🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴 #اعتیاد_فراگیر

میزان #رنج ما متناسب با فاصله ما از واقعیت است. به جای اینکه با دویدن به سوی حقیقت به رنجمان پایان دهیم، از طریق غذا، الكل، مواد مخدر وسکس از آن دور می شویم. این‌ها که به اشتباه اعتیاد خوانده می شوند، فقط به #اعتیاد واقعی اشاره می کنند: ما معتادیم به اینجا نبودن. ما نمی خواهیم #احساسات خود را حس کنیم. ما به جای زمان حال، گذشته یا آینده موهوم را می‌خواهیم. مردی که قاتل همسرش را کشته بود، نمی‌خواست احساساتی را که داشت حس کند یا خاطراتش را به یاد آورد، اما آن احساسات و #خاطرات واقعی بودند. کشتن قاتل همسرش، همسرش را زنده نمی‌کرد. ما به تجربه‌ی خیالی و موهوم (من نه، الان نه وابسته ایم) اعتیادی فراگیر.

ما از غذا، مواد مخدر، اینترنت، سکس، #شهرت، کار، و الكل استفاده می کنیم تا از دنیای واقعی به دنیایی برویم که در آن مردم آن طوری اند که ما فکر می کنیم باید باشند. ما #مشتاق گذشته یا آینده‌ای آرمانی‌ایم که هرگز وجود نداشته است. ما نمی توانیم دیروز را در امروز زندگی کنیم. به جای حضور در زمان حال، ما در انتظار چیزی هستیم که آرزوی حضورش را داشتیم.
ما تصور می کنیم که اگر در زمان و مکان دیگری زندگی می کردیم به سرمنزل #آرامش و رضایت می رسیدیم. میل شدید به «من نه، الان نه، اینجا نه» ما را بی‌خانمان نگاه می‌دارد. ما می کوشیم از لحظه‌ی حال فرار کنیم، اما لحظه‌ی حال یگانه خانه ای است که همیشه خواهیم داشت.

ما به امید رسیدن به کمال به سوی زمانی دیگر، مکانی دیگر یا نحوه‌ی زندگی دیگر می شتابیم، غافل از اینکه ما همین طوری هم کامل‌ایم. ما تشخیص نمی دهیم که هنگام دویدن به سوی آنچه می خواهیم، خود واقعیمان را ترک می‌کنیم. پذیرفتن آنچه اکنون حس می کنیم ما را کامل می کند، اما ما آنچه هست را نمی خواهیم. ما آرزوی خود را می خواهیم، و در جستجوی آنیم و نزد ما بر پذیرفتن خودمان ترجیح دارد. ما در پی تخیلی می رویم که باور داریم در جایی دور است، در حالی که آنچه باید بدانیم همین جاست.
ما با شتاب از ترسمان، آن شعاع نورانی، رد می‌شویم تا از آنچه دوست نمی داریم بگریزیم یا آن را پس بزنیم یا متوقف سازیم. اما #ترس نوری است که به ما نشان می دهد کجا دست بگذاریم: بر #مقاومت مان. هنگامی که ترسهای درونی مان را می پذیریم، پیوند مبارک خوددرونی و خود بیرونی ماتحقق می یابد.

دروغ‌های که به خود می‌گوییم
#جان_فردریکسون
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
و آیا سرنوشت چیزی جز این است که،
سهمِ خود را از بارِ رنج، به دوش بِکشیم
و جامِمان را تا به جرعهٔ آخر بنوشیم ؟
📕 #رنج_های_ورتر_جوان👤 #گوته
🎨 #نقاشی👤 ایوان #آیوازوفسکی
https://t.me/joinchat/AAAAAE
🔴#رنج تن دور از تو ای
تو راحت جان‌های ما

چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما

#حضرت_مولانا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#رنج را دوست ندارم، هرگز دوست نخواهم داشت، اما باید قبول کنم که آموزگار خوبی است. ‏⁧

#کریستین_بوبن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#رنج کشیدن هر کدام از ما،
موسیقی مخصوص به خودش را دارد.
— رولان بارت

🎨 "موسیقی"، ۱۸۹۵، اثر گوستاو کلیمت
🌿 ۲۱ ژوئن، روز جهانی موسیقی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تلنگر

◽️هر چه بیشتر عشق بورزی بیشتر درد می‌کشی


📗آن چیست که پیوند عشق را می‌گسلد و چنان دردناک است که اگو را غرق اندوه می کند؟ فروید بی درنگ پاسخ می دهد: فقدان محبوب یا عشق. ما اضافه می‌کنیم: فقدان بی رحمانه و جبران ناپذیر محبوب. این اتفاق زمانی می‌افتد که آنکه به ما نزدیک است - پدر و مادر، همسر، برادر و خواهر یا دوستی عزیز - ناگهان می‌میرد. اصطلاح «فقدان محبوب»که فروید در آخرین سال‌های زندگی اش به کار می‌برده در دو نوشته مهم دیده می‌شود: «کمرویی به نشانگان و اضطراب»، و «تمدن و ناخرسندی‌هایش».به قطعه ای از متن دوم و اشاره می‌کنم.او می‌نویسد رنج از سه منشا ناشی می‌شود: اول «قدرت برتر طبیعت»،دوم، «ضعف بدن‌های ما» و سوم آنکه مورد علاقه ماست «نابسندگی دستورالعمل هایی که روابط متقابل انسان‌ها در خانواده، دولت و جامعه را تنظیم می‌کند». از نظر فروید منشا سوم رنج از دیگران مسئله ساز تر است.


📗بنابراین او با احتياط فراوان روش‌های متفاوت اجتناب از رنج جسمانی و پرخاش بیرونی را یکی پس از دیگری ارزیابی می‌کند اما زمانی که به دنبال راهی برای حفاظت خویشتن در برابر رنج ناشی از رابطه با دیگران است چه درمانی را پیشنهاد می کند؟ ظاهرا ساده ترین درمان عشق به همسایه. در واقع برای حفاظت خویش در برابر درد و زندگی مبتنی بر عشق و توجه به دوست داشتن و دوست داشته شدن به عنوان منشا همه سرخوشی‌ها را توصیه می‌کنند. درست را توصیه می‌کنند. درست است که - به تایید فروید این نگرش روانی نزد ما آشناست. برای اجتناب از تعارض با دیگری طبیعی تر از دوست داشتن؟ بیایید دوست بداریم، دوست داشته شویم و درد و محنت را پس برانیم. اما با عکس این حالت مواجه می‌شویم. اینجاست که فروید در مقام پزشک اظهار می‌کند که ما به ابژه عشق خود به خطرناک ترین شکل ممکن وابسته‌ایم و خود را در معرض درد بیکرانی قرار می‌دهیم اگر او (ابژه عشق) را به خاطر بی وفایی یا مرگ از دست بدهیم. گیرایی این گفته از نظر من از آنجاست که به وضوح ناسازه غلبه ناپذیر عشق را بیان می‌کند: عشق با اینکه شرط اساسی سرشت بشر است، همچنان مقدمه انکارناپذیر رنج ما باقی می‌ماند. هرچه بیشتر عشق بورزی بیشتر درد می‌کشی.


📚 #رنج_و_عشق
👤 #خوان_داوید_نازیو

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه

این مردم چیزی نیست که در یکدیگر نبینند و خرابش نکنند
سلامتی، خوش‌نامی، دوستی، آسایش!

و دلیل عمدهٔ آن‌هم بلاهت است و تنگ‌نظری.

چون که وقتی پای حرفشان می‌نشینی، به‌راستی هیچ منظور بدی نداشته‌اند. گاهی‌وقت‌ها دلم می‌خواهد به پایشان بیفتم و تمنا کنم این‌قدر دیوانه‌وار توی دل و رودهٔ هم نکاوند و به هم حسادت نکنند.

#رنج_های_ورتر_جوان_

#گوته

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#رنج_های_ورتر_جوان

نویسنده : یوهان ولفگانگ گوته

📝 داستان این رمان درباره‌ی ورتر، دانش‌آموخته‌ی حقوق، است که برای استراحت به شهری کوچک و ییلاقی می‌رود و در یک مهمانی با دختر زیبایی به نام لوته آشنا می‌شود. لوته نامزد دارد، با وجود این ورتر به او دل می‌بازد. این دلباختگی برای ورتر رنج‌هایی در پی دارد؛ رنج‌هایی که ورتر آن‌ها را در نامه‌هایی برای دوستش شرح می‌دهد. خواننده از خلال این نامه‌ها درونِ عصیانگر ورتر را می‌کاود و با روحیات او آشنا می‌شود.

🔴 این کتاب در اوایل انتشار به دلیل توجیه مسئله خودکشی مخالفت گسترده روحانیون را در پی داشت و در نتیجه فروش آن ممنوع اعلام شد اما هیاهوی ناشی از این ممنوعیت به فروش بیشتر اثر کمک کرد و طولی نکشید که به چندین زبان گوناگون ترجمه شد.

نوع فایل : Pdf

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity