🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴##موسیقی_سنتی ایران که تنها یکصد و پنجاه سالی از تدوین آن میگذرد، کما بیش از همان دو سه دهه نخست نشانههایی از گرایش به نوآوری را بروز داده است. این گرایش در درازای یکصد سال گذشته به مرور افزایش یافته تا زمان ما که میشود گفت به کلی اجراهای موسیقی سنتی را دگرگون کرده است.
موسیقیدانانی هم که نمیخواهند خود را با این دگرگونیها، همراه سازند، سرانجام مغلوب جبر زمان خواهند شد. جبری که از نیاز جامعه به نوآوری بر میخیزد.
اما در صدر فهرست نه چندان کوتاه #نوآوران_سنتی ، نام #غلامحسین_درویش معروف به #درویش_خان"(۱۲۵۱-۱۳۰۵) میدرخشد.
گمان میکنیم، او نخستین کسی باشد که تغییراتی در محتوا، به ویژه در فرم اجرایی موسیقی سنتی پدید آورده است.
او با آن که شاگرد #آقاحسینقلی یکی از محافظه کارترین تدوین کنندگان ردیف سنتی بود ولی از پیروی کورکورانه از او پرهیز کرد و در آفریدن و نواختن ابتکاراتی از خود نشان داد که با وجود برخورد با مخالفتهای بسیار در موسیقی سنتی جا افتاد و راه را برای رهروان آینده هموار کرد.
#درویش_خان که دانسته بود موسیقی سنتی به سبب تکرار بی وقفه و محرومیت از ریتم، ملال انگیز شده است، از یک سو کوشید مجموعه ردیف را از تکرار گوشهها و حشو و زوائد پاک کند و از سوی دیگر با ابداع پیش درآمد و آفریدن چهار مضرابها و رنگهای تازه و جذاب گامی در راه رفع ملال بردارد. هم سو با همین هدف بود که او به ترویج #گروه_نوازی نیز پرداخت و خود ارکستر بزرگی را برای انجمن #اخوت سرو سامان داد.
در این ارکستر برای نخستین بار از بعضی از سازهای غیر ایرانی نیز بهره گرفته میشد. #درویش_خان از نخستین موسیقیدانان ایرانی است که در درون و برون مرز کنسرت برگزار کرده و نخستین ضبطهای استودیویی را از موسیقی سنتی به دست داده است.
او نخستین آهنگساز ایرانی است که ریتمهای غربی چون #پولکا، #والس، و #مازورکا را در آفریدههای خود به کار گرفته و برای اپرتهای اولیه موسیقی نوشته است.
با سر برآوردن #علینقی_وزیری و شاگردان برجسته او موسیقی دانان سنتی به دو گروه متمایز از یکدیگر تقسیم شدند.
🔺اول #محافظه_کاران که هیچ حرکت نوآورانهای را در ساخت و نواخت برنمیتابیدند و آن چه را که از استاد آموخته بودند، وحی منزل میپنداشتند، و تکرار میکردند.
🔺دوم آنان که زیر تاثیر #درویش از یک سو و #وزیری از سوی دیگر گرایش به نوجویی و نوآوری داشتند. کار این اختلاف، حتی به مناقشه در هنرستانهای عالی موسیقی نیز کشیده شد و در میان هنرجویان شکاف انداخت.
🔺در این میان گروه سومی نیز سر برآورده بود که از موسیقیدانان از فرنگ برگشته تشکیل میشد و آشکارا رای به بی ارزش بودن موسیقی سنتی میداد.
در چنین فضایی آن چه منطقی مینمود گرایش به #نوآوریهای اعتدالی بود که نه موسیقی #سنتی را جامد و راکد میخواست و نه کنار گذاشتن آن را که در ذات خود واجد ارزشهای بسیار است،خردمندانه تلقی میکرد.
از این نگاه، گوهره موسیقی است که باید مورد توجه قرار گیرد و نه فرم و شیوههای اجرایی. #وزیری و یارانش، بر خلاف سنتیهای مخالف خوانی که آنها را از گروه سوم و ضد موسیقی ایرانی معرفی میکنند، از سر کردگان همان گرایش #اعتدالی هستند.
حرفها، نواختهها و آفریدههایی که از آنان باقی مانده بهترین گواه این مدعاست. بعد از #وزیری باید از #روحالله_خالقی و #ابوالحسن_صبا، در زمره نوآوران سنتی یاد کرد.
نقش #صبا به ویژه ازاین جهت برجسته میشود که آموزههای نوآورانه #وزیری را به شاگردان بی شمار خود انتقال داد و در واقع مکتب نوین #صبا را به وجود آورد.
شاگردان صبا هم به نوبه خود به تثبیت گرایش به نوآوری در جامعه موسیقی سنتی یاری رسانیدند.
با استقرار جمهوری اسلامی، با توجه به واپسگرایی آرمانی آن، به نظر میرسید که کفه به سود بنیادگرایان سنتی سنگین شده و فاتحه نوآوری برای همیشه خوانده شده باشد. ولی چنین نشد. مدتی موسیقی را از هر نوع که بود، کنار گذاشته شد.
بعد هم که ممنوعیت مطلق آن برداشته شد، به نازلترین نوع موسیقی قاجاری و یا سرودهای انقلابی مجال ضبط و پخش دادند.
موسیقی فاخر سنتی و به طریق اولی، موسیقی نوآورانه سنتی، هم چنان در قید و بند ماند. در پس این قید و بند، ولی در خفا و از دل سنت، موسیقی تازهای در حال برآمدن بود.
هنرمندان جوان وابسته به دو گروه #شیدا و #عارف که از ادامه کار بازمانده بودند، یکی شدند و گروه #چاووش را به وجود آوردند.
این جوانان که شاگردان استادان محافظه کاری چون #علی_اکبر_شهنازی، #یوسف_هرمزی و #نورعلی_خان_برومند بودند از همان نخستین کارها که عرضه کردند نشان دادند، میخواهند رسم را برهم بزنند و از سنت راکد فراتر بروند و چنین نیز کردند.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴##موسیقی_سنتی ایران که تنها یکصد و پنجاه سالی از تدوین آن میگذرد، کما بیش از همان دو سه دهه نخست نشانههایی از گرایش به نوآوری را بروز داده است. این گرایش در درازای یکصد سال گذشته به مرور افزایش یافته تا زمان ما که میشود گفت به کلی اجراهای موسیقی سنتی را دگرگون کرده است.
موسیقیدانانی هم که نمیخواهند خود را با این دگرگونیها، همراه سازند، سرانجام مغلوب جبر زمان خواهند شد. جبری که از نیاز جامعه به نوآوری بر میخیزد.
اما در صدر فهرست نه چندان کوتاه #نوآوران_سنتی ، نام #غلامحسین_درویش معروف به #درویش_خان"(۱۲۵۱-۱۳۰۵) میدرخشد.
گمان میکنیم، او نخستین کسی باشد که تغییراتی در محتوا، به ویژه در فرم اجرایی موسیقی سنتی پدید آورده است.
او با آن که شاگرد #آقاحسینقلی یکی از محافظه کارترین تدوین کنندگان ردیف سنتی بود ولی از پیروی کورکورانه از او پرهیز کرد و در آفریدن و نواختن ابتکاراتی از خود نشان داد که با وجود برخورد با مخالفتهای بسیار در موسیقی سنتی جا افتاد و راه را برای رهروان آینده هموار کرد.
#درویش_خان که دانسته بود موسیقی سنتی به سبب تکرار بی وقفه و محرومیت از ریتم، ملال انگیز شده است، از یک سو کوشید مجموعه ردیف را از تکرار گوشهها و حشو و زوائد پاک کند و از سوی دیگر با ابداع پیش درآمد و آفریدن چهار مضرابها و رنگهای تازه و جذاب گامی در راه رفع ملال بردارد. هم سو با همین هدف بود که او به ترویج #گروه_نوازی نیز پرداخت و خود ارکستر بزرگی را برای انجمن #اخوت سرو سامان داد.
در این ارکستر برای نخستین بار از بعضی از سازهای غیر ایرانی نیز بهره گرفته میشد. #درویش_خان از نخستین موسیقیدانان ایرانی است که در درون و برون مرز کنسرت برگزار کرده و نخستین ضبطهای استودیویی را از موسیقی سنتی به دست داده است.
او نخستین آهنگساز ایرانی است که ریتمهای غربی چون #پولکا، #والس، و #مازورکا را در آفریدههای خود به کار گرفته و برای اپرتهای اولیه موسیقی نوشته است.
با سر برآوردن #علینقی_وزیری و شاگردان برجسته او موسیقی دانان سنتی به دو گروه متمایز از یکدیگر تقسیم شدند.
🔺اول #محافظه_کاران که هیچ حرکت نوآورانهای را در ساخت و نواخت برنمیتابیدند و آن چه را که از استاد آموخته بودند، وحی منزل میپنداشتند، و تکرار میکردند.
🔺دوم آنان که زیر تاثیر #درویش از یک سو و #وزیری از سوی دیگر گرایش به نوجویی و نوآوری داشتند. کار این اختلاف، حتی به مناقشه در هنرستانهای عالی موسیقی نیز کشیده شد و در میان هنرجویان شکاف انداخت.
🔺در این میان گروه سومی نیز سر برآورده بود که از موسیقیدانان از فرنگ برگشته تشکیل میشد و آشکارا رای به بی ارزش بودن موسیقی سنتی میداد.
در چنین فضایی آن چه منطقی مینمود گرایش به #نوآوریهای اعتدالی بود که نه موسیقی #سنتی را جامد و راکد میخواست و نه کنار گذاشتن آن را که در ذات خود واجد ارزشهای بسیار است،خردمندانه تلقی میکرد.
از این نگاه، گوهره موسیقی است که باید مورد توجه قرار گیرد و نه فرم و شیوههای اجرایی. #وزیری و یارانش، بر خلاف سنتیهای مخالف خوانی که آنها را از گروه سوم و ضد موسیقی ایرانی معرفی میکنند، از سر کردگان همان گرایش #اعتدالی هستند.
حرفها، نواختهها و آفریدههایی که از آنان باقی مانده بهترین گواه این مدعاست. بعد از #وزیری باید از #روحالله_خالقی و #ابوالحسن_صبا، در زمره نوآوران سنتی یاد کرد.
نقش #صبا به ویژه ازاین جهت برجسته میشود که آموزههای نوآورانه #وزیری را به شاگردان بی شمار خود انتقال داد و در واقع مکتب نوین #صبا را به وجود آورد.
شاگردان صبا هم به نوبه خود به تثبیت گرایش به نوآوری در جامعه موسیقی سنتی یاری رسانیدند.
با استقرار جمهوری اسلامی، با توجه به واپسگرایی آرمانی آن، به نظر میرسید که کفه به سود بنیادگرایان سنتی سنگین شده و فاتحه نوآوری برای همیشه خوانده شده باشد. ولی چنین نشد. مدتی موسیقی را از هر نوع که بود، کنار گذاشته شد.
بعد هم که ممنوعیت مطلق آن برداشته شد، به نازلترین نوع موسیقی قاجاری و یا سرودهای انقلابی مجال ضبط و پخش دادند.
موسیقی فاخر سنتی و به طریق اولی، موسیقی نوآورانه سنتی، هم چنان در قید و بند ماند. در پس این قید و بند، ولی در خفا و از دل سنت، موسیقی تازهای در حال برآمدن بود.
هنرمندان جوان وابسته به دو گروه #شیدا و #عارف که از ادامه کار بازمانده بودند، یکی شدند و گروه #چاووش را به وجود آوردند.
این جوانان که شاگردان استادان محافظه کاری چون #علی_اکبر_شهنازی، #یوسف_هرمزی و #نورعلی_خان_برومند بودند از همان نخستین کارها که عرضه کردند نشان دادند، میخواهند رسم را برهم بزنند و از سنت راکد فراتر بروند و چنین نیز کردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان استادصبا
( زاده ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ تهران -- درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۳۶ تهران ) استاد بزرگ #موسیقی، #آهنگساز و #نوازنده
او فرزند ابوالقاسم کمالالسلطنه و از
خانوادهای آشنا به موسیقی و اهل ادب بود. پدرش پزشک، ادیب و دوستدار موسیقی بود و سهتار مینواخت و اولین استاد پسرش بود.
#صبا نخستین پویههای موسیقی را از پدرش فرا گرفت و نزد #میرزاعبدالله_فراهانی، #درویش_خان و #علینقی_وزیری تار و سهتار، نزد #حسین_هنگآفرین ویلون، نزد #حسین_اسماعیلزاده کمانچه، نزد #علی_اکبرشاهی سنتور، نزد #اکبرخان نی و نزد #حاجی_خان ضرب را آموخت.
او در جوانی به مدرسه کمالالملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. همچنین در رشتههای سوهانکاری، نجاری، ریختهگری، معرقکاری و خاتمکاری کسب مهارت کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست.
#صبا آثار نیما و هدایت را میخواند و با #نیما و #شهریار روابط نزدیک داشت. وی در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام #منتخب_اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و رکسانا است.
#ابوالحسن_صبا در سال ۱۳۳۶ و به علت ناراحتی قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت و در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. بعد از مرگ طبق وصیت، خانهاش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ توسط دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوهٔ استاد سبا خویی که پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه بود، سرانجام به نتیجه رسید و به وضعیت فعلیاش در آمد.
فرامرز پایور، منوچهر صادقی،
حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، غلامحسین بنان، لطفاله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمتاله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیبالله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج) ایرج کیایی، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان #صبا بودند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان استادصبا
( زاده ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ تهران -- درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۳۶ تهران ) استاد بزرگ #موسیقی، #آهنگساز و #نوازنده
او فرزند ابوالقاسم کمالالسلطنه و از
خانوادهای آشنا به موسیقی و اهل ادب بود. پدرش پزشک، ادیب و دوستدار موسیقی بود و سهتار مینواخت و اولین استاد پسرش بود.
#صبا نخستین پویههای موسیقی را از پدرش فرا گرفت و نزد #میرزاعبدالله_فراهانی، #درویش_خان و #علینقی_وزیری تار و سهتار، نزد #حسین_هنگآفرین ویلون، نزد #حسین_اسماعیلزاده کمانچه، نزد #علی_اکبرشاهی سنتور، نزد #اکبرخان نی و نزد #حاجی_خان ضرب را آموخت.
او در جوانی به مدرسه کمالالملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. همچنین در رشتههای سوهانکاری، نجاری، ریختهگری، معرقکاری و خاتمکاری کسب مهارت کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست.
#صبا آثار نیما و هدایت را میخواند و با #نیما و #شهریار روابط نزدیک داشت. وی در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام #منتخب_اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و رکسانا است.
#ابوالحسن_صبا در سال ۱۳۳۶ و به علت ناراحتی قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت و در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. بعد از مرگ طبق وصیت، خانهاش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ توسط دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوهٔ استاد سبا خویی که پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه بود، سرانجام به نتیجه رسید و به وضعیت فعلیاش در آمد.
فرامرز پایور، منوچهر صادقی،
حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، غلامحسین بنان، لطفاله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمتاله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیبالله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج) ایرج کیایی، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان #صبا بودند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
ساز #صبا نغمه آخر نواخت
#یلدای سال 1336 خورشیدی اسطوره بی بدیل موسیقی ایران استاد #ابوالحسن_صبا چشم از جهان فروبست ، استادی که به اعتقاد کارشناسان و پژوهشگران تاریخ معاصر موسیقی کشور نقشی چون #نیما را داشته و کارش با اقبال عامه مواجه شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#یلدای سال 1336 خورشیدی اسطوره بی بدیل موسیقی ایران استاد #ابوالحسن_صبا چشم از جهان فروبست ، استادی که به اعتقاد کارشناسان و پژوهشگران تاریخ معاصر موسیقی کشور نقشی چون #نیما را داشته و کارش با اقبال عامه مواجه شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #همایون_خرم از زبان خرم
در نهم تیر ماه 1309 خورشیدی به عنوان چهارمین و آخرین فرزند از زوج هنردوست و فرهیخته ای به نام های معصومه و محسن متولد شدم. یک ساله بودم که به اتفاق مادر و پدر به تهران منتقل شدیم. مادرم که به موسیقی ایرانی بویژه دستگاه #همایون عشق می ورزید نام ' #همایون را بر من نهاده بود.
' از همان کودکی به موسیقی ایرانی علاقه مند شدم و با نی لبکی که در اختیارداشتم آهنگ های زمان خودم را می نواختم. مادرم که شاهد عشق من به این هنربود روزی یک ویولن اسباب بازی برایم خرید و من نیز با همین به اصلاح ساز ساعت ها می نواختم.
روزی خانمی از دوستان مادرم که بعدها به همسری استاد #ابوالحسن_ورزی شاعر و ترانه سرای نام آشنا در آمد توجهش به من جلب شد و به مادر پیشنهاد کرد که مرا به محضر استاد ابوالحسن صبا ببرد.
بلافاصله من، مادرم و دوستش به اتفاق به منزل استاد #صبا که در 500 متری خانه ما بود رفتیم. استاد ویولن کوچکی به من داد و گفت ' بابا جون یک کمی بنواز '. من نیز اطاعت کردم و استاد از نحوه انگشت گذاری و آرشه کشی من خوشش آمد و مرا به شاگردی پذیرفت.
استاد #صبا که از نخستین دیدارش تا پایان زندگی مرا به عنوان 'بابا جون ' خطاب می کرد . پس از چهار سال دستور داد تا به عنوان تکنواز ویولن در رادیو شرکت کردم . من که 14ساله بودم به رسم قدردانی از مادرم که بزرگترین مشوق من در موسیقی بود به عنوان هنرمند نوجوان قطعه ای را در دستگاه #همایون نواختم.
#ملودی_ساز_قهار
استاد #همایون_خرم از آن پس ضمن بهره گیری از زنده یاد #صبا، به فعالیت های موسیقایی پرداخت و بویژه در برنامه گلها از او می توان به عنوان یکی از موثرترین و پرکارترین هنرمند نام برد.
ویولن #همایون_خرم سازی پر صلابت، سنگین و عاری از هر نوع خودنمایی است. اگر چه در شیرین نوازی #خرم را نمیتوان با #پرویزیاحقی و #حبیبالله_بدیعی هم تراز دانست با این حال توانایی او در آفرینش آنی ملودی های جاندار و جذاب به مراتب از کارهای دیگران خوش ساخت تر و پرمایه تر است.
از این بابت #همایون_خرم و #علی_تجویدی را میتوان در یک گروه قرار داد چون قابلیت آهنگسازی این دو بر نوازندگیشان چیره بود، درست عکس آنچه در مورد #بدیعی و #یاحقی میتوان گفت.
استاد #خرم همچنین در کنار فعالیت های هنری از تحصیلات علم غافل نشد و در رشته مهندسی برق از دانشگاه علم و صنعت ایران دانش آموخته شد.
✅ دیگر فعالیت های موسیقایی
از فعالیتهای دیگر استاد #همایون_خرم می توان به سخنرانی های گوناگون مانند ' در باره موسیقی ایرانی ' در مراکز هنری و فرهنگی اروپا و آمریکا مانند دانشگاه ' یو سی ال ای UCLA ' ، ' در باره استاد صبا و موسیقی ایرانی ' در دانشگاه گیلان و دانشگاه پزشکی شیراز ، ' در باره استاد ابوالحسن صبا ' در انجمن موسیقی فارس ، ' در باره مقامات موسیقی ایرانی ' در دانشگاه علامه طباطبایی ، ' در باره استاد علی نقی وزیری ' درفرهنگسرای ارسباران ، ' مشخصات موسیقی ایرانی ' در دانشگاه صنعتی اصفهان ' و ... اشاره کرد.
آهنگ سازی در برنامههای موسیقی ایرانی و برنامه گلها ، استادی دانشکده موسیقی ملی ، دارا بودن درجه 1 هنری معادل مدرک دکترا از شورای ارزشیابی هنرمندان ایران ، رهبری ارکستر سازهای ملی و عضویت در شورای عالی موسیقی رادیو از جمله سمت های این استاد فقید بود.
از آثار #نوشتاری این هنرمند هم می توان از غوغای ستارگان (خاطرات هنری مهندس همایون خرم) انتشارات بدرقه جاویدان 1389 ، .ردیف اول چپ کوک (نوای مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضرابها (به اهتمام بابک شهرکی)، ردیف دوم راست کوک ؛ شامل تعدادی از پیشدرآمدها ، چهار مضرابها و رِنگها که به کوشش محمد رضا ترابیان و چهارمقام ردیفها و چهارمضرابهای مهندس همایون خرم در ماهور، چهارگاه، همایون و اصفهان نام برد.
✅ خاموشی ویولن #همایون_خرم
استاد #همایون_خرم در 28 دی ماه 1391 در سن 82 سالگی به دلیل ابتلا به سرطان روده در بیمارستان دی تهران درگذشت و با حضور هنرمندان و هنردوستان در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت.
#چندین قطعه موسیقی بیاداستاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #همایون_خرم از زبان خرم
در نهم تیر ماه 1309 خورشیدی به عنوان چهارمین و آخرین فرزند از زوج هنردوست و فرهیخته ای به نام های معصومه و محسن متولد شدم. یک ساله بودم که به اتفاق مادر و پدر به تهران منتقل شدیم. مادرم که به موسیقی ایرانی بویژه دستگاه #همایون عشق می ورزید نام ' #همایون را بر من نهاده بود.
' از همان کودکی به موسیقی ایرانی علاقه مند شدم و با نی لبکی که در اختیارداشتم آهنگ های زمان خودم را می نواختم. مادرم که شاهد عشق من به این هنربود روزی یک ویولن اسباب بازی برایم خرید و من نیز با همین به اصلاح ساز ساعت ها می نواختم.
روزی خانمی از دوستان مادرم که بعدها به همسری استاد #ابوالحسن_ورزی شاعر و ترانه سرای نام آشنا در آمد توجهش به من جلب شد و به مادر پیشنهاد کرد که مرا به محضر استاد ابوالحسن صبا ببرد.
بلافاصله من، مادرم و دوستش به اتفاق به منزل استاد #صبا که در 500 متری خانه ما بود رفتیم. استاد ویولن کوچکی به من داد و گفت ' بابا جون یک کمی بنواز '. من نیز اطاعت کردم و استاد از نحوه انگشت گذاری و آرشه کشی من خوشش آمد و مرا به شاگردی پذیرفت.
استاد #صبا که از نخستین دیدارش تا پایان زندگی مرا به عنوان 'بابا جون ' خطاب می کرد . پس از چهار سال دستور داد تا به عنوان تکنواز ویولن در رادیو شرکت کردم . من که 14ساله بودم به رسم قدردانی از مادرم که بزرگترین مشوق من در موسیقی بود به عنوان هنرمند نوجوان قطعه ای را در دستگاه #همایون نواختم.
#ملودی_ساز_قهار
استاد #همایون_خرم از آن پس ضمن بهره گیری از زنده یاد #صبا، به فعالیت های موسیقایی پرداخت و بویژه در برنامه گلها از او می توان به عنوان یکی از موثرترین و پرکارترین هنرمند نام برد.
ویولن #همایون_خرم سازی پر صلابت، سنگین و عاری از هر نوع خودنمایی است. اگر چه در شیرین نوازی #خرم را نمیتوان با #پرویزیاحقی و #حبیبالله_بدیعی هم تراز دانست با این حال توانایی او در آفرینش آنی ملودی های جاندار و جذاب به مراتب از کارهای دیگران خوش ساخت تر و پرمایه تر است.
از این بابت #همایون_خرم و #علی_تجویدی را میتوان در یک گروه قرار داد چون قابلیت آهنگسازی این دو بر نوازندگیشان چیره بود، درست عکس آنچه در مورد #بدیعی و #یاحقی میتوان گفت.
استاد #خرم همچنین در کنار فعالیت های هنری از تحصیلات علم غافل نشد و در رشته مهندسی برق از دانشگاه علم و صنعت ایران دانش آموخته شد.
✅ دیگر فعالیت های موسیقایی
از فعالیتهای دیگر استاد #همایون_خرم می توان به سخنرانی های گوناگون مانند ' در باره موسیقی ایرانی ' در مراکز هنری و فرهنگی اروپا و آمریکا مانند دانشگاه ' یو سی ال ای UCLA ' ، ' در باره استاد صبا و موسیقی ایرانی ' در دانشگاه گیلان و دانشگاه پزشکی شیراز ، ' در باره استاد ابوالحسن صبا ' در انجمن موسیقی فارس ، ' در باره مقامات موسیقی ایرانی ' در دانشگاه علامه طباطبایی ، ' در باره استاد علی نقی وزیری ' درفرهنگسرای ارسباران ، ' مشخصات موسیقی ایرانی ' در دانشگاه صنعتی اصفهان ' و ... اشاره کرد.
آهنگ سازی در برنامههای موسیقی ایرانی و برنامه گلها ، استادی دانشکده موسیقی ملی ، دارا بودن درجه 1 هنری معادل مدرک دکترا از شورای ارزشیابی هنرمندان ایران ، رهبری ارکستر سازهای ملی و عضویت در شورای عالی موسیقی رادیو از جمله سمت های این استاد فقید بود.
از آثار #نوشتاری این هنرمند هم می توان از غوغای ستارگان (خاطرات هنری مهندس همایون خرم) انتشارات بدرقه جاویدان 1389 ، .ردیف اول چپ کوک (نوای مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضرابها (به اهتمام بابک شهرکی)، ردیف دوم راست کوک ؛ شامل تعدادی از پیشدرآمدها ، چهار مضرابها و رِنگها که به کوشش محمد رضا ترابیان و چهارمقام ردیفها و چهارمضرابهای مهندس همایون خرم در ماهور، چهارگاه، همایون و اصفهان نام برد.
✅ خاموشی ویولن #همایون_خرم
استاد #همایون_خرم در 28 دی ماه 1391 در سن 82 سالگی به دلیل ابتلا به سرطان روده در بیمارستان دی تهران درگذشت و با حضور هنرمندان و هنردوستان در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت.
#چندین قطعه موسیقی بیاداستاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#غلامحسین_بنان
(زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰
درگذشته ٨ اسفند ۱٣۶۴)
خوانندهٔ موسیقی کلاسیک ایرانی
بنان در ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ در تهران متولد شد.
او از سالهای ۱۳۲۱ تا دههٔ ۱۳۵۰ در زمینهٔ موسیقی ملی ایران فعالیت داشت.
از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عدهای از هنرمندان دیگر از رادیو به گوش مردم رسید.
#روحالله_خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه "گلهای رنگارنگ" بنا به دعوت #داوود_پیرنیا همکاری داشت.
او در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدای بنان زیر و بمها و تحریرهای صدای اوست.
بنان هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. مانند تصنیف "الهه ناز".
برخی بنان را بزرگترین اجرا کننده سبک "وزیری - خالقی" میدانند.
او همچنین در کنار #ادیب_خوانساری از اجراکنندگان آثار #صبا و #محجوبی بود. بنان همچنین به مرکبخوانی و تلفیق شعر و موسیقی مسلط بود.
ارکستر رادیو به رهبری #روحالله_خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت #پرویز_یاحقی، #علی_تجویدی، #مرتضی_محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روحالله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی رادیو رسید.
غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامههای متعدد و گوناگون دیگری از او به جا ماندهاست.
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جادهٔ کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده میکرد.
از ترانههای بنان میتوان به آهنگ "آذربایجان" در دستگاه شور، "آمدی جانم به قربانت" در مایهٔ بوسلیک، "الهه ناز" در مایهٔ دشتی، "بهار دلنشین" در آواز اصفهان، "بوی جوی مولیان" در آواز اصفهان، تصنیف "توشه عمر" در دستگاه همایون، "یار رمیده"، "میناب"، "خاموش"،" مرا عاشقی شیدا" در دستگاه سه گاه، "من از روز ازل" در دستگاه سه گاه، "نوای نی" در آواز دشتی و سرود "ای ایران" در مایهٔ دشتی اشاره کرد.
غلامحسین بنان ۸ اسفند ۱۳۶۴ در تهران درگذشت و بر خلاف وصیتش که مایل بود در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شود، در ۱۰ اسفند در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
ارزش موسيقايی در آوازخوانی های #غلامحسين_بنان از پيوند در عامل طبيعی و هنری شکل می گيرد.
عامل طبيعی، جنس و رنگ صدای اوست که در تاريخ موسيقی سنتی ايران اگر نگوييم بی نظير، دست کم کمياب است. وقتی حرف از صدا و آواز به ميان می آيد، همه پيش از هر چيز به "ششدانگ" بودن آن می انديشند. حال آن که موسيقی سنتی ايران بيش از صدای ششدانگی، صدای "با حال" می طلبد. جيغ و فرياد چندان با مزاجش سازگار نيست. اهل نجوا و زمزمه است.
صدای #بنان همانی است که موسيقی سنتی ايران می طلبد. نه تنها حجم ضروری برای اجرای راحت آن را دارد که با ويژگی های عاطفی آن نيز سازگاری نشان می دهد.
صدای او از "بم های ميانی"، صدای مردانه است (نزديک به باريتون) و جان می دهد برای جلادادن به محتوای عرفانی شعر و موسيقی سنتی.
غلت و تحرير های کوتاه - و نه بلند- در صدای او، حرکت های آرام و غير جهشی در خط سير آوازهای سنتی همخوانی دارد و به خواب و بيدار مخمل می ماند.
اما اين ويژگی های طبيعی صوتی اگرچه ضروری است ولی کافی نيست. بايد با ويژگی های فنی و هنری درآميخته شود. صدا هر چه از "جنس خوش" باشد، تا درست پرورش پيدانکند، به آواز دلنشين تبديل نخواهد شد. دانايی هنری و توانايی فنی می طلبد. دانايی بر محتوای موسيقی و شعر سنتی و توانايی در اجرای ظريف پيوندی آن ها.
#غلامحسين_بنان مجموعه ای از اين داده های طبيعی و يافته های فنی و هنری را در خود داشت آن چه از خوانده های او به جای مانده می تواند برای خوانندگان ريز و درشت ما نقش سرمشق و "دستور" را ايفا کند.
#فريدون_مشيری توصيف دل انگيزی برای آواز خوانی های #بنان به دست داده است:
نغمه می غلتيد، گفتنی بر حرير
آبشار شعر، گل می ريخت، نغز و دلپذير
مخمل مهتاب بود اين يا طنين بال قو
پرنيان ِ ناز ِ آواز ِ سراپا حال او؟
#بنان را میتوان به راستی بزرگترین اجرا کننده آهنگهای سبک #وزیری-خالقی دانست؛ البته او در کنار #ادیب_خوانساری از بهترین اجراکنندگان آثار #صبا و #محجوبی محسوب میشود و استعداد شگرف او در #مرکبخوانی و #تلفیق شعر و موسیقی بارها ستایش موسیقیدانان معاصرش را بر انگیخته است.
#روح_الله_خالقی میگوید:
«صوت #بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام» .
📚🤔
🔴#غلامحسین_بنان
(زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰
درگذشته ٨ اسفند ۱٣۶۴)
خوانندهٔ موسیقی کلاسیک ایرانی
بنان در ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ در تهران متولد شد.
او از سالهای ۱۳۲۱ تا دههٔ ۱۳۵۰ در زمینهٔ موسیقی ملی ایران فعالیت داشت.
از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عدهای از هنرمندان دیگر از رادیو به گوش مردم رسید.
#روحالله_خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه "گلهای رنگارنگ" بنا به دعوت #داوود_پیرنیا همکاری داشت.
او در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدای بنان زیر و بمها و تحریرهای صدای اوست.
بنان هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. مانند تصنیف "الهه ناز".
برخی بنان را بزرگترین اجرا کننده سبک "وزیری - خالقی" میدانند.
او همچنین در کنار #ادیب_خوانساری از اجراکنندگان آثار #صبا و #محجوبی بود. بنان همچنین به مرکبخوانی و تلفیق شعر و موسیقی مسلط بود.
ارکستر رادیو به رهبری #روحالله_خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت #پرویز_یاحقی، #علی_تجویدی، #مرتضی_محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روحالله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی رادیو رسید.
غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامههای متعدد و گوناگون دیگری از او به جا ماندهاست.
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جادهٔ کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده میکرد.
از ترانههای بنان میتوان به آهنگ "آذربایجان" در دستگاه شور، "آمدی جانم به قربانت" در مایهٔ بوسلیک، "الهه ناز" در مایهٔ دشتی، "بهار دلنشین" در آواز اصفهان، "بوی جوی مولیان" در آواز اصفهان، تصنیف "توشه عمر" در دستگاه همایون، "یار رمیده"، "میناب"، "خاموش"،" مرا عاشقی شیدا" در دستگاه سه گاه، "من از روز ازل" در دستگاه سه گاه، "نوای نی" در آواز دشتی و سرود "ای ایران" در مایهٔ دشتی اشاره کرد.
غلامحسین بنان ۸ اسفند ۱۳۶۴ در تهران درگذشت و بر خلاف وصیتش که مایل بود در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شود، در ۱۰ اسفند در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
ارزش موسيقايی در آوازخوانی های #غلامحسين_بنان از پيوند در عامل طبيعی و هنری شکل می گيرد.
عامل طبيعی، جنس و رنگ صدای اوست که در تاريخ موسيقی سنتی ايران اگر نگوييم بی نظير، دست کم کمياب است. وقتی حرف از صدا و آواز به ميان می آيد، همه پيش از هر چيز به "ششدانگ" بودن آن می انديشند. حال آن که موسيقی سنتی ايران بيش از صدای ششدانگی، صدای "با حال" می طلبد. جيغ و فرياد چندان با مزاجش سازگار نيست. اهل نجوا و زمزمه است.
صدای #بنان همانی است که موسيقی سنتی ايران می طلبد. نه تنها حجم ضروری برای اجرای راحت آن را دارد که با ويژگی های عاطفی آن نيز سازگاری نشان می دهد.
صدای او از "بم های ميانی"، صدای مردانه است (نزديک به باريتون) و جان می دهد برای جلادادن به محتوای عرفانی شعر و موسيقی سنتی.
غلت و تحرير های کوتاه - و نه بلند- در صدای او، حرکت های آرام و غير جهشی در خط سير آوازهای سنتی همخوانی دارد و به خواب و بيدار مخمل می ماند.
اما اين ويژگی های طبيعی صوتی اگرچه ضروری است ولی کافی نيست. بايد با ويژگی های فنی و هنری درآميخته شود. صدا هر چه از "جنس خوش" باشد، تا درست پرورش پيدانکند، به آواز دلنشين تبديل نخواهد شد. دانايی هنری و توانايی فنی می طلبد. دانايی بر محتوای موسيقی و شعر سنتی و توانايی در اجرای ظريف پيوندی آن ها.
#غلامحسين_بنان مجموعه ای از اين داده های طبيعی و يافته های فنی و هنری را در خود داشت آن چه از خوانده های او به جای مانده می تواند برای خوانندگان ريز و درشت ما نقش سرمشق و "دستور" را ايفا کند.
#فريدون_مشيری توصيف دل انگيزی برای آواز خوانی های #بنان به دست داده است:
نغمه می غلتيد، گفتنی بر حرير
آبشار شعر، گل می ريخت، نغز و دلپذير
مخمل مهتاب بود اين يا طنين بال قو
پرنيان ِ ناز ِ آواز ِ سراپا حال او؟
#بنان را میتوان به راستی بزرگترین اجرا کننده آهنگهای سبک #وزیری-خالقی دانست؛ البته او در کنار #ادیب_خوانساری از بهترین اجراکنندگان آثار #صبا و #محجوبی محسوب میشود و استعداد شگرف او در #مرکبخوانی و #تلفیق شعر و موسیقی بارها ستایش موسیقیدانان معاصرش را بر انگیخته است.
#روح_الله_خالقی میگوید:
«صوت #بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام» .
محاق/امید نیک بین
@sazochakameoketab
🔴#محاق
شاعر: #احمد_شاملو
خواننده: #امید_نیک_بین، #صبا_کامکار
دکلمه: #احمدرضا_احمدی، #صبا_کامکار
آهنگساز: #هوشنگ_کامکار
از آلبوم #محاق
#محاق
به
نو کردن ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پرواز کبوتر ممنوع است.
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهوی شمشیر در پرندگان نهادند.
ماه
بر نیامد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
شاعر: #احمد_شاملو
خواننده: #امید_نیک_بین، #صبا_کامکار
دکلمه: #احمدرضا_احمدی، #صبا_کامکار
آهنگساز: #هوشنگ_کامکار
از آلبوم #محاق
#محاق
به
نو کردن ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پرواز کبوتر ممنوع است.
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهوی شمشیر در پرندگان نهادند.
ماه
بر نیامد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
اساتید "ابوالحسن صبا"، "روح الله خالقی"، "حسین سنجری" و "روح انگیز"، که هرکدام جایگاه ویژه ای در موسیقی ایران دارند. این میراث ارزشمند را شاگردان "کلنل" به شاگردان خود نیز منتقل کرده اند. نخستین کار ارکسترال استاد #دهلوی سبکبال نام دارد که با الهام از قطعه قاسم آبادی #صبا در سنین جوانی ساخته شده است. پس از آن، گفتگوی دل، کنسرتینو برای سنتور، ارکستر سرود گل و فروغ عشق، نغمه ترک و فانتزی و اپرای خسرو و شیرین و سمفونی "بیژن و منیژه" و آخرین کار او، "مانا و مانی" که صحنه ای نشدن آن، افسردگی روحی را برای او به دنبال داشت.
#دهلوی تا کنون چند کتاب نیز منتشر کرده که پیوند و تلفیق شعر و موسیقی آوازی از جمله آنهاست. "دهلوی"، چند سالی است که بر اثر ناملایمات زندگی و شرایط سخت و نه چندان سالم موسیقایی ایران، دچار افسردگی و بیماری فراموشی شده است. دهلوی سالها رییس هنرستان عالی موسیقی ملی ایران بوده و شاگردان بسیاری در این هنرستان پرورده شده اند که هم در زمینه موسیقی ملی خوش در خشیده اند و هم در عرصه موسیقی بین المللی شاگردانی که همه از جدیت او بر سر کلاس درس می گویند.
#علی_رهبری موسیقی دان و رهبر ارکستر ایرانی، همه چیز خود را از #حسین_دهلوی می داند و بزرگترین تاثیر را از وی گرفته است.
"رهبری" در این راستا می گوید:
((وقتی من وارد هنرستان شدم، آقای "مفتاح" رییس بودند و من از بچه هایی بودم که بیرون هنرستان و در تلویزیون و در محافل خصوصی کارهایی می کردم و اصطلاحا در آن زمان عنوان مطربی به آن می دادند. آقای "مفتاح" با من خیلی مشکل داشت و اغلب مرا در دفتر صدا می کردند و چندین بار هم تهدید کردند که از هنرستان بیرون می کنند و اگر من را دوباره در تلویزیون با خوانندگانی مانند "گوگوش" ببینند. آقای "دهلوی" که آمدند متوجه شدند که من خیلی با استعداد هستم و به این دلیل می روم دنبال این کارها و فقط برای پول درآوردن و اسم در کردن نیست و با این شناخت حسابی به من نزدیک شدند و پس از گذشت ۶ ماه، یک روز گفتند که من فکر می کنم که این "علی رهبری" آینده درخشانی داشته باشند و این جمله از همان زمان کودکی چقدر بر روی من تاثیرگذار بوده است. استاد "دهلوی" با من بصورت خصوصی تلفیق شعر و موسیقی کار می کردند بطوری که در سن ۱۸ یا ۱۹ سالگی بعد از دریافت دیپلم وارد آکادمی وین شدم و آنقدری بلد بودم که انگار امتحان آخر در وین بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#دهلوی تا کنون چند کتاب نیز منتشر کرده که پیوند و تلفیق شعر و موسیقی آوازی از جمله آنهاست. "دهلوی"، چند سالی است که بر اثر ناملایمات زندگی و شرایط سخت و نه چندان سالم موسیقایی ایران، دچار افسردگی و بیماری فراموشی شده است. دهلوی سالها رییس هنرستان عالی موسیقی ملی ایران بوده و شاگردان بسیاری در این هنرستان پرورده شده اند که هم در زمینه موسیقی ملی خوش در خشیده اند و هم در عرصه موسیقی بین المللی شاگردانی که همه از جدیت او بر سر کلاس درس می گویند.
#علی_رهبری موسیقی دان و رهبر ارکستر ایرانی، همه چیز خود را از #حسین_دهلوی می داند و بزرگترین تاثیر را از وی گرفته است.
"رهبری" در این راستا می گوید:
((وقتی من وارد هنرستان شدم، آقای "مفتاح" رییس بودند و من از بچه هایی بودم که بیرون هنرستان و در تلویزیون و در محافل خصوصی کارهایی می کردم و اصطلاحا در آن زمان عنوان مطربی به آن می دادند. آقای "مفتاح" با من خیلی مشکل داشت و اغلب مرا در دفتر صدا می کردند و چندین بار هم تهدید کردند که از هنرستان بیرون می کنند و اگر من را دوباره در تلویزیون با خوانندگانی مانند "گوگوش" ببینند. آقای "دهلوی" که آمدند متوجه شدند که من خیلی با استعداد هستم و به این دلیل می روم دنبال این کارها و فقط برای پول درآوردن و اسم در کردن نیست و با این شناخت حسابی به من نزدیک شدند و پس از گذشت ۶ ماه، یک روز گفتند که من فکر می کنم که این "علی رهبری" آینده درخشانی داشته باشند و این جمله از همان زمان کودکی چقدر بر روی من تاثیرگذار بوده است. استاد "دهلوی" با من بصورت خصوصی تلفیق شعر و موسیقی کار می کردند بطوری که در سن ۱۸ یا ۱۹ سالگی بعد از دریافت دیپلم وارد آکادمی وین شدم و آنقدری بلد بودم که انگار امتحان آخر در وین بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ناهیددایی_جواد
از زبان خودش
«دهه 20 جذابترین تفریح مردم در خانهها رادیو بود. پخش موسیقیهای دلنشین و اصیل از رادیو مرا به آواز علاقمند کرده بود، آن روزها بانو #دلکش در اوج شهرت بود و من صدای او را نه ولی تحریرهایش را تقلید میکردم. پدرم #عبدالباقی_داییجواد به همراه #منوچهرسلطانی از شاگردان شاعر و نوازنده بنام، #ابوالحسنخان_صبا بود. پدر تا مدتی ویولن را از مرحوم #صبا فراگرفت و بعدازآن میگفت که بهاندازه #منوچهر استعداد ندارد و ازآنجاییکه دیپلم بازرگانی داشت به تجارت پرداخت. مرحوم #صبا بسیار زیاد به پدرم سفارش میکرد که #ناهید را به رادیو بفرست. آن دوره گرچه خواندن برای زنان مانع قانونی نداشت اما قبح داشت و جامعه و عرف آن را نمیپذیرفت و اصفهان بانوی آوازخوان نداشت.»
#ناهیدداییجواد که در مسیر اصالتهای هنری گام نهادن، او را به یکی از چهره محبوب معاصر در فرهنگ و هنر اصفهان بدل کرده است، اینگونه از آغاز فعالیت هنریاش سخن میگوید. او که در دهه 40 فعالیتش را از رادیو اصفهان آغاز کرده و اما نبوغ هنریاش خیلی زود وی را به رادیو ایران و برنامههای محبوب و خاطرهساز «گلهای رنگارنگ» وارد کرد. گرچه در ابتدای زندگی در شهر اصفهان و البته دختر خانوادهای سرشناس بودن، ورود او به عرصه هنر را محدود میکرد.
او میگوید: «سالهای کودکیام در باغی چند جریبی در محله احمدآباد و کوچه پاچنار و مقبره دارالبطیخ یا بهاصطلاح عامیانه دالبتی سپری شد، به همراه پدربزرگانم حسن و حسین داییجواد زندگی میکردیم که تاجر چای و دخانیات بودند و در میدان عتیق و بازار حجره داشتند.»
در این باغ و نارنجستان چند جریبی با انبوه درختان میوه و آبنمایی بزرگ، رفتوآمدهای فراوانی نیز از میان رجال و بزرگان سالیان سال در جریان بود. ازجمله این رجال میتوان از آیتا... حسن مدرس تا ابوالحسنخان صبا نام برد که با حسن داییجواد همنشین بودند.
«پدر پدرم، حسن داییجواد اغلب حسابوکتاب تجارتها و اقتصاد حجره و منزل را مدیریت میکرد و حتی به خاطر دارم که برای مبادلات تجاری با دوچرخه سفر میکرد. پدر مادرم حسین داییجواد اهل معاشرتهای بیرون از منزل و رفتوآمد در شهربانی و ادارات دولتی بود و به همت او نخستین اداره بلدیه در اصفهان راهاندازی شد.»
«از همان کودکی به آواز علاقمند بودم و تنها پدرم، حامی من در این راه بود و بقیه خانواده آن را قبح میدانستند. سال 1339 بهتازگی دیپلم گرفته بودم. آن دوره #جهانبخش_پازوکی با رادیو اصفهان همکاری میکرد تا اینکه #هوشمندعقیلی و #جهانبخش_پازوکی در اصفهان کنسرتی را برگزار کردند و من در بخشی از آن مراسم، قطعه بردی از یادم بانو #دلکش را به همراه نوازندگی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و گویا در آن مجلس، #سیروس_ساغری حضور داشت و بعد از اجرای من به پشتصحنه آمد و گفت که آهنگی بهنام #غروب_کوهستان دارد و پیشنهاد داد که من آن را در رایو اجرا کنم.»
«قبول کردم و این آهنگ را با همکاری گروه #ارکستررادیواصفهان که متشکل از جهانبخش پازوکی، قدرتا... راستی، سعادت نورده، علی ساغری، سیروس ساغری، جهانگیر بهشتی، جمشید شاهین و ابوالفضل سهیلی بود خواندم و ضبط شد، اما از جانب مادر و بزرگان خانواده ما اجازه پخش در رادیو را نداشت.»
«اینکه آوازخوانی در خانواده ما خوبیت ندارد، دختر اصیل و خانوادهدار آواز نمیخواند، برای خانواده سرشناس #دایی_جواد قبح دارد که دخترشان آوازخوان باشد و ازایندست صحبتها، بگومگوهای خانواده ما شده بود و در این میان تنها مرحوم پدرم پشتیبان من بود.»
#ناهیدداییجواد ادامه میدهد: «پدرم ترتیب یک میهمانی خانوادگی مردانه را داد و همه بزرگان فامیل جمع شدند و همه یکصدا میگفتند که #ناهید باید ازدواج کند. داییام، جواد دایی جواد وکیل دادگستری بود و بسیار خوشصحبت. در آن میهمانی بابیان دلایل منطقی توانست همه را متقاعد کند که به من حق بدهند که خودم برای زندگیام تصمیم بگیرم و با پایبندی به اصول و حفظ چارچوبهای اخلاقی وارد عرصه هنر شوم.»
«سال 1341 قرار بود مسابقه آوازخوانی استانها به میزبانی اصفهان و در ساختمان رادیو در خیابان شهناز (شمسآبادی) برگزار شود. از تمام شهرها شرکتکنندگان آمده بودند و در ابتدا قرار بود که مرحوم #تاج_اصفهانی به نمایندگی از اصفهان هنرنمایی کند اما بعد قرعه به نام من افتاد.»
🌸🌿
🔴#ناهیددایی_جواد
از زبان خودش
«دهه 20 جذابترین تفریح مردم در خانهها رادیو بود. پخش موسیقیهای دلنشین و اصیل از رادیو مرا به آواز علاقمند کرده بود، آن روزها بانو #دلکش در اوج شهرت بود و من صدای او را نه ولی تحریرهایش را تقلید میکردم. پدرم #عبدالباقی_داییجواد به همراه #منوچهرسلطانی از شاگردان شاعر و نوازنده بنام، #ابوالحسنخان_صبا بود. پدر تا مدتی ویولن را از مرحوم #صبا فراگرفت و بعدازآن میگفت که بهاندازه #منوچهر استعداد ندارد و ازآنجاییکه دیپلم بازرگانی داشت به تجارت پرداخت. مرحوم #صبا بسیار زیاد به پدرم سفارش میکرد که #ناهید را به رادیو بفرست. آن دوره گرچه خواندن برای زنان مانع قانونی نداشت اما قبح داشت و جامعه و عرف آن را نمیپذیرفت و اصفهان بانوی آوازخوان نداشت.»
#ناهیدداییجواد که در مسیر اصالتهای هنری گام نهادن، او را به یکی از چهره محبوب معاصر در فرهنگ و هنر اصفهان بدل کرده است، اینگونه از آغاز فعالیت هنریاش سخن میگوید. او که در دهه 40 فعالیتش را از رادیو اصفهان آغاز کرده و اما نبوغ هنریاش خیلی زود وی را به رادیو ایران و برنامههای محبوب و خاطرهساز «گلهای رنگارنگ» وارد کرد. گرچه در ابتدای زندگی در شهر اصفهان و البته دختر خانوادهای سرشناس بودن، ورود او به عرصه هنر را محدود میکرد.
او میگوید: «سالهای کودکیام در باغی چند جریبی در محله احمدآباد و کوچه پاچنار و مقبره دارالبطیخ یا بهاصطلاح عامیانه دالبتی سپری شد، به همراه پدربزرگانم حسن و حسین داییجواد زندگی میکردیم که تاجر چای و دخانیات بودند و در میدان عتیق و بازار حجره داشتند.»
در این باغ و نارنجستان چند جریبی با انبوه درختان میوه و آبنمایی بزرگ، رفتوآمدهای فراوانی نیز از میان رجال و بزرگان سالیان سال در جریان بود. ازجمله این رجال میتوان از آیتا... حسن مدرس تا ابوالحسنخان صبا نام برد که با حسن داییجواد همنشین بودند.
«پدر پدرم، حسن داییجواد اغلب حسابوکتاب تجارتها و اقتصاد حجره و منزل را مدیریت میکرد و حتی به خاطر دارم که برای مبادلات تجاری با دوچرخه سفر میکرد. پدر مادرم حسین داییجواد اهل معاشرتهای بیرون از منزل و رفتوآمد در شهربانی و ادارات دولتی بود و به همت او نخستین اداره بلدیه در اصفهان راهاندازی شد.»
«از همان کودکی به آواز علاقمند بودم و تنها پدرم، حامی من در این راه بود و بقیه خانواده آن را قبح میدانستند. سال 1339 بهتازگی دیپلم گرفته بودم. آن دوره #جهانبخش_پازوکی با رادیو اصفهان همکاری میکرد تا اینکه #هوشمندعقیلی و #جهانبخش_پازوکی در اصفهان کنسرتی را برگزار کردند و من در بخشی از آن مراسم، قطعه بردی از یادم بانو #دلکش را به همراه نوازندگی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و گویا در آن مجلس، #سیروس_ساغری حضور داشت و بعد از اجرای من به پشتصحنه آمد و گفت که آهنگی بهنام #غروب_کوهستان دارد و پیشنهاد داد که من آن را در رایو اجرا کنم.»
«قبول کردم و این آهنگ را با همکاری گروه #ارکستررادیواصفهان که متشکل از جهانبخش پازوکی، قدرتا... راستی، سعادت نورده، علی ساغری، سیروس ساغری، جهانگیر بهشتی، جمشید شاهین و ابوالفضل سهیلی بود خواندم و ضبط شد، اما از جانب مادر و بزرگان خانواده ما اجازه پخش در رادیو را نداشت.»
«اینکه آوازخوانی در خانواده ما خوبیت ندارد، دختر اصیل و خانوادهدار آواز نمیخواند، برای خانواده سرشناس #دایی_جواد قبح دارد که دخترشان آوازخوان باشد و ازایندست صحبتها، بگومگوهای خانواده ما شده بود و در این میان تنها مرحوم پدرم پشتیبان من بود.»
#ناهیدداییجواد ادامه میدهد: «پدرم ترتیب یک میهمانی خانوادگی مردانه را داد و همه بزرگان فامیل جمع شدند و همه یکصدا میگفتند که #ناهید باید ازدواج کند. داییام، جواد دایی جواد وکیل دادگستری بود و بسیار خوشصحبت. در آن میهمانی بابیان دلایل منطقی توانست همه را متقاعد کند که به من حق بدهند که خودم برای زندگیام تصمیم بگیرم و با پایبندی به اصول و حفظ چارچوبهای اخلاقی وارد عرصه هنر شوم.»
«سال 1341 قرار بود مسابقه آوازخوانی استانها به میزبانی اصفهان و در ساختمان رادیو در خیابان شهناز (شمسآبادی) برگزار شود. از تمام شهرها شرکتکنندگان آمده بودند و در ابتدا قرار بود که مرحوم #تاج_اصفهانی به نمایندگی از اصفهان هنرنمایی کند اما بعد قرعه به نام من افتاد.»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
هرزنی یک شعراست
گاه همپای دلش پرشور
گاه غمگین،
گاه تا اوج شقاوت، لبخند
گاه تا عمق وجودش، محزون.
هرزنی یک شعر است
شعری ازبوی خوش گندمزار
شعری ازجنس بلوغِ یک احساس
شعری از ته مانده یک جامِ شراب
هر زنی یک شعر است
شعری از آینه در آینه
سخت تر، زیباتر، زیباتر.
هر زنی یک شعر پر از
فصل فصلِ حادثه است
هر زنی یک غزل است.
✍️ #صبا_پورنگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
هرزنی یک شعراست
گاه همپای دلش پرشور
گاه غمگین،
گاه تا اوج شقاوت، لبخند
گاه تا عمق وجودش، محزون.
هرزنی یک شعر است
شعری ازبوی خوش گندمزار
شعری ازجنس بلوغِ یک احساس
شعری از ته مانده یک جامِ شراب
هر زنی یک شعر است
شعری از آینه در آینه
سخت تر، زیباتر، زیباتر.
هر زنی یک شعر پر از
فصل فصلِ حادثه است
هر زنی یک غزل است.
✍️ #صبا_پورنگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
هرزنی یک شعراست
گاه همپای دلش پرشور
گاه غمگین،
گاه تا اوج شقاوت، لبخند
گاه تا عمق وجودش، محزون.
هرزنی یک شعراست
یک غزل ازجنس
تک بیت خدا
شعری ازبوی خوش گندمزار
شعری ازجنس بلوغ یک احساس
شعری از ته مانده یک جام شراب
شعری ازگوشه یک چارقد
خیس ازاشک ونیاز؛
هرزنی یک شعراست
شعری ازآینه درآینه
سختتر،زیباتر،زیباتر.
هرزنی یک شعرپراز
فصل فصل حادثه است
هرزنی یک غزل است.
#صبا_پورنگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
هرزنی یک شعراست
گاه همپای دلش پرشور
گاه غمگین،
گاه تا اوج شقاوت، لبخند
گاه تا عمق وجودش، محزون.
هرزنی یک شعراست
یک غزل ازجنس
تک بیت خدا
شعری ازبوی خوش گندمزار
شعری ازجنس بلوغ یک احساس
شعری از ته مانده یک جام شراب
شعری ازگوشه یک چارقد
خیس ازاشک ونیاز؛
هرزنی یک شعراست
شعری ازآینه درآینه
سختتر،زیباتر،زیباتر.
هرزنی یک شعرپراز
فصل فصل حادثه است
هرزنی یک غزل است.
#صبا_پورنگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity