🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ آذر سالروز درگذشت #محمدجعفر_پوینده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ آذر سالروز درگذشت #محمدجعفر_پوینده

(زاده ۱۷ خرداد ۱۳۳۳ اشکذر یزد -- درگذشته ۱۸ آذر ۱۳۷۷ تهران ) نویسنده، مترجم، جامعه‌شناس ( که در جریان ترورهای موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای به قتل رسید)

او از فعال‌ترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود و تا پیش از مرگ در دفتر پژوهش‌های فرهنگی اشتغال داشت.
وی از طرفداران جریان چپ در ایران بود اما به ایده‌های سنتی مارکسیسم باور نداشت و هرگز به سازمان یا حزبی سیاسی نپیوست، هرچند یک مدافع پرکار دمکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود.
او از خانواده‌ای فقیر بود. در شش سالگی به دبستان رفت و از ده سالگی مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۹ دیپلم گرفت و در همان سال در رشته حقوق قضایی در دانشگاه تهران پذیرفته شد. فعالیت سیاسی را از دوران دانشجویی در تهران آغاز کرد و از سال ۱۳۵۳ هنگامی که برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت، در خارج از کشور به فعالیت ادامه داد. در سال ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس جامعه‌شناسی را از این دانشگاه دریافت کرد و در شهریور ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب به کشور بازگشت.
او پس از انقلاب، وقت خود را وقف ترجمهٔ آثار مختلف فلسفی و ادبی کرد و کتاب‌های بسیاری را از زبان فرانسه به فارسی برگرداند که برخی از آنها منتشر نشدند.
وی در ۸ آذر ۱۳۷۷ از منزل خارج شد و ده روز بعد جسد وی در روستای بادامک در شهرستان شهریار پیدا شد. علت مرگ او خفگی اعلام کردند. وی در خیابان ایرانشهر به قتل رسید. علی روشنی شخصی که طناب را به گردن او انداخته و خفه‌اش کرده بود به حبس ابد محکوم شد، تعداد دیگری از عاملان این قتل‌ها نیز به حبس محکوم شدند.
مزار محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج (گلشهر) در نزدیکی قبر محمد مختاری دیگر قربانی این قتل‌ها است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات

#نویسنده_فرهیخته

#محمدجعفر_پوینده_نویسنده_ایرانی

#یادمان_هفدهم_خرداد زادروزِ کاتبِ حقیقت، خدمتگزارِ آزادی و نگاهبانِ شرفِ قلم، میلاد" محمد جعفر پوینده " است‌.
"پوینده " از فرزانه گانِ زمانه ما ، شصت و چهار سالِ پیش در چنین روزی پا به عرصه گیتی نهاد ، از همان اَوانِ کودکی با شرایطِ دشوارِ زندگی پنجه در پنجه افکند و با مشقت زیست لیکن نردبان ترقّی را پله به پله پیمود و به درجه ای رسید که تعالی انسان و انسانیت را جز در خردورزی و تلاش جمعی ندید.
آری او نویسنده ای است نخبه ، یک مترجمِ خستگی ناپذیر و یک جامعه شناس که با برجا نهادن آثاری سترگ از خود جاودانه شد.
" پوینده " با سختکوشی و خستگی ناپذیری کم نظیری در ترجمه آثار و در چند قلمرو به طور موازی تلاش ورزید: نخست مسایلِ زنان، دوم، مبارزه علیه نقض حقوق بشر و تشریح مبانی حقوق بشر و نهایتا روایتِ جدیدی از مارکسیسم.
ترجمه اعلامیه حقوقِ بشر از کارهای ارزنده او است که در روز جهانی حقوق بشر چاپ شد. او کتاب را تقدیم به تمامِ زنان و مردانی کرد که در راهِ ترویج و ارتقای حقوقِ بشر پیکار می کنند و تحقق این حقوق را مقدمه ضروری رهایی و شکوفایی همه جانبه نوع بشر می دانند.
" پوینده " نقش غیر قابلِ انکار و ساختاری در احیای کانون نویسندگان ایران داشت‌. او را باید از بنیان گذارانِ دوره سومِ فعالیتِ کانونِ نویسندگان به شمار آورد.
" پوینده " حدود یک ماه پیش از مرگ اش در مصاحبه ای گفته بود :
" هر گونه محدودیتی که قانون برای آزادی بیان، تعیین کند به وسیله ای برای سرکوبِ اندیشه و آثارِ مخالف تبدیل می شود‌. به همین سبب است که آزادی قلم باید از دسترسِ حکومتها بیرون باشد و بدا به حالِ حکومتی که ملت اش با اختناق و سانسور از انحراف و فساد مصون بماند.... ".
" پوینده " در تدوین و انتشارِ متنِ اعتراضِ ۱۳۴ نویسنده ایرانی، نسبت به سانسور و وضعیتِ آزادی بیان، نقشِ فعالی داشت. بخشی از متنِ این نامه که در تاریخِ ۲۳ مهر ماهِ ۱۳۷۳ خورشیدی منتشر شد به شرح زیر است:
"..‌‌‌.ما نویسنده ایم ، یعنی احساس ، تخیل، اندیشه و تحقیق خود را به اَشکالِ مختلف می نویسیم و منتشر می کنیم. حقِ طبیعی، اجتماعی و مدنی ما است که نوشته های ما - اعم از شعر یا داستان، نمایشنامه یا فیلمنامه، تحقیق یا نقد، و نیز ترجمه آثارِ دیگر نویسندگانِ جهان - آزادانه و بی هیچ مانعی به دستِ مخاطبان برسد. ایجادِ مانع در راهِ نشرِ این آثار، به هر بهانه ای، در صلاحیتِ هیچ نهادی نیست. اگر چه پس از نشر راه قضاوت و نقدِ آزادانه در باره آنها بر همگان گشوده است. هنگامی که مقابله با موانعِ نوشتن و اندیشیدن از توان و امکانِ فردی ما فراتر می رود، ناچار هستیم به صورتِ جمعی - صنفی با آن روبرو شویم، یعنی برای تحققِ آزادی اندیشه، بیان، فکر و مبارزه با سانسور، به شکلِ جمعی بکوشیم، به همین دلیل معتقدیم: حضور جمعی ما ، با هدفِ تشکلِ صنفیِ نویسندکانِ ایران متضمنِ استقلالِ فردی ما است... اگر چه توضیح واضحات است، باز میگوییم: ما نویسنده ایم. ما را نویسنده ببینید و حضور جمعی ما را حضور جمعی نویسندگان بشناسید".
"پوینده" نویسنده ای والا با قلم زرین اش در جهت و برای نیل به آزادی، عدالت و برابری پای فشرد و با آثار اش جاودانه شد و این آنی است که کوردلانی که با نابخردی او را با شقاوت به هلاکت رساندند، از درک آن عاجزند.
نوشتار را با گفتاری از زنده یاد "پوینده" که حکایت از مسئولیت پذیری نویسنده ای متعهد را یاد آور می شود به پایان می رسانم:
"نویسنده باید بار دو مسئولیت بزرگ را که عظمت کار او است بر دوش گیرد:
خدمتگزاری حقیقت و خدمتگزاری آزادی و نویسنده باید شرف هنر را پاس بدارد."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity