🔴#کتاب_و_لحظه
ای کسانیکه هنوز انسانید...!
تا بهنگامیکه حتی یکنفر انسان،
به "جرم" سیاه پوست بودن،
محکوم به سکوت و سقوط است،
آن قسمت از موجودات دوپا،
اشباح پاره پاره ابلیس را
که پوست سپیدشان سرپوشی است
بر قلب سیاهی که دارند،
انسان مخوانید...
#سایه_ظلمت
#کارو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ای کسانیکه هنوز انسانید...!
تا بهنگامیکه حتی یکنفر انسان،
به "جرم" سیاه پوست بودن،
محکوم به سکوت و سقوط است،
آن قسمت از موجودات دوپا،
اشباح پاره پاره ابلیس را
که پوست سپیدشان سرپوشی است
بر قلب سیاهی که دارند،
انسان مخوانید...
#سایه_ظلمت
#کارو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#باز_باران_بی_ترانه
باز باران با تمام بی کسیهای شبانه
میخورد بر مرد تنها
میچکد بر فرش خانه
باز میآید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمیدانم، نمیفهمم
کجای قطرههای بی کسی زیباست؟
نمیفهمم، چرا مردم نمیفهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمیفهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانههای مردهاش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمیدانم
نمیدانم چرا مردم نمیدانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست؟
نمیفهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
میدویدم زیر باران، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچههای پست شهر آرام جان میداد
فقط من بودم و باران و گلهای خیابان بود
نمیدانم
کجای این لجن زیباست؟
بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست
و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد
#کارو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
باز باران با تمام بی کسیهای شبانه
میخورد بر مرد تنها
میچکد بر فرش خانه
باز میآید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمیدانم، نمیفهمم
کجای قطرههای بی کسی زیباست؟
نمیفهمم، چرا مردم نمیفهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمیفهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانههای مردهاش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمیدانم
نمیدانم چرا مردم نمیدانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست؟
نمیفهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
میدویدم زیر باران، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچههای پست شهر آرام جان میداد
فقط من بودم و باران و گلهای خیابان بود
نمیدانم
کجای این لجن زیباست؟
بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست
و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد
#کارو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ تیر سالروز درگذشت #کارو
( زاده سال ۱۳۰۴ همدان -- درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا ) نویسنده و شاعر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۲۷ تیر سالروز درگذشت #کارو
( زاده سال ۱۳۰۴ همدان -- درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا ) نویسنده و شاعر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ تیر سالروز درگذشت #کارو
( زاده سال ۱۳۰۴ همدان -- درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا ) نویسنده و شاعر
کارو دِردِریان زاده همدان بود، اما در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده است. خود او در کتابش "برادرم ویگن" میگوید: پدرش فرش فروشی را پیشه خود ساخته بود و شاید به همین خاطر بود که یک جا ساکن نمیشدیم و نیز در جایی میگوید: در بروجرد، همانجا که پدرم در ۳۹ سالگی، باوجود هیکل ورزیده و سلامت و بیچون وچرایش - با یک "سینه پهلوی" ساده، پیوندش را برای همیشه با زندگی گسست ...
در «بروجرد» بود که پدرم - به فرمان سرنوشت - نابهنگامتر از آنچه انتظار میرفت، به خواهران و برادران خودش پیوست. و نیز در جایی میگوید: و هیچ نفهمیدیم چطور شد که یکباره - خود را در زادگاه «ستارخان» یافتیم.
آنها بعد مرگ پدر، مدتی را در مراغه و تبریز میگذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ میکنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است. او یکبار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد و سه فرزند داشت، دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه.
ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود. او با برادرش ویگن رابطه بسیار صمیمانهای داشت.
تأثیر گذاری آثار کارو:
محمدرضا عیوضزاده درباره تأثیرگذاری آثار کارو چنین مینویسد؛ سرودههای کارو انتقادی و بازتاب حقایق تلخ زندگی انسان است. مسائلی از جمله فقر، ظلم و جنایت در جوامع، جایگاه ویژهای در آثار وی دارد. علاوه بر آن کارو با احساسی سرشار، خالق قطعات و اشعار زیبای عاشقانه است. عشق انسانی نیز بخش قابل توجهی از آثار او را تشکیل میدهد. جسارت بیان حقایق، با احساسی سرشار و با زبانی که برای توده مردم قابل فهم است و انتخاب موضوعات پر مخاطب و مورد توجه نسل جوان، از عواملی است که آثار کارو را مورد اقبال عموم قرار میدهد، وی چهره آشتی دهنده بخش بزرگی از جامعه جوان ایرانی با ادبیات است.
مرگ:
محمدرضا عیوضزاده (نویسنده و پژوهشگر) ضمن یادداشتی درباره مرگ کارو تاریخ مرگ این زنده یاد را چنین می نویسد، کارو در چهارشنبه ۱۸ جولای 2007 (27 تیر) در آسایشگاهی به نام "دهکده مریم" در دل کالیفرنیا، دیده از جهان فروبست. پیکرش را پس از یک هفته نگهداری در سردخانه در روز چهارشنبه ۲۵ جولای در گورستان "گلندل" به خاک سپردند.
کتابها:
شکست سکوت
نامههای سرگردان
برادرم ویگن
سایه ظلمت
سمفونی سرگردانی یک انسان
خاطرات یک گورکن
ماسهها و حماسهها
پروازهای فکر
دو بیتیها
کفرنامه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ تیر سالروز درگذشت #کارو
( زاده سال ۱۳۰۴ همدان -- درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا ) نویسنده و شاعر
کارو دِردِریان زاده همدان بود، اما در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده است. خود او در کتابش "برادرم ویگن" میگوید: پدرش فرش فروشی را پیشه خود ساخته بود و شاید به همین خاطر بود که یک جا ساکن نمیشدیم و نیز در جایی میگوید: در بروجرد، همانجا که پدرم در ۳۹ سالگی، باوجود هیکل ورزیده و سلامت و بیچون وچرایش - با یک "سینه پهلوی" ساده، پیوندش را برای همیشه با زندگی گسست ...
در «بروجرد» بود که پدرم - به فرمان سرنوشت - نابهنگامتر از آنچه انتظار میرفت، به خواهران و برادران خودش پیوست. و نیز در جایی میگوید: و هیچ نفهمیدیم چطور شد که یکباره - خود را در زادگاه «ستارخان» یافتیم.
آنها بعد مرگ پدر، مدتی را در مراغه و تبریز میگذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ میکنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است. او یکبار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد و سه فرزند داشت، دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه.
ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود. او با برادرش ویگن رابطه بسیار صمیمانهای داشت.
تأثیر گذاری آثار کارو:
محمدرضا عیوضزاده درباره تأثیرگذاری آثار کارو چنین مینویسد؛ سرودههای کارو انتقادی و بازتاب حقایق تلخ زندگی انسان است. مسائلی از جمله فقر، ظلم و جنایت در جوامع، جایگاه ویژهای در آثار وی دارد. علاوه بر آن کارو با احساسی سرشار، خالق قطعات و اشعار زیبای عاشقانه است. عشق انسانی نیز بخش قابل توجهی از آثار او را تشکیل میدهد. جسارت بیان حقایق، با احساسی سرشار و با زبانی که برای توده مردم قابل فهم است و انتخاب موضوعات پر مخاطب و مورد توجه نسل جوان، از عواملی است که آثار کارو را مورد اقبال عموم قرار میدهد، وی چهره آشتی دهنده بخش بزرگی از جامعه جوان ایرانی با ادبیات است.
مرگ:
محمدرضا عیوضزاده (نویسنده و پژوهشگر) ضمن یادداشتی درباره مرگ کارو تاریخ مرگ این زنده یاد را چنین می نویسد، کارو در چهارشنبه ۱۸ جولای 2007 (27 تیر) در آسایشگاهی به نام "دهکده مریم" در دل کالیفرنیا، دیده از جهان فروبست. پیکرش را پس از یک هفته نگهداری در سردخانه در روز چهارشنبه ۲۵ جولای در گورستان "گلندل" به خاک سپردند.
کتابها:
شکست سکوت
نامههای سرگردان
برادرم ویگن
سایه ظلمت
سمفونی سرگردانی یک انسان
خاطرات یک گورکن
ماسهها و حماسهها
پروازهای فکر
دو بیتیها
کفرنامه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آبان زادروز #کارو
( زاده ۱۶ آبان ۱۳۰۴ همدان - درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا ) نویسنده و شاعر
کارو دِردِریان زاده همدان بود، اما در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده است. خود او در کتابش "برادرم ویگن" میگوید: پدرش فرش فروشی را پیشه خود ساخته بود و شاید به همین خاطر بود که یک جا ساکن نمیشدیم و نیز در جایی میگوید: در بروجرد، همانجا که پدرم در ۳۹ سالگی، باوجود هیکل ورزیده و سلامت و بیچون وچرایش - با یک "سینه پهلوی" ساده، پیوندش را برای همیشه با زندگی گسست ...
در «بروجرد» بود که پدرم - به فرمان سرنوشت - نابهنگامتر از آنچه انتظار میرفت، به خواهران و برادران خودش پیوست. و نیز در جایی میگوید: و هیچ نفهمیدیم چطور شد که یکباره - خود را در زادگاه «ستارخان» یافتیم.
آنها بعد مرگ پدر، مدتی را در مراغه و تبریز میگذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ میکنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است. او یکبار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد و سه فرزند داشت، دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه.
ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود. او با برادرش ویگن رابطه بسیار صمیمانهای داشت.
تأثیر گذاری آثار کارو:
محمدرضا عیوضزاده درباره تأثیرگذاری آثار کارو چنین مینویسد؛ سرودههای کارو انتقادی و بازتاب حقایق تلخ زندگی انسان است. مسائلی از جمله فقر، ظلم و جنایت در جوامع، جایگاه ویژهای در آثار وی دارد. علاوه بر آن کارو با احساسی سرشار، خالق قطعات و اشعار زیبای عاشقانه است. عشق انسانی نیز بخش قابل توجهی از آثار او را تشکیل میدهد. جسارت بیان حقایق، با احساسی سرشار و با زبانی که برای توده مردم قابل فهم است و انتخاب موضوعات پر مخاطب و مورد توجه نسل جوان، از عواملی است که آثار کارو را مورد اقبال عموم قرار میدهد، وی چهره آشتی دهنده بخش بزرگی از جامعه جوان ایرانی با ادبیات است.
مرگ:
محمدرضا عیوضزاده (نویسنده و پژوهشگر) ضمن یادداشتی درباره مرگ کارو تاریخ مرگ این زنده یاد را چنین می نویسد، کارو در چهارشنبه ۱۸ جولای 2007 (27 تیر) در آسایشگاهی به نام "دهکده مریم" در دل کالیفرنیا، دیده از جهان فروبست. پیکرش را پس از یک هفته نگهداری در سردخانه در روز چهارشنبه ۲۵ جولای در گورستان "گلندل" به خاک سپردند.
کتابها:
شکست سکوت
نامههای سرگردان
برادرم ویگن
سایه ظلمت
سمفونی سرگردانی یک انسان
خاطرات یک گورکن
ماسهها و حماسهها
پروازهای فکر
دو بیتیها
کفرنامه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آبان زادروز #کارو
( زاده ۱۶ آبان ۱۳۰۴ همدان - درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ کالیفرنیا ) نویسنده و شاعر
کارو دِردِریان زاده همدان بود، اما در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده است. خود او در کتابش "برادرم ویگن" میگوید: پدرش فرش فروشی را پیشه خود ساخته بود و شاید به همین خاطر بود که یک جا ساکن نمیشدیم و نیز در جایی میگوید: در بروجرد، همانجا که پدرم در ۳۹ سالگی، باوجود هیکل ورزیده و سلامت و بیچون وچرایش - با یک "سینه پهلوی" ساده، پیوندش را برای همیشه با زندگی گسست ...
در «بروجرد» بود که پدرم - به فرمان سرنوشت - نابهنگامتر از آنچه انتظار میرفت، به خواهران و برادران خودش پیوست. و نیز در جایی میگوید: و هیچ نفهمیدیم چطور شد که یکباره - خود را در زادگاه «ستارخان» یافتیم.
آنها بعد مرگ پدر، مدتی را در مراغه و تبریز میگذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ میکنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است. او یکبار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد و سه فرزند داشت، دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه.
ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود. او با برادرش ویگن رابطه بسیار صمیمانهای داشت.
تأثیر گذاری آثار کارو:
محمدرضا عیوضزاده درباره تأثیرگذاری آثار کارو چنین مینویسد؛ سرودههای کارو انتقادی و بازتاب حقایق تلخ زندگی انسان است. مسائلی از جمله فقر، ظلم و جنایت در جوامع، جایگاه ویژهای در آثار وی دارد. علاوه بر آن کارو با احساسی سرشار، خالق قطعات و اشعار زیبای عاشقانه است. عشق انسانی نیز بخش قابل توجهی از آثار او را تشکیل میدهد. جسارت بیان حقایق، با احساسی سرشار و با زبانی که برای توده مردم قابل فهم است و انتخاب موضوعات پر مخاطب و مورد توجه نسل جوان، از عواملی است که آثار کارو را مورد اقبال عموم قرار میدهد، وی چهره آشتی دهنده بخش بزرگی از جامعه جوان ایرانی با ادبیات است.
مرگ:
محمدرضا عیوضزاده (نویسنده و پژوهشگر) ضمن یادداشتی درباره مرگ کارو تاریخ مرگ این زنده یاد را چنین می نویسد، کارو در چهارشنبه ۱۸ جولای 2007 (27 تیر) در آسایشگاهی به نام "دهکده مریم" در دل کالیفرنیا، دیده از جهان فروبست. پیکرش را پس از یک هفته نگهداری در سردخانه در روز چهارشنبه ۲۵ جولای در گورستان "گلندل" به خاک سپردند.
کتابها:
شکست سکوت
نامههای سرگردان
برادرم ویگن
سایه ظلمت
سمفونی سرگردانی یک انسان
خاطرات یک گورکن
ماسهها و حماسهها
پروازهای فکر
دو بیتیها
کفرنامه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity