🎼
#موسیقی_ایرانی
#داوود_پیرنیا_و_برنامه_گلها
#قسمت_اول_گلهای_جاویدان

در سالهای دهه ۳۰ خورشیدی، موسیقی ایران، در همه ی حوزه های زندگانی خود، روی به دگرگونی هایی نهاده بود. نفوذ و تاثیر موسیقی غرب، به ویژه موسیقی جاز و پاپ، جوانان و حتی میان سالان را به سوی خود کشانیده و موسیقی سنتی بازمانده از دوران قاجار، بردِ اجتماعی خود را رفته رفته از دست داده و نیازمند دگرگونی هایی شده بود. شاگردانِ مکتب زنده یاد "علی نقی خان وزیری" و "ابوالحسن صبا" هر یک به سهمِ خود، می کوشیدند با تکیه بر نوآوری، زنگار ملال را از بدنه و کالبد این موسیقی بزدایند.

این شد که شیوه تکنوازی ها، تغییر کرده و آهنگ ها و تصنیف ها، از جاذبه ی بیشتری برخوردار شده بود. این کوشش های همه جانبه البته نیز، سخت موثر افتاد و موسیقی سنتی را از ورطه ی ملال و یکنواختی به درآورد. اما در میانِ همه برنامه ها، جای برنامه ای خالص و فاخر و پیشرو که همه ی ابعاد ارزشِ این موسیقی را آشکار سازد، خالی مانده بود، برنامه ای که از مضراب زدنهای تقلیدی، فراتر رود و جلوه های رنگارنگِ خویشاوندی میانِ شعر و موسیقی را در پهنه ی فرهنگ ایران به تماشا بگذارد.

باری این جای خالی را شادروان "داوود پیرنیا"- مردی از فرهیختگان ایران زمین – با تهیه و تدوین برنامه ای با عنوان برنامه ی گلهای جاویدان پر کرد. گلهایی از گلزار ادبیات ایران، درآمیخته ی با دل آویزترین نغمه های موسیقی سنتی. "داوود پیرنیا" از تحصیل کردگان دوره "رضاشاه" بود که در اروپا، درس حقوق خوانده و در بازگشت به ایران، به خدمت وزارت دادگستری درآمده بود. وی را از بنیان گذارانِ نخستین کانون وکلا در ایران نیز به شمار می آورند. "پیرنیا" در دوره ی صدارت "قوام السلطنه" به سمت معاونت او نیز برگزیده شد، اما ورای همه ی مشاغل قضایی و سیاسی از جوانی، دل و جانی وابسته به شعر و موسیقی داشت. در دیدارهای هفتگی خود، با دوستان نخبه ی فرهنگی، درباره ی موقعیت موسیقی آن روزگار شعر و موسیقی به بحث و گفتگو می پرداخت و ایده های خود را برای آینده با آنان در میان می گذاشت.

در یکی از این نشست ها که با حضور نام آورانی چون "علی دشتی"، "بدیع الزمان فروزانفر"، "لطفعلی صورتگر"، "حسن شهباز"، "رهی معیری" و "ابوالحسن خان صبا" برگزار می شد. "داوود پیرنیا" ساخت و پرداختِ یک برنامه رادیویی را برای جلوگیری از به ابتذال کشیده شدنِ شعر و موسیقی ایران پیشنهاد کرد و برنامه ی گلهای جاویدان نام گرفت، که به معرفی دکلمه سروده های شاعران نام آورِ ایران و اجرای موسیقی فاخر سنتی ایران می پرداخت. در نخستین برنامه ی گلهای جاویدان، که در نوروز سال ۱۳۳۵ خورشیدی از رادیو ایران پخش می شد،
"عبدالعلی وزیری"، "احمد عبادی" و "علی تجویدی" بودند که هنرمایی داشتند. برنامه "داوود پیرنیا" تنها به گلهای جاویدان، محدود نمی شد و در طی ۲۲ سال فعالیت، شاخه های پربارِ دیگری نیز پیدا کرد و حتی پس از مرگِ او با نامِ گل های تازه به سرپرستی "هوشنگ ابتهاج"، شاعرِ گرانمایه ی کشورمان به کار خود ادامه داد. در مجموع، حدود ۱۴۰ برنامه شعر و موسیقی فاخر سنتی در قالب حدود ۸۹۰ ساعت به ضبط و پخش درآمد و گنجینه ای سترگ و گرانبها را برای فرهنگ ایران به یادگار گذاشت.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#غلامحسین_بنان
(زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰
درگذشته ٨ اسفند ۱٣۶۴)
خوانندهٔ موسیقی کلاسیک ایرانی


بنان در ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ در تهران متولد شد.
او از سالهای ۱۳۲۱ تا دههٔ ۱۳۵۰ در زمینهٔ موسیقی ملی ایران فعالیت داشت.

از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عده‌ای از هنرمندان دیگر از رادیو به گوش مردم رسید.

#روح‌الله_خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه "گلهای رنگارنگ" بنا به دعوت #داوود_پیرنیا همکاری داشت.

او در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدای بنان زیر و بم‌ها و تحریرهای صدای اوست.

بنان هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. مانند تصنیف "الهه ناز".

برخی بنان را بزرگترین اجرا کننده سبک "وزیری - خالقی" می‌دانند.

او همچنین در کنار #ادیب_خوانساری از اجراکنندگان آثار #صبا و #محجوبی بود. بنان همچنین به مرکب‌خوانی و تلفیق شعر و موسیقی مسلط بود.

ارکستر رادیو به رهبری #روح‌الله_خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت #پرویز_یاحقی، #علی_تجویدی، #مرتضی_محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روح‌الله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی رادیو رسید.

غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌ گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری از او به جا مانده‌است.

در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جادهٔ کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرد.

از ترانه‌های بنان می‌توان به آهنگ "آذربایجان" در دستگاه شور، "آمدی جانم به قربانت" در مایهٔ بوسلیک، "الهه ناز" در مایهٔ دشتی، "بهار دلنشین" در آواز اصفهان، "بوی جوی مولیان" در آواز اصفهان، تصنیف "توشه عمر" در دستگاه همایون، "یار رمیده"، "می‌ناب"، "خاموش"،" مرا عاشقی شیدا" در دستگاه سه گاه، "من از روز ازل" در دستگاه سه گاه، "نوای نی" در آواز دشتی و سرود "ای ایران" در مایهٔ دشتی اشاره کرد.

غلامحسین بنان ۸ اسفند ۱۳۶۴ در تهران درگذشت و بر خلاف وصیتش که مایل بود در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شود، در ۱۰ اسفند در اما‌مزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
ارزش موسيقايی در آوازخوانی های #غلامحسين_بنان از پيوند در عامل طبيعی و هنری شکل می گيرد.

عامل طبيعی، جنس و رنگ صدای اوست که در تاريخ موسيقی سنتی ايران اگر نگوييم بی نظير، دست کم کمياب است. وقتی حرف از صدا و آواز به ميان می آيد، همه پيش از هر چيز به "ششدانگ" بودن آن می انديشند. حال آن که موسيقی سنتی ايران بيش از صدای ششدانگی، صدای "با حال" می طلبد. جيغ و فرياد چندان با مزاجش سازگار نيست. اهل نجوا و زمزمه است.

صدای #بنان همانی است که موسيقی سنتی ايران می طلبد. نه تنها حجم ضروری برای اجرای راحت آن را دارد که با ويژگی های عاطفی آن نيز سازگاری نشان می دهد.

صدای او از "بم های ميانی"، صدای مردانه است (نزديک به باريتون) و جان می دهد برای جلادادن به محتوای عرفانی شعر و موسيقی سنتی.

غلت و تحرير های کوتاه - و نه بلند- در صدای او، حرکت های آرام و غير جهشی در خط سير آوازهای سنتی همخوانی دارد و به خواب و بيدار مخمل می ماند.

اما اين ويژگی های طبيعی صوتی اگرچه ضروری است ولی کافی نيست. بايد با ويژگی های فنی و هنری درآميخته شود. صدا هر چه از "جنس خوش" باشد، تا درست پرورش پيدانکند، به آواز دلنشين تبديل نخواهد شد. دانايی هنری و توانايی فنی می طلبد. دانايی بر محتوای موسيقی و شعر سنتی و توانايی در اجرای ظريف پيوندی آن ها.

#غلامحسين_بنان مجموعه ای از اين داده های طبيعی و يافته های فنی و هنری را در خود داشت آن چه از خوانده های او به جای مانده می تواند برای خوانندگان ريز و درشت ما نقش سرمشق و "دستور" را ايفا کند.

#فريدون_مشيری توصيف دل انگيزی برای آواز خوانی های #بنان به دست داده است:

نغمه می غلتيد، گفتنی بر حرير
آبشار شعر، گل می ريخت، نغز و دلپذير

مخمل مهتاب بود اين يا طنين بال قو
پرنيان ِ ناز ِ آواز ِ سراپا حال او؟
#بنان را می‌توان به راستی بزرگ‌ترین اجرا کننده آهنگ‌های سبک #وزیری-خالقی دانست؛ البته او در کنار #ادیب_خوانساری از بهترین اجراکنندگان آثار #صبا و #محجوبی محسوب می‌شود و استعداد شگرف او در #مرکب‌خوانی و #تلفیق شعر و موسیقی بار‌ها ستایش موسیقی‌دانان معاصرش را بر انگیخته‌ است.

#روح_الله_خالقی می‌گوید:

«صوت #بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام» .
#داوود_پیرنیا 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۱ آبان سالروز درگذشت #داوود_پیرنیا

( زاده سال ۱۲۷۹ تهران -- درگذشته ۱۱ آبان ۱۳۵۰ تهران ) بنیانگذار برنامه رادیویی «گلها»

داوود پیرنیا فرزند حسن پیرنیا و مادرش دختر علاءالدوله از رجال قاجار بود و به دلیل گرایش‌ها و اعتقادات مذهبی اجازه حضور در عرصه موسیقی را به او ندادند اما آموزشهای پدرش که از روشنفکران آن دوران بود بر او بسیار تاثیر داشت. او تحصیلات ابتدایی را در منزل فراگرفت، سپس برای ادامه تحصیل و فراگیری زبان فرانسه وارد مدرسه سن‌لویی تهران شد. بعدها برای ادامه تحصیلات در رشته حقوق به سوئیس رفت.
پس از فراغت از تحصیل در رشته حقوق، به میهن بازگشت و وارد کارهای دولتی شد. وی مؤسس کانون وکلا در ایران بود و پس از انتقال از وزارت دادگستری به وزارت دارایی، اقدام به تأسیس اداره آمار در ایران کرد. در سال ۱۳۲۵ که احمد قوام نخست‌وزیر شد، او را مدیر کل بازرسی نخست‌وزیری کرد و پس از چند ماه معاون نخست‌وزیر شد.
حقوقدان و مؤسس کانون وکلا در ایران، پایه‌گذار و مدیر برنامه رادیویی گلها در رادیو تهران (بعدها رادیو ایران) در سال ۱۳۳۵ و در پی آن برنامه گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل و گلهای صحرایی (بر مبنای ترانه‌های محلی) و مبدع گروه موسیقی رادیو بوده‌است.
نخستین برنامه‌های کودک رادیو هم از کارهای او به شمار می‌آید؛ حتی نخستین بار پسر خردسال خود را به گویندگی این برنامه گماشت. گاهی هم دستی به قلم می‌برد و مقالاتی می‌نوشت. آثار او در برخی نشریات سال‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ منتشر شده‌اند.
پس از سقوط دولت قوام، مشاغل دولتی را کنار گذاشت و با میراثی که از پدر به او رسیده بود، به مطالعه در زمینه موسیقی ایران پرداخت و به جمع آوری آهنگهای اصیل ایرانی مشغول شد.
پیرنیا توانست نظر مقامات سازمان برنامه و بودجه را به اهمیت ترویج موسیقی اصیل ایرانی جلب کند و پس از اختصاص اعتبار، اقدام به تشکیل ارکستری با شرکت نوازندگان، خوانندگان و آهنگسازان صاحب نام آن دوره کرد و اینگونه نطفه‌ی گلها در آشفته بازار موسیقی ایران بسته شد.
آغاز پخش برنامه گلهای رنگارنگ در سال ۱۳۳۴ از رادیو تهران، حاصل این کوشش وی بود. او را باید مؤسس برنامه‌های موسیقی «گلهای رنگارنگ»، «گلهای جاویدان»، «یک شاخه گل»، «گلهای صحرایی» و «برگ سبز» دانست. برنامه‌های او تحولی در موسیقی رادیو به وجود آورد.
اوایل برنامه گلهای رنگارنگ که با صدای خانم مرضیه آغاز شد، بیشتر خواندن شعر و همراهی یک ساز بود که بعدها رفته رفته به آواز و موسیقی تبدیل شد. همکاری استادان موسیقی ایرانی مانند ابوالحسن صبا، غلامحسین بنان، بانو مرضیه و مرتضی محجوبی، شناخت پیرنیا از شعر و ادب و موسیقی ایران و وسواس و سلیقه او در انتخاب اشعار و قطعات موسیقی، باعث استقبال مردم از برنامه گلها شد.
در آبان ۱۳۴۵ که او پس از مدتی بیماری به رادیو بازگشت، به درخواست چند تن قرار شد از کارهای وی بازرسی شود. پیرنیا پس از این ماجرا بلافاصله استعفا داد و برنامه گلهای ۴۰۵ آخرین برنامه‌ای است که زیرنظر وی ضبط شد.
داوود پیرنیا در ۷۱ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#داوود_پیرنیا_و_برنامه_گلها

مجموعه ی برنامه ی فاخرِ گلها شامل حدود ۱۴۰۰ برنامه ی رادیویی بود که در ۸۸۶ ساعت ظرفِ ۲۳ سال، از ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۷ خورشیدی پخش می شد. این برنامه ها شاملِ شرحِ ادبی و دکلمه ی شعر همراه با موسیقی بود و در میانِ آنها قطعه های تکنوازی هم وجود داشت.

طی بیست و سه سال پخشِ این برنامه ها، از منتقدانِ برجسته ی ادبی، گویندگانِ مشهورِ رادیویی، خوانندگان، تصنیف سازان و موسیقیدانانِ ایرانی برای شرکت در آنها دعوت می شد. برنامه ها فقط نمونه های عالی موسیقی نبودند، بلکه نمونه ی والای بیانِ هنرمندانه و ناب ادبی اند که، در مجموع، بیش از دویست شاعرِ کلاسیک و مدرن در آن معرفی شده و بدین سان معیارهای ادبی و موسیقایی خاصی را می آفریند که هنوز هم در ایران، با تحسین به آن نگاه می کنند و آن را همچون دایره المعارفِ موسیقی و شعر می دانند.

شادروان "داوود پیرنیا" ( ۱۵ خرداد ۱۲۸۶ – ۱۱ آبان ۱۳۵۰) بانی و تهیه کننده ی اصلی برنامه های گلها، پرورده ی خانواده ایرانیِ میهن پرست و برجسته ای بود که نسل اندر نسل نقش های متنوع و ارزشمندی در ادبیات، تاریخ نگاری و زندگی عمومی و سیاسی ایران داشته است. خوب است که پیش از بررسی زندگی "پیرنیا"، به ارزیابی نقشِ تأثیرگذارِ او در آفرینشِ برنامه های رادیویی گل ها و تأثیر این برنامه ها در احیای موسیقی و آواز در ایران بپردازیم.

در اینجا بررسی اوضاع و احوال تاریخی ایران، بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، کاملاً ضروری ست. در ۲۸ مرداد ۱۳۲۰، نیروهای متفقین، متشکل از بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی سابق، وارد ایران شدند، "رضاشاه" از سلطنت خلع شد و به تبعید رفت، در حالیکه متفقین کنترل کامل ارتباطات و راه آهن ایران را به دست گرفتند. در ۱۳۲۱ خورشیدی ایالات متحده آمریکا، نیروی نظامی به ایران فرستاد تا به حفظ و راه اندازی بخش هایی از راه آهن بپردازد.

در همان سال، بریتانیا و روسیه توافق نامه ای با ایران امضا کردند که به استقلالِ ایران احترام بگذارند و پس از جنگ، ظرفِ شش ماه_ بنا به تاکید کنفرانس ۱۹۴۳میلادیِ تهران_، نیروهای خود را خارج کنند. با این همه در ۱۳۲۴، روسیه حاضر به ترکِ استان های شمالی کشور نشد و علاوه بر آن، از جنبش های جدایی طلب در آذربایجان ایران حمایت کرد. در اوضاع و احوالِ سياسيِ مشخصاً پرآشوبِ دهه ی ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در ایران، چندان جای شگفتی نیست که وضعیتِ موسیقی ایرانی در طولِ دهه ها مواجه با تهدید نشود.

در خلالِ جنگ جهانی و پس از آن، به دليل دخالت فرآیندهای خارجی در امور ایران، به ویژه دخالت انگلیس و پس از آن روسیه و طبعاً آمریکا، و در جریان نخست وزیری دکتر "محمد مصدق"، شاهدِ نفوذِ غرب، اعراب و ترک ها در موسیقی ایرانی، به طور خاص، و فرهنگ مردمی ایران، به طور عام، هستیم، متأسفانه این تأثيرها به طور کلی از سنت های والای موسیقی کلاسیک و مدرن غرب، عربی یا ترکی گرفته نمی شد، بلکه عمدتاً موسیقی های عوامانه و فرهنگی خیابانی این فرهنگ ها به درونِ موسیقی ایران نفوذ می کرد.

در نتیجه نوعی ابتذالِ عوامانه در موسیقی ایرانی راه یافت و گنجینه ی موسیقی کلاسیک ایران و غزل های شاعران اصیل به دست غفلت و فراموشی افتاد. از ۱۳۲۵ به بعد، در مقالات و سرمقاله های روزنامه های آن روزه ی بسیاری از موسیقیدانان، آهنگسازان، ترانه سرایان و شاعرانِ بزرگ در تهران، نگرانی خود را از روندِ موسیقی ملی ابراز داشتند و برای اُفت و انحطاطِ آن به سوگ نشستند، در حالیکه بارها بر فقدان حمایت و ایجاد اختلال در رشد موسیقی به دست وزارت فرهنگ اشاره می کردند.

در مجله ی رادیو ایران، در همان ایام، زنده یاد "مشير همایون شهردار" طی مقاله ای وضعیت بحرانی موسیقی را تشریح نموده بود، او در توضیحِ انحطاط در موسیقی ایران مدعی بود که فقط پیروی از موسیقی سطح پایین و بازاری خارجی نبود که به فساد موسیقی ایرانی انجامیده است، بلکه نفوذِ موسیقی عربی نیز به این فساد دامن زده، خوانندگان و موسیقیدانانِ در رادیو، که عموماً از موسیقی بین المللی تقلید می کردند، به اجرای آوازها و آهنگ هایی می پرداختند که نه فقط ربطی به موسیقی اصیل ایرانی نداشت، بلکه از معیارهای موسیقی بین المللی هم پیروی نمی کرد.

"شهردار" بعدها در گفتگویی اظهار داشت که اعمالِ نفوذ، طرفداری افراطی و پارتی بازی، سبب شده بود تا پخشِ موسیقی در رادیو دچار انحطاطی مداوم بشود و در واقع تبدیل به وسیله ای تبلیغاتی برای برخی از موسیقیدانان شود که آنها را قادر می کرد تا متکی بر شهرت خود، با اجرا در عروسی ها و موقعیتِ های مشابه، استفاده ی مالی ببرند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#داوود_پیرنیا_و_برنامه_گلها

در سالهای دهه ۳۰ خورشیدی، موسیقی ایران، در همه ی حوزه های زندگانی خود، روی به دگرگونی هایی نهاده بود. نفوذ و تاثیر موسیقی غرب، به ویژه موسیقی جاز و پاپ، جوانان و حتی میان سالان را به سوی خود کشانیده و موسیقی سنتی بازمانده از دوران قاجار، بردِ اجتماعی خود را رفته رفته از دست داده و نیازمند دگرگونی هایی شده بود. شاگردانِ مکتب زنده یاد "علی نقی خان وزیری" و "ابوالحسن صبا" هر یک به سهمِ خود، می کوشیدند با تکیه بر نوآوری، زنگار ملال را از بدنه و کالبد این موسیقی بزدایند.

این شد که شیوه تکنوازی ها، تغییر کرده و آهنگ ها و تصنیف ها، از جاذبه ی بیشتری برخوردار شده بود. این کوشش های همه جانبه البته نیز، سخت موثر افتاد و موسیقی سنتی را از ورطه ی ملال و یکنواختی به درآورد. اما در میانِ همه برنامه ها، جای برنامه ای خالص و فاخر و پیشرو که همه ی ابعاد ارزشِ این موسیقی را آشکار سازد، خالی مانده بود، برنامه ای که از مضراب زدنهای تقلیدی، فراتر رود و جلوه های رنگارنگِ خویشاوندی میانِ شعر و موسیقی را در پهنه ی فرهنگ ایران به تماشا بگذارد.

باری این جای خالی را شادروان "داوود پیرنیا"- مردی از فرهیختگان ایران زمین – با تهیه و تدوین برنامه ای با عنوان برنامه ی گلهای جاویدان پر کرد. گلهایی از گلزار ادبیات ایران، درآمیخته ی با دل آویزترین نغمه های موسیقی سنتی. "داوود پیرنیا" از تحصیل کردگان دوره "رضاشاه" بود که در اروپا، درس حقوق خوانده و در بازگشت به ایران، به خدمت وزارت دادگستری درآمده بود. وی را از بنیان گذارانِ نخستین کانون وکلا در ایران نیز به شمار می آورند. "پیرنیا" در دوره ی صدارت "قوام السلطنه" به سمت معاونت او نیز برگزیده شد، اما ورای همه ی مشاغل قضایی و سیاسی از جوانی، دل و جانی وابسته به شعر و موسیقی داشت. در دیدارهای هفتگی خود، با دوستان نخبه ی فرهنگی، درباره ی موقعیت موسیقی آن روزگار شعر و موسیقی به بحث و گفتگو می پرداخت و ایده های خود را برای آینده با آنان در میان می گذاشت.

در یکی از این نشست ها که با حضور نام آورانی چون "علی دشتی"، "بدیع الزمان فروزانفر"، "لطفعلی صورتگر"، "حسن شهباز"، "رهی معیری" و "ابوالحسن خان صبا" برگزار می شد. "داوود پیرنیا" ساخت و پرداختِ یک برنامه رادیویی را برای جلوگیری از به ابتذال کشیده شدنِ شعر و موسیقی ایران پیشنهاد کرد و برنامه ی گلهای جاویدان نام گرفت، که به معرفی دکلمه سروده های شاعران نام آورِ ایران و اجرای موسیقی فاخر سنتی ایران می پرداخت. در نخستین برنامه ی گلهای جاویدان، که در نوروز سال ۱۳۳۵ خورشیدی از رادیو ایران پخش می شد،
"عبدالعلی وزیری"، "احمد عبادی" و "علی تجویدی" بودند که هنرمایی داشتند. برنامه "داوود پیرنیا" تنها به گلهای جاویدان، محدود نمی شد و در طی ۲۲ سال فعالیت، شاخه های پربارِ دیگری نیز پیدا کرد و حتی پس از مرگِ او با نامِ گل های تازه به سرپرستی "هوشنگ ابتهاج"، شاعرِ گرانمایه ی کشورمان به کار خود ادامه داد. در مجموع، حدود ۱۴۰ برنامه شعر و موسیقی فاخر سنتی در قالب حدود ۸۹۰ ساعت به ضبط و پخش درآمد و گنجینه ای سترگ و گرانبها را برای فرهنگ ایران به یادگار گذاشت.
برنامه ی گلها، حاصلِ کارِ گروهیِ شاعران، آهنگسازان و نوازندگانِ برجسته ای بود، که شمارِ بسیاری از آنها، در درازای نیم قرن اخیر، چشم از جهان فروبسته اند، که اگر آنها به میدان نمی آمدند، کوشش های شادروان "داوود پیرنیا" و دیگر مسئولانِ برنامه، به جایی نمی رسید. بارِ اصلی و محتواییِ نخستین برنامه ها را تکنوازانِ کمال یافته ای چون، "لطف الله مجد"، "احمد عبادی"، "ابوالحسن صبا" و "حسن کسایی" بر دوش داشتند و موفقیت آنها، پای نوازندگان دیگر را نیز به این برنامه باز کرده بود. در نخستین برنامه گلهای جاویدان که در نوروز سال ۱۳۳۵ خورشیدی به اجرا درآمد، نوازنده ی برجسته و شیرین کارِ سه تار، استاد "احمد عبادی" شرکت داشته و آواز "عبدالعلی وزیری" را همراهی کرده است.
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۱ آبان سالروز درگذشت #داوود_پیرنیا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۱ آبان سالروز درگذشت #داوود_پیرنیا

( زاده سال ۱۲۷۹ تهران -- درگذشته ۱۱ آبان ۱۳۵۰ تهران ) بنیانگذار برنامه رادیویی «گلها»

داوود پیرنیا فرزند حسن پیرنیا و مادرش دختر علاءالدوله از رجال قاجار بود و به دلیل گرایش‌ها و اعتقادات مذهبی اجازه حضور در عرصه موسیقی را به او ندادند اما آموزشهای پدرش که از روشنفکران آن دوران بود بر او بسیار تاثیر داشت. او تحصیلات ابتدایی را در خانه فراگرفت، سپس برای ادامه تحصیل و فراگیری زبان فرانسه وارد مدرسه سن‌لویی تهران شد. بعدها برای ادامه تحصیلات در رشته حقوق به سوئیس رفت.
پس از فراغت از تحصیل در رشته حقوق، به میهن بازگشت و وارد کارهای دولتی شد. وی مؤسس کانون وکلا در ایران بود و پس از انتقال از وزارت دادگستری به وزارت دارایی، اقدام به تأسیس اداره آمار در ایران کرد. در سال ۱۳۲۵ که احمد قوام نخست‌وزیر شد، او را مدیرکل بازرسی نخست‌وزیری کرد و پس از چند ماه معاون نخست‌وزیر شد.
حقوقدان و مؤسس کانون وکلا در ایران، پایه‌گذار و مدیر برنامه رادیویی گلها در رادیو تهران (بعدها رادیو ایران) در سال ۱۳۳۵ و در پی آن برنامه گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل و گلهای صحرایی (بر مبنای ترانه‌های محلی) و مبدع گروه موسیقی رادیو بوده‌است.
نخستین برنامه‌های کودک رادیو هم از کارهای او به شمار می‌آید؛ حتی نخستین بار پسر خردسال خود را به گویندگی این برنامه گماشت. گاهی هم دستی به قلم می‌برد و مقالاتی می‌نوشت. آثار او در برخی نشریات سال‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ منتشر شده‌اند.
پس از سقوط دولت قوام، مشاغل دولتی را کنار گذاشت و با میراثی که از پدر به او رسیده بود، به مطالعه در زمینه موسیقی ایران پرداخت و به جمع‌آوری آهنگهای اصیل ایرانی مشغول شد.
پیرنیا توانست نظر مقامات سازمان برنامه و بودجه را به اهمیت ترویج موسیقی اصیل ایرانی جلب کند و پس از اختصاص اعتبار، اقدام به تشکیل ارکستری با شرکت نوازندگان، خوانندگان و آهنگسازان صاحب نام آن دوره کرد و اینگونه نطفه‌ی گلها در آشفته بازار موسیقی ایران بسته شد.
آغاز پخش برنامه گلهای رنگارنگ در سال ۱۳۳۴ از رادیو تهران، حاصل این کوشش وی بود. او را باید مؤسس برنامه‌های موسیقی «گلهای رنگارنگ» «گلهای جاویدان» «یک شاخه گل» «گلهای صحرایی» و «برگ سبز» دانست. برنامه‌های او تحولی در موسیقی رادیو به وجود آورد.
اوایل برنامه گلهای رنگارنگ که با صدای خانم مرضیه آغاز شد، بیشتر خواندن شعر و همراهی یک ساز بود که بعدها رفته رفته به آواز و موسیقی تبدیل شد. همکاری استادان موسیقی ایرانی مانند ابوالحسن صبا، غلامحسین بنان، بانو مرضیه و مرتضی محجوبی، شناخت پیرنیا از شعر و ادب و موسیقی ایران و وسواس و سلیقه او در انتخاب اشعار و قطعات موسیقی، باعث استقبال مردم از برنامه گلها شد.
در آبان ۱۳۴۵ که او پس از مدتی بیماری به رادیو بازگشت، به درخواست چند تن قرار شد از کارهای وی بازرسی شود. پیرنیا پس از این ماجرا بلافاصله استعفا داد و برنامه گلهای ۴۰۵ آخرین برنامه‌ای است که زیرنظر وی ضبط شد.
داوود پیرنیا در ۷۱ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity