینه نگاهی بیاندازید.
👤 #رضا_مقصودی
🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"پوسیدهترین شیوههای تربیتی" سرکوب کنجکاوی کودکان)
❓《مردم ما بیشتر از این که سوال داشته باشند، جواب دارند.》
این جمله را استاد "جلال ستاری" گفتند و من هیچوقت فراموشش نمیکنم. نیاز به اثبات آنچنانی هم ندارد. در یک نشست با چند نفر دیگر خودتان متوجه میشوید. بعد از سلام و احوالپرسی، بدون این که سوالی ردوبدل شود، همه جوابهایشان را رو میکنند و میپردازند به کارشناسی و تحلیل و بررسی شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، ورزشی و...
❓مثالی را بررسی کنیم.
کودکی از مادرش میپرسد:《مامان بارون چهجوری میآد؟》
مادر در پاسخ میگوید: 《بارون از سر قبر بابای من میآد. من چه میدونم چهجوری میآد؟ اصلا به تو چه؟ به من چه؟ برای چی انقدر سوال میپرسی؟ خستهام کردی آخه. دیوونه شدم از دستت.》
کودک دیگری همان سوال را از مادرش میپرسد و مادر علاوه بر این که پاسخی در حد فهم و درک کودک به او میدهد، در اولین فرصتی که باران بیاید، دست فرزندش را گرفته و با هم به زیر باران میروند و کنار هم لمس میکنند طراوت قطرههای آب را، صدای باران را، تلالو نور را از پس ابر ها و...
مادرِ اول، حس کنجکاوی کودکش را سرکوب کرد. مادر دوم به آن حس پر و بال داد.
❓کودک بهطور طبیعی کنجکاو و پرسشگر است. زیرا هر چیزی در این دنیا برایش تازه و جالب است و دوست دارد دربارهاش بداند. سرکوب کردن حس پرسشگری کودکان تبعات بسیاری در پی دارد. به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:
1️⃣ تخریب شخصیت
کودک وقتی میبیند که کسی به سوالات و دغدغههای ذهنیاش اهمیت نمیدهد، خود را بیارزش و موجودی اضافی و مزاحم میداند.
2️⃣ گریبانگیری عقدهی نفهمیدن و ترس
کودک دنیا را پر از سوال میبیند و و وقتی پاسخی برای سوالاتش نمییابد، جهان برایش تبدیل میشود به کلافی سردرگم و پر از معما و ابهام. زیستن در دنیایی ناشناخته قطعا ترسناکتر است.
3️⃣ از دست دادن شجاعت آزمون و خطا و خلاقیت
وقتی هیچکس او را بهخاطر سوالهایش و تکاپویش برای دانستن تشویق نمیکند، کمکم خودش را تنها حس میکند و میبیند اگر سوالی نپرسد مقبولتر است. از آن پس علاقهای هم برای انجام کارهای جدید و متفاوت و کسب تجارب تازه نخواهد داشت.
4️⃣ تبدیلشدن به دنبالهرویی مطیع
او وقتی سوالی ندارد منتظر تصمیم و اقدام دیگران میماند و صرفا به یک مقلد بدل خواهد گشت.
5️⃣ از دستدادن حس کنجکاوی
کسی که ذهن پرسشگر ندارد، شبیه ربات عمل خواهد کرد. اعمال و رفتارش را از پیشبرنامهریزی شده در مغز پر از کلیشهاش تزریق میکنند و هیچ کار جدیدی انجام نخواهد داد و هیچ تغییری به وجود نمیآورد.
6️⃣ از دست دادن منطق و استدلال
از کودکی به جای یاد گرفتن گفتوگو و پرسش و پاسخ، همه چیز را حفظ کرده و شیوهی صحیح بحث کردن را یاد نمیگیرد. ضمنا او چون دغدغهای برای فهمیدن ندارد، بهجای شنونده بودن، همیشه گوینده است.
❓زینپس اگر پدر یا مادری را دیدید که میگویند: 《این بچه کلافهام کرد از بس سوال پرسید، مغزم رو خورد با این فضولیهاش و...》 محکم و بیتعارف بهشان بگویید: 《تو فقط مسئول تولید بچه نیستی، مسئول رشد او نیز تویی. اگر نمیتوانی به سوالهای فرزندت پاسخ دهی خیلی اشتباه میکنی که او را به دنیا میآوری.》
#رضا_مقصودی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"پوسیدهترین شیوههای تربیتی" سرکوب کنجکاوی کودکان)
❓《مردم ما بیشتر از این که سوال داشته باشند، جواب دارند.》
این جمله را استاد "جلال ستاری" گفتند و من هیچوقت فراموشش نمیکنم. نیاز به اثبات آنچنانی هم ندارد. در یک نشست با چند نفر دیگر خودتان متوجه میشوید. بعد از سلام و احوالپرسی، بدون این که سوالی ردوبدل شود، همه جوابهایشان را رو میکنند و میپردازند به کارشناسی و تحلیل و بررسی شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، ورزشی و...
❓مثالی را بررسی کنیم.
کودکی از مادرش میپرسد:《مامان بارون چهجوری میآد؟》
مادر در پاسخ میگوید: 《بارون از سر قبر بابای من میآد. من چه میدونم چهجوری میآد؟ اصلا به تو چه؟ به من چه؟ برای چی انقدر سوال میپرسی؟ خستهام کردی آخه. دیوونه شدم از دستت.》
کودک دیگری همان سوال را از مادرش میپرسد و مادر علاوه بر این که پاسخی در حد فهم و درک کودک به او میدهد، در اولین فرصتی که باران بیاید، دست فرزندش را گرفته و با هم به زیر باران میروند و کنار هم لمس میکنند طراوت قطرههای آب را، صدای باران را، تلالو نور را از پس ابر ها و...
مادرِ اول، حس کنجکاوی کودکش را سرکوب کرد. مادر دوم به آن حس پر و بال داد.
❓کودک بهطور طبیعی کنجکاو و پرسشگر است. زیرا هر چیزی در این دنیا برایش تازه و جالب است و دوست دارد دربارهاش بداند. سرکوب کردن حس پرسشگری کودکان تبعات بسیاری در پی دارد. به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:
1️⃣ تخریب شخصیت
کودک وقتی میبیند که کسی به سوالات و دغدغههای ذهنیاش اهمیت نمیدهد، خود را بیارزش و موجودی اضافی و مزاحم میداند.
2️⃣ گریبانگیری عقدهی نفهمیدن و ترس
کودک دنیا را پر از سوال میبیند و و وقتی پاسخی برای سوالاتش نمییابد، جهان برایش تبدیل میشود به کلافی سردرگم و پر از معما و ابهام. زیستن در دنیایی ناشناخته قطعا ترسناکتر است.
3️⃣ از دست دادن شجاعت آزمون و خطا و خلاقیت
وقتی هیچکس او را بهخاطر سوالهایش و تکاپویش برای دانستن تشویق نمیکند، کمکم خودش را تنها حس میکند و میبیند اگر سوالی نپرسد مقبولتر است. از آن پس علاقهای هم برای انجام کارهای جدید و متفاوت و کسب تجارب تازه نخواهد داشت.
4️⃣ تبدیلشدن به دنبالهرویی مطیع
او وقتی سوالی ندارد منتظر تصمیم و اقدام دیگران میماند و صرفا به یک مقلد بدل خواهد گشت.
5️⃣ از دستدادن حس کنجکاوی
کسی که ذهن پرسشگر ندارد، شبیه ربات عمل خواهد کرد. اعمال و رفتارش را از پیشبرنامهریزی شده در مغز پر از کلیشهاش تزریق میکنند و هیچ کار جدیدی انجام نخواهد داد و هیچ تغییری به وجود نمیآورد.
6️⃣ از دست دادن منطق و استدلال
از کودکی به جای یاد گرفتن گفتوگو و پرسش و پاسخ، همه چیز را حفظ کرده و شیوهی صحیح بحث کردن را یاد نمیگیرد. ضمنا او چون دغدغهای برای فهمیدن ندارد، بهجای شنونده بودن، همیشه گوینده است.
❓زینپس اگر پدر یا مادری را دیدید که میگویند: 《این بچه کلافهام کرد از بس سوال پرسید، مغزم رو خورد با این فضولیهاش و...》 محکم و بیتعارف بهشان بگویید: 《تو فقط مسئول تولید بچه نیستی، مسئول رشد او نیز تویی. اگر نمیتوانی به سوالهای فرزندت پاسخ دهی خیلی اشتباه میکنی که او را به دنیا میآوری.》
#رضا_مقصودی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#بچهدار_شدن
چندی پیش یکی از دوستانم نوزادی را به این جهان افزود. از چپ و راست سیل تبریک و شادباش بر او روانه گشت و فقط یک نفر بود که تبریک نگفت. درست حدس زدید. من.
دلیلی برای خوشحالی یا تهنیت گفتن نداشتم. این زوج تمام تلاشی که برای فرزنددار شدن کردهاند، فقط چند دقیقه خوابیدن روی تخت بوده است. همین. چرا باید این اتفاق را جشن گرفت؟
یکی از غامضترین و حلنشدهترین مسائل ذهنی من، موضوع فرزندآوری است. این که یک زوج کِی و چرا باید بچهدار شوند؟ این افراد باید چه فاکتورها و ویژگیهایی را دارا باشند که صلاحیت مادر یا پدر شدن را بیابند؟
به اطرافم که مینگرم و در جستجوی نقاط اشتراک این والدین میگردم چند دلیل را برای بچهدار شدن پررنگتر مییابم.
1️⃣ هویت بخشی به خود
فردی که در تمام طول عمرش موجودیتی قابل اعتنا نداشته و فعالیتی در راستای هویت بخشیدن به شخصیت و زندگی خویش انجام نداده و عمرش را مساوی با خسران و حسرتی بزرگ برابر میداند، بچهدار شدن را آخرین و آسانترین فرصت برای این کار میداند. این که بتواند چیزی تولید کند. بنابراین اگر دیگران در هنر، صنعت، تجارت و زندگی حرفهای پیشهشان توانستهاند چیزی خلق کنند، من هم خلق میکنم. بچه. چون توانایی و دانش آفریدن چیز دیگری را ندارم.
2️⃣ تغییر دادن شرایط حاکم بر زندگی مشترک
بعد از گذشت چند صباح و فروکش کردن تبوتاب مراسم عروسی و خرید و مهمانی و پست گذاشتن از اولین شام دو نفره و و و، احساس ملال و سردی و رخوت بر زندگی مشترک حکمفرما میشود. دیگر خبری از عشق آتشین نخستین روزهای آشنایی نیست. پس این زوج برای پر کردن این خلا و فراموش کردن اختلافها و نواقص زندگی اشتراکی خود، دست به دامن کاتالیزور میشوند. به گمان آن باور موهوم و پوچ که بچه شیرینی و گرمابخش زندگی است، اقدام به تولید یک عدد (و بعضا چند عدد) از این محصول میکنند.
3️⃣ فشار اجتماعی
زندگی مشترک را بهسان یک ویترین میبینیم. و در این ویترین باید همواره چیزهای چشمنواز و زیبا قرار بگیرد. هر آنچه که مورد تایید و تحسین دیگران باشد. و صدالبته که بچهدار شدن یکی از مهمترین وظایف یک زوج است و در صورت عدم تحقق، ضایعهای اسفبار به وقوع پیوسته.
حتما اصطلاح "اجاق کور" و "مرد نبودن" را برای زوجهایی که فرزند ندارند، شنیدهاید. یا برخورد داشتهاید با افرادی که میگویند چون پدر یا مادرم پیر شدهاند و امروز و فردا است که بمیرند و تنها آرزویشان دیدن بچهی من است بنابراین نتیجه میگیریم که من باید بچهدار شوم.
4️⃣ یافتن تعلق
فردی که نیازهای اولیه عاطفیاش ارضاء نشده، درصدد خلق موجودی دیگر است تا با محبت کردن به او، جاهای خالی روان خودش را پر کند. "پسرم، همهی دنیام. دخترم، همهی زندگیم" و گزارههایی از این دست، مصداق بارز این مورد است.
5️⃣ سرگرمی
صرف بازی کردن و سر و کله زدن با کودک و نیازهایش، افرادِ تشنهی سرگرم شدن را مشغول نگه میدارد. ترجیح میدهند مهمترین دغدغهشان شکار پوشک و تنظیم کردن دمای شیر خشک باشد تا اندیشیدن به مسائل مهم و اساسی بشری. این شیوهی مواجهه، امتداد عروسکبازی است.
حال اگر کسی برای بچهدار شدن دلیلی جز مواردی که در بالا ذکر شد دارد، به این چند سوال پاسخ دهد:
- میزان دانش شما دربارهی ارتباط با کودک چهقدر است و منبع آن چیست؟
- از نظریهی رشد شناختی و هوشی (Cognitive) "پیاژه" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد روانی و اجتماعی (Psycosocial) "اریکسون" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد عاطفی هیجانی (Emotional) "بالبی" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد اخلاقی (Moral) "کلبرگ" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد روانی-جنسی (Psycosexual) فروید چه میدانید؟
- از هرم نیازهای "آبراهام مازلو" چه میدانید؟
- از تغییرات ذهنی و هورمونی دوران پس از زایمان چقدر آگاه هستید؟
- از رفتار شناسی کودک و تاثیر محیط بر او چقدر مطلعاید؟
- چه مدت زمانی را صرف مطالعه و اندوختن به انبان آگاهی خود در زمینهی ارتباطشناسی کردهاید؟
- تا چه حد نسبت به نیازهای کودک در بازهی سنی مشخص شناخت دارید؟
اگر این سوالها را پرسیدید و بهجای جواب دادن، شبیه مجسمهی "سرهای اولمک" به شما خیره شدند به آنها بگویید خیلی "اشتباه" میکنند که تصمیم دارند یک موجود پر از کمبود و نقص شبیه خودشان را به این کلنیِ جمعیت اضافه کنند. سپس دو چیز بهشان هدیه دهید. یک بسته کاندوم و این چند خط از کتاب "چنین گفت زرتشت" نیچه:
《آیا چنان فردی هستی که آرزوی فرزند را سزاوار باشد؟
میباید برتر و فراتر از خویش بنا کنی. اما نخست خود میباید بنا کرده شوی، با تن و روانی سازوار.
نهتنها چون خودی را، که برتر از خودی را میباید فراآوری. تنی والاتر باید بیافرینی، آفرینندهای میباید بیافرینی.》
#رضا_مقصودی
#پاینده_ایران
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#بچهدار_شدن
چندی پیش یکی از دوستانم نوزادی را به این جهان افزود. از چپ و راست سیل تبریک و شادباش بر او روانه گشت و فقط یک نفر بود که تبریک نگفت. درست حدس زدید. من.
دلیلی برای خوشحالی یا تهنیت گفتن نداشتم. این زوج تمام تلاشی که برای فرزنددار شدن کردهاند، فقط چند دقیقه خوابیدن روی تخت بوده است. همین. چرا باید این اتفاق را جشن گرفت؟
یکی از غامضترین و حلنشدهترین مسائل ذهنی من، موضوع فرزندآوری است. این که یک زوج کِی و چرا باید بچهدار شوند؟ این افراد باید چه فاکتورها و ویژگیهایی را دارا باشند که صلاحیت مادر یا پدر شدن را بیابند؟
به اطرافم که مینگرم و در جستجوی نقاط اشتراک این والدین میگردم چند دلیل را برای بچهدار شدن پررنگتر مییابم.
1️⃣ هویت بخشی به خود
فردی که در تمام طول عمرش موجودیتی قابل اعتنا نداشته و فعالیتی در راستای هویت بخشیدن به شخصیت و زندگی خویش انجام نداده و عمرش را مساوی با خسران و حسرتی بزرگ برابر میداند، بچهدار شدن را آخرین و آسانترین فرصت برای این کار میداند. این که بتواند چیزی تولید کند. بنابراین اگر دیگران در هنر، صنعت، تجارت و زندگی حرفهای پیشهشان توانستهاند چیزی خلق کنند، من هم خلق میکنم. بچه. چون توانایی و دانش آفریدن چیز دیگری را ندارم.
2️⃣ تغییر دادن شرایط حاکم بر زندگی مشترک
بعد از گذشت چند صباح و فروکش کردن تبوتاب مراسم عروسی و خرید و مهمانی و پست گذاشتن از اولین شام دو نفره و و و، احساس ملال و سردی و رخوت بر زندگی مشترک حکمفرما میشود. دیگر خبری از عشق آتشین نخستین روزهای آشنایی نیست. پس این زوج برای پر کردن این خلا و فراموش کردن اختلافها و نواقص زندگی اشتراکی خود، دست به دامن کاتالیزور میشوند. به گمان آن باور موهوم و پوچ که بچه شیرینی و گرمابخش زندگی است، اقدام به تولید یک عدد (و بعضا چند عدد) از این محصول میکنند.
3️⃣ فشار اجتماعی
زندگی مشترک را بهسان یک ویترین میبینیم. و در این ویترین باید همواره چیزهای چشمنواز و زیبا قرار بگیرد. هر آنچه که مورد تایید و تحسین دیگران باشد. و صدالبته که بچهدار شدن یکی از مهمترین وظایف یک زوج است و در صورت عدم تحقق، ضایعهای اسفبار به وقوع پیوسته.
حتما اصطلاح "اجاق کور" و "مرد نبودن" را برای زوجهایی که فرزند ندارند، شنیدهاید. یا برخورد داشتهاید با افرادی که میگویند چون پدر یا مادرم پیر شدهاند و امروز و فردا است که بمیرند و تنها آرزویشان دیدن بچهی من است بنابراین نتیجه میگیریم که من باید بچهدار شوم.
4️⃣ یافتن تعلق
فردی که نیازهای اولیه عاطفیاش ارضاء نشده، درصدد خلق موجودی دیگر است تا با محبت کردن به او، جاهای خالی روان خودش را پر کند. "پسرم، همهی دنیام. دخترم، همهی زندگیم" و گزارههایی از این دست، مصداق بارز این مورد است.
5️⃣ سرگرمی
صرف بازی کردن و سر و کله زدن با کودک و نیازهایش، افرادِ تشنهی سرگرم شدن را مشغول نگه میدارد. ترجیح میدهند مهمترین دغدغهشان شکار پوشک و تنظیم کردن دمای شیر خشک باشد تا اندیشیدن به مسائل مهم و اساسی بشری. این شیوهی مواجهه، امتداد عروسکبازی است.
حال اگر کسی برای بچهدار شدن دلیلی جز مواردی که در بالا ذکر شد دارد، به این چند سوال پاسخ دهد:
- میزان دانش شما دربارهی ارتباط با کودک چهقدر است و منبع آن چیست؟
- از نظریهی رشد شناختی و هوشی (Cognitive) "پیاژه" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد روانی و اجتماعی (Psycosocial) "اریکسون" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد عاطفی هیجانی (Emotional) "بالبی" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد اخلاقی (Moral) "کلبرگ" چه میدانید؟
- از نظریهی رشد روانی-جنسی (Psycosexual) فروید چه میدانید؟
- از هرم نیازهای "آبراهام مازلو" چه میدانید؟
- از تغییرات ذهنی و هورمونی دوران پس از زایمان چقدر آگاه هستید؟
- از رفتار شناسی کودک و تاثیر محیط بر او چقدر مطلعاید؟
- چه مدت زمانی را صرف مطالعه و اندوختن به انبان آگاهی خود در زمینهی ارتباطشناسی کردهاید؟
- تا چه حد نسبت به نیازهای کودک در بازهی سنی مشخص شناخت دارید؟
اگر این سوالها را پرسیدید و بهجای جواب دادن، شبیه مجسمهی "سرهای اولمک" به شما خیره شدند به آنها بگویید خیلی "اشتباه" میکنند که تصمیم دارند یک موجود پر از کمبود و نقص شبیه خودشان را به این کلنیِ جمعیت اضافه کنند. سپس دو چیز بهشان هدیه دهید. یک بسته کاندوم و این چند خط از کتاب "چنین گفت زرتشت" نیچه:
《آیا چنان فردی هستی که آرزوی فرزند را سزاوار باشد؟
میباید برتر و فراتر از خویش بنا کنی. اما نخست خود میباید بنا کرده شوی، با تن و روانی سازوار.
نهتنها چون خودی را، که برتر از خودی را میباید فراآوری. تنی والاتر باید بیافرینی، آفرینندهای میباید بیافرینی.》
#رضا_مقصودی
#پاینده_ایران
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#پوسیدهترین شیوههای تربیتی
#رشوه
#رضا_مقصودی
💰 - اگر توی مهمونی پسر خوبی باشی، برگشتنی برات بستنی میخرم.
- اگر وسایلهات رو بذاری سر جاش و اتاقت رو مرتب کنی، میبرمت پارک.
- اگر با آبجیت مهربون بشی و دیگه دعواش نکنی، منم اون اسباببازی قشنگهرو که میخواستی برات میخرم.
- اگر ساکت بمونی و سروصدا نکنی تا بابا کارهاشو تموم کنه، منم قول میدم بهت بیشتر پولتویجیبی بدم.
و...
💰 آشنا نیست این جملههای بالا؟
روزانه چندبار پدر و مادرها برای رهایی یافتن از درخواستهای کودکانشان، این واژهها را به زبان میآورند؟
والدین برای تحت کنترل گرفتن فرزندان و اجتناب از بیحوصله شدن و کلافگی، بعد از تهدید و ترساندن و دروغ گفتن و ابزارهایی از این دست، به رشوه دادن متوسل میشوند.
اما آیا عواقبی دارد این ترفند؟
شاید در لحظه باعث شود که کودک آرام گرفته و به خواستهی آنها عمل کند اما چه تبعاتی در انتظار است؟
💰 به چند نمونه از تاثیرات این کار بپردازیم:
1️⃣ کودک انگیزهاش را برای انجام کار درست از دست میدهد.
وقتی وعدهای در مقابل انجام دادن صحیح رفتار به او میدهید، اینگونه میاندیشد که صرف انجام این کار ارزشمند نیست و فقط زمانی اهمیت و ارزش پیدا میکند که در مقابلش چیزی به دست آورد.
2️⃣ انتظار کودک افزایش مییابد.
درست است که در لحظه، توجه او را از خواستهاش به خواستهتان منحرف کرده اید اما او کمکم میآموزد که این راه آسانی برای به دست آوردن چیزهایی است که میخواهد.
این سِیر ادامهدار خواهد شد: درخواست، پافشاری، اصرار، لجبازی کودک و در نهایت تسلیم شدن والدین و دادن رشوه.
3️⃣ در رسیدن به بلوغ عاطفی دچار مشکل خواهد شد.
شکست، ناکامی و نرسیدن به خواستهها جزئی از زندگی است. اگر او در دوره کودکی این مهم را نیاموزد، خواهد اندیشید که در سراسر زندگیاش هیچچیز غیرممکنی وجود ندارد. در طول همهی عمرش به هر چیزی که بخواهد میرسد و جهان و جامعه موظف است که طبق خواستههای او حرکت کند. با این طرز تفکر به اولین شکست در دوران زندگیاش که برسد، برآشفته شده و نمیتواند تحمل کند و میپندارد دنیا به پایان رسیده است.
4️⃣ کودک سوداگر میشود.
او ارزش هر چیزی را با میزان منفعت آن چیز برای خودش میسنجد. در بزرگسالی فردی خواهد شد به شدت سودجو و اهل معامله و تا زمانی که نفعی عایدش نشود کاری انجام نخواهد داد. او خوب بودن و خوبی کردن را کالایی قابل خرید و فروش میپندارد نه ارزشی انسانی.
5️⃣ رشوه دادن را یاد میگیرد.
به او میآموزید که هر جایی کارش گیر کرد با اندکی دست به جیب شدن و پرداخت هزینهای میتواند ضوابط و قانون را دور بزند.
به این ضربالمثل ها دقت کنید، در ادبیات عامه خودمان است و از مریخ هم نیامده:
- سبیل کسی را چرب کردن.
- بی مایه فتیره.
- زیر میزی دادن.
- از تو عباسی، از من رقاصی.
- شیرینی دادن.
- پول چایی دادن.
- با کدخدا بساز ده رو بتاز.
- سر کیسه رو شل کن.
- دَم کسی رو دیدن.
- خر کریم رو نعل کردن.
- با پول سر سبیل شاه نقاره بزن.
- دیوونه جریمه میده، عاقل رشوه.
💰 حواستان به رفتار با کودکان باشد.
پینوشت: تشویق کردن با رشوه دادن فرق میکند.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#پوسیدهترین شیوههای تربیتی
#رشوه
#رضا_مقصودی
💰 - اگر توی مهمونی پسر خوبی باشی، برگشتنی برات بستنی میخرم.
- اگر وسایلهات رو بذاری سر جاش و اتاقت رو مرتب کنی، میبرمت پارک.
- اگر با آبجیت مهربون بشی و دیگه دعواش نکنی، منم اون اسباببازی قشنگهرو که میخواستی برات میخرم.
- اگر ساکت بمونی و سروصدا نکنی تا بابا کارهاشو تموم کنه، منم قول میدم بهت بیشتر پولتویجیبی بدم.
و...
💰 آشنا نیست این جملههای بالا؟
روزانه چندبار پدر و مادرها برای رهایی یافتن از درخواستهای کودکانشان، این واژهها را به زبان میآورند؟
والدین برای تحت کنترل گرفتن فرزندان و اجتناب از بیحوصله شدن و کلافگی، بعد از تهدید و ترساندن و دروغ گفتن و ابزارهایی از این دست، به رشوه دادن متوسل میشوند.
اما آیا عواقبی دارد این ترفند؟
شاید در لحظه باعث شود که کودک آرام گرفته و به خواستهی آنها عمل کند اما چه تبعاتی در انتظار است؟
💰 به چند نمونه از تاثیرات این کار بپردازیم:
1️⃣ کودک انگیزهاش را برای انجام کار درست از دست میدهد.
وقتی وعدهای در مقابل انجام دادن صحیح رفتار به او میدهید، اینگونه میاندیشد که صرف انجام این کار ارزشمند نیست و فقط زمانی اهمیت و ارزش پیدا میکند که در مقابلش چیزی به دست آورد.
2️⃣ انتظار کودک افزایش مییابد.
درست است که در لحظه، توجه او را از خواستهاش به خواستهتان منحرف کرده اید اما او کمکم میآموزد که این راه آسانی برای به دست آوردن چیزهایی است که میخواهد.
این سِیر ادامهدار خواهد شد: درخواست، پافشاری، اصرار، لجبازی کودک و در نهایت تسلیم شدن والدین و دادن رشوه.
3️⃣ در رسیدن به بلوغ عاطفی دچار مشکل خواهد شد.
شکست، ناکامی و نرسیدن به خواستهها جزئی از زندگی است. اگر او در دوره کودکی این مهم را نیاموزد، خواهد اندیشید که در سراسر زندگیاش هیچچیز غیرممکنی وجود ندارد. در طول همهی عمرش به هر چیزی که بخواهد میرسد و جهان و جامعه موظف است که طبق خواستههای او حرکت کند. با این طرز تفکر به اولین شکست در دوران زندگیاش که برسد، برآشفته شده و نمیتواند تحمل کند و میپندارد دنیا به پایان رسیده است.
4️⃣ کودک سوداگر میشود.
او ارزش هر چیزی را با میزان منفعت آن چیز برای خودش میسنجد. در بزرگسالی فردی خواهد شد به شدت سودجو و اهل معامله و تا زمانی که نفعی عایدش نشود کاری انجام نخواهد داد. او خوب بودن و خوبی کردن را کالایی قابل خرید و فروش میپندارد نه ارزشی انسانی.
5️⃣ رشوه دادن را یاد میگیرد.
به او میآموزید که هر جایی کارش گیر کرد با اندکی دست به جیب شدن و پرداخت هزینهای میتواند ضوابط و قانون را دور بزند.
به این ضربالمثل ها دقت کنید، در ادبیات عامه خودمان است و از مریخ هم نیامده:
- سبیل کسی را چرب کردن.
- بی مایه فتیره.
- زیر میزی دادن.
- از تو عباسی، از من رقاصی.
- شیرینی دادن.
- پول چایی دادن.
- با کدخدا بساز ده رو بتاز.
- سر کیسه رو شل کن.
- دَم کسی رو دیدن.
- خر کریم رو نعل کردن.
- با پول سر سبیل شاه نقاره بزن.
- دیوونه جریمه میده، عاقل رشوه.
💰 حواستان به رفتار با کودکان باشد.
پینوشت: تشویق کردن با رشوه دادن فرق میکند.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨