اشرف السادات مرتضایی ((مرضیه ))

تصنیف #یه_دل_اینجا_یه_دل_اونجا

خواننده #مرضیه
آهنگساز #جهانبخش_پازوکی
شعر #پازوکی
دستگاه/مایه #همایون
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
فرح دخت عباسی طاقانی (پوران )



تصنیف #اگه_میشه
خواننده #پوران
آهنگساز #جهانبخش_پازوکی
شعر #پازوکی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
اشرف السادات مرتضایی (مرضیه )



تصنیف #یه_دل_اینجا_یه_دل_اونجا
خواننده #مرضیه
آهنگساز #جهانبخش_پازوکی
شعر #پازوکی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
خواننده #شهلا_سرشار
ترانه #عاشقانه با دلم رفتار کن
آهنگ و کلام #جهانبخش_پازوکی
تنظیم #کاظم_عالمی
بی تعارف ما زمانی
عاشق هم بوده ایم
روی زخم یکدگر
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
اشرف السادات مرتضایی ((مرضیه ))
تصنیف #یه_دل_اینجا_یه_دل_اونجا
خواننده #مرضیه
آهنگساز #جهانبخش_پازوکی
شعر #پازوکی
دستگاه/مایه #همایون
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#حمیرا
آهنگ "دو عاشق"
ترانه و آهنگ #جهانبخش_پازوکی
تنظیم #کاظم_عالمی
آلبوم سرنوشت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
فرح دخت عباسی طاقانی (پوران )
تصنیف #اگه_میشه
خواننده #پوران
آهنگساز #جهانبخش_پازوکی
شعر #پازوکی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
افتخار دده بالا ((مهستی ))
تصنیف #دورنگی
خواننده #مهستی
آهنگساز #جهانبخش_پازوکی
شعر #پازوکی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
خواننده #بهزاد
ترانه #روزگار
آهنگساز #جهانبخش_پازوکی
تنظیم #امیر_بدخش
آی دنیا دنیا دنیا
آی دنیا آی دنیا
چه کردی با عمر ما
آی دنیا آی دنیاhttps://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#جهانبخش_پازوکی

آهنگ سازانِ دوره ی مشروطیت، از جمله "عارف قزوینی"، "علی اکبر شیدا" و... غالباً خود، شاعر نیز بوده اند و حتی می توان گفت که پیش از آنکه آهنگ ساز شوند، شاعر بوده اند. بنابراین همین یگانه بودنِ شاعر و آهنگ ساز، تصنیف های آن زمانی را حس و حالی، آنچنانی بخشیده است. البته ناهنجاری ها و نارسایی های زبانی و تلفیقی در بعضی از آن تصانیف بگوش می رسد، که بیشتر به دانشِ عمومیِ سازندگان آنها مربوط می شود و اینکه، زیرِ جاذبه ی محتوایی آهنگسازان، تاثیرِ منفی خود را از دست داده است. "علی اکبر شیدا" و "عارف قزوینی" و پس از آن دو، "محمدعلی امیرجاهد" را باید در راس این تصنیف سازانِ منفرد قرار داد. اما از سالهای آغاز سده ی جدید خورشیدی، تصنیف سازی از حالتِ انفرادی بیرون آمده و از آن پس، غالباً آهنگ سازان بر روی شعرِ دیگران آهنگ می نهادند و یا امکان می دادند که شاعران بر روی آهنگ آنها شعر بگذارند. اینگونه کارِ مشترک، اگر بر بستری از احساس مشترک و با همکاری تنگاتنگِ آهنگ ساز و شاعر، صورت می پذیرفت، نتیجه آن نیز رضایت بخش می گردید.

در دو دهه ی چهل و پنجاه خورشیدی که تصنیف سازیِ سنتی به همتِ آهنگ سازان و ترانه سرایان برجسته، به اوجِ شکوفایی خود رسیده بود، در حاشیه های موجود شمار پیوندهای نادرست از نوع مذکور، اندک هم نبود و گاه بر سر پیوندِ شعر و موسیقی، نه تنها یگانگیِ فکر و احساس حاصل نمی شد، که اختلافاتِ عمده، بروز می کرد و آهنگ سازان و ترانه سرایان را از یکدیگر می رمانید و آنها مسئولیت عدمِ توفیقِ ترانه های مشترک را به دوش یکدیگر می انداختند. نتیجه آن شد که عده ای از آهنگ سازانِ جوانِ آن سالها، به فکرِ بازگشت به شیوه قدیم افتادند و ساختِ شعر و آهنگ را یک تنه خود بر عهده گرفتند. عده ای از آنها که ترانه سرایی را سهل و آسان گرفته بودند، در همان گامهای اول شکست خوردند و تنها چند تَنی، توانستند دوام بیاورند و کار خود را ادامه بدهند، که در میان آنها کار "جهانبخش پازوکی" با موفقیت بیشتری روبرو شده است.

"پازوکی" در سال ۱۳۱۶ در اصفهان زاده شده و تحصیلات عمومی در رشته ادبیات را در همان شهر گذرانیده است. او خط و ربط های موسیقی را از دوره ی جوانی نزد استادانی چون، "جلیل شهناز"، "حسن کسایی" و "تاج اصفهانی" آموخته و نت خوانی و مبانیِ موسیقی را نیز نزد چند استاد دیگر هم فراگرفته است. با این همه، وی را باید در زمینه ی نوع موسیقی ای که عرضه می کند، خودساخته دانست. او خود می گوید که ردیف های ویولن شادروان "صبا" را نیز نزدِ خود آموخته و پس از فراگیری، به تدریس آنها پرداخته و در مجموع، حدود ۲۵ سال آموزگار موسیقی بوده است. وی از اواسط دهه ی چهل به ترانه سازی پرداخته و غالباً شعر ترانه ها را نیز خودش ساخته است. در جایی گفته که... معمولاً شعر را انتخاب و سپس بر روی آن کار کرده و ملودی بر روی آن می گذارم و بر حسب معانیِ شعر- از لحاظ سنگین بودن و یا شاد بودن شعر- جهتِ کارم را تعیین می کنم...

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#آرزوی فردا
خواننده: #مازیار
آهنگساز: #جهانبخش_پازوکی
ترانه سرا: جهانبخش پازوکی

تو زمونه ای که عمر عشق یک صبح تا شبه
من هنوز تو گفتن دوست دارم وا موندم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ناهیددایی_جواد

از زبان خودش

«دهه 20 جذاب‌ترین تفریح مردم در خانه‌ها رادیو بود. پخش موسیقی‌های دلنشین و اصیل از رادیو مرا به آواز علاقمند کرده بود، آن روزها بانو #دلکش در اوج شهرت بود و من صدای او را نه ولی تحریرهایش را تقلید می‌کردم. پدرم #عبدالباقی_دایی‌جواد به همراه #منوچهرسلطانی از شاگردان شاعر و نوازنده بنام، #ابوالحسن‌خان_صبا بود. پدر تا مدتی ویولن را از مرحوم #صبا فرا‌گرفت و بعدازآن می‌گفت که به‌اندازه #منوچهر استعداد ندارد و ازآنجایی‌که دیپلم بازرگانی داشت به تجارت پرداخت. مرحوم #صبا بسیار زیاد به پدرم سفارش می‌کرد که #ناهید را به رادیو بفرست. آن دوره گرچه خواندن برای زنان مانع قانونی نداشت اما قبح داشت و جامعه و عرف آن را نمی‌پذیرفت و اصفهان بانوی آواز‌خوان نداشت.»

#ناهیددایی‌جواد که در مسیر اصالت‌های هنری گام نهادن، او را به یکی از چهره محبوب معاصر در فرهنگ و هنر اصفهان بدل کرده است، اینگونه از آغاز فعالیت هنری‌اش سخن می‌گوید. او که در دهه 40 فعالیتش را از رادیو اصفهان آغاز کرده و اما نبوغ هنری‌اش خیلی زود وی را به رادیو ایران و برنامه‌های محبوب و خاطره‌ساز «گل‌های رنگارنگ» وارد کرد. گرچه در ابتدای زندگی در شهر اصفهان و البته دختر خانواده‌ای سرشناس بودن، ورود او به عرصه هنر را محدود می‌کرد.

او می‌گوید: «سال‌های کودکی‌ام در باغی چند جریبی در محله احمدآباد و کوچه پاچنار و مقبره دارالبطیخ یا به‌اصطلاح عامیانه دالبتی سپری شد، به همراه پدربزرگانم حسن و حسین دایی‌جواد زندگی می‌کردیم که تاجر چای و دخانیات بودند و در میدان عتیق و بازار حجره داشتند.»

در این باغ و نارنجستان چند جریبی با انبوه درختان میوه و آبنمایی بزرگ، رفت‌وآمدهای فراوانی نیز از میان رجال و بزرگان سالیان سال در جریان بود. ازجمله این رجال می‌توان از آیت‌ا... حسن مدرس تا ابوالحسن‌خان صبا نام برد که با حسن دایی‌جواد همنشین بودند.

«پدر پدرم، حسن دایی‌جواد اغلب حساب‌وکتاب تجارت‌ها و اقتصاد حجره و منزل را مدیریت می‌کرد و حتی به خاطر دارم که برای مبادلات تجاری با دوچرخه سفر می‌کرد. پدر مادرم حسین دایی‌جواد اهل معاشرت‌های بیرون از منزل و رفت‌وآمد در شهربانی و ادارات دولتی بود و به همت او نخستین اداره بلدیه در اصفهان راه‌اندازی شد.»

«از همان کودکی به آواز علاقمند بودم و تنها پدرم، حامی من در این راه بود و بقیه خانواده آن را قبح می‌دانستند. سال 1339 به‌تازگی دیپلم گرفته بودم. آن دوره #جهانبخش_پازوکی با رادیو اصفهان همکاری می‌کرد تا این‌که #هوشمندعقیلی و #جهانبخش_پازوکی در اصفهان کنسرتی را برگزار کردند و من در بخشی از آن مراسم، قطعه بردی از یادم بانو #دلکش را به همراه نوازندگی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و گویا در آن مجلس، #سیروس_ساغری حضور داشت و بعد از اجرای من به پشت‌صحنه آمد و گفت که آهنگی به‌نام #غروب_کوهستان دارد و پیشنهاد داد که من آن را در رایو اجرا کنم.»

«قبول کردم و این آهنگ را با همکاری گروه #ارکستررادیواصفهان که متشکل از جهانبخش پازوکی، قدرت‌ا... راستی، سعادت نورده، علی ساغری، سیروس ساغری، جهانگیر بهشتی، جمشید شاهین و ابوالفضل سهیلی بود خواندم و ضبط شد، اما از جانب مادر و بزرگان خانواده ما اجازه پخش در رادیو را نداشت.»

«اینکه آوازخوانی در خانواده ما خوبیت ندارد، دختر اصیل و خانواده‌دار آواز نمی‌خواند، برای خانواده سرشناس #دایی_جواد قبح دارد که دخترشان آوازخوان باشد و ازاین‌دست صحبت‌ها، بگو‌مگو‌های خانواده ما شده بود و در این میان تنها مرحوم پدرم پشتیبان من بود.»

#ناهیددایی‌جواد ادامه می‌دهد: «پدرم ترتیب یک میهمانی خانوادگی مردانه را داد و همه بزرگان فامیل جمع شدند و همه یکصدا می‌گفتند که #ناهید باید ازدواج کند. دایی‌ام، جواد دایی جواد وکیل دادگستری بود و بسیار خوش‌صحبت. در آن میهمانی بابیان دلایل منطقی توانست همه را متقاعد کند که به من حق بدهند که خودم برای زندگی‌ام تصمیم بگیرم و با پایبندی به اصول و حفظ چارچوب‌های اخلاقی وارد عرصه هنر شوم.»

«سال 1341 قرار بود مسابقه آوازخوانی استان‌ها به میزبانی اصفهان و در ساختمان رادیو در خیابان شهناز (شمس‌آبادی) برگزار شود. از تمام شهرها شرکت‌کنندگان آمده بودند و در ابتدا قرار بود که مرحوم #تاج_اصفهانی به نمایندگی از اصفهان هنرنمایی کند اما بعد قرعه به نام من افتاد.»
« تجربه اول پشت میکروفن درحالی‌که مرحوم #گلپا، بانو #الهه و بانو #پوران را در لژ رادیو و پشت میز داوری می‌دیدم و تعداد صد تماشاچی و حضور شانزده موزیسین حرفه‌ای در سالن و انبوه شنوندگان رادیو در سراسر ایران، ترس مرا بیشتر می‌کرد.»
«ترانه #غروب_کوهستان را با ضرب #امیربیداریان و ویولن‌نوازی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و به دید خودم بسیار اجرا بی‌کیفیتی بود. لرزش در صدا و کشدار شدن تحریرها؛ اما هیچگاه از یاد نمی‌برم که جمعیت حاضر دو دقیقه تمام تشویق می‌کردند و نخستین کسی که به من تبریک گفت؛ #ناصرحریری از نوازندگان بنام ویولن بود.»

و این آغازی بر فعالیت جدی‌تر #ناهید در هنر آواز می‌شود و در پی آن پیشنهاد فعالیت در رادیو ایران و برنامه‌های خاطره‌انگیز #گل‌ها و #رنگارنگ.

او دراین‌باره می‌گوید: «از این به بعد آهنگ‌های مشکل و سخت را به من می‌سپردند و ویژگی هنر من تحریرهایی بود که آن دوره کمتر استفاده می‌شد.»

«ظرف یک هفته بعدازاین اجرا #کلنل_وزیری و #حسین‌علی_ملاح قطعه‌ای در دستگاه چهارگاه ساختند و مرا دعوت به همکاری کردند. ماهی یک‌بار اجرا در رادیو تهران، حدود 15 اجرا در گل‌ها و 15 تا در رنگارنگ. گل‌های 392، 408 و گل‌های 323 را که قرار بود بانو #الهه و دیگر بانوان آوازخوان بخوانند به من سپردند.»

اما تفاوت عمده #ناهیددایی‌جواد با بقیه بانوانی که در برنامه گل‌ها اجرا داشتند این بود که او نخستین بانویی بود که آوازهای مثنوی را می‌خواند و پیش از او بقیه هنرمندان زن، ترانه‌خوان بودند.

#دایی‌جواد ادامه می‌دهد: «به خاطر دارم زمانی در دهه 40 جشن رادیو در هتل ونک تهران برگزار شد و بانو #دلکش از گوشه سالن به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و گفت می‌دانستی صدای بسیار زیبایی داری و من در جواب گفتم شما آنقدر اسطوره من بودید که تنها در این آرزو بودم جواب سلامم را بدهید.»

#ناهیددایی‌جواد همزمان با فعالیت در رادیو با رتبه 21 کنکور در رشته ادبیات فارسی و رتبه دو در دانشکده تربیت‌معلم هم پذیرفته می‌شود. او می‌گوید: «در این دوره دیگر من شناخته‌شده بودم و زمانی که در تربیت‌معلم پذیرفته شد، برای پدرم پیام تبریکی با این عنوان که ورود دخترتان را به دارالمعلمان تبریک عرض می‌کنیم فرستاده شد و از این زمان مادرم هم خوشحال و راضی بود. همزمان به ورود به دانشگاه سرپرستی ارکستر و مراسم تشریفاتی دانشگاه و امور دانشجویی را به من سپردند و آن دوره با شرکت در جشنواره موسیقی شیراز و رضاییه (ارومیه) رتبه اول را کسب کردیم.»

«دهه 50 وارد آموزش‌وپرورش شدم و ابتدا دبیر پرورشی بودم که موسیقی و تئاتر کار می‌کردم و بعداً دبیری ادبیات فارسی در دبیرستان رودابه را به عهده گرفتم.»

«سال 1355 #کیوان_قدرخواه که نسبت فامیلی باهم داشتیم و تازه مدرک وکالت گرفته بود و در پاساژ کازرونی دفتر وکالت تأسیس کرده بود از من خواستگاری کرد. ابتدا قبول نکردم و به او گفتم چه ویژگی دارم که مرا انتخاب کردی؟ آوازه‌خوان هم که هستم! او گفت برای تمام ویژگی‌های خوبی که داری تو را انتخاب کردم.»

«آن زمان در محله عباس‌آباد ساکن شده بودیم و در همان خانه پدری جشن عروسی برگزار کردیم. حضور هزار نفر میهمانانی که نیمی از آنها دعوت نشده بودند و خودم آواز می‌خواندم و نوازندگان می‌نواختند و همه شاد بودند. یک عکاس آمریکایی از مجلس عکس می‌گرفت که بسیار تعجب کرده بود و می‌گفت فکر می‌کردم همه دختران ایرانی در مجلس عروسی خودشان می‌خوانند.»

#ناهیددایی‌جواد اما این روزها تنها از عشق و محبتی که مردم در دهه‌های مختلف نسبت به او داشتند یاد می‌کند و می‌گوید: «اگر راه درست را قدم برداریم، محبت خدا و مردم را نصیب خواهیم برد.»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو

«ارکستری در قرنطینه»
آهنگ « لب دریا»
ترانه و آهنگ: #جهانبخش_پازوکی
تنظیم: #ناصر_چشم_آذر
صدای: #زهره_فیروزی . #حمید_منفرد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity