الهه و عماد رام
تصنیف #چگونه_میخندم
خواننده #الهه_و_عماد_رام
آهنگساز #رام
شعر #معینی_کرمانشاهیhttps://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #چگونه_میخندم
خواننده #الهه_و_عماد_رام
آهنگساز #رام
شعر #معینی_کرمانشاهیhttps://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
الهه
تصنیف #پونه_ها
خواننده #الهه
آهنگساز #محمد_حیدری
شعر #لعبت_والا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #پونه_ها
خواننده #الهه
آهنگساز #محمد_حیدری
شعر #لعبت_والا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
بهار غلامحسینی (الهه )
تصنیف #کعبه_گلها
خواننده #الهه
آهنگساز #حبیب_الله_بدیعی
شعر #بیژن_ترقی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #کعبه_گلها
خواننده #الهه
آهنگساز #حبیب_الله_بدیعی
شعر #بیژن_ترقی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
خواننده #الهه
ترانه #دل بی رنگ و ریا
آهنگ و شعر #کریم_فکور
تنظیم #حسن_لشکری
این روزها یک دل چون
آیینه پیدا نمیشه
اگر هم پیدا بشه
یار دل ما نمیشه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ترانه #دل بی رنگ و ریا
آهنگ و شعر #کریم_فکور
تنظیم #حسن_لشکری
این روزها یک دل چون
آیینه پیدا نمیشه
اگر هم پیدا بشه
یار دل ما نمیشه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
الهه
تصنیف #پونه_ها
خواننده #الهه
آهنگساز #محمد_حیدری
شعر #لعبت_والاhttps://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #پونه_ها
خواننده #الهه
آهنگساز #محمد_حیدری
شعر #لعبت_والاhttps://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
#آشنایی_با_جشنهای_ایرانی
💧 #جشن_آبسالان
💧🍀 نخستین جشن اسپندماه، برابر با نخستین روز آن، جشن آبسالان نام داشت. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با نخستین روز از واپسین ماه سال بود.
💧🍀 گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان دیدن آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد، ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال "اوسال" است و همین نشان میدهد که این جشن با گذشت روزگاران بسیار جابجا شده است.
💧🍀 پادشاهان کیانی آبسالان را "بهارجشن" مینامیدند. ایرانشناسان با بررسی نام و چمار آن به دنبال چیستی و پیدایش جشن بودهاند. به باور برخی از آنها، واژهی آبسالان با آبشار همریشه است و برای پیدایش نشانههای بهار برگزار میشد.
این نام در پازند "آوساران" و در مینوی خرد "آپسالان" است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار(معنی) بهاران، هنگام بهار و روز بهاری میداند. وِشت در برگردان "مینوی خرد" به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند(معنی کردهاند). در "ریگودا" این واژه "آپسارا" و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که فراروی گیسوی بلند خورشید را میگیرد. در سرودهی "ابو نواس" که در پی میآید، آبسال به ماناک(معنی) باران پرشتاب بهاری است. ابوریحان بیرونی از آن با نام "آبسال وهاری" یاد کرده که میتواند نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
💧🍀 بر پایهی سرودهای از ناصرخسرو، این جشن با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سرسبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
در سرودهای از "ابو نواس" در سدهی دوم، این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ آمده و از نام آن در کنار نوروز و مهرگان پیداست که جشنی بزرگ و همسنگ آنها بوده و به گمان به چم(معنی) رگبار تند و گذرای بهاری است:
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
💧🍀 بیرونی در آثارالباقیه افسانههایی خواندنی از این جشن نوشته است.
در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار، روباهان بالداری پدیدار میشدند و مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بودند. پس از کیانیان، روباهان ناپدید شدند و یا از میان رفتند ولی تا روزگار ابوریحان، مردم دیدن روباه در آستانهی نوروز را نیک میشمردند.
بیرونی همچنین نوشته است که در این روز، جمشیدشاه برای نخستین بار مروارید را در دریا یافت و بیرون آورد.
مردم نیز برای اینکه سرمای سخت گذشته و بهار نزدیک است، شادمانی میکردند.
همچنین بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز کوهی، بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر نکشد خشکسالی در پیش است.
بر پایهی افسانهها، در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت.
💧🍀 دربارهی آیینهای کهن جشن آبسالان گفته شده است که ایرانیان در بامداد جشن آبسالان، با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی و خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاهان در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه ناشتایی یا ناهار بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
📚 برگرفته از:
۱- نوشتار بلند "آیا جشن آبسالان پیوندی با جشن نوروز دارد؟" #پرویز_رجبی
۲- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۳- تارنمای نیستانه، نوشتارهای پژوهشی #الهه_معروضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
#آشنایی_با_جشنهای_ایرانی
💧 #جشن_آبسالان
💧🍀 نخستین جشن اسپندماه، برابر با نخستین روز آن، جشن آبسالان نام داشت. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با نخستین روز از واپسین ماه سال بود.
💧🍀 گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان دیدن آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد، ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال "اوسال" است و همین نشان میدهد که این جشن با گذشت روزگاران بسیار جابجا شده است.
💧🍀 پادشاهان کیانی آبسالان را "بهارجشن" مینامیدند. ایرانشناسان با بررسی نام و چمار آن به دنبال چیستی و پیدایش جشن بودهاند. به باور برخی از آنها، واژهی آبسالان با آبشار همریشه است و برای پیدایش نشانههای بهار برگزار میشد.
این نام در پازند "آوساران" و در مینوی خرد "آپسالان" است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار(معنی) بهاران، هنگام بهار و روز بهاری میداند. وِشت در برگردان "مینوی خرد" به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند(معنی کردهاند). در "ریگودا" این واژه "آپسارا" و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که فراروی گیسوی بلند خورشید را میگیرد. در سرودهی "ابو نواس" که در پی میآید، آبسال به ماناک(معنی) باران پرشتاب بهاری است. ابوریحان بیرونی از آن با نام "آبسال وهاری" یاد کرده که میتواند نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
💧🍀 بر پایهی سرودهای از ناصرخسرو، این جشن با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سرسبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
در سرودهای از "ابو نواس" در سدهی دوم، این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ آمده و از نام آن در کنار نوروز و مهرگان پیداست که جشنی بزرگ و همسنگ آنها بوده و به گمان به چم(معنی) رگبار تند و گذرای بهاری است:
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
💧🍀 بیرونی در آثارالباقیه افسانههایی خواندنی از این جشن نوشته است.
در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار، روباهان بالداری پدیدار میشدند و مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بودند. پس از کیانیان، روباهان ناپدید شدند و یا از میان رفتند ولی تا روزگار ابوریحان، مردم دیدن روباه در آستانهی نوروز را نیک میشمردند.
بیرونی همچنین نوشته است که در این روز، جمشیدشاه برای نخستین بار مروارید را در دریا یافت و بیرون آورد.
مردم نیز برای اینکه سرمای سخت گذشته و بهار نزدیک است، شادمانی میکردند.
همچنین بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز کوهی، بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر نکشد خشکسالی در پیش است.
بر پایهی افسانهها، در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت.
💧🍀 دربارهی آیینهای کهن جشن آبسالان گفته شده است که ایرانیان در بامداد جشن آبسالان، با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی و خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاهان در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه ناشتایی یا ناهار بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
📚 برگرفته از:
۱- نوشتار بلند "آیا جشن آبسالان پیوندی با جشن نوروز دارد؟" #پرویز_رجبی
۲- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۳- تارنمای نیستانه، نوشتارهای پژوهشی #الهه_معروضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#الهه_گذشتگان
نویسنده : اریک فون دانیکن
🔴 کتاب الهه های گذشتگان یکی از برجسته ترین آثار اریک فون دانیکن می باشد.
📝 هدف نویسنده از نگارش این کتاب، بیان تحقیق و نتیجه گیری های وی در رابطه با میزان دانش گذشتگان و حدسیات به یقین او در این زمینه است که شاید در گذشته های بسیار دور، موجوداتی باهوش و تمدن بسیار بالاتر از زمینیان، با اهالی کرۀ زمین در تماس بوده اند و زمینیان آنان را به نام الهه می شناختند و منظور و هدف نویسنده از به کار بردن کلمه الهه همانطوریکه خود وی نیز اشاره می نماید میهمانانی از دیگر ستاره ها می باشد. اریک فون دانیکن متعقد است که ارابه های خدایان که در افسانه های مردمان جهان وجود دارد از مایا ها تا مصریهای قدیم، از بومیهای استرالیایی تا یهودیهای عهد قدیم واقعا سفینه هایی رویت شده اند و خدایانشان چیزی جز سرنشینان همان سفینه نبوده اند. در این کتاب دانکین تصاویر و عکسهای را اریه کرده است و از ما خواسته تا خودمان قضاوت کنیم. چه توجیهی می توانیم برای هواپیماهای مدل تمام آیرودینامیک زمان فراعنه یا یک نقشه کشیده شده توسط پیری رییس فرمانده ترکیه ای در سال ۱۵۱۳ که نشان دهندۀ وضعیتهای طول جغرافیایی با صحت و دقت ۱۰۰% قبل از قرن ۱۸ داشته باشیم و طراحیهای قطب جنوب فقط توسط روش نقشه برداری مدرن در سال ۱۹۵۲ کشف شدند؟ وی به دنبال خدایان باستانی، ما را دعوت به مشاهدۀ آزمایشات با نگرش جدید می نماید و دریچۀ تخیل ما را به یکسری نامعقولات باز می کند.
نوع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#الهه_گذشتگان
نویسنده : اریک فون دانیکن
🔴 کتاب الهه های گذشتگان یکی از برجسته ترین آثار اریک فون دانیکن می باشد.
📝 هدف نویسنده از نگارش این کتاب، بیان تحقیق و نتیجه گیری های وی در رابطه با میزان دانش گذشتگان و حدسیات به یقین او در این زمینه است که شاید در گذشته های بسیار دور، موجوداتی باهوش و تمدن بسیار بالاتر از زمینیان، با اهالی کرۀ زمین در تماس بوده اند و زمینیان آنان را به نام الهه می شناختند و منظور و هدف نویسنده از به کار بردن کلمه الهه همانطوریکه خود وی نیز اشاره می نماید میهمانانی از دیگر ستاره ها می باشد. اریک فون دانیکن متعقد است که ارابه های خدایان که در افسانه های مردمان جهان وجود دارد از مایا ها تا مصریهای قدیم، از بومیهای استرالیایی تا یهودیهای عهد قدیم واقعا سفینه هایی رویت شده اند و خدایانشان چیزی جز سرنشینان همان سفینه نبوده اند. در این کتاب دانکین تصاویر و عکسهای را اریه کرده است و از ما خواسته تا خودمان قضاوت کنیم. چه توجیهی می توانیم برای هواپیماهای مدل تمام آیرودینامیک زمان فراعنه یا یک نقشه کشیده شده توسط پیری رییس فرمانده ترکیه ای در سال ۱۵۱۳ که نشان دهندۀ وضعیتهای طول جغرافیایی با صحت و دقت ۱۰۰% قبل از قرن ۱۸ داشته باشیم و طراحیهای قطب جنوب فقط توسط روش نقشه برداری مدرن در سال ۱۹۵۲ کشف شدند؟ وی به دنبال خدایان باستانی، ما را دعوت به مشاهدۀ آزمایشات با نگرش جدید می نماید و دریچۀ تخیل ما را به یکسری نامعقولات باز می کند.
نوع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#التماس_تفکر
میگفتند ازدواج قبرستان عشق است.
وقتی باهم زندگی کردنمان از مرز یک سال گذشت دوستت دارم گفتن ها کمتر شد، پیش می آمد که موقع حرف زدن نگاهم نکرده باشی
مامان میگفت اولین بار که سرِ دیر خریدن شیر خشک بچه دعوایتان بشود سخت است..
دعوایمان شد...
ابروهایم را کشیدم توی هم.
دلم میخواست بگویم بی مسؤلیت ترین آدم زندگی ام بوده ای
اما وقتی که لیوان از دست هایم افتاد و شکست تو اولین کسی بودی که به طرفم دویدی....
اولین کسی بودی که مرا کنار کشیدی.
اولین کسی بودی که با اینکه یادت رفت بگویی " عزیزم"- مراقب قدم برداشتن هایم بودی...
حتی صدایت بالا رفت
و به جایش گفتی هیچ وقتِ خدا حواسم به خودم نبوده.
آن شب وقتی که خواب بودی به دست هایت نگاه کردم.
دست هایت مرا با خودش جاهای زیادی برده بود
چشم هایت را اگر گاهی نداشتم اما دست هایت همیشه به موقع بودند....امن ترین حس زندگی ام.
دست هایم را توی دست هایت گذاشتم
و توی خواب و بیداری انگشت سبابه ات تکان خورد.
ان لحظه با خودم فکر کردم راست میگویند
ازدواج قبرستان عشق است!
همه ی احساس هایت عمیق میشوند توی لایه های پنهانی وجودت
جوری که نمی توانی با گمشدن توی روزمرگی انکارش کنی و
همان حس پنهانِ دفن شده با شکستن یک لیوان کوچک ، یک تب کردن ، یک سرماخوردگی ساده خودشان را نشان می دهند.
درست است دیگر مدام نمی گویدعاشقت هستم
اما دستش را که آرام روی پیشانی ات می گذارد
یا با انتی بیوتیک های سرِ ساعتی که مجبور به خوردنشان می شوی می فهمی دوستت دارد
همین که گاهی لبخند می زند
همین که مسیج هایش کوتاه و کوتاه تر می شوند
و می پرسد " چیزی لازم نداری"؟
همینکه گاهی جوری نگاهت میکند
که انگار سالها تورا ندیده اما حواسش نیست که بگوید زیبا شده ای
همین که روی یخچال برایت یادداشت می گذارد که قهر نباش!
همین است که ازدواج قبرستان عشق است
در امن ترین جای وجود هم.
وتو انقدر عمیق مرا می شناختی که هرچه قدر فرو رفتیم گم نشدیم!
دست هایت بودند.
#الهه_سادات_موسوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#التماس_تفکر
میگفتند ازدواج قبرستان عشق است.
وقتی باهم زندگی کردنمان از مرز یک سال گذشت دوستت دارم گفتن ها کمتر شد، پیش می آمد که موقع حرف زدن نگاهم نکرده باشی
مامان میگفت اولین بار که سرِ دیر خریدن شیر خشک بچه دعوایتان بشود سخت است..
دعوایمان شد...
ابروهایم را کشیدم توی هم.
دلم میخواست بگویم بی مسؤلیت ترین آدم زندگی ام بوده ای
اما وقتی که لیوان از دست هایم افتاد و شکست تو اولین کسی بودی که به طرفم دویدی....
اولین کسی بودی که مرا کنار کشیدی.
اولین کسی بودی که با اینکه یادت رفت بگویی " عزیزم"- مراقب قدم برداشتن هایم بودی...
حتی صدایت بالا رفت
و به جایش گفتی هیچ وقتِ خدا حواسم به خودم نبوده.
آن شب وقتی که خواب بودی به دست هایت نگاه کردم.
دست هایت مرا با خودش جاهای زیادی برده بود
چشم هایت را اگر گاهی نداشتم اما دست هایت همیشه به موقع بودند....امن ترین حس زندگی ام.
دست هایم را توی دست هایت گذاشتم
و توی خواب و بیداری انگشت سبابه ات تکان خورد.
ان لحظه با خودم فکر کردم راست میگویند
ازدواج قبرستان عشق است!
همه ی احساس هایت عمیق میشوند توی لایه های پنهانی وجودت
جوری که نمی توانی با گمشدن توی روزمرگی انکارش کنی و
همان حس پنهانِ دفن شده با شکستن یک لیوان کوچک ، یک تب کردن ، یک سرماخوردگی ساده خودشان را نشان می دهند.
درست است دیگر مدام نمی گویدعاشقت هستم
اما دستش را که آرام روی پیشانی ات می گذارد
یا با انتی بیوتیک های سرِ ساعتی که مجبور به خوردنشان می شوی می فهمی دوستت دارد
همین که گاهی لبخند می زند
همین که مسیج هایش کوتاه و کوتاه تر می شوند
و می پرسد " چیزی لازم نداری"؟
همینکه گاهی جوری نگاهت میکند
که انگار سالها تورا ندیده اما حواسش نیست که بگوید زیبا شده ای
همین که روی یخچال برایت یادداشت می گذارد که قهر نباش!
همین است که ازدواج قبرستان عشق است
در امن ترین جای وجود هم.
وتو انقدر عمیق مرا می شناختی که هرچه قدر فرو رفتیم گم نشدیم!
دست هایت بودند.
#الهه_سادات_موسوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#یادمان
#تورج_نگهبان
آوای تنهایی
آهنگ: #فریدون_شهبازیان
ترانه: #تورج_نگهبان
آواز: #الهه
نه آوایی نه رؤیایی، نه دنیایی بیتو مانده بهجا
نه میجویی نه میآیی نه میخواهی عشق پاک مرا
نه میخوانی نغمههای مرا نوای بیهمنوای مرا
نه میپرسی این سکوت سیه چرا بر لبها نشسته
تو هم دیگر وفا با ما نداری که با غمها مرا تنها گذاری
نه میدانی ماجرای مرا دل با درد آشنای مرا
نه میبینی رنج دوری تو چو خاری در پا شکسته
تو هم دیگر وفا با ما نداری که با غمها مرا تنها گذاری
چو اشکی که در خیال تو ریزم ندانم چرا ز خود میگریزم
کجا میروم ندانم
بیا تا مرا بود نیمهجانی که میترسم افتم و برنخیزم
نمانده به جان توانم
بهار دگر که گل شکفد خزان شود عمرم آه
چرا نشوی چرا نشوی ز درد من آگاه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#تورج_نگهبان
آوای تنهایی
آهنگ: #فریدون_شهبازیان
ترانه: #تورج_نگهبان
آواز: #الهه
نه آوایی نه رؤیایی، نه دنیایی بیتو مانده بهجا
نه میجویی نه میآیی نه میخواهی عشق پاک مرا
نه میخوانی نغمههای مرا نوای بیهمنوای مرا
نه میپرسی این سکوت سیه چرا بر لبها نشسته
تو هم دیگر وفا با ما نداری که با غمها مرا تنها گذاری
نه میدانی ماجرای مرا دل با درد آشنای مرا
نه میبینی رنج دوری تو چو خاری در پا شکسته
تو هم دیگر وفا با ما نداری که با غمها مرا تنها گذاری
چو اشکی که در خیال تو ریزم ندانم چرا ز خود میگریزم
کجا میروم ندانم
بیا تا مرا بود نیمهجانی که میترسم افتم و برنخیزم
نمانده به جان توانم
بهار دگر که گل شکفد خزان شود عمرم آه
چرا نشوی چرا نشوی ز درد من آگاه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی
تصنیف "دل هر جایی"
شعر و آهنگساز: #عارف_قزوینی
خوانندگان:
بانو #الهه
بانو #مرضیه
بانو #گیتی
استاد #شجریان
"عارف قزوینی" پیش از آنکه به صف آزادیخواهان بپیوندد و شاعری ملی- میهنی شود، به عشق زنان بسیار گرفتار میآمد و از آن جایی که بسیار احساساتی بوده و به سرعت دل میباخته، این عشقها در زندگی شاعرانه و هنری او رد پایی عمیق میگذاشتند.
آنچنان که در فضای مجازی شیاع یافته و منتشر گردیده است و فعلاً هیچ منبع معتبر و مستندی صحت آنرا تایید و تصدیق نمینماید.
#عارف با توجه به داشتن صدای خوب و طبع شاعرانه به دربار قاجار راه مییابد و در این رفت و آمد نرد عشق به چهار دختر ناصرالدین شاه باخته و آنان را با نام، در تصانیف و ترانههای خویش آواز میدهد؛ هرچند فرجام این دلباختگی شکست و حاصلش بیفرجامی بوده است و #عارف در نهایت تا پایان عمر خود تنها و مجرد و بدون یار و همدمی دنیا را ترک میکند.
یکی از دختران ناصرالدین شاه قاجار، #اخترالدوله نام داشته است.
شایان ذکر است آنچه که در حکایتهای انتساب یافته به #عارف دیده میشود نام دختر مورد بحث ناصرالدین شاه را اخترالسلطنه قید نمودهاند در حالیکه اخترالسلطنه نام یکی از همسران هشتاد و پنجگانه ناصرالدین شاه بوده است.
به هر روی و صرف نظر از صحت و سقم این حکایات، #عارف قزوینی عاشق و دلباخته اخترالدوله میگردد و برای ایشان تصنیفی میسازد که امروزه آنرا بنام #دل_هر_جایی میشناسیم گه همانند اکثریت قریب به اتفاق آهنگ و تصانیف ساخته شده عارف قزوینی در شمار تصنیف های ماندگار موسیقی ایرانی قرار گرفته است .
و پس از ساخته شدن آن بارها توسط هنرمندان بسیاری اجرا و مورد بازخوانی قرار میگیرد.
اولین اجرای ثبت شدهی این تصنیف مربوط به شادروان #الهه میباشد که در برنامه شماره ۲۶۰ گلهای رنگارنگ با تنظیم زنده یاد روح الله #خالقی اجرا گردیده است.
پس از اجرای بانو #الهه، تصنیف دل هرجایی، هرچند به اسامی مختلف و با اندکی تغییر در متن شعر و با تنظیمهای مختلف از ناحیه خوانندگان زیادی بازخوانی شده است .
نکنم اگر چاره دل هر جائی را
نتوانم و تن ندهم رسوائی را
نرود مرا از سر سودایت بیرون
اگرش بکوبی تو سر سودائی را
همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح
مه من چه دانی، تو غم تنهائی را
چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند
نبود جز این فایده ای بینائی را
چه قیامت است این که تو در قامت داری
بنگر به دنبالت عجب غوغائی را
به چمن بکن جلوه که تا سرو آموزد
ز قد تو ای سرو روان رعنائی را
نه چو وامقی همچون من گیتی دیده است
نه نشان دهد چرخ چو تو عذرائی را
همه جا غم عشق تو رفت و باز آمد
چو ندید خوش تر ز دلم مأوایی را
تو جهان پر از شهد سخن کردی عارف
ز تو طوطی آموخته شکر خائی را
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی
تصنیف "دل هر جایی"
شعر و آهنگساز: #عارف_قزوینی
خوانندگان:
بانو #الهه
بانو #مرضیه
بانو #گیتی
استاد #شجریان
"عارف قزوینی" پیش از آنکه به صف آزادیخواهان بپیوندد و شاعری ملی- میهنی شود، به عشق زنان بسیار گرفتار میآمد و از آن جایی که بسیار احساساتی بوده و به سرعت دل میباخته، این عشقها در زندگی شاعرانه و هنری او رد پایی عمیق میگذاشتند.
آنچنان که در فضای مجازی شیاع یافته و منتشر گردیده است و فعلاً هیچ منبع معتبر و مستندی صحت آنرا تایید و تصدیق نمینماید.
#عارف با توجه به داشتن صدای خوب و طبع شاعرانه به دربار قاجار راه مییابد و در این رفت و آمد نرد عشق به چهار دختر ناصرالدین شاه باخته و آنان را با نام، در تصانیف و ترانههای خویش آواز میدهد؛ هرچند فرجام این دلباختگی شکست و حاصلش بیفرجامی بوده است و #عارف در نهایت تا پایان عمر خود تنها و مجرد و بدون یار و همدمی دنیا را ترک میکند.
یکی از دختران ناصرالدین شاه قاجار، #اخترالدوله نام داشته است.
شایان ذکر است آنچه که در حکایتهای انتساب یافته به #عارف دیده میشود نام دختر مورد بحث ناصرالدین شاه را اخترالسلطنه قید نمودهاند در حالیکه اخترالسلطنه نام یکی از همسران هشتاد و پنجگانه ناصرالدین شاه بوده است.
به هر روی و صرف نظر از صحت و سقم این حکایات، #عارف قزوینی عاشق و دلباخته اخترالدوله میگردد و برای ایشان تصنیفی میسازد که امروزه آنرا بنام #دل_هر_جایی میشناسیم گه همانند اکثریت قریب به اتفاق آهنگ و تصانیف ساخته شده عارف قزوینی در شمار تصنیف های ماندگار موسیقی ایرانی قرار گرفته است .
و پس از ساخته شدن آن بارها توسط هنرمندان بسیاری اجرا و مورد بازخوانی قرار میگیرد.
اولین اجرای ثبت شدهی این تصنیف مربوط به شادروان #الهه میباشد که در برنامه شماره ۲۶۰ گلهای رنگارنگ با تنظیم زنده یاد روح الله #خالقی اجرا گردیده است.
پس از اجرای بانو #الهه، تصنیف دل هرجایی، هرچند به اسامی مختلف و با اندکی تغییر در متن شعر و با تنظیمهای مختلف از ناحیه خوانندگان زیادی بازخوانی شده است .
نکنم اگر چاره دل هر جائی را
نتوانم و تن ندهم رسوائی را
نرود مرا از سر سودایت بیرون
اگرش بکوبی تو سر سودائی را
همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح
مه من چه دانی، تو غم تنهائی را
چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند
نبود جز این فایده ای بینائی را
چه قیامت است این که تو در قامت داری
بنگر به دنبالت عجب غوغائی را
به چمن بکن جلوه که تا سرو آموزد
ز قد تو ای سرو روان رعنائی را
نه چو وامقی همچون من گیتی دیده است
نه نشان دهد چرخ چو تو عذرائی را
همه جا غم عشق تو رفت و باز آمد
چو ندید خوش تر ز دلم مأوایی را
تو جهان پر از شهد سخن کردی عارف
ز تو طوطی آموخته شکر خائی را
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
« تجربه اول پشت میکروفن درحالیکه مرحوم #گلپا، بانو #الهه و بانو #پوران را در لژ رادیو و پشت میز داوری میدیدم و تعداد صد تماشاچی و حضور شانزده موزیسین حرفهای در سالن و انبوه شنوندگان رادیو در سراسر ایران، ترس مرا بیشتر میکرد.»
«ترانه #غروب_کوهستان را با ضرب #امیربیداریان و ویولننوازی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و به دید خودم بسیار اجرا بیکیفیتی بود. لرزش در صدا و کشدار شدن تحریرها؛ اما هیچگاه از یاد نمیبرم که جمعیت حاضر دو دقیقه تمام تشویق میکردند و نخستین کسی که به من تبریک گفت؛ #ناصرحریری از نوازندگان بنام ویولن بود.»
و این آغازی بر فعالیت جدیتر #ناهید در هنر آواز میشود و در پی آن پیشنهاد فعالیت در رادیو ایران و برنامههای خاطرهانگیز #گلها و #رنگارنگ.
او دراینباره میگوید: «از این به بعد آهنگهای مشکل و سخت را به من میسپردند و ویژگی هنر من تحریرهایی بود که آن دوره کمتر استفاده میشد.»
«ظرف یک هفته بعدازاین اجرا #کلنل_وزیری و #حسینعلی_ملاح قطعهای در دستگاه چهارگاه ساختند و مرا دعوت به همکاری کردند. ماهی یکبار اجرا در رادیو تهران، حدود 15 اجرا در گلها و 15 تا در رنگارنگ. گلهای 392، 408 و گلهای 323 را که قرار بود بانو #الهه و دیگر بانوان آوازخوان بخوانند به من سپردند.»
اما تفاوت عمده #ناهیدداییجواد با بقیه بانوانی که در برنامه گلها اجرا داشتند این بود که او نخستین بانویی بود که آوازهای مثنوی را میخواند و پیش از او بقیه هنرمندان زن، ترانهخوان بودند.
#داییجواد ادامه میدهد: «به خاطر دارم زمانی در دهه 40 جشن رادیو در هتل ونک تهران برگزار شد و بانو #دلکش از گوشه سالن به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و گفت میدانستی صدای بسیار زیبایی داری و من در جواب گفتم شما آنقدر اسطوره من بودید که تنها در این آرزو بودم جواب سلامم را بدهید.»
#ناهیدداییجواد همزمان با فعالیت در رادیو با رتبه 21 کنکور در رشته ادبیات فارسی و رتبه دو در دانشکده تربیتمعلم هم پذیرفته میشود. او میگوید: «در این دوره دیگر من شناختهشده بودم و زمانی که در تربیتمعلم پذیرفته شد، برای پدرم پیام تبریکی با این عنوان که ورود دخترتان را به دارالمعلمان تبریک عرض میکنیم فرستاده شد و از این زمان مادرم هم خوشحال و راضی بود. همزمان به ورود به دانشگاه سرپرستی ارکستر و مراسم تشریفاتی دانشگاه و امور دانشجویی را به من سپردند و آن دوره با شرکت در جشنواره موسیقی شیراز و رضاییه (ارومیه) رتبه اول را کسب کردیم.»
«دهه 50 وارد آموزشوپرورش شدم و ابتدا دبیر پرورشی بودم که موسیقی و تئاتر کار میکردم و بعداً دبیری ادبیات فارسی در دبیرستان رودابه را به عهده گرفتم.»
«سال 1355 #کیوان_قدرخواه که نسبت فامیلی باهم داشتیم و تازه مدرک وکالت گرفته بود و در پاساژ کازرونی دفتر وکالت تأسیس کرده بود از من خواستگاری کرد. ابتدا قبول نکردم و به او گفتم چه ویژگی دارم که مرا انتخاب کردی؟ آوازهخوان هم که هستم! او گفت برای تمام ویژگیهای خوبی که داری تو را انتخاب کردم.»
«آن زمان در محله عباسآباد ساکن شده بودیم و در همان خانه پدری جشن عروسی برگزار کردیم. حضور هزار نفر میهمانانی که نیمی از آنها دعوت نشده بودند و خودم آواز میخواندم و نوازندگان مینواختند و همه شاد بودند. یک عکاس آمریکایی از مجلس عکس میگرفت که بسیار تعجب کرده بود و میگفت فکر میکردم همه دختران ایرانی در مجلس عروسی خودشان میخوانند.»
#ناهیدداییجواد اما این روزها تنها از عشق و محبتی که مردم در دهههای مختلف نسبت به او داشتند یاد میکند و میگوید: «اگر راه درست را قدم برداریم، محبت خدا و مردم را نصیب خواهیم برد.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
«ترانه #غروب_کوهستان را با ضرب #امیربیداریان و ویولننوازی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و به دید خودم بسیار اجرا بیکیفیتی بود. لرزش در صدا و کشدار شدن تحریرها؛ اما هیچگاه از یاد نمیبرم که جمعیت حاضر دو دقیقه تمام تشویق میکردند و نخستین کسی که به من تبریک گفت؛ #ناصرحریری از نوازندگان بنام ویولن بود.»
و این آغازی بر فعالیت جدیتر #ناهید در هنر آواز میشود و در پی آن پیشنهاد فعالیت در رادیو ایران و برنامههای خاطرهانگیز #گلها و #رنگارنگ.
او دراینباره میگوید: «از این به بعد آهنگهای مشکل و سخت را به من میسپردند و ویژگی هنر من تحریرهایی بود که آن دوره کمتر استفاده میشد.»
«ظرف یک هفته بعدازاین اجرا #کلنل_وزیری و #حسینعلی_ملاح قطعهای در دستگاه چهارگاه ساختند و مرا دعوت به همکاری کردند. ماهی یکبار اجرا در رادیو تهران، حدود 15 اجرا در گلها و 15 تا در رنگارنگ. گلهای 392، 408 و گلهای 323 را که قرار بود بانو #الهه و دیگر بانوان آوازخوان بخوانند به من سپردند.»
اما تفاوت عمده #ناهیدداییجواد با بقیه بانوانی که در برنامه گلها اجرا داشتند این بود که او نخستین بانویی بود که آوازهای مثنوی را میخواند و پیش از او بقیه هنرمندان زن، ترانهخوان بودند.
#داییجواد ادامه میدهد: «به خاطر دارم زمانی در دهه 40 جشن رادیو در هتل ونک تهران برگزار شد و بانو #دلکش از گوشه سالن به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و گفت میدانستی صدای بسیار زیبایی داری و من در جواب گفتم شما آنقدر اسطوره من بودید که تنها در این آرزو بودم جواب سلامم را بدهید.»
#ناهیدداییجواد همزمان با فعالیت در رادیو با رتبه 21 کنکور در رشته ادبیات فارسی و رتبه دو در دانشکده تربیتمعلم هم پذیرفته میشود. او میگوید: «در این دوره دیگر من شناختهشده بودم و زمانی که در تربیتمعلم پذیرفته شد، برای پدرم پیام تبریکی با این عنوان که ورود دخترتان را به دارالمعلمان تبریک عرض میکنیم فرستاده شد و از این زمان مادرم هم خوشحال و راضی بود. همزمان به ورود به دانشگاه سرپرستی ارکستر و مراسم تشریفاتی دانشگاه و امور دانشجویی را به من سپردند و آن دوره با شرکت در جشنواره موسیقی شیراز و رضاییه (ارومیه) رتبه اول را کسب کردیم.»
«دهه 50 وارد آموزشوپرورش شدم و ابتدا دبیر پرورشی بودم که موسیقی و تئاتر کار میکردم و بعداً دبیری ادبیات فارسی در دبیرستان رودابه را به عهده گرفتم.»
«سال 1355 #کیوان_قدرخواه که نسبت فامیلی باهم داشتیم و تازه مدرک وکالت گرفته بود و در پاساژ کازرونی دفتر وکالت تأسیس کرده بود از من خواستگاری کرد. ابتدا قبول نکردم و به او گفتم چه ویژگی دارم که مرا انتخاب کردی؟ آوازهخوان هم که هستم! او گفت برای تمام ویژگیهای خوبی که داری تو را انتخاب کردم.»
«آن زمان در محله عباسآباد ساکن شده بودیم و در همان خانه پدری جشن عروسی برگزار کردیم. حضور هزار نفر میهمانانی که نیمی از آنها دعوت نشده بودند و خودم آواز میخواندم و نوازندگان مینواختند و همه شاد بودند. یک عکاس آمریکایی از مجلس عکس میگرفت که بسیار تعجب کرده بود و میگفت فکر میکردم همه دختران ایرانی در مجلس عروسی خودشان میخوانند.»
#ناهیدداییجواد اما این روزها تنها از عشق و محبتی که مردم در دهههای مختلف نسبت به او داشتند یاد میکند و میگوید: «اگر راه درست را قدم برداریم، محبت خدا و مردم را نصیب خواهیم برد.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
▪️عنوان: #سرود_آزادی
▪️سراینده: #محمد_فرخی_یزدی
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
میدوم به پای سر، در قفای آزادی
در محیط طوفانزای، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد، با خدای آزادی
دامن محبت را، گر کنی ز خون رنگین
میتوان تو را گفتن، پیشوای آزادی
آدمی ز جان و دل، میکند همی فریاد
دل نثار استقلال، جان فدای آزادی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#الهه_محمدی
#نیلوفر_حامدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
▪️عنوان: #سرود_آزادی
▪️سراینده: #محمد_فرخی_یزدی
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
میدوم به پای سر، در قفای آزادی
در محیط طوفانزای، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد، با خدای آزادی
دامن محبت را، گر کنی ز خون رنگین
میتوان تو را گفتن، پیشوای آزادی
آدمی ز جان و دل، میکند همی فریاد
دل نثار استقلال، جان فدای آزادی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#الهه_محمدی
#نیلوفر_حامدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
🎗 به دنبال برآورد هزینههای بدرفتاری با زنان که در بسیاری از کشورهای جهان انجام گرفته، روشن است که کامیابی در برابر بدرفتاریهای ژادمَند(جنسیتی) در گرو روشها و راهبردهایی است که توانمندی زنان را افزایش دهد، تنگدستی که چهرهای زنانه دارد کاهش یابد، زنان از پشتیبانی داتیک(قانونی) دربارهی بدرفتاری در خانواده و هازمان(جامعه) بهره گیرند، هازمان برای زنان و همکاری ترازداری(اقتصادی) و هَمبودی(اجتماعی) هموار شود، پشتیبانیهای هَمبودی، روانی و تَنیِ(جسمی) بایسته به آنان پیشنهاد شود، با کودکآزاری پیگیرانه برخورد و پیشگیری شود[در داتهای(قوانین) بسیاری از کشورها دیدنِ بدرفتاری و خاموش ماندن، خود بدرفتاری و کودکآزاری بهشمار میآید] و کارزارهای گستردهی سراسری و هدفمند با پشتیبانی و سرمایهگذاری کشورداران(دولتها) در راستای فرهنگسازی و رویارویی با نگرشها و باورهای کهنه و پوسیده، برای کمرنگکردن و زدودن فرهنگ بدرفتاری برپا شود.
🎗 نویسنده: #الهه_امانی
🎗 #نه_به_بدرفتاری_با_زنان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
🎗 به دنبال برآورد هزینههای بدرفتاری با زنان که در بسیاری از کشورهای جهان انجام گرفته، روشن است که کامیابی در برابر بدرفتاریهای ژادمَند(جنسیتی) در گرو روشها و راهبردهایی است که توانمندی زنان را افزایش دهد، تنگدستی که چهرهای زنانه دارد کاهش یابد، زنان از پشتیبانی داتیک(قانونی) دربارهی بدرفتاری در خانواده و هازمان(جامعه) بهره گیرند، هازمان برای زنان و همکاری ترازداری(اقتصادی) و هَمبودی(اجتماعی) هموار شود، پشتیبانیهای هَمبودی، روانی و تَنیِ(جسمی) بایسته به آنان پیشنهاد شود، با کودکآزاری پیگیرانه برخورد و پیشگیری شود[در داتهای(قوانین) بسیاری از کشورها دیدنِ بدرفتاری و خاموش ماندن، خود بدرفتاری و کودکآزاری بهشمار میآید] و کارزارهای گستردهی سراسری و هدفمند با پشتیبانی و سرمایهگذاری کشورداران(دولتها) در راستای فرهنگسازی و رویارویی با نگرشها و باورهای کهنه و پوسیده، برای کمرنگکردن و زدودن فرهنگ بدرفتاری برپا شود.
🎗 نویسنده: #الهه_امانی
🎗 #نه_به_بدرفتاری_با_زنان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس_آتنا_پارتنوس، با شکوه و با ابهت، نمادی از خرد و مهارت رزمی است. تصویر او که با دقت و ظرافت ساخته شده است، عظمت الهی او را می رساند. #آتناپارتنوس #الهه #حکمت #نبرد #اساطیر یونانی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس_آتنا_پارتنوس، با شکوه و با ابهت، نمادی از خرد و مهارت رزمی است. تصویر او که با دقت و ظرافت ساخته شده است، عظمت الهی او را می رساند. #آتناپارتنوس #الهه #حکمت #نبرد #اساطیر یونانی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس_آتنا_پارتنوس، با شکوه و با ابهت، نمادی از خرد و مهارت رزمی است. تصویر او که با دقت و ظرافت ساخته شده است، عظمت الهی او را می رساند. #آتناپارتنوس #الهه #حکمت #نبرد #اساطیر یونانی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس_آتنا_پارتنوس، با شکوه و با ابهت، نمادی از خرد و مهارت رزمی است. تصویر او که با دقت و ظرافت ساخته شده است، عظمت الهی او را می رساند. #آتناپارتنوس #الهه #حکمت #نبرد #اساطیر یونانی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity