🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_فیلم 🎬


از اینجا تا ابدیت (From Here to Eternity) فیلمی درام به کارگردانی #فرد_زینمان محصول سال 1953 است. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشتهٔ جیمز جونز تهیه شده‌است.

▪️خلاصهٔ داستان

رابرت ای لی پرویت (مونتگومری کلیفت) به تازگی به گروهان جدیدی منتقل شده‌است. سرگروهان شنیده‌است که او مشت‌زن خوبی است. از او می‌خواهد تا به نمایندگی از گروهان خود در مسابقات مشت‌زنی ارتش شرکت کند. پرویت به‌علت خاطرهٔ تلخی که از آخرین مسابقهٔ خود دارد، حاضر به انجام این کار نمی‌شود. سرگروهان او را مجبور به کارهای پست می‌کند تا نظر او را عوض کند. پرویت در همین گیر و دار عاشق زنی فاحشه می‌شود و اتفاقات دیگری برای او می‌افتد.

🏆 جوایز اسکار

برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - فرانک سیناترا
برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن - دونا رید
برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری سیاه و سفید - برنت گوفی
برنده جایزه اسکار بهترین کارگردانی - فرد زینمان
برنده جایزه اسکار بهترین تدوین فیلم - ویلیام لیون
برنده جایزه اسکار بهترین عکس - بادی آدلر
برنده جایزه اسکار بهترین نمایش‌نامه - دانیل تاردش
برنده جایزه اسکار بهترین صدابرداری - جان پی. لیوادری
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - مونتگومری کلیفت
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - برت لنکستر
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن - دبورا کر
نامزد جایزه اسکار بهترین طراحی لباس - ژان لوئی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

🎬 نیمروز (High Noon) که در ایران با نام جدال در نیمروز به نمایش درآمد و با عنوان ماجرای نیمروز پخش گردید از مشهورترین فیلم‌های وسترن تاریخ سینما محصول سال ۱۹۵۲ است. این فیلم با نام‌های صلات ظهر و سر ظهر نیز در منابع سینمایی فارسی شناخته می‌شود.

▪️نمایی از فیلم

هادلی ویل کین کلانتر شهر پس از مراسم ازدواجش، هنگامی که به قصد ایجاد زندگی جدیدی همراه زن زیبایش خیال ترک شهر را در سر دارد، خبردار می‌شود که فرانک میلر تبهکاری که چند سال پیش به زندان فرستاده با قطار نیمروز و به قصد انتقام از او به آن شهر خواهد آمد. دوستانش می‌کوشند تا وی را ترغیب به ترک شهر نمایند، اما او فرار را چاره کار نمی‌داند و تصمیم می‌گیرد تا با آن فرد و همکاران جنایتکارش مواجه شود. مردم شهر در این رودررویی او را تنها می‌گذارند…

🏆 جوایز اسکار

فیلم نیمروز نامزد دریافت هفت جایزه اسکار بود و موفق شد چهار جایزه را به دست آورد:

جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد: گری کوپر
جایزه بهترین ترانه برای آه عزیزم، ترکم مکن: دیمیتری تیومکین و ند واشینگتن
جایزه بهترین موسیقی متن: دیمیتری تیومکین
جایزه بهترین تدوین: المو ویلیامز و هری گرستاد
این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه بود.

▪️نگاهی به فیلم نیمروز 1952 (High Noon) اثر درخشان #فرد_زینمان در ژانر وسترن

نیمروز فیلمی سینمایی در گونه‌ی وسترن به کارگردانی فرد زینه‌مان است. این فیلم که با عنوان ماجرای نیمروز برای سینمادوستان ایرانی آشنا‌تر است، مشهورترین ساخته‌ی زینه‌مان و هم‌چنین یکی از برجسته‌ترین و متفاوت‌ترین آثار سینمای وسترن به‌شمار می‌رود. فرد زینه‌مان اتریشی‌الاصل به‌واسطه‌ی کارگردانی فیلم‌های مهمی نظیر از اینجا تا ابدیت (From Here to Eternity)،اسب کهر را بنگر (Behold a Pale Horse) ومردی برای تمام فصول (A Man for All Seasons) جایگاهی ویژه در تاریخ سینمای سال‌های پس از جنگ جهانی دوم دارد.
ماجرای نیمروز درباره‌ی کلانتر سابق شهر کوچک هادلی‌ویل به‌نام ویل کین (با بازی گاری کوپر) و تصمیم شجاعانه و البته عاقلانه‌ی او برای ماندن و ایستادن در مقابل یک جنایتکار سرشناس به‌نام فرانک میلر (با بازی ايان مک‌دونالد) -و افراد او- آن‌هم بلافاصله پس از برگزاری مراسم عروسی‌اش است. ویل در جمله‌ای کلیدی، به نوعروسش امی (با بازی گریس کلی) می‌گوید که تا به حال از جلوی کسی فرار نکرده است (نقل به مضمون). اما اشتباه نکنید! با ابرقهرمانی پوشالی و خالی از احساس طرف نیستیم زیرا در ادامه‌ی فیلم شاهدیم که ویل طی لحظاتی نیز می‌ترسد و درصدد پنهان کردن این هراس‌اش برنمی‌آید.
کلّ ماجرای فیلم در یک روز و زمانی کم‌تر از ۹۰ دقیقه می‌گذرد، تایم فیلم هم در همین حدود است؛ یعنی زمان دراماتیک با زمان واقعی یکسان بوده که از وجوه تمایزماجرای نیمروز محسوب می‌شود. ماجرای نیمروز -به‌تعبیری- وسترن نیست؛ فیلمِ شخصیت‌پردازی است. ماجرای نیمروز به‌خوبی در خلال دیالوگ‌هایش علاوه بر این‌که شخصیت‌ها را می‌شناساند، تماشاگر را برای فرارسیدن سکانس فینال، تشنه و مضطرب نگه می‌دارد. نشان دادن مداوم عقربه‌هایی که به‌سرعت به ساعت ۱۲ ظهر نزدیک می‌شوند، ترفندی مؤثر برای افزایش هیجان و اضطراب است.
پیچیدن خبر بازگشت فرانک در شهر و درخواست کمک کلانتر از مردم، تبدیل به آزمونی پرتعلیق برای سنجش شرافت و شجاعت ساکنان می‌شود و جالب اینجاست که نه اهالی کلیسا و نه مشتریان کافه -شاید: تمثیلی نمادین از سویه‌های خیر و شر این جهان- هیچ‌کدام به یاری‌اش نمی‌آیند. تنها کسی که پشت کین را خالی نمی‌کند و نقشی مؤثر در مبارزه‌اش با میلر به عهده می‌گیرد، تازه‌عروس اوست که در آخرین دقایق به کمک کلانتر می‌شتابد.
فرانک میلر، جانی خطرناکی که زمانی دستگیری و روانه‌ی زندان کردن‌اش، افتخاری برای کلانتر ویل کین به‌شمار می‌رفته، حالا به لطف سیاست‌بازان فاسد شمال ایالات متحده از بند رسته است تا حقّ کلانتر را کف دست‌اش بگذارد. مردم که به‌واسطه‌ی پرسه زدن سه یاغی سرسپرده‌ی فرانک در شهر، بوی دردسر را خیلی خوب استشمام کرده‌اند هریک به بهانه‌ای با شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت شهروندی و دست شستن از شرافت انسانی خود، در کمال وقاحت وانمود می‌کنند که این صرفاً یک تسویه‌حساب شخصی میان میلر و کین است. وقتی فساد و ناکارآمدی قانون ثابت می‌شود، نوبت به عمل متهورانه‌ی قهرمان فیلم می‌رسد.