🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# ۲۱ آبان زادروز #نیمایوشیج
( زادهٔ ۲۱ آبان ۱۲۷۶ مازندران -- درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار #شعرنو
#علی_اسفندیاری ( نیمایوشیج) که در دهکدهٔ یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد ملقب به #پدر_شعرنو است.
او با مجموعه تأثیرگذار #افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. #نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین میدانند و او را هم پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان میشمارند. وی همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام #روجا چاپ شدهاست. او با بهرهگیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته است.
#نیما تا دوازده سالگی در زادگاهش، در دل طبیعت زندگی کرد و بعد به همراه خانواده ساکن تهران شد و در مدرسه عالی سن لویی به تحصیل پرداخت. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و بهگفته خودِ نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکردند و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام #نظام_وفا به شعر گفتن مشغول شد و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک #خراسانی را شروع کرد.
#نیما، شعر بلند #افسانه را به #نظام_وفا، معلم قدیمی اش تقدیم کرده است. پس از پایان تحصیلات در وزارت دارایی مشغول کار شد، اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.
#علی_اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ نام خود را به #نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی #کمان_بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی #نیماخان_یوشیج ثبت شدهاست.
دوران نوجوانی و جوانی #نیما مصادف بود با توفانهای سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان که روح حساس نیما نمیتوانست از این توفانهای اجتماعی بیتأثیر بمانَد. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به #میرزاکوچک_خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.
#نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام #شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی میکند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ بهدنیا آمد.
#نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
#نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر #ققنوس (بهمن ۱۳۱۶) و #غراب (مهر ۱۳۱۷) آغاز شد و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد. او در زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییر ناپذیر و مقدس و ابدی مینمود، با شعرهایش تحول بخشد.
این شاعر بزرگ، درحالیکه به علت سرمای شدید یوش، به ذاتالریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۶۲ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداله تهران به خاک سپرده شد.
در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکرش را به خانهاش در #یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجتالزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفتهاست.
دکتر #هادی_شفائیه در شرح اولین دیدارشان با #نیمایوشیج که در دفتر کار یکی از دوستان در ادارهٔ آموزش و پرورش اتفاق میافتد نوشته بود:
«در وزارت آموزش و پرورش به دیدن دکتر #ابوالقاسم_جنتیعطائی رفته بودم. تازه رسیده و هنوز چایییذیرایی را نخورده بودم که شخصی لاغر اندام، با قدی متوسط و موهای سفید در حالی که کیف چرمی سیاهرنگ و چروکیدهاش را از درازا تا کرده بود و به سینهاش میفشرد وارد اتاق شد. دوستم ما را به هم معرفی کرد: #نیمایوشیج. . .
پس از اینکه مراسم معرفی و آشنایی به عمل آمد، #نیما از کیف سیاه چرمی چروکیدهاش یک دسته کاغذ درآورد و بر روی میز گذاشت و رفت روی نیمکت نشست.»
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# ۲۱ آبان زادروز #نیمایوشیج
( زادهٔ ۲۱ آبان ۱۲۷۶ مازندران -- درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار #شعرنو
#علی_اسفندیاری ( نیمایوشیج) که در دهکدهٔ یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد ملقب به #پدر_شعرنو است.
او با مجموعه تأثیرگذار #افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. #نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین میدانند و او را هم پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان میشمارند. وی همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام #روجا چاپ شدهاست. او با بهرهگیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته است.
#نیما تا دوازده سالگی در زادگاهش، در دل طبیعت زندگی کرد و بعد به همراه خانواده ساکن تهران شد و در مدرسه عالی سن لویی به تحصیل پرداخت. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و بهگفته خودِ نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکردند و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام #نظام_وفا به شعر گفتن مشغول شد و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک #خراسانی را شروع کرد.
#نیما، شعر بلند #افسانه را به #نظام_وفا، معلم قدیمی اش تقدیم کرده است. پس از پایان تحصیلات در وزارت دارایی مشغول کار شد، اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.
#علی_اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ نام خود را به #نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی #کمان_بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی #نیماخان_یوشیج ثبت شدهاست.
دوران نوجوانی و جوانی #نیما مصادف بود با توفانهای سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان که روح حساس نیما نمیتوانست از این توفانهای اجتماعی بیتأثیر بمانَد. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به #میرزاکوچک_خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.
#نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام #شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی میکند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ بهدنیا آمد.
#نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
#نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر #ققنوس (بهمن ۱۳۱۶) و #غراب (مهر ۱۳۱۷) آغاز شد و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد. او در زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییر ناپذیر و مقدس و ابدی مینمود، با شعرهایش تحول بخشد.
این شاعر بزرگ، درحالیکه به علت سرمای شدید یوش، به ذاتالریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۶۲ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداله تهران به خاک سپرده شد.
در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکرش را به خانهاش در #یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجتالزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفتهاست.
دکتر #هادی_شفائیه در شرح اولین دیدارشان با #نیمایوشیج که در دفتر کار یکی از دوستان در ادارهٔ آموزش و پرورش اتفاق میافتد نوشته بود:
«در وزارت آموزش و پرورش به دیدن دکتر #ابوالقاسم_جنتیعطائی رفته بودم. تازه رسیده و هنوز چایییذیرایی را نخورده بودم که شخصی لاغر اندام، با قدی متوسط و موهای سفید در حالی که کیف چرمی سیاهرنگ و چروکیدهاش را از درازا تا کرده بود و به سینهاش میفشرد وارد اتاق شد. دوستم ما را به هم معرفی کرد: #نیمایوشیج. . .
پس از اینکه مراسم معرفی و آشنایی به عمل آمد، #نیما از کیف سیاه چرمی چروکیدهاش یک دسته کاغذ درآورد و بر روی میز گذاشت و رفت روی نیمکت نشست.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ شهریور سالروز درگذشت #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
شفائیه در سال ۱۳۱۲ اولین تجربه عکاسی و چاپ و ظهور عکس را انجام داد و در سال ۱۳۲۰ در مسابقه عکاسی انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، برنده اول مسابقه شد. در فروردین ۱۳۳۴ استودیو عکاسی هادی و اولین کلاس عکاسی ایران را افتتاح کرد. او طراح و پایهگذار رشتهٔ عکاسی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۴۹ و مدیر گروه و رئیس دپارتمان عکاسی در پردیس هنر در دانشگاه تهران از بدو پیدایش و استقرار دورهٔ چهار سالهٔ عکاسی بود و مدیریت و تدریس گروه عکاسی را تا آخر سال تحصیلی ۱۳۶۶ به عهده داشت. وی گرچه فعالیتهای عکاسیاش گونههای مختلفی را در بر میگیرد، ولی شهرتش بیشتر به خاطر پرترههایی است که عکاسی کردهاست. شفائیه در سال ۱۳۶۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در اوهایو ساکن شد.
"او چنان از نظم و انضباط بالایی در کارش برخوردار بود که گویی از حرفه دیگرش یعنی پزشکی به عاریت گرفته بود. شفاییه در حرفهاش خاص بود و همیشه اعتقاد داشت، اول باید مبانی را درست یاد بگیرید و بعد به دنبال ساختارشکنی باشید."
اینها را جاسم غضبانپور یکی از اولین دانش آموختگان رشته عکاسی و از عکاسان حرفهای ایران درباره او میگوید. غضپانپور در زمستان ۱۳۶۲ همزمان با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی از اولین دانشجویان دانشگاه هنر در رشته عکاسی بود که شفاییه بنیانگذاری کرد .
این نظم، وسواس، دقت و تخصص چنان در شخصیت شفاییه در هم تنیده بود که وقتی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به ترک ایران گرفت، از میان هزاران نگاتیوی که در طول سالها عکاسی کرده بود، تنها تعدادی از نگاتیوهایش را در جعبهای به ابعاد ۱۳ در ۱۸ سانتی متری با خود به آمریکا برد و مابقی نگاتیوهای خود را از دم تیغ قیچی گذراند.
از مجموعه عکاسی شده از محمدرضاشاه توسط او فقط یک عکس روی اسکناس بیست ریالی دوران پهلوی منتشر شد
وقتی در آستانه نودمین سالگرد تولدش در اوهایو آمریکا از او پرسیدم چرا آن گنجینه عظیم به چنین سرنوشتی دچار شد گفت: "بیش از اندازه وسواس داشتم تا عکسهای چاپ شده از نگاتیوها را خودم انجام دهم و بعد از خروج از ایران کسی را نمی شناختم تا بتواند آنچه من می پسندم را چاپ کند، لذا تصمیم گرفتم خیالم را برای همیشه راحت کرده و آنها را از بین ببرم. و برای این کارم هم اصلا پشیمان نیستم."
آثار :
از مشهورترین کارهای او پرترههای نیمایوشیج (و دیگر مشاهیر ادبی و هنری همدورهاش) هستند. فن و هنر عکاسی، کتابی در عکاسی از قلم ایشان است که در سال ۱۳۷۲ توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران به چاپ رسیدهاست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ شهریور سالروز درگذشت #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
شفائیه در سال ۱۳۱۲ اولین تجربه عکاسی و چاپ و ظهور عکس را انجام داد و در سال ۱۳۲۰ در مسابقه عکاسی انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، برنده اول مسابقه شد. در فروردین ۱۳۳۴ استودیو عکاسی هادی و اولین کلاس عکاسی ایران را افتتاح کرد. او طراح و پایهگذار رشتهٔ عکاسی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۴۹ و مدیر گروه و رئیس دپارتمان عکاسی در پردیس هنر در دانشگاه تهران از بدو پیدایش و استقرار دورهٔ چهار سالهٔ عکاسی بود و مدیریت و تدریس گروه عکاسی را تا آخر سال تحصیلی ۱۳۶۶ به عهده داشت. وی گرچه فعالیتهای عکاسیاش گونههای مختلفی را در بر میگیرد، ولی شهرتش بیشتر به خاطر پرترههایی است که عکاسی کردهاست. شفائیه در سال ۱۳۶۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در اوهایو ساکن شد.
"او چنان از نظم و انضباط بالایی در کارش برخوردار بود که گویی از حرفه دیگرش یعنی پزشکی به عاریت گرفته بود. شفاییه در حرفهاش خاص بود و همیشه اعتقاد داشت، اول باید مبانی را درست یاد بگیرید و بعد به دنبال ساختارشکنی باشید."
اینها را جاسم غضبانپور یکی از اولین دانش آموختگان رشته عکاسی و از عکاسان حرفهای ایران درباره او میگوید. غضپانپور در زمستان ۱۳۶۲ همزمان با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی از اولین دانشجویان دانشگاه هنر در رشته عکاسی بود که شفاییه بنیانگذاری کرد .
این نظم، وسواس، دقت و تخصص چنان در شخصیت شفاییه در هم تنیده بود که وقتی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به ترک ایران گرفت، از میان هزاران نگاتیوی که در طول سالها عکاسی کرده بود، تنها تعدادی از نگاتیوهایش را در جعبهای به ابعاد ۱۳ در ۱۸ سانتی متری با خود به آمریکا برد و مابقی نگاتیوهای خود را از دم تیغ قیچی گذراند.
از مجموعه عکاسی شده از محمدرضاشاه توسط او فقط یک عکس روی اسکناس بیست ریالی دوران پهلوی منتشر شد
وقتی در آستانه نودمین سالگرد تولدش در اوهایو آمریکا از او پرسیدم چرا آن گنجینه عظیم به چنین سرنوشتی دچار شد گفت: "بیش از اندازه وسواس داشتم تا عکسهای چاپ شده از نگاتیوها را خودم انجام دهم و بعد از خروج از ایران کسی را نمی شناختم تا بتواند آنچه من می پسندم را چاپ کند، لذا تصمیم گرفتم خیالم را برای همیشه راحت کرده و آنها را از بین ببرم. و برای این کارم هم اصلا پشیمان نیستم."
آثار :
از مشهورترین کارهای او پرترههای نیمایوشیج (و دیگر مشاهیر ادبی و هنری همدورهاش) هستند. فن و هنر عکاسی، کتابی در عکاسی از قلم ایشان است که در سال ۱۳۷۲ توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران به چاپ رسیدهاست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ امرداد زادروز #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۲۳ امرداد زادروز #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ امرداد زادروز #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
شفائیه در سال ۱۳۱۲ اولین تجربه عکاسی و چاپ و ظهور عکس را انجام داد و در سال ۱۳۲۰ در مسابقه عکاسی انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، برنده اول مسابقه شد. در فروردین ۱۳۳۴ استودیو عکاسی هادی و اولین کلاس عکاسی ایران را افتتاح کرد. او طراح و پایهگذار رشتهٔ عکاسی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۴۹ و مدیر گروه و رئیس دپارتمان عکاسی در پردیس هنر در دانشگاه تهران از بدو پیدایش و استقرار دوره چهار ساله عکاسی بود و مدیریت و تدریس گروه عکاسی را تا آخر سال تحصیلی ۱۳۶۶ به عهده داشت. وی گرچه فعالیتهای عکاسیاش گونههای مختلفی را در بر میگیرد، ولی شهرتش بیشتر به خاطر پرترههایی است که عکاسی کردهاست. شفائیه در سال ۱۳۶۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در اوهایو ساکن شد.
"او چنان از نظم و انضباط بالایی در کارش برخوردار بود که گویی از حرفه دیگرش یعنی پزشکی به عاریت گرفته بود. شفاییه در حرفهاش خاص بود و همیشه اعتقاد داشت، اول باید مبانی را درست یاد بگیرید و بعد به دنبال ساختارشکنی باشید."
اینها را جاسم غضبانپور یکی از اولین دانش آموختگان رشته عکاسی و از عکاسان حرفهای ایران درباره او میگوید. غضپانپور در زمستان ۱۳۶۲ همزمان با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی از اولین دانشجویان دانشگاه هنر در رشته عکاسی بود که شفاییه بنیانگذاری کرد .
این نظم، وسواس، دقت و تخصص چنان در شخصیت شفاییه در هم تنیده بود که وقتی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به ترک ایران گرفت، از میان هزاران نگاتیوی که در طول سالها عکاسی کرده بود، تنها تعدادی از نگاتیوهایش را در جعبهای به ابعاد ۱۳ در ۱۸ سانتی متری با خود به آمریکا برد و مابقی نگاتیوهای خود را از دم تیغ قیچی گذراند.
از مجموعه عکاسی شده از محمدرضاشاه توسط او فقط یک عکس روی اسکناس بیست ریالی دوران پهلوی منتشر شد
وقتی در آستانه نودمین سالگرد تولدش در اوهایو آمریکا از او پرسیدم چرا آن گنجینه عظیم به چنین سرنوشتی دچار شد گفت: "بیش از اندازه وسواس داشتم تا عکسهای چاپ شده از نگاتیوها را خودم انجام دهم و بعد از خروج از ایران کسی را نمی شناختم تا بتواند آنچه من می پسندم را چاپ کند، لذا تصمیم گرفتم خیالم را برای همیشه راحت کرده و آنها را از بین ببرم. و برای این کارم هم اصلا پشیمان نیستم."
آثار :
از مشهورترین کارهای او پرترههای نیمایوشیج (و دیگر مشاهیر ادبی و هنری همدورهاش) هستند. فن و هنر عکاسی، کتابی در عکاسی از قلم ایشان است که در سال ۱۳۷۲ توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران به چاپ رسیدهاست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ امرداد زادروز #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
شفائیه در سال ۱۳۱۲ اولین تجربه عکاسی و چاپ و ظهور عکس را انجام داد و در سال ۱۳۲۰ در مسابقه عکاسی انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، برنده اول مسابقه شد. در فروردین ۱۳۳۴ استودیو عکاسی هادی و اولین کلاس عکاسی ایران را افتتاح کرد. او طراح و پایهگذار رشتهٔ عکاسی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۴۹ و مدیر گروه و رئیس دپارتمان عکاسی در پردیس هنر در دانشگاه تهران از بدو پیدایش و استقرار دوره چهار ساله عکاسی بود و مدیریت و تدریس گروه عکاسی را تا آخر سال تحصیلی ۱۳۶۶ به عهده داشت. وی گرچه فعالیتهای عکاسیاش گونههای مختلفی را در بر میگیرد، ولی شهرتش بیشتر به خاطر پرترههایی است که عکاسی کردهاست. شفائیه در سال ۱۳۶۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در اوهایو ساکن شد.
"او چنان از نظم و انضباط بالایی در کارش برخوردار بود که گویی از حرفه دیگرش یعنی پزشکی به عاریت گرفته بود. شفاییه در حرفهاش خاص بود و همیشه اعتقاد داشت، اول باید مبانی را درست یاد بگیرید و بعد به دنبال ساختارشکنی باشید."
اینها را جاسم غضبانپور یکی از اولین دانش آموختگان رشته عکاسی و از عکاسان حرفهای ایران درباره او میگوید. غضپانپور در زمستان ۱۳۶۲ همزمان با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی از اولین دانشجویان دانشگاه هنر در رشته عکاسی بود که شفاییه بنیانگذاری کرد .
این نظم، وسواس، دقت و تخصص چنان در شخصیت شفاییه در هم تنیده بود که وقتی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به ترک ایران گرفت، از میان هزاران نگاتیوی که در طول سالها عکاسی کرده بود، تنها تعدادی از نگاتیوهایش را در جعبهای به ابعاد ۱۳ در ۱۸ سانتی متری با خود به آمریکا برد و مابقی نگاتیوهای خود را از دم تیغ قیچی گذراند.
از مجموعه عکاسی شده از محمدرضاشاه توسط او فقط یک عکس روی اسکناس بیست ریالی دوران پهلوی منتشر شد
وقتی در آستانه نودمین سالگرد تولدش در اوهایو آمریکا از او پرسیدم چرا آن گنجینه عظیم به چنین سرنوشتی دچار شد گفت: "بیش از اندازه وسواس داشتم تا عکسهای چاپ شده از نگاتیوها را خودم انجام دهم و بعد از خروج از ایران کسی را نمی شناختم تا بتواند آنچه من می پسندم را چاپ کند، لذا تصمیم گرفتم خیالم را برای همیشه راحت کرده و آنها را از بین ببرم. و برای این کارم هم اصلا پشیمان نیستم."
آثار :
از مشهورترین کارهای او پرترههای نیمایوشیج (و دیگر مشاهیر ادبی و هنری همدورهاش) هستند. فن و هنر عکاسی، کتابی در عکاسی از قلم ایشان است که در سال ۱۳۷۲ توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران به چاپ رسیدهاست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ شهریور سالروز درگذشت #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۸ شهریور سالروز درگذشت #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ شهریور سالروز درگذشت #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
شفائیه در سال ۱۳۱۲ اولین تجربه عکاسی و چاپ و ظهور عکس را انجام داد و در سال ۱۳۲۰ در مسابقه عکاسی انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، برنده اول مسابقه شد. در فروردین ۱۳۳۴ استودیو عکاسی هادی و اولین کلاس عکاسی ایران را افتتاح کرد. او طراح و پایهگذار رشتهٔ عکاسی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۴۹ و مدیر گروه و رئیس دپارتمان عکاسی در پردیس هنر در دانشگاه تهران از بدو پیدایش و استقرار دوره چهار ساله عکاسی بود و مدیریت و تدریس گروه عکاسی را تا آخر سال تحصیلی ۱۳۶۶ به عهده داشت. وی گرچه فعالیتهای عکاسیاش گونههای مختلفی را در بر میگیرد، ولی شهرتش بیشتر به خاطر پرترههایی است که عکاسی کردهاست. شفائیه در سال ۱۳۶۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در اوهایو ساکن شد.
"او چنان از نظم و انضباط بالایی در کارش برخوردار بود که گویی از حرفه دیگرش یعنی پزشکی به عاریت گرفته بود. شفاییه در حرفهاش خاص بود و همیشه اعتقاد داشت، اول باید مبانی را درست یاد بگیرید و بعد به دنبال ساختارشکنی باشید."
اینها را جاسم غضبانپور یکی از اولین دانش آموختگان رشته عکاسی و از عکاسان حرفهای ایران درباره او میگوید. غضپانپور در زمستان ۱۳۶۲ همزمان با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی از اولین دانشجویان دانشگاه هنر در رشته عکاسی بود که شفاییه بنیانگذاری کرد .
این نظم، وسواس، دقت و تخصص چنان در شخصیت شفاییه در هم تنیده بود که وقتی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به ترک ایران گرفت، از میان هزاران نگاتیوی که در طول سالها عکاسی کرده بود، تنها تعدادی از نگاتیوهایش را در جعبهای به ابعاد ۱۳ در ۱۸ سانتی متری با خود به آمریکا برد و مابقی نگاتیوهای خود را از دم تیغ قیچی گذراند.
از مجموعه عکاسی شده از محمدرضاشاه توسط او فقط یک عکس روی اسکناس بیست ریالی دوران پهلوی منتشر شد
وقتی در آستانه نودمین سالگرد تولدش در اوهایو آمریکا از او پرسیدم چرا آن گنجینه عظیم به چنین سرنوشتی دچار شد گفت: "بیش از اندازه وسواس داشتم تا عکسهای چاپ شده از نگاتیوها را خودم انجام دهم و بعد از خروج از ایران کسی را نمی شناختم تا بتواند آنچه من می پسندم را چاپ کند، لذا تصمیم گرفتم خیالم را برای همیشه راحت کرده و آنها را از بین ببرم. و برای این کارم هم اصلا پشیمان نیستم."
آثار :
از مشهورترین کارهای او پرترههای نیمایوشیج (و دیگر مشاهیر ادبی و هنری همدورهاش) هستند. فن و هنر عکاسی، کتابی در عکاسی از قلم ایشان است که در سال ۱۳۷۲ توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران به چاپ رسیدهاست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ شهریور سالروز درگذشت #هادی_شفائیه
( زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ – درگذشته ۸ شهریور ۱۳۹۷ ) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران
شفائیه در سال ۱۳۱۲ اولین تجربه عکاسی و چاپ و ظهور عکس را انجام داد و در سال ۱۳۲۰ در مسابقه عکاسی انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، برنده اول مسابقه شد. در فروردین ۱۳۳۴ استودیو عکاسی هادی و اولین کلاس عکاسی ایران را افتتاح کرد. او طراح و پایهگذار رشتهٔ عکاسی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۴۹ و مدیر گروه و رئیس دپارتمان عکاسی در پردیس هنر در دانشگاه تهران از بدو پیدایش و استقرار دوره چهار ساله عکاسی بود و مدیریت و تدریس گروه عکاسی را تا آخر سال تحصیلی ۱۳۶۶ به عهده داشت. وی گرچه فعالیتهای عکاسیاش گونههای مختلفی را در بر میگیرد، ولی شهرتش بیشتر به خاطر پرترههایی است که عکاسی کردهاست. شفائیه در سال ۱۳۶۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در اوهایو ساکن شد.
"او چنان از نظم و انضباط بالایی در کارش برخوردار بود که گویی از حرفه دیگرش یعنی پزشکی به عاریت گرفته بود. شفاییه در حرفهاش خاص بود و همیشه اعتقاد داشت، اول باید مبانی را درست یاد بگیرید و بعد به دنبال ساختارشکنی باشید."
اینها را جاسم غضبانپور یکی از اولین دانش آموختگان رشته عکاسی و از عکاسان حرفهای ایران درباره او میگوید. غضپانپور در زمستان ۱۳۶۲ همزمان با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی از اولین دانشجویان دانشگاه هنر در رشته عکاسی بود که شفاییه بنیانگذاری کرد .
این نظم، وسواس، دقت و تخصص چنان در شخصیت شفاییه در هم تنیده بود که وقتی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به ترک ایران گرفت، از میان هزاران نگاتیوی که در طول سالها عکاسی کرده بود، تنها تعدادی از نگاتیوهایش را در جعبهای به ابعاد ۱۳ در ۱۸ سانتی متری با خود به آمریکا برد و مابقی نگاتیوهای خود را از دم تیغ قیچی گذراند.
از مجموعه عکاسی شده از محمدرضاشاه توسط او فقط یک عکس روی اسکناس بیست ریالی دوران پهلوی منتشر شد
وقتی در آستانه نودمین سالگرد تولدش در اوهایو آمریکا از او پرسیدم چرا آن گنجینه عظیم به چنین سرنوشتی دچار شد گفت: "بیش از اندازه وسواس داشتم تا عکسهای چاپ شده از نگاتیوها را خودم انجام دهم و بعد از خروج از ایران کسی را نمی شناختم تا بتواند آنچه من می پسندم را چاپ کند، لذا تصمیم گرفتم خیالم را برای همیشه راحت کرده و آنها را از بین ببرم. و برای این کارم هم اصلا پشیمان نیستم."
آثار :
از مشهورترین کارهای او پرترههای نیمایوشیج (و دیگر مشاهیر ادبی و هنری همدورهاش) هستند. فن و هنر عکاسی، کتابی در عکاسی از قلم ایشان است که در سال ۱۳۷۲ توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران به چاپ رسیدهاست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity