🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ امرداد سالروز درگذشت #مصطفی_رحیمی
( زاده سال ۱۳۰۵ نائین -- درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۱ تهران) حقوقدان، جامعهشناس، نویسنده و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۹ امرداد سالروز درگذشت #مصطفی_رحیمی
( زاده سال ۱۳۰۵ نائین -- درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۱ تهران) حقوقدان، جامعهشناس، نویسنده و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ امرداد سالروز درگذشت #مصطفی_رحیمی
( زاده سال ۱۳۰۵ نائین -- درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۱ تهران) حقوقدان، جامعهشناس، نویسنده و مترجم
رحیمی، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیلات به یزد و اصفهان و سپس به تهران رفت و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۳۷ در دانشگاه سوربن فرانسه دوره دکتری حقوق را گذراند. در پاریس با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد. در سالهای دهه ۴۰ به ترجمه پرداخت و مدتی در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات غرب اشتغال داشت.
در روزهای اواخر دیماه ۱۳۵۷، روزنامه آیندگان در شماره ۲۵ دی، نامهای را با امضای دکتر مصطفی رحیمی، خطاب به آیتاله خمینی، مبنی بر دلایل شخصاش در مخالفت با مدل حکومتی «جمهوری اسلامی» منتشر کرد. عنوان نامه بود: «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم.»
وی در بخشی از نامه مینویسد: «آن چنانکه من میفهمم، جمهوری اسلامی یعنی آن که حاکمیت متعلق به روحانیون باشد.» این در حالی است که در پیشنویس قانون اساسی که به امضا و تأیید آیتاله خمینی رسید ولایت فقیه وجود نداشت و در مجلس خبرگان به پیشنهاد محمد کیاوش، عبدالرحمن حیدری و حسن آیت وارد قانون اساسی شد.
به نظر مهرک کمالی، این نامه درسنامهای است برای انقلابیونی که خواستار دموکراسیاند، هم شیوهنامهای است برای انقلابیون ضد دموکراسی تا بدانند از چه باید اجتناب کنند. به نظر کمالی، سرگذشت انقلابهای پیشین قرن بیستم به رحیمی نشان داده بود که عدول از دموکراسی و مقید کردنش به هر صفتی جز خودش، سرانجام انقلاب را به شکست میکشاند و یک گروه خاص را حاکم میکند. لحن نامه او فروتنانه بود، اما به اعتقاد کمالی، او اصول اولیه دموکراسی که او معتقد است بسیاری از رهبران انقلاب بخت آموختنش را نداشتهاند را دارد تدریس میکند.
رحیمی بعدها در آستانه برگزاری همهپرسی قانون اساسی، کتاب «اصول حکومت جمهوری» را منتشر کرد که درباره اساس جمهوری به معنای مطلق آن بود.
او سه سال بعد از نگارش این نامه، به علت نوشتن متنی به اسم «عصرانه حکومت قانون» در سال ۱۳۶۰ بیش از سه ماه بازداشت شد.
دکتر مصطفی رحیمی که تا زمان مرگش مورد غضب حکومت قرار داشت، در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
کتابشناسی
شعر:
بهشت گمشده، ۱۳۲۸
داستان:
اتهام، ۱۳۵۷
باید زندگی کرد ۱۳۵۶
قصههای آن دنیا ۱۳۵۶
نمایشنامه:
آناهیتا، ۱۳۴۹
تیاله، ۱۳۵۶
دست بالای دست، ۱۳۵۷
هملت، ۱۳۷۱
مجموعه مقالات:
یأس فلسفی، ۱۳۴۵
نگاه، ۱۳۴۸
نیم نگاه، ۱۳۴۹
دیدگاهها، ۱۳۵۲
گامها و آرمانها، ۱۳۷۰
آزادی و فرهنگ، ۱۳۷۴
عبور از فرهنگ بازرگانی، ۱۳۷۴
بررسی و تحقیق:
قانون اساسی ایران و اصول دموکراسی، ۱۳۵۴
اصول حکومت جمهوری، ۱۳۵۸
تراژدی قدرت در شاهنامه، ۱۳۶۹
حافظ اندیشه، ۱۳۷۱
سیاوش در آتش، ۱۳۷۱
درباره ژان پلسارتر
مارکس و سایههایش
دمی با دشتی
ترجمهها:
آنکه گفت آری، آنکه گفت نه ۱۳۳۸ برتولت برشت
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر ۱۳۴۴، ژان پلسارتر
هنرمند و زمان او ۱۳۴۵، کامو و دیگران
ننه دلاور و فرزندان او ۱۳۴۵، برتولت برشت
ادبیات چیست ۱۳۴۸، ژان پلسارتر
ارفه سیاه ۱۳۵۱، ژان پلسارتر
نقد حکمت عامیانه ۱۳۵۴ سیمون دوبوار
رسالت هنر، ۱۳۵۶، آلبرکامو و دیگران
ادبیات و اندیشه ۱۳۵۶، سارتر و دیگران
مجازات اعدام، ۱۳۵۶، مارک آنسل
آنچه من هستم ۱۳۵۷، ژان پلسارتر
کشتار عام ۱۳۵۷، ژان پلسارتر
حقوق و جامعهشناسی، ۱۳۵۸، گزیده و ترجمه مقالات گورویچ و دیگران.
تعهد کامو ۱۳۶۲، آلبرکامو
دیالکتیک ۱۳۶۲، فولکیه
پرولتاریا، تکنولوژی، آزادی ۱۳۶۳، آندره گرز
بحران مارکسیسم ۱۳۷۰، کاری گروهی
پروسترویکا و نتایج آن ۱۳۷۰، کاری گروهی
جنگ خلیج فارس ۱۳۷۰، سالینجر/ لوران
سخن پاز ۱۳۷۱، اکتاویو پاز
چرا شوروی متلاشی شد ۱۳۷۳، کاری گروهی
هملت، ویلیام شکسپیر، ۱۳۷۱.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ امرداد سالروز درگذشت #مصطفی_رحیمی
( زاده سال ۱۳۰۵ نائین -- درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۱ تهران) حقوقدان، جامعهشناس، نویسنده و مترجم
رحیمی، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیلات به یزد و اصفهان و سپس به تهران رفت و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۳۷ در دانشگاه سوربن فرانسه دوره دکتری حقوق را گذراند. در پاریس با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد. در سالهای دهه ۴۰ به ترجمه پرداخت و مدتی در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات غرب اشتغال داشت.
در روزهای اواخر دیماه ۱۳۵۷، روزنامه آیندگان در شماره ۲۵ دی، نامهای را با امضای دکتر مصطفی رحیمی، خطاب به آیتاله خمینی، مبنی بر دلایل شخصاش در مخالفت با مدل حکومتی «جمهوری اسلامی» منتشر کرد. عنوان نامه بود: «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم.»
وی در بخشی از نامه مینویسد: «آن چنانکه من میفهمم، جمهوری اسلامی یعنی آن که حاکمیت متعلق به روحانیون باشد.» این در حالی است که در پیشنویس قانون اساسی که به امضا و تأیید آیتاله خمینی رسید ولایت فقیه وجود نداشت و در مجلس خبرگان به پیشنهاد محمد کیاوش، عبدالرحمن حیدری و حسن آیت وارد قانون اساسی شد.
به نظر مهرک کمالی، این نامه درسنامهای است برای انقلابیونی که خواستار دموکراسیاند، هم شیوهنامهای است برای انقلابیون ضد دموکراسی تا بدانند از چه باید اجتناب کنند. به نظر کمالی، سرگذشت انقلابهای پیشین قرن بیستم به رحیمی نشان داده بود که عدول از دموکراسی و مقید کردنش به هر صفتی جز خودش، سرانجام انقلاب را به شکست میکشاند و یک گروه خاص را حاکم میکند. لحن نامه او فروتنانه بود، اما به اعتقاد کمالی، او اصول اولیه دموکراسی که او معتقد است بسیاری از رهبران انقلاب بخت آموختنش را نداشتهاند را دارد تدریس میکند.
رحیمی بعدها در آستانه برگزاری همهپرسی قانون اساسی، کتاب «اصول حکومت جمهوری» را منتشر کرد که درباره اساس جمهوری به معنای مطلق آن بود.
او سه سال بعد از نگارش این نامه، به علت نوشتن متنی به اسم «عصرانه حکومت قانون» در سال ۱۳۶۰ بیش از سه ماه بازداشت شد.
دکتر مصطفی رحیمی که تا زمان مرگش مورد غضب حکومت قرار داشت، در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
کتابشناسی
شعر:
بهشت گمشده، ۱۳۲۸
داستان:
اتهام، ۱۳۵۷
باید زندگی کرد ۱۳۵۶
قصههای آن دنیا ۱۳۵۶
نمایشنامه:
آناهیتا، ۱۳۴۹
تیاله، ۱۳۵۶
دست بالای دست، ۱۳۵۷
هملت، ۱۳۷۱
مجموعه مقالات:
یأس فلسفی، ۱۳۴۵
نگاه، ۱۳۴۸
نیم نگاه، ۱۳۴۹
دیدگاهها، ۱۳۵۲
گامها و آرمانها، ۱۳۷۰
آزادی و فرهنگ، ۱۳۷۴
عبور از فرهنگ بازرگانی، ۱۳۷۴
بررسی و تحقیق:
قانون اساسی ایران و اصول دموکراسی، ۱۳۵۴
اصول حکومت جمهوری، ۱۳۵۸
تراژدی قدرت در شاهنامه، ۱۳۶۹
حافظ اندیشه، ۱۳۷۱
سیاوش در آتش، ۱۳۷۱
درباره ژان پلسارتر
مارکس و سایههایش
دمی با دشتی
ترجمهها:
آنکه گفت آری، آنکه گفت نه ۱۳۳۸ برتولت برشت
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر ۱۳۴۴، ژان پلسارتر
هنرمند و زمان او ۱۳۴۵، کامو و دیگران
ننه دلاور و فرزندان او ۱۳۴۵، برتولت برشت
ادبیات چیست ۱۳۴۸، ژان پلسارتر
ارفه سیاه ۱۳۵۱، ژان پلسارتر
نقد حکمت عامیانه ۱۳۵۴ سیمون دوبوار
رسالت هنر، ۱۳۵۶، آلبرکامو و دیگران
ادبیات و اندیشه ۱۳۵۶، سارتر و دیگران
مجازات اعدام، ۱۳۵۶، مارک آنسل
آنچه من هستم ۱۳۵۷، ژان پلسارتر
کشتار عام ۱۳۵۷، ژان پلسارتر
حقوق و جامعهشناسی، ۱۳۵۸، گزیده و ترجمه مقالات گورویچ و دیگران.
تعهد کامو ۱۳۶۲، آلبرکامو
دیالکتیک ۱۳۶۲، فولکیه
پرولتاریا، تکنولوژی، آزادی ۱۳۶۳، آندره گرز
بحران مارکسیسم ۱۳۷۰، کاری گروهی
پروسترویکا و نتایج آن ۱۳۷۰، کاری گروهی
جنگ خلیج فارس ۱۳۷۰، سالینجر/ لوران
سخن پاز ۱۳۷۱، اکتاویو پاز
چرا شوروی متلاشی شد ۱۳۷۳، کاری گروهی
هملت، ویلیام شکسپیر، ۱۳۷۱.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity