🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
#آشنایی_با_جشنهای_ایرانی
💧 #جشن_آبسالان
💧🍀 نخستین جشن اسپندماه، برابر با نخستین روز آن، جشن آبسالان نام داشت. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با نخستین روز از واپسین ماه سال بود.
💧🍀 گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان دیدن آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد، ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال "اوسال" است و همین نشان میدهد که این جشن با گذشت روزگاران بسیار جابجا شده است.
💧🍀 پادشاهان کیانی آبسالان را "بهارجشن" مینامیدند. ایرانشناسان با بررسی نام و چمار آن به دنبال چیستی و پیدایش جشن بودهاند. به باور برخی از آنها، واژهی آبسالان با آبشار همریشه است و برای پیدایش نشانههای بهار برگزار میشد.
این نام در پازند "آوساران" و در مینوی خرد "آپسالان" است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار(معنی) بهاران، هنگام بهار و روز بهاری میداند. وِشت در برگردان "مینوی خرد" به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند(معنی کردهاند). در "ریگودا" این واژه "آپسارا" و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که فراروی گیسوی بلند خورشید را میگیرد. در سرودهی "ابو نواس" که در پی میآید، آبسال به ماناک(معنی) باران پرشتاب بهاری است. ابوریحان بیرونی از آن با نام "آبسال وهاری" یاد کرده که میتواند نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
💧🍀 بر پایهی سرودهای از ناصرخسرو، این جشن با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سرسبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
در سرودهای از "ابو نواس" در سدهی دوم، این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ آمده و از نام آن در کنار نوروز و مهرگان پیداست که جشنی بزرگ و همسنگ آنها بوده و به گمان به چم(معنی) رگبار تند و گذرای بهاری است:
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
💧🍀 بیرونی در آثارالباقیه افسانههایی خواندنی از این جشن نوشته است.
در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار، روباهان بالداری پدیدار میشدند و مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بودند. پس از کیانیان، روباهان ناپدید شدند و یا از میان رفتند ولی تا روزگار ابوریحان، مردم دیدن روباه در آستانهی نوروز را نیک میشمردند.
بیرونی همچنین نوشته است که در این روز، جمشیدشاه برای نخستین بار مروارید را در دریا یافت و بیرون آورد.
مردم نیز برای اینکه سرمای سخت گذشته و بهار نزدیک است، شادمانی میکردند.
همچنین بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز کوهی، بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر نکشد خشکسالی در پیش است.
بر پایهی افسانهها، در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت.
💧🍀 دربارهی آیینهای کهن جشن آبسالان گفته شده است که ایرانیان در بامداد جشن آبسالان، با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی و خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاهان در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه ناشتایی یا ناهار بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
📚 برگرفته از:
۱- نوشتار بلند "آیا جشن آبسالان پیوندی با جشن نوروز دارد؟" #پرویز_رجبی
۲- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۳- تارنمای نیستانه، نوشتارهای پژوهشی #الهه_معروضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
#آشنایی_با_جشنهای_ایرانی
💧 #جشن_آبسالان
💧🍀 نخستین جشن اسپندماه، برابر با نخستین روز آن، جشن آبسالان نام داشت. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با نخستین روز از واپسین ماه سال بود.
💧🍀 گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان دیدن آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد، ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال "اوسال" است و همین نشان میدهد که این جشن با گذشت روزگاران بسیار جابجا شده است.
💧🍀 پادشاهان کیانی آبسالان را "بهارجشن" مینامیدند. ایرانشناسان با بررسی نام و چمار آن به دنبال چیستی و پیدایش جشن بودهاند. به باور برخی از آنها، واژهی آبسالان با آبشار همریشه است و برای پیدایش نشانههای بهار برگزار میشد.
این نام در پازند "آوساران" و در مینوی خرد "آپسالان" است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار(معنی) بهاران، هنگام بهار و روز بهاری میداند. وِشت در برگردان "مینوی خرد" به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند(معنی کردهاند). در "ریگودا" این واژه "آپسارا" و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که فراروی گیسوی بلند خورشید را میگیرد. در سرودهی "ابو نواس" که در پی میآید، آبسال به ماناک(معنی) باران پرشتاب بهاری است. ابوریحان بیرونی از آن با نام "آبسال وهاری" یاد کرده که میتواند نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
💧🍀 بر پایهی سرودهای از ناصرخسرو، این جشن با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سرسبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
در سرودهای از "ابو نواس" در سدهی دوم، این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ آمده و از نام آن در کنار نوروز و مهرگان پیداست که جشنی بزرگ و همسنگ آنها بوده و به گمان به چم(معنی) رگبار تند و گذرای بهاری است:
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
💧🍀 بیرونی در آثارالباقیه افسانههایی خواندنی از این جشن نوشته است.
در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار، روباهان بالداری پدیدار میشدند و مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بودند. پس از کیانیان، روباهان ناپدید شدند و یا از میان رفتند ولی تا روزگار ابوریحان، مردم دیدن روباه در آستانهی نوروز را نیک میشمردند.
بیرونی همچنین نوشته است که در این روز، جمشیدشاه برای نخستین بار مروارید را در دریا یافت و بیرون آورد.
مردم نیز برای اینکه سرمای سخت گذشته و بهار نزدیک است، شادمانی میکردند.
همچنین بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز کوهی، بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر نکشد خشکسالی در پیش است.
بر پایهی افسانهها، در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت.
💧🍀 دربارهی آیینهای کهن جشن آبسالان گفته شده است که ایرانیان در بامداد جشن آبسالان، با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی و خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاهان در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه ناشتایی یا ناهار بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
📚 برگرفته از:
۱- نوشتار بلند "آیا جشن آبسالان پیوندی با جشن نوروز دارد؟" #پرویز_رجبی
۲- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۳- تارنمای نیستانه، نوشتارهای پژوهشی #الهه_معروضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_نیاکانمان
🌟 یلدا، آیینی که از فراز و فرودهای هزارهها گذر کرد
☀️ جشنهای ایرانی هزاران سال پیشینه دارند و هزاران سال در این سرزمین ارج داشتند. اکنون پس از نوروز تنها #یلدا است که از پس هزارههای دور و دراز برآمده و میتواند خانوادهها را گرد هم آورد و مردمان را به تکاپو وادارد. هرچند که در این سالها گرایش به جشنهای ایرانی بهویژه مهرگان، سده و آیین بزرگداشت کوروش در ایران افزایش یافته است.
به گفتهی فریدون جنیدی، یلدا نشان از دانش باستانی نیاکان ما است که هزاران سال پیش به گاهشماری خورشیدی دست یافته و دریافته بودند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است و در پایان این شب با زایش مهر یا میترا یا همان خورشید، روشنایی بر تاریکی پیروز میشود.
از دیگر سو، پیدایش مهر یا خورشید نمادی روشن از مهرورزی و دوستی جهانی است.
⛰ مهر یا خورشید، ایزد جنگاوران و پهلوانان، خدای راستی و پیمان و همچنین نگهبان جهان و جهانیان بود. در افسانههای ایرانی، مهر نخستین خدایی بود که هر بامداد سوار بر گردونه(ارابه)ی خود بر چهار اسب کشیده میشد و از فراز کوه البرز بر ایران و ایرانیان مینگریست و از آنان نگهداری میکرد.
🌾 روشن است که در جهان باستان، مردم با دامپروری و کشاورزی زندگی خود را میگذراندند و با دوگانگی و دشواریهای زیستبوم روبرو بودند.
سپیدی و سیاهی، خوبی و بدی، روشنی و تیرگی، دوستی و دشمنی، گذشت و کینه و... برخی از این دوگانگیها بودند.
در باور آنها آنچه برای زندگیشان خوب بود نشانهی خدای خوب و آنچه برای زندگیشان زیانآور بود نشانهی خدای بد شمرده میشد.
از این رو آنها روز و روشنایی که در آن بالندگی و کوشش بود، دوست داشتند و با فرارسیدن شب آتش میافروختند تا از روشنایی پاسداری کنند.
🍎 یادبود سیاوش در شب یلدا
گفته میشود در ایران باستان و در این جشن، هیچ خوراک ویژهای پخته نمیشد. خوراک این شب خشکبار، اندوختههای کشاورزی و میوههای تابستانی بود که به سختی نگهداری میکردند. در میان این خوراکیها، میوههای سرخ جایگاه ویژهای داشتند. این رنگ در آیین مهر، نشانهی فراز آمدن روشنایی و زایش شید(نور) بود. انار که در وِرشیم(موسم) سرد به فراوانی یافت میشود، بیش از هر میوهی دیگری در خوان یلدا خودنمایی میکند و امروز در هنر ایرانی نمادی زیباست. به گفتهی "علی بلوکباشی"، انار و آبِ سرخِ آن یادآور خون سیاوش بود. همچنین انار و سیب نماد باززایی و باروری هستند. میوههای سرخ، میوههایی هستند که بر پایهی دانش امروز ما دارای پاداُکسایِش*(آنتیاکسیدان) فراوانند و از تن آدمی در برابر بیماریها نگهداری میکنند.
⛺️"چله" چیست؟
چلهی بزرگ از فردای یلدا آغاز شده و تا جشن سده (چهل روز) دنباله داشت. در چلهی بزرگ هوا بسیار سرد بود ولی با فرارسیدن جشن سده(۱۰ بهمن) و پایان چلهی بزرگ، چلهی کوچک آغاز میشد و بیست روز دنباله داشت. در چلهی کوچک از سرمای هوا به آرامی کاسته میشد و پس از آن با فرا رسیدن ماه اسپند، آب و هوا نوید فرا رسیدن گرما، بهار و شکفتن گلها را میداد.
📜 شب چله در #فرهنگ_ایران همیشه زمانی برای گرد هم آمدن خانوادهها و دور ریختن دلخوریها بود که نماد همبستگی و کنار هم بودن برای شکست دادن دشواریهاست. یکی از آیینهای این شب داستانگویی دربارهی دلاوریهای پهلوانان میهن و سربلندیهای آنان بود. شب چله که با شادی و سرور همراه بود، تا سپیدهدم دنباله داشت تا بتوان زایش شید را پس از تاریکی و شبی سرد نگریست.
#پریسای_نازنین
__________________
📚 برگرفته از:
"پیشینه و تبارشناسی یلدا، شب هزارههای تاریخ"، یادداشت #مجتبی_شهرآبادی
"آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز" #محمود_روح_الامینی
"جشنهای ایرانی"، #پرویز_رجبی
"جستار درباره مهر و ناهید"، #محمد_مقدم
"شب یلدا"، #سیما_سلطانی
تیر آرش در کمانم
نام ایران بر زبانم
قلهها در زیر پایم
کهکشانها آشیانم
چون سیاوش پاک پاکم
همچو رستم پهلوانم
کاوهام آزاده مَردم،
تار و پود کاویانم
من ز ماد و از هخایم
از ارشکْ ساسانیانم
مازیارم بابکم من
رهبر آزادگانم
جشن یلدا جشن نوروز
هم سده هم تیرگانم
زادهی پاک اهورا
از نژاد آریایم...
⭐️🌙
بارید ز ابر مهری
باران بردباری
در زمهریر آبان
هُرم حریر یاری
سازد دل مسیحا
باسوز سرد آذر
زیرا رسد ز یلدا
صبح امیدواری!
#یلدا
قرص ماه رفته از البرز بالا را ببین
چشمهای سرمهی غرق تماشا را ببین
پهندشت امپراتوری ایران غرق جشن
دفزنی باربد، چنگ نکیسا را ببین
دختر ایرانی و تاجیک و افغان غرق رقص
گلرخان شوش تا بلخ و بخارا را ببین
آهوان خوشخرام مینیاتور بر سفال
سینهی کبکان دری بر فرش دیبا را ببین
سفرهها گسترده از آجیل و شیرینی و لرک
استکان تا استکان چایی و خرما را ببین
دانه دانه هر سرانگشتی شناور در انار
روشنای آنهمه فانوس دریا را ببین
📚🤔
🔴#میراث_نیاکانمان
🌟 یلدا، آیینی که از فراز و فرودهای هزارهها گذر کرد
☀️ جشنهای ایرانی هزاران سال پیشینه دارند و هزاران سال در این سرزمین ارج داشتند. اکنون پس از نوروز تنها #یلدا است که از پس هزارههای دور و دراز برآمده و میتواند خانوادهها را گرد هم آورد و مردمان را به تکاپو وادارد. هرچند که در این سالها گرایش به جشنهای ایرانی بهویژه مهرگان، سده و آیین بزرگداشت کوروش در ایران افزایش یافته است.
به گفتهی فریدون جنیدی، یلدا نشان از دانش باستانی نیاکان ما است که هزاران سال پیش به گاهشماری خورشیدی دست یافته و دریافته بودند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است و در پایان این شب با زایش مهر یا میترا یا همان خورشید، روشنایی بر تاریکی پیروز میشود.
از دیگر سو، پیدایش مهر یا خورشید نمادی روشن از مهرورزی و دوستی جهانی است.
⛰ مهر یا خورشید، ایزد جنگاوران و پهلوانان، خدای راستی و پیمان و همچنین نگهبان جهان و جهانیان بود. در افسانههای ایرانی، مهر نخستین خدایی بود که هر بامداد سوار بر گردونه(ارابه)ی خود بر چهار اسب کشیده میشد و از فراز کوه البرز بر ایران و ایرانیان مینگریست و از آنان نگهداری میکرد.
🌾 روشن است که در جهان باستان، مردم با دامپروری و کشاورزی زندگی خود را میگذراندند و با دوگانگی و دشواریهای زیستبوم روبرو بودند.
سپیدی و سیاهی، خوبی و بدی، روشنی و تیرگی، دوستی و دشمنی، گذشت و کینه و... برخی از این دوگانگیها بودند.
در باور آنها آنچه برای زندگیشان خوب بود نشانهی خدای خوب و آنچه برای زندگیشان زیانآور بود نشانهی خدای بد شمرده میشد.
از این رو آنها روز و روشنایی که در آن بالندگی و کوشش بود، دوست داشتند و با فرارسیدن شب آتش میافروختند تا از روشنایی پاسداری کنند.
🍎 یادبود سیاوش در شب یلدا
گفته میشود در ایران باستان و در این جشن، هیچ خوراک ویژهای پخته نمیشد. خوراک این شب خشکبار، اندوختههای کشاورزی و میوههای تابستانی بود که به سختی نگهداری میکردند. در میان این خوراکیها، میوههای سرخ جایگاه ویژهای داشتند. این رنگ در آیین مهر، نشانهی فراز آمدن روشنایی و زایش شید(نور) بود. انار که در وِرشیم(موسم) سرد به فراوانی یافت میشود، بیش از هر میوهی دیگری در خوان یلدا خودنمایی میکند و امروز در هنر ایرانی نمادی زیباست. به گفتهی "علی بلوکباشی"، انار و آبِ سرخِ آن یادآور خون سیاوش بود. همچنین انار و سیب نماد باززایی و باروری هستند. میوههای سرخ، میوههایی هستند که بر پایهی دانش امروز ما دارای پاداُکسایِش*(آنتیاکسیدان) فراوانند و از تن آدمی در برابر بیماریها نگهداری میکنند.
⛺️"چله" چیست؟
چلهی بزرگ از فردای یلدا آغاز شده و تا جشن سده (چهل روز) دنباله داشت. در چلهی بزرگ هوا بسیار سرد بود ولی با فرارسیدن جشن سده(۱۰ بهمن) و پایان چلهی بزرگ، چلهی کوچک آغاز میشد و بیست روز دنباله داشت. در چلهی کوچک از سرمای هوا به آرامی کاسته میشد و پس از آن با فرا رسیدن ماه اسپند، آب و هوا نوید فرا رسیدن گرما، بهار و شکفتن گلها را میداد.
📜 شب چله در #فرهنگ_ایران همیشه زمانی برای گرد هم آمدن خانوادهها و دور ریختن دلخوریها بود که نماد همبستگی و کنار هم بودن برای شکست دادن دشواریهاست. یکی از آیینهای این شب داستانگویی دربارهی دلاوریهای پهلوانان میهن و سربلندیهای آنان بود. شب چله که با شادی و سرور همراه بود، تا سپیدهدم دنباله داشت تا بتوان زایش شید را پس از تاریکی و شبی سرد نگریست.
#پریسای_نازنین
__________________
📚 برگرفته از:
"پیشینه و تبارشناسی یلدا، شب هزارههای تاریخ"، یادداشت #مجتبی_شهرآبادی
"آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز" #محمود_روح_الامینی
"جشنهای ایرانی"، #پرویز_رجبی
"جستار درباره مهر و ناهید"، #محمد_مقدم
"شب یلدا"، #سیما_سلطانی
تیر آرش در کمانم
نام ایران بر زبانم
قلهها در زیر پایم
کهکشانها آشیانم
چون سیاوش پاک پاکم
همچو رستم پهلوانم
کاوهام آزاده مَردم،
تار و پود کاویانم
من ز ماد و از هخایم
از ارشکْ ساسانیانم
مازیارم بابکم من
رهبر آزادگانم
جشن یلدا جشن نوروز
هم سده هم تیرگانم
زادهی پاک اهورا
از نژاد آریایم...
⭐️🌙
بارید ز ابر مهری
باران بردباری
در زمهریر آبان
هُرم حریر یاری
سازد دل مسیحا
باسوز سرد آذر
زیرا رسد ز یلدا
صبح امیدواری!
#یلدا
قرص ماه رفته از البرز بالا را ببین
چشمهای سرمهی غرق تماشا را ببین
پهندشت امپراتوری ایران غرق جشن
دفزنی باربد، چنگ نکیسا را ببین
دختر ایرانی و تاجیک و افغان غرق رقص
گلرخان شوش تا بلخ و بخارا را ببین
آهوان خوشخرام مینیاتور بر سفال
سینهی کبکان دری بر فرش دیبا را ببین
سفرهها گسترده از آجیل و شیرینی و لرک
استکان تا استکان چایی و خرما را ببین
دانه دانه هر سرانگشتی شناور در انار
روشنای آنهمه فانوس دریا را ببین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ بهمن سالروز درگذشت #پرویز_رجبی
( زاده ۲۷ اردیبهشت ۱۳۱۸ قوچان -- درگذشته ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ) مورخ، مترجم و محقق تاریخ ایران باستان
پرویز رجبی در روستای امامقلی، حدود ۴۰ کیلومتری قوچان، به دنیا آمد
کودکی را در زادگاه پدریاش در روستای آقکند، بین میانه و زنجان سپری کرد و در همانجا به مدرسهٔ ابتدایی رفت.
در مشهد دیپلم گرفت و آموزگاری را پیشه کرد.
در سال ۱۳۴۲ برای ادامهٔ تحصیل به آلمان رفت و در سال ۱۳۴۹ از دانشگاه گوتینگن آلمان دکترا گرفت. در بازگشت نخست به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد و در سال ۱۳۵۳ مرکز تحقیقات ایرانشناسی را تأسیس کرد.
در ۱۳۶۷ مجدداً به آلمان رفت و به مدت ۶ سال به تحقیق و تدریس در دانشگاههای ماربورگ و گوتینگن مشغول بود. سرانجام در ۱۳۷۳ دوباره به ایران بازگشت و ریاست بخش ایرانشناسی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی را عهده دار شد.
۱۳۷۹ سالی بود که براثر سکته مغزی و فلج شدن نیمی از بدن خانه نشین شد اما همچنان به کار تحقیق و ترجمه اشتغال داشت. در این مدت بیش از ۲۰۰ مقاله علمی تالیف و حدود ۹۰ مقاله نیز برای مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی ویرایش کرد.
وی در سال ۱۳۸۹ یک دوره سخت بیماری را تحمل کرد ولی همچنان با سخت کوشی تمام به تحقیقات خود ادامه داد.
دکتر پرویز رجبی در ۷۲ سالگی درگذشت.
تالیفات:
کریم خان زند و زمان او ، ۱۳۵۲، ۱۵۵۴، ۱۳۵۶، ۱۳۷۵
• معماری ایران در عصر پهلوی ، ۱۳۵۶
• جندق و ترود دو بندر فراموش شده کویر بزرگ نمک، ۱۳۵۳، ۱۳۵۶، ۱۳۸۴
• جشنهای ایرانی ، ۱۳۵۸، ۱۳۷۵ ، ۱۳۸۵
• تاریخ خط میخی فارسی باستان ، ۱۳۵۹
• مهر ایران، ۱۳۷۷
• تخت جمشید بارگاه تاریخ ، ۱۳۷۷
• ارج نامه شهریاری ، ۱۳۸۰
• ایرانشناسی، فرازها و فرودها ، ۱۳۸۱
• هزارههای گمشده: اهورامزدا، زرتشت، اوستا، جلد ۱، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳
• هزارههای گمشده: هخامنشیان به روایت، جلد ۲، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳
• هزاره های گمشده: از خشایارشا تا فروپاشی هخامنشیان، جلد ۳، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳
• هزارههای گمشده: اشکانیان، جلد ۴ ، ۱۳۸۱ ، ۱۳۸۳
• هزاره های گمشده: ساسانیان، جلد ۵ ، ۱۳۸۲ ، ۱۳۸۳
• ترازوی هزارکفه ، ۱۳۸۳
• شما در این خانه حقی ندارید ، ۱۳۸۳
• ایران، ۱۳۸۴
• سدههای گمشده، مجلد ۱، از فتح ایران به دست اعراب تا بر آمدن صفاریان (۱۳۸۵)
• سدههای گمشده، مجلد ۲، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان (۱۳۸۵)
• سدههای گمشده، مجلد ۳، علویان، دیلمیان، آل زیار و آل بویه (۱۳۸۵)
• سده های گمشده، مجلد ۴، سلجوقیان (۱۳۸۷)
• فرمایشهای شاهان، آماده چاپ در سال ۱۳۸۵
• سفرنامه اونور آب، ۱۳۸۴-۱۳۸۵
• خوشا شیراز...، زیر چاپ، ۱۳۸۵
• تاریخ جامع کاشان، برای بنیاد کاشان.
• تاریخ ایران در دوره ایلامی، مادی و هخامنشی (کتاب درسی دانشگاه پیام نور)، ۱۳۸۴
• تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان (کتاب درسی دانشگاه پیام نور) ۱۳۸۴
ترجمه:
سون هدین، کویرهای ایران، ۱۳۵۴
آلفونس گابریل، مارکوپولو در ایران،۱۳۵۴ و۱۳۸۱
کارستن نیبور، سفرنامه نیبور،۱۳۵۵
ویلهم لیتن، ماه عسل ایرانی، ۱۳۵۵و۱۳۸۵
هایدماری کخ، از زبان داریوش ده چاپ، ۱۳۸۳-۱۳۷۵
والتر هینتس، یافتههای نو،۱۳۸۵
والتر هینتس، داریوش و ایرانیان جلد ۱،۱۳۸۵
والتر هینتس، داریوش و ایرانیان جلد ۲، ۱۳۸۵
نامنامه ایران باستان، ۱۳۸۰ آماده چاپ
والتر هینتس، شهریاری ایلام، ۱۳۸۹
ارنست گروبه، هنر جهان اسلام
از زبان داریوش که ۱۸ بار تجدید چاپ شده است
داستان ها:
• شهرما (مجموعه قصه)، ۱۳۵۲، ۱۳۸۴
• ماهی قرمز حوض همسایه (مجموعه قصه)، ۱۳۵۷
• دشنه و سیب گمشده (رمان)، ۱۳۷۹
• لاهوت (رمان)، ۱۳۸۴
• سیمرغ (رمان)، ۱۳۸۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ بهمن سالروز درگذشت #پرویز_رجبی
( زاده ۲۷ اردیبهشت ۱۳۱۸ قوچان -- درگذشته ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ) مورخ، مترجم و محقق تاریخ ایران باستان
پرویز رجبی در روستای امامقلی، حدود ۴۰ کیلومتری قوچان، به دنیا آمد
کودکی را در زادگاه پدریاش در روستای آقکند، بین میانه و زنجان سپری کرد و در همانجا به مدرسهٔ ابتدایی رفت.
در مشهد دیپلم گرفت و آموزگاری را پیشه کرد.
در سال ۱۳۴۲ برای ادامهٔ تحصیل به آلمان رفت و در سال ۱۳۴۹ از دانشگاه گوتینگن آلمان دکترا گرفت. در بازگشت نخست به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد و در سال ۱۳۵۳ مرکز تحقیقات ایرانشناسی را تأسیس کرد.
در ۱۳۶۷ مجدداً به آلمان رفت و به مدت ۶ سال به تحقیق و تدریس در دانشگاههای ماربورگ و گوتینگن مشغول بود. سرانجام در ۱۳۷۳ دوباره به ایران بازگشت و ریاست بخش ایرانشناسی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی را عهده دار شد.
۱۳۷۹ سالی بود که براثر سکته مغزی و فلج شدن نیمی از بدن خانه نشین شد اما همچنان به کار تحقیق و ترجمه اشتغال داشت. در این مدت بیش از ۲۰۰ مقاله علمی تالیف و حدود ۹۰ مقاله نیز برای مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی ویرایش کرد.
وی در سال ۱۳۸۹ یک دوره سخت بیماری را تحمل کرد ولی همچنان با سخت کوشی تمام به تحقیقات خود ادامه داد.
دکتر پرویز رجبی در ۷۲ سالگی درگذشت.
تالیفات:
کریم خان زند و زمان او ، ۱۳۵۲، ۱۵۵۴، ۱۳۵۶، ۱۳۷۵
• معماری ایران در عصر پهلوی ، ۱۳۵۶
• جندق و ترود دو بندر فراموش شده کویر بزرگ نمک، ۱۳۵۳، ۱۳۵۶، ۱۳۸۴
• جشنهای ایرانی ، ۱۳۵۸، ۱۳۷۵ ، ۱۳۸۵
• تاریخ خط میخی فارسی باستان ، ۱۳۵۹
• مهر ایران، ۱۳۷۷
• تخت جمشید بارگاه تاریخ ، ۱۳۷۷
• ارج نامه شهریاری ، ۱۳۸۰
• ایرانشناسی، فرازها و فرودها ، ۱۳۸۱
• هزارههای گمشده: اهورامزدا، زرتشت، اوستا، جلد ۱، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳
• هزارههای گمشده: هخامنشیان به روایت، جلد ۲، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳
• هزاره های گمشده: از خشایارشا تا فروپاشی هخامنشیان، جلد ۳، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳
• هزارههای گمشده: اشکانیان، جلد ۴ ، ۱۳۸۱ ، ۱۳۸۳
• هزاره های گمشده: ساسانیان، جلد ۵ ، ۱۳۸۲ ، ۱۳۸۳
• ترازوی هزارکفه ، ۱۳۸۳
• شما در این خانه حقی ندارید ، ۱۳۸۳
• ایران، ۱۳۸۴
• سدههای گمشده، مجلد ۱، از فتح ایران به دست اعراب تا بر آمدن صفاریان (۱۳۸۵)
• سدههای گمشده، مجلد ۲، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان (۱۳۸۵)
• سدههای گمشده، مجلد ۳، علویان، دیلمیان، آل زیار و آل بویه (۱۳۸۵)
• سده های گمشده، مجلد ۴، سلجوقیان (۱۳۸۷)
• فرمایشهای شاهان، آماده چاپ در سال ۱۳۸۵
• سفرنامه اونور آب، ۱۳۸۴-۱۳۸۵
• خوشا شیراز...، زیر چاپ، ۱۳۸۵
• تاریخ جامع کاشان، برای بنیاد کاشان.
• تاریخ ایران در دوره ایلامی، مادی و هخامنشی (کتاب درسی دانشگاه پیام نور)، ۱۳۸۴
• تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان (کتاب درسی دانشگاه پیام نور) ۱۳۸۴
ترجمه:
سون هدین، کویرهای ایران، ۱۳۵۴
آلفونس گابریل، مارکوپولو در ایران،۱۳۵۴ و۱۳۸۱
کارستن نیبور، سفرنامه نیبور،۱۳۵۵
ویلهم لیتن، ماه عسل ایرانی، ۱۳۵۵و۱۳۸۵
هایدماری کخ، از زبان داریوش ده چاپ، ۱۳۸۳-۱۳۷۵
والتر هینتس، یافتههای نو،۱۳۸۵
والتر هینتس، داریوش و ایرانیان جلد ۱،۱۳۸۵
والتر هینتس، داریوش و ایرانیان جلد ۲، ۱۳۸۵
نامنامه ایران باستان، ۱۳۸۰ آماده چاپ
والتر هینتس، شهریاری ایلام، ۱۳۸۹
ارنست گروبه، هنر جهان اسلام
از زبان داریوش که ۱۸ بار تجدید چاپ شده است
داستان ها:
• شهرما (مجموعه قصه)، ۱۳۵۲، ۱۳۸۴
• ماهی قرمز حوض همسایه (مجموعه قصه)، ۱۳۵۷
• دشنه و سیب گمشده (رمان)، ۱۳۷۹
• لاهوت (رمان)، ۱۳۸۴
• سیمرغ (رمان)، ۱۳۸۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🍁 #آشنایی_باجشنهای_ایرانی
🍁 #جشن_گاهنباری_ایاسرم
🍃🍂 پایان مهر همزمان است با یکی دیگر از جشنهای ششگانهی گاهنباری که در پنج روز برگزار میشد و واپسین روز آن همراه با جشنی بزرگ بود.
🍃🍂 گاهشمار(تقویم) گاهنباری کهنترین سامانهی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود بهجامانده از گاهشماری ساده و باریکبینانهای باشد که بتوانند یک سال را بخشبندی کنند تا هم زمان فرارسیدن سرما و گرما را بدانند و هم برای کشاورزی برنامهریزی کنند. به گمان، نخستین روز تابستان نیز آغاز سال نو بود. در نگر داشته باشید که در اینجا از زمانی بسیار دور سخن میگوییم که هیچچیز رویدادنگاری نمیشد. اکنون در میان کشاورزان و روستاییان شمارشی همچون چهلم بهار، بیست روز به تابستان و... دیده میشود.
ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمهی هر فَرشیم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن «اَجغار» میگفتند.
🍃🍂 بر پایهی آگاهی اندک و بهجامانده، بیستوپنجم تا سیام مهر(اشتادروز تا انارام روز) چهارمین جشن گاهنباری که «ایاسرم» نام دارد برگزار میشد. ایاسَرِم به مانَک(معنی) آغاز سرما و میانهی پاییز است که بر پایهی باورهای کهن، گامه(مرحله)ی چهارم از شش گام آفرینش در این روزها رخ داد و گیاهان آفریده شدند.
گمان میرود که جشنهای گاهانباری هشتگانه بودند ولی از جشنهای پایان بهار و نیمهی زمستان نشانی دیده نمیشود. از اینرو گفته میشود که ساسانیان در آییننگاری کهن دستبَری(تحریف) کردهاند تا باور به آفرینش ششگانه را به آن بیافزایند و با گاهشمار مزدیسنایی هماهنگ کنند.
با این دیدگاه دربارهی زمان گرامیداشت گاهنبار ایاسرم گفته میشود که باید آن را همزمان با جشن میانهی پاییز یا پاییزانه در نیمهی آبان بدانیم.
🍃🍂 برای آشنایی با جشنهای گاهنباری دیگر به این #جشنها بنگرید:
⏳⌛️ #جشن_نوروز
🕊#جشن_بهاربد
🏝 #جشن_میانهی_تابستان
🍉 #جشن_های_میوه_چینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
📚 برگرفته از:
۱- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۲- جشنهای ایران باستان #محمدحسین_موسوی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
_____________
#جشن_های_ایرانی #گاهنبار_ایاسرم #جشن_گاهنباری #مهرگان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🍁 #آشنایی_باجشنهای_ایرانی
🍁 #جشن_گاهنباری_ایاسرم
🍃🍂 پایان مهر همزمان است با یکی دیگر از جشنهای ششگانهی گاهنباری که در پنج روز برگزار میشد و واپسین روز آن همراه با جشنی بزرگ بود.
🍃🍂 گاهشمار(تقویم) گاهنباری کهنترین سامانهی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود بهجامانده از گاهشماری ساده و باریکبینانهای باشد که بتوانند یک سال را بخشبندی کنند تا هم زمان فرارسیدن سرما و گرما را بدانند و هم برای کشاورزی برنامهریزی کنند. به گمان، نخستین روز تابستان نیز آغاز سال نو بود. در نگر داشته باشید که در اینجا از زمانی بسیار دور سخن میگوییم که هیچچیز رویدادنگاری نمیشد. اکنون در میان کشاورزان و روستاییان شمارشی همچون چهلم بهار، بیست روز به تابستان و... دیده میشود.
ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمهی هر فَرشیم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن «اَجغار» میگفتند.
🍃🍂 بر پایهی آگاهی اندک و بهجامانده، بیستوپنجم تا سیام مهر(اشتادروز تا انارام روز) چهارمین جشن گاهنباری که «ایاسرم» نام دارد برگزار میشد. ایاسَرِم به مانَک(معنی) آغاز سرما و میانهی پاییز است که بر پایهی باورهای کهن، گامه(مرحله)ی چهارم از شش گام آفرینش در این روزها رخ داد و گیاهان آفریده شدند.
گمان میرود که جشنهای گاهانباری هشتگانه بودند ولی از جشنهای پایان بهار و نیمهی زمستان نشانی دیده نمیشود. از اینرو گفته میشود که ساسانیان در آییننگاری کهن دستبَری(تحریف) کردهاند تا باور به آفرینش ششگانه را به آن بیافزایند و با گاهشمار مزدیسنایی هماهنگ کنند.
با این دیدگاه دربارهی زمان گرامیداشت گاهنبار ایاسرم گفته میشود که باید آن را همزمان با جشن میانهی پاییز یا پاییزانه در نیمهی آبان بدانیم.
🍃🍂 برای آشنایی با جشنهای گاهنباری دیگر به این #جشنها بنگرید:
⏳⌛️ #جشن_نوروز
🕊#جشن_بهاربد
🏝 #جشن_میانهی_تابستان
🍉 #جشن_های_میوه_چینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
📚 برگرفته از:
۱- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۲- جشنهای ایران باستان #محمدحسین_موسوی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
_____________
#جشن_های_ایرانی #گاهنبار_ایاسرم #جشن_گاهنباری #مهرگان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
🍂🍃 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🍃🍂 #جشن_پاییزانه_یا_میانهی_پاییز
🍁 در گذشتههای دور، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش میکردند و هر فَرشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود.
🌾 «جشن پاییزانه» یا «جشن میانهی پاییز» یکی از آنها است و گفته میشود دیرینگی آن به زمان جمشید، پادشاه پیشدادی میرسد و در زمان هخامنشیان جشنی شناخته شده بود. در میانهی پاییز دامها(گاو و گوسپند) از چراگاههای تابستانی به خانه بازمیگشتند.
امروز نیز در سلطانیهی زنجان دامداران و کشاورزان در آغاز سال با چوپانان پیمان میبندند و چوپانان در برابر دستمزد یا گندم، دامها را به چرا میبرند و هنگام نخستین برف که همزمان با نیمههای پاییز است، دام را بازمیگردانند. ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمهی هر فَرشیم را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن «اجغار» میگفتند.
🎍 گفته میشود «گاهنبار ایاسرم» به چمار(معنی) آغاز سرما در گذشتههای دور همان جشن میانهی پاییز بود و با گذشت سدهها و دگرگونیهایی که در گاهشماری(تقویم)ها رخ داد، زمان آن به دههی سوم مهر جابجا شده است. به باور ایرانیان گاهنبار ایاسرم زمان آفرینش گیاهان بود.
🍂 همچنین بیشتر جشنهای ایرانی، زنجیرهی پیوستهای بودند و زمانبندی روشنی داشتند که به گاهشماری و شناخت زمان دگرگونیهای آبوهوایی و زمان کشتوکار یاری میرساند. برخی کارشناسان گاهشماری کهن ایرانی، جشن میانهی پاییز را ۲۱۰ روز پس از نوروز میدانند و شماری آن را درست در میانهی پاییز میپندارند.
🌻 ویژگی جشنهای گاهانباری، دستگیری از نیازمندان و برابری در بزم و مهمانیها بود. در این جشنها هرکس به اندازهی تواناییاش در برگزاری جشن و آمادهکردن خوراک میکوشید، همهی باشندگان(حاضران) فرمانروا، مردم، تهیدست، دارا، زن، مرد و کودک بر یک خوان(سفره) مینشستند، از یک خوراک میخوردند و این را نشانهی همبستگی میدانستند. بخشی از خوراک مهمانی نیز به سوی خانهی نیازمندان روانه میشد.
🍁 از آیینهای دیگر این جشن دستبهدست هم دادن و نیایشکردن و سپاسگزاری از ایزد بود. دستبهدستهمدادن از گذشته نشانهی همپیمان شدن است زیرا ایستادگی در برابر رویدادهایی چون تندآبه(سیل) و زمینلرزه با پشتیبانی یکدیگر شدنی است.
🎍 جشنهای گاهنباری پنج روز بودند و واپسین روز آن جشن بزرگی برگزار میشد و بر پایهی باورها، آن گام آفرینش در روز پنجم به پایان میرسید.
🌾 اکنون آیینی همراه با پخش پَتیست(نذری) در میانهی پاییز میان «اهل حق» کرمانشاه برگزار میشود که گفته میشود بهجامانده از جشن پاییزانه است و ریشه در آیین مهرپرستی دارد.
آنها در این آیین نیایش میکنند و به شمار فرزندان خانواده خروس میپزند.
____________
📚 برگرفته از:
۱- زمستان #انجوی_شیرازی
۲- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۳- جشنهای ایران باستان #محمدحسین_موسوی
____________
📜 بیشتر بخوانید:
گاهنبار ایاسرم
جشن میانهی زمستان
جشن میانبهار یا بهاربُد
جشن میانهی تابستان
#جشن_های_ایرانی #جشن_پاییزانه #آبانگان #جشن_میانه_پاییز
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
🍂🍃 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🍃🍂 #جشن_پاییزانه_یا_میانهی_پاییز
🍁 در گذشتههای دور، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش میکردند و هر فَرشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود.
🌾 «جشن پاییزانه» یا «جشن میانهی پاییز» یکی از آنها است و گفته میشود دیرینگی آن به زمان جمشید، پادشاه پیشدادی میرسد و در زمان هخامنشیان جشنی شناخته شده بود. در میانهی پاییز دامها(گاو و گوسپند) از چراگاههای تابستانی به خانه بازمیگشتند.
امروز نیز در سلطانیهی زنجان دامداران و کشاورزان در آغاز سال با چوپانان پیمان میبندند و چوپانان در برابر دستمزد یا گندم، دامها را به چرا میبرند و هنگام نخستین برف که همزمان با نیمههای پاییز است، دام را بازمیگردانند. ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمهی هر فَرشیم را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن «اجغار» میگفتند.
🎍 گفته میشود «گاهنبار ایاسرم» به چمار(معنی) آغاز سرما در گذشتههای دور همان جشن میانهی پاییز بود و با گذشت سدهها و دگرگونیهایی که در گاهشماری(تقویم)ها رخ داد، زمان آن به دههی سوم مهر جابجا شده است. به باور ایرانیان گاهنبار ایاسرم زمان آفرینش گیاهان بود.
🍂 همچنین بیشتر جشنهای ایرانی، زنجیرهی پیوستهای بودند و زمانبندی روشنی داشتند که به گاهشماری و شناخت زمان دگرگونیهای آبوهوایی و زمان کشتوکار یاری میرساند. برخی کارشناسان گاهشماری کهن ایرانی، جشن میانهی پاییز را ۲۱۰ روز پس از نوروز میدانند و شماری آن را درست در میانهی پاییز میپندارند.
🌻 ویژگی جشنهای گاهانباری، دستگیری از نیازمندان و برابری در بزم و مهمانیها بود. در این جشنها هرکس به اندازهی تواناییاش در برگزاری جشن و آمادهکردن خوراک میکوشید، همهی باشندگان(حاضران) فرمانروا، مردم، تهیدست، دارا، زن، مرد و کودک بر یک خوان(سفره) مینشستند، از یک خوراک میخوردند و این را نشانهی همبستگی میدانستند. بخشی از خوراک مهمانی نیز به سوی خانهی نیازمندان روانه میشد.
🍁 از آیینهای دیگر این جشن دستبهدست هم دادن و نیایشکردن و سپاسگزاری از ایزد بود. دستبهدستهمدادن از گذشته نشانهی همپیمان شدن است زیرا ایستادگی در برابر رویدادهایی چون تندآبه(سیل) و زمینلرزه با پشتیبانی یکدیگر شدنی است.
🎍 جشنهای گاهنباری پنج روز بودند و واپسین روز آن جشن بزرگی برگزار میشد و بر پایهی باورها، آن گام آفرینش در روز پنجم به پایان میرسید.
🌾 اکنون آیینی همراه با پخش پَتیست(نذری) در میانهی پاییز میان «اهل حق» کرمانشاه برگزار میشود که گفته میشود بهجامانده از جشن پاییزانه است و ریشه در آیین مهرپرستی دارد.
آنها در این آیین نیایش میکنند و به شمار فرزندان خانواده خروس میپزند.
____________
📚 برگرفته از:
۱- زمستان #انجوی_شیرازی
۲- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۳- جشنهای ایران باستان #محمدحسین_موسوی
____________
📜 بیشتر بخوانید:
گاهنبار ایاسرم
جشن میانهی زمستان
جشن میانبهار یا بهاربُد
جشن میانهی تابستان
#جشن_های_ایرانی #جشن_پاییزانه #آبانگان #جشن_میانه_پاییز
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity