اشرف السادات مرتضایی ((مرضیه ))
تصنیف #غمگین_چو_پاییزم
خواننده #مرضیه
آهنگساز #همایون_خرم
شعر #تورج_نگهبان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
خواننده #مرضیه
ترانه #می_زده
آهنگ #پرویز_یاحقی
کلام #تورج_نگهبان
می زده شب چو ز میكده باز آیم
بر سر كوی تو من به نیاز آیم
من مستم و بی خبرم
دلداده رهگذرم هر نیمه شب
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCa
خواننده #فتانه_اقبالی
ترانه #می_زده
آهنگ #پرویز_یاحقی
تنظیم #هومن_محمدی
کلام #تورج_نگهبان
می زده شب چو ز میكده باز آیم
بر سر كوی تو من به نیاز آیم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
خواننده #مهستی
ترانه #بازیچه
آهنگ #همایون_خرم
کلام #تورج_نگهبان
ای عشق بی ثمر آرامشم مبر
آتش دگر میافروز
عمری نخفته ام
با کس نگفته ام
زین رنجه آشیان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#تورج_نگهبان 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۷ اردیبهشت زادروز #تورج_نگهبان

( زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۱۱ اهواز -- درگذشته ۳۰ امرداد ۱۳۸۷ لس‌آنجلس ) نویسنده، شاعر و ترانه سرا

تورج نگهبان تحصیلات ابتدایی را در خرمشهر و دوره متوسطه را در دبیرستان فیروز بهرام تهران به پایان رسانید. او دانش‌آموخته لیسانس ادبیات فارسی و فوق لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود. نگهبان در کنار فعالیتهای هنری رئیس روابط عمومی سازمان صنایع دستی ایران و همچنین از سال ۱۳۵۳ تا زمان انقلاب مدیر مسئول نشریه تخصصی دستاورد بود. همچنین بین سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸ در دانشکده علوم اجتماعی قزوین تدریس میکرد و صاحب امتیاز و مدیر مسئول مجله صوتی صدا بود.
وی در بعد از انقلاب و شرایط موجود فعالیتهای هنری را به حداقل رساند، در سال ۱۳۵۹ مدتی مدیر استودیو صبا بود و شرکت تبلیغاتی کارنامک را تأسیس کرد. در این سالها اثر ماندگارش، شعر ای ایران ساخته محمد سریر که توسط محمد نوری اجرا شد و چند غزل و شعر بلند از او به یادگار ماند.
نگهبان بسیار علاقمند به وطن بود و در سلوک و عرفان مطالعات فراوانی داشت که در آثار به جای مانده اش مشهود است. او تا اردیبهشت ۱۳۷۲ در ایران اقامت داشت سپس به شهر لس‌آنجلس آمریکا مهاجرت کرد. بعد از انقلاب تعداد انگشت شماری ترانه از او مانند "صنماً با اجرای شکیلا، "سرود آفرینش" و "تندباد حادثه ها با صدای داریوش اقبالی به جامانده است.
او سرانجام در ۷۶ سالگی درگذشت و در گورستان فارست لاون، هالیوود ایالت کالیفرنیا، آمریکا در حضور صدها تن از دوستدارانش به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۳۰ امرداد سالروز درگذشت #تورج_نگهبان

( زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۱۱ اهواز -- درگذشته ۳۰ امرداد ۱۳۸۷ کالیفرنیا ) نویسنده، شاعر و ترانه‌سرا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۳۰ امرداد سالروز درگذشت #تورج_نگهبان

( زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۱۱ اهواز -- درگذشته ۳۰ امرداد ۱۳۸۷ کالیفرنیا ) نویسنده، شاعر و ترانه‌سرا

تورج نگهبان تحصیلات ابتدایی را در خرمشهر و دوره متوسطه را در دبیرستان فیروز بهرام تهران به پایان رسانید. او دانش‌آموخته لیسانس ادبیات فارسی و فوق‌لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود. نگهبان در کنار فعالیت‌های هنری رییس روابط‌عمومی سازمان صنایع دستی ایران و همچنین از سال ۱۳۵۳ تا زمان انقلاب مدیرمسئول نشریه تخصصی دستاورد بود. همچنین بین سال‌های ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸ در دانشکده علوم اجتماعی قزوین تدریس میکرد و صاحب امتیاز و مدیرمسئول مجله صوتی صدا بود.
وی در بعد از انقلاب و شرایط موجود فعالیت‌های هنری را به حداقل رساند، در سال ۱۳۵۹ مدتی مدیر استودیو صبا بود و شرکت تبلیغاتی کارنامک را تأسیس کرد. در این سالها اثر ماندگارش، شعر ای ایران ساخته محمد سریر که توسط محمد نوری اجرا شد و چند غزل و شعر بلند از او به یادگار ماند.
نگهبان بسیار علاقه‌مند به وطن بود و در سلوک و عرفان مطالعات فراوانی داشت که در آثار به جای مانده‌اش مشهود است. او تا اردیبهشت ۱۳۷۲ در ایران اقامت داشت سپس به شهر لس‌آنجلس مهاجرت کرد. بعد از انقلاب تعداد انگشت شماری ترانه از او مانند "صنماً با اجرای شکیلا، "سرود آفرینش" و "تندباد حادثه ها با صدای داریوش اقبالی به جامانده است.
تورج نگهبان در ۷۶ سالگی درگذشت و در گورستان فارست لاون کالیفرنیا به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#یادمان


#تورج_نگهبان
آوای تنهایی
آهنگ: #فریدون_شهبازیان
ترانه‌: #تورج_نگهبان
آواز: #الهه

نه آوایی نه رؤیایی، نه دنیایی بی‌تو مانده به‌جا
نه می‌جویی نه می‌آیی نه میخواهی عشق پاک مرا
نه می‌خوانی نغمه‌های مرا نوای بی‌همنوای مرا
نه می‌پرسی این سکوت سیه چرا بر لب‌ها نشسته
تو هم دیگر وفا با ما نداری که با غمها مرا تنها گذاری
نه می‌دانی ماجرای مرا دل با درد آشنای مرا
نه می‌بینی رنج دوری تو چو خاری در پا شکسته
تو هم دیگر وفا با ما نداری که با غمها مرا تنها گذاری

چو اشکی که در خیال تو ریزم ندانم چرا ز خود می‌گریزم
کجا میروم ندانم
بیا تا مرا بود نیمه‌جانی که می‌ترسم افتم و برنخیزم
نمانده به جان توانم
بهار دگر که گل شکفد خزان شود عمرم آه
چرا نشوی چرا نشوی ز درد من آگاه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی

#تورج_نگهبان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی

#تورج_نگهبان

در تاریخچه ی موسیقی رادیو و به ویژه برنامه فاخرِ «گل ها»، بزرگانی چون، "رحیم معینی کرمانشاهی"، "اسماعیل نواب صفا"، "بیژن ترقی" و "تورج نگهبان"، به مانند الماس می درخشند. این چهار ترانه سرا و شاعرِ بزرگ، آفریننده ی زیباترین متون موسیقی با کلام، در دهه ۳۰ تا انقلاب ۵۷ و تا حدودی بعد از آن نیز، بوده اند. استاد "تورج نگهبان" در کنار دیگر ترانه سرایان بزرگ، به نسلی تعلق داشت که آثارشان موجِ جدیدی در موسیقی و تصنیف ایرانی به راه انداخته بود. این نسل آثاری خلق کرد که همراه با آهنگهای هنرمندانی چون استاد "همایون خرم"، "علی تجویدی"، "مهدی خالدی" و "پرویز یاحقی"، تبدیل به ماندگارترین تصنیفهای ایرانی در دهه های ۳۰ و ۴۰ خورشیدی گردید.

در بین این بزرگان، "تورج نگهبان" دارای موقعیتِ ویژه ای بود که مربوط به انعطاف پذیری خاص او، در کار با آهنگ سازانِ متعلق به سبک های مختلف است: «از موسیقی فاخر گلها، تا موسیقی همه گیر و مردمی پاپ و هر اثر در نوع خود، شیوا و زیبا و به یاد ماندنی.» "نگهبان" ترانه سرایی است که برای پنج نسل از خوانندگانی چون، "مرضیه"، "بنان"، "پروین"، "پوران"، … تا "داریوش اقبالی"، "هایده"، "مهستی"، "فریدون فروغی"، "گوگوش"، "رامش"، "ویگن" و "بهزاد" و... ترانه سروده و به لطفِ قریحه ی عالی و طبعِ روانِ خود، حال و هوای هر نوع موسیقی و صدای افراد مورد نظر را دریافته است.

از سال های دهه سی خورشیدی به بعد، شاهد هستیم که " تصنیف های قدیمی" که دیگر کمی تکراری شده بودند، در جریان یک دگرگونی ملایم و تدریجی، جای خود را به ترانه های سنتی نوتر سپردند. محتوای این ترانه های تازه و نو، دیگر تنها بر محور "شمع و گل و پروانه" نمی چرخید. اندیشه و احساسی را در خود می پرورانید، تصویری از زندگی پیرامون، عرضه می کرد و این همه را در قالب زبانی نوتر می ریخت. بدیهی است که در این تغییرات، آهنگ سازانِ نوگرا از یک سو و ترانه سرایان نواندیش از سوی دیگر، ایفای نقش می کردند. از همان آغاز دهه ی ۳۰ از میان ترانه سرایانِ معروف که تعدادشان از انگشتان یک دست، تجاوز نمی کرد، صدایی برخاست که جوان تر از صداهای دیگر می نمود.

ایشان، "تورج نگهبان" نام داشت که در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران تحصیل می کرد. مثل بسیاری دیگر از جوانان هم سن و سال به سرودن شعر علاقه می ورزید. پدرش دستی به قلم داشت، یکی دو زبان خارجی می دانست و از قریحه شاعری برخوردار بود. به قولِ "تورج" این قریحه، تنها میراثی است که از پدر به او رسیده بود. همین قریحه سبب آشنایی او با زنده یاد "همایون خرم"، آهنگسازِ نوآور آن سال ها شد، که روزی به دوستی و همکاری مشترک، انجامید. "تورج"، خود ثبات در همکاری های میان آهنگ سازان و ترانه سرایان را مهم ترین سببِ پیشبرد کارِ ترانه، در آن سال ها می دانست. زوج های هنری مشخص شده بودند و در اثرِ استمرار همکاری ، چم و خم کار خود را دریافته بودند و شعر و آهنگی که می ساختند، پیوند دقیق تری پیدا می کرد.

"علی تجویدی" با "رحیم معینی کرمانشاهی" کار می کرد، "پرویز یاحقی" با "بیژن ترقی" و "همایون خرم" با "تورج نگهبان"، اما "تورج" با یک ویژگی مهم از همتایان خود متمایز می شد. وی تنها، در قلمرو سنت باقی نمی ماند و در عرصه موسیقی پاپ نیز، کار می کرد و آن قدر به کار پاپ سازها، علاقه داشت که به شیوه های مختلف به آنها یاری می رسانید. بزرگ ترین یاری وی، در جریان بنیاد استودیو طنین، جاری شد که باید آن را بزرگترین جایگاه و پناهگاه موسیقی پاپ در ایران به شمار آورد. هنگامی که رادیو تصمیم می گیرد از تولید ترانه خودداری کند و آن را از بخش خصوصی بخرد، "نگهبان" پیشقدم می شود و به یاری دو سه تن از دوستان، استودیو طنین را برای تولید ترانه ای نو، در تهران بنیاد می کند.

وی بیش از پنجاه سال در ترانه‌سرایی و موسیقی ایران قلم زد و خدمات ارزنده و آثار ماندگاری را به یادگار گذاشت و سه نسل از فارسی‌زبانان، ترانه‌های او را زمزمه کرده و می‌کنند. از اشعار ترانه‌های اعتراضی همچون «تو سپیدی من سیاهم» که اشاره‌ای مستقیم به آپارتاید و تبعیض نژادی داشته تا به لحاظِ عضویت در دراویشِ سلسله نعمت اللهی گنابادی، شعرهای صوفیانه و عاشقانه‌ی «چیست این افسانه‌ی هستی خدایا چیست؟» و دیگر اشعارش که هر کدام خاطره‌ای در اذهان فارسی‌زبانان بر جای گذاشته است...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼

*ششم اردیبهشت ۱۳۱۱، زادروز زنده یاد "تورج نگهبان"

#تورج_نگهبان

در تاریخچه ی موسیقی رادیو و به ویژه برنامه فاخرِ «گل ها»، بزرگانی چون، "رحیم معینی کرمانشاهی"، "اسماعیل نواب صفا"، "بیژن ترقی" و "تورج نگهبان"، به مانند الماس می درخشند. این چهار ترانه سرا و شاعرِ بزرگ، آفریننده ی زیباترین متون موسیقی با کلام، در دهه ۳۰ تا انقلاب ۵۷ و تا حدودی بعد از آن نیز، بوده اند. استاد "تورج نگهبان" در کنار دیگر ترانه سرایان بزرگ، به نسلی تعلق داشت که آثارشان موجِ جدیدی در موسیقی و تصنیف ایرانی به راه انداخته بود. این نسل آثاری خلق کرد که همراه با آهنگهای هنرمندانی چون استاد "همایون خرم"، "علی تجویدی"، "مهدی خالدی" و "پرویز یاحقی"، تبدیل به ماندگارترین تصنیفهای ایرانی در دهه های ۳۰ و ۴۰ خورشیدی گردید.
در بین این بزرگان، "تورج نگهبان" دارای موقعیتِ ویژه ای بود که مربوط به انعطاف پذیری خاص او، در کار با آهنگ سازانِ متعلق به سبک های مختلف است: «از موسیقی فاخر گلها، تا موسیقی همه گیر و مردمی پاپ و هر اثر در نوع خود، شیوا و زیبا و به یاد ماندنی.» "نگهبان" ترانه سرایی است که برای پنج نسل از خوانندگانی چون، "مرضیه"، "بنان"، "پروین"، "پوران"، … تا "داریوش اقبالی"، "هایده"، "مهستی"، "فریدون فروغی"، "گوگوش"، "رامش"، "ویگن" و "بهزاد" و... ترانه سروده و به لطفِ قریحه ی عالی و طبعِ روانِ خود، حال و هوای هر نوع موسیقی و صدای افراد مورد نظر را دریافته است.
از سال های دهه سی خورشیدی به بعد، شاهد هستیم که " تصنیف های قدیمی" که دیگر کمی تکراری شده بودند، در جریان یک دگرگونی ملایم و تدریجی، جای خود را به ترانه های سنتی نوتر سپردند. محتوای این ترانه های تازه و نو، دیگر تنها بر محور "شمع و گل و پروانه" نمی چرخید. اندیشه و احساسی را در خود می پرورانید، تصویری از زندگی پیرامون، عرضه می کرد و این همه را در قالب زبانی نوتر می ریخت. بدیهی است که در این تغییرات، آهنگ سازانِ نوگرا از یک سو و ترانه سرایان نواندیش از سوی دیگر، ایفای نقش می کردند. از همان آغاز دهه ی ۳۰ از میان ترانه سرایانِ معروف که تعدادشان از انگشتان یک دست، تجاوز نمی کرد، صدایی برخاست که جوان تر از صداهای دیگر می نمود.
ایشان، "تورج نگهبان" نام داشت که در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران تحصیل می کرد. مثل بسیاری دیگر از جوانان هم سن و سال به سرودن شعر علاقه می ورزید. پدرش دستی به قلم داشت، یکی دو زبان خارجی می دانست و از قریحه شاعری برخوردار بود. به قولِ "تورج" این قریحه، تنها میراثی است که از پدر به او رسیده بود. همین قریحه سبب آشنایی او با زنده یاد "همایون خرم"، آهنگسازِ نوآور آن سال ها شد، که روزی به دوستی و همکاری مشترک، انجامید. "تورج"، خود ثبات در همکاری های میان آهنگ سازان و ترانه سرایان را مهم ترین سببِ پیشبرد کارِ ترانه، در آن سال ها می دانست. زوج های هنری مشخص شده بودند و در اثرِ استمرار همکاری ، چم و خم کار خود را دریافته بودند و شعر و آهنگی که می ساختند، پیوند دقیق تری پیدا می کرد.

"علی تجویدی" با "رحیم معینی کرمانشاهی" کار می کرد، "پرویز یاحقی" با "بیژن ترقی" و "همایون خرم" با "تورج نگهبان"، اما "تورج" با یک ویژگی مهم از همتایان خود متمایز می شد. وی تنها، در قلمرو سنت باقی نمی ماند و در عرصه موسیقی پاپ نیز، کار می کرد و آن قدر به کار پاپ سازها، علاقه داشت که به شیوه های مختلف به آنها یاری می رسانید. بزرگ ترین یاری وی، در جریان بنیاد استودیو طنین، جاری شد که باید آن را بزرگترین جایگاه و پناهگاه موسیقی پاپ در ایران به شمار آورد. هنگامی که رادیو تصمیم می گیرد از تولید ترانه خودداری کند و آن را از بخش خصوصی بخرد، "نگهبان" پیشقدم می شود و به یاری دو سه تن از دوستان، استودیو طنین را برای تولید ترانه ای نو، در تهران بنیاد می کند.
وی بیش از پنجاه سال در ترانه‌سرایی و موسیقی ایران قلم زد و خدمات ارزنده و آثار ماندگاری را به یادگار گذاشت و سه نسل از فارسی‌زبانان، ترانه‌های او را زمزمه کرده و می‌کنند. از اشعار ترانه‌های اعتراضی همچون «تو سپیدی من سیاهم» که اشاره‌ای مستقیم به آپارتاید و تبعیض نژادی داشته تا به لحاظِ عضویت در دراویشِ سلسله نعمت اللهی گنابادی، شعرهای صوفیانه و عاشقانه‌ی «چیست این افسانه‌ی هستی خدایا چیست؟» و دیگر اشعارش که هر کدام خاطره‌ای در اذهان فارسی‌زبانان بر جای گذاشته است...

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

‌#_نامهربونی

سامان احتشامی و نغمه مرادآبادی


#سامان_احتشامی، نوازندهٔ پیانو و نغمه مرادآبادی، نوازندهٔ تار، به همنوازی با یکدیگر پرداختند.
این دو هنرمند در ویدئوی فوق، قطعهٔ «نامهربونی» اثری از محمد حیدری را می‌نوازند.

هایده، کوروس سرهنگ‌زاده و الهه نسخه‌های باکلام این قطعه را با شعری از #تورج_نگهبان اجرا کرده‌اند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity