🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# چهار مضراب ماهور
#درویش_خان
یکی از زیباترین قطعات موسیقی ایرانی است که اکثر استادان بزرگ موسیقی آن را نواخته اند.
چهار مضراب زیبای ماهور با سه تار استادان :
#ابوالحسن_صبا
#محمدرضالطفی
#جلال_ذوالفنون
#داریوش_طلایی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# چهار مضراب ماهور
#درویش_خان
یکی از زیباترین قطعات موسیقی ایرانی است که اکثر استادان بزرگ موسیقی آن را نواخته اند.
چهار مضراب زیبای ماهور با سه تار استادان :
#ابوالحسن_صبا
#محمدرضالطفی
#جلال_ذوالفنون
#داریوش_طلایی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
Jalal Zolfonoun
SONGSARA.NET
چهار مضراب ماهور
استاد #درویش_خان
اجرای #جلال_ذوالفنون
آلبوم دانه های مروارید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
استاد #درویش_خان
اجرای #جلال_ذوالفنون
آلبوم دانه های مروارید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# شخصیت متین و هنر والای #درویش_خان موجب شد تا سفیر انگلیس با نوشتن نامه ای به شاهزاده مستبد در خواست بخشش وی را بکند. شاهزاده نیز پذیرفت و این هنرمند پس از آن با اشتیاق و علاقه مندی بیشتری به تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه خاص خویش به گروه #انجمن_اخوت در آمد و با سرپرستی گروه با تکنوازی خود شور و حال خاصی به مجلس می داد.
او پله های رشد را به سرعت طی کرد و پس از #میرزاعبدالله و #حسین_قلیخان به عنوان بهترین نوازنده تار در نزد اهل فن به موقعیت خاصی دست یافت.
وی به همراه هنرمندانی چون #سیدحسن_طاهرزاده، #اقبال_السلطان، #عبدالله_دوامی، #رضاقلی_خان_ظلی، #باقرخان_رامشگر، #مشیرهمایون_شهردار، #میرزااسدالله_خان در دو نوبت برای پر کردن صفحه به اروپا سفر کرد که از این سفرها یادگار ارزنده ای از بهترین نمونه های موسیقی صحیح و اصیل ایرانی برجای مانده است.
#درویش بین نوازندگان عصر خود از ویژگی های اخلاقی والایی برخوردار بود وشخصیت همکارانش را بسیار گرامی می داشت.
وی نخستین کلاس موسیقی بانوان را دایر کرد که خواهرش در آن تعلیم تار را به عهده داشت.
درویش خان در حالی که در فقر و تنگدستی بسر می برد عایدات کنسرت های خود را به مردم مستمند و باز ماندگان حریق بازار تهران اختصاص می داد و حتی در اواخر عمر خانه خود را فروخت.
کنسرت های این هنرمند در اواخر عمرش در گراند هتل با هنرمندانی چون #عارف_قزوینی، #حسین_خان_اسماعیل_زاده، #ابراهیم_منصوری، #رضامحجوبی ، #مرتضی_محجوبی، #رکن الدین_مختاری و #حاجی_خان_عین_الدوله شهرت خاصی یافت.
#درویش_خان شاگردانی را تربیت کرد که هرکدام سرآمد دوران خود شدند که از این میان می توان به #علینقی_وزیری، #ابوالحسن_صبا، #مرتضی_نی_داوود، #موسی_معروفی، #ارسلان_درگاهی، #عبدالله_دادور (قوام السلطان) اشاره کرد.
#درویش_خان آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقی ایران بود که غریزه قوی و درک عمیقی برخوردار بود و توانست با شناخت ویژگی های موسیقی سنتی آن را حیاتی تازه بدهد.
زنده یاد #روح الله_خالقی در کتاب #سرگذشت_موسیقی_ایران می نویسد: پدرم از هنر و مکارم اخلاقی او که چندی هم از تعلیماتش برخوردار شده بود، حکایت ها می کرد. من آرزو داشتم وی را ببینم و سازش را از نزدیک بشنوم تا این که بر حسب دعوت پدرم شبی به باغ ما آمد. محفل آراسته ای به پاس احترام او ترتیب دادند و حضار اهل ذوق و دوستدار موسیقی که در انتظار هنرنمایی وی بودند، مقدم استاد را گرامی داشتند.
#خالقی می افزاید: نوای لطیف سرانگشتان گهربار #درویش_خان رونق خاصی به مجلس داده بود و مضراب های ریز، صاف و پی در پی و پختگی پنجه و حالت خوش سازش همه را ساکت و خاموش کرد. استاد که با مهربانی همه را #پیرجان خطاب می کرد، تار را به زمین گذاشت و با سه تار قطعه زیبایی در شور نواخت که آیتی از لطف و زیبایی بود و هرگز اثرش از خاطرم محو نمی شود.
#حبیب_الله_نصیری در کتاب #مردان_نوین_موسیقی_ایران می نویسد: باید توجه داشت که در آن زمان موسیقی تنها در انحصار دربار، سلاطین و امرا بود و استادان به نام به اجبار زاده و پرورده همین دستگاه ها بودند. دربار قاجاریه به آنها اجازه نمی داد که در جهت ارائه واشاعه و آموزش با مردم ارتباط داشته باشند.
#نصیری می افزاید: #درویش_خان در چنین فضایی با همکاری و کمک دوستانش و اجرای کنسرت های جمعی، موسیقی را به میان مردم بکشاند و شاگردان مستعدی تربیت کند. رنگ ها و پیش درآمد های درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشتری برخوردار و از لحاظ ابتکار نیز در حیطه موسیقی سنتی جالب توجه است.
وی با موسیقی اروپایی نیز آشنایی داشت و قطعات غربی را به سهولت می نواخت و چند فانتزی را در کنسرت های خود با تسلط کافی اجرا کرد.
🎼⚜️از آثار #درویش_خان به پیش درآمدهای ماهور، ابوعطا، سه گاه، شوشتری، افشاری، راک و تصنیف ماهور با شعر (دائم مه من برمن دل ریش کند ناز)، تصنیف افشاری باشعر(بادخزان وزان شد)،ابوعطا با شعر (بهار دلکش رسید)، ماهور (زمن نگارم خبر ندارد)، سه گاه (صبح دم زمشرق طلوعی در جهان کن) نام برد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# شخصیت متین و هنر والای #درویش_خان موجب شد تا سفیر انگلیس با نوشتن نامه ای به شاهزاده مستبد در خواست بخشش وی را بکند. شاهزاده نیز پذیرفت و این هنرمند پس از آن با اشتیاق و علاقه مندی بیشتری به تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه خاص خویش به گروه #انجمن_اخوت در آمد و با سرپرستی گروه با تکنوازی خود شور و حال خاصی به مجلس می داد.
او پله های رشد را به سرعت طی کرد و پس از #میرزاعبدالله و #حسین_قلیخان به عنوان بهترین نوازنده تار در نزد اهل فن به موقعیت خاصی دست یافت.
وی به همراه هنرمندانی چون #سیدحسن_طاهرزاده، #اقبال_السلطان، #عبدالله_دوامی، #رضاقلی_خان_ظلی، #باقرخان_رامشگر، #مشیرهمایون_شهردار، #میرزااسدالله_خان در دو نوبت برای پر کردن صفحه به اروپا سفر کرد که از این سفرها یادگار ارزنده ای از بهترین نمونه های موسیقی صحیح و اصیل ایرانی برجای مانده است.
#درویش بین نوازندگان عصر خود از ویژگی های اخلاقی والایی برخوردار بود وشخصیت همکارانش را بسیار گرامی می داشت.
وی نخستین کلاس موسیقی بانوان را دایر کرد که خواهرش در آن تعلیم تار را به عهده داشت.
درویش خان در حالی که در فقر و تنگدستی بسر می برد عایدات کنسرت های خود را به مردم مستمند و باز ماندگان حریق بازار تهران اختصاص می داد و حتی در اواخر عمر خانه خود را فروخت.
کنسرت های این هنرمند در اواخر عمرش در گراند هتل با هنرمندانی چون #عارف_قزوینی، #حسین_خان_اسماعیل_زاده، #ابراهیم_منصوری، #رضامحجوبی ، #مرتضی_محجوبی، #رکن الدین_مختاری و #حاجی_خان_عین_الدوله شهرت خاصی یافت.
#درویش_خان شاگردانی را تربیت کرد که هرکدام سرآمد دوران خود شدند که از این میان می توان به #علینقی_وزیری، #ابوالحسن_صبا، #مرتضی_نی_داوود، #موسی_معروفی، #ارسلان_درگاهی، #عبدالله_دادور (قوام السلطان) اشاره کرد.
#درویش_خان آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقی ایران بود که غریزه قوی و درک عمیقی برخوردار بود و توانست با شناخت ویژگی های موسیقی سنتی آن را حیاتی تازه بدهد.
زنده یاد #روح الله_خالقی در کتاب #سرگذشت_موسیقی_ایران می نویسد: پدرم از هنر و مکارم اخلاقی او که چندی هم از تعلیماتش برخوردار شده بود، حکایت ها می کرد. من آرزو داشتم وی را ببینم و سازش را از نزدیک بشنوم تا این که بر حسب دعوت پدرم شبی به باغ ما آمد. محفل آراسته ای به پاس احترام او ترتیب دادند و حضار اهل ذوق و دوستدار موسیقی که در انتظار هنرنمایی وی بودند، مقدم استاد را گرامی داشتند.
#خالقی می افزاید: نوای لطیف سرانگشتان گهربار #درویش_خان رونق خاصی به مجلس داده بود و مضراب های ریز، صاف و پی در پی و پختگی پنجه و حالت خوش سازش همه را ساکت و خاموش کرد. استاد که با مهربانی همه را #پیرجان خطاب می کرد، تار را به زمین گذاشت و با سه تار قطعه زیبایی در شور نواخت که آیتی از لطف و زیبایی بود و هرگز اثرش از خاطرم محو نمی شود.
#حبیب_الله_نصیری در کتاب #مردان_نوین_موسیقی_ایران می نویسد: باید توجه داشت که در آن زمان موسیقی تنها در انحصار دربار، سلاطین و امرا بود و استادان به نام به اجبار زاده و پرورده همین دستگاه ها بودند. دربار قاجاریه به آنها اجازه نمی داد که در جهت ارائه واشاعه و آموزش با مردم ارتباط داشته باشند.
#نصیری می افزاید: #درویش_خان در چنین فضایی با همکاری و کمک دوستانش و اجرای کنسرت های جمعی، موسیقی را به میان مردم بکشاند و شاگردان مستعدی تربیت کند. رنگ ها و پیش درآمد های درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشتری برخوردار و از لحاظ ابتکار نیز در حیطه موسیقی سنتی جالب توجه است.
وی با موسیقی اروپایی نیز آشنایی داشت و قطعات غربی را به سهولت می نواخت و چند فانتزی را در کنسرت های خود با تسلط کافی اجرا کرد.
🎼⚜️از آثار #درویش_خان به پیش درآمدهای ماهور، ابوعطا، سه گاه، شوشتری، افشاری، راک و تصنیف ماهور با شعر (دائم مه من برمن دل ریش کند ناز)، تصنیف افشاری باشعر(بادخزان وزان شد)،ابوعطا با شعر (بهار دلکش رسید)، ماهور (زمن نگارم خبر ندارد)، سه گاه (صبح دم زمشرق طلوعی در جهان کن) نام برد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
#درویش_خان
نخستین آهنگساز نوآور ایرانی
(اضافه کردن سیم ششم به تار)
با نگاه به سهتار به فکر افتاد
سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن زمان تار دارای شش سیم شد
درویش خان نفر اول سمت راست
https://t.me
نخستین آهنگساز نوآور ایرانی
(اضافه کردن سیم ششم به تار)
با نگاه به سهتار به فکر افتاد
سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن زمان تار دارای شش سیم شد
درویش خان نفر اول سمت راست
https://t.me
#درویش_خان
اولین قربانی حادثه رانندگی در ایران
نمایی از سنگ مزار #درویش_خان
در گورستان #ظهیرالدوله
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
اولین قربانی حادثه رانندگی در ایران
نمایی از سنگ مزار #درویش_خان
در گورستان #ظهیرالدوله
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#❇️ ویژگی های هنری #درویش_خان
درویش خان تار و سه تار را به خوبی می نواخت، سلیقه خاصی درتلفیق نواها داشت، صدای سازش بسیار گرم و مطلوب بود و با به کار گیری قطعات اروپایی با تار، تنوعی مشهود در نوازندگیش ایجاد کرده بود.
برخی اعتقاد دارند سیم ششم تار توسط این هنرمند به این ساز افزوده شده است تا از لحاظ کوک، قادر به ایجاد تنوع باشد.
#ایرج_میرزاجلال_الممالک تحت تاثیر توانایی و شور انگیزی وی در قطعه #زهره_و_منوچهر می گوید:
تار دهم درکف درویش خان
تا بدمد بر بدن مرده جان
#درویش_خان برغم آنکه در علم نواسازی به اندازه هنرمندان امروزی آشنایی نداشته، از لحاظ ملودی و پیوستگی، آثار بسیار غنی و فوق العاده مطبوعی از خود برجای گذاشته که بیانگر احساسات لطیف هنری او است. پیش درآمدهایش از عالی ترین ساخته های آن عصر به شمار می رود. رنگ هایش نیز از جهت ترکیب وزنهای گوناگون و زیبایی و شور انگیزی واجد ارزش بسیاری است. تصنیف هایش از نظر فرم، زیبا و از لحاظ محتوی برجستگی خاصی دارد.
❇️ ویژگی های اخلاقی
#درویش_خان طبعی لطیف و حساس و ذوقی سرشار داشت، هنرمندی متجدد، آزادی خواه، انسان دوست، متواضع، فروتن، بی آزار و بردبار بود، به شاگردانش محبت می ورزید، آنچه می دانست به ایشان تعلیم می داد و آنان را در مقام فرزندان و یادگاران خود می دانست.
#احد_خواص در روزنامه 'زنگ' شماره 13 و 14 سال 1331 خورشیدی می نویسد:
شاگردان درویش خان علاوه برهنر از ویژگی های اخلاقی استاد گرامی خود نیز استفاده های بسیاری کردند و او را از هر جهت مربی و مرشد خود می دانستند و همین عالم مرید و مرادی باعث شد که یک دسته شاگردان با وفا وهنر دوست زیر دست از او بار آمدند و موسیقی ایران را خلوص و صفایی دوباره ببخشند.
❇️▪️ درگذشت
این هنرمند در نهم آذر 1305 خورشید ی درحالی که با درشکه به منزل می رفت با اتومبیل تصادف کرد و در اثر ضربه مغزی در سن 54 سالگی زندگی را به درود گفت.
#کلنل_وزیری چند شب پس از فوت #درویش_خان جلسه یاد بودی با شرکت موسیقیدانان وشخصیت بلند پایه کشور در مدرسه عالی موسیقی تشکیل داد. در روزنامه های اطلاعات و ناهید نیز شرحی به همین مناسبت نگاشتند.
اگر رهگذری از تجریش به دربند برود و در نیمه راه سری به مقبره #ظهیرالدوله بزند قبری کوچک می بیند که شاخه های انبوه نسترن برآن سایه افکنده است. اگر شاخه ها را کنار بزند این اشعار را که اثر طبع مرحوم #شکوهی مدیر روزنامه ناهید است روی سنگ مزار او می خواند:
درویش اگر از این جهان رفت
مشنو که فقیر و ناتوان رفت
درویش هنر ور زمان بود
استاد هنر ور زمان رفت
فریاد ز بوستان برآمد
کان بلبل خوش، ز بوستان رفت
چون دید چنین مدیر ناهید
کان چشم و چراغ بوستان رفت
تاریخ وفات او ز من خواست
تا سر کنم آنچه داستان رفت
من نیز بگفتم ای شکوهی
'درویش یگانه جهان رفت'
#روحش_شاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴#❇️ ویژگی های هنری #درویش_خان
درویش خان تار و سه تار را به خوبی می نواخت، سلیقه خاصی درتلفیق نواها داشت، صدای سازش بسیار گرم و مطلوب بود و با به کار گیری قطعات اروپایی با تار، تنوعی مشهود در نوازندگیش ایجاد کرده بود.
برخی اعتقاد دارند سیم ششم تار توسط این هنرمند به این ساز افزوده شده است تا از لحاظ کوک، قادر به ایجاد تنوع باشد.
#ایرج_میرزاجلال_الممالک تحت تاثیر توانایی و شور انگیزی وی در قطعه #زهره_و_منوچهر می گوید:
تار دهم درکف درویش خان
تا بدمد بر بدن مرده جان
#درویش_خان برغم آنکه در علم نواسازی به اندازه هنرمندان امروزی آشنایی نداشته، از لحاظ ملودی و پیوستگی، آثار بسیار غنی و فوق العاده مطبوعی از خود برجای گذاشته که بیانگر احساسات لطیف هنری او است. پیش درآمدهایش از عالی ترین ساخته های آن عصر به شمار می رود. رنگ هایش نیز از جهت ترکیب وزنهای گوناگون و زیبایی و شور انگیزی واجد ارزش بسیاری است. تصنیف هایش از نظر فرم، زیبا و از لحاظ محتوی برجستگی خاصی دارد.
❇️ ویژگی های اخلاقی
#درویش_خان طبعی لطیف و حساس و ذوقی سرشار داشت، هنرمندی متجدد، آزادی خواه، انسان دوست، متواضع، فروتن، بی آزار و بردبار بود، به شاگردانش محبت می ورزید، آنچه می دانست به ایشان تعلیم می داد و آنان را در مقام فرزندان و یادگاران خود می دانست.
#احد_خواص در روزنامه 'زنگ' شماره 13 و 14 سال 1331 خورشیدی می نویسد:
شاگردان درویش خان علاوه برهنر از ویژگی های اخلاقی استاد گرامی خود نیز استفاده های بسیاری کردند و او را از هر جهت مربی و مرشد خود می دانستند و همین عالم مرید و مرادی باعث شد که یک دسته شاگردان با وفا وهنر دوست زیر دست از او بار آمدند و موسیقی ایران را خلوص و صفایی دوباره ببخشند.
❇️▪️ درگذشت
این هنرمند در نهم آذر 1305 خورشید ی درحالی که با درشکه به منزل می رفت با اتومبیل تصادف کرد و در اثر ضربه مغزی در سن 54 سالگی زندگی را به درود گفت.
#کلنل_وزیری چند شب پس از فوت #درویش_خان جلسه یاد بودی با شرکت موسیقیدانان وشخصیت بلند پایه کشور در مدرسه عالی موسیقی تشکیل داد. در روزنامه های اطلاعات و ناهید نیز شرحی به همین مناسبت نگاشتند.
اگر رهگذری از تجریش به دربند برود و در نیمه راه سری به مقبره #ظهیرالدوله بزند قبری کوچک می بیند که شاخه های انبوه نسترن برآن سایه افکنده است. اگر شاخه ها را کنار بزند این اشعار را که اثر طبع مرحوم #شکوهی مدیر روزنامه ناهید است روی سنگ مزار او می خواند:
درویش اگر از این جهان رفت
مشنو که فقیر و ناتوان رفت
درویش هنر ور زمان بود
استاد هنر ور زمان رفت
فریاد ز بوستان برآمد
کان بلبل خوش، ز بوستان رفت
چون دید چنین مدیر ناهید
کان چشم و چراغ بوستان رفت
تاریخ وفات او ز من خواست
تا سر کنم آنچه داستان رفت
من نیز بگفتم ای شکوهی
'درویش یگانه جهان رفت'
#روحش_شاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان استادصبا
( زاده ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ تهران -- درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۳۶ تهران ) استاد بزرگ #موسیقی، #آهنگساز و #نوازنده
او فرزند ابوالقاسم کمالالسلطنه و از
خانوادهای آشنا به موسیقی و اهل ادب بود. پدرش پزشک، ادیب و دوستدار موسیقی بود و سهتار مینواخت و اولین استاد پسرش بود.
#صبا نخستین پویههای موسیقی را از پدرش فرا گرفت و نزد #میرزاعبدالله_فراهانی، #درویش_خان و #علینقی_وزیری تار و سهتار، نزد #حسین_هنگآفرین ویلون، نزد #حسین_اسماعیلزاده کمانچه، نزد #علی_اکبرشاهی سنتور، نزد #اکبرخان نی و نزد #حاجی_خان ضرب را آموخت.
او در جوانی به مدرسه کمالالملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. همچنین در رشتههای سوهانکاری، نجاری، ریختهگری، معرقکاری و خاتمکاری کسب مهارت کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست.
#صبا آثار نیما و هدایت را میخواند و با #نیما و #شهریار روابط نزدیک داشت. وی در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام #منتخب_اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و رکسانا است.
#ابوالحسن_صبا در سال ۱۳۳۶ و به علت ناراحتی قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت و در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. بعد از مرگ طبق وصیت، خانهاش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ توسط دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوهٔ استاد سبا خویی که پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه بود، سرانجام به نتیجه رسید و به وضعیت فعلیاش در آمد.
فرامرز پایور، منوچهر صادقی،
حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، غلامحسین بنان، لطفاله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمتاله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیبالله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج) ایرج کیایی، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان #صبا بودند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان استادصبا
( زاده ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ تهران -- درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۳۶ تهران ) استاد بزرگ #موسیقی، #آهنگساز و #نوازنده
او فرزند ابوالقاسم کمالالسلطنه و از
خانوادهای آشنا به موسیقی و اهل ادب بود. پدرش پزشک، ادیب و دوستدار موسیقی بود و سهتار مینواخت و اولین استاد پسرش بود.
#صبا نخستین پویههای موسیقی را از پدرش فرا گرفت و نزد #میرزاعبدالله_فراهانی، #درویش_خان و #علینقی_وزیری تار و سهتار، نزد #حسین_هنگآفرین ویلون، نزد #حسین_اسماعیلزاده کمانچه، نزد #علی_اکبرشاهی سنتور، نزد #اکبرخان نی و نزد #حاجی_خان ضرب را آموخت.
او در جوانی به مدرسه کمالالملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. همچنین در رشتههای سوهانکاری، نجاری، ریختهگری، معرقکاری و خاتمکاری کسب مهارت کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست.
#صبا آثار نیما و هدایت را میخواند و با #نیما و #شهریار روابط نزدیک داشت. وی در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام #منتخب_اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و رکسانا است.
#ابوالحسن_صبا در سال ۱۳۳۶ و به علت ناراحتی قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت و در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. بعد از مرگ طبق وصیت، خانهاش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ توسط دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوهٔ استاد سبا خویی که پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه بود، سرانجام به نتیجه رسید و به وضعیت فعلیاش در آمد.
فرامرز پایور، منوچهر صادقی،
حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، غلامحسین بنان، لطفاله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمتاله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیبالله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج) ایرج کیایی، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان #صبا بودند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#پالایش_زبان_پارسی
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍️نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
#عینک #عینکی #Eyeglass #Optometrist #Optometry
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پارسی_پاک
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#پالایش_زبان_پارسی
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍️نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
#عینک #عینکی #Eyeglass #Optometrist #Optometry
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پارسی_پاک
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ فروردین سالروز درگذشت #درویش_خان_اسفندیار_پور
( زاده ۱۳ دی ۱۳۰۳ سیرجان -- درگذشته ۱۸ فروردین ۱۳۸۶ سیرجان)
درویشخان از طایفه بچاقچی سیرجان بود که در ۸۳ سالگی درگذشت و پیکرش در باغ سنگی سیرجان به خاک سپرده شد. او که ناشنوا و لال بود در اطراف آن منطقه زمینهایی داشت و از خانوادههای مهم و زمیندار بوده است.
داستان باغ سنگی سیرجان :
در سال ۱۳۴۰، به خاطر اصلاحات ارضی، درویشخان زمینهایش را از دست داد و او را بسیار ناراحت کرد. پس از گذشت مدتی که هنوز ناراحت بود، تصمیم گرفت که اقدامی کند که نشانه این ناراحتی باشد.
او یک روز صبح این ایده به ذهنش رسید که از درختان خشک شدهاش سنگ آویزان کند و شروع به حفر کردن چالههایی در زمین خشک کرد و درختان خشکیده را در این چالهها به وسعت زیادی کاشت و این کار را ادامه داد. زمانی که کاشت این درختان خشکیده تمام شد، شروع به آویزان کردن سنگ هایی از شاخههای درختان کرد. در نهایت وسعت این باغ سنگی به ۱۰۰۰ متر رسید و ۱۸۰ درختی که در آن کاشته شده بودند و سنگهایی که مانند میوه از آن آویزان بود، حس غریب و گاهی هولناکی را به این باغ داده بود.
میگویند که وی با این کار حس میکرد اعتراضش را نشان داده است و میگویند که شاید به دلیل آن که نمیتوانسته حرف بزند، این نوع اعتراض به ذهنش رسیده است.
البته به جز سنگ، او چیزهای دیگری مانند لاستیکهای پنچر شده، آینههای شکسته، فنر و هر چیزی که به نظرش میرسیده را به درخت آویزان میکرده است، اما خب بخش بیشتر باغ سنگی سیرجان را همان میوههای سنگی تشکیل دادهاند.
باغ سنگی سیرجان و روایات متفاوت :
برخی میگویند که وی از یک زمان به بعد برای هر اتفاقی که در زندگیاش میافتاد سنگی از یک درخت آویزان میکرد. مثلا زمانی که یکی از نزدیکانش فوت می کرد، او یک سنگ جدید آویزان می کرد.
برخی از مردم می گویند که داستان آویزان کردن سنگ ها از یک شب شروع شد. گویا یکی از شبهایی که خواب میبیند که در باغی سنگی است. او پس از بیدار شدن تصمیم میگیرد که باغی به همان صورت که در خواب دیده بود بنا کند.
افراد دیگری اعتقاد دارند که درویش خان پس از مدتی به جنون رسیده بود و این کار را تنها از روی اینکه دیگر فکر درستی نداشت انجام میداد.
البته در بین همه روایات و شایعاتی که موجود است، داستان غم از دست دادن زمینها واقعی تر به نظر می رسند. گویا خانواده درویش خان هم این موضوع را قبول دارند که بعدِ از دست دادن زمین ها بود که او شروع به درست کردن باغ سنگی سیرجان کرد.
اما به دلایل زیادی به طور حتم نمیشود گفت که اصلیترین ریشه ایجاد این باغ چه بوده است و از آن جایی که این فرد از نعمت گفتار محروم بوده، نمیتوانسته به جز زبان اشاره حرف های دیگری را بزند و یا اعتراضش را بیان کند.
باغ سنگی و راز سنگهای سوراخ دار :
یکی از عجایب باغ سنگی سیرجان این است که بیشتر سنگهای این باغ، دارای سوراخی هستند که شاخه ها از آن رد شده اند. وجود این همه سنگ یکسان با این ویژگی خاص مسئلهایست که ذهن افراد زیادی را به خود مشغول کرده است. اینکه این سنگ ها از کدام منطقه بوده اند؟ آیا در همین اطراف وجود داشته اند و یا سنگ ها را درویش خان از مناطق دورتری به باغ می آورده است.
شایعات متفاوتی در این مورد نیز وجود دارند. برخی معتقدند که این سنگ ها در یک مکان مشخص بوده اند که وی آنها را پیدا کرده و به اینجا میآورده و برخی نیز میگویند که خود او سنگ ها را به این شکل در میآورده است. اما به هر حال کسی تا به حال پیدا نشده که بگوید او را در هنگام سوراخ کردن سنگ ها دیده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ فروردین سالروز درگذشت #درویش_خان_اسفندیار_پور
( زاده ۱۳ دی ۱۳۰۳ سیرجان -- درگذشته ۱۸ فروردین ۱۳۸۶ سیرجان)
درویشخان از طایفه بچاقچی سیرجان بود که در ۸۳ سالگی درگذشت و پیکرش در باغ سنگی سیرجان به خاک سپرده شد. او که ناشنوا و لال بود در اطراف آن منطقه زمینهایی داشت و از خانوادههای مهم و زمیندار بوده است.
داستان باغ سنگی سیرجان :
در سال ۱۳۴۰، به خاطر اصلاحات ارضی، درویشخان زمینهایش را از دست داد و او را بسیار ناراحت کرد. پس از گذشت مدتی که هنوز ناراحت بود، تصمیم گرفت که اقدامی کند که نشانه این ناراحتی باشد.
او یک روز صبح این ایده به ذهنش رسید که از درختان خشک شدهاش سنگ آویزان کند و شروع به حفر کردن چالههایی در زمین خشک کرد و درختان خشکیده را در این چالهها به وسعت زیادی کاشت و این کار را ادامه داد. زمانی که کاشت این درختان خشکیده تمام شد، شروع به آویزان کردن سنگ هایی از شاخههای درختان کرد. در نهایت وسعت این باغ سنگی به ۱۰۰۰ متر رسید و ۱۸۰ درختی که در آن کاشته شده بودند و سنگهایی که مانند میوه از آن آویزان بود، حس غریب و گاهی هولناکی را به این باغ داده بود.
میگویند که وی با این کار حس میکرد اعتراضش را نشان داده است و میگویند که شاید به دلیل آن که نمیتوانسته حرف بزند، این نوع اعتراض به ذهنش رسیده است.
البته به جز سنگ، او چیزهای دیگری مانند لاستیکهای پنچر شده، آینههای شکسته، فنر و هر چیزی که به نظرش میرسیده را به درخت آویزان میکرده است، اما خب بخش بیشتر باغ سنگی سیرجان را همان میوههای سنگی تشکیل دادهاند.
باغ سنگی سیرجان و روایات متفاوت :
برخی میگویند که وی از یک زمان به بعد برای هر اتفاقی که در زندگیاش میافتاد سنگی از یک درخت آویزان میکرد. مثلا زمانی که یکی از نزدیکانش فوت می کرد، او یک سنگ جدید آویزان می کرد.
برخی از مردم می گویند که داستان آویزان کردن سنگ ها از یک شب شروع شد. گویا یکی از شبهایی که خواب میبیند که در باغی سنگی است. او پس از بیدار شدن تصمیم میگیرد که باغی به همان صورت که در خواب دیده بود بنا کند.
افراد دیگری اعتقاد دارند که درویش خان پس از مدتی به جنون رسیده بود و این کار را تنها از روی اینکه دیگر فکر درستی نداشت انجام میداد.
البته در بین همه روایات و شایعاتی که موجود است، داستان غم از دست دادن زمینها واقعی تر به نظر می رسند. گویا خانواده درویش خان هم این موضوع را قبول دارند که بعدِ از دست دادن زمین ها بود که او شروع به درست کردن باغ سنگی سیرجان کرد.
اما به دلایل زیادی به طور حتم نمیشود گفت که اصلیترین ریشه ایجاد این باغ چه بوده است و از آن جایی که این فرد از نعمت گفتار محروم بوده، نمیتوانسته به جز زبان اشاره حرف های دیگری را بزند و یا اعتراضش را بیان کند.
باغ سنگی و راز سنگهای سوراخ دار :
یکی از عجایب باغ سنگی سیرجان این است که بیشتر سنگهای این باغ، دارای سوراخی هستند که شاخه ها از آن رد شده اند. وجود این همه سنگ یکسان با این ویژگی خاص مسئلهایست که ذهن افراد زیادی را به خود مشغول کرده است. اینکه این سنگ ها از کدام منطقه بوده اند؟ آیا در همین اطراف وجود داشته اند و یا سنگ ها را درویش خان از مناطق دورتری به باغ می آورده است.
شایعات متفاوتی در این مورد نیز وجود دارند. برخی معتقدند که این سنگ ها در یک مکان مشخص بوده اند که وی آنها را پیدا کرده و به اینجا میآورده و برخی نیز میگویند که خود او سنگ ها را به این شکل در میآورده است. اما به هر حال کسی تا به حال پیدا نشده که بگوید او را در هنگام سوراخ کردن سنگ ها دیده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
باورنکردنیهای ایران تمامی ندارد!
۱. چگونه ممکن است یک شخصیت حقیقی بتواند از دادگاهی در ایران حکم بگیرد - ولو به بهانه وقف و کار خیر - تا بخشی از مایملک همه ایرانیان در همهی زمانها را به خود اختصاص دهد؟ آقای رییسی شما دقیقاً کجا هستید الان؟
۲. مگر مطابق قانون ملیشدن اراضی که در سالهای نخست دههی چهل شمسی تصویب شد و به تایید نظام جمهوری اسلامی ایران هم رسیده، قرار نیست تا همه عرصههای طبیعی اعم از جنگل، مرتع، بیابان و تالاب ملی باشد و مالک خصوصی نداشته باشد؟ و مگر قرار نبود تا قوانین قبل از آن کنلمیکن اعلام شود؟ پس چگونه یک فرد حقیقی به استناد یک سند زیرخاکی چندصدساله میخواهد نزدیک به ششهزار هکتار از مرغوبترین رویشگاه هیرکانی در مازندران را وقف یک امامزاده کند؟ آیا صدور چنین حکمی چراغ سبز به دیگر زمینخواران برای آغاز عملیات پایان هیرکانی نمیدهد؟ و آیا آنها با استناد به #وحدترویه، خواهان صدور احکامی مشابه برای بنچاقهای مادربزرگها و پدربزرگهای تازه متولدشده اما زیرخاکی خود نخواهند شد؟! آیا اگر یکی از نوادگان خشایارشاه یا شاهعباس صفوی اینک سندی ارایه دهد که کل اصفهان بزرگ متعلق به من بوده، باید به آن تن داد؟!
۳. یادمان باشد شهید #ناصر_پیروی جنگلبان شجاع ماسال جان خویش را داد و جنگلخواران گردنش را با تیغ موکتبری بریدند، اما حاضر نشد پای سندی را امضا کند که منجر به تغییر مالکیت چند هکتار از رویشگاه هیرکانی شود. به احترام خون پاکش، جنگلخواری را به بهانه وقف قانونی نکنیم.
۴. #دماوند نماد ایران و ثبت ملی است. دماوند مهمترین مولفه در تولید آب شیرین در شمال و مرکز ایران است. چگونه ممکن است هزاران هکتار از این کوهستان بیرقیب را کسی مالک بوده و ادعای وقف کرده باشد؟ اصلاً آقای رییسی! فلسفه فقه و مجمع تشخیص مصلحت نظام چیست؟ مگر جز این است که اگر حکمی شرعی در تضاد با حقوق ملی و مصلحت نظام اسلامی وجود داشته باشد، باید از اجرای آن ممانعت کرد. اجازه ندهید بیش از این مردم به مفاهیم قابل احترامی چون وقف بدبین شوند.
۵. در ماجرای #آقمشهد و دماوند، تشکلهای مردمنهاد در مازندران با هماهنگی نهادها و انجمنهای تخصصی مرتبط باید به سرعت رهبری جنبش مقابله با #زمینخواری، #جنگلخواری و #کوهخواری را بدست گرفته و با تنظیم یک پتیشن در فضای وب از همه ایرانیان به صورت منسجم بخواهند تا پایش را امضا کنند.
#نه_به_ایرانخواری_به_بهانه_وقف
برگرفته از تاربرگ #درویش_نامه
#محمد_درویش
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
باورنکردنیهای ایران تمامی ندارد!
۱. چگونه ممکن است یک شخصیت حقیقی بتواند از دادگاهی در ایران حکم بگیرد - ولو به بهانه وقف و کار خیر - تا بخشی از مایملک همه ایرانیان در همهی زمانها را به خود اختصاص دهد؟ آقای رییسی شما دقیقاً کجا هستید الان؟
۲. مگر مطابق قانون ملیشدن اراضی که در سالهای نخست دههی چهل شمسی تصویب شد و به تایید نظام جمهوری اسلامی ایران هم رسیده، قرار نیست تا همه عرصههای طبیعی اعم از جنگل، مرتع، بیابان و تالاب ملی باشد و مالک خصوصی نداشته باشد؟ و مگر قرار نبود تا قوانین قبل از آن کنلمیکن اعلام شود؟ پس چگونه یک فرد حقیقی به استناد یک سند زیرخاکی چندصدساله میخواهد نزدیک به ششهزار هکتار از مرغوبترین رویشگاه هیرکانی در مازندران را وقف یک امامزاده کند؟ آیا صدور چنین حکمی چراغ سبز به دیگر زمینخواران برای آغاز عملیات پایان هیرکانی نمیدهد؟ و آیا آنها با استناد به #وحدترویه، خواهان صدور احکامی مشابه برای بنچاقهای مادربزرگها و پدربزرگهای تازه متولدشده اما زیرخاکی خود نخواهند شد؟! آیا اگر یکی از نوادگان خشایارشاه یا شاهعباس صفوی اینک سندی ارایه دهد که کل اصفهان بزرگ متعلق به من بوده، باید به آن تن داد؟!
۳. یادمان باشد شهید #ناصر_پیروی جنگلبان شجاع ماسال جان خویش را داد و جنگلخواران گردنش را با تیغ موکتبری بریدند، اما حاضر نشد پای سندی را امضا کند که منجر به تغییر مالکیت چند هکتار از رویشگاه هیرکانی شود. به احترام خون پاکش، جنگلخواری را به بهانه وقف قانونی نکنیم.
۴. #دماوند نماد ایران و ثبت ملی است. دماوند مهمترین مولفه در تولید آب شیرین در شمال و مرکز ایران است. چگونه ممکن است هزاران هکتار از این کوهستان بیرقیب را کسی مالک بوده و ادعای وقف کرده باشد؟ اصلاً آقای رییسی! فلسفه فقه و مجمع تشخیص مصلحت نظام چیست؟ مگر جز این است که اگر حکمی شرعی در تضاد با حقوق ملی و مصلحت نظام اسلامی وجود داشته باشد، باید از اجرای آن ممانعت کرد. اجازه ندهید بیش از این مردم به مفاهیم قابل احترامی چون وقف بدبین شوند.
۵. در ماجرای #آقمشهد و دماوند، تشکلهای مردمنهاد در مازندران با هماهنگی نهادها و انجمنهای تخصصی مرتبط باید به سرعت رهبری جنبش مقابله با #زمینخواری، #جنگلخواری و #کوهخواری را بدست گرفته و با تنظیم یک پتیشن در فضای وب از همه ایرانیان به صورت منسجم بخواهند تا پایش را امضا کنند.
#نه_به_ایرانخواری_به_بهانه_وقف
برگرفته از تاربرگ #درویش_نامه
#محمد_درویش
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ آبان سالروز درگذشت #درویش_جاویدان
( زاده ۷ آبان ۱۳۲۵ کرمانشاه -- درگذشته ۲۰ آبان ۱۳۹۶ کرج ) خواننده
مصطفی موسوی مشهور به درویش جاویدان، با خواندن ترانههای مذهبی و ملی معروف شد. گفته میشود سال ۱۳۴۷ زمانی که او در ۲۲سالگی و علاقهمند به ادامه تحصیل بود، بنا به توصیه دوستان پدرش، با نام مستعار و غیرحقیقی در دانشگاه تهران ثبت نام کرد که از گزند ساواک در امان بماند؛ چراکه از نظر شکل ظاهری، شباهت بسیار نزدیکی به نواب صفوی داشت و این مطلب را سازمان امنیت می دانست. گویا او به کمک دکتری جراح که محرم و از دوستان نزدیک پدرش بود، تغییر چهره و روش مبارزاتی داد. درویش جاویدان به علت حضور ذهن و قابلیت های هنری در زمینههایی مانند مجسمه سازی، خط و نقاشی، شعر و نویسندگی، تئاتر و موسیقی همیشه در اعیاد ملی و مذهبی و جشن تحصیلی آخر سال شرکت می کرد. او به نوازندگی بسیار علاقه مند بود.
نمایشنامه نویسی:
وحدت جهانی حیوانات (۱۳۷۰)
شبنشینی میوهها
عشق حافظ
ترانهسرایی:
درویش جاویدان از خوانندگان کوچه و بازاری بود، که محبوبیت خاصی در دل شنوندگان خود داشت. و به نوشتن شعر و ترانه برای دیگر خوانندگان میپرداخت.
درویش جاویدان در ۷۱ سالگی درگذشت.
برخی از آلبومهای منتشر شده
آثار پیش از انقلاب:
هو یا علی مدد
بابا کوهی
چینی بند زن
آثار پس از انقلاب:
یا علی مدد - یا صاحبالزمان
آزاده سربلند
تقدیم به آزادی خواهان
فیلمشناسی (نوازنده - خواننده)
۱ - تنهایی (۱۳۵۵)
۲ - رامشگر (۱۳۵۵)
۳ - ولی نعمت (۱۳۵۵)
۴ - پلنگ در شب (۱۳۵۴)
۵ - مجازات (۱۳۵۴)
۶ - آب توبه (۱۳۵۳)
۷ - تهمت (۱۳۵۳)
۸ - مکافات (۱۳۵۲)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ آبان سالروز درگذشت #درویش_جاویدان
( زاده ۷ آبان ۱۳۲۵ کرمانشاه -- درگذشته ۲۰ آبان ۱۳۹۶ کرج ) خواننده
مصطفی موسوی مشهور به درویش جاویدان، با خواندن ترانههای مذهبی و ملی معروف شد. گفته میشود سال ۱۳۴۷ زمانی که او در ۲۲سالگی و علاقهمند به ادامه تحصیل بود، بنا به توصیه دوستان پدرش، با نام مستعار و غیرحقیقی در دانشگاه تهران ثبت نام کرد که از گزند ساواک در امان بماند؛ چراکه از نظر شکل ظاهری، شباهت بسیار نزدیکی به نواب صفوی داشت و این مطلب را سازمان امنیت می دانست. گویا او به کمک دکتری جراح که محرم و از دوستان نزدیک پدرش بود، تغییر چهره و روش مبارزاتی داد. درویش جاویدان به علت حضور ذهن و قابلیت های هنری در زمینههایی مانند مجسمه سازی، خط و نقاشی، شعر و نویسندگی، تئاتر و موسیقی همیشه در اعیاد ملی و مذهبی و جشن تحصیلی آخر سال شرکت می کرد. او به نوازندگی بسیار علاقه مند بود.
نمایشنامه نویسی:
وحدت جهانی حیوانات (۱۳۷۰)
شبنشینی میوهها
عشق حافظ
ترانهسرایی:
درویش جاویدان از خوانندگان کوچه و بازاری بود، که محبوبیت خاصی در دل شنوندگان خود داشت. و به نوشتن شعر و ترانه برای دیگر خوانندگان میپرداخت.
درویش جاویدان در ۷۱ سالگی درگذشت.
برخی از آلبومهای منتشر شده
آثار پیش از انقلاب:
هو یا علی مدد
بابا کوهی
چینی بند زن
آثار پس از انقلاب:
یا علی مدد - یا صاحبالزمان
آزاده سربلند
تقدیم به آزادی خواهان
فیلمشناسی (نوازنده - خواننده)
۱ - تنهایی (۱۳۵۵)
۲ - رامشگر (۱۳۵۵)
۳ - ولی نعمت (۱۳۵۵)
۴ - پلنگ در شب (۱۳۵۴)
۵ - مجازات (۱۳۵۴)
۶ - آب توبه (۱۳۵۳)
۷ - تهمت (۱۳۵۳)
۸ - مکافات (۱۳۵۲)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ آذر سالروز درگذشت #درویش_خان
( زاده سال ۱۲۵۱ تهران -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۰۵ تهران ) موسیقیدان و آهنگساز
غلامحسین درویش معروف به درویش خان، دوران کودکی را در خانواده دولتشاهی گذراند. پدرش که کمی با موسیقی آشنا بود و سهتار مینواخت، او را در ۱۰ سالگی به شعبه موسیقی مدرسه نظام، وابسته به دارالفنون سپرد که به سرپرستی موسیو لومر فرانسوی ایجاد شده بود.
غلامحسین در آنجا خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک را فراگرفت. پس از مدرسه، ابتدا نزد داوود کلیمی تارزن رفت و تار آموخت و از استادش گوی سـبقت را ربود و به مرتبه عالی نوازندگی رسید؛ اما حضور در جلسات درس استاد بی بدیل تار آن زمان، یعنی میرزاحسینقلی او را به دنیای دیگری کشاند. هـمچنین آشنایی با برادر بزرگتر میرزا حسینقلی، میرزاعبداله نوازنده تار و سه تار، به کار او غنای بیشتری بخشید.
درویش چندی در دسته موسیقی عزیزالسلطان و سپس در دسته موسیقی کامران میرزا نایبالسلطنه، نوازندگی طبل را بر عهده داشت. کار او در نوجوانی چنان مورد استقبال ناصرالدینشاه قرار گرفته بود که او را تارچی خطاب میکرد و مهـارتش موجب شد تا او پس از مرگ ناصرالدینشاه به دستگاه شعاعالسلطنه پسر مظفرالدینشاه والی فارس دعوت شود.
در سفر اول به شیراز با اصرار شعاعالسلطنه با دختر مستشار نظام ازدواج کرد که حاصل این پیوند دو دختر و یک پسر بود.
چندی بعد رابطه صمیمی میان درویش و شعاعالسلطنه به هم خورد. چرا که از سویی درویش از اینکه، هـمواره در پـناه دستگـاه شعاع السلطنه باشد ناراحت بود و طبع آزادهاش رهایی از این بند را آرزو داشت و از دیگر سو شعاعالسلطنه، برآشفته میشد از اینکه نوازنده خاص او در مجالس اشخاص دیگر حضور مییافت.
در نتیجه چنین نگاهی بود که هنگام بازگشت شعاعالسلطنه به فارس، درویش از رفـتن با او سرباز زد. این سرپیچی سبب شد تا از سوی شاهزاده دستور قطع انگشتان این نوازنده نامی صادر شود. اما درویش خان به مدد یکی از دوستانش از این مصیبت رهایی یافت.
درویش با تشکیل ارکستر موسیقی «انجمن اخوت» و اجرای کنسـرتهای عمومی که سرپرستی آنها را خود به عهده داشت، در جـهـت هـرچه مردمیتر کردن موسیقی ایران و کمک و یاری به مستمندان و بلادیدگان گام برداشت.
«یاپیرجان» تکیه کـلام درویش بود، او به هـمه از روی صفا «یاپـیرجان» میگفت. بعدها همین سه کلمه یکی از القاب درویشخان شد.
درویش در اواخر عمر کنسرتهای دیگری نیز با حضور هنرمندانی چـون، عـارف قـزوینی، حاجی ضربگـیر، اسماعیلزاده، ابـراهیم منصوری، رضا محجوبی و رکنالدین مختاری در گراند هتل اجرا کرد.
در سال ۱۲۸۴ اولین ضبط آثار درویش خان (مجموعا ۹ اثر) با آواز احمدخان در تهران انجام شد.
در سال ۱۲۸۸ ضبط دوم آثار درویش خان در سفر به لندن به همراه هنگآفرین، طاهرزاده، رضا قلی نوروزی، میرزا اسداله و... انجام شد. مجموع آثار ضبط شده در لندن ۲۸ اثر بود.
در سال ۱۲۹۳ ضبط سوم آثار درویش خان به اتفاق اقبال آذر، طاهرزاده، عبداله دوامی و باقرخان انجام شد که مجموعا ۱۶ اثر بود.
به علت شروع جنگ جهانی اول، آثار کمی به تهران می رسید. درویش برای ضبط آثارش در تفلیس منزلش را گرو گذاشته بود که هیچوقت نتوانست آن را از گرو در بیاورد.
شمار شاگردان درویشخان بسیار بود، ولی تنها چـند تن از آنها به پیشرفت و شهرت رسیدند. او به شاگردانی که موفق به طی دوره مخـتلف درسش میشدند، نشانی به شکل تـبرزین هدیه میکرد، که از مس و نقره یا برای شاگردان سطوح عالی، طلا بود.
از شاگردان او که موفـق به دریافـت تـبرزین طـلا شدند، می توان از مرتضی نیداوود، ابوالحسن صبا، موسی معروفی و سعید هـرمزی نام برد.
درویشخان در ۵۴ سالگی در منیریه بر اثر تصادف درشکه حامل او با اتومبیل درگذشت و پیکرش در ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. زمانی که وی درگذشت روزنامهها نوشتند تار مرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ آذر سالروز درگذشت #درویش_خان
( زاده سال ۱۲۵۱ تهران -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۰۵ تهران ) موسیقیدان و آهنگساز
غلامحسین درویش معروف به درویش خان، دوران کودکی را در خانواده دولتشاهی گذراند. پدرش که کمی با موسیقی آشنا بود و سهتار مینواخت، او را در ۱۰ سالگی به شعبه موسیقی مدرسه نظام، وابسته به دارالفنون سپرد که به سرپرستی موسیو لومر فرانسوی ایجاد شده بود.
غلامحسین در آنجا خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک را فراگرفت. پس از مدرسه، ابتدا نزد داوود کلیمی تارزن رفت و تار آموخت و از استادش گوی سـبقت را ربود و به مرتبه عالی نوازندگی رسید؛ اما حضور در جلسات درس استاد بی بدیل تار آن زمان، یعنی میرزاحسینقلی او را به دنیای دیگری کشاند. هـمچنین آشنایی با برادر بزرگتر میرزا حسینقلی، میرزاعبداله نوازنده تار و سه تار، به کار او غنای بیشتری بخشید.
درویش چندی در دسته موسیقی عزیزالسلطان و سپس در دسته موسیقی کامران میرزا نایبالسلطنه، نوازندگی طبل را بر عهده داشت. کار او در نوجوانی چنان مورد استقبال ناصرالدینشاه قرار گرفته بود که او را تارچی خطاب میکرد و مهـارتش موجب شد تا او پس از مرگ ناصرالدینشاه به دستگاه شعاعالسلطنه پسر مظفرالدینشاه والی فارس دعوت شود.
در سفر اول به شیراز با اصرار شعاعالسلطنه با دختر مستشار نظام ازدواج کرد که حاصل این پیوند دو دختر و یک پسر بود.
چندی بعد رابطه صمیمی میان درویش و شعاعالسلطنه به هم خورد. چرا که از سویی درویش از اینکه، هـمواره در پـناه دستگـاه شعاع السلطنه باشد ناراحت بود و طبع آزادهاش رهایی از این بند را آرزو داشت و از دیگر سو شعاعالسلطنه، برآشفته میشد از اینکه نوازنده خاص او در مجالس اشخاص دیگر حضور مییافت.
در نتیجه چنین نگاهی بود که هنگام بازگشت شعاعالسلطنه به فارس، درویش از رفـتن با او سرباز زد. این سرپیچی سبب شد تا از سوی شاهزاده دستور قطع انگشتان این نوازنده نامی صادر شود. اما درویش خان به مدد یکی از دوستانش از این مصیبت رهایی یافت.
درویش با تشکیل ارکستر موسیقی «انجمن اخوت» و اجرای کنسـرتهای عمومی که سرپرستی آنها را خود به عهده داشت، در جـهـت هـرچه مردمیتر کردن موسیقی ایران و کمک و یاری به مستمندان و بلادیدگان گام برداشت.
«یاپیرجان» تکیه کـلام درویش بود، او به هـمه از روی صفا «یاپـیرجان» میگفت. بعدها همین سه کلمه یکی از القاب درویشخان شد.
درویش در اواخر عمر کنسرتهای دیگری نیز با حضور هنرمندانی چـون، عـارف قـزوینی، حاجی ضربگـیر، اسماعیلزاده، ابـراهیم منصوری، رضا محجوبی و رکنالدین مختاری در گراند هتل اجرا کرد.
در سال ۱۲۸۴ اولین ضبط آثار درویش خان (مجموعا ۹ اثر) با آواز احمدخان در تهران انجام شد.
در سال ۱۲۸۸ ضبط دوم آثار درویش خان در سفر به لندن به همراه هنگآفرین، طاهرزاده، رضا قلی نوروزی، میرزا اسداله و... انجام شد. مجموع آثار ضبط شده در لندن ۲۸ اثر بود.
در سال ۱۲۹۳ ضبط سوم آثار درویش خان به اتفاق اقبال آذر، طاهرزاده، عبداله دوامی و باقرخان انجام شد که مجموعا ۱۶ اثر بود.
به علت شروع جنگ جهانی اول، آثار کمی به تهران می رسید. درویش برای ضبط آثارش در تفلیس منزلش را گرو گذاشته بود که هیچوقت نتوانست آن را از گرو در بیاورد.
شمار شاگردان درویشخان بسیار بود، ولی تنها چـند تن از آنها به پیشرفت و شهرت رسیدند. او به شاگردانی که موفق به طی دوره مخـتلف درسش میشدند، نشانی به شکل تـبرزین هدیه میکرد، که از مس و نقره یا برای شاگردان سطوح عالی، طلا بود.
از شاگردان او که موفـق به دریافـت تـبرزین طـلا شدند، می توان از مرتضی نیداوود، ابوالحسن صبا، موسی معروفی و سعید هـرمزی نام برد.
درویشخان در ۵۴ سالگی در منیریه بر اثر تصادف درشکه حامل او با اتومبیل درگذشت و پیکرش در ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. زمانی که وی درگذشت روزنامهها نوشتند تار مرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻بیتالمال= گنجینهی کشور، داراییِ کشور، داراییِ همگانی
🔻بیتالمالچی= گنجور، گنجویر، گنجبان
✍️نمونه:
🔺بیتالمال به مکانی گفته میشود که اموال عمومی متعلّق به تمام مسلمین در آنجا تهیه و حفظ میشود=
«گنجینهی کشور» به جایی گفته میشود که داراییهای همگانیِ وابسته به همهی مسلمانان در آنجا فراهم و نگهداری میشود
🔺دیهی مقتولین را از بیتالمال پرداختند=
خونبهای کشتگان را از داراییِ کشور پرداختند
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍️نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻بیتالمال= گنجینهی کشور، داراییِ کشور، داراییِ همگانی
🔻بیتالمالچی= گنجور، گنجویر، گنجبان
✍️نمونه:
🔺بیتالمال به مکانی گفته میشود که اموال عمومی متعلّق به تمام مسلمین در آنجا تهیه و حفظ میشود=
«گنجینهی کشور» به جایی گفته میشود که داراییهای همگانیِ وابسته به همهی مسلمانان در آنجا فراهم و نگهداری میشود
🔺دیهی مقتولین را از بیتالمال پرداختند=
خونبهای کشتگان را از داراییِ کشور پرداختند
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍️نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻بیتالمال= گنجینهی کشور، داراییِ کشور، داراییِ همگانی
🔻بیتالمالچی= گنجور، گنجویر، گنجبان
✍️نمونه:
🔺بیتالمال به مکانی گفته میشود که اموال عمومی متعلّق به تمام مسلمین در آنجا تهیه و حفظ میشود=
«گنجینهی کشور» به جایی گفته میشود که داراییهای همگانیِ وابسته به همهی مسلمانان در آنجا فراهم و نگهداری میشود
🔺دیهی مقتولین را از بیتالمال پرداختند=
خونبهای کشتگان را از داراییِ کشور پرداختند
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍️نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻بیتالمال= گنجینهی کشور، داراییِ کشور، داراییِ همگانی
🔻بیتالمالچی= گنجور، گنجویر، گنجبان
✍️نمونه:
🔺بیتالمال به مکانی گفته میشود که اموال عمومی متعلّق به تمام مسلمین در آنجا تهیه و حفظ میشود=
«گنجینهی کشور» به جایی گفته میشود که داراییهای همگانیِ وابسته به همهی مسلمانان در آنجا فراهم و نگهداری میشود
🔺دیهی مقتولین را از بیتالمال پرداختند=
خونبهای کشتگان را از داراییِ کشور پرداختند
🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشمیار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشمافزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذرهبینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیکبین
🔻عینکزدن= آیِنَکزدن
🔻عینکساز= Optometrist، آیِنَکساز
🔻عینکسازی= آیینکسازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینکفروشی= Optometry، آیینکفروشی، آیِنَکفروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشهی آیینک، شیشهی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینکدان، آیِنَکدان، جاآیینکی
🔻نمرهی عینک= شمارهی آینک، شمارهی آیینک، شمارهی چشمیار، شمارهی دیدیار، شمارهی چشمینه، شمارهی چشمی، شمارهی چشمافزار
*«آیینک» واژهای پارسی است و «عینک» اَرَبیدهی(معرب) آن است.
✍️نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صافدلان دورنما میباشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاکدلان دورنما میباشد
🔺جایت به فراز دیده در میدادند
چون عینک اگر کج و دورو میبودی=
جایت به فراز دیده در میدادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو میبودی
🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینکنِهِ دیدههای روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینکنِهِ دیدههای روزن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity