Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#سینما
#فیلم_کوتاه
▪️عنوان: #افسانه_مهتاب
انیمیشن کوتاه و زیبای افسانه مهتاب:
در ابتدا که آسمان ساخته شد ماه تاریک بود و نامحبوب و آسمان خاموش. تنها ستارگان به رقص در میامدند تا خورشید دوباره طلوع کند و آسمان را روشنی دهد.
هیچ کس ماه تاریک را دوست نداشت.
ماه تاریک عاشق خورشید میشود وخورشید مهربان اورا میپدیزد.
گرمای خورشید ماه سرد را میسوزاند ولی از بوسه خورشید نور و روشنایی میگیرد و درخشانترین جرم آسمانی میشود.
و اینگونه احترام و محبت ستارگان را دریافت میکند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#فیلم_کوتاه
▪️عنوان: #افسانه_مهتاب
انیمیشن کوتاه و زیبای افسانه مهتاب:
در ابتدا که آسمان ساخته شد ماه تاریک بود و نامحبوب و آسمان خاموش. تنها ستارگان به رقص در میامدند تا خورشید دوباره طلوع کند و آسمان را روشنی دهد.
هیچ کس ماه تاریک را دوست نداشت.
ماه تاریک عاشق خورشید میشود وخورشید مهربان اورا میپدیزد.
گرمای خورشید ماه سرد را میسوزاند ولی از بوسه خورشید نور و روشنایی میگیرد و درخشانترین جرم آسمانی میشود.
و اینگونه احترام و محبت ستارگان را دریافت میکند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#ننه حوا: مخصوصاً خیلی خوب شد که ما را از بهشت بیرون کردند. اقلاً اینجا کشیکچی نداریم و آسوده با هم خوش هستیم.
بابا آدم: لبهایت را بیار نزدیک، مقصود آفرینش همین است.
#افسانه_آفرینش
#صادق_هدایت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
بابا آدم: لبهایت را بیار نزدیک، مقصود آفرینش همین است.
#افسانه_آفرینش
#صادق_هدایت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #میراث_سرزمینم
#افسانه_ها_و_اسطوره_ها
#بهرام_گور_و_آزاده
#ساسانی_ابهت_آریایی_و_ایرانشهر
در میان آثار ایرانی موجود در موزه های ایران و جهان، آثار دوره #ساسانی به لحاظ نقش و تنوع موضوعی از اهمیت زیادی برخوردارند، این تنوع به گونه ای است كه پژوهشگران نقش های این دوره را به گروه های نقشی مختلفی چون، نقش های بزمی، رزمی، درباری، گیاهی، حیوانی، اساطیری، مناظر، تزیینی صرف و شكارگاهی طبقه بندی می كنند. در میان نقوش گفته شده، نقش های شكارگاهی تعداد بیشتری را به خود اختصاص می دهد، چرا كه شكار یكی از تفریحات همیشگی شاهان ساسانی بود و شكارگاه ها میدانی برای نمایش قدرت آنها به شمار می رفت.
در میان حوادث مربوط به شاهان ساسانی، افسانه ها و ماجراهایی كه به بهرام پنجم پانزدهمین شاه ساسانی نسبت داده می شود دارای كشش و جاذبه خاصی است. و مورخان و شاعران هر گاه كه فرصتی یافتند از آن یاد كرده و صورتگران و هنرمندان آن را به تصویر كشیده اند. زندگی بهرام پنجم به گونه ای در تاریخ ورق می خورد كه گویا سرنوشت او را برای قهرمانی داستان های عاشقانه و تفریحات شاهانه آفریده است. از تصمیم یزدگرد مبنی بر فرستادن بهرام به میان اعراب و تربیت وی زیر نظر منذر تا ساختن كاخ خورنق و سپس بازگشت به وطن و ربودن تاج از میان دو شیر، تا افسانه سفر به سرزمین های دور و حكایت هایش با دختران هفت قلعه تا مرگ افسانه وارش همه و همه به بهرام پنجم شخصیتی فراتاریخی و افسانه ای داده است.
از جمله داستان هایی كه به بهرام پنجم نسبت می دهند داستان دلدادگی او به دختری رومی به نام آزاده است. این داستان برای هنرمندان چنان جذاب بود كه حتی در عصر ساسانی نیز نقش بهرام و آزاده بر بشقاب های نقره ثبت و در قاب های گچی زینت بخش كوشك های شاهی شد. و بی شك در عصر فردوسی یعنی قرن چهارم هجری كه قرن سرودن شاهنامه و طرح داستان بهرام و آزاده است، ایران شرقی از داستان های عصر ساسانی لبریز بود و لولیان نغمه خوان و مطربان گرم پنجه این داستان ها، از جمله داستان بهرام و آزاده را می خواندند و می نواختند.
به روایت شاهنامه آزاده را كه یك كنیز رومی بود منذر بن نعمان امیر حیره به بهرام پیشكش كرد. مهارت آزاده در نواختن چنگ و زیبایی اش موجب شد تا در میان زنان حرم شاه از موقعیتی خاص برخوردار شده و همیشه همراه و در كنار شاه باشد.
در یكی از روزها بهرام به همراه آزاده سوار بر شتری برای شكار از كاخ خارج می شوند. در دشت به تعدادی آهو برمی خورند. آزاده چنگ می نوازد و بهرام سرمست از نغمه چنگ، آهوان گریزپای را یكایك با تیر از پای در می آورد. آنگاه مغرورانه از آزاده می پرسد كدام آهو را شكار كنم؟ آزاده كه از غرور و خودخواهی بهرام ناخرسند است، آزمونی سخت را به شاه پیشنهاد می دهد و به بهرام می گوید اگر می تواند گوش آهو را نشان رود:
كمان مُهره انداز تا گوش خویش
نهد همچنان خوار بر دوش خویش
آزاده با این پیشنهاد قصد در هم شكستن غرور كاذب بهرام را دارد اما از مهارت شاه در تیراندازی غافل است.
بهرام می پذیرد تیر بر كمان گذاشته به سوی آهو پرتاب می كند. تیر بر گوش آهو می نشیند. اما بهرام این را برای نشان دادن مهارت خود در تیراندازی كافی نمی داند، و زمانی كه آهو پایش را برای خاراندن به گوش نزدیك می كند، بهرام تیری دیگر در كمان كرده و آهو را نشانه می رود و پا را به گوش و سر می دوزد:
بخارید گوش آهو اندر زمان
به تیر اندران راند چاچی كمان
سر و گوش و پایش به یكجا بدوخت
بر آن آهوان آزاده را دل بسوخت
آزاده از دیدن چنین صحنه ای سخت متاثر شده و در مقابل رجزخوانی شاه كه می گوید: هزاران شكار را با چنین مهارتی از پای در خواهد آورد، تاب نمی آورد، بر شاه می آشوبد و چنین سخت دلی را نشان از خوی اهریمنی می خواند و نه مهارت و شجاعت:
كنیزك بدو گفت اهریمنی
وگر نی بدینسان كجا افكنی
شاه كه تاب شنیدن چنین گستاخی را ندارد علی رغم علاقه اش به آزاده او را از پشت شتر بر زمین می اندازد و در زیر پای حیوان لگدكوب می كند:
بزد دست بهرام و او را ز زین
نگون ساز برزد بروی زمین
هیون از بر ماه چهره براند
برو دست و چنگش بخون برفشاند
و یك بار دیگر این واقعیت تاریخی را یادآور می شود كه نزد شاهان مقام فرمانروایی و خدشه ناپذیر بودن آن از مقام احساس و دوست داشتن بسی والاتر است. و هیچكس نباید خود را از قهر شاهان در امان بداند.
آزاده جان می بازد. بهرام بر پیكر به خون نشسته معشوق نگاه می كند و از این كه به ننگ كشتن یك زن بی دفاع آلوده شده چنان آزرده و شرمگین می شود كه دیگر هیچ گاه زنی را با خود به شكار نبرد:
چو او زیر پای هیون جان سپرد
به نخجیر ازینش كنیزك نبرد
📚🤔
🔴 #میراث_سرزمینم
#افسانه_ها_و_اسطوره_ها
#بهرام_گور_و_آزاده
#ساسانی_ابهت_آریایی_و_ایرانشهر
در میان آثار ایرانی موجود در موزه های ایران و جهان، آثار دوره #ساسانی به لحاظ نقش و تنوع موضوعی از اهمیت زیادی برخوردارند، این تنوع به گونه ای است كه پژوهشگران نقش های این دوره را به گروه های نقشی مختلفی چون، نقش های بزمی، رزمی، درباری، گیاهی، حیوانی، اساطیری، مناظر، تزیینی صرف و شكارگاهی طبقه بندی می كنند. در میان نقوش گفته شده، نقش های شكارگاهی تعداد بیشتری را به خود اختصاص می دهد، چرا كه شكار یكی از تفریحات همیشگی شاهان ساسانی بود و شكارگاه ها میدانی برای نمایش قدرت آنها به شمار می رفت.
در میان حوادث مربوط به شاهان ساسانی، افسانه ها و ماجراهایی كه به بهرام پنجم پانزدهمین شاه ساسانی نسبت داده می شود دارای كشش و جاذبه خاصی است. و مورخان و شاعران هر گاه كه فرصتی یافتند از آن یاد كرده و صورتگران و هنرمندان آن را به تصویر كشیده اند. زندگی بهرام پنجم به گونه ای در تاریخ ورق می خورد كه گویا سرنوشت او را برای قهرمانی داستان های عاشقانه و تفریحات شاهانه آفریده است. از تصمیم یزدگرد مبنی بر فرستادن بهرام به میان اعراب و تربیت وی زیر نظر منذر تا ساختن كاخ خورنق و سپس بازگشت به وطن و ربودن تاج از میان دو شیر، تا افسانه سفر به سرزمین های دور و حكایت هایش با دختران هفت قلعه تا مرگ افسانه وارش همه و همه به بهرام پنجم شخصیتی فراتاریخی و افسانه ای داده است.
از جمله داستان هایی كه به بهرام پنجم نسبت می دهند داستان دلدادگی او به دختری رومی به نام آزاده است. این داستان برای هنرمندان چنان جذاب بود كه حتی در عصر ساسانی نیز نقش بهرام و آزاده بر بشقاب های نقره ثبت و در قاب های گچی زینت بخش كوشك های شاهی شد. و بی شك در عصر فردوسی یعنی قرن چهارم هجری كه قرن سرودن شاهنامه و طرح داستان بهرام و آزاده است، ایران شرقی از داستان های عصر ساسانی لبریز بود و لولیان نغمه خوان و مطربان گرم پنجه این داستان ها، از جمله داستان بهرام و آزاده را می خواندند و می نواختند.
به روایت شاهنامه آزاده را كه یك كنیز رومی بود منذر بن نعمان امیر حیره به بهرام پیشكش كرد. مهارت آزاده در نواختن چنگ و زیبایی اش موجب شد تا در میان زنان حرم شاه از موقعیتی خاص برخوردار شده و همیشه همراه و در كنار شاه باشد.
در یكی از روزها بهرام به همراه آزاده سوار بر شتری برای شكار از كاخ خارج می شوند. در دشت به تعدادی آهو برمی خورند. آزاده چنگ می نوازد و بهرام سرمست از نغمه چنگ، آهوان گریزپای را یكایك با تیر از پای در می آورد. آنگاه مغرورانه از آزاده می پرسد كدام آهو را شكار كنم؟ آزاده كه از غرور و خودخواهی بهرام ناخرسند است، آزمونی سخت را به شاه پیشنهاد می دهد و به بهرام می گوید اگر می تواند گوش آهو را نشان رود:
كمان مُهره انداز تا گوش خویش
نهد همچنان خوار بر دوش خویش
آزاده با این پیشنهاد قصد در هم شكستن غرور كاذب بهرام را دارد اما از مهارت شاه در تیراندازی غافل است.
بهرام می پذیرد تیر بر كمان گذاشته به سوی آهو پرتاب می كند. تیر بر گوش آهو می نشیند. اما بهرام این را برای نشان دادن مهارت خود در تیراندازی كافی نمی داند، و زمانی كه آهو پایش را برای خاراندن به گوش نزدیك می كند، بهرام تیری دیگر در كمان كرده و آهو را نشانه می رود و پا را به گوش و سر می دوزد:
بخارید گوش آهو اندر زمان
به تیر اندران راند چاچی كمان
سر و گوش و پایش به یكجا بدوخت
بر آن آهوان آزاده را دل بسوخت
آزاده از دیدن چنین صحنه ای سخت متاثر شده و در مقابل رجزخوانی شاه كه می گوید: هزاران شكار را با چنین مهارتی از پای در خواهد آورد، تاب نمی آورد، بر شاه می آشوبد و چنین سخت دلی را نشان از خوی اهریمنی می خواند و نه مهارت و شجاعت:
كنیزك بدو گفت اهریمنی
وگر نی بدینسان كجا افكنی
شاه كه تاب شنیدن چنین گستاخی را ندارد علی رغم علاقه اش به آزاده او را از پشت شتر بر زمین می اندازد و در زیر پای حیوان لگدكوب می كند:
بزد دست بهرام و او را ز زین
نگون ساز برزد بروی زمین
هیون از بر ماه چهره براند
برو دست و چنگش بخون برفشاند
و یك بار دیگر این واقعیت تاریخی را یادآور می شود كه نزد شاهان مقام فرمانروایی و خدشه ناپذیر بودن آن از مقام احساس و دوست داشتن بسی والاتر است. و هیچكس نباید خود را از قهر شاهان در امان بداند.
آزاده جان می بازد. بهرام بر پیكر به خون نشسته معشوق نگاه می كند و از این كه به ننگ كشتن یك زن بی دفاع آلوده شده چنان آزرده و شرمگین می شود كه دیگر هیچ گاه زنی را با خود به شكار نبرد:
چو او زیر پای هیون جان سپرد
به نخجیر ازینش كنیزك نبرد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
📕#افسانه_و_واقعیت
✍️#میرچا_الیاده
کتاب اسطوره و واقعیت اثر گرانقدر میرچا الیاده، به بررسی نقش اسطورهها در زمینهی اجتماعی و دینی از دوران عهد باستان تا به امروز میپردازد.
اسطوره و واقعیت (Myth and Reality)، به بررسی معناهای گوناگون واژهی اسطوره در عهد باستان و جهان مسیحیت میپردازد تا این که نوعی افزایش و جوشش اندیشهی اساطیری را در قرون وسطا به مشاهده مینشیند. میرچا الیاده (Mircea Eliade)، اسطورهشناس و دینپژوه بزرگ، کتاب را با تعریف اسطوره، این پدیده همواره بحثانگیز و مشترک در حوزههای فرهنگ، دین، انسانشناسی و باستانشناسی آغاز کرده است.
حداقل در پنجاه سال گذشته، محققان و دانشمندان غربى براى مطالعه اسطوره از دیدگاهى استفاده کردهاند که مىتوان گفت با دیدگاه رایج در قرن نوزدهم تفاوتى اساسى دارد. برعکس پیشینیانشان که اسطوره را به معناى رایج کلمه، یعنى به عنوان «قصه»، «ابداعى» و «تخیلى» به کار مىگرفتند، محققان جدید اسطوره را همانطور پذیرفتهاند که در جوامع کهن درک مىشد؛ در چنین جوامعى «اسطوره» یعنى «داستانى واقعى» و فراتر از آن، داستانى که گرانبهاترین مایملک است زیرا مقدس، عبرتآمیز، سرمشقى نمونه و معنىدار است.
این ارزش معناشناختى جدیدى که به واژه «اسطوره» داده شده، کاربرد آن را در زبان معاصر تا حدى مبهم و دو پهلو ساخته است. یعنى امروزه واژه «اسطوره» هم به معناى «خیال» و «پندار باطل» یا «توهم» به کار مىرود و هم به معناى «سنت و روایت مقدس، کشف و شهود ازلى یا آغازین، نمونه عبرتآمیز و شایان تقلید» که خصوصاً در میان قومشناسان، جامعهشناسان و محققان تاریخ ادیان رواج دارد.
این کتاب نقش اسطوره در جوامع ابتدایی و اساطیر اقوامی را مطالعه میکند که نقش مهمی در تاریخ ایفا کردند، تا اسطوره را در زمینهی اصلی اجتماعی دینیاش قرار دهد. همچنین این کتاب به بررسی بعضی اشکال رفتار اساطیری در دنیای مدرن میپردازد که هنوز در برخی آفرینشهای ادبی و نیز فرایند اسطورهسازی از شخصیتهای ملی و چهرههای مشهور از طریق رسانههای جمعی ادامه دارد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
📕#افسانه_و_واقعیت
✍️#میرچا_الیاده
کتاب اسطوره و واقعیت اثر گرانقدر میرچا الیاده، به بررسی نقش اسطورهها در زمینهی اجتماعی و دینی از دوران عهد باستان تا به امروز میپردازد.
اسطوره و واقعیت (Myth and Reality)، به بررسی معناهای گوناگون واژهی اسطوره در عهد باستان و جهان مسیحیت میپردازد تا این که نوعی افزایش و جوشش اندیشهی اساطیری را در قرون وسطا به مشاهده مینشیند. میرچا الیاده (Mircea Eliade)، اسطورهشناس و دینپژوه بزرگ، کتاب را با تعریف اسطوره، این پدیده همواره بحثانگیز و مشترک در حوزههای فرهنگ، دین، انسانشناسی و باستانشناسی آغاز کرده است.
حداقل در پنجاه سال گذشته، محققان و دانشمندان غربى براى مطالعه اسطوره از دیدگاهى استفاده کردهاند که مىتوان گفت با دیدگاه رایج در قرن نوزدهم تفاوتى اساسى دارد. برعکس پیشینیانشان که اسطوره را به معناى رایج کلمه، یعنى به عنوان «قصه»، «ابداعى» و «تخیلى» به کار مىگرفتند، محققان جدید اسطوره را همانطور پذیرفتهاند که در جوامع کهن درک مىشد؛ در چنین جوامعى «اسطوره» یعنى «داستانى واقعى» و فراتر از آن، داستانى که گرانبهاترین مایملک است زیرا مقدس، عبرتآمیز، سرمشقى نمونه و معنىدار است.
این ارزش معناشناختى جدیدى که به واژه «اسطوره» داده شده، کاربرد آن را در زبان معاصر تا حدى مبهم و دو پهلو ساخته است. یعنى امروزه واژه «اسطوره» هم به معناى «خیال» و «پندار باطل» یا «توهم» به کار مىرود و هم به معناى «سنت و روایت مقدس، کشف و شهود ازلى یا آغازین، نمونه عبرتآمیز و شایان تقلید» که خصوصاً در میان قومشناسان، جامعهشناسان و محققان تاریخ ادیان رواج دارد.
این کتاب نقش اسطوره در جوامع ابتدایی و اساطیر اقوامی را مطالعه میکند که نقش مهمی در تاریخ ایفا کردند، تا اسطوره را در زمینهی اصلی اجتماعی دینیاش قرار دهد. همچنین این کتاب به بررسی بعضی اشکال رفتار اساطیری در دنیای مدرن میپردازد که هنوز در برخی آفرینشهای ادبی و نیز فرایند اسطورهسازی از شخصیتهای ملی و چهرههای مشهور از طریق رسانههای جمعی ادامه دارد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#تا حالا به این موضوع فکر کردین؟
اسطوره های ما افسانه هستن ولی...
رستم 700 سال عمر کرد
#افسانه است
نوح 950 سال عمر کرد
#حقیقت است
کاوه ضحاک را از مـیـان برد
#افسانه است
موسی فرعون را از میان برد
#حقیقت است
از دوش ضحاک مـار رویید
#افسانه است
عصای مـوسـی اژدهـا شد
#حقیقت است
زال توسط سیمرغ پرورش یافت
#افسانه است
یونس در شکم نهنگ زندگی کرد
#حقیقت است
داراب در سبدی روی آب پیدا شد
#افسانه است
موسی در سبدی روی آب پیدا شد
#حقیقت است
سیاوش به سلامت از آتش گذشت
#افسانه است
ابراهیم به سلامت از آتش گذشت
#حقیقت است
به راستی چرا آنچه به نفع باور دینی مردم است معجزه و حقیقت محسوب میشود؟
ولی آنچه مربوط به تمدن ماست افسانه و خرافات است
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
اسطوره های ما افسانه هستن ولی...
رستم 700 سال عمر کرد
#افسانه است
نوح 950 سال عمر کرد
#حقیقت است
کاوه ضحاک را از مـیـان برد
#افسانه است
موسی فرعون را از میان برد
#حقیقت است
از دوش ضحاک مـار رویید
#افسانه است
عصای مـوسـی اژدهـا شد
#حقیقت است
زال توسط سیمرغ پرورش یافت
#افسانه است
یونس در شکم نهنگ زندگی کرد
#حقیقت است
داراب در سبدی روی آب پیدا شد
#افسانه است
موسی در سبدی روی آب پیدا شد
#حقیقت است
سیاوش به سلامت از آتش گذشت
#افسانه است
ابراهیم به سلامت از آتش گذشت
#حقیقت است
به راستی چرا آنچه به نفع باور دینی مردم است معجزه و حقیقت محسوب میشود؟
ولی آنچه مربوط به تمدن ماست افسانه و خرافات است
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ادیان از لحظه ای که دم از اخلاق میزنند و با صدور فرمان تهدید می کنند، به خطا میروند. برای خلق مجرمیت و مکافات، احتیاجی به وجود خداوند نیست. همنوعان ما با کمک خود ما برای این کار
کفایت می کنند!
شما از روز داوری الهی سخن می گویید. اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم؛ من چیزی را دیده ام که به مراتب از آن سخت تر است؛ من داوری آدمیان را دیده ام...! می خواهم راز بزرگی برایتان فاش کنم؛ درانتظار داوری روز قیامت نمانید.
این داوری همه روزه رخ می دهد...!
📒 #سقوط
اشتباه این مردم این است که به نمایش اعتقادی ندارند وگرنه میدانستند که هرکسی مجاز است تا در نمایش های آسمانی بازی کند و به نقش خدا درآید. فقط کافی است که سنگدل شود.
📒 #کالیگولا
این زمان است که ما را به دنبال خود می کشد؛ اما به هر رو زمانی فرا می رسد که ما باید زمان را به دنبال خود بکشیم. ما به امید آینده زندگی میکنیم؛ به امید "فردا"، "بعدها" هنگامی که دستت به جایی بند شد، وقتی پا به سن گذاشتی خودت می فهمی. این تردیدها دلپذیرند زیرا همگی به مرگ می انجامند، چون سرانجام روزی فرا می رسد که انسان جوانی خود را درمی یابد و میگوید سی ساله شده است. درست در همین هنگام است که خود را در موقعیت زمانی می بیند، در آن جایگزین میشود، درمی یابد که دیگر باید خط منحنی را بپیماید، به زمان وابسته شده است و میانه ی گرداب هراس، بدترین دشمن خود را شناسایی میکند. فردا، او آرزوی فردا را دارد در حالی که باید با تمامی وجودش از آن بگریزد و این عصیان نفسانی همان پوچ است.
📒 #افسانه_سیزیف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
کفایت می کنند!
شما از روز داوری الهی سخن می گویید. اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم؛ من چیزی را دیده ام که به مراتب از آن سخت تر است؛ من داوری آدمیان را دیده ام...! می خواهم راز بزرگی برایتان فاش کنم؛ درانتظار داوری روز قیامت نمانید.
این داوری همه روزه رخ می دهد...!
📒 #سقوط
اشتباه این مردم این است که به نمایش اعتقادی ندارند وگرنه میدانستند که هرکسی مجاز است تا در نمایش های آسمانی بازی کند و به نقش خدا درآید. فقط کافی است که سنگدل شود.
📒 #کالیگولا
این زمان است که ما را به دنبال خود می کشد؛ اما به هر رو زمانی فرا می رسد که ما باید زمان را به دنبال خود بکشیم. ما به امید آینده زندگی میکنیم؛ به امید "فردا"، "بعدها" هنگامی که دستت به جایی بند شد، وقتی پا به سن گذاشتی خودت می فهمی. این تردیدها دلپذیرند زیرا همگی به مرگ می انجامند، چون سرانجام روزی فرا می رسد که انسان جوانی خود را درمی یابد و میگوید سی ساله شده است. درست در همین هنگام است که خود را در موقعیت زمانی می بیند، در آن جایگزین میشود، درمی یابد که دیگر باید خط منحنی را بپیماید، به زمان وابسته شده است و میانه ی گرداب هراس، بدترین دشمن خود را شناسایی میکند. فردا، او آرزوی فردا را دارد در حالی که باید با تمامی وجودش از آن بگریزد و این عصیان نفسانی همان پوچ است.
📒 #افسانه_سیزیف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
■ سخن بر سر اخلاق نیست،
من به کسانی برخورده ام که با وجودِ پایبندی بسیار به اخلاق، رفتار پسندیده نداشته اند و همه روزه درمی یابم که شرافت نیازمند قانون نیست
و در وابستگی انسان به زندگی همواره چیزی نیرومند تر از تمامی بدبختی های جهان وجود دارد.
داوری جسم کاراتر از داوری جان است
و جسم همواره در برابر نیستی پا پس میکشد.
ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم!
📚 #افسانه_سیزیف
👤 #آلبر_کامو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
■ سخن بر سر اخلاق نیست،
من به کسانی برخورده ام که با وجودِ پایبندی بسیار به اخلاق، رفتار پسندیده نداشته اند و همه روزه درمی یابم که شرافت نیازمند قانون نیست
و در وابستگی انسان به زندگی همواره چیزی نیرومند تر از تمامی بدبختی های جهان وجود دارد.
داوری جسم کاراتر از داوری جان است
و جسم همواره در برابر نیستی پا پس میکشد.
ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم!
📚 #افسانه_سیزیف
👤 #آلبر_کامو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🔥 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🔥 #افسانه_جشن_شهریورگان
🔱 افسانهی شهریورگان بازگوی نبرد نخستین آدم روی زمین «گیومرت»/«گیومرتن» (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه گیومرت با یاری فرشتهی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز میشود.
🔱 گیومرت در اوستا «گیهمرتن» و در پهلوی «گیومرت/گیومرد» به چمار(معنای) «زندهی میرا» یا «جان نیستیپذیر» است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا(خدا) را دریافت و از این روی با نام «نخستاندیش» از وی یاد شده است. درباره او در فروردینیشت از نیپیک(کتاب) یشتها نوشته شده: «فَرَوَشی گیومرت اَشَون را میستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهورهمزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمینهای ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد.»
🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» میخوانیم: «اهورامزدا همهی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد»!
سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و دربارهی شهریور نوشته: «چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توانِ از میان بردنِ توپال نباشد.»
در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم ناراسته(غیرمستقیم) دربارهی نبرد آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است: «ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران سی سال زیست». ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.
🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آنها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته میتوان در «آثارالباقیه» نوشتهی «ابوریحان بیرونی» یافت. بیرونی نوشته است که شهریور روز چهارم از شهریورماه است و برای همزمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشتهای است که به گوهر هفتگانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپالها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آنها بستگی دارد نگهبان است.
🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانهای ایران پس از گیومرس/گیومرت بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود آهن را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشهی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جویها بر سر دریاها آنها را به دشتها کشاند و کشاورزی را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یکجانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.
🔱 با نگر(توجه) به این داستانهای افسانهای گفته میشود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژهی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگانها و دژها برگزار میکردند و برای ارزشی که توپالها داشتند ابزار جنگی را پاک نگه میداشتند.
🔱 بر پایهی آگاهیهای بهجا مانده از ساسانیان پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آنها در جای نمناک گناه شمرده میشد.
«داراب پالتن» در «فرضیاتنامه» نوشته است که شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنهکاران، دَهِشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیینهای شهریورگان است.
🔱 با اینهمه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما دربارهی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازشهای پیدرپی از میان رفته و آنچه میدانیم ناچیز است که شاید هم کمی دستخوش دگرگونی شده باشد.
افسانهی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا به گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش به گزارش #مهرداد_بهار
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🔥 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🔥 #افسانه_جشن_شهریورگان
🔱 افسانهی شهریورگان بازگوی نبرد نخستین آدم روی زمین «گیومرت»/«گیومرتن» (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه گیومرت با یاری فرشتهی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز میشود.
🔱 گیومرت در اوستا «گیهمرتن» و در پهلوی «گیومرت/گیومرد» به چمار(معنای) «زندهی میرا» یا «جان نیستیپذیر» است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا(خدا) را دریافت و از این روی با نام «نخستاندیش» از وی یاد شده است. درباره او در فروردینیشت از نیپیک(کتاب) یشتها نوشته شده: «فَرَوَشی گیومرت اَشَون را میستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهورهمزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمینهای ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد.»
🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» میخوانیم: «اهورامزدا همهی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد»!
سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و دربارهی شهریور نوشته: «چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توانِ از میان بردنِ توپال نباشد.»
در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم ناراسته(غیرمستقیم) دربارهی نبرد آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است: «ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران سی سال زیست». ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.
🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آنها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته میتوان در «آثارالباقیه» نوشتهی «ابوریحان بیرونی» یافت. بیرونی نوشته است که شهریور روز چهارم از شهریورماه است و برای همزمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشتهای است که به گوهر هفتگانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپالها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آنها بستگی دارد نگهبان است.
🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانهای ایران پس از گیومرس/گیومرت بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود آهن را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشهی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جویها بر سر دریاها آنها را به دشتها کشاند و کشاورزی را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یکجانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.
🔱 با نگر(توجه) به این داستانهای افسانهای گفته میشود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژهی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگانها و دژها برگزار میکردند و برای ارزشی که توپالها داشتند ابزار جنگی را پاک نگه میداشتند.
🔱 بر پایهی آگاهیهای بهجا مانده از ساسانیان پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آنها در جای نمناک گناه شمرده میشد.
«داراب پالتن» در «فرضیاتنامه» نوشته است که شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنهکاران، دَهِشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیینهای شهریورگان است.
🔱 با اینهمه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما دربارهی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازشهای پیدرپی از میان رفته و آنچه میدانیم ناچیز است که شاید هم کمی دستخوش دگرگونی شده باشد.
افسانهی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا به گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش به گزارش #مهرداد_بهار
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
"هنر نمی خوابد" / هنرمند ناشناس
نیچه می گوید:
"هنر و نه هیچ چیز جز هنر.
ما هنر را داریم
و از این رو است که
حقیقت سبب مرگمان نمی شود."
#افسانه_سیزیف
#آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
"هنر نمی خوابد" / هنرمند ناشناس
نیچه می گوید:
"هنر و نه هیچ چیز جز هنر.
ما هنر را داریم
و از این رو است که
حقیقت سبب مرگمان نمی شود."
#افسانه_سیزیف
#آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#افسانه_رثایی
از ورود اسلام به ایران تا دوره قاجار، زنان فعالیتهای محدودی در زمینه هنر موسیقی و خوانندگی داشته اند و این امر ناشی از محدودیتهای اجتماعی، مذهبی و فرهنگی جامعه ایران بوده است. این حساسیت و محدودیت، بر روی"موسیقی" بعد از پیروزی انقلاب در ایران به موضوعی تبدیل شد که در همان روزها، زنان از حوزه موسیقی حذف شدند و مردان هم با محدودیت های بسیاری فعالیت می کردند.
حساسیتی که هنوز روی"موسیقی" باقی مانده، تا جایی که در برخی از شهرهای ایران، به طور کلی برگزاری کنسرت های موسیقی، با برخوردهای برخی گروه های تندرو، روبرو می شود. ممنوعیت تک خوانی بانوان، مهم ترین و بارزترین نوع محدودیت در زمینه موسیقی برای بانوان است. از دیگر محدودیت ها، اینکه گروههای موسیقی در زمینه گرفتن مجوز برای کنسرتهایی که قرار است خواننده زن در برنامه حضور داشته باشد، این است که تعداد خانم ها باید بیش از دو نفر باشند و حتما خواننده مرد، در طول برنامه باید با خانمها همراه باشد. ترکیب صدا در طول برنامه باید به شکلی باشد که صدای زن، مشخصا شنیده نشود. به کرات شاهد بودهایم که مجوز برگزاری کنسرت، به دلیل رعایت نکردن این موارد، پس از برگزاری شب اول، لغو شده است. بعنوان مثال بیش از یک دهه است که بر اساس یک قانون نانوشته حضور زنان نوازنده در اجراهای زنده موسیقی در اصفهان ممنوع است و گروه موسیقی در صورتی میتواند مجوز برگزاری کنسرت دریافت کند که هیچ نوازنده زن یا همخوان زنی در گروه حضور نداشته باشد.
یکی از بانوانی که علی رغم مشکلات عدیده فوق، همچنان فعال بوده، بانو "افسانه رثایی" است. "افسانه رثایی" از جمله خوانندگان زن مطرح و پرسابقه موسیقی ایران است، که تحت تاثیر صدای گرم پدرش- "ارشد ضیا الذاکرین رثایی"، يكي از خوانندگان مطرح دوران خود كه شیوه آوازی خاصی داشت- به خوانندگی روی آورد. در سال ۱۳۵۳ توسط پدرش به دکتر "داريوش صفوت" در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی معرفی شد و در آن جا کلاسهای مرحوم استاد "محمود کریمی" را گذراند. طی ۹ سال تحصيل در اين مرکز، ردیفهای آوازی را در محضر ایشان فراگرفت.
وی سالهاست که علیرغم وجود مشكلات رايج و نگاه نادرست جامعه به آنهایی که در رشته آواز فعالیت میکنند - که طبعاً كار را برای یک زن دشوارتر نيز میکند - در عرصه موسیقی آوازی و آموزش اين هنر، حضوری جدی و مستمر دارد. او یکی از اعضای گروه همآوایان است و به عنوان خواننده با استاد حسین علیزاده همکاری کرده که نتیجه این همکاری، آثاری چون، "سرودگل"، "به تماشای آبهای سپید" و "راز نو" بودهاند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#افسانه_رثایی
از ورود اسلام به ایران تا دوره قاجار، زنان فعالیتهای محدودی در زمینه هنر موسیقی و خوانندگی داشته اند و این امر ناشی از محدودیتهای اجتماعی، مذهبی و فرهنگی جامعه ایران بوده است. این حساسیت و محدودیت، بر روی"موسیقی" بعد از پیروزی انقلاب در ایران به موضوعی تبدیل شد که در همان روزها، زنان از حوزه موسیقی حذف شدند و مردان هم با محدودیت های بسیاری فعالیت می کردند.
حساسیتی که هنوز روی"موسیقی" باقی مانده، تا جایی که در برخی از شهرهای ایران، به طور کلی برگزاری کنسرت های موسیقی، با برخوردهای برخی گروه های تندرو، روبرو می شود. ممنوعیت تک خوانی بانوان، مهم ترین و بارزترین نوع محدودیت در زمینه موسیقی برای بانوان است. از دیگر محدودیت ها، اینکه گروههای موسیقی در زمینه گرفتن مجوز برای کنسرتهایی که قرار است خواننده زن در برنامه حضور داشته باشد، این است که تعداد خانم ها باید بیش از دو نفر باشند و حتما خواننده مرد، در طول برنامه باید با خانمها همراه باشد. ترکیب صدا در طول برنامه باید به شکلی باشد که صدای زن، مشخصا شنیده نشود. به کرات شاهد بودهایم که مجوز برگزاری کنسرت، به دلیل رعایت نکردن این موارد، پس از برگزاری شب اول، لغو شده است. بعنوان مثال بیش از یک دهه است که بر اساس یک قانون نانوشته حضور زنان نوازنده در اجراهای زنده موسیقی در اصفهان ممنوع است و گروه موسیقی در صورتی میتواند مجوز برگزاری کنسرت دریافت کند که هیچ نوازنده زن یا همخوان زنی در گروه حضور نداشته باشد.
یکی از بانوانی که علی رغم مشکلات عدیده فوق، همچنان فعال بوده، بانو "افسانه رثایی" است. "افسانه رثایی" از جمله خوانندگان زن مطرح و پرسابقه موسیقی ایران است، که تحت تاثیر صدای گرم پدرش- "ارشد ضیا الذاکرین رثایی"، يكي از خوانندگان مطرح دوران خود كه شیوه آوازی خاصی داشت- به خوانندگی روی آورد. در سال ۱۳۵۳ توسط پدرش به دکتر "داريوش صفوت" در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی معرفی شد و در آن جا کلاسهای مرحوم استاد "محمود کریمی" را گذراند. طی ۹ سال تحصيل در اين مرکز، ردیفهای آوازی را در محضر ایشان فراگرفت.
وی سالهاست که علیرغم وجود مشكلات رايج و نگاه نادرست جامعه به آنهایی که در رشته آواز فعالیت میکنند - که طبعاً كار را برای یک زن دشوارتر نيز میکند - در عرصه موسیقی آوازی و آموزش اين هنر، حضوری جدی و مستمر دارد. او یکی از اعضای گروه همآوایان است و به عنوان خواننده با استاد حسین علیزاده همکاری کرده که نتیجه این همکاری، آثاری چون، "سرودگل"، "به تماشای آبهای سپید" و "راز نو" بودهاند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ادیان از لحظه ای که دم از اخلاق میزنند و با صدور فرمان تهدید می کنند، به خطا میروند. برای خلق مجرمیت و مکافات، احتیاجی به وجود خداوند نیست. همنوعان ما با کمک خود ما برای این کار
کفایت می کنند!
شما از روز داوری الهی سخن می گویید. اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم؛ من چیزی را دیده ام که به مراتب از آن سخت تر است؛ من داوری آدمیان را دیده ام...! می خواهم راز بزرگی برایتان فاش کنم؛ درانتظار داوری روز قیامت نمانید.
این داوری همه روزه رخ می دهد...!
📒#سقوط
اشتباه این مردم این است که به نمایش اعتقادی ندارند وگرنه میدانستند که هرکسی مجاز است تا در نمایش های آسمانی بازی کند و به نقش خدا درآید. فقط کافی است که سنگدل شود.
📒#کالیگولا
این زمان است که ما را به دنبال خود می کشد؛ اما به هر رو زمانی فرا می رسد که ما باید زمان را به دنبال خود بکشیم. ما به امید آینده زندگی میکنیم؛ به امید "فردا"، "بعدها" هنگامی که دستت به جایی بند شد، وقتی پا به سن گذاشتی خودت می فهمی. این تردیدها دلپذیرند زیرا همگی به مرگ می انجامند، چون سرانجام روزی فرا می رسد که انسان جوانی خود را درمی یابد و میگوید سی ساله شده است. درست در همین هنگام است که خود را در موقعیت زمانی می بیند، در آن جایگزین میشود، درمی یابد که دیگر باید خط منحنی را بپیماید، به زمان وابسته شده است و میانه ی گرداب هراس، بدترین دشمن خود را شناسایی میکند. فردا، او آرزوی فردا را دارد در حالی که باید با تمامی وجودش از آن بگریزد و این عصیان نفسانی همان پوچ است.
📒#افسانه_سیزیف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
کفایت می کنند!
شما از روز داوری الهی سخن می گویید. اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم؛ من چیزی را دیده ام که به مراتب از آن سخت تر است؛ من داوری آدمیان را دیده ام...! می خواهم راز بزرگی برایتان فاش کنم؛ درانتظار داوری روز قیامت نمانید.
این داوری همه روزه رخ می دهد...!
📒#سقوط
اشتباه این مردم این است که به نمایش اعتقادی ندارند وگرنه میدانستند که هرکسی مجاز است تا در نمایش های آسمانی بازی کند و به نقش خدا درآید. فقط کافی است که سنگدل شود.
📒#کالیگولا
این زمان است که ما را به دنبال خود می کشد؛ اما به هر رو زمانی فرا می رسد که ما باید زمان را به دنبال خود بکشیم. ما به امید آینده زندگی میکنیم؛ به امید "فردا"، "بعدها" هنگامی که دستت به جایی بند شد، وقتی پا به سن گذاشتی خودت می فهمی. این تردیدها دلپذیرند زیرا همگی به مرگ می انجامند، چون سرانجام روزی فرا می رسد که انسان جوانی خود را درمی یابد و میگوید سی ساله شده است. درست در همین هنگام است که خود را در موقعیت زمانی می بیند، در آن جایگزین میشود، درمی یابد که دیگر باید خط منحنی را بپیماید، به زمان وابسته شده است و میانه ی گرداب هراس، بدترین دشمن خود را شناسایی میکند. فردا، او آرزوی فردا را دارد در حالی که باید با تمامی وجودش از آن بگریزد و این عصیان نفسانی همان پوچ است.
📒#افسانه_سیزیف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
سرانجام چه دردناک دریافتم
اینجا جای تبسم و بوسه و وفا نیست
آدم ها گرفتارتر از این حرفهایند
بیا به بالاترین شاخه آخرین درخت دنیا
دخیلی بربندیم
اگر در پس اینجا ، آنجایی بود
یکدیگر را تنگ در آغوش بگیریم
و خیس اشک بخندیم چنان بلند
که از صدای ما
تمام دروازه های بازگشت بسته شود....
#افسانه_نجاتی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
سرانجام چه دردناک دریافتم
اینجا جای تبسم و بوسه و وفا نیست
آدم ها گرفتارتر از این حرفهایند
بیا به بالاترین شاخه آخرین درخت دنیا
دخیلی بربندیم
اگر در پس اینجا ، آنجایی بود
یکدیگر را تنگ در آغوش بگیریم
و خیس اشک بخندیم چنان بلند
که از صدای ما
تمام دروازه های بازگشت بسته شود....
#افسانه_نجاتی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
مرا
به چهارشنبهسوری چشمانت
مهمان کن
به آتش بازی نگاهت
این
آخرین نفس زمستان است..
#افسانه_اسلامی
#پیشاپیش #چهارشنبه_سوریتون_خجسته_باد🔥
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
مرا
به چهارشنبهسوری چشمانت
مهمان کن
به آتش بازی نگاهت
این
آخرین نفس زمستان است..
#افسانه_اسلامی
#پیشاپیش #چهارشنبه_سوریتون_خجسته_باد🔥
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در اساطیر یونان آمده است که «سیزیف» ، راز خدایان را فاش کرد و به همین دلیل خدایان سیزیف را محکوم کرده بودند که پیوسته تخته سنگی را تا قله ی کوهی بغلتاند و از آنجا آن تخته سنگ، با تمامی وزن خود پایین می افتاد و او مجبور بود دوباره اینکار را تکرار کند.
خدایان به درستی فهمیده بودند که برای انتقام گرفتن ، تنبیهی بدتر از کارِ بیهوده و «بی امیدی» نیست...!
#افسانه_سيزيف
#آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در اساطیر یونان آمده است که «سیزیف» ، راز خدایان را فاش کرد و به همین دلیل خدایان سیزیف را محکوم کرده بودند که پیوسته تخته سنگی را تا قله ی کوهی بغلتاند و از آنجا آن تخته سنگ، با تمامی وزن خود پایین می افتاد و او مجبور بود دوباره اینکار را تکرار کند.
خدایان به درستی فهمیده بودند که برای انتقام گرفتن ، تنبیهی بدتر از کارِ بیهوده و «بی امیدی» نیست...!
#افسانه_سيزيف
#آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#افسانه_ها
#نیکلای_گوگول
#علیرضا_حیدری
خالق و هنرمند به همان اندازه که حضورشان در امور مهم دیده می شود، در رویدادهای بی اهمیت نیز نقش دارند. در آثار آن ها هیچ چیز پست و خواری دیده نمی شود، زیرا اندیشه ی فریبنده ی خالق به گونه ای نامحسوس در آن نفوذ می کند و هر آنچه که بی اهمیت است هنگامی که روح پاک هنرمند به آن دمیده می شود، بازتابی با ارزش و والا خواهد یافت.
هنر برای انسان نشانه ای از روح خدایی و بهشت آسمانی است و تنها به همین خاطر است که موجب ترقی و تعالی هر پدیده می گردد. این مجموعه شامل چندین داستان کوچک است که شامل موارد زیر می باشد : شب عید نوئل، بازار سوروچین و محل جادو شده.
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#افسانه_ها
#نیکلای_گوگول
#علیرضا_حیدری
خالق و هنرمند به همان اندازه که حضورشان در امور مهم دیده می شود، در رویدادهای بی اهمیت نیز نقش دارند. در آثار آن ها هیچ چیز پست و خواری دیده نمی شود، زیرا اندیشه ی فریبنده ی خالق به گونه ای نامحسوس در آن نفوذ می کند و هر آنچه که بی اهمیت است هنگامی که روح پاک هنرمند به آن دمیده می شود، بازتابی با ارزش و والا خواهد یافت.
هنر برای انسان نشانه ای از روح خدایی و بهشت آسمانی است و تنها به همین خاطر است که موجب ترقی و تعالی هر پدیده می گردد. این مجموعه شامل چندین داستان کوچک است که شامل موارد زیر می باشد : شب عید نوئل، بازار سوروچین و محل جادو شده.
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
طرح عجیب یک #بشقاب #دوره_ساسانی
بشقابی از دوره ساسانی که طرح عجیب آن بسیار ذهن من را به خود مشغول کرده است.
همانطور که میبیند در این طرح زیبا #عقابی عظیم الجثه که #زنی را در چنگال خود گرفته و آن زن در حال #غذا_دادن به او می باشد و دو نفر در حال #حمله هستند.
برای فهمیدن معنای این طرح تلاش و جستجوی زیادی کردم اما نتیجه ای پیدا نشد. در نهایت به اجبار به کمک نماد تفسیری شخصی میکنم اما از همه دوستان و صاحبنظران میخواهم تا در صورتی که درباره این طرح اطلاعی دارند بنده را هم بی نصیب نگذارند.
در نگاه اول به نظر می اید که این طرح باید بیان کننده #اسطوره و #افسانه_ای خاص در دوران #ایران #قبل از #اسلام باشد اما نتوانستم چنین اسطوره ای را پیدا کنم که با مضمون طرح درست در بیاید. تنها آنچه کمی شبیه به این اسطوره بود اما من را قانع نکرد همان #افسانه_پرواز_عقاب از #فراز_البرز که روز به زمین نشستن او را #نوروز نامگذاری کردند میباشد.
عقاب نماد #امپراتوری_هخامنشی است… و همچنین نماد #درفش_کاویانی و #کاوه_آهنگر می باشد و در دوره ساسانی به آن توجه ویژه می شده است. مثلا پرنده #سیمرغ که یکی از مهمترین نمادهای آن دوره بود و ترکیبی از حیوانات مختلف است معمولا با بال و سر عقاب کشیده میشده است. بنا به اعتقاد #دکتر_فرخ یکی از پرچم های دوره ساسانی طرح عقاب است.
زنی که در چنگال عقاب است شباهت بسیاری با #ایزد_بانو #آناهیتا دارد. آناهیتا در دوره ساسانیان ایزد بانوی نگهبان آبها و باران ها و نماد پاکی و باروری و نماد عشق و دوستی بوده است…. همچنین حضور پر رنگ این زن در این نقش نشان دهنده اهمیت زنان در دوره ساسانیان و نیز بقایای دوره #مادر_سالاری میباشد.
پس از آن به غذایی که به عقاب داده میشود میرسیم.. این غذا شبیه به #انگور است.. انگور در دوره ساسانی نماد #حیات و #صبر و #تندرستی است.
موضوع بعدی #گلهایی است که دو طرف عقاب را گرفته است.. این گلها #زنبق میباشد… زنبق در دوران ایران باستان یکی از نمادهای قوی و #سلطنتی محسوب میشد. زنبق نماد #بی_مرگی و #جاودانگی است.
اشکال باقیمانده شامل دو #دیو مهاجم و شکلهایی است که دور بشقاب را احاطه کرده است. اشکال دور بشقاب بسیار زیاد است و بعضی از انها تکرار شده..اشکالی مانند کبوتر…سگ..گل نیلوفر آبی و گل زنبق و …دیو ها میتواند نماد #تجاوز_بیگانگان باشد و اشکال دور بشقاب هر یک نمادی دارد که توضیح آن از حوصله این پست خارج است.
نتیجه گیری(البته همانطور که در ابتدا گفتم ممکن است این نتیجه صحیح نباشد)
عقاب به عنوان نمادی از ایران سرزمین پهناور دوره ساسانی در حالی که از ایزد بانو آناهیتا مراقبت میکند از سوی دیوهایی که میتواند نماد خشکسالی یا تجاوز بیگانگان به مرزهایش باشد محافظت میکند..در این میان الهه زیبا روی برای تسلی خاطر حامی خود به او میوه صبر و تندرستی را میدهد و زنبق های اطراف این ترکیب شکیل نشان دهنده ی پایندگی و جاودانی ایران است و احاطه اشکالی که هر کدام از آنها نشان دهنده یکی از نماد های باستانی است بیانگر دیرینه بودن واصیل بودن این کشور رویایی است.آری این بشقاب زیبا نماد جاودانگی ایران است.
پاینده ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
طرح عجیب یک #بشقاب #دوره_ساسانی
بشقابی از دوره ساسانی که طرح عجیب آن بسیار ذهن من را به خود مشغول کرده است.
همانطور که میبیند در این طرح زیبا #عقابی عظیم الجثه که #زنی را در چنگال خود گرفته و آن زن در حال #غذا_دادن به او می باشد و دو نفر در حال #حمله هستند.
برای فهمیدن معنای این طرح تلاش و جستجوی زیادی کردم اما نتیجه ای پیدا نشد. در نهایت به اجبار به کمک نماد تفسیری شخصی میکنم اما از همه دوستان و صاحبنظران میخواهم تا در صورتی که درباره این طرح اطلاعی دارند بنده را هم بی نصیب نگذارند.
در نگاه اول به نظر می اید که این طرح باید بیان کننده #اسطوره و #افسانه_ای خاص در دوران #ایران #قبل از #اسلام باشد اما نتوانستم چنین اسطوره ای را پیدا کنم که با مضمون طرح درست در بیاید. تنها آنچه کمی شبیه به این اسطوره بود اما من را قانع نکرد همان #افسانه_پرواز_عقاب از #فراز_البرز که روز به زمین نشستن او را #نوروز نامگذاری کردند میباشد.
عقاب نماد #امپراتوری_هخامنشی است… و همچنین نماد #درفش_کاویانی و #کاوه_آهنگر می باشد و در دوره ساسانی به آن توجه ویژه می شده است. مثلا پرنده #سیمرغ که یکی از مهمترین نمادهای آن دوره بود و ترکیبی از حیوانات مختلف است معمولا با بال و سر عقاب کشیده میشده است. بنا به اعتقاد #دکتر_فرخ یکی از پرچم های دوره ساسانی طرح عقاب است.
زنی که در چنگال عقاب است شباهت بسیاری با #ایزد_بانو #آناهیتا دارد. آناهیتا در دوره ساسانیان ایزد بانوی نگهبان آبها و باران ها و نماد پاکی و باروری و نماد عشق و دوستی بوده است…. همچنین حضور پر رنگ این زن در این نقش نشان دهنده اهمیت زنان در دوره ساسانیان و نیز بقایای دوره #مادر_سالاری میباشد.
پس از آن به غذایی که به عقاب داده میشود میرسیم.. این غذا شبیه به #انگور است.. انگور در دوره ساسانی نماد #حیات و #صبر و #تندرستی است.
موضوع بعدی #گلهایی است که دو طرف عقاب را گرفته است.. این گلها #زنبق میباشد… زنبق در دوران ایران باستان یکی از نمادهای قوی و #سلطنتی محسوب میشد. زنبق نماد #بی_مرگی و #جاودانگی است.
اشکال باقیمانده شامل دو #دیو مهاجم و شکلهایی است که دور بشقاب را احاطه کرده است. اشکال دور بشقاب بسیار زیاد است و بعضی از انها تکرار شده..اشکالی مانند کبوتر…سگ..گل نیلوفر آبی و گل زنبق و …دیو ها میتواند نماد #تجاوز_بیگانگان باشد و اشکال دور بشقاب هر یک نمادی دارد که توضیح آن از حوصله این پست خارج است.
نتیجه گیری(البته همانطور که در ابتدا گفتم ممکن است این نتیجه صحیح نباشد)
عقاب به عنوان نمادی از ایران سرزمین پهناور دوره ساسانی در حالی که از ایزد بانو آناهیتا مراقبت میکند از سوی دیوهایی که میتواند نماد خشکسالی یا تجاوز بیگانگان به مرزهایش باشد محافظت میکند..در این میان الهه زیبا روی برای تسلی خاطر حامی خود به او میوه صبر و تندرستی را میدهد و زنبق های اطراف این ترکیب شکیل نشان دهنده ی پایندگی و جاودانی ایران است و احاطه اشکالی که هر کدام از آنها نشان دهنده یکی از نماد های باستانی است بیانگر دیرینه بودن واصیل بودن این کشور رویایی است.آری این بشقاب زیبا نماد جاودانگی ایران است.
پاینده ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity