🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#❇️ ویژگی های هنری #درویش_خان

درویش خان تار و سه تار را به خوبی می نواخت، سلیقه خاصی درتلفیق نواها داشت، صدای سازش بسیار گرم و مطلوب بود و با به کار گیری قطعات اروپایی با تار، تنوعی مشهود در نوازندگیش ایجاد کرده بود.
برخی اعتقاد دارند سیم ششم تار توسط این هنرمند به این ساز افزوده شده است تا از لحاظ کوک، قادر به ایجاد تنوع باشد.
#ایرج_میرزاجلال_الممالک تحت تاثیر توانایی و شور انگیزی وی در قطعه #زهره_و_منوچهر می گوید:

تار دهم درکف درویش خان
تا بدمد بر بدن مرده جان

#درویش_خان برغم آنکه در علم نواسازی به اندازه هنرمندان امروزی آشنایی نداشته، از لحاظ ملودی و پیوستگی، آثار بسیار غنی و فوق العاده مطبوعی از خود برجای گذاشته که بیانگر احساسات لطیف هنری او است. پیش درآمدهایش از عالی ترین ساخته های آن عصر به شمار می رود. رنگ هایش نیز از جهت ترکیب وزنهای گوناگون و زیبایی و شور انگیزی واجد ارزش بسیاری است. تصنیف هایش از نظر فرم، زیبا و از لحاظ محتوی برجستگی خاصی دارد.


❇️ ویژگی های اخلاقی

#درویش_خان طبعی لطیف و حساس و ذوقی سرشار داشت، هنرمندی متجدد، آزادی خواه، انسان دوست، متواضع، فروتن، بی آزار و بردبار بود، به شاگردانش محبت می ورزید، آنچه می دانست به ایشان تعلیم می داد و آنان را در مقام فرزندان و یادگاران خود می دانست.
#احد_خواص در روزنامه 'زنگ' شماره 13 و 14 سال 1331 خورشیدی می نویسد:

شاگردان درویش خان علاوه برهنر از ویژگی های اخلاقی استاد گرامی خود نیز استفاده های بسیاری کردند و او را از هر جهت مربی و مرشد خود می دانستند و همین عالم مرید و مرادی باعث شد که یک دسته شاگردان با وفا وهنر دوست زیر دست از او بار آمدند و موسیقی ایران را خلوص و صفایی دوباره ببخشند.

❇️▪️ درگذشت

این هنرمند در نهم آذر 1305 خورشید ی درحالی که با درشکه به منزل می رفت با اتومبیل تصادف کرد و در اثر ضربه مغزی در سن 54 سالگی زندگی را به درود گفت.
#کلنل_وزیری چند شب پس از فوت #درویش_خان جلسه یاد بودی با شرکت موسیقیدانان وشخصیت بلند پایه کشور در مدرسه عالی موسیقی تشکیل داد. در روزنامه های اطلاعات و ناهید نیز شرحی به همین مناسبت نگاشتند.

اگر رهگذری از تجریش به دربند برود و در نیمه راه سری به مقبره #ظهیرالدوله بزند قبری کوچک می بیند که شاخه های انبوه نسترن برآن سایه افکنده است. اگر شاخه ها را کنار بزند این اشعار را که اثر طبع مرحوم #شکوهی مدیر روزنامه ناهید است روی سنگ مزار او می خواند:

درویش اگر از این جهان رفت
مشنو که فقیر و ناتوان رفت
درویش هنر ور زمان بود
استاد هنر ور زمان رفت
فریاد ز بوستان برآمد
کان بلبل خوش، ز بوستان رفت
چون دید چنین مدیر ناهید
کان چشم و چراغ بوستان رفت
تاریخ وفات او ز من خواست
تا سر کنم آنچه داستان رفت
من نیز بگفتم ای شکوهی
'درویش یگانه جهان رفت'
#روحش_شاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
اگر به یکی از تصنیف‌های #بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز #بنان، شکستن کلمه، نابجا خواندن، درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی‌شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم. اینجاست که هنر تبلور پیدا می‌کند و #بنان را در صدر می‌نشاند. نوع ادای کلمات، جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان #بنان، خود شعری جداگانه است
#بنان درباره ورود به دنیای موسیقی می‌گوید: «من از بچگی در خانواده‌ام ساز و موسیقی بود و همیشه یادم هست در خانه پیانو داشتیم، ارگ داشتیم و خواهرهای من هم ساز می‌زدند. از همان دوران ذوق پیدا کردم و کار با اساتید قدیمی را شروع کردم البته یواشکی و از ترس پدرم درس هم می‌خواندم بعد یواش یواش معلمان جدید پیدا می‌کردم و از هر کدام چیزی یاد می‌گرفتم یا از قدما چیزی گوش می‌کردم و به من توضیح می‌دادند که اسمش چیست و...و بالاخره در یک تصادفی برخوردم به آقای #کلنل_وزیری و #روح_الله_خالقی.
این بود که یک مدتی در انجمن موسیقی ملی و هنرستان موسیقی ملی بودم که آقای کلنل وزیری و آقای خالقی هم آنجا بودند. بعد از شهریور 1320 و دیرتر از هم دوره‌ای هایم به روی صحنه آمدم چون مدتی خوزستان بودم، بعد شروع کردم به کار کردن در رادیو

خاطره ای از زبان #بنان در هنگام کار در رادیو

یک زمانی من جوان و شلوغ بودم؛ فرض کنید که فردا در رادیو اجرا داشتیم و یکی از رفقا می‌گفت بیا تا کرج برویم و برگردیم. ما رفتیم و بالاتر و بالاتر، سر از رشت درآوردیم! شب هم ماندیم فردا با عجله آمدیم، نفسم بند آمده بود و همسرم هم خبر نداشت من رفتم و چرا شب نیامدم همینکه داشتم شروع به خواندن می‌کردم و چشمم به اتاق فرمان افتاد، دیدم همسرم آنجا ایستاده است و من شعر را عوضی خواندم! باید می گفتم «به تماشای درخت و چمنش حاجت نیست...هر که در خانه چو تو سرو روانی دارد» گفتم «چمن درخت...درخت چمن». همه اپراتورها خنده‌شان گرفته...

#بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا کرد و آنچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می‌آورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای اوست که مخصوص به خودش است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
« تجربه اول پشت میکروفن درحالی‌که مرحوم #گلپا، بانو #الهه و بانو #پوران را در لژ رادیو و پشت میز داوری می‌دیدم و تعداد صد تماشاچی و حضور شانزده موزیسین حرفه‌ای در سالن و انبوه شنوندگان رادیو در سراسر ایران، ترس مرا بیشتر می‌کرد.»
«ترانه #غروب_کوهستان را با ضرب #امیربیداریان و ویولن‌نوازی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و به دید خودم بسیار اجرا بی‌کیفیتی بود. لرزش در صدا و کشدار شدن تحریرها؛ اما هیچگاه از یاد نمی‌برم که جمعیت حاضر دو دقیقه تمام تشویق می‌کردند و نخستین کسی که به من تبریک گفت؛ #ناصرحریری از نوازندگان بنام ویولن بود.»

و این آغازی بر فعالیت جدی‌تر #ناهید در هنر آواز می‌شود و در پی آن پیشنهاد فعالیت در رادیو ایران و برنامه‌های خاطره‌انگیز #گل‌ها و #رنگارنگ.

او دراین‌باره می‌گوید: «از این به بعد آهنگ‌های مشکل و سخت را به من می‌سپردند و ویژگی هنر من تحریرهایی بود که آن دوره کمتر استفاده می‌شد.»

«ظرف یک هفته بعدازاین اجرا #کلنل_وزیری و #حسین‌علی_ملاح قطعه‌ای در دستگاه چهارگاه ساختند و مرا دعوت به همکاری کردند. ماهی یک‌بار اجرا در رادیو تهران، حدود 15 اجرا در گل‌ها و 15 تا در رنگارنگ. گل‌های 392، 408 و گل‌های 323 را که قرار بود بانو #الهه و دیگر بانوان آوازخوان بخوانند به من سپردند.»

اما تفاوت عمده #ناهیددایی‌جواد با بقیه بانوانی که در برنامه گل‌ها اجرا داشتند این بود که او نخستین بانویی بود که آوازهای مثنوی را می‌خواند و پیش از او بقیه هنرمندان زن، ترانه‌خوان بودند.

#دایی‌جواد ادامه می‌دهد: «به خاطر دارم زمانی در دهه 40 جشن رادیو در هتل ونک تهران برگزار شد و بانو #دلکش از گوشه سالن به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و گفت می‌دانستی صدای بسیار زیبایی داری و من در جواب گفتم شما آنقدر اسطوره من بودید که تنها در این آرزو بودم جواب سلامم را بدهید.»

#ناهیددایی‌جواد همزمان با فعالیت در رادیو با رتبه 21 کنکور در رشته ادبیات فارسی و رتبه دو در دانشکده تربیت‌معلم هم پذیرفته می‌شود. او می‌گوید: «در این دوره دیگر من شناخته‌شده بودم و زمانی که در تربیت‌معلم پذیرفته شد، برای پدرم پیام تبریکی با این عنوان که ورود دخترتان را به دارالمعلمان تبریک عرض می‌کنیم فرستاده شد و از این زمان مادرم هم خوشحال و راضی بود. همزمان به ورود به دانشگاه سرپرستی ارکستر و مراسم تشریفاتی دانشگاه و امور دانشجویی را به من سپردند و آن دوره با شرکت در جشنواره موسیقی شیراز و رضاییه (ارومیه) رتبه اول را کسب کردیم.»

«دهه 50 وارد آموزش‌وپرورش شدم و ابتدا دبیر پرورشی بودم که موسیقی و تئاتر کار می‌کردم و بعداً دبیری ادبیات فارسی در دبیرستان رودابه را به عهده گرفتم.»

«سال 1355 #کیوان_قدرخواه که نسبت فامیلی باهم داشتیم و تازه مدرک وکالت گرفته بود و در پاساژ کازرونی دفتر وکالت تأسیس کرده بود از من خواستگاری کرد. ابتدا قبول نکردم و به او گفتم چه ویژگی دارم که مرا انتخاب کردی؟ آوازه‌خوان هم که هستم! او گفت برای تمام ویژگی‌های خوبی که داری تو را انتخاب کردم.»

«آن زمان در محله عباس‌آباد ساکن شده بودیم و در همان خانه پدری جشن عروسی برگزار کردیم. حضور هزار نفر میهمانانی که نیمی از آنها دعوت نشده بودند و خودم آواز می‌خواندم و نوازندگان می‌نواختند و همه شاد بودند. یک عکاس آمریکایی از مجلس عکس می‌گرفت که بسیار تعجب کرده بود و می‌گفت فکر می‌کردم همه دختران ایرانی در مجلس عروسی خودشان می‌خوانند.»

#ناهیددایی‌جواد اما این روزها تنها از عشق و محبتی که مردم در دهه‌های مختلف نسبت به او داشتند یاد می‌کند و می‌گوید: «اگر راه درست را قدم برداریم، محبت خدا و مردم را نصیب خواهیم برد.»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity