🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴 #هوشنگ مرادی کرمانی از سوی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن ۲۰۱۹ معرفی شد.
موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده برجسته ادبیات کودکان ایران و خالق «قصههای مجید»، را برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن ۲۰۱۹ نامزد کرد.
موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان بر این باور است، که نامزد کردن هنرمندان و کوشندگان حوزه فرهنگ کودک و دستیابی این هنرمندان و کوشندگان به جایزههایی مانند جایزه جهانی آسترید لیندگرن، نیاز به نقشه راه دارد. تاثیر ماندگار بر فرهنگ خودی (تالیف)، گسترش در فرهنگ دیگری (ترجمه) برای هنرمندان و پایداری و نوآوری برای کوشندگان لازمه یا مولفههای بنیادی برای معرفی نامزدهاست.
با توجه به این نگرش، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، هوشنگ مرادی کرمانی را به دلایل زیر به عنوان نامزد خود برای دریافت جایزه جهانی آسترید لیندگرن معرفی میکند:
• هوشنگ مرادی کرمانی، در داستانهای خود زندگی کودکانی را به روایت میآورد که در جامعه دیده نمیشوند یا صدای بیصدای جامعه هستند. روایت زندگی این کودکان، به صدا درآوردن این آواهای خاموش است.
• آثار مرادی کرمانی برآمده از تجربههای زیسته او هستند و این ویژگی جایگاه او را در میان نویسندگان واقعگرای کودکان و نوجوانان برجسته میسازد.
• هوشنگ مرادی کرمانی، شناخته شدهترین نویسنده ایرانی در سطح جهانی است. معیار موسسه برای این شناختگی عنوانهای پرشمار از کتابهای این نویسنده است که به زبانهای دیگر ترجمه شده و با استقبال مخاطبان خود در حوزه فرهنگی این زبانها یا کشورها روبه رو شده است.
یادآوری میشود که هوشنگ مرادی کرمانی امسال از طرف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن نامزد شده است.
مرادی کرمانی پیش از این هم در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ از سوی شورای کتاب کودک به سبب «قلم روان و تواناییهای منحصر بهفرد» نامزد دریافت این جایزه بود. او همچنین در سال ۱۹۹۲ نامزد دریافت جایزه هانس کریستین آندرسن بود.
دیگر نامزدهای امسال جایزه آسترید لیندگرن علاوه بر هوشنگ مرادی کرمانی، فرهاد حسنزاده، برنامه «با من بخوان» موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، جمشید خانیان، علی اصغر سیدآبادی و کتابخانههای سیار روستایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستند که از طرف سه سازمان نامزدکننده دیگر انتخاب و معرفی شدهاند.
جایزه آسترید لیندگرن، بزرگترین جایزه جهانی ادبیات کودک و نوجوان پس از جایزه هانس کریستین اندرسن است که از سال ۲۰۰۲ برای بزرگ داشت نام و یاد آسترید لیندگرن، نویسنده برجسته ادبیات کودکان و با هدف ترویج ادبیات ناب کودکان و نوجوانان جهان بنیانگذاری شده است. هدف از اهدای این جایزه تقویت و بالا بردن کیفیت ادبیات کودک و نوجوان است.
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴 #هوشنگ مرادی کرمانی از سوی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن ۲۰۱۹ معرفی شد.
موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده برجسته ادبیات کودکان ایران و خالق «قصههای مجید»، را برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن ۲۰۱۹ نامزد کرد.
موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان بر این باور است، که نامزد کردن هنرمندان و کوشندگان حوزه فرهنگ کودک و دستیابی این هنرمندان و کوشندگان به جایزههایی مانند جایزه جهانی آسترید لیندگرن، نیاز به نقشه راه دارد. تاثیر ماندگار بر فرهنگ خودی (تالیف)، گسترش در فرهنگ دیگری (ترجمه) برای هنرمندان و پایداری و نوآوری برای کوشندگان لازمه یا مولفههای بنیادی برای معرفی نامزدهاست.
با توجه به این نگرش، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، هوشنگ مرادی کرمانی را به دلایل زیر به عنوان نامزد خود برای دریافت جایزه جهانی آسترید لیندگرن معرفی میکند:
• هوشنگ مرادی کرمانی، در داستانهای خود زندگی کودکانی را به روایت میآورد که در جامعه دیده نمیشوند یا صدای بیصدای جامعه هستند. روایت زندگی این کودکان، به صدا درآوردن این آواهای خاموش است.
• آثار مرادی کرمانی برآمده از تجربههای زیسته او هستند و این ویژگی جایگاه او را در میان نویسندگان واقعگرای کودکان و نوجوانان برجسته میسازد.
• هوشنگ مرادی کرمانی، شناخته شدهترین نویسنده ایرانی در سطح جهانی است. معیار موسسه برای این شناختگی عنوانهای پرشمار از کتابهای این نویسنده است که به زبانهای دیگر ترجمه شده و با استقبال مخاطبان خود در حوزه فرهنگی این زبانها یا کشورها روبه رو شده است.
یادآوری میشود که هوشنگ مرادی کرمانی امسال از طرف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن نامزد شده است.
مرادی کرمانی پیش از این هم در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ از سوی شورای کتاب کودک به سبب «قلم روان و تواناییهای منحصر بهفرد» نامزد دریافت این جایزه بود. او همچنین در سال ۱۹۹۲ نامزد دریافت جایزه هانس کریستین آندرسن بود.
دیگر نامزدهای امسال جایزه آسترید لیندگرن علاوه بر هوشنگ مرادی کرمانی، فرهاد حسنزاده، برنامه «با من بخوان» موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، جمشید خانیان، علی اصغر سیدآبادی و کتابخانههای سیار روستایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستند که از طرف سه سازمان نامزدکننده دیگر انتخاب و معرفی شدهاند.
جایزه آسترید لیندگرن، بزرگترین جایزه جهانی ادبیات کودک و نوجوان پس از جایزه هانس کریستین اندرسن است که از سال ۲۰۰۲ برای بزرگ داشت نام و یاد آسترید لیندگرن، نویسنده برجسته ادبیات کودکان و با هدف ترویج ادبیات ناب کودکان و نوجوانان جهان بنیانگذاری شده است. هدف از اهدای این جایزه تقویت و بالا بردن کیفیت ادبیات کودک و نوجوان است.
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# معرفی_کتاب
#شما_که_غریبه_نیستید
#هوشنگ_مرادی_کرمانی
بیچاره آقای رئوفی، کارش این بود که برود توی خانهها و باغها و در و دشت بچهها را بیاورد مدرسه. از کوچۀ مدرسه که رد میشد، لیلا کور فحشش میداد. یک گوش آقای رئوفی اصلاً نمیشنید، گوش راستش؛ و گوش چپش هم سنگین بود.
لیلا کور هرروز میآمد دم خانهاش، سمت چپ کوچه، مینشست و تا صدای پایی میشنید هر که بود فحشبارانش میکرد. الکی، همینجوری فحشش میداد. میگفتند «عقلش کم است».
آقای رئوفی شانس داشت که فحشهای لیلا را نمیشنید. اگر هم میشنید، جواب نمیداد. ازش میترسید، میگفت:
ـ سلام بیبی لیلا، حالت خوبه؟
ـ سلام و کوفتِ کاری. خاک بر سرت کنن، مادر...
با غریبهها بدتر بود. آقای رئوفی غریبه بود.
همه به فحشهای لیلا عادت کرده بودند. هر وقت میرفتیم مدرسه از لیلا فحش میشنیدیم و وقتی هم برمیگشتیم، همینجور. تفریحمان فحش شنیدن بود.
یک روز از جلویش رد شدیم فحش داد؛ رفتیم سر کوچه، برگشتیم، باز فحش داد؛ برگشتیم یکییکی از جلویش رد شدیم و فحش خوردیم. آنقدر بچهها را بردم سر کوچه و برگرداندم و لیلا فحش داد تا دهنش کف کرد. گریهاش گرفت. بازهم ول نکردیم. هی از جلویش رد شدیم. گریه کرد و فحش داد. فحشهای ناجور.
ـ بچهها طاقت بیارین، هی از جلوش رد بشین و بخندین.
لیلا چوبش را پرت کرد طرف ما، به هیچکس نخورد؛ باز از جلویش رد شدیم و خندیدیم؛ حرصش گرفت، دستهایش را بلند کرد و زد تو سرش؛ خودش را زد و فحش داد؛ بازهم جواب ندادیم.
هی رفتیم ته کوچه و برگشتیم. حالش بد شد و افتاد. چند تا از بچهها دررفتند. صدایش درنمیآمد، بلند شد، خودش را کشید توی خانهاش و در را بست.
دیگر درِ خانه نیامد. مریض شده بود. کمکم مُرد.
انداختند گردن من:
ـ هوشو، پسرِ کاظم لیلا رو کشت.
تفریحی نداشتیم از کوچه که رد میشدیم دیگر کسی فحشمان نمیداد. دلمان برای فحشهای لیلا تنگ شده بود. میگفتند لیلا برای این به همه فحش میداد که او را ببینند و یادشان نرود که او هم هست...
#شما_که_غریبه_نیستید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# معرفی_کتاب
#شما_که_غریبه_نیستید
#هوشنگ_مرادی_کرمانی
بیچاره آقای رئوفی، کارش این بود که برود توی خانهها و باغها و در و دشت بچهها را بیاورد مدرسه. از کوچۀ مدرسه که رد میشد، لیلا کور فحشش میداد. یک گوش آقای رئوفی اصلاً نمیشنید، گوش راستش؛ و گوش چپش هم سنگین بود.
لیلا کور هرروز میآمد دم خانهاش، سمت چپ کوچه، مینشست و تا صدای پایی میشنید هر که بود فحشبارانش میکرد. الکی، همینجوری فحشش میداد. میگفتند «عقلش کم است».
آقای رئوفی شانس داشت که فحشهای لیلا را نمیشنید. اگر هم میشنید، جواب نمیداد. ازش میترسید، میگفت:
ـ سلام بیبی لیلا، حالت خوبه؟
ـ سلام و کوفتِ کاری. خاک بر سرت کنن، مادر...
با غریبهها بدتر بود. آقای رئوفی غریبه بود.
همه به فحشهای لیلا عادت کرده بودند. هر وقت میرفتیم مدرسه از لیلا فحش میشنیدیم و وقتی هم برمیگشتیم، همینجور. تفریحمان فحش شنیدن بود.
یک روز از جلویش رد شدیم فحش داد؛ رفتیم سر کوچه، برگشتیم، باز فحش داد؛ برگشتیم یکییکی از جلویش رد شدیم و فحش خوردیم. آنقدر بچهها را بردم سر کوچه و برگرداندم و لیلا فحش داد تا دهنش کف کرد. گریهاش گرفت. بازهم ول نکردیم. هی از جلویش رد شدیم. گریه کرد و فحش داد. فحشهای ناجور.
ـ بچهها طاقت بیارین، هی از جلوش رد بشین و بخندین.
لیلا چوبش را پرت کرد طرف ما، به هیچکس نخورد؛ باز از جلویش رد شدیم و خندیدیم؛ حرصش گرفت، دستهایش را بلند کرد و زد تو سرش؛ خودش را زد و فحش داد؛ بازهم جواب ندادیم.
هی رفتیم ته کوچه و برگشتیم. حالش بد شد و افتاد. چند تا از بچهها دررفتند. صدایش درنمیآمد، بلند شد، خودش را کشید توی خانهاش و در را بست.
دیگر درِ خانه نیامد. مریض شده بود. کمکم مُرد.
انداختند گردن من:
ـ هوشو، پسرِ کاظم لیلا رو کشت.
تفریحی نداشتیم از کوچه که رد میشدیم دیگر کسی فحشمان نمیداد. دلمان برای فحشهای لیلا تنگ شده بود. میگفتند لیلا برای این به همه فحش میداد که او را ببینند و یادشان نرود که او هم هست...
#شما_که_غریبه_نیستید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ شهریور زادروز #هوشنگ_مرادی_کرمانی
( زاده ۱۶ شهریور ۱۳۲۳ کرمان ) نویسنده
هوشنگ مرادی کرمانی در روستای سیوچ از توابع بخش شهداد کرمان به دنیا آمد و تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و سپس به کرمان رفت
دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستانهای شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در تهران گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت.
وی فعالیتهای هنری خود را از سال ۱٣٤٠ با رادیو کرمان آغاز کرد و بعد این فعالیت را در تهران ادامه داد. نویسندگی را از سال ۱۳۴۷ با مجله خوشه آغاز کرد، سپس قصه های مجید را برای برنامه «خانواده» رادیو ایران نوشت. همین قصه ها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت.
از هوشنگ مرادی کرمانی تاکنون کتابهای داستانی زیادی انتشار یافته است که برخی از آنها به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی و ارمنی ترجمه شده و همچنین هجده فیلم تلویزیونی و سینمایی بر اساس داستانهای او به تصویر درآمده است که شاخصتربن آنها سرالا قصه های مجید به کارگردانی کیومرث پوراحمد است.
آثار ترجمه شده وی جوایزی را از مؤسسات فرهنگی و هنری خارج از کشور به دست آورده است. از جمله : جایزه دفتر بین المللی کتابهای نسل جوان (۱٩٩٢ ) (IBBY) جایزه جهانی هانس کریستین آندرسن.
برخی کتابهای وی به شرح زیر است
خمره، آب انبار، معصومه، من غزال ترسیدهای هستم، قصه های مجید، بچه های قالیبافخانه، نخل، چکمه، داستان آن خمره، مشت بر پوست، تنور، پلو خورش، مهمان مامان، مربای شیرین لبخند انار، مثل ماه شب چهارده، نه ترو نه خشک، شما که غریبه نیستید، ناز بالش، کبوتر توی کوزه، هوشنگ دوم، ته خیار
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ شهریور زادروز #هوشنگ_مرادی_کرمانی
( زاده ۱۶ شهریور ۱۳۲۳ کرمان ) نویسنده
هوشنگ مرادی کرمانی در روستای سیوچ از توابع بخش شهداد کرمان به دنیا آمد و تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و سپس به کرمان رفت
دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستانهای شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در تهران گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت.
وی فعالیتهای هنری خود را از سال ۱٣٤٠ با رادیو کرمان آغاز کرد و بعد این فعالیت را در تهران ادامه داد. نویسندگی را از سال ۱۳۴۷ با مجله خوشه آغاز کرد، سپس قصه های مجید را برای برنامه «خانواده» رادیو ایران نوشت. همین قصه ها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت.
از هوشنگ مرادی کرمانی تاکنون کتابهای داستانی زیادی انتشار یافته است که برخی از آنها به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی و ارمنی ترجمه شده و همچنین هجده فیلم تلویزیونی و سینمایی بر اساس داستانهای او به تصویر درآمده است که شاخصتربن آنها سرالا قصه های مجید به کارگردانی کیومرث پوراحمد است.
آثار ترجمه شده وی جوایزی را از مؤسسات فرهنگی و هنری خارج از کشور به دست آورده است. از جمله : جایزه دفتر بین المللی کتابهای نسل جوان (۱٩٩٢ ) (IBBY) جایزه جهانی هانس کریستین آندرسن.
برخی کتابهای وی به شرح زیر است
خمره، آب انبار، معصومه، من غزال ترسیدهای هستم، قصه های مجید، بچه های قالیبافخانه، نخل، چکمه، داستان آن خمره، مشت بر پوست، تنور، پلو خورش، مهمان مامان، مربای شیرین لبخند انار، مثل ماه شب چهارده، نه ترو نه خشک، شما که غریبه نیستید، ناز بالش، کبوتر توی کوزه، هوشنگ دوم، ته خیار
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity