🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#موسیقی_فلکلور
موسیقی سرخ پوستی شامل نواها و آواهای بومی های سرزمین آمریکاست. در اين نوع موسيقي از سازهايي مثل، "پن فلوت" یا "زامپونیا" و یا همان "سازدهنی" سرخ پوستان که اسمش برگرفته ازمجسمه خدای پن هست و از سازهای محلی "قوم اینکا" در آمریکای جنوبی و همچنين "گیتار"، "کیبورد"، "سازهای زهی" و "درامز" استفاده مي گردد. شکل گرفتن آواز، با آکسنت گذاشتن بر جملات (موتیوها) و بالا و پایین بردن صدا و با شدت و اُفتی که در تن ها به کار می رود، برای قوی تر شدن تأثیر حیات، بر زندگی طبیعی آنها مي باشد.
در کتیبه های قدیمی، در کنار سازهای بادی، "طبل ها" دیده می شوند که برای ایجاد ریتم، از آن استفاده می شده است. ساز و آواز در مراسم نیایش های باشکوه و حتی در جشن های غیر مذهبی، در طب، در شکارهای عجیب و غریب و مراسم مربوط به مرگ، کاربرد داشته است.
در "سازدهني ها"، از تعدادي لوله به هم چسبیده استفاده شده که با هم نواخته می شوند. در این صورت، اختلاف صوتی کوچکی ایجاد می شود و تأثیر خاصی روی شنونده برجا می گذارد. لوله اول صدای طبیعی دارد، لوله دوم در همان اندازه است، اما قسمت پایین سوراخ، بسته شده و موجب می شود که صدای یک اکتاو، بم تر به گوش برسد (که برای ایجاد افکت از آن استفاده می نمایند). این نمونه ها، جزء برجسته ترین آثار فرهنگ سرخ پوستان و به خصوص منطقه اقیانوسیه هستند که بر تارک این فرهنگ می درخشد.
"سرخ پوستان"، علاقه بخصوصی در به همراه کردن آواز، با مفاهیم خاص در موسیقی خود، دارند. برای مثال، جهت نمایش مرگ، موسیقی ای برگرفته از اصوات سحرآمیز اجرا می کنند.
آوازهای مذهبی جنوب آمریکا، در خدمت مذهب و دارای ارزش خاصیست که ریشه طبیعی دارد و آنها در این آوازها، یک ملودی را نیایش وار، تکرار می کنند. برای نیایش، به جای شعر از اصوات طبیعی مانند جیغ کشیدن، سوت و تقلید اصوات پرندگان و دیگر صوت های موجود در محدوده حیات جنگل استفاده می گردد. مردان درمانگر، همراه با تکرار صدایی یکنواخت و ساده به رقص می پردازند که به آنان نیروی خاصی می بخشد و قادر می شوند به حالتی روحانی و شفابخش به مداوا بپردازند.
آنان این اصوات را به صورت دعا و برای پاک شدن جسم و روح بیمار، از امراض به کار می برند. آنها با همین اصوات، ذهن خود را تقویت می کنند و گاهی هم موفق به درمان بیمار می شوند.
یکی از ویژگی های این نوع از موسيقي، آرامش و نشاطی است که بعد از شنیدن آن به مخاطب دست می دهد ، بنابراین برای استفاده در دفتر کار، در حال رانندگی و در کل اگر نیاز به رهایی از استرس و تنشهای روزانه دارید بسیار توصیه می شود.
#25_قطعه_از_این_موسیقی_زیبا_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
#zartosht
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#موسیقی_فلکلور
موسیقی سرخ پوستی شامل نواها و آواهای بومی های سرزمین آمریکاست. در اين نوع موسيقي از سازهايي مثل، "پن فلوت" یا "زامپونیا" و یا همان "سازدهنی" سرخ پوستان که اسمش برگرفته ازمجسمه خدای پن هست و از سازهای محلی "قوم اینکا" در آمریکای جنوبی و همچنين "گیتار"، "کیبورد"، "سازهای زهی" و "درامز" استفاده مي گردد. شکل گرفتن آواز، با آکسنت گذاشتن بر جملات (موتیوها) و بالا و پایین بردن صدا و با شدت و اُفتی که در تن ها به کار می رود، برای قوی تر شدن تأثیر حیات، بر زندگی طبیعی آنها مي باشد.
در کتیبه های قدیمی، در کنار سازهای بادی، "طبل ها" دیده می شوند که برای ایجاد ریتم، از آن استفاده می شده است. ساز و آواز در مراسم نیایش های باشکوه و حتی در جشن های غیر مذهبی، در طب، در شکارهای عجیب و غریب و مراسم مربوط به مرگ، کاربرد داشته است.
در "سازدهني ها"، از تعدادي لوله به هم چسبیده استفاده شده که با هم نواخته می شوند. در این صورت، اختلاف صوتی کوچکی ایجاد می شود و تأثیر خاصی روی شنونده برجا می گذارد. لوله اول صدای طبیعی دارد، لوله دوم در همان اندازه است، اما قسمت پایین سوراخ، بسته شده و موجب می شود که صدای یک اکتاو، بم تر به گوش برسد (که برای ایجاد افکت از آن استفاده می نمایند). این نمونه ها، جزء برجسته ترین آثار فرهنگ سرخ پوستان و به خصوص منطقه اقیانوسیه هستند که بر تارک این فرهنگ می درخشد.
"سرخ پوستان"، علاقه بخصوصی در به همراه کردن آواز، با مفاهیم خاص در موسیقی خود، دارند. برای مثال، جهت نمایش مرگ، موسیقی ای برگرفته از اصوات سحرآمیز اجرا می کنند.
آوازهای مذهبی جنوب آمریکا، در خدمت مذهب و دارای ارزش خاصیست که ریشه طبیعی دارد و آنها در این آوازها، یک ملودی را نیایش وار، تکرار می کنند. برای نیایش، به جای شعر از اصوات طبیعی مانند جیغ کشیدن، سوت و تقلید اصوات پرندگان و دیگر صوت های موجود در محدوده حیات جنگل استفاده می گردد. مردان درمانگر، همراه با تکرار صدایی یکنواخت و ساده به رقص می پردازند که به آنان نیروی خاصی می بخشد و قادر می شوند به حالتی روحانی و شفابخش به مداوا بپردازند.
آنان این اصوات را به صورت دعا و برای پاک شدن جسم و روح بیمار، از امراض به کار می برند. آنها با همین اصوات، ذهن خود را تقویت می کنند و گاهی هم موفق به درمان بیمار می شوند.
یکی از ویژگی های این نوع از موسيقي، آرامش و نشاطی است که بعد از شنیدن آن به مخاطب دست می دهد ، بنابراین برای استفاده در دفتر کار، در حال رانندگی و در کل اگر نیاز به رهایی از استرس و تنشهای روزانه دارید بسیار توصیه می شود.
#25_قطعه_از_این_موسیقی_زیبا_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
#zartosht
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_فلکلور
#یادمان
#خانگل_مصرزاده
#کرمانج_خراسان_شمالی
روستای اوغاز
چند روز پیش #خانگل_مصرزاده در سکوت و گوشهنشینی درگذشت... .
.
او را «مادر لالاییهای کُرمانجی» نامیده بودند و حافظهاش، پیش از آن که گرفتار بیماری آلزایمر شود، سرشار از نغمهها و آوازهای کرمانجی بود. نام او بانو خانگل مصرزاده بود.
کُرمانجها تیرهای از کردهای ایران هستند که سدهها پیش به شمال خراسان کوچ کردهاند. خانگل یکی از زنان کرمانجی بود که آوازهای این تیره از کُردها را استادانه و دلانگیز میخواند.
خانگل 27 اسفندماه 1398 خورشیدی، چشم از جهان فروبست. رو که او در تنهایی میزیست و دیر زمانی بود که یادی از او نمیشد.
خانگل تاریخ زاده شدندش را نمیدانست. میگفت: «وقتی روسها به ایران آمدند، من به دنیا آمدم». تنها آلبومی که از صدای او به جا مانده به نام «آوازهای زنان کرمانجی» پخش شده. او در روستای اوغاز، در شهرستان شیروان، زاده شد و در همانجا به خاک سپرده شد.
#خانگل تاریخ تولدش را نمیداند. خودش میگوید وقتی روسها به ایران آمدند من به دنیا آمدم. با این روایت، او ۸۹سال سن دارد.
وقتی ۳ ماهه بود پدرش به شوروی میرود و دیگر برنمیگردد. مادرش هم او را ترک میکند و خانگل با خواهرش تنها میماند.
جوانی خانگل به کارگری در باغهای گردو برای گذران زندگی میگذرد. او دو بار ازدواج میکند و در خاطراتش نیز مدام به دوستی به نام «مدینه »اشاره میکند که همراهش آواز میخوانده است. اکنون همهی این افراد مُردهاند و خانگل تنها در کوچهی خلوت روستا ساعتها در انتظار کسی که نمیداند کیست، مینشیند و زیر لب آواز میخواند.
#خانگل آواز خواندن را خوب بلد است و وقتی از او میخواهید بخواند چشمانش از خوشحالی برق میزند، با مکث و صبوری فکر میکند و از اعماق ذهنش آوازی انتخاب میکند. با یک نفس عمیق شروع میکند و با تمام وجود میخواند. حرکات و حالات او هنگام آواز خواندن منحصر به فرد است.
او یکی از چندین و چند هنرمند شمال #خراسان است که به معنای واقعی کشف نشد و استعداد و تواناییاش تلف شد. محدودیتهایی که در طول این سالها برای زنان وجود داشته، ظلم بزرگی به رشد و دیده شدن خانگل و سایر زنان هنرمند کرده است. خانگل در کمال شایستگی میتوانست سفیر فرهنگی زنان #کرمانج باشد.
خانگُل مجموعهای بینظیر از آوازها و اشعار کرمانجی در سینه داشت که متاسفانه این روزها به دلیل آلزایمر بیشتر آنها را فراموش کرده است. مجموعهی پیش رو تنها گوشهای از آوازهای خانگل را دربردارد و تلاشی برای حفظ همین گنج محدود است. خانگل فارسی صحبت نمیکند و آوازها را هم به طور غمانگیزی فراموش کرده است. گاهی هرچه تلاش میکند نمیتواند آوازی را شروع کند و گاهی هم آوازها را نیمهکاره رها میکند. سه آواز موجود در این آلبوم، حاصل چندین بار ملاقات با خانگل و ساعتها ضبط است.
#وقتی_تنهام_وقتی_ناراحتم یا خوشحالم فقط و فقط آواز میخوانم. برای دلم میخوانم و با همین آوازها زندهام”.
#خانگل_مصرزاده
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_فلکلور
#یادمان
#خانگل_مصرزاده
#کرمانج_خراسان_شمالی
روستای اوغاز
چند روز پیش #خانگل_مصرزاده در سکوت و گوشهنشینی درگذشت... .
.
او را «مادر لالاییهای کُرمانجی» نامیده بودند و حافظهاش، پیش از آن که گرفتار بیماری آلزایمر شود، سرشار از نغمهها و آوازهای کرمانجی بود. نام او بانو خانگل مصرزاده بود.
کُرمانجها تیرهای از کردهای ایران هستند که سدهها پیش به شمال خراسان کوچ کردهاند. خانگل یکی از زنان کرمانجی بود که آوازهای این تیره از کُردها را استادانه و دلانگیز میخواند.
خانگل 27 اسفندماه 1398 خورشیدی، چشم از جهان فروبست. رو که او در تنهایی میزیست و دیر زمانی بود که یادی از او نمیشد.
خانگل تاریخ زاده شدندش را نمیدانست. میگفت: «وقتی روسها به ایران آمدند، من به دنیا آمدم». تنها آلبومی که از صدای او به جا مانده به نام «آوازهای زنان کرمانجی» پخش شده. او در روستای اوغاز، در شهرستان شیروان، زاده شد و در همانجا به خاک سپرده شد.
#خانگل تاریخ تولدش را نمیداند. خودش میگوید وقتی روسها به ایران آمدند من به دنیا آمدم. با این روایت، او ۸۹سال سن دارد.
وقتی ۳ ماهه بود پدرش به شوروی میرود و دیگر برنمیگردد. مادرش هم او را ترک میکند و خانگل با خواهرش تنها میماند.
جوانی خانگل به کارگری در باغهای گردو برای گذران زندگی میگذرد. او دو بار ازدواج میکند و در خاطراتش نیز مدام به دوستی به نام «مدینه »اشاره میکند که همراهش آواز میخوانده است. اکنون همهی این افراد مُردهاند و خانگل تنها در کوچهی خلوت روستا ساعتها در انتظار کسی که نمیداند کیست، مینشیند و زیر لب آواز میخواند.
#خانگل آواز خواندن را خوب بلد است و وقتی از او میخواهید بخواند چشمانش از خوشحالی برق میزند، با مکث و صبوری فکر میکند و از اعماق ذهنش آوازی انتخاب میکند. با یک نفس عمیق شروع میکند و با تمام وجود میخواند. حرکات و حالات او هنگام آواز خواندن منحصر به فرد است.
او یکی از چندین و چند هنرمند شمال #خراسان است که به معنای واقعی کشف نشد و استعداد و تواناییاش تلف شد. محدودیتهایی که در طول این سالها برای زنان وجود داشته، ظلم بزرگی به رشد و دیده شدن خانگل و سایر زنان هنرمند کرده است. خانگل در کمال شایستگی میتوانست سفیر فرهنگی زنان #کرمانج باشد.
خانگُل مجموعهای بینظیر از آوازها و اشعار کرمانجی در سینه داشت که متاسفانه این روزها به دلیل آلزایمر بیشتر آنها را فراموش کرده است. مجموعهی پیش رو تنها گوشهای از آوازهای خانگل را دربردارد و تلاشی برای حفظ همین گنج محدود است. خانگل فارسی صحبت نمیکند و آوازها را هم به طور غمانگیزی فراموش کرده است. گاهی هرچه تلاش میکند نمیتواند آوازی را شروع کند و گاهی هم آوازها را نیمهکاره رها میکند. سه آواز موجود در این آلبوم، حاصل چندین بار ملاقات با خانگل و ساعتها ضبط است.
#وقتی_تنهام_وقتی_ناراحتم یا خوشحالم فقط و فقط آواز میخوانم. برای دلم میخوانم و با همین آوازها زندهام”.
#خانگل_مصرزاده
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_فلکلور
#فریدون_پوررضا خواننده و موسیقی دانِ نامدار گیلک و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک گیلکی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_فلکلور
#فریدون_پوررضا خواننده و موسیقی دانِ نامدار گیلک و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک گیلکی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity