🔶🔷🔸🔹
ترانه جاودان: #مهرآفرین
صدای ماندگار: #بانو_الهه
آهنگساز استاد: #پرویز_یاحقی
ترانه سرا: #نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ترانه جاودان: #مهرآفرین
صدای ماندگار: #بانو_الهه
آهنگساز استاد: #پرویز_یاحقی
ترانه سرا: #نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
اشرف السادات مرتضایی ((مرضیه ))
تصنیف #در_آتشم
خواننده #مرضیه
آهنگساز #حبیب_بدیعی
شعر #نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #در_آتشم
خواننده #مرضیه
آهنگساز #حبیب_بدیعی
شعر #نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
غلامحسین بنان
تصنیف #مستی_عاشقان
خواننده #بنان
آهنگساز #روح_الله_خالقی
شعر #نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #مستی_عاشقان
خواننده #بنان
آهنگساز #روح_الله_خالقی
شعر #نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
در مرگ داریوش رفیعی
ناگه عزیز ما، ز چه ای روزگار رفت
در نوبهار عمر، ندیده بهار رفت
او شمع بود و سوخت سراپا بسان شمع
یا لاله بود و با جگر داغدار رفت
گر سوخت داریوش،ز آزار دوست سوخت
گر رفت داریوش، ز بیداد یار رفت
مانند شمع زیست ولی چون شرار رفت
مانند شبنم آمد و همچون غبار رفت
هرگز به اختیار کسی مرگ را نخواست
تنها عزیز ماست که با اختیار رفت
دانم همینقدر که رفیعی به روزگار
دیوانه وار آمد و دیوانه وار رفت
#نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ناگه عزیز ما، ز چه ای روزگار رفت
در نوبهار عمر، ندیده بهار رفت
او شمع بود و سوخت سراپا بسان شمع
یا لاله بود و با جگر داغدار رفت
گر سوخت داریوش،ز آزار دوست سوخت
گر رفت داریوش، ز بیداد یار رفت
مانند شمع زیست ولی چون شرار رفت
مانند شبنم آمد و همچون غبار رفت
هرگز به اختیار کسی مرگ را نخواست
تنها عزیز ماست که با اختیار رفت
دانم همینقدر که رفیعی به روزگار
دیوانه وار آمد و دیوانه وار رفت
#نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
در مرگ داریوش رفیعی
ناگه عزیز ما، ز چه ای روزگار رفت
در نوبهار عمر، ندیده بهار رفت
او شمع بود و سوخت سراپا بسان شمع
یا لاله بود و با جگر داغدار رفت
گر سوخت داریوش،ز آزار دوست سوخت
گر رفت داریوش، ز بیداد یار رفت
مانند شمع زیست ولی چون شرار رفت
مانند شبنم آمد و همچون غبار رفت
هرگز به اختیار کسی مرگ را نخواست
تنها عزیز ماست که با اختیار رفت
دانم همینقدر که رفیعی به روزگار
دیوانه وار آمد و دیوانه وار رفت
#نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ناگه عزیز ما، ز چه ای روزگار رفت
در نوبهار عمر، ندیده بهار رفت
او شمع بود و سوخت سراپا بسان شمع
یا لاله بود و با جگر داغدار رفت
گر سوخت داریوش،ز آزار دوست سوخت
گر رفت داریوش، ز بیداد یار رفت
مانند شمع زیست ولی چون شرار رفت
مانند شبنم آمد و همچون غبار رفت
هرگز به اختیار کسی مرگ را نخواست
تنها عزیز ماست که با اختیار رفت
دانم همینقدر که رفیعی به روزگار
دیوانه وار آمد و دیوانه وار رفت
#نواب_صفا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw