🔴#گدار
ریچارد راوْد
ترجمۀ حسام اشرفی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Cinema51-Godard.pdf
10.6 MB
🔴#گدار
ریچارد راوْد
ترجمۀ حسام اشرفی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم

#شانتال_آکرمن و تجربه‌های سینمایی‌اش

● شانتال آکرمن، یکی از مهم‌ترین زنان سینماگر جهان است اگرچه او با همه اهمیت فیلم‌هایش، تنها در میان نظریه‌پردازان فیلم، فمینیست‌ها و «سینه‌فیل»‌ها، شهرت دارد و در میان تماشاگران عادی سینما چندان شناخته شده نیست. او بعد از #برادران_داردن، مشهور‌ترین فیلمساز بلژیکی است. جی هوبرمن، منتقد برجسته آمریکایی او را مهم‌ترین فیلمساز اروپایی از نسل‌اش دانسته و با #گدار و #فاسبیندر مقایسه کرده است.

خودش گفته است که تحت تأثیر سینمای تجربی و آوانگارد استن براکیج، جوناس مکاس، مایکل اسنو، و اندی وارهول بوده است. در نظرخواهی سال 2012 نشریه سایت‌اند ساوند از منتقدان سینمایی، تنها نام دو فیلمساز زن در لیست 100 فیلم بر‌تر منتقدان قرار گرفت که یکی از آن‌ها #کلر_دنی بود و دیگری شانتال آکرمن که با فیلم «ژان دیلمان» در جایگاه سی و پنجم قرار گرفت.

آکرمن در خانواده‌ای یهودی و لهستانی‌تبار در بلژیک به دنیا آمد. مادرش از بازماندگان آشویتس بود. ابتدا می‌خواست نویسنده شود اما پس از دیدن فیلم «پیرو خله» ژان لوک گدار در سن ۱۵ سالگی، تغییر عقیده داد و تصمیم گرفت فیلمساز شود. آوانگاردیسم سینمایی گدار و رویکرد غیرمتعارف و ساختارشکنانه او، برای آکرمن هیجان‌انگیز بود و از نخستین فیلم کوتاهش تا امروز با او باقی مانده است.

آکرمن بعد از انصراف از تحصیل در مدرسه سینمایی، در سن ۲۱ سالگی به نیویورک مهاجرت کرد. در آنجا با آثار سینمای تجربی و زیرزمینی نیویورک از جمله کارهای جوناس مکاس و مایکل اسنو آشنا شد و تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفت.

آکرمن دومین فیلمش یعنی «ژان دیلمن» را در سن ۲۴ سالگی ساخت یعنی حتی از #اورسون_ولز هم که «همشهری کین» را در ۲۵ سالگی ساخت جوان‌تر بود و نیز #تروفو که در ۲۷ سالگی «۴۰۰ ضربه» را ساخت و #آیزنشتاین که او هم در ۲۷ سالگی اولین فیلمش «رزمناو پوتمکین» را ساخت.

بیشتر فیلم‌های آکرمن به نوعی اتوبیوگرافی او به حساب می‌آیند و بر اساس تجربه‌های شخصی زندگی او و افراد خانواده‌اش به ویژه مادرش شکل گرفته‌اند. بازی او در برخی از فیلم‌هایش نیز این برداشت را تقویت می‌کند. در مورد فیلم «ژان دیلمن» گفته است که آن را بر اساس آنچه که در کودکی دیده و از روی ژست‌های مادرش ساخته است.

■ مینی‌مالیسم آکرمن

آکرمن را یکی از مهم‌ترین نمایندگان سینمای مینی‌مالیستی هم معرفی کرده‌اند. سینمای مینی‌مالیستی آکرمن استوار بر برداشت‌های بلند، دوربین ثابت، سادگی روایت، ریتم آرام و فقدان نماهای نقطه نظر (پی او وی) است. استفاده از برداشت‌های بلند و پرهیز از کات (برش) در تدوین، منجر به خلق ریتم کند و کشداری شده که خصلت اصلی فیلم‌های آکرمن است. در نظر آکرمن، همه عناصر درون قاب از بازیگر گرفته تا رنگ، نور و لوازم صحنه ‌به یک اندازه اهمیت دارند و میزانسن نهایی او را می‌سازند. ویژگی‌هایی که در فیلم‌های سهراب شهید ثالث هم می‌توان جستجو کرد. شباهت‌های میان کارهای دو سینماگر انکارناپذیر است. تنها ویژگی‌های سبکی نیست که سینمای آکرمن را شبیه سینمای شهیدثالث می‌کند بلکه تأکید بر زندگی یکنواخت و ملال‌آور روزمره، نشان دادن رویدادهای معمولی و پیش پا افتاده در زمان واقعی و پرهیز از دراماتیزه کردن رویداد‌ها، از وجوه مشترک فیلم‌های دو سینماگرند. هر دو فیلمساز تقریباً همزمان کار فیلمسازی را شروع کرده‌اند. آکرمن نخستین فیلم بلندش یعنی «من، تو، او» را در سال ۱۹۷۴ ساخت و شهید ثالث نیز «یک اتفاق ساده» (نخستین فیلم بلندش) را در سال ۱۹۷۳ ساخته است.

■ فیلم‌های آکرمن انباشته از شخصیت‌های عادی و زندگی‌های معمولی و روزمره است. او تصویرگر دنیای یکنواخت و کسل‌کننده زنان خانه‌دار و تنهاست. در فیلم «ژان دیلمن»، آکرمن، از زندگی عادی، یکنواخت و بی‌حادثه زنی خانه‌دار در بروکسل که برای گذران زندگی‌اش، خودفروشی می‌کند، درامی بزرگ و تأثیرگذار ساخته است.

■ تأثیر رویکرد سینمایی آکرمن از جمله استراتژی مشاهده‌گرانه، برداشت بلند، دوربین ثابت و نمایش زندگی آدم‌ها در زمان واقعی را امروز می‌توان در فیلم ‌های سینماگرانی چون #جیا_ژانکه، #پدرو_کوستا و #آپیچاتپونگ_ویراستاکول مشاهده کرد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity