کتاب : #سالومه

نویسنده : اسکار وایلد


سالومه‌ی زیبا که هرود، حاکم یهودیه، ناپدری اوست، صدای یحیی پیامبر را از اعماق آب‌انباری که در آن زندانی‌اش کرده‌اند می‌شنود و این میل در دلش پدید می‌آید که با آن مردی آشنا شود که برای این خاندان شاهی فاسد کیفرهای وحشت‌باری پیش‌گویی می‌کند.
او به سوی جوانی دستور می‌دهد که یحیی را نزد او بیاورند. سالومه با دیدن او گرفتار عشق شدیدی می‌شود...

نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 کتاب : #سالومه

نویسنده : اسکار وایلد
سالومه‌ی زیبا که هرود، حاکم یهودیه، ناپدری اوست، صدای یحیی پیامبر را از اعماق آب‌انباری که در آن زندانی‌اش کرده‌اند می‌شنود و این میل در دلش پدید می‌آید که با آن مردی آشنا شود که برای این خاندان شاهی فاسد کیفرهای وحشت‌باری پیش‌گویی می‌کند.
او به سوی جوانی دستور می‌دهد که یحیی را نزد او بیاورند. سالومه با دیدن او گرفتار عشق شدیدی می‌شود...

نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#سالومه

اسکار وایلد


اغواگری خود را با نقاب نمی‌پوشاند

بودریار



وقتی اسکار وایلد نمایش‌نامه‌ی سالومه را نوشت برای خواندن آن را به سارا برنار داد که به صحنه ببرد، تمرین‌ها انجام شد اما لرد چمبرلن با استناد به اینکه به صحنه‌آوردن شخصیت‌های انجیل ممنوع است اجازه‌ی نمایش را نداد و با سانسور مواجه شد.

سالومه زنی است که رقص هفت پوشش می‌کند، رقص او بر خون است.

سالومه شیفته‌ی یحیی شده است:
•یحیی بدنت به سپیدی برف کوهساران است بگذار تا بدان دست کشم."

▪️دور شو ای دختر بابل

•یحیی در جهان چیزی به سیاهی زلفان تو نیست، مرا بگذار تا به مویت دست آزم.
یحیی دهانت قرمز رنگ‌تر از از پای کسانی است که در چرخشت پای بر انگور فشارند، بحل مرا تا بر آن بوسه زنم

▪️هرگز ای دختر بابل و سدوم. مرا خواست نگریستن بر تو نیست.

و گفتند یحیی چون مستان سخن می‌گوید، او سرمست از می خدا بود و سالومه سرمست از عشق وی.

سالومه با پای برهنه رقص خون را شروع کرد و از هرود که بی تاب وصال سالومه شده بود درخواست کرد:
در طشتی سیمین، سر یحیی را

•آخر لب تو را بوسیدم یحیی، از دهانت مزه‌‌ای تلخ چشیدم، آیا تلخی خون بود یا تلخی عشق؟
می‌گویند که عشق تلخ است، چه باک، من آخر لبان تو را بوسیدم یحیی.


#نوع_فایل : Pdf

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity