🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 سه شنبه #2_مرداد ماه خورشیدی
#24_ژوئیه میلادی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌿 #زادروزها
🌿۱۹۷۲ - شقایق فراهانی، بازیگر ایرانی (تهران، ایران)
🌿۱۴۸ (قمری) زادروز علی بن موسی الرضا - امام هشتم شیعیان
🌿۱۷۸۳ - #سیمون_بولیوار فرمانده انقلابی و سیاستمدارونزوئلایی، یکی از چندین رهبر جنبش استقلالطلبانه درآمریکای جنوبی
🌿۱۸۰۲ - #الکساندر_دوما (پدر) نویسنده فرانسوی
🌿۱۸۰۳ - الکساندر جکسون دیویس معمار آمریکایی
🌿۱۸۵۷ - هنریک پونتوپیدان نویسنده دانمارکی، برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۱۷
🌿۱۸۹۷ - آملیا ارهارت خلبان پیشگام آمریکایی
🌿۱۹۶۹ - #جنیفر_لوپز خواننده و بازیگر آمریکایی
🌿۱۹۸۳ - دنیله ده روسی فوتبالیست ایتالیایی
🌿۱۳۳۳ - منیرو روانیپور، نویسنده ایرانی
🌿۱۳۵۶ - مهدی مهدوی کیا، فوتبالیست ایرانی
🌿۱۳۶۱ - عماد محمد رضا، بازیکن فوتبال اهل عراق
🌿۱۳۶۳ - پگاه آهنگرانی، هنرپیشه ایرانی
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۸۶ - عبدالکریم حقشناس فقیه، استاد اخلاق و عارفمعاصر شیعه.
🍂۱۸۶۲ - مارتین ون بورن هشتمین رئیس جمهورایالات متحده آمریکا
🍂۱۹۲۷ - ریونوسوکه آکوتاگاوا داستان کوتاه نویس ژاپنی
🍂۱۹۶۹ - ویتولد گمبرویچ رماننویس ونمایشنامهنویس لهستانی، از پیشگامان تئاتر پوچی
🍂۱۹۷۴ - جیمز چدویک فیزیکدان انگلیسی، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۳۵
🍂۱۹۸۰ - پیتر سلرز کمدین و کارگردان بریتانیایی سینما و تئاتر
🍂۱۹۹۱ - ایزاک بشویس سینگر داستاننویس آمریکایی، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۷۸
🍂۱۹۹۰ - #مرتضی_نیداوود نوازنده سرشناس و برجسته ایرانی
🍂۲۰۰۰ - #احمد_شاملو شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، ادیب و مترجم ایرانی
🍂۷۸۵ - أبو عبدالله محمد المهدی، سومین خلیفه عباسی (۷۷۵–۷۸۵) (دیاله، عراق، خلافت عباسی)
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 سه شنبه #2_مرداد ماه خورشیدی
#24_ژوئیه میلادی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌿 #زادروزها
🌿۱۹۷۲ - شقایق فراهانی، بازیگر ایرانی (تهران، ایران)
🌿۱۴۸ (قمری) زادروز علی بن موسی الرضا - امام هشتم شیعیان
🌿۱۷۸۳ - #سیمون_بولیوار فرمانده انقلابی و سیاستمدارونزوئلایی، یکی از چندین رهبر جنبش استقلالطلبانه درآمریکای جنوبی
🌿۱۸۰۲ - #الکساندر_دوما (پدر) نویسنده فرانسوی
🌿۱۸۰۳ - الکساندر جکسون دیویس معمار آمریکایی
🌿۱۸۵۷ - هنریک پونتوپیدان نویسنده دانمارکی، برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۱۷
🌿۱۸۹۷ - آملیا ارهارت خلبان پیشگام آمریکایی
🌿۱۹۶۹ - #جنیفر_لوپز خواننده و بازیگر آمریکایی
🌿۱۹۸۳ - دنیله ده روسی فوتبالیست ایتالیایی
🌿۱۳۳۳ - منیرو روانیپور، نویسنده ایرانی
🌿۱۳۵۶ - مهدی مهدوی کیا، فوتبالیست ایرانی
🌿۱۳۶۱ - عماد محمد رضا، بازیکن فوتبال اهل عراق
🌿۱۳۶۳ - پگاه آهنگرانی، هنرپیشه ایرانی
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۸۶ - عبدالکریم حقشناس فقیه، استاد اخلاق و عارفمعاصر شیعه.
🍂۱۸۶۲ - مارتین ون بورن هشتمین رئیس جمهورایالات متحده آمریکا
🍂۱۹۲۷ - ریونوسوکه آکوتاگاوا داستان کوتاه نویس ژاپنی
🍂۱۹۶۹ - ویتولد گمبرویچ رماننویس ونمایشنامهنویس لهستانی، از پیشگامان تئاتر پوچی
🍂۱۹۷۴ - جیمز چدویک فیزیکدان انگلیسی، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۳۵
🍂۱۹۸۰ - پیتر سلرز کمدین و کارگردان بریتانیایی سینما و تئاتر
🍂۱۹۹۱ - ایزاک بشویس سینگر داستاننویس آمریکایی، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۷۸
🍂۱۹۹۰ - #مرتضی_نیداوود نوازنده سرشناس و برجسته ایرانی
🍂۲۰۰۰ - #احمد_شاملو شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، ادیب و مترجم ایرانی
🍂۷۸۵ - أبو عبدالله محمد المهدی، سومین خلیفه عباسی (۷۷۵–۷۸۵) (دیاله، عراق، خلافت عباسی)
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #2_مرداد سالروز درگذشت #شاملوی بزرگ
#سرگذشت
🌿تولد و سالهای پیش از جوانی
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت، و به گفته شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام…» از مجموعه مدایح بیصله مادرش کوکب عراقی شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانوادهاش به ایران کوچانده شده بود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت میرفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده وشیراز گذراند. (آیدا میگوید: «چون مدت کوتاهی بعد از تولد، خانوادهاش رفتهاند رشت و بعد دوباره آمدهاند تهران، محل تولدش را اشتباهی رشت ثبت کردهاند») دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگهای رسمی ثبت نمیشود) کرد. دوره دبیرستان را دربیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایرانشهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبتنام کرد.
🌿 دوران فعالیت سیاسی و زندان
در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیدهٔ ژاندارمری به گرگان و ترکمنصحرافرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیتهای سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر و به بازداشتگاه سیاسی شهربانی و از آنجا به زندان شوروی در رشتمنتقل شد. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشهوری و فرقه دموکرات آذربایجان همراه پدرش دستگیر شد و تا کسب تکلیف از مقامات بالاتر دو ساعت مقابل جوخه آتش قرار گرفت. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت. او برای همیشه ترک تحصیل کرد و در یک کتابفروشی مشغول به کار شد.
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهنها و احساستوسط پلیس در چاپخانه سوزانده میشود و با یورش مأموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر زیگموند موریس و بخش عمده کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر مور یوکایی«مردی که قلبش از سنگ بود» بعد از ۵۰ سال منتشر شد، خبرگزاری مهر]</ref> با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتابها و یادداشتهای کتاب کوچه از میان میرود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخههای یگانهای از نوشتههایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بیآفتاب توسط پلیس ضبط میشود که دیگر هرگز به دست نمیآید. او موفق به فرار میشود اما پس از چند روز فرار از دست مأموران در چاپخانه روزنامهٔ اطلاعات دستگیرشده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده میشود. در زندان علاوه بر شعر، به بررسی شاهنامه میپردازد و دست به نگارش پیشنویسدستور زبان فارسی میزند و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن مینویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین میرود. مرتضی کیوان به همراه ۹ افسر سازمان نظامی حزب توده اعدام میشود و او در زمستان ۱۳۳۳ پس از تحمل یک سال حبس، از زندان آزاد میشود.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
رویدادهای مهم در زندگی شعری
🌿آشنایی با نیما یوشیج.
در سال ۱۳۲۵، شاملو که هنوز به عنوان شاعری نوپرداز شناخته نمیشد با نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی آشنا میگردد. او تصویر نیما یوشیج، نقاشی رسام ارژنگی و شعر ناقوس، سروده نیما را در روزنامه «پولاد» میبیند و اندکی پس از آن، رابطهای ادبی میان آن دو شکل میگیرد. شاملو میگوید:
«نشانی اش را پیدا کردم رفتم درِ خانهاش را زدم. دیدم مردی با همان قیافه که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دمِ در. به او گفتم استاد، اسم من فلان است، شما را دوست دارم و آمدهام به شاگردیتان. فهمید کلک نمیزنم. در من صمیمیتی یافته بود که آن را کاملاً درک میکرد. دیگر غالباً من مزاحم این مرد بودم و بدون اینکه فکر کنم دارم وقتش را تلف میکنم، تقریباً هر روز پیش نیما بودم.»
این آشنایی که باعث به وجود آمدن رابطهای عاطفی و خانوادگی میان آنها گشته بود، تا سالها ادامه پیدا مییابد. در ۱۴ خرداد ۱۳۳۰، نیما یوشیج با نوشتن یادداشتی برای شاملو و هدیه جلدی از کتاب «افسانه» از او قدردانی میکند:
«عزیز من، این چند کلمه را برای این مینویسم که این یک جلد افسانه از من، در پیش شما یادگاری باشد. شما واردترین کس به کار من و روحیه من هستید و با جرأتی که التهاب و قدرتِ رؤیت لازم دارد، واردید…»
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #2_مرداد سالروز درگذشت #شاملوی بزرگ
#سرگذشت
🌿تولد و سالهای پیش از جوانی
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت، و به گفته شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام…» از مجموعه مدایح بیصله مادرش کوکب عراقی شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانوادهاش به ایران کوچانده شده بود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت میرفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده وشیراز گذراند. (آیدا میگوید: «چون مدت کوتاهی بعد از تولد، خانوادهاش رفتهاند رشت و بعد دوباره آمدهاند تهران، محل تولدش را اشتباهی رشت ثبت کردهاند») دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگهای رسمی ثبت نمیشود) کرد. دوره دبیرستان را دربیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایرانشهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبتنام کرد.
🌿 دوران فعالیت سیاسی و زندان
در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیدهٔ ژاندارمری به گرگان و ترکمنصحرافرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیتهای سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر و به بازداشتگاه سیاسی شهربانی و از آنجا به زندان شوروی در رشتمنتقل شد. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشهوری و فرقه دموکرات آذربایجان همراه پدرش دستگیر شد و تا کسب تکلیف از مقامات بالاتر دو ساعت مقابل جوخه آتش قرار گرفت. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت. او برای همیشه ترک تحصیل کرد و در یک کتابفروشی مشغول به کار شد.
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهنها و احساستوسط پلیس در چاپخانه سوزانده میشود و با یورش مأموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر زیگموند موریس و بخش عمده کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر مور یوکایی«مردی که قلبش از سنگ بود» بعد از ۵۰ سال منتشر شد، خبرگزاری مهر]</ref> با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتابها و یادداشتهای کتاب کوچه از میان میرود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخههای یگانهای از نوشتههایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بیآفتاب توسط پلیس ضبط میشود که دیگر هرگز به دست نمیآید. او موفق به فرار میشود اما پس از چند روز فرار از دست مأموران در چاپخانه روزنامهٔ اطلاعات دستگیرشده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده میشود. در زندان علاوه بر شعر، به بررسی شاهنامه میپردازد و دست به نگارش پیشنویسدستور زبان فارسی میزند و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن مینویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین میرود. مرتضی کیوان به همراه ۹ افسر سازمان نظامی حزب توده اعدام میشود و او در زمستان ۱۳۳۳ پس از تحمل یک سال حبس، از زندان آزاد میشود.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
رویدادهای مهم در زندگی شعری
🌿آشنایی با نیما یوشیج.
در سال ۱۳۲۵، شاملو که هنوز به عنوان شاعری نوپرداز شناخته نمیشد با نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی آشنا میگردد. او تصویر نیما یوشیج، نقاشی رسام ارژنگی و شعر ناقوس، سروده نیما را در روزنامه «پولاد» میبیند و اندکی پس از آن، رابطهای ادبی میان آن دو شکل میگیرد. شاملو میگوید:
«نشانی اش را پیدا کردم رفتم درِ خانهاش را زدم. دیدم مردی با همان قیافه که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دمِ در. به او گفتم استاد، اسم من فلان است، شما را دوست دارم و آمدهام به شاگردیتان. فهمید کلک نمیزنم. در من صمیمیتی یافته بود که آن را کاملاً درک میکرد. دیگر غالباً من مزاحم این مرد بودم و بدون اینکه فکر کنم دارم وقتش را تلف میکنم، تقریباً هر روز پیش نیما بودم.»
این آشنایی که باعث به وجود آمدن رابطهای عاطفی و خانوادگی میان آنها گشته بود، تا سالها ادامه پیدا مییابد. در ۱۴ خرداد ۱۳۳۰، نیما یوشیج با نوشتن یادداشتی برای شاملو و هدیه جلدی از کتاب «افسانه» از او قدردانی میکند:
«عزیز من، این چند کلمه را برای این مینویسم که این یک جلد افسانه از من، در پیش شما یادگاری باشد. شما واردترین کس به کار من و روحیه من هستید و با جرأتی که التهاب و قدرتِ رؤیت لازم دارد، واردید…»