🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #آبانگان؛ #جشن_پاسداشت #آب

#هرودت نوشته است که #ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمی‌کنند، آب دهان نمی‌اندازند و دست‌هایشان را در آن نمی‌شویند. آن‌ها دست شستن دیگران را هم در آب روان نمی‌پذیرند و به رودخانه ارج می‌نهند. #استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن می‌شویند تا آب بیهوده از دست نرود.

ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشن‌هایی چون #آبانگان ، #خوردادگان ، #تیرگان ، #آبریزگان ، #آبسالان و... که دستکم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانه‌ی پاسداشت آب برگزار می‌شد. جشن آبان‌گان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، #آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آب‌های پاک زمین بود. واژه‌ی #آبان نماد آب‌های پاک و به چم آب‌های پاک و هنگام آب و باران است.

️ این ارزشمندی تا جایی بود که گفته می‌شود #تیرداد_اشکانی برای جنگ با #رومیان ، به‌جای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.

ایرانیان در جشن آبانگان برای نکوداشت آب، در کنار رودها و دریاها شادی، پایکوبی و نیایش می‌کردند. پس از پیدایش #کیش_زرتشتی ، خواندن #سروده‌ی #آبان‌_یشت یا #آب‌_زور برای ارج نهادن به آب به آیین‌های این جشن افزوده شد.

در باور #ایرانیان_باستان، آب #دومین_پیشکش_خداوند به زمین است و "آناهیتا" نگهبان آن. از این‌ رو آب و آناهیتا #نماد_های #پاکی_تن_و_روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایه‌ی #نوشته‌_های_نسک_پهلوی #بندهش ، #گل_نیلوفر_آبی یا #سوسن_خورآیی (شرقی) نشان ماه آبان و آناهیتا است.

یکی از پایه‌های پیدایش جشن آبانگان این است که در پی #جنگ‌_های_دراز #ایران و #توران، #افراسیاب_تورانی دستور داد تا #کاریز_ها و #نهر_های_ایران را ویران کنند. پس از پایان جنگ، #پسر #تهماسب که #زو نام داشت پیشنهاد کرد تا کاریزها و نهرهای ویران را #لایروبی کنند. پس از این کار، بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آب‌ها را جشن گرفتند.
همچنین گفته می‌شود پس از هشت سال #خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.

️ ایرانیان با ساختن #کاریز_ها ، #آب‌_انبار ، #پالایشگر آب #زیگورات_چغازنبیل و ده‌ها #آب‌_بند (سد)، کوشش خود را برای نگهداشت و بهره‌برداری بهینه از آب به کار بستند.

جشن آبان‌گان در روز آبان از ماه آبان برابر با چهارم آبان در #گاهشمار_(تقویم)_باستانی و دهم آبان در #گاهشمار_خیامی که امروز از آن بهره می‌بریم، برگزار می‌شد.

جشن ابان گان برشما مبارک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#نوشته روی سنگ قبر :

«بهت گفته بودم که غمگینم»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#‏نوشته اگه از مغازه محلی خرید کنید، عوض اینکه کمک کنید مدیرعامل هایپرمارکت به فکر خریدن سومین خونه ویلاییش باشه، کمک می‌کنید دختربچه‌ای بتونه کلاس رقص بره، پسربچه‌ای تیم موردعلاقه‌شو تشویق کنه و پدر و مادر یه لقمه نون سر سفره بیارن.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
عمو پیروز نماد انتقام ایرانیان از اعراب
در سال 644 میلادی ، عمر بن خطاب خلیفه ی دوم مسلمین ، توسط پیروز نهاوندی به قتل رسید.
در آن دوران به سبب آشفتگی در دربار ایران ، تیسفون بدست تازیان افتاد، و اسیران زیادی اعم از زن و مرد به بازارهای برده فروشی روانه شدند
پیروز نهاوندی، که بعدها ملقب به فیروز ابو لؤلؤ شد نیز در بازار برده فروشان توسط حاکم بصره خریداری شد
از آنجا که پیروز ، فردی هنرمند و صنعتگر بود و در فنون آهنگری و نجاری ، رنگرزی و نقاشی سرآمد بود، بعد از چندی با حاکم بصره به توافق رسید که با پرداخت سهمی از درآمدش به مدینه یعنی جایگاه خلافت عمر خلیفه ی مسلمین فرستاده شود.
و به این شکل پیروز خود را به دستگاه خلافت نزدیکتر گردانید.
پیروز حدودا یکسال پس از سقوط تیسفون ، در نوامبر یا دسامبر سال۶۴۴میلادی، عمر بن خطاب و همراهانش را حین خروج از مسجد توسط خنجری آغشته به زهر که خود ساخته بود به قتل رساند.
بنا به روایت تاریخ، فیروز، چندین ضربه ی متوالی و پی در پی (شش ضربه ) به عمر وارد نمود که اوج کینه و انتقامجویی ایرانیان را به سبب جنایات اعراب در زمان خلافت عمر نشان میدهد.
برخی گفته اند پس از اینکار ، پیروز خودکشی کرد و اما برخی گفته اند که او گریخت و مقبره ی او امروزه در فین کاشان است.
شاید بتوان گفت این خبر برای ایرانیان بقدری اهمیت داشت که یادآوری این حماسه را در جشن نوروز تحت عنوان عمو فیروز ، زنده نگه داشتند
عمو فیروز با چهره ای سیاه به نشان بردگی در سرزمین سوزان عربستان و پیشوند ،،حاجی،، بعنوان کسی که به سرزمین حجاز رفت و با انتقامجویی پیام اور شادی شد....
بر گرفته از،

#کتاب_دو_قرن_سکوت

#نوشته_استاد_دکتر_زرین_کوب_عزیز.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#نوشته_روی_کلاه_سرباز

منو‌ زنده برگردونید!

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

انسان ابتدا کرم است و در اوان کودکی می‌خزد، تا پانزده سالگی چالاکی پروانه را دارد و در جوانی غرور طاووس را. در بزرگسالی چون اسب کار می‌کند. در حدود پنجاه سالگی حیله‌گری روباه را دارد و در پیری چون میمون زشت و مضحک خواهد بود؛ و این است سرنوشت کلی انسان.

#فرانسوا_ولتر
#نوشته‌_های_سیاسی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان

#میراث_آیندگان

#جشن_ﻃﻠﻮﻉ_ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ

ﻣﺎﮐﺖ 3200 ﺳﺎﻟﻪ ﯼ ﻧﯿﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺷﺎﻣﺸﯽ ﺩﺭ ﺷﻮﺵ،
ﺍﯾﻦ ﻗﻄﻌﻪ ﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺮﻧﺰﯼ، ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺯه ﯼ ﻟﻮﻭﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ، ﯾﮏ جشن ﺁﯾﯿﻨﯽ، ﺑﻪ نام
ﺟﺸﻦ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.
ﺩﺭ ﻣﺮﮐﺰ، ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺩﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﮐﻒ ﯾﮏ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﻬﺎﺩه اند
ﻭ ﺯﺍﻧﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻢ ﮐﺮﺩه ﺍﻧﺪ.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻓﺮﺩ، ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ را ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩه ﺗﺎ ﺍﻭ ﻣﺤﺘﻮﯾﺎﺕ ﮐﻮﺯهﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺑﺮﯾﺰﺩ.
بدن ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺎ ﻇﺮﺍﻓﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه است .
ﺁﻧﻬﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎﺯ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﺤﻮﯼ ﺑﺮ ﻟﺐ دارند.
ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺷﺨﺺ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺷﺎﻣﻞ : ﮐﻮﺯه ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺪﯾﻪ ﯼ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺎﻥ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻧﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻧﺬﺭ ﺷﺪه ﻭ ﭼﻮﺑﻬﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ.
در این ﻣﺎﮐﺖ ﺑﺮﺝ ﭼﻨﺪ ﻻﯾﻪ ﯼ ﺯﯾﮕﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﻣﻌﺒﺪﯼ ﺑﺎ ﺗﺮﺍﺱ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﯿﺰ ﺩﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
✍️#نوشته ایﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ :

« ﻣﻦ ﺷﯿﻠﻬﺎﮎ- ﺍﯾﻨﺸﻮﺷﯿﻨﺎﮎ ﭘﺴﺮ ﺷﻮﺗﺮﻭﮎ-ﻧﺎﻫﻮﻧﺘﻪ ﺧﺪﻣﺘﮕﺰﺍﺭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺍﯾﻨﺸﻮﺷﯿﻨﺎﮎ، ﺷﺎه ﺍﻧﺸﺎﻥ ﻭ ﺷﻮﺵ […] ﯾﮏ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﺑﺮﻧﺰﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ . »

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookiran
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


افلاطون گفته است زیبایی یعنی شکوه حقیقت . فکر نمی کنم این حرف معنایی غیر از این داشته باشد که حقیقت و زیبایی از یک جنس هستند .حقیقت را عقل درک می کند که رضایت آن با رضایت بخش ترین نسبت های امر معقول حاصل می شود : زیبایی را قوه ی خیال درک می کند که رضایت آن با رضایت بخش ترین نسبت های امر محسوس حاصل می شود . اولین گام در راه حقیقت آن است که قالب و حدود خود عقل را درک کنیم، خود عمل تعقل را درک کنیم .


#کتاب: چهره ی مرد هنرمند در جوانی
#نوشته : جیمز جویس
#صفحه : ۲۶۹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚

ویلیام جیمز که درباره‌ی چگونگی تصمیم گیری بسیار اندیشیده، پنج نوع تصمیم را توصیف می کند که تلاش ارادی و عمدی تنها در دو نوع آن، یعنی اولی و دومی، دخیل است:

١. تصمیم منطقی. در این حالت دلایل مختلف موجود بر له و علیه یک مسئله‌ی مشخص را در نظر می گیریم و یکی از شق ها را به نتیجه می رسانیم. نوعی سنجش احتمال بُرد و باخت؛ این تصمیم را با حس آزادی و رهایی کامل اتخاذ می کنیم.

٢. تصمیم ارادی. تصمیم ارادی و پُر تکاپو با یک احساس «تلاش درونی» همراه است. یک «خیزش آهسته و حتمی اراده» . این نوع تصمیم نادر است؛ اکثر تصمیم های انسان بدون تلاش اتخاذ می شود .

٣. تصمیم سرگردان. در این نوع تصمیم، دلیل سرآمدی که ما را در جهتی خاص هدایت کند، وجود ندارد. عمل در هر جهتی خوب به نظر می رسد و تصمیم گیری خسته و درمانده‌مان می کند. به خود اجازه می دهیم اتفاقی و از بیرون به سویی متمایل شویم.

٤. تصمیم تکانه‌ای. احساس می کنیم قادر به تصمیم‌گیری نیستیم و تصمیم به اندازه‌ی نوع سوم اتفاقی به‌نظر می آید. ولی از درون هدایت می شود نه از بیرون. خود را در حالی می‌یابیم که خودبه‌خود و اغلب تکانه‌ای به عملی دست زدایم.

۵. تصمیم مبتنی بر تغییر چشم‌انداز. این نوع تصمیم اغلب ناگهانی و در نتیجه‌ی تجربه‌ای بیرونی یا تغییر درونی مهمی [مثل سوگ یا ترس] اتخاذ می شود که به تغییری اساسی در چشم‌انداز یا «تحولی درونی» منجر می شود. [این از همان نوع تصمیم هایی ست که در بیماران سرطانی اتفاق افتاد...]

پس «تصمیم» از دیدگاه جیمز به گستره‌ی وسیعی از فعالیت ها با تجربیات ذهنی مختلف اطلاق می شود که از لحاظ میزان تلاش، خردپذیری، خودآگاهی، تکانه‌گری و احساس مسئولیت با یکدیگر متفاوتند.


#کتاب: روان درمانی اگزیستانسیال
#نوشته: اروین د. یالوم
#صفحه: ٤٤٤ ، ٤٤۵

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity