🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #2_مرداد سالروز درگذشت #شاملوی بزرگ

#سرگذشت

🌿تولد و سال‌های پیش از جوانی

احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت، و به گفته شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام…» از مجموعه مدایح بی‌صله مادرش کوکب عراقی شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانواده‌اش به ایران کوچانده شده بود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده وشیراز گذراند. (آیدا می‌گوید: «چون مدت کوتاهی بعد از تولد، خانواده‌اش رفته‌اند رشت و بعد دوباره آمده‌اند تهران، محل تولدش را اشتباهی رشت ثبت کرده‌اند») دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ‌های رسمی ثبت نمی‌شود) کرد. دوره دبیرستان را دربیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران‌شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت‌نام کرد.
🌿 دوران فعالیت سیاسی و زندان
در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیدهٔ ژاندارمری به گرگان و ترکمن‌صحرافرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیت‌های سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر و به بازداشتگاه سیاسی شهربانی و از آنجا به زندان شوروی در رشتمنتقل شد. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و فرقه دموکرات آذربایجان همراه پدرش دستگیر شد و تا کسب تکلیف از مقامات بالاتر دو ساعت مقابل جوخه آتش قرار گرفت. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت. او برای همیشه ترک تحصیل کرد و در یک کتاب‌فروشی مشغول به کار شد.
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهن‌ها و احساستوسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش مأموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر زیگموند موریس و بخش عمده کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر مور یوکایی«مردی که قلبش از سنگ بود» بعد از ۵۰ سال منتشر شد، خبرگزاری مهر]</ref> با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتاب‌ها و یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه‌ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست مأموران در چاپخانه روزنامهٔ اطلاعات دستگیرشده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر، به بررسی شاهنامه می‌پردازد و دست به نگارش پیش‌نویسدستور زبان فارسی می‌زند و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود. مرتضی کیوان به همراه ۹ افسر سازمان نظامی حزب توده اعدام می‌شود و او در زمستان ۱۳۳۳ پس از تحمل یک سال حبس، از زندان آزاد می‌شود.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
رویدادهای مهم در زندگی شعری

🌿آشنایی با نیما یوشیج.

در سال ۱۳۲۵، شاملو که هنوز به عنوان شاعری نوپرداز شناخته نمی‌شد با نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی آشنا می‌گردد. او تصویر نیما یوشیج، نقاشی رسام ارژنگی و شعر ناقوس، سروده نیما را در روزنامه «پولاد» می‌بیند و اندکی پس از آن، رابطه‌ای ادبی میان آن دو شکل می‌گیرد. شاملو می‌گوید:

«نشانی اش را پیدا کردم رفتم درِ خانه‌اش را زدم. دیدم مردی با همان قیافه که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دمِ در. به او گفتم استاد، اسم من فلان است، شما را دوست دارم و آمده‌ام به شاگردی‌تان. فهمید کلک نمی‌زنم. در من صمیمیتی یافته بود که آن را کاملاً درک می‌کرد. دیگر غالباً من مزاحم این مرد بودم و بدون این‌که فکر کنم دارم وقتش را تلف می‌کنم، تقریباً هر روز پیش نیما بودم.»

این آشنایی که باعث به وجود آمدن رابطه‌ای عاطفی و خانوادگی میان آن‌ها گشته بود، تا سال‌ها ادامه پیدا می‌یابد. در ۱۴ خرداد ۱۳۳۰، نیما یوشیج با نوشتن یادداشتی برای شاملو و هدیه جلدی از کتاب «افسانه» از او قدردانی می‌کند:

«عزیز من، این چند کلمه را برای این می‌نویسم که این یک جلد افسانه از من، در پیش شما یادگاری باشد. شما واردترین کس به کار من و روحیه من هستید و با جرأتی که التهاب و قدرتِ رؤیت لازم دارد، واردید…»
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# شخصیت متین و هنر والای #درویش_خان موجب شد تا سفیر انگلیس با نوشتن نامه ای به شاهزاده مستبد در خواست بخشش وی را بکند. شاهزاده نیز پذیرفت و این هنرمند پس از آن با اشتیاق و علاقه مندی بیشتری به تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه خاص خویش به گروه #انجمن_اخوت در آمد و با سرپرستی گروه با تکنوازی خود شور و حال خاصی به مجلس می داد.
او پله های رشد را به سرعت طی کرد و پس از #میرزاعبدالله و #حسین_قلیخان به عنوان بهترین نوازنده تار در نزد اهل فن به موقعیت خاصی دست یافت.
وی به همراه هنرمندانی چون #سیدحسن_طاهرزاده، #اقبال_السلطان، #عبدالله_دوامی، #رضاقلی_خان_ظلی، #باقرخان_رامشگر، #مشیرهمایون_شهردار، #میرزااسدالله_خان در دو نوبت برای پر کردن صفحه به اروپا سفر کرد که از این سفرها یادگار ارزنده ای از بهترین نمونه های موسیقی صحیح و اصیل ایرانی برجای مانده است.
#درویش بین نوازندگان عصر خود از ویژگی های اخلاقی والایی برخوردار بود وشخصیت همکارانش را بسیار گرامی می داشت.
وی نخستین کلاس موسیقی بانوان را دایر کرد که خواهرش در آن تعلیم تار را به عهده داشت.
درویش خان در حالی که در فقر و تنگدستی بسر می برد عایدات کنسرت های خود را به مردم مستمند و باز ماندگان حریق بازار تهران اختصاص می داد و حتی در اواخر عمر خانه خود را فروخت.
کنسرت های این هنرمند در اواخر عمرش در گراند هتل با هنرمندانی چون #عارف_قزوینی، #حسین_خان_اسماعیل_زاده، #ابراهیم_منصوری، #رضامحجوبی ، #مرتضی_محجوبی، #رکن الدین_مختاری و #حاجی_خان_عین_الدوله شهرت خاصی یافت.

#درویش_خان شاگردانی را تربیت کرد که هرکدام سرآمد دوران خود شدند که از این میان می توان به #علینقی_وزیری، #ابوالحسن_صبا، #مرتضی_نی_داوود، #موسی_معروفی، #ارسلان_درگاهی، #عبدالله_دادور (قوام السلطان) اشاره کرد.
#درویش_خان آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقی ایران بود که غریزه قوی و درک عمیقی برخوردار بود و توانست با شناخت ویژگی های موسیقی سنتی آن را حیاتی تازه بدهد.
زنده یاد #روح الله_خالقی در کتاب #سرگذشت_موسیقی_ایران می نویسد: پدرم از هنر و مکارم اخلاقی او که چندی هم از تعلیماتش برخوردار شده بود، حکایت ها می کرد. من آرزو داشتم وی را ببینم و سازش را از نزدیک بشنوم تا این که بر حسب دعوت پدرم شبی به باغ ما آمد. محفل آراسته ای به پاس احترام او ترتیب دادند و حضار اهل ذوق و دوستدار موسیقی که در انتظار هنرنمایی وی بودند، مقدم استاد را گرامی داشتند.
#خالقی می افزاید: نوای لطیف سرانگشتان گهربار #درویش_خان رونق خاصی به مجلس داده بود و مضراب های ریز، صاف و پی در پی و پختگی پنجه و حالت خوش سازش همه را ساکت و خاموش کرد. استاد که با مهربانی همه را #پیرجان خطاب می کرد، تار را به زمین گذاشت و با سه تار قطعه زیبایی در شور نواخت که آیتی از لطف و زیبایی بود و هرگز اثرش از خاطرم محو نمی شود.
#حبیب_الله_نصیری در کتاب #مردان_نوین_موسیقی_ایران می نویسد: باید توجه داشت که در آن زمان موسیقی تنها در انحصار دربار، سلاطین و امرا بود و استادان به نام به اجبار زاده و پرورده همین دستگاه ها بودند. دربار قاجاریه به آنها اجازه نمی داد که در جهت ارائه واشاعه و آموزش با مردم ارتباط داشته باشند.
#نصیری می افزاید: #درویش_خان در چنین فضایی با همکاری و کمک دوستانش و اجرای کنسرت های جمعی، موسیقی را به میان مردم بکشاند و شاگردان مستعدی تربیت کند. رنگ ها و پیش درآمد های درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشتری برخوردار و از لحاظ ابتکار نیز در حیطه موسیقی سنتی جالب توجه است.
وی با موسیقی اروپایی نیز آشنایی داشت و قطعات غربی را به سهولت می نواخت و چند فانتزی را در کنسرت های خود با تسلط کافی اجرا کرد.

🎼⚜️از آثار #درویش_خان به پیش درآمدهای ماهور، ابوعطا، سه گاه، شوشتری، افشاری، راک و تصنیف ماهور با شعر (دائم مه من برمن دل ریش کند ناز)، تصنیف افشاری باشعر(بادخزان وزان شد)،ابوعطا با شعر (بهار دلکش رسید)، ماهور (زمن نگارم خبر ندارد)، سه گاه (صبح دم زمشرق طلوعی در جهان کن) نام برد.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#تماشاخانه

#در_چهار#قسمت

#فیلم سینمایی #رودکی، #سرگذشت #یک #شاعر ساخت #تاجیکستان در سال #1338 خورشیدی ، خلاصه داستان:
رودکی عاشق نگینه یکی از کنیزان سهل بن منصور می‌شود و سهل کنیز را به رودکی می‌بخشد اما . . . .

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🔴#ياران به ايرانيان دل نبنديد كه وفا ندارند و آدم را به دام مى اندازند. هرقدر به آبادانى ايشان بكوشى به خرابى تو ميكوشند. دروغ عيب فطرى ايشان است. قسم هاى ايشان را نبينيد. سخن راست را چه احتياج به قسم است؟ به جان تو، به روح پدرم، به روح مادرم، به مرگ تو، به نان و نمك، به پيغمبر، به قبله، به قرآن، به حسن و حسين و ... از اصطلاحات قسم ايشان است. خلاصه آنكه در روح و جان مرده و زنده گرفته تا سر و چشم و دندان شكسته و بازوى بريده و ... همه را مايه ميگذارند تا دروغ خود را به كرسى بنشانند.

منبع: #سرگذشت_حاجى_باباى_اصفهانى
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#سرگذشت_ندیمه

نویسنده : مارگارت اتوود

📝 افرد، ندیمه ای است در حکومت تئوکراتیک جلید. او اجازه دارد روزی یک بار برای خرید در بازار از خانه ی فرمانده و همسرش خارج شود ، بازاری که در آن تصاویر جای کلمات را گرفته اند، زیرا زنان دیگر حق خواندن ندارند. ندیمه ماهی یک بار به بستر می رود و دعا می کند که از فرمانده آبستن شود، چون در عصری که زاد و ولد کاهش پیدا کرده، ارزش افراد و سایر ندیمه ها تنها به بارآوری رحم آن هاست. افرد سال های پیش را به خاطر دارد، ایامی که با همسرش، لوک، زندگی می کرد و با او نرد عشق می باخت؛ ایامی که با دخترش بازی و از او مراقبت می کرد؛ ایامی که شغلی داشت و درآمدی، و از حق آموختن بهره مند بود. ولی حالا همه ی این ها بر باد رفته است... .

نوع فایل : Pdf

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتب

#سرگذشت_ندیمه
#مارگارت_اتوود
#ترجمه_سهیل_سمی

نویسنده در این اثر در پی آن است تا امید را به خواننده تزریق کند و به جوامع دیکتاتوری هشدار می‌دهد که با ظلم نمی‌توانند ماندگار شوند.

این کتاب در سال ۱۹۸۵ و با وجود انتقادات فراوان منتشر شد و در همان سال برنده جایزه بهترین داستان انگلیسی زبان Govenor General و در سال ۱۹۸۷ برنده جایزه «آرتور سی. کلارک» شد. این داستان که به یک ناکجاآباد فمینیستی معروف شد خواننده را می‌ترساند و از طرف دیگر او را شیفته خود می‌کند. سؤال اینجاست که هدف «مارگارت آتوود» از نگارش این داستان چیست و آیا او قصد دارد به بشر هشدار دهد که نظامی‌گری و جنگ در دنیای جدید به قیمت از دست دادن انسانیت در دنیا خواهد بود؟
اما بسیار ساده‌انگارانه است که فکر کنیم «آتوود» فقط قصد هشدار به خوانندگان را دارد. وی از طریق داستان «سرنوشت ندیمه»، ما را با زندگی هر روز زنی زندانی در دنیای دیکتاتوری آشنا می‌کند. اما این همه چیز ماجرا نیست. وی در خلال خریدهای روزانه دوستی می‌یابد که او را با جنبشی انقلابی آشنا می‌کند که می‌تواند آن‌ها را از طریق مرزهای «کانادا» از کشور خارج کند. ناگهان در دل ندیمه امید جاری می‌شود. شاید این امید بسیار کم‌رنگ باشد اما او را زنده نگه می‌دارد.
او شعاری جدید برای خود برمی‌گزیند «هرگز به دیگران اجازه نده تو را زمین بزنند.» ارباب خانه کم‌کم به او علاقه‌مند می‌شود و او دیگر فقط یک وسیله نیست. او ناگهان از پوسته ترس خود جدا می‌شود. حتی در خود جرئت عاشق شدن را می‌یابد. اگرچه هیچ‌گاه ممکن است به آن دست نیابد.

«آفرد» تصمیم به ضبط داستان خود بر روی نوار کاست می‌گیرد و راهی جدید برای حفظ غرور و تجربه انسانی خود در حکومتی ظالم می‌یابد.

در پایان کتاب با سخنرانی درباره زندگی این ندیمه و صد سال پس از مرگ او پایان می‌یابد و ما از خلال این بخش می‌فهمیم که کمی پس از عاشق شدن وی پلیس او را به جایی نامعلوم می‌برد و خواننده نمی‌داند او را کجا بردند. اما خواننده می‌فهمد که او در نهایت رستگار شده است. «گیلاد» نیز بالاخره فرو می‌پاشد و این درسی تاریخی به ما می‌آموزد. پیغام نهایی «آتوود» در واقع پیمانی جدید است:
حکومتی که تلاش زیادی کرد امید را از مردم بگیرد از بین رفت. روح انسانی همیشه پیروز است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

نگرانی شان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم.

نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛

نگران راه‌هایی که فقط درون آدم باز می‌شوند، و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.

📙 #سرگذشت_ندیمه
✍️ #مارگارت_اتووود

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#سرگذشت_پیانو
#هرولد_شونبرگ (نویسنده)
#پرتو_اشراق (مترجم)

نویسنده در این کتاب نه تنها از ظهور پیانو و سیر تحول این ساز سخن می‌گوید، بلکه ماجراها و داستان‌هایی از نوازندگان برجسته تاریخ موسیقی، به ویژه نوازندگان پیانو نقل می‌کند .در کتاب تصریح شده است" :سخن ما درباره "پیانو "است و تاریخ آن با "موزار "و "کلمنتی "آغاز می‌شود...و به "وان کلیبرن "ختم می‌گردد .

#یک_فایل_فشرده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
سرگذشت پیانو.zip
279.7 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#سرگذشت_پیانو
#هرولد_شونبرگ (نویسنده)
#پرتو_اشراق (مترجم)

نویسنده در این کتاب نه تنها از ظهور پیانو و سیر تحول این ساز سخن می‌گوید، بلکه ماجراها و داستان‌هایی از نوازندگان برجسته تاریخ موسیقی، به ویژه نوازندگان پیانو نقل می‌کند .در کتاب تصریح شده است" :سخن ما درباره "پیانو "است و تاریخ آن با "موزار "و "کلمنتی "آغاز می‌شود...و به "وان کلیبرن "ختم می‌گردد .

#یک_فایل_فشرده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان

#میراث_آیندگان

#سرگذشت_سه_الماس_تاریخی_ایران

💎 #الماس_دریای_نور
🔸 وزن: ۳۶.۴ گرم
🔸بزرگترین
🔸 هم‌اکنون در موزه جواهرات ملی ایران در خیابان فردوسی تهران است.

💎 #الماس_کوه_نور
🔸 وزن: ۲۱‌.۱۲ گرم
🔸 پس از سرقت از ایران، سر از تاج ملکه انگلیس درآورد.

💎 #الماس_شاه
🔸 وزن: ۱۷.۸ گرم
🔸 پس از قتل گریبایدف روس در تهران، جهت دلجویی و بعنوان خون‌بها از طرف فتحعلیشاه به روس‌ها داده شد و اکنون در مسکو است.

🔸‏هر سه الماس بهمراه جواهرات ارزشمند دیگری پیشکشی محمد شاه گورکانی به نادر شاه، در مقابل اجازه تداوم سلطنت وی و عدم ضمیمه کردن هند به ایران، بود.
🔸 کوه نور بعد از مرگ نادر شاه توسط احمدشاه درانی سرقت و به افغانستان برده شد و سپس دوباره به هند رفت و دست آخر به انگلیسی‌ها رسید‌.

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

#سرگذشت_کشتی_نوح:


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

#سرگذشت_کشتی_نوح:

کَشتی نوح نام یک کشتی در داستان‌های کتب مقدس در دین‌های ابراهیمی است.
بنا بر این داستان‌ها، نوح پیامبر به فرمان خدا این کشتی را ساخت تا خود، خانواده خود، کسانی که به وی ایمان آورده بودند و نمونه‌ای از هر حیوان را از پیامدهای طوفان نوح نجات دهد.
این داستان در بخش‌های ۶ تا ۹ کتاب پیدایش، اولین کتاب از تورات یهودیان، کتاب مقدس مسیحیان و قرآن سوره‌های ۱۱ و ۷۱ آمده و نسخه‌های دیگری از آن نیز دیگر منابع دیده می‌شود.
گفته اینجانب
با اتکا به این سه کتاب میشود ادعا کرد که همچین کشتی وجود دارد و معتبر ندونستن مطالب این سه کتاب به معنی معتبر نبودن این داستان است.
بد نیست این داستان رو یه مروری بکنیم.
اطلاعات زیر طبق کتاب های تورات، انجیل و قرآن است.
مدت ساخت کشتی: 120 سال
سن نوح زمان وقوع طوفان: در 600 سالگی
مدت بارندگی: 40 روز و 40 شب
مدت شناور بودن کشتی: 1سال و 2 ماه و 27 روز
علت طوفان: فساد روی زمین
اندازه کشتی: ارتفاع 13 متر، طول 137 متر، عرض 22 متر
جنس کشتی: چوب (کوفر)
مسافرین:
17 هزار و 400 عدد پرنده
12 هزار عدد خزنده
9 هزار عدد پستاندار
5 هزار عدد دوزیست
2 میلیون حشره
7 نفر انسان به اضافه خود نوح
(این تعداد جاندار فقط شامل یک جفت از هر نوع جانداری هست که در اون زمان میزیست)
یک تصوری از برخی حیوانات داخل کشتی
غذای مصرفی برای یک جفت فیل در یک سال: 165 تن غذا و 16 تن آب
همچنین برای یک جفت زرافه: 24 تن غذا
یک جفت اسب آبی: 29 تن غذا
یک جفت شیر: 7 تن گوشت (گوشت هایی که تا یک سال فاسد نشن)
(این فقط بر فرض اینکه هیچکدوم تولید مثلی انجام ندن)
سطح آب: 6 متر بالاتر از مرتفع ترین بلندی روی زمین (6 متر بالا تر از اورست)
ارتفاع اورست: 8 کیلومتر و 848 متر
دمای هوا در این ارتفاع: از منفی 35 درجه سانتی گراد تا منفی 14 درجه سانتی گراد
دمای فریزر یخچال خونمون: میانگین منفی 5 درجه سانتی گراد
دمای انجماد آب: 0 درجه سانتی گراد
اکسیژن موجود در این ارتفاع: 73% کمتر از اکسیژن سطح زمین
بطور مثال یک سال زندگی یک جفت شیر در دمای منفی 35 درجه سانتی گراد !
-کشتی شناور روی آبهای منجمد !
-تنفس 9هزار پستاندار در کنار هم با احتساب کمبود 73% اکسیژن در این ارتفاع نسبت به زمین (خفگی تمام پستانداران و غيره...)
-از دمای آب و فشار آب و مقدار نور و مخلوط آب شور و شیرین هم بگذریم.
-از بردن حیوانات از سرتاسر زمین به کشتی هم بگذریم.
-از جا دادن حیوانات در کشتی هم بگذریم.
-از درست رفتار نکردن حیوانات با هم هم بگذریم.
-از قضیه های پیش اومدن راجع به فضولاتشون هم بگذریم.
حالا بیاید بچه های خوبی باشیم و فرض کنیم همه اینا شدنی هست و تمام گونه های زیستی اون موقع صحیح و سالم بعد از یک سال به خشکی میشینن.
چه اتفاقی افتاده ؟
-گیاه خواران هیچ گیاهی برای خوردن ندارن
-گوشت خوار ها هیچ حیوانی برای خوردن ندارن
-برای تولید مثل شما به حداقل 50 حیوان نر و ماده نیاز مندید و با فقط یک جفت نسل اون حیوانات از بین خواهد رفت.
حالا نوح وظیفه منقرض نشدن نسل انسان رو به عهده پسرانش میذاره
حام و سام و یافث
این 3 تا با زناشون .......و نتیجه کار این میشه:
اسم فرزندان حام: کوش، نمرود، (جفتشون پسر)
اسم فرزندان سام: عیلام، آشور، ارفکشاد، لود، آرام (همشون پسر)
اسم فرزندان یافث: جومر، ماجوج، مادای، یاوان، توبال، ماشک، تیراس (همشون پسر)
خب فکر کنم نسل آدمی به بن بست میخوره اینجا مگر اینکه همه پسرای نوح بکر زا بوده باشن.
مقایسه کشتی نوح با باغ وحش سن دیگو
باغ وحش: 3 هزار تا حیوون در 1800 هکتار زمین و 500 نفر کارمند
کشتی نوح: 50 هزار تا حیوون در 1 کشتی چوبی و 8 نفر مراقب
مقایسه کشتی نوح با کشتی تایتانیک
مدت شناور بودن
تایتانیک: نهایتا یک هفته
نوح: 1سال و 2 ماه و 27 روز
ابعاد
تایتانیک: ارتفاع 53 متر، طول 268 متر، عرض 28 متر
نوح: ارتفاع 13 متر، طول 137 متر، عرض 22 متر
جنس کشتی
تایتانیک: فولاد
نوح: چوب
تعداد مسافرین
تاتانیک: 3 هزار و 547 نفر (انسان) و تداركات تغذیه اشون برای 2 هفته
نوح: 50 هزار حیوون، 2 میليون حشره، 8 نفر انسان و تداركات تغذیه ای این تعداد جانور
ساخت تايتانك توسط
: چندین هزار مهندس و تکنسین
نوح: نوح به همراه خانواده
واقعا این داستان رو مردم باور میکنن ؟
اگر قرار به معجز ه کردن بود که همه این مشکلات رو خدا با معجزه پوشش بده چند تا سوال:
-چه نیازی به کشتی بود ؟
-نمیتونست از همون اول معجزه به کار ببره ؟
-نمیتونست طراحی بهتری تدارک ببینه برای کشتن انسان های مفسد؟
این همه معجزه برای پوشش دادن این همه اشکال ؟
این همه مشکل !
این همه معجزه ! خرد چیز خوبیست!
اما شاید هم هنوز درک ما ناقص باشد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سرگذشت_یک_قدیس

اگنس رم یک قدیس مسیحی بود.قدیسه اگنس عضو یکی از خانواده‌ها‌ی اشرافی روم در سال ۲۹۱ میلادی به دنیا آمد. او در سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی دوره امپراطوری روم شرقی امپراطور #دیوکلتیان در ۲۱ ژانویه سال ۳۰۴ میلادی شهید شد.
او دخترِ جوان و زیبایی بود که در خانواده ای ثروتمند و "مسیحی اولیه " بزرگ شد.او از دایه و پرستارش که خیلی به او نزدیک بود در مورد مسیح و انجیل شنیده بود.
فوکوس پسر سمپریونیوس یکی از حکمرانان رومی‌ الاصل از عاشقان ثروتمند اگنس بود که قدیس اگنس عشق او را رد کرد.سمپرونیوس در مورد کیش و مذهب اگنس از او سوال کرد و اگنس خیلی راحت و علنا به ایمانش به مسیح اعتراف کرد. پس دستور داد که اگنس را به معبد وستا (Vesta Temple) برده تا او برای خدایان قربانی بدهد، اما اگنس سرسختانه با هرگونه سازش با خدایان پیش از مسیحیت مخالفت کرد و در آخر تهدید به مرگ هم روی او تاثیر نگذاشت.بنابراین به جای این کار باید عفت و پاکدامنی او مورد تهدید قرار می‌گرفت. به همین دلیل اگنس را برهنه کرده و به زور به خیابان ها کشانده و به فاحشه خانه بردند.
در همین حین در حالی که اگنس در حال دعا خواندن بود به طرز معجزه آسایی موهایش شروع به بلند شدن کرده و مثل محافظی برای نجابتش تمام بدنش را پوشاند. بعد از این جریان او را به جرم فاحشه بودن دستگیر کرده و دست بسته برای سوزاندن به سمت چوبه دار بردند، ولی پشته‌ها‌ی چوب آتش نمی‌گرفت و پس از آن جلاد شمشیرش را بیرون کشیده و سر او را از تنش جدا کرد (یا در گلوی وی فرو برد)(گفته می شود زمانی که خون او به زمین ریخته شد مسیحیان پارچه های خود را به خون آغشته کردند.) به خاطر اینکه اگنس هم بسیار جوان و هم معصوم بود، این اتفاق حتی مردم بت پرست تشنه به خون حاضر در جمعیت را هم شگفت زده کرد. بنابراین مرگ او موج جدید از همدلی و همفکری بین مسیحیان به وجود آورد و نیز باعث شد تعداد زیادی به دین مسیحیت ایمان بیاورند..
اگنس در کنار #ViaNomentana در رم به خاک سپرده شد.چند روز پس از مرگ شخصی به نام #Emerentiana در کنار آرامگاه او آمد و ادعا کرد که دختر پرستار اگنس است و پس از امتناع از ترک محل و سرزنش مشرکان به خاطر کشتن اگنس، سنگسار شد.اگنس و امرنتیانا در صحنه هایی از زندگی اگنس در "جام طلایی" سلطنتی مربوط قرن چهاردم میلادی به تصویر کشیده شده اند، این جام در موزه بریتانیا نگهداری می شود.
در حال حاضر استخوان های سنت اگنس در زیر محراب بلند در کلیسای "Sant'Agnese fuori le mura" در رم که بر روی قله بلندی که مقبره او را در خود جای داده بود نگهداری می شود و همچنین جمجمه او در کلیسای جداگانه ای به نام (Sant'Agnese in Agone) قرار دارد.
به دلیل افسانه ای که پیرامون شهادت او وجود داشت، سنت اگنس حامی کسانی است که به دنبال عفاف و پاکی هستند.
قدیس اگنس در هنر و نقاشی با نماد یک دختر جوان با موهای بلند، به همراه یک بره (نمادی از معصومیت و باکرگی به همراه معنای اسمش است) و شمشیر همراه با "شاخه نخل" به تصویر کشیده می شود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر 📽

فرمانده واترفورد: ما سعی کردیم دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم.

آف‌فرد: بهتر؟

فرمانده واترفورد: بهتر معناش این نیست که برای همه بهتر، همیشه معناش اینه که بدتر برای یه عده!
(سریال #سرگذشت_ندیمه)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

#سرگذشت_آرتور_گوردن_پیم

نویسنده : ادگار آلن پو

🔴 کتاب سرگذشت آرتور گوردن پیم با روایتی اول شخص و معمولی از سفری دریایی آغاز می‌شود و به موضوعات پیش‌پا افتاده شورش، آدم خواری، وحشیگری و ابهامات طاقت فرسا می‌پردازد. گرچه کتاب منتقدان زمان خود را راضی نکرد، اما برای تاثیرش بر نویسندگان بعد از خود از جمله ژول ورن، بودلر و ملویل، به رسمیت شناخته شد. همچنان این رمان رابطه جالبی با برخی از داستان‌های معروف کوتاه پو و تم‌های جذاب روانی، اساطیری و مذهبی کارهای او دارد.

📝 داستان به زندگی فردی به نام آرتور گوردن پیم می پردازد که به صورت مخفیانه سوار یک کشتی شکار نهنگ به نام گرامپوس می شود. ماجراها و حوادث مختلفی چون شکستن کشتی، جنگ و برخورد با آدمخوارها برای پیم اتفاق می افتد تا این که او بالاخره توسط خدمه ی کشتی جین گای نجات می یابد. پیم در این کشتی به همراه دریانوردی به نام درک پیترز به ماجراجویی های خود در جنوب ادامه می دهد. کتاب سرگذشت آرتور گوردن پیم با داستانی مرسوم درباره ی ماجراجویی های شخصی در دریا آغاز می شود، اما رفته رفته عجیب تر گشته و به سختی در طبقه بندی خاصی قرار می گیرد. آلن پو که هدفش، ارائه ی داستانی واقع گرایانه بود، از تجارب واقعی خود در سفرهای دریایی و آدم های گوناگون حاضر در این سفرها در نوشتن این رمان، بسیار الهام گرفته است. نقدهای مربوط به این اثر بر عناصری چون خودزندگی نامه بودن داستان، اشاراتی ضمنی بر مسائل مربوط به نژادپرستی و استفاده از نمادگرایی تأکید دارند.

🔵 سرگذشت آرتور گوردن پیم، تنها رمان کامل نویسنده ی بزرگ آمریکایی، ادگار آلن پو است.

نوع فایل : Pdf

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
سرگذشت آرتور گوردن پیم.pdf
3.4 MB
#سرگذشت_آرتور_گوردن_پیم

نویسنده : ادگار آلن پو

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

اگر انسان‌ها تا ابد زندگی می‌کردند، اگر پیر‌ نمی‌شدند، اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی می‌کردند، خیال می‌کنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را می‌دادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟ منظورم این است که ما درباره‌ همه چیز فکر می‌کنیم، تقریبا همه چیز، فلسفه، روان‌شناسی، منطق، دین، ادبیات ... فکر می‌کنم اگر چیزی به نام "مرگ" وجود نداشت، افکار پیچیده‌ این چنینی هرگز به وجود نمی‌آمد...انسانها باید به طور جدی، به معنی زنده‌ بودنشان و اینک اینجا بودنشان فکر کنند، چون می‌دانند که روزی خواهند مرد. درست است؟ اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر می‌کرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر می‌کردند:«خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر می‌کنم.» ... ولی ما نمی‌توانیم تا بعد صبر کنیم ... باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچ‌کس نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد ... ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم ... مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگ‌تر و نورانی‌تر باشد، ما را دیوانه‌وار‌تر مشتاق فکر کردن در باره‌ چیز‌ها می‌کند.»


#سرگذشت_پرنده_کوکی
#هاراکی_موراکامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#سرگذشت_دوازده_مهربانو

از جمله مواردی که در متن تاریخ ایران فراموش شده، شرح زندگانی و اقدامات زنانی است که با سیاست‌های درست یا نادرست خود مسیر تاریخ را تغییر داده‌اند. در این کتاب شرح زندگانی دوازده نفر از این زنان به صورت داستان‌هایی که بسیار نزدیک به واقعیت است با اسامی حقیقی آنها که مستند به مدارک تاریخی است، آورده شده است.

این زنان عبارت‌اند از:
-پری خان خانم (دختر شاه طهماسب صفوی)
-جمال شادملک (همسر سلطان خلیل گورکانی)
-خواند سلطان (همسر شاه محمد مظفری)
-بغداد خاتون (همسر ابوسعید بهادر) -ترکان خاتون (همسر اتابک ابوبکر سعد‌بن زنگی)
-پادشاه خاتون (همسر گیخاتو ایلخان مغول)
-ترکان خاتون (مادر سلطان محمد خوارزمشاه)
-سیده ملک خاتون (همسر فخرالدوله دیلمی)
-خیزران (مادر هارون‌الرشید، خلیفه عباسی)
-پریزاد یا پروشات (دختر اردشیر اول هخامنشی)
-اشتر یا ستاره (همسر خشایارشا، پادشاه هخامنشی)
-اسپاگو (مادر رضاعی کورش هخامنشی)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
سرگذشت_دوازده_تن_از_زنان_مؤثر_در_تاریخ_ایران.pdf
5 MB
#سرگذشت_دوازده_مهربانو


این زنان عبارت‌اند از:
-پری خان خانم (دختر شاه طهماسب صفوی)
-جمال شادملک (همسر سلطان خلیل گورکانی)
-خواند سلطان (همسر شاه محمد مظفری)
-بغداد خاتون (همسر ابوسعید بهادر) -ترکان خاتون (همسر اتابک ابوبکر سعد‌بن زنگی)
-پادشاه خاتون (همسر گیخاتو ایلخان مغول)
-ترکان خاتون (مادر سلطان محمد خوارزمشاه)
-سیده ملک خاتون (همسر فخرالدوله دیلمی)
-خیزران (مادر هارون‌الرشید، خلیفه عباسی)
-پریزاد یا پروشات (دختر اردشیر اول هخامنشی)
-اشتر یا ستاره (همسر خشایارشا، پادشاه هخامنشی)
-اسپاگو (مادر رضاعی کورش هخامنشی)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity